فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 83، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • هادی پیراسته انوشه*، یحیی امام صفحات 188-209

    تشدید روند شور شدن منابع آب و خاک، باعث افزایش توجه به پژوهش های مرتبط با راهکارهای بهبود عملکرد گیاهان زراعی در شرایط شور شده است. بر اساس گزارش های منتشر شده، سابقه پژوهش ها پیرامون شناخت جنبه های مختلف تنش شوری و روش های افزایش تحمل گیاهان به شوری در جهان به بیش از یک قرن می رسد. راهکارهای متفاوت و متعددی برای افزایش عملکرد گیاهان زراعی در شرایط شور پیشنهاد شده است که یکی از آنها استفاده از تنظیم کننده های رشد گیاهی است. استفاده از تنظیم کننده های رشد از دهه 1930 آغاز شده و فروش جهانی سالانه آن ها حدود 2/1 میلیارد دلار است. انواع تنظیم کننده های رشد حاوی حدود 40 نوع ماده فعال هستند که به صورت منفرد یا ترکیبی به عنوان تنظیم کننده رشد مورد استفاده قرار می گیرند. از مهم ترین تنظیم کننده های رشد می توان به اکسین ها، سایتوکینین ها، جیبرلین ها، اتیلن، آبسیزیک اسید، براسینواستروئیدها، سالیسیلیک اسید، کلرمکوات کلراید، پاکلوبوترازول، جاسمونیک اسید، آسکوربیک اسید، تریاکونتانول، استریوگالاکتون ها، نیتریک اکسید، پلی آمین ها و هورمون های پپتیدی گیاهی اشاره کرد. گزارش های فراوانی در مورد افزایش کمیت و کیفیت محصول و بهبود تحمل به شوری در گیاهان زراعی در اثر مصرف تنظیم کننده های رشد وجود دارد، اما اغلب این پژوهش ها در محیط های کنترل شده (شرایط خارج از مزرعه) و به صورت یکساله، انجام شده است که همین موضوع باعث عدم کاربردی شدن نتایج اغلب این پژوهش ها شده است. در این مقاله اثر مصرف تنظیم کننده های رشد بر بهبود عملکرد گیاهان زراعی در شرایط شور، با تاکید بر شرایط مزرعه، مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: پرایمینگ بذر، تحمل، تنش شوری و هورمون های گیاهی
  • سهیلا شایان، محمد مقدم واحد*، مجید نورزی، سید ابوالقاسم محمدی، محمود تورچی صفحات 210-224

    بررسی نحوه توارث و نوع عمل ژن ها در راستای بهبود صفات زراعی و فیزیولوژیک، به ویژه در شرایط تنش خشکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف این پژوهش، مطالعه وراثت صفات مهم زراعی و برخی از صفات فیزیولوژیک در تلاقی دو رقم گندم بهاره بود. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با دو تکرار با استفاده از نسل های مختلف (BC1, BC2, F3, RF3) حاصل از تلاقی دو رقم ارگ (والد متحمل به شوری و خشکی) و مغان 3 در شرایط تنش خشکی در سال 1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا شد. جهت اعمال تنش خشکی، پس از مرحله گرده افشانی، آبیاری کرت ها تا انتهای فصل قطع شد. تجزیه میانگین نسل ها و تجزیه واریانس نسل ها به منظور برآورد اثرهای ژنی، اجزای واریانس ژنتیکی و وراثت پذیری صفات زراعی و فیزیولوژیک گندم در شرایط تنش خشکی به عمل آمد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس نسل ها، اختلاف معنی داری در بین نسل ها از نظر طول پدانکل، طول سنبله، عرض برگ پرچم، مساحت برگ پرچم، تعداد پنجه بارور، میزان کلروفیل برگ، روز تا ظهور سنبله، وزن سنبله، وزن کاه، زیست توده، عملکرد دانه و شاخص برداشت وجود داشت که نشان دهنده تفاوت ژنتیکی بین والدین بود. با توجه به نتایج تجزیه میانگین نسل ها برای عرض برگ پرچم و مساحت برگ پرچم، مدل سه پارامتری بهترین برازش را داشت، ولی برای سایر صفات مورد ارزیابی کای اسکوئر مدل سه پارامتری معنی دار شد که نشان دهنده حضور اثرهای متقابل غیر آللی در وراثت این صفات بود. هر چند که هر دو اثر افزایشی و غالبیت در کنترل صفات مورد بررسی معنی دار بودند، ولی اثر جزء غالبیت نسبت به جزء افزایشی بیش تر بود. اپیستازی غالبیت × غالبیت نیز مهم تر از سایر انواع اپیستازی برای صفات مورد مطالعه بود. وراثت پذیری عمومی و خصوصی صفات به ترتیب از 754/0 تا 941/0 و از  144/0 تا 579/0 برآورد شد. برآورد اجزای واریانس نشان داد که واریانس غالبیت بزرگ تر از واریانس افزایشی برای صفات طول پدانکل، وزن سنبله، وزن کاه، زیست توده، عملکرد دانه و شاخص برداشت بود، در حالی که برای صفات طول سنبله، عرض برگ پرچم، مساحت برگ پرچم، تعداد پنجه باور، میزان کلروفیل برگ و روز تا ظهور سنبله، واریانس افزایشی بزرگ تر از واریانس غالبیت به دست آمد. میانگین درجه غالبیت برای کلیه صفات بیش تر از یک بود که نشان دهنده پدیده فوق غالبیت بود. بر اساس نتایج این پژوهش، اهمیت اثرهای غیرافزایشی در کنترل صفات مورد مطالعه در شرایط تنش خشکی انتهای فصل، لزوم گزینش در نسل های در حال تفکیک پیشرفته (بعد از رسیدن به خلوص نسبی) و استفاده از روش بالک-شجره ای یا تولید ارقام هیبرید در گندم نان را در صورت رفع موانع گرده افشانی و نرعقیمی، نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اجزای واریانس ژنتیکی، تجزیه میانگین نسل ها، تنش خشکی، عمل ژن، گندم و وراثت پذیری
  • عظیم خزائی*، مسعود ترابی، حسن مختار پور، علی رضا بهشتی صفحات 225-236

    سورگوم گیاه علوفه ای مهمی جهت تولید سیلاژ، علوفه تر و علوفه خشک محسوب می شود. به منظور ارزیابی پایداری عملکرد شانزده ‏رقم، لاین و هیبرید سورگوم علوفه‏ ای، آزمایش هایی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال های 96- 1395 در مناطق کرج، اصفهان، گرگان و مشهد اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد که اثر مکان، سال، ژنوتیپ و اثر متقابل آن‏ها بر عملکرد علوفه معنی ‏دار بودند. نتایج مقایسه میانگین‏ ها نشان داد که ژنوتیپ های 8 (Siloking) و 12 (FGCSI12) به ترتیب با تولید 6/130 و 5/127 تن در هکتار علوفه تر و 97/26 و 17/27 تن در هکتار علوفه خشک، نسبت به سایر ژنوتیپ‏ ها برتر بودند. ژنوتیپ های 2 (Speedfeed)، 9 (PHFS-27) 5 (Juicy Sweet BMR SSH.1) و 13(Sucarose-Photo-BMR) به ترتیب با عملکرد 6/105، 8/107، 2/108 و 107 تن علوفه تر در هکتار در رتبه های بعدی قرار گرفتند. تجزیه واریانس به روش امی (AMMI) و برازش مولفه ‏های اصلی به اثر متقابل ژنوتیپ و محیط نشان داد که دو مولفه اصلی اول و دوم برای عملکرد علوفه تر و خشک معنی ‏دار بودند. بر اساس نتایج مدل امی و پارامتر ارزش پایداری امی، ژنوتیپ ‏های 8 (Siloking) و 12 (FGCSI12) با عملکرد و پایداری بالاتر، به‏ عنوان مناسب‏ترین ژنوتیپ‏ های سورگوم علوفه ای شناخته شدند.

    کلیدواژگان: تجزیه امی، سورگوم، عملکرد علوفه و مولفه های اصلی
  • سیداحمد کلانتراحمدی*، احمدعلی شوشی دزفولی صفحات 237-253

    به منظور ارزیابی اثر تنش خشکی ناشی از قطع آبیاری و محلول پاشی عناصر ریزمغذی روی، بر و منگنز بر عملکرد دانه، میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه کلزا رقم هایولا 401، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال زراعی (1392 تا 1394) در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح؛ آبیاری کامل (شاهد 1)، قطع آبیاری در مرحله گلدهی و قطع آبیاری در مرحله خورجین‏دهی در کرت های اصلی و محلول پاشی عناصر ریزمغذی روی، منگنز و بر (با غلظت های دو، چهار و شش در هزار) و محلول پاشی با آب مقطر (شاهد 2) در کرت های فرعی قرار داده شدند. محلول پاشی در دو مرحله غنچه دهی (کد 31) و شروع گلدهی (کد 61) سیلوستر- برادلی و میکپیس انجام شد. نتایج نشان داد که عملکرد دانه و اجزای عملکرد با قطع آبیاری به طور معنی داری کاهش یافتند. قطع آبیاری در مراحل گلدهی و خورجین دهی باعث کاهش تعداد خورجین در بوته (به ترتیب 40 و 8 درصد) شد. بیشترین عملکرد دانه (4301 کیلوگرم در هکتار) از تیمار آبیاری کامل و محلول پاشی بر و روی با غلظت چهار در هزار و کمترین عملکرد دانه (1863 کیلوگرم در هکتار) از تیمار قطع آبیاری در مرحله گلدهی و محلول پاشی با آب مقطر (شاهد 2) بدست آمد. بیشترین میزان روغن دانه (6/45 درصد) از تیمار آبیاری کامل و محلول پاشی روی و بر با غلظت شش در هزار و کمترین میزان روغن دانه (3/40 درصد) از تیمار قطع آبیاری در مرحله گلدهی و عدم محلول پاشی عناصر ریزمغذی بدست آمد. قطع آبیاری در مرحله گلدهی باعث کاهش میزان اسید اولئیک و افزایش اسید لینولئیک روغن دانه شد. در تیمار قطع آبیاری در مرحله خورجین دهی نیز بیشترین عملکرد دانه با محلول پاشی منگنز و بر (چهار در هزار) و روی با غلظت شش در هزار بدست آمد. بر اساس نتایج این آزمایش قطع آبیاری در مرحله گلدهی باعث وارد شدن تنش شدید به گیاه کلزا شده و اجتناب از آن ضروری است. دستیابی به عملکرد مناسب دانه کلزا با اجرای آبیاری کامل و محلول پاشی بر و روی با غلظت چهار در هزار امکان پذیر است.

    کلیدواژگان: اسید اولئیک، بر، تنش خشکی، روی، کلزا و منگنز
  • علی مشتطی*، سیدهاشم موسوی صفحات 254-267

    به منظور بررسی اثر مقادیر سولفات روی بر واکنش گندم رقم چمران به تنش گرمای انتهای فصل در شرایط آب و هوایی اهواز، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در دو سال زراعی 95-1394 و 96-1395 به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه تاریخ کاشت (هشتم آذر، 23 آذر و نهم دی) در کرت های اصلی و پنج سطح سولفات روی (صفر: شاهد، 10، 20، 30 و 40 کیلوگرم در هکتار) در کرت های فرعی قرار داده شدند. نتایج نشان داد که با تاخیر در کاشت به دلیل وقوع تنش گرمای انتهای فصل، عملکرد دانه کاهش یافت. بیشترین و کمترین مقدار عملکرد دانه (به ترتیب 6726 و 2884 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ های کاشت اول و سوم بدست آمد. نتایج نشان داد که با افزایش مصرف سولفات روی، عملکرد دانه افزایش یافته و حداکثر مقدار آن (6724 کیلوگرم در هکتار) از تیمار 30 کیلوگرم در هکتار سولفات روی بدست آمد. نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که بیشترین مقدار عملکرد دانه (6508 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت اول (هشتم آذر) و مصرف 30 کیلوگرم در هکتار سولفات روی و کمترین مقدار آن (2958 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت سوم (نهم دی) و عدم مصرف سولفات روی حاصل شد. بر اساس نتایج آزمایش حاضر، تاخیر در کشت گندم باعث وقوع تنش گرمای انتهای فصل شده و مصرف 30 کیلوگرم در هکتار سولفات روی باعث کاهش اثر تنش گرما و بهبود عملکرد دانه گندم شد.

    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، خوزستان، روی، زمان کاشت و گندم نان
  • اسماعیل محمدی، احمد محمودی، رضا دیهیم فرد*، امید نوری صفحات 268-282

    با توجه به افزایش سریع جمعیت و نیاز به تولید بیشتر محصولات کشاورزی، توجه به موضوع کم آبی و افزایش بهره وری آب اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به این منظور آزمایشی با استفاده از مدل شبیه سازی SUCROS، داده های بلندمدت اقلیمی (1364 تا 1394) و جمع آوری پرسشنامه از کشاورزان، جهت ارزیابی بهره وری آب در نظام های کشت چغندرقند در 10 شهرستان استان خراسان رضوی و ارزیابی نقش مدیریت در بهره وری آب و وقوع تنش خشکی اجرا شد. نتایج شبیه سازی های بلندمدت نشان داد عملکرد واقعی کشاورزان (5/33 تن در هکتار) تنها یک سوم عملکرد قابل دستیابی (3/97 تن در هکتار) چغندرقند در مناطق مورد بررسی بود که 48 درصد از این خلاء عملکرد به دلیل محدودیت آب بود. نتایج نشان داد که بهره وری پایین آب آبیاری (8/1 تا 15/3 کیلوگرم بر مترمکعب) در مناطق مورد بررسی بود. بر اساس نتایج به دست آمده، عدم مدیریت صحیح آبیاری، به رغم مصرف بالای آب در برخی از شهرستان ها باعث کاهش بهره وری مصرف آب و وقوع تنش خشکی در طول فصل رشد گردید. نتایج نشان داد که بین بهره وری آب و شاخص عرضه به تقاضای آب در شهرستان های استان ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت. با توجه به نتایج این تحقیق، وضعیت این شاخص در طول فصل رشد تحت تاثیر مدیریت آبیاری، دمای هوا (به ویژه در ماه های گرم سال) و ظرفیت نگهداری آب خاک در هر شهرستان متغیر بود. این نتایج نشان دهنده ضرورت رعایت زمان بندی صحیح آبیاری بر اساس نیاز گیاه و ظرفیت نگهداری آب خاک در طول فصول گرم جهت تامین نیاز رطوبتی گیاه چغندرقند است.

    کلیدواژگان: خلاء عملکرد، چغندر قند، زمان بندی آبیاری و مدل شبیه سازی SUCROS
  • مهدی پناهیان گیوی*، سجاد کردی، سید جلیل داور پناه صفحات 287-310

    به منظور ارزیابی اثر منبع کود نیتروژن بر عملکرد و کیفیت ریحان و محصول علوفه ذرت در کشت مخلوط (سری افزایشی)، آزمایشی در طی سال های زراعی 93-1392 و 94-1393 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه لرستان اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کود نیتروژن در چهار سطح: عدم مصرف کود (شاهد)، کود نیتروژن، کود زیستی نیتروکسین و مصرف تلفیقی (50 درصد کود نیتروژن + نیتروکسین) و نسبت های کاشت شامل: کشت خالص ریحان (رقم مبارکه)، کشت خالص ذرت علوفه ای (رقم سینگل کراس 704)، کشت مخلوط ذرت علوفه ای+ 25 درصد ریحان، کشت مخلوط ذرت علوفه ای+50 درصد ریحان، کشت مخلوط ذرت علوفه ای+ 75 درصد ریحان و کشت مخلوط ذرت علوفه ای+100 درصد ریحان بودند. نتایج نشان داد که بیشترین وزن خشک ریحان (9/3921 کیلوگرم در هکتار) مربوط به کشت خالص ریحان همراه با مصرف کود نیتروژن در برداشت دوم و در سال دوم آزمایش بود. بیشترین وزن خشک علوفه ذرت (19220 کیلوگرم در هکتار) نیز از کشت خالص ذرت بدست آمد. مصرف تلفیقی 50 درصد کود نیتروژن + نیتروکسین در کشت مخلوط باعث افزایش عملکرد زیستی و اسانس گیاه ریحان شد. بیشترین میزان نسبت برابری زمین (56/1) در هر دو سال زراعی مربوط به کشت مخلوط ذرت علوفه ای +100 درصد ریحان همراه با مصرف کود زیستی نیتروکسین بود. نتایج این آزمایش نشان داد که حذف نیمی از کود شیمیایی نیتروژن و جایگزین کردن آن با کود زیستی نیتروکسین، راهکار مناسبی برای کاهش مصرف کودهای شیمیایی در کشت مخلوط ریحان و ذرت علوفه ای و در راستای اهداف کشاورزی پایدار می باشد.

    کلیدواژگان: نسبت های کشت مخلوط، ذرت، ریحان، کود زیستی و نسبت برابری زمین
|
  • Hadi Pirasteh Anosheh*, Yahya Emam Pages 188-209

    Intensified salinization of water and soil resources has promoted interest for research and approaches of improving crop yield under saline conditions. Reviewing the literature showed that the records on understanding of different aspects of salt stress and enhanced salinity tolerance in the world goes back to more than a century. Different approaches have been suggested to increase crop yield under saline conditions, among which one is using plant growth regulators (PGRs). Application of PGRs has begun since 1930s and their global annual sales are about US$ 1.2 billion. Nearly 40 active ingredients og PGRs are now in use, applied either as a single or combined treatments, among which the most important are auxins, cytokinins, gibberellins, ethylene, abscisic acid, brassinosteroids, salicylic acid, chlormequat chloride, paclobutrazol, jasmonic acid, ascorbic acid, triacontanol, strigolactones, nitric oxide, polyamines and plant peptide hormones. There have been large body of reports showing quantitative and quality improvement of crops as well as salinity tolerance as the consequences of PGRs application.However, most of these studies were conducted under controlled conditions (i.e. out of field conditions), as one season experiments, and this makes the results unreliable. In this paper, with having in mind the applicability for the field conditions, crop yield improvement as the result of using PGRs has been reviewed.

    Keywords: Phytohormones, Salinity stress, Seed priming, Stress tolerance
  • Soheila Shayan, Mohammad Moghaddam Vahed*, Majid Norouzi, Seidabolghasem Mohammadi, Mahmood Toorchi Pages 210-224

    Study of heritability and gene action to improve agronomic and physiological traits, especially under drought stress conditions, are very important. The objectives of this study were to investigate heritability for important agronomic traits and some physiological characters in a cross between two spring wheat cultivars. The experiment was carried out using different generations (BC1, BC2, F3, RF3) derived from crosses between two cultivars, Arg (tolerant to salinity and drought) and Moghan3, under drought stress conditions using randomized complete block design with two replications in 2014 cropping season at the University of Tabriz research station, Iran. In all plots, irrigation was withheld after antesis until the end of season. Generation mean and generation variance analyses were used to estimate gene action and genetic variance components, respectively, for agronomic and physiological traits of wheat under water deficit conditions. Based on the analysis of variance, significant differences were observed between generations for peduncle length, spike length, flag leaf width, flag leaf area, number of fertile tillers, leaf chlorophyll content, days to heading, spike weight, straw weight, biomass, grain yield and harvest index which revealed the presence of genetic differences between two parents. The generation mean analysis for the flag leaf width and flag leaf area showed that the three-parameter model was the best fit. However, for other traits chi-square of the three parameter model was significant, indicating the presence of non-allelic interactions in the inheritance of these traits. Although both types of additive and dominance effects were significant in control of the studied traits, but dominance component was larger than the additive effect. The dominance × dominance epistasis was also more important than other epistasis components for the studied traits. The broad-sense and narrow-sense heritability of the traits ranged from 0.754 to 0.941 and from 0.144 to 0.579, respectively. Estimates of variance components revealed that dominance variance was greater than additive variance for peduncle length, spike weight, straw weight, biomass, grain yield and harvest index. While, the additive genetic variance was higher than the dominance genetic variance for spike length, flag leaf width, flag leaf area, fertile tiller number, chlorophyll content and days to heading. The average degree of dominance was more than one for all of the traits which indicated the presence of over-dominance gene action in controlling these traits. Presence of non-additive genetic effects in controlling the traits showed the necessity of selection in advanced segregating generations, when populations are relatively fixed line, using bulk-pedigree method or for development of hybrid varieties in wheat, should the pollination and male sterility barriers will be overcome.

    Keywords: Drought stress, Gene action, Generation mean analysis, Genetic variance components, Heritability, Wheat
  • Azim Khazaei*, MasoudTorabi, Hassan Mokhtararpour, Ali Reza Beheshti Pages 225-236

    Sorghum is an important forage crop used as silage, fresh forage and dry forage. To evaluate the yield stability of 16 genotypes; cultivars, lines and hybrids, of forage sorghum, experiments were conducted using randomized complete block design with three replications during 2016-17 at Karaj, Isfahan, Gorgan, and Mashhad field stations, Iran. The results of combined analysis of variance showed that the effect of location, year, genotype and their interactions were significant on forage yield. Mean comparison showed that hybrids No. 8 (Siloking) and 12 (FGCSI12) were superior to other genotypes with 130.6 and 127.5 t.ha-1 of fresh forage yiled, and 26.97 and 27.17 t.ha-1 of dry forage yield, respectively. The hybrid No. 2 (Speedfeed), No. 9 (PHFS-27), No. 5 (Juicy Sweet BMR SSH.1) and No. 13 (Sucarose- Photo- BMR) had also high fresh forage yield of 105.6, 107.8, 108.2 and 107t.ha-1, respectively. The analysis of variance by AMMI method and fitting of principal components to the interaction effects of genotype and environment showed that the two principal components were significant for fresh and dry forage yield. According to the AMMI model and AMMI stability value (ASV), genotypes No. 8 (Siloking) and 12 (FGCSI12) with the high yield and stability were identified as suitable genotypes.

    Keywords: AMMI analysis, Sorghum, Forage yield, Principal components
  • Ahmad Kalantar Ahmadi*, Ahmad Ali Shoushi Dezfouli Pages 237-253

    To evaluate the effects of drought stress by withholding of irrigation during reproductive stages and foliar application of micronutrients (Zn, Mn and B) on seed yiled and oil quality, an experiment was carried out as split plot arrangements in randomized complete block design with three replications at Safiabad Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Dezful, Iran, in two growing seasons (2013-2015). Main plots consisted of three irrigation levels: full irrigation (control), withholding of irrigation from flowering stage, and withholding of irrigation from silique stage, and sub plots included 10 levels of foliar application of micronutrients (2, 4, 6‰ zinc, 2, 4, 6‰ manganese, 2, 4, 6‰ boron, and the foliar application of distilled water as control). Foliar applications were made during both budding and initiation of flowering stages. Results showed that withholding of irrigation significantly decreased seed yield and yield components. Withholding of irrigation from flowering and silique stages reduced the silique no. plant-1 by 40% and 8%, respectively. Mean comparison of withholding of irrigation and foliar application showed that the highest seed yield (4301 kg.ha-1) belonged to full irrigation and foliar application of boron (4‰) in both growing seasons. The lowest seed yield (1863 kg.ha-1) obtained in withholding of irrigation from flowering stage and no micronutrient. Withholding of irrigation from flowering stage led to decrease oleic and linoleic acids content. The highest oil content (45.6%) measured in full irrigation and application of zinc (6‰) and boron (6‰). The lowest oil content (40.3%) observed in severe moisture stress conditions and no micronutrients. The results of this experiment showed that withholding of irrigation from flowering stage imposed severe stress on crop and should be avoided. The highest seed yield belonged to application of manganese and boron (4‰) and zinc (6‰) under withholding of irrigation from silique stage. To obtain reasonable seed yield, full irrigation and foliar application of zinc (4‰) and boron (4‰) is possible.

    Keywords: Canola, Boron, Drought, Manganese, Oleic acid, Zinc
  • Ali Moshatati*, Seyed Hashem Mousavi Pages 254-267

    To study the effect of zinc sulfate rates on response of bread wheat cv. Cahmran to terminal heat stress conditions in Ahvaz, Iran, this experiment was conducted at the research farm of Agricultural and Natural Resources Sciences University of Khuzestan, Iran in two cropping cycles (2015-2016 and 2016-2017). The experimental design was split plot arrangements in randomized complete block design with four replications. Experimental factors were three sowing dates (29 Nov., 14 Dec. and 30 Dec.) assigned main plots and five zinc sulfate rates (0: Control, 10, 20, 30 and 40 kg.ha-1) randomized in sub plots. Combined analysis variance showed that year had a significant effect on measured traits. Mean comparison of traits in different sowing dates showed that grain yield decreased with delay in sowing date, due to occurrence of terminal heat stress. The highest (6726 kg.ha-1) and lowest (2884 kg.ha-1) grain yield were obtained in the first and last sowing dates, respectively. The results showed that grain yield increased with increasing zinc sulfate rates and the highest grain yield (6724 kg.ha-1) was obtained from application of 30 kg.ha-1 zinc sulfate. Mean comparison of interaction effect of sowing dates × zinc sulfate rate on studied traits showed that the highest grain yield (6508 kg.ha-1) was in the first sowing date and 30 kg.ha-1 of zinc sulfate application, and the lowest grain yield (2958 kg.ha-1) was in the last sowing date and no-zinc sulfate application (Control). In conclusion, the result of the experiment showed that delay in planting of bread wheat cv. Chamran imposed late heat stress and application of 30 kg.ha-1 zinc sulfate reduced heat stress effect and improved grain yield.

    Keywords: Bread wheat, Khuzestan, Sowing date, Yield components, Zinc
  • Esmaeil Mohammadi, Ahmad mahmoudi, Reza Deihimfard*, Omid Noori Pages 268-282

    The rapid population growth and the need for more agricultural production necessitate more attention to water shortage and enhancing water productivity. To assess water productivity and supply:demand ratio index in sugar beet, this experiment was carried out using SUCROS growth simulation model. Long-term climatic data and collecting questionnaires from farmers were used to assessing water productivity in sugar beet agroecosystems in 10 counties of Khorasan Razavi province, Iran and investigating the role of water management in water productivity and drought stress conditions in sugar beet. Results of long-term simulations showed that the actual yield (33.5 t.ha-1) by farmers was only one-third of the attainable yield (97.3 t.ha-1) of sugar beet in the targted areas. Forty eight percent of this yield gap was due to water constraints. The results indicated the low productivity (1.5-1.8 kg root m-3) of sugar beet in the targeted areas. The results also showed that inappropriate irrigation management, despite the high water consumption in some counties, led to decrease in water productivity and occurance of drought stress during the growing season. Results also showed a positive and significant relationship between water productivity and supply:demand ratio index in different locations. The index, over growing season, in different counties was highly depended on water management, air temperature (particularly during warmer months of the year) and soil water holding capacity. These results indicated the need for a more scientific attention to appropriate irrigation schedules according to the plant water requirement and soil water retention capacity during the warm seasons to meet the moisture requirement of sugar beet.

    Keywords: Irrigation schedule, SUCROS Simulation model, Sugar beet, Yield gap
  • Mahdi Panahyan*, Sajad Kordi, Seyedjalil Davarpanah Pages 287-310

    To evaluate the effect of nitrogen sources on yield and quality of sweet basil and forage maize under intercropping (additive series), a field experiment was carried out at the experimental field of faculty of agriculture, Lorestan University, Khorramabad, Iran, in 2013-2014 and 2014-2015 growing seasons. Experimental treatments were arranged as factorial in randomized complete block design with three replications. Experimental treatments included: without fertilizer (Control), 100% chemical fertilizer (N), bio-fertilizer (Nitroxin), integration of bio-fertilizer + 50% chemical fertilizer, and cropping patterns consisted of; sole cropping sweet basil and forage maize and the additive intercropping of maize + 25% sweet basil, maize + 50% sweet basil, maize + 75% sweet basil and maize + 100% sweet basil. Mean comparisons showed that in the second year sole cropping of sweet basil with 100% chemical fertilizer in second harvest had the highest total dry weight (3921.9 kg.ha-1). Among cropping systems the highest total dry weight (19220 kg.ha-1) was obtained from sole cropping of forage maize. Application of the integration of Nitroxin + 50% nitrogen chemical fertilizer in intercropping produced reasonable biological yield and essential oil yield, and did not show a remarkable difference with nitrogen chemical fertilizer. The highest LER (1.566) belonged to maize + 100% sweet basil with bio-fertilizer. The results showed that using the integration of bio-fertilizer + 50% chemical fertilizer can be considered as an enviromnet-friendly approach to reduce the consumption of chemical fertilizers in support of sustainable agriculture.

    Keywords: Biofertilizer, Forage maize, Interropping ratios, Land equivalent ratio, Sweet basil