فهرست مطالب

معارف عقلی - پیاپی 37 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 37 (پاییز و زمستان 1397)
  • 148 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1398/10/15
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمداسماعیل عبداللهی*، محمد کرمی نیا صفحات 9-29

    اندیشه درباره دنیا و آخرت، زندگی و مرگ، فنا و بقا، تداوم یا انقطاع حیات، محدود بودن هستی به جهان ماده یا امتداد یافتن آن در عالمی غیرمادی، جزء جدایی‌ناپذیر حیات بشری بوده است. در این پژوهش برآنیم تا رابطه میان دنیا و آخرت در عرفان اسلامی را با تکیه بر اندیشه‌های امام خمینی; بررسی کنیم. در اندیشه عارفان، از دنیا و آخرت به عالم ظلمات و عالم نور تعبیر شده است و در واقع، در بیشتر موارد، عارفان با نکوهش عالم ظلمانی، در پی رسیدن به عالم نورانی بوده‌اند، اما در اندیشه امام خمینی; با تاثیرپذیری از اسلام، نه تنها دنیا امری نکوهیده شمرده نمی‌شود، بلکه می‌تواند واسطه و راهی برای رسیدن به عالم نورانی و آخرت باشد.

    کلیدواژگان: عرفان اسلامی، دنیا، آخرت، اسلام، امام خمینی
  • بهاء الدین اسکندری، علی علیزاده آملی * صفحات 31-56

    وجود برخی عوامل مشترک در عرفان و سوررئالیسم، عده‌ای را به برآن داشت تا حکم به مشابهت عرفان و سوررئالیسم کنند. عواملی همچون: شطح‌گویی‌های عارفان و نگارش خودکار سوررئالیست‌ها، ناهوشیاری بر خویشتن در لحظات سکر و فنا، جست‌وجوی راه رستگاری در مراحلی بالاتر از خویشتن معمول و زندگی عادی و در لحظات خلسه و اشراق، گونه‌ای عقل‌ستیزی، تاکید بر خیال، کوشش در شکستن غل و زنجیرهای خویش، تلاش در جهت تغییر دادن درک از دنیا، تاکید بر عشق و جست‌وجوی واقعیت در فراسو و در باطن واقعیت ظاهری از رهگذر خلسه، اشراق و ارج‌نهادن بر جنون، و رسیدن به معنا و حقیقت. اما تفاوت‌های میان این‌دو، تفاوتی عمیق و بنیادی است و اگر شباهتی وجود دارد، بیشتر در حوزه روش‌ها و ادعاها و آثار البته در بستری بسیار متفاوت- است؛ ولی وجود همین شباهت‌ها، پژوهشگران را به مقایسه میان آنها برانگیخته است؛ درحالی‌که این‌دو، هم در مقصد و هم در راه و هم در برداشت خویش از انسان و لایه‌های نهان وجود او، تفاوت‌هایی ژرف با یکدیگر دارند.

    کلیدواژگان: سوررئالیسم، عرفان، تصوف، سوررئالیست، عارف
  • حسین هوشنگی*، جواد محمودزاده صفحات 57-71

    مجموعه معارف و تعالیم دینی، به دو قسم معارف نظری و عملی تقسیم می‌شود. تعالیم نظری دین غالبا در صورت گزاره‌های حقیقی، از وجود واقعیاتی خبر می‌دهند و تشکیل‌دهنده حوزه عقاید و جهان‌بینی دینی هستند. در مقابل، دستورات عملی دین شامل احکام و اخلاقیات که عموما به‌شکل جملات انشایی و در برخی موارد به‌صورت اخباری ذکر شده‌اند، بیانگر ایدئولوژی و موقف عملی انسان‌ها هستند. آنچه در این مقاله مورد توجه قرار گرفته، تبیین کیفیت ارتباط این دو دسته از حوزه‌های تعالیم دینی با الهام از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی است.
    گزاره‌های نظری، گزاره‌های پایه و اساسی دین شمرده می‌شوند و موقف عملی انسان، براساس این مبانی نظری شکل می‌گیرد. هرچند علامه طباطبایی، به رابطه تولیدی- منطقی میان گزاره‌های حقیقی و اعتباری قائل نیستند، اما رابطه این دو حوزه (اعتباریات و حقایق) را به کلی منقطع و گسسته نمی‌بینند. در مقاله پیش رو می‌کوشیم با توجه به آراء علامه طباطبایی و شهید مطهری و تحلیل ایشان درباره حقیقت اعتبارات شرعی، تبیینی قابل قبول، از نحوه ابتناء و ارتباط اعتبارات شرعی (فقه و اخلاق) با حقایق توحیدی ارائه دهیم.

    کلیدواژگان: اعتبارات شرعی، توحید، احکام، اخلاق، غایت، مبدا
  • حسین مظفری صفحات 73-93

    تاویل یا تفسیر باطنی قرآن کریم، از جمله کارهای مهمی است که صدرالمتالهین، به پیروی از عارفان مسلمان، به‌صورت گسترده بدان پرداخته است. در این مقاله، به‌بررسی برخی از ابعاد این حرکت علمی و تفسیری ملاصدرا پرداخته‌ایم و نشان خواهیم داد که از دید ملاصدرا، تاویل عرفانی قرآن کریم بر چه مبانی‌ای استوار است و از چه ضوابطی بهره می‌برد؟ با پیگیری آثار ملاصدرا، در می‌یابیم که از نگاه وی، تفسیر باطنی بر مبانی ذیل استوار است: 1. ذومراتب بودن عالم کبیر؛ 2. ذومراتب بودن قرآن کریم از نظر وجودی؛ 3. ذومراتب بودن عالم صغیر (انسان)؛ 4. تطبیق مراتب این سه بر یکدیگر؛ 4. ذومراتب بودن قرآن کریم از نظر معنایی؛ 5. مقصود خداوند بودن همه معانی ظهری و بطنی قرآن کریم؛ 6. منحصر نبودن آگاهی از تاویل قرآن کریم به خداوند و معصومانg؛ 7. وضع الفاظ برای روح معانی.
    همچنین برخی از مهم‌ترین ضوابط تاویل عرفانی قرآن کریم از دیدگاه ملاصدرا عبارت‌اند از: مخالف نبودن معانی باطنی با ظاهر قرآن کریم، مخالف نبودن معانی باطنی با قواعد دینی و مخالف نبودن معانی باطنی با معارف حق یقینی.

    کلیدواژگان: تاویل عرفانی، تفسیر باطنی، صدرالمتالهین، ضوابط، مبانی، ملاصدرا
  • سیدمحمدحسین میردامادی صفحات 95-116

    تاویل مرتبه ناپیدای تفسیر و مربوط به باطن امور است. اصولا تلقی از تاویل متن، متاثر از هستی‌شناسی است. توجه به وجود و مراتب آن و نسبت میان انسان، قرآن و هستی در رویکرد به تاویل موثر است. در مقاله پیش‌رو، مبانی هستی‌شناختی و زبان‌شناختی تاویل قرآن واکاوی شده است. از مبانی هستی‌شناختی تاویل طولی، مراتب عالم و نسبت ظاهر و باطن و تناظر انسان، قرآن و هستی و نیز توجه به عالم خیال را که در انسان به خیال متصل و در عالم به خیال منفصل از آن یاد می‌شود، می‌توان نام برد. در مبانی زبان‌شناختی، مولف‌محور بودن (فهم مراد و نیت متکلم)، از راه فهم کلام و امکان گسترش زبان عرفی و روح معنا و نیز لایه‌های طولی حقیقت قرآن قابل طرح است. در پایان، نمونه‌ای از آیات تاویلی ملاصدرا بیان شده و اینکه در چه مجموعه‌ای از عناوین تاویل قرار می‌گیرد، به‌طور گذرا مطرح شده است. این مقاله بر آن است مبانی تاویلات را با تکیه بر آرای ملاصدرا ارائه دهد تا راه برای درک تاویل در مسلک وی هموارتر گردد.

    کلیدواژگان: تاویل وجودی، تاویل متنی، مبانی تاویل، قواعد تاویلی، روح معنی، ظاهر و باطن، ملاصدرا
  • مهدی یارمحمدی صفحات 117-140

    مقاله پیش‌رو درباره شناخت‌شناسی و سازوکار آن است؛ بدین‌معنا که به بررسی مراتب شکل‌گیری علم و آگاهی در ذهن انسان در قلمروی علم حصولی، اعم از تصور و تصدیق که مبتنی بر دیدگاه فیلسوفان مسلمان است پرداخته، و نحوه حصول علم در سه سطح معقولات اولی، معقولات ثانیه منطقی و معقولات ثانیه فلسفی، با توجه به نظریه تعالی ملاصدرا مبتنی بر تجرد نفس انسان بیان می‌شود. همچنین سازوکار شناخت عرفانی براساس علم حضوری که خاستگاه آن قلب انسان است، از نگاه اهل معرفت بررسی می‌شود و ماهیت تجربه‌های عرفانی برخاسته از علم حضوری اهل معرفت و ارائه ملاک و مناط صدق و کذب این مکاشفه‌ها واکاوی شده و سطح عالی شناخت را براساس حق‌الیقین و یکی شدن معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی عارف در سفر سوم ارائه می‌دهد.

    کلیدواژگان: شناخت شناسی، اهمیت شناخت، معیار شناخت، معرفت عرفانی، شهود عرفانی، ملاک صدق و کذب
|
  • Mohammad Esmaeil Abdollahi, Mohammad Karami Nia Pages 9-29

    Contemplating this world and the hereafter, life and death, mortality and immortality, continuity or discontinuity of life, the limitation of existence to the material world or its extension to the immaterial world has been an inseparable part of human life. Relying on the thoughts of Imam Khomeini, this paper examines the relationship between this world and the hereafter in Islamic mysticism. In the thoughts of the mystics, this world and the hereafter have been interpreted as the world of darkness and the world of the light. Indeed, in most cases, by denouncing the world of darkness, mystics have been seeking to reach the world of the light, but in the thoughts of Imam Khomeini, under the influence of Islam, this world is not considered as reprehensible, rather it can be a path to reach the world of the light and the hereafter.

    Keywords: Islamic mysticism, this world, the hereafter, Islam, Imam Khomeini
  • Bah’uddin Eskandari, Ali Alizadeh Amoli Pages 31-56

    The existence of some common factors in mysticism and surrealism led some to argue for the similarity of mysticism and surrealism. The similarities include the theopathetic statements of mystics and the automatic writings of the surrealists, unconsciousness about self in the moments mystical ecstasy and annihilation, search for salvation in higher-than-normal conditions of self and life and in the moments of trance and illumination, a kind of antirationality, emphasis on imagination, trying to break the shackles and chains of self, striving to change one’s perception of the world, emphasizing love and seeking reality beyond and within the apparent reality through trance, illumination and cherishing insanity, and attaining meaning and truth. But the differences between the two are profound and fundamental, and the similarities are mainly in methods, claims and the effects, albeit in a very different context. The similarities have drawn scholars to comparisons, whereas there are profound differences both in the destination and the path, and in the man’s conception of himself and the underlying layers of his being.

    Keywords: surrealism, mysticism, Sufism, surrealist, mystic
  • Javad Mahmood Zadeh, Hossein Hooshangi Pages 57-71

    Religious teachings and knowledge is divided into two categories: theoretical and practical. Theoretical doctrines of religion often convey a series of facts in the form of factual statements, and constitute the domain of religious beliefs and worldviews. On the contrary, the practical rulings of religion, including the laws and ethics, generally referred to in the form of imperative propositions and, in some cases, in the form of declarative propositions, express the ideology and practical standpoint of human beings. This paper deals with the quality of the relationship between these two domains of religious teachings inspired by Allameh Tabatabai’s theory of mentally-posited quiddities. Theoretical propositions are the basic and fundamental propositions of religion, and the practical standpoint of man is formed on the basis of these theoretical foundations. Although Allamah Tabatabai does not believe in the productive-logical relationship between factual and mentallyposited propositions, he does not consider the relationship between these two areas (mentally-posited quiddities and facts) to be completely disconnected. Based on the views of Allameh Tabatabai and Shahid Motahhari and their analysis of the truth of legal mentally- posited quiddities, in this paper, we try to provide a plausible explanation of the origin of mentally-posited quiddities (jurisprudence and ethics) and their relationship with monotheistic facts.

    Keywords: legal mentally- posited quiddities, monotheism, Islamic rulings, ethics, end, origin
  • Hosein Mazaffari Pages 73-93

    Like the other Muslim mystics, Sadr al-Muta'-allehin has extensively dealt with the mystical or esoteric interpretation of the holy Qur'an. In order to examine some of the dimensions of this scientific and interpretive endeavor of Mulla Sadra, the present paper discusses the principles and criteria for Mulla Sadra's views on the mystical interpretation of the holy Qur’an. Research on the works of Mulla Sadra shows that in his view, the bases for esoteric interpretation are as follow: multi-level macrocosmos, existentially multi-level holy Qur'an, multi-level microcosmos (human) and the consistency of these three levels, the multi-level meanings of the holy Quran, the reference of all the outward and inward meanings of the holy Quran to God, the unexclusiveness of awareness of the esoteric interpretation of the holy Quran to God and the infallibles (as) and setting words for the spirit of meanings. Also, some of the most important criteria for the mystical interpretation of the holy Qur'an from Mulla Sadra's point of view are: non-opposition of the inner meanings to the outward words of the holy Qur'an, non- opposition of the inner meanings with the religious rules, and non- opposition of inner meanings with the teachings of absolute Truth.

    Keywords: principles, criteria, mystical interpretation, esoteric interpretation, MullaSadra, Sadr al-Muta’alehin
  • Seyed Mohammad Hossein Mirdamadi Pages 95-116

    Hermeneutic interpretation is the inward level of interpretation which is related to the esoteric meaning of matters. In principle, understanding the hermeneutic interpretation of a text is influenced by ontology. Attention to its existence and levels, and the relationship among man, the Qur'an and the Being are effective in one’s approach to hermeneutic interpretation. In the present paper, the ontological and linguistic foundations of the hermeneutic interpretation of the Quran have been analyzed. The ontological foundations of the longitudinal hermeneutic interpretation include the levels of the universe, the relation of the outer and inner aspects and the correspondence of man, the Quran and being, as well as attention to the world of imagination, which is referred to as contiguous imagination in man and non-contiguous imagination in the world. In the linguistic foundations, being author-oriented (understanding the meaning and intent of the author) through understanding his words, and the possibility of spreading the customary language and the spirit of meaning as well as the longitudinal layers of the truth of the Quran are discussed. At the end, an example of Mulla Sadra's hermeneutic interpretation of some Quranic verses is given, and its category in hermeneutic interpretation is briefly discussed. To facilitate the understanding of hermeneutic interpretation in his mystical path, this paper seeks to present the foundations of hermeneutic interpretation by relying on Mulla Sadra's views.

    Keywords: existential hermeneutic interpretation, textual hermeneutic interpretation, principles of hermeneutic interpretation, hermeneutic interpretation rules, spirit of meaning, outward, inward aspects, Mulla Sadra
  • Mehdi Yarmohammadi Pages 117-140

    The present paper deals with epistemology and its mechanism; it addresses the formation of knowledge and consciousness in the human mind in the realm of acquired knowledge, including imagination and judgment based on the view of Muslim philosophers, and the way of acquiring knowledge in the three levels of primary intelligibles, logical secondary intelligible and philosophical secondary intelligible according to Mulla Sadra's Transcendent Philosophy based on the abstraction of the human soul. Moreover, the mechanism of mystical knowledge based on Knowledge by Presence, whose origin lies in man's heart, is examined from the view point of epistemologists. In addition, the nature of mystical experiences arising from epistemologists' Knowledge by Presence and the criteria and reasons of the truth and falsehood of these revelations are analyzed, and the high level of knowledge based on the reality of certainty and the unification of epistemology and ontology of the mystic in the third journey is presented.

    Keywords: Epistemology, the significance of knowledge, criterion of knowledge, mysticalknowledge, mystical intuitions, criterion of truth, falsehood