فهرست مطالب

رهبری و مدیریت آموزشی - سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • ناهید اورک*، محمدنقی ایمانی، فتاح ناظم صفحات 9-27
    این مطالعه با هدف رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری در تبیین روابط بین سبک های رهبری، یادگیری سازمانی، عملکرد سازمانی و فراموشی سازمانی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان خوزستان در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 4210 نفر بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1979) تعداد 351 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک های رهبری (باس و آوولیو، 1997)، یادگیری سازمانی (نیفه، 2001)، عملکرد سازمانی (هرسی و گلداسمیت، 2003) و فراموشی سازمانی (هولان و فیلیپس، 2004) استفاده شد. داده ها در نرم افزار لیزرل با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم رهبری تحولی بر عملکرد سازمانی و فراموشی سازمانی، مسیر مستقیم رهبری عدم مداخله و یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی و مسیر مستقیم عملکرد سازمانی بر فراموشی سازمانی معنادار و مسیر غیرمستقیم رهبری تحولی، رهبری عدم مداخله و یادگیری سازمانی با واسطه عملکرد سازمانی بر فراموشی سازمانی معنادار بود، اما سایر مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم غیرمعنادار بودند (05/0>P). بنابراین متخصصان برای کاهش فراموشی سازمانی باید به نقش سبک های رهبری، یادگیری سازمانی و عملکرد سازمانی توجه و بر اساس آنها برنامه های مناسبی طراحی و اجرا نمایند.
    کلیدواژگان: سبک های رهبری، یادگیری سازمانی عملکرد سازمانی، فراموشی سازمانی
  • فاطمه بیان فر* صفحات 29-55
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان مبتنی بر مدل پینتریچ بر تاخیر در رضایتمندی تحصیلی و خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی بود که در سال تحصیلی 98-97 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. بدین منظور از طریق نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و از طریق اجرای پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی و انجام مصاحبه بالینی تعداد 34 نفر برای متغیر اهمال کاری بر اساس بالاترین نمونه انتخاب شدند و به طریق واگذاری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. سپس گروه آزمایش در شانزده جلسه 90 دقیقه ای که توسط درمانگر آموزش دیده اجرا شد، تحت آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان قرار گرفتند. در حالی که گروه گواه در معرض هیچ مداخله ای قرار نگرفتند. پس از آن از همه آزمودنی-های گروه آزمایش و کنترل پس آزمون به عمل آمد. داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کوواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت..
    کلیدواژگان: ادگیری خودگردان، تاخیر در رضایتمندی تحصیلی، خودناتوان سازی تحصیلی
  • فاطمه حسن زاده کفشگرکلایی*، عبدالله علی اسماعیلی، وحید فلاح صفحات 57-76
    هدف مطالعه حاضر تدوین سناریوهای توسعه حرفه ای مدیران مدارس در استان مازندران با رویکرد آینده پژوهی بود. این پژوهش از نظر روش آمیخته با طرح اکتشافی متوالی، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان رشته مدیریت آموزشی در واحدهای دانشگاهی استان های تهران و مازندران و نمونه آن 15 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی مدیران مدارس استان مازندران و نمونه آن 117 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. داده ها با کمک مصاحبه های عمیق و اکتشافی و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و برای تحلیل آنها از فرایند کدگذاری مبتنی بر نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین با کمک نرم افزار Micmac استفاده شد. نتایج نشان داد که 54 کد باز، 8 مقوله و 4 کد محوری شناسایی شد. سپس، از طریق مصاحبه با خبرگان، پیشران های کلیدی تاثیرگذار بر توسعه حرفه ای مدیران مدارس شناسایی و پرسشنامه محقق ساخته با 13 عامل کلیدی ساخته شد که علاوه بر تایید روایی، پایایی همه عوامل بالاتر از 75/0 بود. بر اساس عوامل کلیدی دو سناریو برای توسعه حرفه ای مدیران مدارس طراحی شد.
    کلیدواژگان: سناریوها، توسعه حرفه ای، مدیران مدارس
  • جواد حیدریان*، علیرضا چناری، کوروش پارسا معین صفحات 77-94
    این مطالعه با هدف ارائه مدل فرایند تربیت رهبری خدمتگزار بر اساس رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. این پژوهش کیفی بود و با استفاده از رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان مدیریت و رهبری سازمانی بودند که از میان آنها تعداد 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند با توجه به اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته به روش دلفی جمع آوری و اعتبار محتوایی آن با نظر متخصصان تایید شد. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که عوامل موثر بر رهبری خدمتگزار شامل اعتقادات و باورهای مذهبی، ساختار سازمانی و ارزش های سازمانی بود و مولفه های فرایند تربیت رهبری خدمتگزار شامل هشت مولفه خدمت رسانی، تواضع، اعتماد، بصیرت، توانمندسازی، گروه سازی، مهرورزی و نوع دوستی بود که بر اساس آن مدل فرایند تربیت رهبری خدمتگزار طراحی شد. بر اساس مدل پژوهش حاضر و با توجه به بهره گیری از پشتوانه نظری غنی در ارتباط با موضوع و مقایسه مدل های مختلف رهبری خدمتگزار، متخصصان و مسئولان می توانند ضمن تحلیل وضعیت کنونی و استفاده از تجارب موفق، اقدام به ارائه طرح رهبری خدمتگزار نمایند.
    کلیدواژگان: تربیت، رهبری خدمتگزار، نظریه پردازی داده بنیاد
  • فریدون خضری*، مصطفی قادری، فردین عبداللهی صفحات 95-114
    هدف از انجام پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت های زندگی برای دانش آموزان مقطع متوسطه مراکز استعدادهای درخشان بود. این پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع کمی بود. جامعه پژوهش معلمان دارای حداقل چهار سال سابقه آموزش درس مهارت های زندگی در مقطع اول متوسطه استان کردستان در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 1900 نفر بودند. نمونه پژوهش 320 نفر بودند که بر اساس جدول مورگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت های زندگی (111 گویه) استفاده شد که روایی صوری آن تایید و پایایی کل آن با روش آلفای کرونباخ 81/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی و آزمون تی در نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت های زندگی چهار مولفه شامل اهداف، محتوی، روش های آموزش و روش های ارزشیابی داشت که آماره تی همه آنها بزرگ تر از نقطه برش 996/1 بود. همچنین پایایی ترکیبی آنها از 70/0 و میانگین واریانس استخراج شده آنها از 40/0 بیشتر بود. بنابراین، مولفه های الگوی مطلوب برنامه درسی مهارت های زندگی بر اساس نظر معلمان تایید شد و متخصصان برنامه ریزی درسی می توانند از آن بهره ببرند.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، مهارت های زندگی، دانش آموزان
  • شیرین دانایی*، داود قرونه، مسلم چرایین، احمد اکبری صفحات 115-132
    استاندارد 34000 منابع انسانی، نگاه جامع به همه فعالیتهای منابع انسانی است. این استاندارد به سازمانها کمک می کند تا سیستمی یکپارچه از اقدامات برای تحقق اهداف منابع انسانی و چارچوبی برای پیاده سازی این اقدامات ایجاد کنند. چنین اقداماتی امکان مدیریت موثر سرمایه های انسانی برای سازمانها را فراهم می کنند.هر کدام از سطوح استاندارد ، پنج فرایند را در بر می گیرند. هر فرایند مجموعه ای از اقدامات مرتبط با هم درباره مدیریت منابع انسانی (اقداماتی مانند جذب، حقوق و مزایا و توسعه منابع انسانی است که زمانیکه با هم انجام شوند، مجموعه ای از اهداف را محقق می کنند که برای ارتقای شایستگی های منابع انسانی مهم هستند. الگوی این پژوهش براساس مصاحبه کیفی صورت گرفته با روسای شرکت برق خراسان رضوی و روش نمونه گیری به دو صورت هدفمند و گلوله ی برفی می باشد درنهایت با مراجعه به خبرگان، 18 مصاحبه کیفی صورت گرفت با استفاده از تکنیک گرندد تئوری به شناسایی مولفه های جامع منابع انسانی مبتنی بر استاندارد 34000 پرداخته شده، ضرورت هر یک از مولفه های مدل استخراج شده برای شناسایی شاخص های جامع منابع انسانی مبتنی بر استاندارد 34000 بررسی گردیده، پژوهش با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شد.
    کلیدواژگان: استاندارد 34000، منابع انسانی، حقوق و مزایا
  • نفیسه رفیعی*، محمدحسین یارمحمدیان، نرگس کشتی آرای صفحات 133-152
    انتخاب محتوی آموزشی مناسب یکی از عناصر مهم در آموزش اثربخش است، لذا هدف این پژوهش ارائه مدلی برای محتواهای آموزش کارآفرینی رشته های علوم انسانی در آموزش عالی بود. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش کلیه صاحب نظران حوزه کارآفرینی علوم انسانی شهر اصفهان در سال 1397 بودند. نمونه ها با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند که با توجه به اصل اشباع نظری 24 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با روش مصاحبه جمع آوری و با روش تحلیل مضامین آتراید استرلینگ در نرم افزار مکس کیودا نسخه 18 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که 134 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر شناسایی که این محتواها در قالب یک مدل مفهومی در سه سطح خودآگاهی، خودکارآمدی و خودشکوفایی ترسیم گشت. خودآگاهی به عنوان اولین سطح وابسته به ارائه شایستگی های فردی، ادراکی و ارتباطی، خودکارآمدی به عنوان دومین سطح وابسته به ارائه محتواهای شایستگی های مدیریتی و شایستگی های حرفه ای و خودشکوفایی به عنوان سومین سطح وابسته به ارائه محتواهای شایستگی های توانگری بود. بر اساس نتایج، مدل محتواهای آموزش کارآفرینی نقش زیادی در ارائه یک آموزش هدفمند و همه جانبه برای رشته های علوم انسانی در آموزش عالی دارد.
    کلیدواژگان: محتواهای آموزش کارآفرینی، علوم انسانی، آموزش عالی
  • محبوبه سلیمانپور عمران، بهرنگ اسماعیلی شاد*، فاطمه مرتضوی کیاسری، مهدی علی آبادی صفحات 153-166
    هدف از پژوهش حاضر، تبیین رابطه فرهنگ مدرسه و احساس تعلق به مدرسه با نقش میانجی موفقیت تحصیلی در دانش آموزان می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش آن، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه 2781 نفر دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر شیروان می باشد. 338 دانش آموز بر اساس جدول کرجسی-مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرهنگ مدرسه (الساندرو و ساد، 1997)، پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه (بری، بتی، وات،2004) و پرسشنامه موفقیت تحصیلی (ولز،2010) استفاده شد. داده ها با نرم افزارSpss 21 و لیزرل 8/8 تحلیل شدند. تحلیل آماری داده ها نشان داد رابطه معناداری بین فرهنگ مدرسه و احساس تعلق به مدرسه و موفقیت تحصیلی وجود دارد. با توجه به ضریب تعیین 27% از واریانس متغیر احساس تعلق به مدرسه و 24 درصد از واریانس متغیر موفقیت تحصیلی دانش آموزان به وسیله متغیر فرهنگ مدرسه پیش بینی می شود.
    کلیدواژگان: فرهنگ مدرسه، احساس تعلق به مدرسه، موفقیت تحصیلی
  • علی عدالت جو*، حسین مهدیان، محمد محمدی پور صفحات 167-185
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی سبک های یادگیری و خودناتوان سازی تحصیلی با نقش میانجی مهارت های فراشناخت و کمال گرایی دانش آموزان انجام شد. این مطالعه مقطعی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دوره دوم متوسطه نظری شهر بجنورد در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 350 نفر از آنان با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های سبک های یادگیری (کلب، 1985)، مهارت های فراشناخت (داوسون و مک اینرنی، 2004)، کمال گرایی (هویت و فلت، 1991) و خودناتوان سازی تحصیلی (شوینگر و استینسمیئر-پیلستر، 2011) بودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-16 و Amose-22 با روش معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و سبک های یادگیری بر مهارت های فراشناخت و کمال گرایی تاثیر معنادار مثبت، مهارت های فراشناخت بر خودناتوان سازی تحصیلی تاثیر معنادار منفی و کمال گرایی بر خودناتوان سازی تحصیلی تاثیر معنادار مثبت داشت. همچنین سبک های یادگیری با میانجی مهارت های فراشناخت و کمال گرایی بر خودناتوان سازی تحصیلی تاثیر معنادار منفی داشتند (01/0>P). با توجه به نتایج برای کاهش خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان می توان برنامه هایی بر اساس سبک های یادگیری، مهارت های فراشناخت و کمال گرایی طراحی و اجرا کرد.
    کلیدواژگان: سبک های یادگیری، خودناتوان سازی تحصیلی مهارت های فراشناخت، کمال گرایی
  • فروغ فرزان*، سنجر سلاجقه، مسعود پورکیانی، ایوب شیخی صفحات 187-201
    مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین معیارهای ارزش گذاری و سطح بلوغ مدیریت دانش انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کارکنان سازمان های اجرایی استان خوزستان در سال 1397 به تعداد 86643 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران 382 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته معیارهای ارزش گذاری و بلوغ مدیریت دانش استفاده شد. در این مطالعه روایی صوری و محتوایی با نظر متخصصان تایید و پایایی با روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه معیارهای ارزش گذاری 94/0 و برای پرسشنامه بلوغ مدیریت دانش 93/0 محاسبه شد. داده ها در نرم افزار SPSS با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین معیارهای امکان پذیری، راهبردی و طراحی با بلوغ مدیریت دانش رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین معیارهای ارزش گذاری به طور معناداری توانستند 62/0 از تغییرات بلوغ مدیریت دانش را پیش بینی نمایند (01/0>P). بنابراین، برای بهبود سطح بلوغ مدیریت دانش می توان معیارهای ارزش گذاری را از طریق کارگاه های آموزشی افزایش داد.
    کلیدواژگان: معیارهای ارزش گذاری، بلوغ مدیریت دانش، کارکنان
  • احمد فولادی*، جهانبخش رحمانی، نرگس کشتی آرای صفحات 203-225
    مطالعه حاضر با هدف تبیین مفهوم برنامه درسی دگرگون شونده به منظور نقادی نظام برنامه درسی آموزش و پرورش ایران انجام شد. این پژوهش کیفی از نوع کاوشگری فلسفی انتقادی بود. حوزه پژوهش شامل کتاب ها و مقالات علمی چاپی و دیجیتالی مرتبط با برنامه درسی در دسترس پژوهشگر بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای بررسی روایی از معیارهای باورپذیری شامل اعتبار ساختاری، اعتبار توافقی و اعتبار ارجاعی و برای بررسی پایایی از معیار اطمینان پذیری استفاده شد. همچنین برای تضمین پایایی از نظر متخصصین استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه درسی دگرگون شونده دارای 171 مفهوم، 24 مفهوم جایگزین شده و 6 مفهوم کلی یا وجه همبسته و همزمان شامل کورره در مفهوم فعال (شدن و تغییر مداوم)، پیچیدگی، گفتگو، کی هان شناسی، اجتماع و مجموعه تجارب یادگیری بود. بنابراین برنامه درسی دگرگون شونده ساده- پیچیده است و شش وجه آن کارکردی مناسب برای مفهوم آفرینی در سطوح نظام برنامه درسی آموزش و پرورش ایران دارند که این شش وجه برای متخصصان برنامه درسی اشارات کاربردی دارد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی دگرگون شونده، نظام برنامه درسی، آموزش و پرورش
  • اسما فولادی* صفحات 227-245
    این پژوهش با هدف طراحی و تبیین برنامه آموزش سرزندگی تحصیلی برای دانش آموزان دوره اول دبیرستان انجام شد. مطالعه حاضر کیفی از نوع اکتشافی با روش تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش کلیه کتاب ها و مقاله های فارسی و لاتین منتشرشده درباره سرزندگی تحصیلی در سال های 1396-1390 و خبرگان دانشگاهی در زمینه سرزندگی تحصیلی بودند. نمونه پژوهش همه کتاب ها و مقاله های در دسترس پژوهشگر و 10 نفر از خبرگان دانشگاهی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش یادداشت برداری از مقاله ها و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی بودند. اطلاعات به روش تحلیل مضامین با نرم افزار Nvivo نسخه 10 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که 215 مضمون اولیه، 48 مضمون ثانویه و 5 مضمون نهایی شامل نیازها و انواع آن (15 مضمون)، اهمیت علم و دانش (12 مضمون)، سرزندگی علت تحصیل (5 مضمون)، افزایش انرژی و احساس خوب بودن (11 مضمون) و انواع انگیزه (5 مضمون) شناسایی شد. با توجه به 48 مضمون ثانویه و 5 مضمون نهایی برنامه آموزش سرزندگی تحصیلی که شاخص های روان سنجی آن تایید شد، برای 12 جلسه 70 دقیقه ای طراحی و تبیین گردید. بنابراین، می توان از برنامه پیشنهادی آموزش سرزندگی تحصیلی در این مطالعه برای بهبود سرزندگی تحصیلی و سایر متغیرهای تحصیلی مرتبط با آن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: طراحی و تبیین، آموزش سرزندگی تحصیلی، دانش آموزان دبیرستانی
  • اسماعیل کاظم پور*، مریم باباپور، خلیل غفاری، سیده معصومه عصایی صفحات 247-266
    این پژوهش با هدف بررسی نقش آموزش صلح در مسئولیت پذیری و مهارت خودبازداری دانش آموزان دوره ی اول متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه آموزش و پرورش رودسر (223 نفر) بود که 38 نفر از آنها به روش نمونه گیری هدفمند غربالگری و انتخاب شده و با رعایت همتاسازی به صورت تصادفی در دو گروه 19 نفری اعضای گروه آزمایش و کنترل را تشکیل دادند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه های مسئولیت پذیری (خرده مقیاس مسئولیت پذیری مقیاس شخصیتی کالیفرنیا) و خودبازداری (وینبرگر و شوارتز) بود. یافته های حاصل از اجرای آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل، هر دو متغیر وابسته یعنی مسئولیت پذیری و خودبازداری تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی دیگر برنامه های آموزش صلح نقش سازنده ای در ارتقای مسئولیت پذیری و خودبازداری دانش آموزان دارد و موجبات افزایش مسئولیت پذیری و خودبازداری دانش آموزان را فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: آموزش صلح، خودبازداری، مسئولیت پذیری
  • فرشته محمودی*، علی مهدی زاده اشرفی صفحات 267-285
    همواره فشارهای فرهنگی، اجتماعی، تکنولوژیکی، اقتصادی و سیاسی با هم ترکیب شده اند تا سازمان ها را مجبور نمایند به توانایی های اساسی خود به طور کل و به آموزش به طور خاص توجه بیشتری داشته باشند. در حقیقت اکنون بیشتر از هر زمانی سازمان ها باید روی آموزش محل کار و بهبود مداوم در عمل برای رقابت اعتماد نمایند. هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی اجرای دوره های آموزش بدو ورود در راستای پیشگیری از افت تحصیلی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی می باشد . این تحقیق ازنظر هدف یک تحقیق کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مدیران و کارشناسان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی که در فرآیند آموزش بدو خدمت دانشجویان این دانشگاه دخیل می باشند به تعداد 121 نفر می باشد . جهت آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد اجرای دوره های آموزش بدو ورود بر پیشگیری از افت تحصیلی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تاثیرگذار بوده و همچنین اجرای موثر و مطلوب دوره آموزشی بر پیشگیری از افت تحصیلی در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: اجرای دوره های آموزش بدو ورود، پیشگیری از افت تحصیلی، دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی
  • نویدالله نوری*، غلامعلی افروز، کامبیز کامکاری، مهدی دوایی صفحات 287-305

    هدف مطالعه حاضر آماده سازی و استانداردسازی مقیاس شناختی هدایت تحصیلی برای مشاوران شهر تهران بود. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) بود و جامعه آن در بخش کیفی مشاوران متخصص در حیطه مشاوره تحصیلی و متخصصین علوم شناختی و روانشناسی تربیتی (316 نفر) و در بخش کمی دانش آموزان پایه دهم (13 هزار نفر) شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند. با توجه به فرمول کوکران در بخش کیفی 20 نفر با روش نمونه گیری در دسترس و در بخش کمی 400 دانش آموز با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه با متخصصان و مقیاس شناختی هدایت تحصیلی وودکاک- جانسون (2013) بود. داده ها با روش تحلیل عاملی تحلیل و روایی و پایایی آن به کمک نرم افزارهای Amose و Lisrel بررسی شد. یافته ها نشان داد که مقیاس شناختی هدایت تحصیلی شامل 10 مولفه فهم کلامی، یادگیری دیداری- شنیداری، روابط فضایی، ترکیب صدا، شکل گیری مفهوم، انطباق پذیری، وارونه سازی اعداد، کلمات ناقص، حافظه فعال شنیداری و یادگیری دیداری- شنیداری تاخیری بود. روایی صوری، محتوایی، پیش بین، تشخیصی، سازه و ضریب تجانس درونی ابزار تایید و پایایی با روش های بازآزمایی 87/0 و آلفای کرونباخ 92/0 محاسبه شد. بنابراین مقیاس شناختی هدایت تحصیلی می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای هدایت تحصیلی در مدارس بکار گرفته شود.

    کلیدواژگان: آماده سازی و استانداردسازی، مقیاس شناختی هدایت تحصیلی، مشاوران
  • رضا نیاستی*، وحید فلاح، فاطمه طاهری صفحات 307-321
    هدف این پژوهش بررسی مولفه های حمایت اجتماعی ادراک شده و سکوت سازمانی به منظور ارائه مدل در دانشگاه های استان مازندران بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی و کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان علمی و دانشگاهی بودند که با توجه به اصل اشباع نظری 15 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. جامعه پژوهش در بخش کمی مدیران آموزشی و پژوهشی دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران بودند که بر اساس فرمول کوکران 32 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزارها تایید و پایایی آن برای همه مولفه ها بالاتر از 70/0 بود. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده دارای نه مولفه شامل حمایت خانواده، حمایت فرد خاص، حمایت همکاران، حمایت اطلاعاتی، حمایت ابزاری، عضویت در اجتماعات، حمایت معنوی، حمایت حرفه ای و حمایت آموزشی و سکوت سازمانی دارای پنج مولفه شامل سکوت مطیع، سکوت تدافعی، سکوت نوع دوستانه، سکوت شخصی و سکوت ساختاری بود (05/0>P). بنابراین، مدل مولفه های حمایت اجتماعی ادراک شده و سکوت سازمانی در دانشگاه های استان مازندران طراحی شد.
    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی، سکوت سازمانی، ارائه مدل