فهرست مطالب

ارگونومی - سال هفتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال هفتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهرا مریخ پور*، محمدصادق سهرابی صفحات 1-10
    زمینه و هدف
    زمین های بازی نقش بسیار مهمی در توسعه جوامع کودکان و مهارت های فیزیکی آنها ایفا می کنند. اگر این فضاها براساس معیارهای ایمنی باشند می توانند در رشد هرچه بیشتر و بهتر اجتماعی و فیزیکی کودکان موثر باشند. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت ایمنی تجهیزات زمین بازی کودکان در پارک مردم همدان براساس استانداردهای کمیسیون ایمنی محصولات آمریکا انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه به طور مقطعی در شهر همدان انجام شد. پژوهش از طریق مطالعه استانداردهای بین المللی موجود برای تجهیزات زمین بازی کودکان، با استفاده از مشاهده، عکاسی و اندازه برداری از تجهیزات اصلی زمین بازی شامل الاکلنگ، تاب و انواع سرسره ها (مستقیم، مارپیچ و ترکیبی) صورت گرفته است. در نهایت وضعیت ایمنی تجهیزات بازی براساس استاندارد کمیسیون ایمنی محصولات آمریکا بررسی شد.
    یافته ها
    از بین تجهیزات اصلی زمین بازی، سرسره مارپیچ با 76/1 درصد بیشترین و الاکلنگ با 25 درصد کمترین میزان انطباق با استاندارد کمیسیون ایمنی محصولات آمریکا را داشتند. از بیشترین اشکالات موجود در این زمینه می توان به طراحی غیراصولی وسایل بازی، نصب و جانمایی نادرست آنها در محوطه اشاره کرد.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان می دهد که با توجه به نقش غیرقابل انکار ایمنی تجهیزات زمین بازی در میزان آسیب های احتمالی وارد بر کودکان، باید در راستای ایمن کردن و انطباق هرچه بیشتر آنها با استانداردهای جهانی و کنترل مستمر وسایل موجود از نظر ایمنی کوشید.
    کلیدواژگان: ایمنی، تجهیزات زمین بازی، کودکان، استاندارد
  • محمد غفرانی*، مجید معتمدزاده، محمدرضا آقایی، زهرا محمدمرادی صفحات 11-23
    زمینه و هدف

    چگونگی استقرار و عملکرد افراد در طی فعالیت های روزانه در پویایی و سلامت جسمی و روانی افراد جامعه، نقش اساسی دارد و با توجه به این که انسان، روزانه با وسایل متفاوتی سروکار دارد، لازم است که تطابق لازم را با ویژگی های بدن وی داشته باشد. هدف اصلی این مطالعه، طراحی و ساخت میز و صندلی ارگونومیک نقشه کشی، منطبق با ابعاد بدنی هنرجویان می‏ باشد.

    روش‏ کار

     در این تحقیق به یکی از پر کاربردترین مبلمان های آموزشی، یعنی میز و صندلی رسم پرداخته شده است. پس از بررسی میزان رضایت مندی از این مبلمان، برای بازنگری و طراحی ارگونومیک مطابق با ابعاد آنتروپومتری، ابعاد بدنی 160 هنرجو و 40 دانشجوی یک آموزشکده ی فنی‏ و حرفه ای، مورد اندازه گیری قرار گرفت. داده ‏ها توسط نرم‏افزار SPSS تحلیل آماری شدند.

    یافته‏ ها

     مطابق با نتایج، حدود 70 درصد هنرجویان، از ویژگی های صندلی و میزهای رسم راضی نیستند و به جز قد و طول ران، اختلاف معنی داری بین پایه های مختلف تحصیلی در هنرستان ها وجود ندارد و در نهایت با کمک ویژگی های تن سنجی، میز و صندلی رسمی طراحی شد که به استثناء ارتفاع نشستن گاه، در سایر شاخص ها، تطابق صد درصدی با ابعاد بدن هنرجویان داشت.

    نتیجه ‏گیری

     در این پژوهش مشاهده شد که نارضایتی فراوانی در بین هنرجویان به دلیل عدم تطابق این مبلمان آموزشی با ابعاد بدنی آنان وجود دارد که سبب لطمات جسمی عضلانی و روانی و عدم کیفیت آموزشی شده است. در پایان مطالعه، جهت طراحی ارگونومیک، مواردی درجهت رضایت‏مندی، پایداری و کاهش هزینه های تولید و همچنین دلایل نارضایتی هنرجویان از میز و صندلی های آموزشی ارائه شد.

    کلیدواژگان: ارگونومی، مبلمان آموزشی، طراحی
  • الناز رجبی شاملی، رحمان شیخ حسینی*، شکیبا اسدی ملردی صفحات 24-32
    زمینه و هدف
    اختلالات عضلانی-اسکلتی در دانش آموزان شیوع زیادی دارد که عوامل مختلفی را برای آن می توان در نظر گرفت. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط ارگونومی میز و صندلی کلاس بر پاسچر دانش آموزان و ارتباط آن با اختلالات عضلانی-اسکلتی در دانش آموزان مقطع ششم ابتدایی شهر کرج انجام شد.
    روش کار
    در این تحقیق مقطعی، 346 دانش آموز پسر از مقطع ششم ابتدائی شهر کرج انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری زوایای کایفوز سینه ای و لوردوز کمری، یک خط کش منعطف به کار رفت. برای ثبت اطلاعات ارگونومی و آنتروپومتری دانش آموزان از خط کش فلزی 50 سانتی متری استفاده شد. برای تحلیل اطلاعات از آزمون همبستگی اسپیرمن در سطح معناداری 0/05 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد ارتفاع میز، عمق نیمکت و ارتفاع نیمکت به ترتیب فقط در 18 درصد، 12 درصد و 50 درصد دانش آموزان در حالت ارگونومی نرمال قرار دارد. بین عمق نیمکت و نمره کامل نوردیک، رابطه معنی دار منفی مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    وضعیت ارگونومی میز و نیمکت مدارس ابتدایی شهر کرج در مقطع ششم ابتدایی در حد قابل قبول نبود. بنابراین، پیشنهاد می کنیم برای جلوگیری از عواقب احتمالی آن، استانداردسازی ارگونومیک میز و نیمکت مدارس در دستور کار قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دانش آموزان، پاسچر، ارگونومی، درد عضلانی-اسکلتی
  • زهرا اردودری، فرزانه فدائی*، احسان اله حبیبی، اکبر حسن زاده صفحات 33-43
    زمینه و هدف
    اختلالات اسکلتی-عضلانی در خطوط مونتاژ بدلیل شرایط فیزیکی نامناسب،حرکات تکراری و فاکتورهای روانشناختی بوجود می آیند.این مطالعه با هدف ارزیابی بار کاری و ارتباط آن با شیوع اختلالات مچ دست در مونتاژ کاران یک صنعت تولیدی انجام شد.
    روش کار
     در این مطالعه مقطعی که بر روی 120 کارگر زن انجام شد، بارکاری ذهنی، بارکاری فیزیکی و شیوع اختلالات مچ دست بترتیب با استفاده از شاخص NASA-TLX، روش OCRA و پرسشنامه مچ و دست نوردیک ارزیابی شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از ارزیابی بارکاری با استفاده از شاخص NASA-TLX نشان داد که شرکت کنندگان دو بعد فشارفیزیکی و تلاش و کوشش را به ترتیب  با نمره های 78.79 و 78.37 به عنوان بالاترین مقیاس بار کاری ارزیابی کرده اند.همچنین براساس سطح ریسک OCRA ، بیشترین ریسک دست راست در سطح ریسک 3 و بیشترین ریسک دست چپ در سطح ریسک 1 قرار دارد.آزمون های آماری نشان داد، سطوح ریسک OCRA و  میانگین مقیاس خواسته های فیزیکی و تلاش و کوشش در افرادی که درد مچ داشتند به طور معناداری بیشتر از کسانی است که درد مچ نداشتند بود(0.05< p) . همچنین بین شدت درد مچ با شاخص OCRA در دو دست (0.001= p)و نمره کل NASA (0.05< p و 0.232= r)رابطه مستقیم وجود دارد .
    نتیجه گیری
    بار کاری روانی درخطوط مونتاژ صنایع تولیدی بالا بوده و نتایج حاصل از ارزیابی فیزیکی نیز این موضوع را تایید میکند. این مطالعه نشان داد بار کاری ذهنی میتواند در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی (MSDs) تاثیرگذار باشد. به همین دلیل است که بار کاری ذهنی باید به عنوان یک عامل خطر برای MSDs درنظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بار کاری، صنایع تولیدی، OCRA، NASA-TLX، اختلالات اسکلتی-عضلانی
  • زینب رسولی کهکی، سمیه طاهرنژاد، راضیه راسخ، مهدی جهانگیری* صفحات 44-56
    زمینه و هدف

    خطاهای انسانی در مراقبت دیالیز می تواند سبب آسیب و مرگ شود. یکی از اقدامات اساسی جهت افزایش قابلیت اطمینان در این فرایند حیاتی، تحلیل خطا و شناسایی نقاط ضعف انجام این فرایند است.
     

    روش کار

    پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی است که به منظور شناسایی و ارزیابی احتمال خطای انسانی در فرایند دیالیز از روش SPAR-H استفاده شد. بیمارستان مورد بررسی شامل شش بخش دیالیز و 16 دستگاه دیالیز به همراه دو پرستار در هر بخش بود. جمع آوری داده ها به کمک مشاهده فرایند دیالیز، مصاحبه با پرستاران، بررسی اسناد، روش های اجرایی و دستورالعمل های کاری انجام شد.
     

    یافته ها

    مطالعه حاضر نشان داد احتمال خطای انسانی در میان وظایف پرستار واحد دیالیز در دامنه 0/02 تا 0/44 (به استثنای موارد مرتبط با اختلال دستگاه) است که به ترتیب مرتبط با زیر وظیفه آماده سازی مددجو به عنوان کمترین میزان خطا و زیر وظیفه تنظیم دور پمپ به عنوان بیشترین میزان خطا است.
     

    نتیجه گیری

    جهت کاهش و کنترل خطاهای انسانی در وظایف شغلی پرستار بخش دیالیز، اقدامات کنترلی لازم همچون افزایش تعداد پرسنل، تغییر در زمان شیفت کاری پرستاران، آموزش، تهیه و بازنگری دستورالعمل ها باید انجام شود.

    کلیدواژگان: SPAR-H، خطای انسانی، دیالیز
  • کیمیا طوسی*، عبدالکاظم نیسی، نسرین ارشدی صفحات 57-65
    زمینه و هدف

    اکثر حوادث به وسیله رفتارهای ناایمن یا خطاهای انسانی ایجاد می شود. متخصصین ایمنی بر این عقیده اند که با تمرکز و تلاش فزاینده بر رفتار انسانی می توان به طور قابل ملاحظه ای حوادث را کاهش داد. هدف پژوهش حاضر بررسی روان رنجوری، کارآمدی ایمنی و تمرکز تنظیمی به عنوان پیش بین های رفتار ناایمن کارکنان شرکت پالایش گاز بیدبلند است.

    روش کار

    جامعه آماری پژوهش شامل همه کارکنان بخش های عملیاتی و صف شرکت پالایش گاز بیدبلند خوزستان بود. نمونه پژوهش شامل 273 نفر بود، که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در ابتدا، شرکت کنندگان با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمن، به دو گروه کارکنان ایمن و کارکنان ناایمن تقسیم شدند. سپس برای سنجش متغیرهای مطالعه، از پرسش نامه های ویژگی های شخصیتی نئو، مقیاس کارآمدی ایمنی و مقیاس تمرکز تنظیمی در کار استفاده شد. داده ها از طریق روش تحلیل ممیز و با نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.

    یافته ها

     یافته ها فرضیته های پژوهش را تایید کرد. به بیان دیگر، از روی متغیرهای روان رنجوری، کارآمدی ایمنی و تمرکز تنظیمی و ابعاد آن (تمرکز پیشگیری و تمرکز پیشبردی) می توان رفتار ناایمن کارکنان را پیش بینی کرد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش روان رنجوری سبب افزایش رفتارهای ناایمن و کارآمدی ایمنی و تمرکز تنظیمی (تمرکز پیشگیری و تمرکز پیشبردی) باعث کاهش رفتارهای ناایمن کارکنان می شوند.

    کلیدواژگان: رفتار ناایمن، روان رنجوری، کارآمدی ایمنی، تمرکز تنظیمی
  • اسماعیل شجاع، علی چوپانی*، معصومه قرائی، محسن قنبری صفحات 66-74
    زمینه و هدف

    استفاده از ابزار مناسب جهت ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی، نقش مهمی در کنترل این مخاطرات و تامین سلامت نیروی کار دارد. هدف از این مطالعه، امکان سنجی به کارگیری روش WERA (ارزیابی ریسک ارگونومیک محیط کار) به منظور ارزیابی ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی -عضلانی از طریق بررسی همبستگی آن با روش QEC (ارزیابی سریع مواجهه) بود.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 72 نفر از کارکنان بخش های کارگاهی یک صنعت آجرپزی مدرن در مشاغل مختلف انجام شد. ابزارهای جمع آوری داده ها، پرسش نامه نوردیک جهت بررسی شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در 12 ماه گذشته و دو روش WERA و QEC برای ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی بودند. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.

    یافته ها

    شیوع اختلالات در پشت، شانه ها، گردن و مچ دست به ترتیب 41/7، 20/8، 16/7 و 33/3 درصد بود. نتایج روش WERA نشان داد 88/9 درصد از افراد دارای اولویت اقدام اصلاحی متوسط و 11/1 درصد دارای اولویت اقدام اصلاحی بالا بودند. در روش QEC، 6/9 درصد، 20/8 درصد، 48/6 درصد و 23/7 درصد از افراد به ترتیب دارای سطح مواجهه یک، دو، سه و چهار بودند. همبستگی بین نمره کل QEC و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی حاصل از پرسش نامه نوردیک، 0/038   P=و 0/67 r= بود. ضریب همبستگی بین نمرات نهایی حاصل از دو روش 0/021   P=و 0/53 r=  بود.

    نتیجه گیری

    بررسی همبستگی بین میانگین نمرات دو روش نشان از وجود همبستگی متوسط بین آنها دارد. همبستگی بین شیوع اختلالات و نمرات حاصل از QEC و WERA نشان داد نتایج QEC با نتایج نوردیک مطابقت بیشتری دارد و می توان گفت به کارگیری روش QEC نسبت به روش WERA برای ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی برای وظایف مختلف مناسب تر بود.

    کلیدواژگان: WERA، QEC، اختلالات اسکلتی - عضلانی، ارزیابی پوسچر، صنعت آجرپزی
  • علیرضا قربانپور، شهناز طباطبایی*، رضا غلام نیا صفحات 75-84
    زمینه و هدف
    کارکنان بخش صنعت به ویژه صنایع غذایی به دلیل ماهیت کار خود با مشکلات فراوانی روبه رو هستند. پوسچر نامناسب به عنوان یکی از ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی و عضلانی شناخته شده است. اختلالات اسکلتی-عضلانی بر عملکرد و خودکارآمدی کارکنان بخش صنعت تاثیرگذار است. در این مطالعه به بررسی ریسک فاکتورهای ارگونومیکی محیط کار و رابطه آن با خودکارآمدی و عملکرد شغلی پرداخته شده است.
    روش کار
    با استفاده از جدول مورگان و همچنین در نظر گرفتن ملاحظات ناشی از افت نمونه در نهایت 202 نفر به عنوان گروه نمونه تحقیق (قابل استفاده) و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های عملکرد شغلی پاترسون، خودکارآمدی عمومی شرر و پرسش نامه نقشه بدن با مقیاس پنج درجه ای برای ارزیابی اختلالات اسکلتی-عضلانی و همچنین روش شاخص کلیدی KIM بود. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شد.
    یافته ها
    تفاوت معناداری بین سطح ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی با شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در اغلب نواحی بدن کارکنان وجود داشت. بیشترین شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در ناحیه تحتانی پشت مشاهده شد. تفاوت معناداری بین سطح ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی با عملکرد شغلی در واحد تولید دیده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دهنده نقش خودکارآمدی در جلوگیری از رفتارهایی است که منجر به تشدید اختلالات اسکلتی- عضلانی می شود. این موضوع در نهایت در عملکرد شغلی آنها نمود پیدا خواهد کرد و هم خود فرد و هم سازمان ذی نفع آن خواهند بود. همچنین به کارگیری کارکنان با خودکار آمدی بالا می تواند عملکرد و بهره وری کار را بالابرده و به روند بهتر تولید کمک کند.
    کلیدواژگان: KIM، اختلالات اسکلتی-عضلانی، خودکارآمدی، عملکرد شغلی، صنایع غذایی
|
  • Zahra Merrikhpour*, Mohammad Sadegh Sohrabi Pages 1-10
    Background and Objectives
    Playgrounds play a very important role in the development of children's communities and their physical skills. If these spaces are designed according to safety standards, they can contribute to the better social and physical growth of children. The purpose of this study was to evaluate the safety status of children's playground equipment in Hamadan Luna Park according to the standards of the U.S. Consumer product safety commission (CPSC).
    Methods
    The present study was a descriptive and analytical one. The statistical population included a total of 600 persons, working in one of the regions in the Tehran Municipality. Of the 600 staff, a total of 255 were selected as the available sample group. The instruments consisted of the questionnaires, including the individual and occupational information, the Nordic questionnaire, the Walton Quality of work life, and the checklist of the ergonomic indices of the working environment for the administrative staff. In order to analyze the data, Student’s t-test and multiple regression analysis were used.
    Results
    The results showed that among the main playground equipments, the spiral slide has the highest ratio of 76.1% and the seesaws with 25% minimum compliance with the CPSC standard. Among the most commonly problems in this field the non-standard design of play equipment, incorrect assembly, installation and placement in use zones can be pointed.
    Conclusion
    According to this paper’s report, given the undeniable role of the safety of playground equipment in preventing possible harm to children, they must be secured and adapted to global standards.
    Keywords: Safety, Playground equipment, Children, Standard
  • Mohammad Ghofrani*, Majid Motamedzade, Mohammad Reza Aghaie, Zahra Mohammad Moradi Pages 11-23
    Background and Objectives

    The statics and actions of people during daily activities plays a major role in the physical and mental health and dynamics of the community. Given that humans deal with different things in a day, it is necessary that they are adapted to his features of body. The main goal of this study is to design and construct tables and ergonomic chairs for cartography, in accordance with the physical dimensions of students.

    Methods

    In this research, one of the most used educational furniture, namely cartographic table and chairs, has been studied. After examining the satisfaction of this furniture, for ergonomic review and design in accordance with anthropometric dimensions, physical features of 160 students of art and 40 students of a technical and vocational school were measured. Then data was analyzed by SPSS 18 software.

    Results

    According to the results, about 70 percent of the students did not feel comfortable with the features of former chair and table, except for the length of the thigh. There was no significant difference between the different educational foundations in the vocational schools and finally, with the help of tonality features, the drawing table and chair were designed which except for the height of the sitting space, in other indices, there was a 100% correlation with the dimensions of the student's body.

    Conclusion

    In this study, there was a lot of dissatisfaction among students due to the lack of matching these educational materials with their physical dimensions which has caused physical, mental and psychological damage and poor quality of education. At the end of the study, through ergonomic design, matters of satisfaction, sustainability and reduced production costs and also the reasons for students' dissatisfaction with the drawing table and chairs is presented.

    Keywords: Ergonomics, Educational Furniture, Design
  • Elnaz Rajabi Shameli, Rahman Sheikhhoseini*, Shakiba Asadi Melerdi Pages 24-32
    Background and Objectives
    Musculoskeletal disorders are common in students and several causes may be considered for them. The aim of this study was to investigate the relationship between school furniture dimensions and trunk posture with musculoskeletal disorders in students of the sixth grade of elementary school in Karaj.
    Methods
    In this cross-sectional study, 346 boy students in sixth grade of elementary school in Karaj were selected. A flexible ruler was used to measure thoracic kyphosis and lumbar lordosis angles. A 50-centimeter metal ruler was used to record ergonomic and anthropometric data of the students. Spearman’s correlation test was run to analyze the collected data at the significant level of 0.05.
    Results
    The results showed that only 18%, 12% and 50% of desk height, seat depth and seat height measures were at normal ergonomic conditions, respectively. A negative significant correlation was observed between seat depth and total Nordic score (P<0.05).
    Conclusion
    It seems that school furniture dimensions in sixth grade boy students of elementary school in Karaj were not in acceptable condition. So, we suggest that ergonomics standardization of school furniture should be considered to prevent its possible consequences.
    Keywords: Students, Posture, Ergonomics, Musculoskeletal pain
  • Zahra Ordudari, Farzane Fadaei*, Ehsanolah Habibi, Akbar Hassanzadeh Pages 33-43
    Background and Objectives
    Musculoskeletal disorders cause about half of all work-related disease, and are the major cause of loss of time, increased costs, and labor injury. This study aims to evaluate the workload and its association with the prevalence of wrist disorders. It was carried out in the assembly workers of a manufacturing industry.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted among 120 female workers employed. Theit mental workload, physical workload and prevalence of wrist MSDs were evaluated using the NASA-TLX, the OCRA method and the Nordic wrist and hand scan questionnaire respectively.
    Results
    The NASA-TLX showed that the physical demands and effort with mean scores of 78.79 and 78.37 were respectively the most important subjective mental workload (SMWL) scale. Also The results on the basis of the OCRA risk level showed that the highest right-hand risk was at risk level 3 and the highest left-hand risk was at risk level 1 .The Statistical analysis showed that OCRA risk levels and mean scale physical demands and efforts were significantly higher in those with wrist pain than those without pain (P<0.05).There was a direct correlation between the severity of the wrist pain with the OCRA risk index in both hands (P=0.001) and the total score of NASA (r=0.232, P<0.05).
    Conclusion
    It was revealed that mental load was high in assembly lines of the manufacturing industry and this result was also confirmed by physical evaluation. This study indicated that overall score of SMWL can affect the incidence of MSDs. That is why mental workload should be considered as a risk factor for MSDs.
    Keywords: Workload, Manufacturing industry, OCRA, NASA-TLX, Musculoskeletal Diseases
  • Zeinab Rasouli Kahaki, Somayeh Tahernejad, Razieh Rasekh, Mehdi Jahangiri* Pages 44-56
    Background and Objectives

    Human errors in dialysis care can cause injury and death. One of the basic steps to increase reliability in this critical process is to analyze the error and identify the weaknesses of doing this process.

    Methods

    The present study is a descriptive-analytic cross-sectional study. The SPAR-H method was used to identify and evaluate the probability of human error in the dialysis process. The hospital had six dialysis department and 16 dialysis machines with two nurses in each department. Data collection was done by observing the dialysis process, interview with nurses, reviewing the documents, methods of work and work instructions.

    Results

    The present study showed that the probability of human error in the duties of a dialysis nurse is in the range of 0.02-0.44 (except for devices related to disorder), which is related to sub-duty preparing patient as lowest rate and sub-duty of the pump set-off as highest error rate.

    Conclusion

    To reduce and control the human error in nursing duties in the dialysis department, control measures should be done such as increasing the number of personnel, changing the time shift of nurses, and training, preparing and revising the instructions.

    Keywords: SPAR-H, Human error, Dialysis
  • Kimiya Toosi*, Abdolkazem Neisi, Nasrin Arshadi Pages 57-65
    Background and Objectives

    Most accidents are caused by unsafe behaviors or human errors. Safety experts have argued that with the increasing focus on human behavior, it can significantly reduce accidents. The aim of the present study was to examine neuroticism, safety efficacy and regulatory focus as predictors of unsafe work behavior of employee Bidboland Gas Refining Company.

    Methods

    The statistical population of the study consisted of all employees of operational and staffing departments of Bidboland Gas Refining Company in Khuzestan. The sample consisted of 273 employees who were selected using stratified random sampling. At first, the participants were divided into two groups, safe employees and unsafe employees by using Safety Behavior Scale (Salleh, 2010). Then to evaluate the variables studied, NEO personality characteristics (Costa & McCrae, 1992), safety efficacy (Brown, et al., 2000) and regulatory focus at work (Wallace & Chen, 2006) questionnaires were used. Data were analyzed through discriminant analysis and using SPSS 16 software.

    Results

    According to the results, unsafe behavior of employees can be predicted from neuroticism, safety efficacy and regulatory focus and its dimensions (prevention focus and promotion focus).

    Conclusion

    Neuroticism increases unsafe behaviors and safety efficacy and regulatory focus (prevention focus and promotion focus) decrease unsafe behaviors of employees.

    Keywords: Unsafe behavior, Neuroticism, Safety efficacy, Regulatory focus
  • Esmaeil Shoja, Ali Choupani*, Masoumeh Gharaee, Mohsen Ghanbari Pages 66-74
    Background and Objectives

    Using appropriate methods for ergonomic risk assessment of musculoskeletal disorders has an important role in controlling these risks and providing workforce health. The purpose of this study was to evaluate the feasibility of applying WERA method to assess the risk of musculoskeletal disorders through its correlation with the results of QEC.

    Methods

    This descriptive-analytical study was performed on 72 employees of workshop sections of a modern brick industry. Data were collected using a Nordic questionnaire to assess the prevalence of musculoskeletal disorders in the past 12 months and WERA and QEC methods to ergonomic risk assessment of musculoskeletal disorders. Data were analyzed by SPSS 18.

    Results

    The prevalence of back, shoulder, neck and wrist disorders were 41.7%, 20.8%, 16.7% and 33.3%, respectively. Results of WERA showed that 88.9% of subjects had medium action level and 11.1% had high action level. In QEC method, 6.9% of subjects had exposure level ‘one’, 20.8% of subjects had exposure level ‘two’, 48.6% of subjects had exposure level ‘three’, and 23.7% of subjects had exposure level ‘four’. The correlation between QEC total score and prevalence of musculoskeletal disorders was (r=0.67, P=0.038). The correlation coefficient between the final scores of the two methods was (r=0.53, P=0.021).

    Conclusion

    Examination of the correlation between the mean scores of the two methods indicated a moderate correlation between them. Correlation between prevalence of disorders and QEC and WERA scores showed that QEC results were more consistent with Nordic results and it can be said that QEC method was more suitable for ergonomic assessment of musculoskeletal disorders risk for different tasks in this study.

    Keywords: WERA, QEC, Musculoskeletal disorders, Postural assessment, Brick industry
  • Alireza Ghorbanpour, Shahnaz Tabatabaei*, Reza Gholamnia Pages 75-84
    Background and Objectivse: The employees of an industrial sector, especially the food industry, tackle many problems due to their type of job. Among these staff, non-standard working postures is known as a risk factor for musculoskeletal disorders. Musculoskeletal disorders affect the function and self-efficacy of these people and ultimately leads to a reduction in their performance. Therefore, in this case, research entitled: Study of risk factors of the ergonomic work environment and its relation with self-efficacy and job performance of employees of the food industry has been done.
    Methods
    A total of 202 people were selected as the sample group using a random sampling method. Then they completed the research questionnaires. The research tools consisted of Paterson's job performance questionnaire, Scherer general self-efficacy, Key Indicator method and a five-point body map questionnaire for assessing body organs discomfort and prevalence. Data was analyzed using SPSS 19.
    Results
    There was a significant difference between the level of risk of musculoskeletal disorders and their job performance and between the risk of musculoskeletal disorders and the prevalence of musculoskeletal disorders. The lower back showed the highest prevalence of musculoskeletal disorders. There was a significant difference between the levels of risk of musculoskeletal disorders with job performance and also between musculoskeletal disorders with job performance and self-efficacy. The results showed a positive and significant relationship between job performance and self-efficacy.
    Conclusion
    The results indicated the role of self-efficacy in preventing behaviors that lead to exacerbation of musculoskeletal disorders. This will ultimately be reflected in their job performance and both the individual and the organization concerned. Also, employing high self-efficacy staff can improve work performance and productivity and contribute to better production processes.
    Keywords: KIM, Musculoskeletal disorders, Self-efficacy, Job performance, Food industry