فهرست مطالب

  • پیاپی 47 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سعیده مرادی فر، علی امیدی* صفحات 9-37

    با استناد به شواهدی که برخی منابع آمریکایی ارائه می کنند روسیه با تکیه بر توان سایبری و عملیاتی از پیش طراحی شده توانست بر انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا اثرگذار باشد و با بکارگیری تکنولوژی های فضای سایبری، اهداف سیاسی خود را در زمانی که به آن عصر پساحقیقت می گویند تعقیب نماید. از اینرو پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که روسیه چگونه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا مداخله کرده و اساسا هدف روسیه از این مداخله چیست؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی - تحلیلی بررسی جعلی و اطلاعات گزینشی بر روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اثرگذار بوده و فرصت پیروزی هیلاری کلینتون را کاهش و شانس ترامپ شده این است که از نظر کارشناسان و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، عناصری در روسیه با بکارگیری فناوری های فضای مجازی نظیر رسانه های اجتماعی، ربات ها و ترول ها و با نشر اخبار را افزایش داده، که این مهم به نوبه خود موجب تضعیف اعتماد مردم به نهادهای سیاسی آمریکا و همچنین تشدید رقابت مسکو-واشنگتن شده است. هر چند روسیه رسما و مکررا چنین مداخله ای را از سوی منابع دولتی تکذیب کرده؛ ولی نگارندگان با توجه به شواهد ارائه شده از «جامعه اطلاعاتی آمریکا»  و «مدیر اطلاعات ملی آمریکا» در 2016 و همچنین «گزارش رسمی رابرت مولر» در سال 2019 که در آن 26 شخص و سه نهاد روس را متهم به مداخله سایبری کرد فرض بر مداخله عناصری از خاک روسیه (نه ضرورتا دولت روسیه) در انتخابات مزبور می گذارند. این مقاله، چگونگی و پیامدهای این مداخله را می کاود.

    کلیدواژگان: پسا حقیقت، رسانه های اجتماعی، جنگ اطلاعاتی، نفوذ سایبری
  • سیدحمید سیدتقی زاده*، لیلا رئیسی، بشیر اسماعیلی صفحات 39-70

    ایالات متحده آمریکا در مورخ 18 اردیبهشت 1397 با اعلام رسمی ترامپ، از «توافق هسته ای کشورهای عضو گروه 1+5 با ایران» موسوم به «برنامه جامع اقدامات مشترک» خارج شد. در پی این امر وزارت خزانه داری آمریکا نیز نسبت به بازگرداندن تحریم های هسته ای ایران اقدام نمود. حال سئوال اینجاست که این اقدام یکجانبه آمریکا به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل تا چه حد با منشور ملل متحد تناسب داشته و بر اساس منشور یاد شده مشروعیت دارد؟ از سوی دیگر در چهارچوب فرضیه نیز به نظر می رسد که «با توجه به اینکه تحریم های یکجانبه آمریکا مواد متعددی از منشور ملل متحد را نقض می کند، این تحریم ها فاقد مشروعیت بر اساس منشور مذکور می باشد.» لذا در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و در چهارچوب نظریه جامعه بین الملل به بررسی ابعاد این موضوع و آزمون فرضیه پرداخته شود.

    کلیدواژگان: تحریم یکجانبه، ایالات متحده آمریکا، منشور ملل متحد، توافق هسته ای ایران و کشورهای 1+5، برجام
  • علی محمدیان*، احمد نقیب زاده صفحات 71-120

    برگزاری رفراندوم 23 ژوئن 2016 و رای بالای 51 درصدی به جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا موجب بروز ابهامات متعدد و عدم قطعیت های فراوانی برای محققین سیاست خارجی در خصوص آینده سیاست های بریتانیا در سطح داخلی و بین المللی شده است. یکی از این عدم قطعیت ها مربوط به آینده روابط ویژه بین بریتانیا و آمریکا می باشد که تاکنون جایگاه ویژه و منحصربه فردی در سیاست خارجی آن کشور داشته است. بریتانیا و آمریکا از کشورهایی هستند که در طول دهه های گذشته روابط و همکاری های منحصربه فردی در عرصه بین المللی و منطقه ای باهدف دستیابی به منافع مشترک داشته اند. بدین ترتیب مقاله پیش رو درصدد است تا بر اساس روش توصیفی- تحلیلی، با تاکید بر رویکرد آینده پژوهی و با استفاده از جمع آوری و تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده به این پرسش پاسخ دهد که روابط ویژه امریکا با بریتانیا در دوره پسابرگزیت به چه صورتی پیش خواهد رفت؟ بدین ترتیب پس از بررسی روابط دو کشور در طی سالیان گذشته و با استفاده از سه سناریوی (مطلوب، محتمل و ممکن) آینده دو کشور با تاثیرپذیری از محیط بین الملل و به ویژه اتحادیه اروپا با تکیه بر اهمیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی قابل درک خواهد بود. آنچه این تحقیق پیش روی محقق قرار می دهد آن است که خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نه تنها خللی در روابط دو کشور وارد نخواهد کرد بلکه بریتانیا را مصمم خواهد ساخت تا با جدیت بیشتری این رابطه را پی گیرد.

    کلیدواژگان: روابط ویژه، آمریکا، بریتانیا، سناریو، پسابرگزیت
  • مهدی محمدنیا*، ناصر پورحسن صفحات 121-150

    خروج آمریکا از برجام در روز 13 آبان 97، بار دیگراهمیت این روز تاریخی را برای آمریکایی ها روشن ساخت. روابط ایران با آمریکا نسبت به سایر قدرت های بزرگ، عمرکوتاهی دارد. کودتای 28 مرداد و اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان، آغاز و پایان روابط سیاسی واقعی دو کشور را رقم زده اند. در این مقاله اشغال سفارت آمریکا از منظر استثناگرایی مورد تحلیل قرار گرفته است. سوال اصلی مقاله این است که اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 با استثناگرایی آمریکایی ها چه نسبتی دارد؟ در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه ارائه شده است: «مهم ترین مولفه فرهنگ استراتژیک امریکا، تصور استثنایی بودن این کشور است. اشغال سفارت آمریکا، موجب تحقیر این کشور در نظام بین الملل شد و تصور استثنایی بودن این کشور را به چالش کشید. از اینرو پس از آین حادثه، ایالات متحده در تقابل با ایران، همواره به دنبال حقارت زدایی و جبران این حس شرم بوده است». فرضیه مذکور از چارچوب نظری «ژئوپلتیک احساس» استخراج شده و بر اساس خوانش خاطرات متعدد مقامات سیاسی و گروگانهای آمریکایی و به شیوه توصیفی- تحلیلی پردازش شده است. این مقاله با مفروض گرفتن از بین رفتن منافع استراتژیک آمریکا در اثرسقوط رژیم پهلوی، استثناگرایی آمریکایی را یکی از دلایل عمده رفتارهای استراتژیک این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران طی 40 سال اخیر تلقی کرده است.

    کلیدواژگان: استثناگرایی، سفارت آمریکا، انقلاب اسلامی، ژئوپلتیک احساس
  • محمد محمودی کیا، عباس فرهادی صفحات 151-178
    چکیده بحران سوریه یکی از خسارت بارترین و پیچیده ترین مسائل حاد بین المللی طی دهه اخیر بوده است. بحرانی که به دلیل طولانی شدن زمان، تعدد بازیگران موثر در آن و نیز تضاد منافع بسیار به آوردگاه رقابت های قدرت های منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. دراین بین، ایران و ترکیه به عنوان دو بازیگر قدرتمند منطقه ای از تاثیرگذاری بالایی بر روند تحولات میدانی و سیاسی بحران مذکور برخوردار هستند. ایران به دنبال تضمین حیات محور مقاومت در منطقه، افزایش اعتبار و نفوذ خود در منطقه و جهان اسلام و نیز ارتقای منزلت خود در سطح بین المللی است؛ درحالی که ترکیه به دلیل وجود برخی نگرانی های ژئوپلیتیک، سیاست عمق استراتژیک و ارتقای خود به عنوان رهبری جهان اسلام را در چارچوب احیای شکوه امپراتوری عثمانی دنبال می کند. لذا با توجه به نقش آفرینی مولفه های هنجاری در تعیین رفتار سیاست خارجی بازیگران، این تحقیق در پی بررسی مقایسه ای کنش سیاست خارجی ایران و ترکیه در قبال بحران سوریه با بهره گیری از نظریه سازه انگاری است. فرضیه تحقیق بدین صورت بیان می شود که به علت برساختگی متفاوت هویت و منافع این دو بازیگر، شاهد بروز الگوهای کنش متفاوتی در این رابطه هستیم. بر این اساس، به واسطه وجود تهدیدات امنیتی مشترک، شاهد جلوه های از همکاری و به دلیل مسائل هویت پایه، شاهد جلوه هایی از تقابل گرایی و رقابت هستیم.
    کلیدواژگان: سیاست خارجی، سازه انگاری، ایران، ترکیه، بحران سوریه
  • وحید نوری*، سید حسن حسینی صفحات 179-216

    دو سال از دوران ریاست دونالد ترامپ بر دولت آمریکا می گذرد؛ دو سالی که واشنگتن سیاست خارجی پرتلاطمی را به نمایش گذاشته است؛ هر روزه خبرهایی از تصمیمات جدید ترامپ رسانه ای می شود که وصف «پیش بینی ناپذیر» را شایسته سیاست خارجی آمریکا نموده است. مقاله پیش روی می کوشد علل مبنایی چنین تغییراتی را دریابد؛ بنابراین سوال اصلی مقاله آن است که مهم ترین متغیر تاثیرگذار بر سیاست خارجی اخیر آمریکا چیست؟ در پاسخ با بهره گیری از نظریه جیمز روزنا در سیاست خارجی، یافته های دو پژوهش شخصیت سنجی ترامپ، ارزیابی مواضع سیاست خارجی، تحلیل نحوه تعامل وی با نهادهای سیاستگذاری خارجی و نیز تحولات درونی آنها، به عنوان فرضیه استدلال می شود که ویژگی های شخصیتی ترامپ، موجب ارتقاء جایگاه «متغیر فردی» بر دیگر عوامل تاثیرگذار سیاست خارجی آمریکا یعنی، متغیرهای سیستمی، بوروکراتیک، اجتماعی و نقشی شده است. «پوپولیسم اقتدارگرایانه»، «خودشیفتگی»، «انتقام جویی» و «ناسازگاری» ویژگی های برجسته شخصیت ترامپ است که «خودمحوری» نهفته در او را آشکار می سازد؛ این ویژگی های فردی ترامپ وزن و نسبت میان نهادهای بوروکراتیک سیاست خارجی را تحت تاثیر قرار داده و اینک نهادهایی کاملا همسو با نظرات رئیس جمهور شکل گرفته است.

    کلیدواژگان: دونالد ترامپ، سیاست خارجی، نظریه پیوستگی جیمز روزنا، مدل سنجش شخصیت هگزاکو، چاچوب تحلیل شخصیت پوپولیسم اقتدارگرا
|
  • Saeedeh Moradifar, Ali Omidi * Pages 9-37

    Based on evidence provided by the Americans, Russia was able to influence the US presidential election in 2016. Moscow by using its cyberspace technologies could pursue its political goals at a time which it is called post-truth era. Therefore, the main question of this article is how Russia intervened in the presidential election in 2016 and basically what Russia main goal was for this intervention. The hypothesis of this article, which has been analyzed by descriptive-analytic method, is that Russia influenced by the use of cyberspace technologies such as social media, robots and trolls, with the propagation of fraudulent news or selective information to undermine Hillary Clinton's opportunity to win and therefore boost the candidacy of Donald Trump. This issue in turn undermined the US public's confidence in the political institutions and has brought about the intensification of Moscow-Washington relations afterwards. Although Russia officially and repeatedly denied such an intervention by government sources, But the authors, according to the evidence presented by the "United States Intelligence Community" and "the Director of National Intelligence" in 2016, as well as the "Robert Müller Report" in 2019, in which 26 individuals and three Russian entities were charged with cyber – intervention, It assumes the intervention of elements from the Russian soil (not necessarily the Russian government) in the election. This article investigates the consequences of this intervention.

    Keywords: Post-truth, social media, intelligence warfare, cyber influence, intervention
  • Seyed Hamid Seyed Taghizadeh *, Leila Raisi Dezaki, Bashir Esmaeili Pages 39-70

    On May 18, 1397, the United States withdrew with official "Tramp" announcement of “The nuclear agreement of the P5 + 1 countries with Iran" called "The Joint Comprehensive Plan of Action". Subsequently, us department of treasury announced that it will take action Relative to Restore Iran's nuclear sanctions. Now the question is here that how much does this unilateral action by the United States as a member of the United Nations is proportionate to the United Nations Charter and whether is it legitimate According to the Charter or no. On the other hand, in the framework of the hypothesis, it also seems that “Given that unilateral US sanctions violate several clauses of United Nations Charter, these sanctions are not legitimate in accordance with the Charter.” Therefore, in this article, we will attempt to use the descriptive-analytical method to study the dimensions of this subject and test the hypothesis.

    Keywords: Unilateral sanctions, United States, United Nations Chart, nuclear agreement of the P5 + 1 countries with Iran, JCPOA
  • Ali Mohammmadian *, Ahmad Naghibzadeh Pages 71-120

    The June 23, 2016 referendum and the 51% vote on Britain's separation from the European Union have caused numerous ambiguities and many uncertainties for foreign policy researchers on the future of British politics at the national and international levels. One of those uncertainties is the future of special relations between Britain and the United States, which has so far had a unique and unique status in its foreign policy. The United Kingdom and the United States are the countries that have enjoyed joint interests over the past decades in their unique international and regional affairs. Therefore, the present paper aims to answer the question by analyzing the descriptive-analytical method with the emphasis on the futuristic approach and collecting and analyzing the question of how the US's relations with the United Kingdom in the post-Treasury period will go. Thus, after examining the relations between the two countries over the past years, using the three scenarios (desirable, probable, and possible), the future of the two countries with the impact of the international environment, and in particular the European Union, will be understandable with the political, economic, cultural and security implications. What the researcher says is that Britain's withdrawal from the European Union will not only impede relations between the two countries, but will also make Britain take more serious action.

    Keywords: Special Relationships, America, Britain, Scenario, Post-BREXIT
  • Mahdi Mohammad Nia *, Naser Pourhassan Pages 121-150

    Iran's relations to the US has got a shorter life than other great powers. CIA coup in Iran in 1953 and seizing the US embassy on 1978, has formed the beginning and the end of real political relations of the two countries. This article has analyzed the conquest of this place from a particular aspect. The main question of the article is that, what is the relation of the seizure of American embassy in Tehran, to Americans exeptionalism? The assumption of the article is that: “the most important component of the American strategic culture is the idea that this country is exceptional. With the seizure of US embassy, this country got humiliated, and it challenged the US. Perception of exceptionalism, therefore after the event, the country has always been looking for a way to compensate this feeling of shame.” The mentioned assumption has been extracted from the conceptual framework of “The Geopolitics of Emotion”. The article is based on a descriptive-analytic study and reading numerous memories of political officials and American hostages. With assuming the loss of America's strategic interests due to the fall of the Pahlavi regime, this article has considered the American exeptionalism as one of the major reasons of its strategic behaviors towards the Islamic Republic over the past 40 years.

    Keywords: Exceptionalism, American Embassy, Islamic Revolution, Geopolitics of Emotion
  • Mohammad Mahmoodikia, Abbas Farhadi Pages 151-178
    The Syrian crisis has been one of the most devastating and the most complicated issues of international concerns over the past decades. A crisis that, due to the prolonged time, multiplicity of actors in it, as well as a conflict of interests has converted to an arena for rivalry of the regional and world powers. In this regard, Iran and Turkey, as two powerful regional actors, have a great influence on the political and political developments in the crisis. Iran seeks to ensure the survival of resistance in the region, to increase its credibility and influence in the region and the Islamic world, and to promote its international standing, while Turkey, due to some geopolitical concerns, has pursued its strategic depth of policy and its promotion as the leadership of the Islamic world within the framework of Revives the glory of the Ottoman Empire. Given the high role played by normative components in defining the foreign policy behavior of these two influential actors, this study is due to constructive analysis of the foreign-policy action of Iran and Turkey towards the Syrian crisis in 2011-2017. The question posed in this regard relies on the proposition that due to the different construction of the identities and interests of these two actors, we see different patterns of behavior in this case, which witnesses, through common security threats, some effects of cooperation and, as a result of the basic identity issues, witnessed effects of oppression And compete.
    Keywords: Foreign policy, Constructivism, Iran, Turkey, Syrian Crisis
  • Vahid Noori *, Seyed Hassan Hosseini Pages 179-216

    Two years has passed since the day Trump took office; In the course of this period, Washington has shown a turbulent foreign policy. Every new decision on foreign policy along with withdrawal announcement by Trump’s administration astonishes the world. This process could be described by the term “Unforeseeable” due to its unconventionality. Therefore, this paper aim is to root out the fundamental cause. Then the main question is what are the leading factors in the U.S foreign policy under Trump administration? In response to the point of view, by using the theory of “continuity” and the findings of two personality-characterization studies, assessing foreign policy positions, analyzing how he interacts with foreign policy institutions and its internal developments, it is argued as a hypothesis that psychological traits of Trump has promoted the status of individual factor on other influential resources of American foreign policy, namely, systemic, bureaucratic, social and role factors. “Populist Authoritarianism”, “Narcissism”, "Revengefulness" and” disagreeableness” are the most prominent characteristics of Trump’s personality which lead U.S toward an Egoistic foreign policy. These individual characteristics of Trump outweighs the bureaucratic institutions of foreign policy, hence made the institutions completely in line with the views of the president. Challenging accompanied by withdrawing from international treaties and arrangements can be considered as result; To the extent that, according to some experts, the existing world order and its compounds are at stake.

    Keywords: Donald Trump, Foreign policy, James N. Rosenau Continuity, HEXACO Personality Model, Authoritarian Populism by Erich Fromm