فهرست مطالب

بین المللی ژئوپلیتیک - سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 56، زمستان 1398)
  • سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 56، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سعید صادقلو*، محمدرضا حافظ نیا، سید یحیی صفوی، ابراهیم رومینا صفحات 1-24

    ایجاد سازمان منطقه ای و بین المللی به عنوان روشی برای ایجاد و حفظ صلح مورد توجه قرار می گیرد. در واقع، یکی از دلایل تحول در سازمان بین المللی بعد از جنگ سرد استقرار صلح و امنیت در مقیاس منطقه ای بوده است. آمریکای لاتین یکی از مناطق استراتژیک جهان است که روند جدیدی از همگرایی منطقه ای را پس از جنگ سرد تجربه کرده است و دولت های منطقه ای روش های متعددی را برای ارتقای همکاری و اتحاد منطقه ای در ابعاد مختلف بویژه در بعد اقتصادی اتخاذ کرده اند. با این توضیح، این مقاله در پی بررسی نقش مرکوسور در توسعه و صلح در آمریکای لاتین است. این مقاله بحث می کند که مرکوسور در این زمینه عملکرد موفقیت آمیزی داشته است و هم راستا با علایق آمریکای لاتین عمل کرده است و همچنین این سازمان می تواند الگویی برای همگرایی منطقه ای و وابستگی متقابل باشد و همچنین می تواند به دیگری کشورهای منطقه ای که علایق مشترک سیاسی دارند، نیز تسری یابد.

    کلیدواژگان: همگرایی منطقه ای، صلح، توسعه، مرکوسور، آمریکای لاتین
  • امیرحسین الهامی*، کاظم سجاد پور صفحات 25-51

    بر اساس پتانسیل های بالای ژئوپلیتیکی و ظرفیت های فراوان ارتباطی منطقه اکو، اعضا می توانند همگرایی خود را با محوریت سازمان همکاری های اقتصادی ارتقاء داده و نقش مهمی را برای این سازمان در توسعه ملی و گسترش صلح و امنیت منطقه ای تعریف نمایند. بر اساس مطالعه عوامل موثر بر شکل گیری و تکامل سازمان های منطقه ای، خصوصا اکو، به نظر می رسد، برایند نیروهای درون و برون منطقه ای نتوانسته است در راستای تقویت همگرایی منطقه ای اکو عمل کند، لیکن مرور وضعیت نیروهای همگرا و واگرا در سازمان های منطقه ای موفق بیانگر اهمیت نقش دیپلماسی چندجانبه و توانمندی نهادی سازمان های مزبور در حل وفصل موانع همگرایی است. بر اساس تحلیلی کیفی یافته های کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان، متغیرهای تاثیرگذار بر همگرایی و واگرایی اعضای اکو که براساس یافته های نظری تعریف و شاخص گذاری شده بودند مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر این واقعیت است که نیل به خودآگاهی منطقه ای و درک مشترک از ظرفیت های و ارزش های ژئوپلیتیکی در منطقه اکو به بلوغ نرسیده است. همچنین ساختار مناسبات و روابط بازیگران معرف فقدان درک مشترک منطقه ای درباره ارزش های مشترک است. به رغم برخی موفقیت ها در تکامل ساختار و سازمان و اسناد پایه، ضعف در نهادهای سیاسی داخلی اعضا، ضعف در ساختار سازمانی، خصوصا درباره کارمندان و کارشناسان و نیز برخی ناکارآمدهای سازمانی، به ویژه در دبیرخانه موجب فقدان کارایی متناسب و ضعف های ساختاری در اکو شده است.

    کلیدواژگان: منطقه ژئوپلیتیکی، همگرایی منطقه ای، سازمان منطقه ای، سازمان همکاری های اقتصادی (اکو)
  • مهدی کریمی* صفحات 52-78

    معاهدات منطقه ای در جهت شفاف سازی و بهینه سازی عملکرد نهادهای منطقه ای شکل می یابند و زمینه را برای هنماهنگی بهتر کشورهای منطقه ای فراهم می آورند. از طرف دیگر معاهدات منطقه ای به سیاست ها و عملکردهای نهادهای منطقه ای مشروعیت می بخشند؛ چرا که هر سیاست اتخاذی نهادهای منطقه ای توسط دولت ها به صورت دموکراتیک و داوطلبانه تایید می گردد. این معاهدات، فضای جغرافیایی مناطق مختلف را تحت تاثیر قرار می دهند و همچنین دارای یکسری بازتاب های مثبت و یکسری بازتاب های منفی نیز دارند. اتحادیه اروپا تلاش کرده است که تمامی سیاست های اعمالی خود را بر معاهدات منطقه ای استوار سازد چرا که این اتحادیه بر حاکمیت قانون بنا نهاده شده است. معاهدات اتحادیه اروپا فضای جغرافیایی منطقه را پس از جنگ جهانی دوم متحول کرده است. این مقاله بحث می کند که معاهدات اتحادیه اروپا یکسری بازتاب های مثبت و یکسری بازتاب های منفی در منطقه به همراه داشته است. بازتاب های مثبت این معاهدات عبارتند از: صلح و امنیت منطقه ای، ایجاد هویت منطقه ای جدید، ایجاد جامعه امنیتی، توسعه و کمرنگ شدن نقش مرزهای ملی. ایم مقاله همچنین این تفکر غالب که همگرایی اروپایی فقط دارای نتایج و بازتاب های مثبت بوده است را به چالش می کشد و عنوان می کند نخبگان و عموم مردم از همگرایی متنفع نمی شوند و حس در حاشیه بودن و محرومیت بخشی از مردم اروپا نیز از بازتاب های نامطلوب و منفی معاهدات منطقه ای و همگرایی حاصله از آن بوده است.

    کلیدواژگان: اتحادیه اروپا، معاهدات منطقه ای، بازتاب فضایی
  • عمران راستی*، فاطمه سادات میراحمدی صفحات 79-109

    از دیرباز رابطه‏ای عمیق و پیچیده میان تاریخ و جغرافیا وجود داشته است. امروزه نیز اغلب زیرشاخه‎های علم جغرافیا نیازمند توجه به عامل تاریخ هستند. از زمان ابداع اصطلاح جغرافیای سیاسی، رابطه‏ای عمیق میان رشته جغرافیای سیاسی با تاریخ وجود داشته اما تبیین این رابطه کمتر موردتوجه جغرافیدانان سیاسی قرار گرفته است. مقاله حاضر که از نوع تحقیقات بنیادی-نظری است، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تاثیر عامل «تاریخ» و «مولفه‏های تاریخی»، در ساخت جغرافیای سیاسی می‎پردازد. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که چگونگی استفاده از عامل تاریخ و مولفه‏های تاریخی و هدف از توجه به آنها در پارادایم‏ها و دیدگاه‏های فکری-فلسفی وارد شده به رشته جغرافیای سیاسی، متفاوت بوده است. عامل تاریخ در اندیشه‏های ارائه شده در قریب به اتفاق دیدگاه‏های وارد شده به رشته جغرافیای سیاسی نقشی پررنگ داشته است، به گونه‏ای که با حذف عامل تاریخ، بسیاری از تحلیل‏های ارائه شده در جغرافیای سیاسی ناقص خواهند بود.

    کلیدواژگان: تاریخ، مولفه ‏های تاریخی، جغرافیا، جغرافیای سیاسی، دیدگاه‏های فکری-فلسفی
  • الکساندر ارخین*، اولگا ماسکلنکو صفحات 110-121

    پس از سال 2014، روسیه به اندازه کافی قدرتمند دیده می شود تا بتواند ضمن تغییر دادن سیاست دفاعی منفعل در منطقه، که پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی پیگیری می شود،  در منطقه مدیترانه به عنوان یک بازیگر فعال تاثیر بگذارد . تجزیه و تحلیل اندیشکده های پیشرو ایالات متحده نشان می دهد، استراتژی های اصلی روسیه از اوایل دهه 2000 در راستای  کاهش اثرات تنگنای دریای سیاه شروع شده است. نویسنده چشم انداز ژئوپلیتیکی منطقه را نشان می دهند: که در آن 26 کشور برای تحقق منافع ملی گذشته به (بازیگران) قدرت و موضوعات طبقه بندی می شوند. توجه ویژه ای به ترکیه، یونان، اسرائیل، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا (با موضوع جبل الطارق) شده است. روندها و موازنه هایی که منافع ژئوپلیتیکی روسیه را در منطقه مدیترانه تعریف می کند، در پیوستگی اهداف رهبران نظامی و سیاسی بر اساس روش ژئوپلیتیکی مشاهده می شود.  در انتها نوعی از "موازنه روسی" آینده نگر برای تحقق منافع ملی روسیه در منطقه ارائه می شود.

    کلیدواژگان: دریای مدیترانه، منطقه دریای سیاه، تعادل قدرت، جغرافیای سیاسی، روسیه
  • آصف، اقبال دوار* صفحات 122-145

    پس از یازده سپتامبر، ساخت گفتمانی هویت در تفسیر سیاست خارجی از طریق گفتمانها به یک معیار در سیاست بین الملل تبدیل شده است. به اعتقاد نگارنده، تفاسیر توسط گفتمان غالب از طریق متن، سخنان یا رسانه ها ارائه می شود. گفتمانها نه تنها ایجاد کننده روایتی هایی در سطوح ملی و بین المللی هستند، بلکه سیاست های خاصی را نیز منطقی و سایر موارد را غیرقابل تصور می کنند. چیزی که در مناطق قبیله ای پاکستان اتفاق افتاد. هویت اجتماعی و فرهنگی پشتون از طریق گفتمان اصلی به عنوان علت درگیری در افغانستان و پاکستان نادرست نشان داده می شود. این مقاله با استناد به نظریه گفتمان پسا ساختاری لن هانسن، استدلال می کند که ساخت گفتمان هویت پشتون نه تنها ژئوپلیتیک را عقلانی می کند، بلکه تضاد و درگیری در مناطق قبیله ای را نیز توجیه می کند. در ادامه مقاله استدلال می شود که درگیری در منطقه باید به عنوان یک مبارزه قدرت منطقه ای برای خدمت به اهداف ژئواستراتژیک بازیگران تلقی شود.

    کلیدواژگان: گفتمان پساساختارگرایی، تعارض، هویت، طالبان
  • لینا کلمبگوف* صفحات 146-162

    این مقاله با تاکید بر لزوم یافتن راه های جدید برای حل مشکلات درگیری های قومی و سیاسی جاری در دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به بویژه مناقشه قومی-سیاسی در ناگورنو و قره باغ می پردازد.
    هدف از این تحقیق، تدوین اصول برای حل و فصل مناقشه قومی-سیاسی در ناگورنو و قره باغ است. درگیری در قره باغ به دلیل ناقص بودن و احتمال ورود به مرحله خطرناک رویارویی مسلحانه، به جستجوی مستمر برای یافتن راه های خروج از اوضاع پیچیده نیاز دارد، همچنان اهمیت دارد. در همین زمینه ، تحقیقات بسیاری در این  خصوص و در موقعیت های مختلف انجام شده است. در نتیجه این مطالعه، اصول حل و فصل مناقشات قومی و سیاسی در ناگورنو و قره باغ برجسته تر شد. اهمیت مطالعه بیشتر در مشکلات تحقیق در کشورهای که به رسمیت شناخته نشده اند می باشد و این در شرایطی است که اهمیت آنها در نقشه جهانی روز به روز بیشتر آشکار می شود.

    کلیدواژگان: قره باغ، خودمختاری، جدایی طلبی، حاکمیت، مشروعیت
  • مرتضی نورمحمدی*، آناهیتا سیفی صفحات 163-181

    ایران و عربستان سعودی، تقریبا از دهه 1950 به این سو، یکدیگر را به عنوان یک رقیب در نظر گرفته اند. رقابت ایران و عربستان، زمینه گسترده ای را دربرمی گیرد. این زمینه رقابت در کنار شماری از عوامل مادی و معنوی سبب بروز تنش و تیرگی در روابط تهران ریاض شده است. هراس این دو کشور متاثر از معنای غیرواقعی است که آن ها به مبانی و مولفه های فرهنگی یکدیگر بخشیده اند. در اثر این معنادهی، منظومه ای از معنا در ذهن آنان برساخته گردیده است که می توان آن را یک «گفتمان» نامید. این گفتمان از مجموعه ای عناصر چون مذهب، قومیت، ماهیت نظام سیاسی تشکیل شده است. این تحقیق در پی واکاوی نقش و جایگاه فرهنگ در تکوین منازعه در روابط ایران و عربستان است و این سوال را مطرح می سازد که فرهنگ چه جایگاهی در تکوین منازعه در روابط ایران و عربستان دارد؟ فرضیه پژوهش این است که دوگانه سازی عرب/ عجم، دگرسازی شیعه/ سنی، الگوپردازی مداخله و رویکرد محافظه کاری/ انقلابی از بنیان های فرهنگی منازعه در روابط ایران و عربستان است.

    کلیدواژگان: ایران، عربستان سعودی، منازعه، فرهنگ، غیریت
  • ابراهیم عباسی* صفحات 182-205

    این مقاله بر آنست که یکی از کلان روایت ها را در تحلیل موانع توسعه در ایران به بحث گذارد. رهیافت فرهنگ سیاسی رهیافتی ساختاری، روانشناحتی است که بر تعیین کنندگی فرهنگ در توسعه یافتگی تاکید دارد و موانع توسعه را به فرهنگ تقلیل می دهد. تجویز آن گذر از سنت به تجدد و داده های آن نیز عناصر روانشناختی و امثال و حکم است.  این رهیافت توسط برخی سفرنامه نویسان و دیپلماتها برای شناخت جهان سوم اتخاذ گردید و بعدا محققان علوم سیاسی بر اساس این داده ها به نظریه پردازی پرداختند. سوال مهم این مقاله چرایی کاربست این رهیافت، پیامدها و ناکارآمدی آن برای فهم موانع توسعه در ایران می باشد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد رهیافت های کلان نگر از جمله فرهنگ سیاسی در تحلیل تحولات ایران بخاطر تقلیل گرایی، ذات گرایی، عام گرا بودن، عدم توجه به پیچیدگی جوامع و... ناکارمد هستند. بنابراین برای شناخت  ایران باید از روایت های کلان گذر کرد و از روایت های خرد مدد جست. روش تحقیق تبیینی با استفاده از مطالعات اسنادی و نقد و بررسی آثار منتشره در چارچوب این رهیافت است.

    کلیدواژگان: فرهنگ سیاسی، ایران، کلان روایت ها
|
  • Saeed Sadeghlou *, Mohammadreza Hafeznia, Seyyed Yahya Safavi, Ebrahim Roumina Pages 1-24

    The creation of regional or international organizations is considered as a way to peace building and keeping. In fact, one of the causes of transformation of international organization after the Cold War has been the settlement of peace and security in regional context. Latin America is among strategic regions of the world that has witnessed a new trend of regional integration after the end of the Cold War and the regional states have taken different ways to promote regional cooperation and alliance in different facets and in particular in economic and political realms. So, the research is intended to investigate the role of MERCOSUR in regional peace and development in Latin America. This paper argues that MERCOSUR has been successful, and it is in line with Latin America interests and also can provide a proper pattern of regional integration and interdependence and can be developed among the states which share common political interests.

    Keywords: Regional Integration, Peace, Development, MERCOSUR, Latin America
  • Amir Hossein Elhami *, Seyed Mohammd Kazem Sajjadpour Pages 25-51

    Because of the many geopolitical potentials and communicational capabilities of ECO region, members could expand the convergency based on this organization which plays a key part in development of members and expandsion of peace and security. Due to studying the effective factors of Regional Organizations (ROs), particularly those of ECO, it seems that the resultant of internal and external regional forces fails to empower ECO members’ integration, but with a review of other successful ROs, it is revealed that they have a process mechanism which strengthens convergent forces and mitigates the divergent ones with institutionalized tools and active positive diplomacy. Based on qualitative analysis conducted on desk and in interview with geopolitical experts; this study seeks to answer the question: what are the effective factors of formation and evolution of ROs in general and those of ECO in particular? The results of the research indicate that creating a regional consciousness and a common understanding of capabilities and geopolitical values in ECO region has failed to reach maturity. The structure of competition between members represents the lack of regional common understanding on these values. Despite the progress, the evolution of structural and organizational development of ECO and its essential documents; the weakness of policy to create coordination in multilateral diplomacy, the weakness of domestic political institutions, the weakness of organizational structure, especially in staff and technical expertise, and eventually incompetency of organization and human resources, especially in the Secretariat, have caused many inefficiencies and structural weaknesses in ECO.

    Keywords: Geopolitical region, Regional Integration (RI), Regional Organizations (ROs), ECO
  • Mahdi Karimi * Pages 52-78

    Regional treaties are set out to make regional institutions efficient and transparent, and pave the way the member states to work in harmony. From the other hand, the regional treaties legitimize every action by the regional institutions, because they are proven democratically and voluntarily by the member states. The regional treaties affect every regional space and can have some negative and positive consequences as well. The European Union is often viewed as the epitome of regional integration which has challenged most of regional studies theories. The EU has tried to base every action on treaties, because it is based on the rule of law. The EU treaties have transformed the regional space after the Second World War. This paper argues that these treaties have some positive and negative reflections on the regional space. Positive reflections of the EU treaties are as follows: regional peace and security, the establishment of a new regional identity, the establishment of a security community, development and blurring national boundaries. This paper also challenges this claim that the EU has only positive reflections and the public and the elites enjoy from the EU, equally. The sense of marginality and exclusion by some of the Europeans is also the negative reflection of the European integration.

    Keywords: the EU, Regional Treaties, Spatial Reflections
  • Omran Rasti *, Fatemeh Sadat Mirahmadi Pages 79-109

    Through time, there has been a deep and complex relationship between history and geography. Today also most sub-branches of geography need to take history into consideration. In the meantime, since the invention of the term political geography, there has been a deep relationship between the discipline of political geography and history. However, explanation of this relationship has less been attempted by political geographers. The present study is a theoretical basic research which uses analytic-descriptive approach to investigate the impact of “history” and “historical factors” on the making of political geography. The results indicate that the way history and historical factors are used and the goals pursued by taking them into account in the paradigms and philosophical-intellectual views imparted into political geography have been different. History has played a major role in the thoughts offered in almost all views and approaches of political geography so that by removing this factor, many of the analyses in political geography would be incomplete.

    Keywords: History, Historical Factors, Political Geography, Geopolitcs, philosophical-intellectual views
  • Aleksandr Irkhin *, Olga Moskalenko Pages 110-121

    After 2014 Russia is seen powerful enough again to influence the Mediterranean region and change the passive defensive policy, practiced after the USSR’s dissolution, for active one. Analysis of attempts to squeeze Russia out of the Black Sea region shows the main strategies elaborated in the early 2000s by the leading US thinktanks.
    After 2014 Russia is seen powerful enough again to influence the Mediterranean region and change the passive defensive policy, practiced after the USSR’s dissolution, for active one. Analysis of attempts to squeeze Russia out of the Black Sea region shows the main strategies elaborated in the early 2000s by the leading US thinktanks.
    Authors give the geopolitical landscape of the region: 26 countries are classified into powers (actors) and objects for the realization of national interests of the former. Special attention is paid upon Turkey, Greece, Israel, France, Italy and Spain (with Gibraltar issue). The processes and balances that define Russia’s geopolitical interests in the Mediterranean region are seen in interconnection with the intentions of military and political leaders of the region detached on the basis of the geopolitical methodology. A variant of the “Russian balance” is offered as prospective to realize Russia’s national interests in the region.

    Keywords: Mediterranean, Black Sea region, Balance of Power, Geopolitics, Russia
  • Asif Iqbal Dawar * Pages 122-145

    In the post 9/11, the discursive construction of identity through discourses has become a norm in international politics in justifying foreign policies. What makes us believe is the interpretation given by dominant discourse through text, speeches, or media. Discourses not only construct a narrative on the national and international front but also rationalize certain policies and make other unthinkable. This is how it happened in Pakistan’s tribal areas[1]. The Pashtun social and cultural identity is mispresented through mainstream discourse as a cause of the conflict both in Afghanistan and Pakistan. Drawing on Lene Hansen post-structuralist discourse theory, this paper questions Pakistan''s mainstream discourse and evaluates how and why Pashtun social identity is discursively co-constituted in post 9/11? The paper argues that the discursive construction of Pashtun’s identity not only rationalizes geopolitics but also justifies the ongoing conflict in the tribal areas. The paper further argues that the prolonged conflict in the region should be understood as a regional power struggle for serving their geostrategic objective.  [1]. Recently merged into Khyber Pakhtunkhwa province and known as “Khyber Pakhtunkhwa tribal districts”. But still in academic literature, the region is referring as “tribal areas”.

    Keywords: Post-structuralist discourse, conflict, Identity, Taliban, Foreign Policy
  • Lina Kulumbegova * Pages 146-162

    The relevance of the subject of this research is based on the need to find new ways of solving the problems of ongoing ethno-political conflicts in the post-Soviet space. The study is devoted to the problems of resolving the ethnopolitical conflict in Nagorno-Karabakh. The purpose of the study is to develop the principles for resolving the ethnopolitical conflict in Nagorno-Karabakh. The conflict in Nagorno-Karabakh remains relevant because of its incompleteness and the possibility of entering a dangerous stage of armed confrontation, which requires a continuous search for ways out of the situation. In this regard, there is a lot of research made on this matter from different positions. As a result of the study, the principles of resolving the ethnopolitical conflict in Nagorno-Karabakh were revealed. The significance of the study is due to the relevance of the problems of research of unrecognized states in conditions when their appearance on the world map is becoming more and more frequent.

    Keywords: Nagorno-Karabakh, Self-determination, separatism, Sovereignty, legitimization
  • Morteza Nourmohammadi *, Anahita Seifi Pages 163-181

    Since 1950s, Iran and Saudi Arabia have considered each other as a rival and competition between two countries includes a wide range of issues. This field of competition along with a number of material and spiritual factors has caused conflicts in the relations of Tehran-Riyadh. Owing to this fact, a series of perceptions have occupied their minds which can be called a discourse. The discourse consisted of a set of factors such as religion, ethnicity and the nature of the political system. This research seeks to study the role and position of culture in advent of conflicts in Iran and Saudi Arabia’s relations. The methodology of the article is based on data analysis and content analysis. The results of the research indicate that the dualization of Arab/Ajam, Shiite-Sunni antagonism, and the conservative/ revolutionary approaches are the cultural foundations of conflict between Iran and Saudi Arabia. These findings show that an increase in cultural interactions, especially through non-governmental organizations and informal channels can reform perceptions and decrease tensions. Iran and Saudi Arabia can improve relations through emphasis on common grounds e.g. common beliefs, common interests in confrontation terrorism and stability in region.

    Keywords: Iran, Saudi Arabia, culture, conflict, Otherness
  • Ebrahim Abbassi * Pages 182-205

    The present study aims to discuss a macro-narrative in the analysis of development obstacles in Iran. Political culture approach is a structural psychological approach that stresses the decisive role of culture in development and reduces the development obstacles to cultural matters. Its main suggestion is transition from tradition to modernity and its data includes psychological elements, stories and accounts. This approach was adopted by some voyagers (diarists) and diplomats to understand the third world and later some political scientists used this data to form their theories. The important question posed by this study is that why this approach adopted to study Iran and what are its implications and inefficiencies to understand the obstacles of development in this country? The findings of the study show that Macro-Narratives including political culture approach due to reductionism, essentialism, general orientation, lack of attention to the complexities of the societies and other factors are inefficient for analyzing Iran’s developments. Therefore, to understand Iran, one has to bypass the macro-narratives and applies the micro ones. The research method is explanatory by using documentary studies and critique and reviewing the published works within the framework of this approach.

    Keywords: Political Culture, Iran, Macro-Narratives