فهرست مطالب

ادیان و عرفان - سال پنجاه و دوم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال پنجاه و دوم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بهزاد حمیدیه* صفحات 9-21
    در مقاله حاضر از طریق مطالعه موردی یوگا و مقایسه آن با معنویت اسلامی، به مستندسازی تقسیم «معنویت» به «هیجانی غیرهیجانی» پرداخته شده است. «معنویت» تحولی عمیق در وجود انسان است که وجهه فکری، احساسی و رفتاری انسان را به تعالی یافتن از زندگی خاکی و حیوانی منعطف می کند. سلوک های معنوی، آ ن چنان که در ادیان و فرهنگ های جهان دیده می شود، متنوع است و می توان این تنوع را بر محور یک تحلیل سه بخشی مقایسه کرد: غایت سلوک معنوی، مسیر سلوک معنوی و فنون تحول معنوی. در مقاله حاضر، یوگای پتنجلی بر اساس این شیوه تحلیل، با عرفان اسلامی مقایسه می شود و نشان می دهد که یوگا برحسب هر سه مولفه مزبور، نسبت به عرفان اسلامی آ ن چنان است که می توان آن را خالی از هیجانات عاطفی و درنتیجه، «معنویت غیرهیجانی» دانست. اگر غایت یوگا دستیابی به آگاهی برتر و حذف هرگونه تعلق و بیم و رنج است، عرفان اسلامی رو به سوی تعلق عاشقانه به حق تعالی دارد و به استقبال رنج ها می رود. مسیر سلوک اسلامی و فنون تحول در عرفان اسلامی نیز به خلاف یوگا، سراسر آکنده از واردات قلبیه و دگرگونی های عاطفی ناب است. با این مقایسه، می توان دو گونه معنویت را بازشناسی کرد (معنویت هیجانی و معنویت غیرهیجانی) و آن را در تحلیل معنویت های دیگر به کار برد. هر معنویتی می تواند در نقطه ای از یک طیف قرار گیرد، طیفی که یک سر آن، معنویت کاملا هیجانی و یک سوی دیگرش، معنویت خالی از هیجانات روحی است.
    کلیدواژگان: تعالی آگاهی، رشد معنوی، رنج گریزی، عواطف مقدس، «معنویت هیجانی»، «معنویت غیرهیجانی»، یوگای پتنجلی
  • حسین حیدری، عباس شاه علی رامشه* صفحات 23-46
    حکیم سنایی غزنوی (ف 536 ه‍.ق)، شاعر دوران ساز ادبیات عرفانی فارسی، در تدوین نظام اخلاقی عرفانی خود و در تبیین هفت گناه کبیره اخلاقی «آز، شهوت، خشم، کبر، رشک، بخل و کینه»، هم از میراث فرهنگ اسلامی و هم میراث مزداپرستی باستان بهره می گیرد. وی با رویکردی تحذیری و بنا بر ذهنیت قرآنی خود، از این هفت خوی بهیمی به عنوان «هفت در دوزخ» و بنا بر گرایش همدلانه به فرهنگ اساطیری ایران باستان، از این خوی ها به عنوان «دیو» یاد می کند. از فحوای کلام سنایی چنین برمی آید که ظاهرا نخستین بار زرتشت، پیامبر مزداپرستی، به این هفت خوی بهیمی اشاره کرده است و بعدها این هفت خوی به عنوان «هفت در دوزخ» به آثار عارفان مسلمان راه یافته است. نویسندگان در این نوشتار کوشیده اند که با یک نگاه تطبیقی به اشعار سنایی در حوزه گناهان کبیره اخلاقی، این اشعار را تحلیل کنند و وجوه اشتراک این هفت گناه کبیره اخلاقی را با ماهیت و کارکرد دیوها در اوستا و  دیگر منابع مزدایی نشان دهند. افزون بر این نگارندگان با گزارش صور تمثلی این هفت گناه کبیره اخلاقی در حدیقه الحقیقه و دیوان سنایی، خاستگاه اساطیری، روایی و بلاغی و حکمی آن ها را نشان داده اند. «تکرار و توالی این هفت خوی بهیمی»، «دیو بودن این خوی ها »، «آفریدگان و همکاران اهریمن بودن این دیو ها»، «در تن لانه داشتن این دیوها» و «دوزخی بودن متصفان به این خوی ها» همسویی اندیشه سنایی را با برخی از باورهای مزدایی  نشان می دهد. افزون بر آن، فراتر از آموزه های قرآنی، تنفر سنایی از خرفستران و اعتقاد تلویحی به وجود استقلالی یا تلفیقی دیوان، به جز ابلیس، جنیان و اهرمن، بر بنیاد نگاه همدلانه و آشکار به مزداپرستی نیز شایسته توجه است.
    کلیدواژگان: حکیم سنایی، گناهان کبیره اخلاقی، دیوها، مزداپرستی
  • مجید رستنده*، وحید مبارک، ابراهیم رحیمی زنگنه صفحات 47-68
    نویسندگان و شاعران عارف مسلک در مواجهه با قرآن و حدیث، نگاهی تاویلی داشته اند؛ برای نمونه، از نگاه عطار، آدم با بندگی خود مایه زینت هستی می شود و ابلیس مظهر قهر الهی. ازاین رو، یکی از موضوعات برجسته در آثار او تاویل هایی است که در خصوص «آفرینش آدم و هبوط او از بهشت» و «تمرد ابلیس و سقوطش از مقامی ارجمند» ارائه کرده است. در این پژوهش بر آن هستیم که بر پایه نظریه هرمنوتیک (hermeneutic) و با روش توصیف و تحلیل محتوا، پاسخی برای این پرسش بیابیم: شکل، روش، ساختار و تاویل های عطار از هبوط آدم و رانده شدن ابلیس از درگاه حق چگونه است؟ در این پژوهش خواهیم دید که او در مواجهه با این دو موضوع با نگاهی منشوری و مشابه، به تاویل دست زده است که بی شک این رفتار، بیانگر نگاه خاص او به تقابل میان آدم و ابلیس است.
    کلیدواژگان: آثار عطار، تاویل (هرمنوتیک)، تاویل منشوری، سقوط ابلیس، هبوط آدم
  • یاسمن سلمانی، قدرت الله خیاطیان* صفحات 69-89
    نوشتار حاضر با توجه به بحران معنوی و خلا وجودی انسان معاصر عوامل زمینه ساز معنا در آرای ابوالحسین نوری و ویکتور فرانکل را بررسی می کند. این پژوهش با روش توصیفی مقایسه ای نگاشته شده است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد فرانکل با طرح نظریه اراده معطوف به معنا، بر نقش محوری معنا در سلامت روان تاکید می کند و از روان شناسی تقلیل گرا فاصله می گیرد. او انسان را موجودی روحانی و نیازمند معنا معرفی می کند؛ معنایی که تجلی سطحی فرامعنا یا خداوند است. این امر روان شناسی او را به نگرش عرفانی نزدیک می کند و موجب مقارن های مفهومی، در آرای او و ابوالحسین نوری می شود؛ تاکید بر آزادی، مسئولیت و گوش دادن به ندای وجدان که ارتباط با فرامعناست و نیز اشاره به جایگاه ویژه پذیرش رنج، انجام تجارب خاص در کشف معنا، از جمله این مقارنه هاست. هرچند میزان تاکید آن ها بر فرامعنا متفاوت است. متعلق عشق ابوالحسین نوری خداوند است و عشق به او موجب آزادی، ایثار و پدیدآورنده ارزش های نگرشی است. اقتران آرای ابوالحسین نوری که در کتب تاریخی، در زمره عقلای مجانین قرارگرفته است با شخصیت سالم در نگرش پدر روان درمانی، قابل تامل است.
    کلیدواژگان: ابوالحسین نوری، معنا، ویکتور فرانکل
  • قربان علمی* صفحات 91-118
    در این مقاله مفهوم حیات عرفانی و چگونگی نیل به آن از دیدگاه پولس بررسی می شود. بنا بر آنچه از مطالعه و تحلیل رساله های او برمی آید، وی مدعی است که پس از تغییر کیش، درنتیجه تجربه ای که در راه دمشق برایش رخ داده است، به حیاتی تازه در مسیح دست یافته و سبک زندگی جدیدی را تعلیم می دهد که حیاتی پاک، معنوی و عرفانی است. پولس نیکوترین حیات را زندگی مسیح گونه معرفی کرده که شایسته فرزندان خداست. حیات عرفانی یعنی زیستن به گونه ای که خدا می‎خواهد و غایت آن مسیح‎گونه شدن انسان است. هرچند پولس بر فیض خدا در تحقق چنین حیاتی تاکید می ورزد، اما سهم انسان را در رسیدن به آن نادیده نمی گیرد. او دعا، مراقبه، وارستگی، طهارت باطن، توکل، پذیرفتن اراده خدا، هماهنگی و همکاری با خدا، ایمان، امید و محبت را بنیان های حیات مسیحانه، یعنی زندگی عرفانی می داند.
    کلیدواژگان: پولس، حیات عرفانی، زندگی در مسیح، عرفان، مسیحیت
  • محمد مشهدی نوش آبادی* صفحات 119-141
    عبدالسلام کامویی از عارفان برجسته طریقه سهروردی در دوران ایلخانی است. نسبت کامویی به کامو روستایی از توابع کاشان می رسد. از آثار و احوال وی جز اشاراتی چند در خلال نوشته های شاگردان و تابعانش، اطلاعی در دست نیست. تنها نوشته باقی مانده از کامویی نامه اش به تقی الدین داداست. دادا، عبدالمومن اصفهانی و نظام الدین محمود کرمانی ازجمله تربیت یافتگانش بوده اند. عماد فقیه نیز به کامویی ارادت داشت و با فرزند و جانشینش امام الدین محمد بیعت کرد. یک قرن بعد پیرجمال اردستانی نیز در آثار خود به صورتی مریدانه به احوال کامویی پرداخته است. عبدالمومن اصفهانی کمی قبل از ترجمه عوارف به سال 665 ه‍.ق به حلقه یاران کامویی پیوست. در همین اوان، نظام الدین محمود از کرمان به خدمت کامویی آمد و پس از طی مراحل سلوک به سال 666 ه‍.ق، اجازه تاسیس خانقاه در کرمان یافت. در مثنوی های عماد فقیه، به ویژه مثنوی صفانامه و آثار پیرجمال می توان به اطلاعاتی از مقاطع زندگی وی دست یافت؛ اما پذیرش مواردی مانند ملاقات کامویی با سهروردی که هر دو بدان اشاره کرده اند، به لحاظ تاریخی مشکل است. همچنین سلسله ای معنوی از کامویی نشئت گرفته است و در مناطقی چون نائین و اردستان به نام پیرجمالیه گسترش یافت. بررسی های مقاله نشان می دهد حوزه تعلیمی کامویی از کاشان و اصفهان و اردستان تا نائین و یزد و کرمان گسترده بوده و بعد از وی نیز فرزندانش آن را ادامه دادند.
    کلیدواژگان: عبدالسلام کامویی، سهروردیه، عبدالمومن اصفهانی، نظام الدین کرمانی، عماد کرمانی، پیرجمال اردستانی
  • محمد میری* صفحات 143-163

    اهتمام فراوان آموزه های دینی بر اسمای حسنای الهی موجب شد تا عارفان مسلمان از نخستین دوران، سخن از بهره های سلوکی سالکان از اسمای الهی به میان آورند. این اندیشه کم کم تکامل و انسجام بیشتری یافت و خود را در لسان عارفان، در قالب پیوندهای سه گانه «تعلق»، «تخلق» و «تحقق» به اسماء الله نشان داد. «تعلق» معمولا نخستین مرتبه از مراتب پیوند با اسماء الله شمرده شده و «تخلق» مرتبه میانی و «تحقق» مرتبه فنا در اسماء و نهایی ترین مرتبه به حساب می آید. ابن عربی در آثار خود به تبیین جوانب گوناگون این مسئله همت داشت و پیروان وی نیز به این مقوله، توجه ویژه نشان داده و مروج این اندیشه بوده اند.این پژوهش با بررسی دیدگاه عارفان درباره مثلث «تعلق»، «تخلق» و «تحقق» به اسماء الله، به ریشه های تاریخی این مبحث می پردازد و سیر تکاملی آن را در مکتب ابن عربی دنبال می کند تا ضمن برداشتن پرده از ابهامات مسئله، پنجره ای به سوی مبحث مهم اسماء الله در حوزه عرفان اسلامی باز کرده باشد.

    کلیدواژگان: پیوند با اسماء الله، سیروسلوک، تعلق به اسماء الله، تخلق به اسماء الله، تحقق به اسماء الله
  • حامد نظرپور* صفحات 165-179
    یکی از متفکران مسلمان که به شرح اسمای الهی پرداخته، ابن برجان، عارف و مفسر اندلسی است. هدف این مقاله بررسی رویکرد و روش ابن برجان در کتاب شرح اسماء الله الحسنی، به روش اسنادی و توصیفی تحلیلی است. یافته ها نشان می دهد رویکرد ابن برجان در شرح اسمای الهی، عرفانی است. از دیدگاه او، احصای اسمای الهی شامل هفت مرحله است که عبارت اند از: بررسی لغوی، توضیح مفهوم، شناخت ارتباط هر اسم با صفات برتر، گردآوری آثار اسمای الهی، شناخت تعبد نسبت به هر اسم، عمل به معارف اسماء و درنهایت، رسیدن به معرفت شهودی اسمای الهی. او معتقد است راه رسیدن به این مرحله، کسب معرفت نقلی و عقلی درباره اسمای الهی، عمل به دستورات خداوند و تامل در آثار اسماء خداوند در جهان است. او یافته های خود درباره هر اسم را ذیل سه بخش تحلیل لغوی، اعتبار و تعبد ارائه می دهد. او به مباحث کلامی و اخلاقی نیز توجه دارد.
    کلیدواژگان: ابن برجان، احصاء اسماء، اسماء الحسنی، شرح اسماء
|
  • Behzad Hamidieh * Pages 9-21
    In this article, through a case study of yoga and its comparison with Islamic spirituality, we document the division of "spirituality" into "emotional-non-emotional". "Spirituality" is a profound transformation in human existence that turns the intellectual, emotional and behavioral image of man toward the excellence of earthly and animal life. Spiritual paths, as seen in religions and cultures of the world, are varied, and this diversity can be compared on the basis of a three-part analysis: the goal of spiritual path, its route and the techniques of spiritual evolution. The present article compares Patanjali yoga with Islamic mysticism on the basis of this method of analysis and shows that yoga is very devoid of emotional emotion and therefore emotionally devoid of all three components. It can be called "non-emotional spirituality." If yoga is about achieving superior consciousness and eliminating all attachment and suffering, Islamic mysticism is about loving devotion to righteousness and welcomes suffering. The path of Islamic conduct and the techniques of evolution in Islamic mysticism, unlike yoga, are full of heart-wrenching imports and pure emotional transformation. By this comparison, one can identify two types of spirituality (emotional spirituality and non-emotional spirituality) and apply it to the analysis of other spiritualties. Every spirituality can be placed on the point of a spectrum, the spectrum of which, on the one hand, is purely emotional and on the other, spirituality devoid of spiritual emotions.
    Keywords: transcendent awareness, spiritual growth, escaping from suffering, holy emotions, emotional spirituality, non-emotional spirituality, Patanjali yoga
  • Hosein Heidari, Abbas Shahali Ramshe * Pages 23-46
    Hakim Sana'i Ghaznavi (d. 536 AH), the epic poet of Persian mystical literature, in compiling his ethical-mystical system and in explaining the seven great sins of morality- greed, lust, anger, arrogance, envy, Stinginess, vulgarity, and hatred- enjoys Islamic culture and the legacy of and the ancient Zoroastrian. In his fearful approach to the Quranic thinking, he refers to these seven wild animal temperaments as the "Seven Gates of Hell" and in sympathetic tendency to ancient Iranian mythological culture as "demons". It is clear from the Sana'i’s word that Zoroastrianism, for the first time, was supposed to refer to these seven animal traits, and these seven traits reflects as "the Seven Gates of Hell" to the later works of Muslim mystics. In this paper, the authors have attempted to analyze Sana'i's poems in the field of Deadly Sins with a comparative perspective and illustrate the commonalities of these seven moral sins with the nature and function of the demons in Avesta and other and other Zoroastrian sources. In addition, the authors have illustrated with a parable these Seven Deadly Sins of morality in al-Haqiqah and Divan Sana'I and their mythological, rhetorical and rhetorical origins. "The principle of repetition and sequence of these seven wild animal nature", "the devil being of these traits", "the creatures and collaborators of these demons, who are created by the Devil", "being in the nest of human bodies of these demons", "hellish being of those who have these property," shows the alignment of Sana’i’s thought with some of the Zoroastrian beliefs.
    Keywords: Hakim Sana’i, Seven Deadly Sins, Demons, Zoroastrianism
  • Majid Rastandeh *, Vahid Mobarak, Ebrahim Rahimi Zanganeh Pages 47-68
    Mystical writers and poets have taken an interpretive view of the Qur'an and hadith. From Attar's point of view, for example, Adam is adorned with his servitude and Iblis is the embodiment of divine hatred. Thus, one of the prominent themes in his works is the commentaries on "the creation of Adam and His descent from Heaven" and "The Devil's disobedient and his fall from highness." In this research, we seek to find the answer to this question based on hermeneutic theory and through content description and analysis: What is the form, method, structure, and endowments of Attar from the fall of Adam and Iblis’s driving out of divine court? In this study, we will see that he has interpreted these two issues in a prismatic and similar way, which undoubtedly reflects his particular view of the contrast between Adam and Iblis.
    Keywords: Attar, Hermeneutic, prismatic interpretion, fall of the Iblis, descension of Adam
  • Yasaman Salmani, Ghodratollah Khayatian * Pages 69-89
    The present article, considering the spiritual crisis and the existential vacuum of contemporary man, examines the underlying factors of meaning in the opinions of Abolhossein Nouri and Victor Frankel. This research has been written by a descriptive-comparative method and the results show that Frankel emphasizes the central role of meaning in mental health and deviates from reductionist psychology by proposing a meaning-oriented theory. He identifies man as a spiritual being and in need of meaning, which is a superficial manifestation of meta-meaning or God. This brings his psychology closer to the mystical attitude and leads to conceptual congruencies between his and Abul Hussein Nouri's views. Emphasis on freedom, responsibility, and listening to the voice of conscience that relate to meta-meaning, as well as the special place of acceptance of suffering, are specific experiences in the discovery of meaning, including these congruencies. However, their emphasis on meta-meaning varies. The object of Abu al-Hussein's love is God and love for Him is creator of the freedom, sacrifice and attitudinal values. The views of Abolhossein Nouri, who is among of crazies- wises in historical book, can be attributed to a healthy personality in the attitude of the father of psychotherapy.
    Keywords: Abolhossein Noori, Victor Frankl, Meaning
  • Ghorban Elmi * Pages 91-118
    This article examines the concept of mystical life and how to achieve it from Paul's perspective. It is clear from the study and analysis of his treatises that he claims that after his conversion, as a result of his experience in Damascus, he has gained a new life in Christ and is teaching a new lifestyle, pure, spiritual and mystical life. Paul describes the most good life as the life of Christ who deserves the children of God. Mystical life means living in the way God wants and its end is to be like Christ. Although Paul emphasizes the grace of God in the realization of such a life, he does not neglect the part of man in attaining it. He considers prayer, meditation, devotion, inner purity, trust, acceptance of God's will, harmony and fellowship with God, faith, hope, and love as the foundations of Christian life, mystical life.
    Keywords: Christianity, Living in Christ, Mystical Life, Mysticism, St. Paul
  • Mohammad Mashhadi Noushabadi * Pages 119-141
    Abdul Salam Kamuyi is one of the prominent mystics of Suhrawardiyah during the Ilkhanid era. The relative ratio of Kamuyi is village of Kamou from Kashan. There is no mention of his works except his few references to his students and followers in his writings. The only remaining text from Kamuyi is his letter to Tagi al-ddin Dada. Dada, Abdolmomen Isfahani and Nizamuddin Mahmoud Kermani were among his students. Imad Faqih was also loyal to Kamuyi and vowed with his son and successor Imam al-Din Muhammad. A century later, Pir Jamal Ardestani, in his works, also deliberately addressed Kamuyi. Prior to translating the “Awaref” at 665 AH, Abdolmomen Isfahani joined the circle of Kamuyi comrades. At the same time, Nizamuddin Mahmood came to Kamuyi from Kerman, and after the process of mystical conduct in the year 666 A.H., he was allowed to establish an inhabitation in Kerman. Imad Faqih's Mathnawis, especially Safa Nameh Masnavi and the works of Pir jamal, can provide insights into his life, but it is historically difficult to accept such cases as Kamu'i's visit to Suhrawardi. A spiritual dynasty also originated from Kamuyi and spread to areas such as Na’in and Ardestan called Pirjmaliya. The studies of the article show that the Kamuiyyah was extended from Kashan, Isfahan and Ardestan to Na’in, Yazd and Kerman, and continued after that by its children.
    Keywords: Abdul Salam Kamuyi, Suhrawardiyah, Abdolmomen Isfahani, Nizamuddin Kermani, Emad Kermani, Pirjamal Ardestani
  • Mohammad Miri * Pages 143-163

    The great emphasis of religious teachings on the name of the Divine beautiful names caused the Muslim mystics to speak first of all about the spiritual benefits of the seekers of Divine names. This idea has gradually evolved and consolidated, and manifested itself in the mystic language, in the form of the three kinds of relation of "belonging", "creation" and "realization" to Divine names. Usually, "belonging" is considered the first rank of the conjunction with Divine Names, and "creation" is the intermediate rank and the "realization" is the final rank. Ibn Arabi in his works has tried to explain various aspects of this issue and his followers have paid special attention to this issue and promoted this idea. This study explores the historical roots of this topic by examining the mystics' view of the triangle of 'belonging', ‘creation’ and 'realization' to Divine Names, and follows its evolution in Ibn Arabi's school in order to unveil the ambiguities of the problem and open a window into the important topic of Divine Names in the field of Islamic mysticism.

    Keywords: Relation to the Divine Names, Mystical wayfaring, Belonging to Divine Names, Assuming of Divine Names, Realization of Divine Names
  • Hamed Nazarpour * Pages 165-179
    One of the Muslim thinkers who has described the divine names is Ibn Barrajan, the mystic and commentator of Andalusia. The purpose of this article is to examine Ibn Barrajan approach and method in the book of explanation of beautiful names of God in a descriptive-analytical method. The findings show that Ibn Barrajan approach in describing divine names is mystical. From his point of view, collecting (Ihsa’) the divine names consist of seven stages, namely: lexical examination, conceptual explanation, recognition of the relation of each name to the superior attributes, compilation of the divine names, recognition of the obedience of each name, practice to the knowledge of the names, and finally attaining to the intuitive knowledge of divine names. He believes that the way to attain to this stage is to gain a rational knowledge of divine names, to obey God's commands, and to reflect on the works of the divine names in the world. He presents his findings on each noun in three sections: lexical analysis, validity, and obedience. He is also interested in theological and ethical issues.
    Keywords: Ibn Barrajan, Collecting Names, Beautiful Names, describing divine names