فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال بیست و یکم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مجتبی خزایی، علیرضا تاب* صفحات 337-351
    به منظور بررسی اثر شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum L.) به عنوان گیاه پوششی در کنترل علفهای هرز کلزای پاییزه، آزمایشی بصورت مزرعه ای در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 1397-1396 در کیلومتر 35 نهاوند اجرا شد. شش تیمار شامل کاشت کلزای خالص (با و بدون علف هرز) و کلزا همراه با 25، 50، 75 و 100 درصد میزان کشت مطلوب شبدر (50 کیلوگرم در هکتار) به صورت افزایشی بودند. نتایج نشان داد که کاربرد گیاه پوششی اثر معنی داری در کاهش تراکم و وزن خشک علف های هرز در مقایسه با شاهد (تداخل تمام فصل با علف های هرز) دارد. به طوریکه تیمارهای کلزا+25، 50، 75 و 100 درصد تراکم مطلوب شبدر ایرانی توانست تراکم علف های هرز را به ترتیب 63، 66، 80، 91 درصد کاهش دهد. تیمارهای یاد شده به ترتیب سبب 35، 51، 58، 75 درصد کاهش وزن خشک علف های هرز شدند. عملکرد دانه در تیمارهای کلزا به همراه شبدر پایین تر از تیمار کلزای خالص بدون علف هرز بود اما در تیمارهای کلزا+75 و 100 درصد شبدر بالاتر از تیمار کلزای آلوده به علف هرز بود به طوریکه نسبت برابری زمین در این تیمارها به ترتیب 92/0 و 09/1 بودند. همچنین محتوی روغن در تمام تیمارهای کلزا به همراه شبدر با تیمار کلزای خالص بدون علف هرز برابر و بالاتر از تیمار کلزای آلوده به علف هرز بود. در نتیجه استفاده از شبدر ایرانی بهمراه کلزا می تواند به عنوان یک استراتژی کارا در مدیریت غیرشیمیایی علف های هرز مورد توجه قرارگیرد که ممکن است منجر به خدمات اکوسیستمی نظیر تثبیت نیتروژن و افزایش ماده آلی خاک نیز شود.
    کلیدواژگان: تراکم علف های هرز، خدمات اکوسیستم، محتوی روغن، عملکرد کلزا، مدیریت غیرشیمیایی علف هرز
  • کمال سادات اسیلان* صفحات 353-366
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات محلول پاشی سطوح مختلف سیلیکات کلسیم بر عملکرد و اجزاء عملکرد دو رقم از گیاه کلزا می باشد. بر همین اساس، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزارع تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در سال زراعی 97-1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل 3 سطح تنش شوری (شاهد، شوری 5 و 10 دسی زیمنس بر متر) و دو سطح سیلیکات کلسیم (شاهد و محلول پاشی 8 کیلوگرم در هکتار) بودند. صفات وزن خشک گیاه، عملکرد دانه، اجزای عملکرد دانه، شاخص برداشت، عملکرد روغن و درصد روغن مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد محلول پاشی سیلیکات کلسیم، اثرات مثبتی بر صفات مورد بررسی در هر دو رقم زرفام و ساری گل داشت و سبب افزایش عملکرد در گیاه کلزا شد. از طرفی، مشاهده شد که رقم ساری گل در مقایسه با رقم زرفام، تعداد خورجین، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، شاخص برداشت، درصد روغن، عملکرد روغن و شاخص سبزینگی بیشتری داشت ولی رقم زرفام دارای حداکثر وزن خشک گیاه بود. به علاوه، مشاهده شد که اعمال تنش شوری در سطوح 5 و 10 دسی زیمنس بر متر، اثر منفی بر تمامی صفات مورد بررسی داشت. به طور کلی، در پژوهش حاضر، تنش شوری سبب کاهش عملکرد و اجزای عملکرد کلزا شد و کاربرد سیلیکات کلسیم اثرات منفی ناشی از تنش شوری را در هر دو رقم زرفام و ساری گل کاهش داد و رقم ساری گل در مقایسه با رقم زرفام در اثر سیلیکات کلسیم مقاومت بیشتری نسبت به تنش شوری نشان داد.
    کلیدواژگان: رقم زرفام، رقم ساری گل، عملکرد، شوری، محلول پاشی
  • مهدی معتکفی، احمد قنبری، سید محسن موسوی نیک، علیرضا سیروس مهر* صفحات 367-377

    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر محرک رشد آلی بر رشد و عملکرد کلزا (Brassica napus L.) رقم دلگان تحت شرایط تنش خشکی طی سال-زراعی 97-1396 در مزرعه تحقیقاتی چاه نیمه دانشگاه زابل، بصورت کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح قطع آبیاری بر اساس مراحل فنولوژیک رشد (سیستم کدبندی سیلوستر-برادلی) در سه سطح شاهد (آبیاری کامل)، قطع آبیاری از مرحله رشدی کد20/2 (20 میانگره مشخص میشود) و آبیاری تا مرحله رشدی کد9/5 (تمام خورجین ها بیشتر از 2 سانتی متر طول دارند) و عامل فرعی شامل چهار تیمار کودی: شاهد (محلول پاشی آب خالص)، هامون گرین 1 در 10 لیتر + کلسیم، هامون گرین 1 در 20 لیتر + کلسیم و هامون گرین 1 در 30 لیتر + کلسیم بود. نتایج اثرات ساده نشان داد که قطع آبیاری از مرحله رشدی کد20/2 باعث کاهش معنی دار ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و درصد روغن شد و از طرفی تیمار محلول پاشی 1 لیتر در 10 لیتر باعث افزایش صفات فوق بجز درصد روغن گردید. اما نتایج اثرات متقابل نشان داد که بالاترین مقدار کلروفیل a، b، کل، کارتنوئید، محتوی سلنیوم و کلسیم دانه از I1F2 و بیشترین مقدار پرولین از تیمار I3F2 به دست آمد. به طور کلی می توان گفت محلول پاشی محرک رشد آلی باعث تعدیل اثرات منفی تنش خشکی در گیاه کلزا شد و به میزان 91/27 درصد باعث بهبود عملکرد دانه شده است.

    کلیدواژگان: پرولین، تنش خشکی، عملکرد دانه، کلزا، محرک رشد آلی
  • محمد هادی میرزاپور*، احمد گلچین، امیر حسین خوشگفتارمنش، محمد مهدی طهرانی صفحات 379-392
    بررسی نقش اسیدهای آمینه در جذب و انتقال عناصر کم مصرف برای بهبود مدیریت تغذیه گیاه ازاهمیت ویژه ای برخورداراست. در این آزمایش کشت محلول، اثرکاربرد 100 میکرومولار تریپتوفان، آرجنین و هیستیدین برجذب و انتقال روی و آهن درکلزا درسه سطح صفر، 5 و 10 میکرومولار روی از منبع سولفات روی بررسی شد. نتایج نشان داد در غلظت 5 میکرومولار روی، حضور اسید آمینه آرجنین و تریپتوفان سبب کاهش معنی دار وزن خشک شاخساره در مقایسه با شاهد شد در حالی که کاربرد هیستیدین منجر به افزایش معنی دار وزن خشک شاخساره گیاه در این سطح از روی شد. بالاترین مقدار جذب روی توسط شاخساره کلزا در سطح 10 میکرومولار روی در حضور اسید آمینه هیستیدین بدست آمد. کاربرد 10 میکرومولار روی تنها در حضور آرجنین سبب افزایش معنی دار جذب روی ریشه در مقایسه با تیمار بدون اسید آمینه شد. افزایش غلظت روی به 10 میکرومولار در حضور اسیدهای آمینه، به جز اسیدآمینه آرجنین، سبب کاهش جذب آهن شاخساره و ریشه کلزا شد. بالاترین غلظت اسید آمینه کل در شاخساره و ریشه مربوط به تیمار بدون روی و بدون اسید آمینه بود. صرفنظر از نوع اسید آمینه مصرفی، افزایش سطح روی تا 10 میکرومولار سبب افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز و آسکوربات پروکسیداز برگ شد. براساس نتایج پژوهش حاضر، حضور اسیدهای آمینه تاثیر معنی داری بر جذب و انتقال روی و آهن در کلزا داشت و این تاثیر بسته به نوع اسید آمینه متفاوت بود. در بین اسیدهای آمینه، کاربرد اسیدآمینه هیستیدین باعث بیشترین افزایش جذب روی و عملکرد ماده خشک شاخساره و ریشه کلزا گردید.
    کلیدواژگان: آسکوربات پراکسیداز، آهن، اسیدآمینه، عملکرد شاخساره، کاتالاز
  • سید غلامرضا موسوی* صفحات 393-406
    به منظور بررسی تاثیر محلول پاشی متانول و اسید هیومیک بر صفات فیزیولوژیک، عملکرد و راندمان مصرف آب در گیاه دارویی کاسنی تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال 1394 انجام گرفت. آبیاری در سه سطح (آبیاری پس از 70، 140 و 210 میلی متر تبخیر تجمعی از تشتک تبخیر) به عنوان فاکتور اصلی و محلول پاشی با متانول در دو سطح (صفر و 21 درصد حجمی) و کاربرد اسید هیومیک با دو سطح (صفر و 10 لیتر در هکتار) به عنوان فاکتورهای فرعی بودند. صفات مورد مطالعه شامل عدد کلروفیل متر، هدایت روزنه ای، محتوای نسبی آب برگ، عملکردهای خشک ریشه، ساقه و برگ، عملکرد خشک کل، نسبت ریشه به ساقه و برگ، راندمان مصرف آب ریشه، ساقه و برگ و کل بودند. نتایج نشان داد که تنش کم آبی موجب کاهش تمامی صفات فیزیولوژیک و عملکردی (به جز نسبت ریشه به ساقه و برگ) و افزایش کارایی مصرف آب شد. محلول پاشی متانول تمامی صفات (به جز عملکرد و راندمان مصرف آب ریشه) را افزایش داد اما موجب کاهش نسبت ریشه به اندام های هوایی شد. مصرف هیومیک اسید موجب افزایش تمامی صفات (به جز نسبت ریشه به اندام های هوایی) شد. به طور کلی بر اساس نتایج این پژوهش و با در نظر گرفتن کارایی مصرف آب به نظر می رسد تیمار آبیاری پس از 140 میلی متر تبخیر از تشتک و محلول پاشی متانول وکاربرد هیومیک اسید می تواند برای دستیابی به عملکرد قابل قبول گیاه کاسنی در منطقه بیرجند مناسب باشد.
    کلیدواژگان: شاخص کلروفیل، عملکرد ریشه، کم آبیاری، محتوی رطوبت نسبی برگ، هدایت روزنه ای
  • فائزه زعفریان*، وحید اکبرپور، مریم حبیبی، محمد کاوه صفحات 407-422
    به منظور بررسی اثر بیوچار و کود زیستی بر رنگیزه های فتوسنتزی، عملکرد و عناصر غذایی گیاه نعناع فلفلی با نام علمی Mentha piperita L.، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری با سه تکرار در سال 1396 انجام شد. تیمارها شامل بیوچار در دو سطح (0 و 10 تن در هکتار) و کود آلی و زیستی در پنج سطح (عدم مصرف کود (F0)، ورمی کمپوست (10 تن در هکتار) (F1)، سودوموناس (Pseudomonas fluorescens) (F2)، ازتوباکتر (Azotobacter chroococcum) (F3)، میکوریزا)سویه های Glomus mosseae، G. intradicces و (G. etunicatum (F4) بود. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که اثر اصلی بیوچار و کود زیستی بر برخی صقات تاثیر معنی داری داشت، به گونه ای که اعمال بیوچار و همچنین تیمار میکوریزا به ترتیب موجب افزایش میانگین در وزن تر برگ (73/294 و 8/306 گرم در متر مربع)، وزن تر ساقه (73/366 و 15/361 گرم در متر مربع) و وزن تر کل (46/661 و 95/667 گرم در متر مربع) گردید. برهمکنش تیمارهای آزمایش تاثیر معنی داری بر وزن خشک برگ، ساقه و وزن خشک کل بر جای گذاشت. بالاترین میزان در این صفات در تیمار بیوچار به همراه میکوریزا مشاهده شد، که با تیمار تلفیق ورمی کمپوست + بیوچار در یک گروه آماری قرار گرفت. بنابراین با توجه به ضرورت تولید گیاهان دارویی در نظام های زراعی کم نهاده، حفظ محیط زیست و نیل به اهداف کشاورزی پایدار تلفیق تیمار بیوچار + میکوریزا و همچنین بیوچار + ورمی کمپوست جهت بهبود رشد و فتوسنتز گیاه نعناع فلفلی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: زیست توده، کلروفیل، میکوریزا، نعناع فلفلی، ورمی کمپوست
  • بابک بحرینی نژاد*، علی اشرف جعفری، زهرا جابرالانصار صفحات 423-434
    این مطالعه با هدف مقایسه صفات رشدی سه گونه قدومه برگه‏دار minus Alyssum ، قدومه آراراتی A. szwitsianum و قدومه بیابانی A. desertorum در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی اصفهان طی دو سال زراعی 1395 و 1396 انجام شد. صفات مورد بررسی عبارت از صفات عملکردی شامل عملکرد بیولوژیک، دانه، برگ، ساقه و ریشه؛ صفات مورفولوژیک شامل ارتفاع گیاه، قطر بوته، تاج پوشش و تعداد ساقه در بوته و صفات فنولوژیک شامل روز تا گلدهی، دانه‏دهی و رسیدگی‏دانه‏ بودند. بیشترین عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در گونه برگه‏دار به‏ترتیب با مقادیر 1003 و 375 کیلوگرم در هکتار بدست آمد درحالی‏که کمترین مقادیر در گونه بیابانی و به‏ترتیب 559 و 207 کیلوگرم در هکتار بود. نتایج مربوط به صفات مورفولوژیک نشان‏داد که گونه برگه‏دار از نظر ارتفاع، تعداد ساقه، قطر بوته و میزان تاج پوشش نسبت به دو گونه دیگر از برتری قابل توجهی برخوردار بود. گونه های برگه‏دار و بیابانی با 101 و 95 روز تا رسیدگی‏دانه‏ به‏ترتیب دیررس‏ترین و زودرس‏ترین گونه بودند. بیشترین همبستگی صفت عملکرد دانه با سایر صفات به‏ترتیب متعلق به عملکرد بیولوژیک (90/0)، ارتفاع بوته (79/0)، تعداد ساقه (76/0) و تاج پوشش (75/0) بود. در مجموع نتایج بدست آمده از این مطالعه بیانگر آن بود که گونه برگه‏دار دارای پتانسیل بالاتری درتولید نسبت به دوگونه دیگر بود.
    کلیدواژگان: رشد رویشی، عملکرد دانه، گیاهان دارویی، مراحل رشد، همبستگی
  • علی نخزری مقدم*، مجتبی صالحی شیخی، علی راحمی کاریزکی، مجید محمداسمعیلی صفحات 435-445
    به منظور بررسی اثر رقم و الگوی کاشت بر عملکرد و پروتئین دانه نخودفرنگی، وزن کل دو گیاه و نسبت برابری زمین، آزمایشی به صورت فاکتوریل (دو عاملی) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه گنبدکاووس در سال زراعی 96-1395 اجرا گردید. عامل اول رقم نخودفرنگی (شامل ارقام پفکی و شمشیری) و عامل دوم الگوی کاشت (در 9 سطح شامل کشت خالص هر یک، کشت مخلوط جایگزینی نخودفرنگی و اسفناج به ترتیب با نسبت های 2:1، 1:1 و 2:1 و کشت مخلوط افزایشی 33، 50، 67 و 100 درصد اسفناج به نخودفرنگی) بود. تاثیر رقم و الگوی کاشت بر اکثر صفات معنی‎دار شد. طول بوته، وزن 100 دانه، وزن غلاف، عملکرد غلاف در بوته، وزن تر بوته نخودفرنگی و وزن کل در رقم پفکی بیش از رقم شمشیری بود، اما تعداد غلاف در بوته و شاخص برداشت آن کمتر بود. تعداد غلاف در بوته، وزن غلاف، عملکرد غلاف در بوته، وزن 100 دانه، شاخص برداشت و وزن تر بوته در تیمارهای کشت خالص نخودفرنگی و کشت مخلوط جایگزین بیش از تیمارهای کشت مخلوط افزایشی بود. افزایش درصد اسفناج در تیمارهای افزایشی باعث کاهش صفات نخود فرنگی شد، اما عملکرد کل افزایش یافت. براساس نتایج، عملکرد رقم پفکی 81/11 درصد بیش از رقم شمشیری بود و بیش ترین وزن کل دو گیاه با 1/30 تن در هکتار از تیمار کشت مخلوط افزایشی 100 درصد نخودفرنگی + 100 درصد اسفناج به دست آمد. در کلیه تیمارهای کشت مخلوط نسبت برایری زمین بیش از یک بود که حاکی از برتری کشت مخلوط بود.
    کلیدواژگان: الگوی کاشت، شاخص برداشت، غلاف، کشت مخلوط افزایشی، کشت مخلوط جایگزینی
  • لاله رستمیان، ویدا چالوی*، حسین صادقی صفحات 447-458

    شوری یکی از مشکلات تولید مرکبات در جهان است و تحمل یا مقاومت پایه های مرکبات به شوری به خوبی شناخته نشده است. در این پژوهش، واکنش های فیزیولوژیکی چهار پایه نارنج (Citrus aurantium. L)، پونسیروس (Poncirus trifoliate Raf.)، سیتروملو (Citrumelo) و سیترنج (Citranges) به تنش شوری در آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط درون شیشه ای در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بررسی شد. ریزنمونه های تهیه شده از هر چهار پایه به محیط کشت جامد موراشیگ و اسکوگ (MS) حاوی 9/8 میکرومولار BA و نیم میکرومولار NAA با غلظت های مختلف کلریدسدیم (صفر، 50، 100 و 200 میلی مولار) در سه تکرار منتقل شدند. براساس نتایج به دست آمده در پایان آزمایش، وزن تر و خشک، محتوای آب نسبی، نشت یونی و میزان رنگیزه های فتوسنتزی از قبیل کلروفیل a، کلروفیل b و کارتنوئید گیاهچه ها دارای همبستگی منفی با غلظت تیمار شوری و غلظت یون سدیم در بافت برگ ها بود. اگر چه نشت یونی با افزایش غلظت کلریدسدیم در هر چهار پایه افزایش یافت ولی، پایه نارنج نسبت به سایر پایه ها از نظر آماری کمترین نشت یونی را نشان داد. در همه تیمارهای شوری میزان رنگیزه های فتوسنتزی پایه ها، کاهش معنی داری در سطح یک درصد نسبت به شاهد داشتند. در بین پایه های مورد آزمایش، میزان رنگیزه های فتوسنتزی و آب نسبی سیترنج بیشتر از دیگر پایه ها بود. در مجموع، پایه های سیترنج و نارنج مقاومت بهتری به آسیب های ناشی از تنش شوری نشان دادند.

    کلیدواژگان: پراکسیداسیون لیپیدی، کشتبافت، کلریدسدیم، محتوای آبنسبی، نشتیونی
|
  • Mojtaba Khazaie, Alireza Taab * Pages 337-351
    A field experiment was carried out to investigate the effect of Persian clover (Trifolium resupinatum L.) as an undersown cover crop on weed control in winter oilseed rape. The experiment was conducted in a randomized complete block design with four replications in Nahavand region (km: 35) of Iran during 2017-2018. The treatments were included oilseed rape with four levels of Persian clover density (25, 50, 75 and 100 percentages of the optimum sowing rate) and two levels of weed management (weedy and weed-free). The results showed that the undresown Persian clover has a significant effect on reducing the density and aboveground dry weight of the weeds compared to the control. Oilseed rape + 25, 50, 75 and 100 percentages of Persian clover sowing rate, respectively, caused 63, 66, 80 and 91 percent reduction in weed density. The same treatments also caused 35, 51, 58 and 75 percent reduction in weed aboveground dry weight, respectively. Oilseed rape yield undersown with Persian clover was lower than oilseed rape in weed free treatment. However, oilseed rape yield in oilseed rape +75 and 100 percentages of Persian clover sowing rate was higher than oilseed rape weed infested treatment. The percentages of oil seed content in oilseed rape in all treatments undersown with Persian clover was equal to oilseed rape weed free treatment and higher than oilseed rape weed infested treatment. The land equivalent ratio in oilseed rape +75 and 100 percentages of Persian clover sowing rate was 0.92 and 1.09, respectively.
    Keywords: Ecosystem services, non-chemical weed management, oil content, rapeseed yield, weeds density
  • Kamal Sadat Asilan * Pages 353-366
    A factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications at research fields of Faculty of Agriculture of Tarbiat Modares University, during 2017-2018 growing season. Treatments consisted of three different levels of salinity stress (control), salinity of 5 and 10 dS.m-1) and two levels of calcium silicate (control and foliar application of 8 kg.ha-1) which salinity stress was applied from the beginning of flowering and the calcium silicate was applied at flowering time, and dry weight of the plant, grain yield, yield components, harvest index, oil yield, oil percentage and greenness were evaluated. Foliar application of calcium silicate had positive effects on the all of the traits in both Zarfam and Sarigol cultivars and it increased yield in rapeseed. On the other hand, it was observed that Sarigol had a higher amount in number of pods, number of seeds per pod, 1000 grain weight, harvest index, oil percentage, oil yield and greenness index than the Zarfam. Zarfam had the maximum plant dry weight. In addition, it was observed that salinity stress at 5 and 10 dS.m-1 had negative effects on all studied traits in present study. In general, salinity stress reduced the yield and yield components of rapeseed and the use of calcium silicate reduced the negative effects of salinity stress in both Zarfam and Sarigol cultivars and Sarigol cultivar had more resistance than Zarfam cultivar to salt stress and it used more effectively from calcium silicate.
    Keywords: Sarigol cultivar, Silicon, yield, Yield components, Zarfam cultivar
  • Mahdi Motakefi, Ahmad Ghanbari , Seyyed Mohsen MoussAvi Nik, Alireza Sirousmehr * Pages 367-377

    This study was conducted to investigate the effect of organic growth Stimulator on growth and yield of rapeseed (Dalgan cultivar) under drought in university of Zabol (Chahnime) during 2017as split plot design based on RCBD with three replications. The treatments consisted of irrigation cut off levels based on the phenological growth stages (Sylvester-Bradley encoding system): I1 = control (complete irrigation), I2 = irrigation up to stage the growth rate code is 2.20 (twenty internally identified) and I3 = irrigation to stage the growth rate code is 5.9 (all pods are more than 2 cm long) and subsidiary factor consists of four levels of fertilizer : F1 = control (pure water solution), F2 = Hamoon Green 1 liter at 10 liter + calcium, F3 = Hamoon Green 1 L at 20 liter + calcium, F4 = Hamoon Green 1 liter at 30 liter + Calcium. The results showed that I2 caused a significant decrease in plant height, stem diameter, number of pods, number of seeds per pod, 1000 seed weight, grain and biological yield and oil percentage, and also F2 increased the above traits except the percentage of oil. Interaction effects showed that the highest amount of chlorophyll a, b, total, carotenoid, selenium and calcium content of grain obtained from I1F2. The highest amount of proline in I2F2 observed. The highest of these traits was obtained from F2. Generally, spraying of the organic growth stimulator can be moderates the harmful effects of drought stress in rapeseed and 27% improved seed yield.

    Keywords: Canola, Drought stress, Grain yield, Organic growth, stimulator, Prolin
  • Mohammad Hadi Mirzapour *, Ahmad Golchin, Amir Hosein Khoshgoftarmanesh, Mohammad Medi Tehrani Pages 379-392
    The role of amino acids on root uptake and root-to-shoot translocation of micronutrients is of great importance to improve plant nutrition management. In this nutrient solution culture experiment, the effect of application of 100μM tryptophan, arginine and histidine on the uptake and root-to-shoot translocation of zinc (Zn) and iron (Fe) in rapeseed with three Zn levels (0, 5 and 10μM as zinc sulfate) was investigated. The results showed at the 5μMZn, application of arginine and tryptophan significantly reduced the shoot dry weight compared to the amino acid-free, while at the 5μMZn, the use of histidine resulted in a significant increase in the plant shoot dry weight. The highest plant shoot Zn uptake was found at the 10μMZn plus histidine. Application of 10μMZn in the presence of arginine led to a significant increase of root Zn uptake as compared to the amino acid-free while no such effect was found in the presence of other amino acids. In the presence of amino acids, except arginine, increasing Zn concentration in the nutrient solution to 10μM resulted in lower shoot and root Fe uptake in comparison with amino acid-free. In contrast, at 10μMZn treatment, application of arginine enhanced plant shoot and root Fe uptake. The highest concentration of total amino acids in the plant shoots and roots was related to the free-Zn and free-amino acid treatment. Regardless of the type of amino acid used, the increase in Zn level up to 10μM increased the leaf activity of the catalase and ascorbate peroxidase.
    Keywords: Amino acid, Ascorbate peroxidase, Catalase, Iron, Shoot yield
  • Seyyed Gholamreza Moosavi * Pages 393-406
    In order to study the effect of methanol and humic acid on physiological traits, yield and water use efficiency in plant of chicory under drought stress conditions, a split factorial experiment based on randomized complete block design with three replications in a field of Islamic Azad University, Birjand Branch in year of 2015. Irrigation at three levels (irrigation after 70, 140 and 210 mm cumulative evaporation from the evaporation pan) as the main factor and methanol spray at two levels (zero and 21 percentage volume) and humic acid with two levels (zero and 10 L ha-1 ) were as sub factors. The studied traits were chlorophyll meter, stomatal conductance, leaf relative water content, dry yields of root, stem and leaf dry, dry yield of total, root to stem and leaf ratio, water use efficiency of root, stem and leaf and total. The results showed that water deficit stress reduced all physiological and yield traits (except root to stem and leaf ratio) and increased water use efficiency. Application of methanol increased all of the traits (except yield and water use efficiency of root). Application of 10 L ha-1 humic acid increased all the traits (except for the ratio of root to air organs). In general, based on the results of this study, irrigation treatment after 140 mm evaporation from the pan and spraying methanol with 21 percentage volume and humic acid at 10 liters per hectare can be used to achieve yield acceptable for the Chicory plant in the Birjand region.
    Keywords: Chlorophyll index, Leaf relative humidity, Low irrigation, Root yield, Stomatal conductance
  • Faezeh Zaefarian *, Vahid Akbarpour, Maryam Habibi, Mohammad Kaveh Pages 407-422
    In order to investigate the effect of biochar and biological fertilizer on photosynthetic pigments, yield and nutrient content of peppermint (Mentha piperita L.), an experiment was conducted as factorial based on a randomized complete block design in three replications at Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2017. Treatment consisted biochar on two level (0 and 10 ton ha-1) and organic and biological fertilizers on five level (no fertilizer (F0), vermicompost (10 ton ha-1) (F1), Pseudomonas fluorescens (F2), Azotobacter (F3) and Arbuscular mycorrhizal (Glomus mosseae, G. intradicces and G. etunicatum) (F4)). The results of this study showed that the main effect of biochar and bio-fertilizer had a significant effect on leaf, stem and total fresh weight of the plant. In addition, the use of biochar and also mycorrhiza treatment increased average of leaf fresh weight (294.73 and 306.8 g.m-2), stem fresh weight (366.73 and 361.15 g.m-2) and total fresh weight (661.46 and 667.95 g.m-2). The interaction effect of treatments had a significant effect on leaf, stem and total dry weight. The highest rate of these traits was observed in biochar treatment with mycorrhiza, which had no significant effect with by a combination of vermicompost + biochar. Therefore, with respect to the production of medicinal plants in the low-input cropping systems, environmental protection, and achievement of sustainable agricultural to improve plant growth and photosynthesis of peppermint application of biochar + mycorrhiz and biochar + vermicompost treatment is recommended.
    Keywords: Biomass, Chlorophyll, Mycorrhiza, Peppermint, vermicompost
  • Babak Bahreininejad *, Ali Ashraf Jafari, Zahra Jaberalansar Pages 423-434
    This study was carried out to compare growth characteristics of three species of Alyssum minus, A. szwitsianum and A. desertorum over two years, 2017 and 2018, in a randomized complete block design with three replication at Isfahan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center. Measured traits were yield characteristic including total dry weight, leaf, stem, root and seed dry weight; morphological characteristics including plant height, maximum and minimum plant diameter, plant cover and stem number; and phenolological characteristics including day to flowering, day to seeding and day to seed ripening. The highest biological and seed yield were achieved in A. minus, 1003 and 375 kg/ha respectively, while A. desertorum showed the lowest rates, 559 and 207 kg/ha respectively. Morphological traits analysis represented that A. minus had the highest rates of plant height, stem number, plant diameter and cover. A. minus and A. desertorum with 101 and 95 days to seed ripening were the longest and shortest lifelong species. The highest correlation rates between seed yield with other characteristics were including biological yield (0.90), plant height (0.79), stem number (0.76) and cover (0.75). On the whole, results of this study showed that A. minus showed the highest yield potential among the studied species.
    Keywords: Correlation, growth stage, medicinal plants, Seed yield, vegetative growth
  • Ali Nakhzari Moghaddam *, Mojtaba Salehi Sheikhi, Ali Rahemi Karizaki, Majid Mohammad Eamaeili Pages 435-445
    In order to investigate the effect of pea cultivars and planting pattern on yield and seed protein of pea, total yield and LER, a factorial experiment (two factors) was conducted in a randomized complete block design with three replications in research farm of Gonbad Kavous University during 2016-2017. In this experiment, two cultivars of pea (Poffaki (Aspersion) and Shamshiri (Swordfish)) and a native variety of spinach were used. Nine planting pattern i.e. sole pea and spinach, replacement series of 33, 50 and 67% spinach instead of pea and additive series of 33, 50, 67 and 100% spinach to pea. Effect of pea cultivar and planting pattern were significant on most of traits. Plant length, 100-seed weight, pod weight, pod yield per plant, fresh weight of pea plant and pod yield in Poffaki was higher than Shamshiri but number of pod per plant and harvest index in Shamshiri was higher than Poffaki. Number of pod per plant, pod weight, pod yield per plant, 100-seed weight, harvest index, and fresh weight of pea in sole pea and replacement series was higher than additive series. Addition of spinach in additive series reduced traits of pea but total yield increased. According to the results, yield of Poffaki cultivar was 11.81% higher than Shamshiri and the highest total yield with 30.1 ton/ha obtained from additive series of 100% pea + 100% spinach. Land equivalent ratio (LER) was over than 1 in all intercropping treatments that indicates the superiority of intercropping.
    Keywords: Additive intercropping, harvest index, planting pattern, pod, replacement intercropping
  • Lale Rostamian, Vida Chalavi *, Hossein Sadeghi Pages 447-458

    Salinity is one of citrus production problems in the world, and the tolerance or resistance mechanism of citrus rootstocks to salinity is not well known. In this study, the physiological responses of four citrus rootstocks, Sour orange (Citrus aurantium.L), Poncirus (Poncirus trifoliate Raf), Citromelo (Citrumelo) and Citrange (Citranges), to salinity stress was investigated in a factorial experiment based on completely randomized design under in vitro conditions. The explants were prepared from all four rootstocks and transferred in a Murashige and Skoog (MS) solid culture medium containing 8.9 μM BA and 0.5 μM NAA with different concentrations of sodium chloride (0, 50, 100 and 200 mM) in three replications. Based on obtained results of experiment, plantlets fresh and dry weight, water content, leakage and photosynthetic pigments such as chlorophyll a, chlorophyll b and carotenoid had a negative correlation with salinity concentration and concentration of sodium ion in the tissue of the leaves. Although leakage increased with increasing concentration of sodium chloride on all four rootstocks, the Sour orange rootstock statistically showed the least leakage as compared to other rootstocks. In all salinity treatments, the amount of rootstocks photosynthetic pigment reductions was statistically significant (p ≤ 0.01) as compared to the control. Among the tested rootstocks, the amount of photosynthetic pigments in the Citrange rootstock was higher than other rootstocks. In conclusion, Citrange and Sour orange rootstocks showed better resistance to the damages caused by salt stress.

    Keywords: Ion leakage, lipid Peroxidation, relative water content, sodium chloride, tissue culture