فهرست مطالب

  • سال چهل و دوم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • بررسی اثر غلظتهای مختلف کلرید کادمیوم بر تنش اکسیداتیو گیاه بادرنجبویه تحت شرایط درون شیشه ای
    سیده راضیه نوربخش رضایی، لیلا شبانی*، مجید رستمی، محمد عبدلی صفحه 1

    در این مطالعه اثر غلظت های مختلف کلرید کادمیوم (0، 10، 20 و 40 میکرومولار) بر شاخص های بیوشیمیایی گیاه بادرنجبویه مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور از ساقه های گیاه بادرنجبویه که در شرایط استریل بر روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ (1/2 MS) تکثیر یافته بود استفاده شد. ساقه گیاهچه های دوماهه در محیط کشت مایع (1/2 MS) حاوی غلظت های مختلف کلرید کادمیوم کشت گردید. پس از گذشت یک هفته، نمونه برداری از آن ها جهت انجام آزمایش ها صورت گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه وزن تر ساقه های کشت شده در غلظت های 10 و 20 میکرومولار کلرید کادمیوم نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد. این فلز سنگین به طور معنی داری سبب کاهش مقدار کلروفیل a، b وکارتنوئیدها شد در حالیکه میزان کلروفیل کل تنها در غلظت 40 میکرومولار نسبت به شاهد کاهش پیدا کرد. همچنین کادمیوم به طور معنی داری سبب افزایش میزان پراکسید هیدروژن H2O2 در تمامی غلظت های تیمار شد. در بین آنزیم های آنتی اکسیدان مورد بررسی، کلرید کادمیوم موجب افزایش فعالیت آنزیم های کاتالاز و سوپر اکسید دیسموتاز شد. میزان مالون دی آلدئید در تمامی غلظت های تیمار افزایش پیدا کرد اما در غلظت 40 میکرومولار این افزایش نسبت به شاهد معنی دار نبود. کلریدکادمیوم موجب کاهش جذب مولیبدن و آهن شد. از طرفی باعث افزایش جذب منگنز و روی گردید. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که احتمالا کلرید کادمیوم در ساقه های بادرنجبویه باعث تجمع ترکیباتی مثل پراکسید هیدروژن شد که به عنوان یک مولکول پیام رسان باعث القای دفاع آنتی اکسیدانی گردیده است.

    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدان، بادرنجبویه، ترکیبات فنولیک، کلرید کادمیوم
  • بررسی اثر اسید سالیسیلیک بر ویژگی های کیفی میوه سیب زرد و قرمز (Golden delicious and Red delicious) لبنانی طی دوره انبارمانی
    فاطمه ناظوری*، زهرا صداقتی، سید حسین میردهقان صفحه 2

    یکی از عوامل موثر در کاهش عمر انباری میوه سیب وجود اتیلن در محیط نگهداری است که منجر به کاهش ویژگیهای کمی و کیفی آن می گردد. به منظور حفظ کیفیت و افزایش عمر انباری میوه سیب و حل معضلات پس از برداشت این میوه، تاثیر غلظت های مختلف اسید سالیسیلیک بر انبارمانی میوه های سیب ارقام زرد و قرمز لبنانی در زمان های صفر ، 45، 90، 135 و 180روز بعد از انبارمانی بررسی شد. تیمارها شامل بدون شست و شو (شاهد)، آب مقطر، اسید سالیسیلیک 1، 2 و 3 میلی مولار بود. میوه ها پس از تیمار در سردخانه با دمای 1±2 درجه سلیسیوس و رطوبت نسبی5±90 درصد نگهداری شد. سفتی بافت میوه، ویتامین ث، TSS/TA، فنل، آردی شدن میوه، عطر و طعم (تست پانل)، سرمازدگی در پایان هر دوره انبارمانی و ظرفیت آنتی اکسیدانی در سه دوره (0، 90 و 180 روز بعد از انبار) ارزیابی شدند. کلیه تیمارهای اسید سالیسیلیک نسبت به شاهد روند سرمازدگی، آردی شدن و رسیدن میوه را کند کرده و باعث حفظ عطر و طعم شد. 90 روز بعد از انبارمانی ظرفیت آنتی اکسیدانی (90%) و مقدار فنل (30%) با تیمار اسید سالیسیلیک دو و سه میلی مولار افزایش یافت ولی این تیمار تاثیر معنی داری بر ویتامین ث و سفتی میوه نداشت. طی انبارمانی بیشترین میزان سرمازدگی و آردی شدن مربوط به میوه سیب زرد و بیشترین مقدار سفتی گوشت (6/2 کیلوگرم نیرو) و پوست (7/4 کیلوگرم نیرو)، ویتامین ث (62میلی گرم بر100 میلی لیتر) و فعالیت آنتی اکسیدانی (15%) متعلق به سیب رقم قرمز بود.

    کلیدواژگان: آردی شدن، سرمازدگی، سفتی، عطر و طعم
  • بهبود خواص آنتی اکسیدانی و آنتوسیانین میوه توت فرنگی رقم آروماس با استفاده از لاکتات کلسیم و سوربات پتاسیم
    فرح حسینی، محمد اسماعیل امیری*، فرهنگ رضوی صفحه 3

    به منظور بررسی تاثیر لاکتات کلسیم و سوربات پتاسیم بر خواص آنتی اکسیدانی و بعضی صفات کیفی میوه توت فرنگی رقم آروماس، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار و 3 تکرار، بر روی بوته های دو ساله، در سال زراعی 95 در مزرعه تحقیقاتی جهاد کشاورزی شهرستان مریوان، اجرا شد. تیمارهای مورد استفاده شامل شاهد (آب مقطر)، سوربات پتاسیم و لاکتات کلسیم با غلظت های (5/0 و 1)درصد و اثر ترکیبی آن ها به صورت محلول پاشی در سه مرحله، مرحله ی اول سه هفته قبل از برداشت تجاری، مرحله ی دوم دو هفته قبل از برداشت، مرحله سوم یک هفته قبل از برداشت اعمال گردید. نتایج حاصله حاکی از آن است که کاربرد ترکیبی لاکتات کلسیم و سوربات پتاسیم (غلظت های 5/0 درصد)، میزان آنتوسیانین کل میوه را به طور معنی دار (در سطح 1%) افزایش داده، که این امر جذابیت رنگ و بازار پسندی میوه را نسبت به شاهد بیشتر نمود، به طبع آن خاصیت آنتی اکسیدانی نیز افزایش یافت. از طرف دیگر اثر این تیمار (ترکیب لاکتات کلسیم و سوربات پتاسیم 5/0 درصد) باعث افزایش معنی داری (در سطح 1%) محتوای فلاونوئید کل، کل مواد جامد محلول و شاخص طعم و تیمار ترکیبی (%1 در 1%) لاکتات کلسیم و سوربات پتاسیم باعث افزایش معنی دار فنل کل (72/95 میلی گرم بر صد گرم وزن تر)، اسید کل و سفتی بافت میوه نسبت به تیمارهای دیگر شد (05/0 p). بنابراین استفاده از این دو ماده در سه مرحله و به-صورت ترکیبی جهت بهبود خواص کیفی و آنتی اکسیدانی میوه توت فرنگی قابل توصیه می باشد.

    کلیدواژگان: اسید قابل تیتراسیون، سفتی، ظرفیت آنتی اکسیدانی، فنل، مواد جامد محلول
  • اثرات ژل آلوئه ورا و زمان انبارمانی بر برخی شاخص های بیوشیمیایی آریل های تازه انار با حداقل فرآوری
    مختار حیدری*، مدینه طاهری، مهدی زارعی صفحه 4

    در آزمایش حاضر میوه های انار رقم ملس پوست زرد از یک باغ تجاری در منطقه باغملک (استان خوزستان) برداشت شده و آریل های تازه پس از جداسازی با دست با غلظت های 0، 5/2، 5 و 10 درصد ژل آلوئه ورا تیمار شده و به مدت 4، 8 و 12 روز در دمای 7 درجه سلیسیوس و رطوبت نسبی 90% نگهداری شدند. پس از پایان هر دوره انبارداری، برخی شاخص های بیوشیمیایی مانند اسید اسکوربیک، کل مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، فنل کل، شدت رنگ، شاخص آنتوسیانین و شاخص مواد قهوه ای ارزیابی شد. نتایج نشان داد برهمکنش اثر غلظت ژل آلوئه ورا و زمان انبارداری بر اسید اسکوربیک، اسیدیته قابل تیتراسیون، فنل کل، شدت رنگ، شاخص آنتوسیانین و شاخص مواد قهوه ای معنی دار بود. اثر غلظت ژل آلوئه ورا بر کل مواد جامد محلول و نسبت شاخص آنتوسیانین/مواد قهوه ای معنی دار بود. با افزایش مدت انبارمانی،کیفیت آریل های تازه انار به طور معنی داری کاهش یافت. طی دوره انبارمانی آریل های تازه انار، غلظت های 5/2 و 5 درصد ژل آلوئه ورا موجب بهبود شد رنگ پس از 4 روز شد. هم چنین نتایج نشان داد کاربرد تمام غلظت های ژل آلوئه ورا موجب گردید پس از 8 و 12 روز میزان اسیداسکوربیک بیشتری در آریل های تازه انار حفظ گردد. نتایج نشان داد کیفیت آریل های تازه انار پوشش دهی شده با ژل آلوئه ورا به طور معنی داری تحت تاثیر زمان انبار داری قرار گرفت.

    کلیدواژگان: آریل، پوشش دهنده طبیعی، انار، کیفیت پس از برداشت، انبار، محصولات تازه برش یافته
  • تاثیر مصرف کودهای زیستی بر عملکرد کیفی و کمی گیاه دارویی بادرنجبویه (Melissa officinalis)
    محمدرضا میرزاجانی، مجید مجیدیان*، غلامرضا محسن آبادی صفحه 5

    یکی از نیازهای مهم در برنامه ریزی زراعی به منظور حصول عملکرد بالا و با کیفیت مطلوب مخصوصا در مورد گیاهان دارویی ارزیابی سیستم های مختلف تغذیه گیاه است. با روش صحیح حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه می توان ضمن حفظ محیطزیست، افزایش کیفیت آب، کاهش فرسایش و حفظ تنوع زیستی، کارآیی نهاده ها را افزایش داد. در این تحقیق صفات کمی و کیفی گیاه بادرنجبویه تحت تاثیر قارچ میکوریزا، کود فسفات زیستی و ورمی کمپوست به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. همچنین یک کرت به عنوان شاهد که فقط از کودهای شیمیایی (NPK به میزان 90، 90 و 90 کیلوگرم در هکتار) در آن بکار برده شد. طبق نتایج حاصله مشخص شد که بیشترین تعداد پنجه، عملکرد برگ، میزان اسانس، عملکرد زیستی، عملکرد اسانس، کلروفیل کل و کاروتنوئید در تلقیح با میکوریزا حاصل شد. کود فسفات زیستی در تیمار 100 کیلوگرم بهترین نتیجه را حاصل کرد. همچنین بهترین نتیجه در استفاده از 10 تن ورمی کمپوست در هکتار بدست آمد. اثرات متقابل هم افزایی مثبت نیز بر روی برخی صفات مذکور مشاهده گردید که می توان به اثر متقابل بین تلقیح میکوریزا و فسفات زیستی بر عملکرد برگ و عملکرد اسانس، همچنین هم افزایی میکوریزا و ورمی کمپوست در شاخص عملکرد زیستی اشاره کرد. طبق نتایج حاصل از این پژوهش، تیمار شامل تلقیح با میکوریزا، مصرف 100 کیلوگرم فسفات زیستی و 10 تن ورمی کمپوست درهکتار، بهترین شرایط را جهت دستیابی به بیشترین عملکرد کمی و کیفی در گیاه بادرنجبویه در یک سیستم زراعی پایدار فراهم آورده است.

    کلیدواژگان: بادرنجبویه، عملکرد اسانس، عملکرد زیستی، ورمی کمپوست
  • باززایی درون شیشه ای گیاه زعفران زینتی (.Crocus vernus L) با استفاده از تنظیم کننده های رشد گیاهی
    سارا پروین، محمد حسین دانشور*، امین لطفی جلال آبادی صفحه 6

    زعفران زینتی از تیره زنبقیان (Iridaceae) و یکی از مهمترین گیاهان پیازی زینتی است. تکثیر آن بوسیله پداژه بدلیل انتقال انواع بیماری های قارچی و باکتریائی و دوره خفتگی طولانی ازنظر تجاری مقرون به صرفه نمی باشد. بنابراین راهکار مناسب برای تکثیر تجاری آن کشت درون شیشه ای می باشد. بمنظور ریزازدیادی زعفران زینتی، اثر محیط های کشت مختلف در آزمایش اندام زایی مستقیم بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار در آزمایشگاه کشت بافت گروه علوم باغبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال 95-1394انجام شد. ریزنمونه های مورداستفاده در این آزمایش جوانه های انتهایی و جانبی بودند که در 10تیمار هورمونی در محیط کشت MS موردآزمایش قرارگرفتند. برای گندزدایی سطحی ریزنمونه ها، پس از قرارگیری در زیر آب جاری بمدت 30دقیقه، از تیمار قارچ کش بنلیت بمدت 30دقیقه، اتانول 70 درصد بمدت 30ثانیه و سه بار آبکشی در آب مقطر استریل و هیپوکلریدسدیم 15درصد بمدت 6 دقیقه و سه بار آب کشی استفاده شد. از تیمارهای هورمونیBAP (5/0، 0/1 و2 میلی گرم درلیتر)، TDZ (5/0، 75/0 و0/1میلی گرم درلیتر) و Kin (5/0، 0/1 و2میلی گرم درلیتر) همراه با 1/0 میلی گرم در لیتر IBA استفاده گردید. نتایج نشان داد، بیشترین طول شاخساره و تعداد آن از ریزنمونه جوانه انتهائی و محیط کشت MS همراه با 5/0میلی گرم درلیتر TDZ،،5/0میلی گرم درلیتر BAP، 5/0میلی گرم درلیتر Kin و 1/0میلی گرم درلیتر IBA تولید گردید که با سایر تیمارها در سطح 1 درصد آزمون دانکن اختلاف معنی دار داشت. نتایج نشان داد محیط کشت MS همراه با 2 میلی گرم در لیتر BAP همراه با 1 /. میلی گرم درلیتر IBA بیشترین اثر را روی تعداد پداژه های تولیدشده داشت.

    کلیدواژگان: باززایی مستقیم، جوانه انتهائی، زعفران زینتی، محیط کشت MS
  • برآورد خلاء عملکرد برنج با استفاده از روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA) در آمل و رشت
    ابراهیم حبیبی، یوسف نیک نژاد، هرمز فلاح، سلمان دستان*، داود براری تاری صفحه 7

    مستندسازی فرآیند تولید در کشاورزی شامل تهیه کلیه اطلاعات و فعالیت هایی است که سیر تولید یک محصول از مرحله تهیه بستر بذر تا برداشت را نشان می دهد. به این منظور در این پژوهش کلیه عملیات های مدیریتی انجام شده از مرحله تهیه بستر بذر تا برداشت برای ارقام محلی برنج از طریق مطالعات میدانی در منطقه آمل واقع در استان مازندران و منطقه رشت در استان گیلان طی سال های 1395 و 1396 ثبت شد. نتایج نشان داد که از حدود 155 متغیر مورد بررسی، مدل نهایی در منطقه آمل و رشت به ترتیب با هفت و شش متغیر مستقل انتخاب شد. متوسط عملکرد واقعی ثبت شده در دو منطقه آمل و رشت به ترتیب برابر 4821 و 4467 کیلوگرم در هکتار بود. در معادله تولید منطقه آمل، متوسط و حداکثر عملکرد به ترتیب 4798 و 6505 کیلوگرم در هکتار تخمین زده شد که کل خلاء عملکرد تخمین زده شده برابر 1707 کیلوگرم در هکتار بود. در معادله تولید منطقه رشت، متوسط و حداکثر عملکرد به ترتیب 4443 و 6377 کیلوگرم در هکتار تخمین زده شد و کل خلاء عملکرد برآورد شده برابر 1934 کیلوگرم در هکتار بود. در منطقه آمل، میزان افزایش عملکرد مربوط به متغیرهای تاریخ نشاکاری، دفعات مصرف سرک و نیتروژن بعد از گلدهی به ترتیب برابر 364، 292 و 416 کیلوگرم در هکتار سهمی معادل معادل 21، 17 و 24 درصد از کل خلاء عملکرد را شامل شدند

    کلیدواژگان: برنج، پتانسیل عملکرد، خلاء عملکرد، مدیریت مزرعه، مستندسازی
  • بررسی تغییرات ترکیبات فیتوشیمیایی میوه خرما رقم برحی طی روند نمو و رسیدن
    سید محمد حسن مرتضوی*، سلاله نجفی مرغملکی، حسین معتمدی صفحه 8

    یکی از مهم ترین محصولات باغی ایران، خرما می باشد که تولید آن عمدتا در استان های جنوبی صورت می گیرد. رقم برحی یکی از مرغوب ترین ارقام خرما می باشد که میوه آن در مراحل مختلف نمو مانند خارک، رطب و تمار برداشت و مصرف دارد. در پژوهش حاضر خصوصیات کیفی و بیوشیمیایی میوه خرما رقم برحی در طول دوره نمو و رسیدن بررسی گردید. به این منظور میوه ها در مراحل مختلف نمو شامل اواخر کیمری، خارک کامل، عمدتا خارک، عمدتا رطب، رطب کامل و تمار برداشت شده و از نظر ویژگی هایی نظیر کلروفیل کل، کاروتنوئید کل، انواع قندها، نشاسته، مواد فنولی کل، فلاونوئید کل، ویتامین ث، ظرفیت آنتی اکسیدانی، انواع اسیدهای فنولی و اسیدهای آلی مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که قندهای محلول در طول دوره رسیدن افزایش چشمگیری داشت. قندهای گلوکز و فروکتوز در رقم برحی غالب بوده و مقدار ساکارز ناچیز بود. اسیدیته میوه در ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت و در مرحله تمار با افزایشی قابل توجه به 45/2 میلی گرم در گرم وزن تر رسید. از میان اسیدهای آلی تشخیص داده شده، در مرحله تمار، اسید استیک بیشترین غلظت را داشت ولی در مراحل قبلی نمو، اسید مالیک غالبیت داشت. عمده ترکیبات دیگر بررسی شده شامل فلاونوئید، کلروفیل کل، کاروتنوئید، نشاسته و ویتامین ث در طول نمو کاهش یافتند. در بررسی اسیدهای فنولی توسط کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا اسیدهای پی سینامیک، جنتیستیک، گالیک، کلروجنیک، وانیلیک، کافئیک، سیرینجیک و پی کوماریک در میوه ردیابی شدند، که اسید گالیک بالاترین غلظت را داشت و روند تغییرات آن در طول نمو افزایشی بود.

    کلیدواژگان: تغییرات فیتوشیمیایی، ارزش تغذیه ای، برحی، نمو و رسیدن
  • تعیین دز مناسب مواد جهش زای فیزیکی و شیمیایی در بافت کالوس برگ کیوی فروت
    حسن ساعی آهق، موسی موسوی*، رانجیت پاتیرانا صفحه 9

    استفاده از بافت کالوس به عنوان بافت هدف به جای جوانه یا بذر روشی سریع جهت تولید گیاهچه های جدید جهش یافته با استفاده از مواد جهش زای فیزیکی و شیمیایی و بدون ظهور بافت شیمر را ممکن می سازد. در پژوهش حاضر با توجه به اهمیت اقتصادی کیوی و نقش ایران در تولید منطقه ای این محصول، از بافت کالوس آن به عنوان بافت هدف برای تعیین دزهای مناسب از اشعه گاما با شدت تابش 0، 10، 20، 30، 40 و 50 گری به عنوان جهش زای فیزیکی و اتیل متان سولفونات (EMS) به عنوان جهش زای شیمیایی با غلظت های 0، 4/0، 6/0، 8/0، 1 و 2/1% استفاده شد. شاخص های رشد کالوس و همچنین نشانگرهای مولکولی SSR در مرحله گیاهچه، جهت تعیین دزهای مناسب و تغییرات احتمالی ژنتیکی استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش دز اشعه گاما و غلظت EMS، اندازه کالوس مرده نیز افزایش یافت اما بیشترین تعداد شاخه تولیدشده در تیمار اشعه گاما در دزهای 40 و 50 گری و در تیمار EMS در غلظت 1% به-دست آمد. لذا دز 50 گری اشعه گاما و غلظت 1% EMS به عنوان مقادیر مناسب جهت استفاده در بافت کالوس دوماهه کیوی و ایجاد جهش به منظور تولید خصوصیات متفاوت و جدید در جمعیت موتانت تشخیص داده شدند.

    کلیدواژگان: اشعه گاما، عامل جهش زا، Kiwifruit، EMS
  • اثر تنش خشکی و گردو غبار بر پراکسیداسیون لیپیدی و واکنش ضداکسایشی دو رقم توت فرنگی
    فرزاد مریوانی، ناصر قادری*، تیمور جوادی صفحه 10

    در سال های اخیر پدیده‏ی گردوغبار یکی از چالش های مهم در غرب و جنوب غربی ایران بوده که سالیانه خسارات فراوانی بر محیط زیست و محصولات کشاورزی به جا می گذارد. بر همین اساس، آزمایشی برای بررسی اثر گردوغبار و تنش خشکی روی برخی خصوصیات فیزیولوژیکی دو رقم توت‏فرنگی (پاروس و کوئین‏الیزا) در طی سال‏های 1392-1393 در شرایط گلخانه طراحی و اجرا گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه‏ی طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار (شاهد، تنش خشکی (2/1- مگاپاسکال)، گردوغبار، گردوغبار + تنش خشکی) و 3 تکرار انجام شد. در این آزمایش وزن خشک اندام هوایی و ریشه، محتوای نسبی آب برگ (RWC)،‍ شاخص پایداری غشاء سلولی (MSI)، پرولین، کربوهیدرات های محلول کل، پراکسیداسیون لیپیدی، پراکسید هیدروژن و فعالیت آنزیم‏ پراکسیداز اندازه‏گیری شدند. نتایج نشان داد که RWC و MSI در واکنش به گردوغبار و تنش خشکی در هر دو رقم کاهش یافتند. افزایش میزان پرولین، کربوهیدرات‏های محلول کل، مالون دآلدئید، پراکسید هیدروژن و فعالیت آنزیم‏ پراکسیداز در اثر تیمارهای گردوغبار و تنش خشکی مشاهده شد، به طوری که بیشترین افزایش در پرولین، کربوهیدرات‏های محلول کل، مالون دآلدئید، پراکسید هیدروژن و فعالیت آنزیم های ضد اکسایشی در تیمار تنش خشکی + گردوغبار به دست آمد. تیمارهای گردو غبار و تنش خشکی سبب کاهش تولید ماده خشک در هردو سال گردیدند. براساس این نتایج گردوغبار اثر منفی بر دو رقم توت فرنگی داشته و در شرایطی که گردوغبار همراه با تنش خشکی اعمال گردید آثار منفی بیشتری بر توت فرنگی داشت. به همین دلیل می توان عنوان کرد که تنش خشکی اثر منفی گردوغبار را تشدید نموده است.

    کلیدواژگان: خصوصیات فیزیولوژیکی، شاخص پایداری غشاء سلولی، گردوغبار، مالون دی الدئید
  • ارزیابی تاثیر پسماند علف کش پندی متالین بر گندم و جو
    تاج محمد خواجوی، زینب اورسجی*، ابراهیم غلامعلی پور علمداری، عباس بیابانی صفحه 11

    به منظور بررسی بقایای علف کش پندی متالین در خاک آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه گنبد کاووس اجرا شد. در این آزمایش غلظت‎های مختلف علف‎کش پندی متالین که معادل صفر، یک، پنج، 10، 15، 20، 30، 40، 50، 75 و 100 درصد مقدار توصیه شده بود؛ روی گیاهان زراعی گندم و جو به کار برده شد و وزن خشک ریشه و ساقه گیاهان زراعی مورد نظر در انتهای آزمایش اندازه گیری شدند. در برازش داده‎ها از منحنی‎های لگاریتم لجستیک سه و چهار پارامتره استفاده شد. نتایج نشان داد که تقریبا در همه داده‏های مورد بررسی منحنی سه پارامتره از برازش مناسبی برخوردار بود. در برازش جداگانه داده‏ها مشخص شد که همواره بقایای علف‎کش‎ پندی متالین باعث کاهش زیست توده خشک ساقه و زیست توده خشک ریشه گیاهان زراعی گندم و جو شدند. مقدار علف کش برای کاهش 50 درصدی وزن خشک ساقه گندم و وزن خشک ساقه جو به ترتیب از 5/400 و 05/623 گرم ماده موثره پندی متالین در هکتار بدست آمد. مقادیر ED50 وزن خشک ریشه گندم و جو به ترتیب 88/65 و 66/269 بدست آمد. در مجموع نتایج حاصل از برازش دوگانه داده‏ها نشان داد که در تمام اندازه گیری های مربوط به ریشه و ساقه، همواره گندم از جو حساسیت بیشتری به بقایای علف کش پندی متالین نشان داد. بنابراین توصیه می شود در شرایطی وجود بقایای ‏ علفکش پندی‏متالین در خاک، از کاشت گیاهان حساس مثل گندم پرهیز شود.

    کلیدواژگان: زیست سنجی، رگرسیون، لگاریتم لجستیک، وزن خشک
|
  • Effect of different concentrations of cadmium chloride on oxidative stress in shoot cultures of lemon balm
    Sayyedeh Razieh Nourbakhsh Rezaei, Majid Rostami, Mohammad Abdoli Page 1

    Background and Objectives Melissa officinalis is a medicinal plant belonging to the Lamiaceae family. The essential oil of this plant is used in many fields. Although more than 100 types of chemical substances have been identified in this plant, the most important compositions of the essential oil of this plant include citral, citronella, geraniol, linalool and acetone ognolol. Heavy metals are one of the main causes of non-biotic stress for living organisms due to increased use in the field of industrial and agricultural development and its high accumulation and toxicity. Cadmium is one of the unnecessary heavy metals, which, due to its high mobility and low concentration, easily enters the food chain from the soil. Cadmium induces oxidative stress by stimulating the synthesis of free oxygen radicals in the plant. For this purpose, the effect of cadmium chloride on oxidative stress induction in lemon balm was investigated. Material and Methods This research was conducted in a completely randomized design with three replications in vitro condition. In this study, the effects of different concentrations of cadmium chloride (0, 10, 20 and 40μm) on the biochemical parameters of the lemon balm were studied. In this study, the stems of lemon balm are in sterile condition was propagation on the medium (1/2 MS) was used. After 60 days, seedlings were removed from solid MS medium, the roots were cutting and cultured in liquid medium of 1/2 MS with different concentrations of cadmium. The cultivation was carried out in erlenmeyer flask (250 cc) and was kept in an incubator shaker device. After one week of growth of the stems in the medium, sampling was done for the experiment. Results Based on the results obtained in this study, fresh weight of shoots grown in 10 and 20μM of cadmium chloride increased compared to the control. This heavy metal significantly reduced the amount of chlorophyll a, b and carotenoids, while the total chlorophyll content decreased only at 40μm concentration relative to control. Also, cadmium significantly increased hydrogen peroxide levels in all treatments. Cadmium chloride also increased the activity of catalase and superoxide dismutase enzymes. Malondialdehyde increased in all treatment concentrations, but this increase was not significant at 40μm of cadmium chloride. Chloride cadmium reduced the absorption of molybdenum and iron, and also increased the adsorption of manganese and zinc. Discussions Finally, the results of this study revealed that the cadmium chloride in lemon balm shoots may have the potential to accumulate compounds such as hydrogen peroxide which, as a messenger molecule, produces antioxidants and can tolerate the plant under stress conditions. It seems that two concentrations of 10 and 20 μm of cadmium chloride have no toxic effects for the stems and the plant has managed to withstand this tension with defense mechanisms.

    Keywords: Antioxidant enzymes, Lemon balm, Phenolic compounds, Cadmium chloride
  • Effect of Salicylic Acid on the Quality Characteristics of Apple Fruit (Golden Delicious and Red Delicious) during Storage Period
    Zahra Sedaghati, Seyed Hossein Mirdehghan Page 2

    Background and Objectives Apple has long-term supply throughout the year because of its high storage capacity. Sometimes keeping this fruit in the cold storage room for long time, result to reduce quality and marketability and is not attractive for consumer. Recently, there is an increasing interest in the use of natural compounds for maintenance of fruit quality and extension of shelf life. Salicylic acid (SA), a widely distributed compound in plants, belongs to a group of phenolic compounds. Salicylic acid could be considered as an endogenous plant growth regulator involved in the regulation of physiological processes and disease resistance mechanisms Material and Methods To solve this problem, the effect of different concentrations of salicylic acid on the storage of golden and red delicious apple fruits were examined at harvest, 45, 90, 135 and 180 days after storage. Treatments were included no washing, distilled water, salicylic acid 1, 2, and 3 mM for half and 1 hours in cold storage room at 1 ± 2° C. At the end of each storage period traits such as fruit firmness, vitamin C, TSS/TA, phenol, mealy fruit, flavor (panel test), chilling index were evaluated and antioxidant capacity was evaluated in three storage periods (0, 90 and 180 day after storage). A factorial experiment based on a completely randomized design was designed. In both cultivars, harvest index coincided with 170 days after full bloom Results Results showed chilling injury, mealy and fruit ripening reduced by salicylic acid treatment and flavor had maintained. Antioxidant capacity and phenol content increased by salicylic acid treatment during the storage, but no effect on vitamin C and fruit firmness. During storage, maximum of chilling injury and flavor was related to yellow apple fruit and the maximum of tissue and skin firmness, vitamin C and antioxidant activity has belonged to red apple cultivar. Between treatments, the use of 2 mM salicylic acid for half an hour was more effective than other treatments in preserving the quality and storage of fruit of both cultivars. Discussions The results of this study showed that at the end of storage period, the amount of mealy fruit and flavor were increased, skin and tissue firmness was decreased significantly. Salicylic acid result to decrease mealy fruit and chilling injury, increase to phenolic compounds and maintenance the antioxidant activity, flavor and TSS/TA, ultimately increased the shelf life of apple fruits. High quality and storage capacity related to red apple than yellow apple.

    Keywords: Chilling, Flavor, Firmness, mealness index
  • Improvement of anthocyanin and antioxidant properties of strawberry (cv. Amaros) by calcium lactate and potassium sorbate application
    Mohamd Esmail Amiri * Page 3

    Background and Objectives Strawberry (Fragaria × ananassa Duch.) is one of the most popular soft fruit worldwide, which is a rich source of health promoting compounds such as essential macro- and micro-nutrients, polyphenols, anthocyanin, vitamins and amino acids, and show a high antioxidant capacity. Preharvest applications of calcium lactate and potassium sorbate have been shown to be promising as a tool to improve the quality and extend shelf life of various fruits. To our knowledge, however, little information is available regarding the effect of calcium lactate and potassium sorbate on strawberry fruits. Thus, the objective of the present studies was to determine the effect of foliar application of calcium lactate and potassium sorbate on important quality characteristics and antioxidant properties of ‘Armas’ strawberries. Material and Methods This research was performed at commercial orchard on 2-year old strawberries in the Marivan, Iran in 2015. The experiment was arranged as factorial based on randomized complete block design with two factors and four replications. The first factor included different levels of calcium lactate (0, 0.5 and 1%) and the second factor included different levels of potassium sorbate (0, 0.5 and 1%). Foliar spraying was performed in three stages, (three weeks before commercial harvesting, at initial coloring, one week before harvest). Fruit were harvested at commercial maturity and immediately transported to the laboratory at University of Zanjan and subjected to physicochemical analysis. Differences among means of data were analyzed by Duncan’s test at p ≤ 0.05 (n=3). All statistical analyses were performed with SAS version 9.4. Results The results showed that the combination of calcium lactate and potassium sorbate (0.5 Percent concentration) treatment significantly (P 0.01) increased the total anthocyanin content of the whole fruit, which it is resulted into further attractive color and fruit market than the control. It has also increased antioxidant properties up to a level of 57.07%. On the other hand, the effect of this treatment (calcium lactate and potassium sorbate 0.5 Percent) significantly increased the total flavonoid content, total soluble solids, flavor index and ( 1. 1) Percent calcium lactate (1 Percent). Potassium sorbate increased total phenol, total acidity and fruit acidity significantly compared to other treatments and control (P 0.05). Discussions In general, the results of the present study showed that a preharvest application of calcium lactate and potassium sorbate increased firmness, nutritional quality and antioxidant potential of strawberry fruits. Thus, the use of these two materials is recommended to improve the qualitative and antioxidant properties of strawberry fruit. Keyword: Antioxidant capacity, Firmness, Titrable acidity, Total soluble solid, phenol

    Keywords: Antioxidant capacity, Firmness, Titrable acidity, Total soluble solid, Phenol
  • Effects of Aloe vera Gel and Storage Duration on Some Biochemical Indices in Minimally Processed Pomegranate Fresh Arils
    Mokhtar Heidari *, Madineh Taheri, Mehdi Zarei Page 4

    Effects of Aloe vera Gel and Storage Duration on Some Biochemical Indices in Minimally Processed Pomegranate Fresh Arils

    Background and Objectives

    The effect of different physical and chemical treatments on quality of pomegranate fruit at the postharvest has been studied, but there is limited information in the case of pomegranate fresh aril postharvestc as a ready- to- eat produce. Coating is one of the treatments to maintain the postharvest quality of the pomegranate fresh aril. Because, the health of the consumer in the selection of postharvest treatment is important, use of compounds that extracted from plants as wax or coating agent is a safe treatment for fresh arils. Gel that extracted from leaf tissue of Aloe vera L. is a herbal gel that can be used as coating agent. The objective of the present experiment was to evaluate the effects of Aloe vera gel on postharvest quality of pomegranate fresh arils.

    Materials and methods

    Pomegranate Fruits (‘Malas Poost Zard’) were harvested from a commercial orchard located in ‘Bagmalek’ (Khuzestan Province). Fresh arils were removed manually from fruits and treated with Aloe vera gel (0, 2.5, 5 and 10%). Fresh arils were stored at 7 oC, RH= 90% for 4, 8 and 12 days. Some biochemical characteristics (ascorbic acid, total soluble solids, titratable acidity, total phenolics, color intensity, anthocyanins and browning index) were evaluated.

    Results

    Results showed that interaction of Aloe vera gel concentration and storage duration had a significant effect on ascorbic acid, titratable acidity, total phenolics, color intensity, anthocyanins and browning index. The effect of Aloe vera gel concentration on total soluble solids and anthocyanins/browning ratio. Quality of pomegranate fresh arils was significantly decreased with increasing in duration of storage. During storage condition of fresh arils, Aloe vera gel (2.5 – 5%) improved the color intensity of fresh arils after 4 days. Also, results showed that all concentrations of Aloe vera gel helped to maintain higher ascorbic acid after 8 and 12 days.

    Discussion

    Results showed quality of pomegranate fresh arils that coated with Aloe vera gel respond significantly to storage duration. Aloe vera gel improved quality of pomegranate fresh arils. Aloe vera gel contains the different antioxidant and nutrients which may be responsible for the positive effects on quality of pomegarnate arils. Results showed that Aloe vera gel is a promising herbal product to coating pomegranate fresh arils and more research needs to be undertaken to efficacy of Aloe vera gel on postharvest quality of pomegranate fresh arils and other minimally processed product.

    Keywords: Aril, Natural coating, Pomegranate (Punica granatum L.), Postharvest quality, Storage, Minimally process
  • Effect of biofertilizer application on yield quality and quantity of lemon balm (Melissa officinalis)
    Mohammad Reza Mirzajani, Majid Majidian *, Gholam Reza Mohsenabadi Page 5
    Background and Objectives

    One of the important requirements in agronomic planning is to evaluate different plant nutrition systems in order to achieve high yield and desirable quality, especially in medicinal plants. By correct method soil fertility and plant nutrition, increase the quality of water, decreasing erosion and maintaining biodiversity can increase the efficiency of inputs while preserving the environment. Also by avoiding the unnecessary use of nutrients, the costs of production were reduced to a minimum, which could be a path to sustainable agriculture.

    Materials and methods

    In order to investigation of quantitative and qualitative traits of lemon balm were affected by biological fertilizers including mycorrhizal fungus (inoculation and non-inoculation), phosphate biofertilizers (0, 50 and 100 kg ha-1) and vermicompost (0, 5 and 10 tons ha-1) in a factorial experiment in the base of randomized complete block design with three replications in a field of Agricultural Research Station of Agricultural Sciences at the University of Guilan. These treatments with a chemical fertilizer control treatment (NPK: 90, 90 and 90 kg ha-1) were also evaluated using a randomized complete blocks design with nineteen treatments and three replications.

    Results and Discussion

    According to the results, the highest number of tillers, leaf yield, essential oil, biological yield, essential oil yield, total chlorophyll and carotenoids in inoculation with mycorrhiza was obtained. Phosphate biofertilizers had a significant effect on all measured parameters and the best result was obtained in treatment of 100 kg phosphate biofertilizers. Vermicompost was significant on the number of tillers, biological yield and essential oil yield, and the best result was obtained using 10 tons of vermicompost, however, leaf yield, essential oil, total chlorophyll and carotenoids were not significant. Positive synergistic interactions were observed among some of the factors on some of the traits mentioned. The interactions between inoculation of mycorrhiza and phosphate biofertilizers in leaf yield and essential oil yield were noted. In addition, interaction effect of mycorrhiza and vermicompost on the biological performance index was significant. The comparison of the control with biological fertilizer treatments was also significant, so that the comparison of the meanings indicated that inoculation with mycorrhiza, consumption of 100 kg of phosphate biofertilizers and 10 tons of vermicompost in all of the traits was best to that of control. According to the results of this study, treatment including inoculums with mycorrhiza, consumption of 100 kg of phosphate biofertilizers and 10 tons of vermicompost per hectare provided the best conditions for achieving the highest quantitative and qualitative yield of the lemon balm in a sustainable agricultural system.

    Keywords: : Lemon balm, Essential oil yield, Biological yield, Vermicompost
  • In vitro regeneration of ornamental crocus (Crocus vernus L.) by using plant growth regulators
    Sara Parvin, Mohammad Hosein Daneshvar *, Amin Lotfi Jalal Abadi Page 6

    Background and Objectives Crocus flower which is belongs to Iridaceae, is one of the most important ornamental bulbous plants. The propagation of Crocus vernus L. by corm commercially is not affordable due to transmission of fungal and bacterial diseases as well as long dormancy period from 4 to 5 months. So, in vitro culture of Crocus vernus is suitable solution to commercial reproduction. Plant tissue culture technique would be a better alternative for improving quality and production. In order to micropropagation of ornamental saffron, the effect of different culture media on direct organogenesis experiment was conducted in factorial arrangement in a completely randomized design with 3 replications in tissue culture lab., Dep. of hort., Khuzestan Agricultural Sciences and Natural recourses University, during 2015 to 2016. Material and Methods The explants used in this experiment were lateral and terminal buds which were evaluated in 10 hormonic treatments and control in the Murashige and Skoog medium. To eliminate surface contamination, the explants were immersed under water for 30 minutes after placing the corms, and then, by preparing a Benlate fungicide solution at high temperature (55 ° C) on a hot plate for 30 minutes, and then 70% ethanol (ethyl alcohol) for 30 seconds and 15% Sodium hypochlorite solution for 6 minutes and then three times washing with sterile distilled water under an airflow bench. The effects of plant growth regulators including of BAP (0.5, 1.0, 2.0 mg/l) TDZ (0.5, 0.75, 1.0) Kin (0.5, 1.0, 2.0 mg/l) along with 0.1 IBA in direct regeneration was investigated. Results Results showed kind of plant growth regulators (PGR) and explant type is so important in regeneration of Crocus vernus and without PGR we cannot earn any shoots. In direct organogenesis experiment, the maximum number of multiple shoots (15.84) was obtained from apical bud explant in MS medium supplemented along with 0.5 mg/l TDZ along with 0.5 mg/l BAP and 0.5 mg/l KIN and 0.1 mg/l IBA after 10 weeks, that had a significant difference with other treatments at 1% Duncan test. Discussions In the present study, it was found that 0.5 mg/l TDZ, 0.5 mg/l BAP and 0.5 mg/l Kin along with 0.1 mg/l IBA had the greatest effect on the shoots length, Number of shoots and Percentage of regeneration. We observed 2.0 mg/l BAP along with 0.1 mg/l IBA had the greatest effect on the Number of corm. Furthermore, the results showed the shoot regeneration is controlled by the ratio of cytokinin with auxin. It must be said cytokinins play a role in the synthesis of RNA, stimulation of the production of protein and the activity of some enzymes. Present results said that the use of auxin along with cytokinin has a beneficial effect on shoot regeneration.

    Keywords: Apical buds, Crocus vernus, Direct organogenesis, MS medium
  • Estimation of yield gap of rice by comparative performance analysis (CPA) in the Amol and Rasht regions
    Ebrahim Habib, Yosoof Niknezhad, Hormoz Fallah, Salman Dastan *, Davood Barari Tari Page 7

    Background and objectives Rice (Oryza sativa L.) is the staple food of more than half of the world’s population and has an obvious effect in feeding, income and job creation of people in the world especially, Iran. Yield gap analysis is providing a little estimation of increased production capacity which is one important component in designing food providing strategy in regional, national scale and world-wide surface. It seemed that by defining the effectiveness of each management parameters on the amount of presented yield gap and consequently farmer’s knowledge on that matter, the distance between actual yield and attainable yield can be reduced. In this research estimation of potential yield, yield gap and determining yield restricting factors and each of their portions in creating rice yield gap are investigated. Material and methods Research was done in 100 paddy fields in the Amol and Rasht regions in 2016 and 2017. All managerial practices from nursery preparation to harvest for local rice cultivars were recorded through fields monitoring. Field selection was done in a way that includes all main production procedure with variation in management view point. For defining yield model, relationship between all measured variables and final model was designed by controlled trial and error method, which can quantify the effect of yield limitations. The average yield was calculated by placing the observed average variables (Xs) in the fields under study in the yield model. Thereafter, by putting the best observed value of the variables in the yield model, the maximum obtainable yield was calculated. The difference between these two has been considered as yield gap. Results Data analysis revealed that from 155 variables under study, the final model in the Amol and Rasht regions with seven and six independent variables was chosen. In the Amol yield model, maximum and average yield were 4798 and 6505 kg ha-1, respectively that estimated yield gap was 1707 kg ha-1. In the Rasht yield model, maximum and average yield were 4443 and 6377 kg ha-1, respectively that estimated yield gap was 1934 kg ha-1. In the Amol region, the amount of increased yield has been related to transplanting date, top-dressing and nitrogen after flowering variable equal’s 364, 292 and 416 kg ha-1 includes 21, 17 and 24 percent of total yield increase. In the Rasht region, the yield increasing related to the effect of potassium, nitrogen before transplanting and N after flowering was 644, 325 and 730 kg ha-1 equals 33, 17 and 38 percent. Discussion According to the finding, it is expressed that the model precision is appropriate and can be applied for both estimation of the quantity of yield gap and determining the portion of each constraints yield variables. Furthermore, regarding the fact that calculated yield potential is reached through actual data in each paddy field, it has been stated that this yield potential is attainable.

    Keywords: Documentation, Potential yield, Field management, rice, Yield gap
  • The Study of Changes in Phytochemical Compounds of Date Fruit cv. Barhee during Development and Ripening
    Mohamadhasan Mortazavi *, Solaleh Najafi Marghmaleki, Hossein Motamedi Page 8

    Background and Objectives Study of phytochemical changes of fruits has a great importance for plant physiologists and pomologists. Date is an important horticultural fruit in Iran which is mainly produced in southern regions. Barhee is considered as one of the most important date palm cultivars. The fruit of cv. Barhee can be harvested and consumed at different maturation stages including Khalal, Rutab and Tamar. In present study the biochemical alterations of date fruit cv. Barhee during development and ripening stages were studied. Material and Methods The experiment was carried out in a randomized complete block design with three replications. Sampling was done at Date Palm Research Institute Collection Orchard located in Ahwaz. To do that, fruits were harvested in five different developmental stages including late Kimri, Khalal, mainly Khalal, mainly Rutab, fully Rutab and Tamar. The fruits were transferred to Quality Analysis Lab of Department of Horticultural Science of Shahid Chamran University of Ahvaz. Selected uniform fruits were used for analysis of different phytochemical compounds. Chlorophyll, carotenoid, starch, soluble sugars, phenolic compounds, flavonoids and antioxidant capacity were analysed using spectrophotometric methods and the type and concentration of sugars, organic acids and phenolics were assessed using HPLC. Also vitamin C content was determined by titration againt DCIP dye. Results The results showed that soluble sugars increased significantly during ripening stages, and glucose and fructose were the main detected sugars for Barhee cultivar. The amount of sucrose was negligible. The acidity of the fruit increased at initial growth stages and then decreased gratually till Rutab stage. At the end of ripening process and at Tamar stage, the amount of organic acid content increased to 2.45 mg/g FW. Among the detected organic acids, acetic acid was dominant in Tamar stage, while in the earlier stages malic acid was considered as the main organic acid. Other major compounds that have been investigated, including flavonoids, chlorophylls, carotenoids, starch and vitamin C decreased during development. Different compounds including p-cinamic, gintistic, gallic, chlorogenic, vanilic, caffeic, syringic and p-cumaric acids were detected by HPLC evaluation of phenolic acids. Among them, gallic acid was the dominant, and the trend was incremental during development of fruit. Discussion The comparing the current results with published data for other date cultivars, says that there are big differences in biochemical compounds among different cultivars. In this cultivar, the increasing trend of accumulation of soluble sugars, organic acids, phenolic compounds and antioxidant capacity during ripening stages from late Kimri to Rutab and Tamar stage, makes the fruit an important source of high nutritional value.

    Keywords: Phytochemical changes, Nutritional value, Barhee, Development, ripening
  • Determination of physical and chemical mutagenesis optimum dosage and fast mutant population regeneration using saturated mutation in kiwifruit
    Hassan Saeiahagh, Mousa Mousavi *, Ranjith Pathirana Page 9

    Background and Objectives Induced mutation has been used in wide range of horticultural crops in almost half of century. This approach has been made great opportunities for biotechnologists and plant breeder to produce new varieties with some new traits such as resistance to disease, tolerance to adverse environmental condition or even new horticultural characters in some crops. Optimization of physical and chemical mutagenesis agents dosage for induce mutation is the first asset to use this technique in breeding goals. This study was conducted to determine optimum doses of two mutagenesis agents including gamma radiation as physical agent and Ethyl Methane Sulphonate (EMS) as a chemical agent using saturated mutation technique. Also, mutant population produced and SSR markers were used to detect mutation in the mutant plantlets. Material and Methods After callus induction in tissue culture media containing NAA, BAP and meta topoline, produced callus were exposed to different doses of gamma radiation (0, 10,20,30,40, 50 Gy) or different Ethyl Methane Sulphonate (EMS) concentrations (0, 0.4,0.6,0.8,1,1.2 %). Then calluses transferred into shoot regeneration media. Dead Calli size and number of shoots generated in live callies were recorded. The regenerated shoots transferred into another tissue culture media for kiwifruit. Randomly some plantlets were selected to DNA extraction and SSR markers analysis. The SSR markers were detected using Genetic Analyzer. Results and Discussion Results indicated that as expected with increasing gamma radiation doses, the number of dead calli and size increased. The lowest dead callus was related to the control and the highest dead callus was belong to 50 Gy doseg. Regarding to LD50 index in mutation experiments, number of shoot generated in treated callus and SSR markers analysis, 50 Gy doses could be use as optimum radiation to produce acceptable mutation rate in kiwifruit callus. Ethyl Methane Sulphonate (EMS) as chemical mutagenesis agent showed different pattern in increasing shoot regeneration number but same trend with gamma radiation in dead callus and size. However, simple sequence repeat (SSR) markers did not work to show genetic diversity between control and treated plantlet but some mutations in Ethyl Methane Sulphonate treated population detected. This indicates that SSR markers are not suitable tool to detect mutation in EMS induced mutant. This can be explained by the mutation mechanism difference between gamma radiation and EMS. Meanwhile, regarding LD50, shoots generation in callus, 1% concentration of EMS can be use to produce reliable mutant population in kiwifruit plants.

    Keywords: Kiwifruit breeding, Mutagenesis agents, Radioactivity Radiations, EMS
  • Effect of Drought Stress and Dust on Lipid Peroxidation and Antioxidant Response of Two strawberry Cultivars
    Farzad Marivani, Nasser Ghaderi *, Taimoor Javadi Page 10

    In recent years, dust has recognized as the one of the main problems in the west and southwest of Iran which annually has adverse effects on environment and agriculture. Reducing light penetration, decreasing photosynthesis, changing stomatal performance, and reducing flowering are the some adverse effect of air pollution on plants. Strawberries have a shallow root system, high leaf area and is sensetive to drought stress. Kurdistan province is the most important producer of strawberries in Iran. Since the occurrence of dust in Kurdistan occurs more in the spring and during flowering and strawberry fruit production, we investigated the interaction effect of dust and drought stress on some physiological characteristics of two strawberry cultivars (cvs. Paros and Queen elisa) during 2013-2014. Materials and Methods The experiment was conducted based on a completely randomized design with four treatments (control, -1.2 MPa soil water potential as drought stress, dust and dust + drought stress) and three replications. In this experiment leaf relative water content (RWC), membrane stability index (MSI), proline, soluble carbohydrates, malondialdehyde (MDA), hydrogen peroxide, peroxidase (POD) and ascorbate peroxidase (APX) activity were evaluated. Results Results showed that, RWC, MSI were decreased in response to dust and drought in both cultivars. Amount of malondialdehyde, hydrogen peroxide and activity of antioxidant enzymes were increased by dust and drought treatments. Most increase in the proline and total soluble carbohydrates, hydrogen peroxide, malondialdehyde, the activity of antioxidant enzymes were obtained by dust + drought stress. Drought stress + dust had the highest levels of POD and APX. There was a significant difference between two cultivars, so that Paros cultivar had higher activity of POD and APX compared to queen elisa. Dust and drought treatments reduced shoot and root dry weigth in both years and both cultivars. Discussion Dust in the first year increased the total leaf soluble sugars, which is probably due to the stress caused by dust. In this condition, the plant can continue to absorb water from the soil by increasing the soluble carbohydrates through osmotic regulation. In the second year, the long-term reduction in photosynthesis led to a reduction in total soluble carbohydrates, due to prolonged exposure to dust or damage to light absorption pigments due to dust accumulation and its negative effects on stomatal function. Dust and drought stress decreased RWC by decreasing water absorption by the strawberry plants, and decreasing of water led to increasing of H2O2. With increasing of H2O2 in dust and drought stress, membrane lipid degradation increased and led to increasing of MDA. MDA increased in all treatments in Queen Eliza cultivar, which could indicate the higher sensitivity of this cultivar to dust and drought stress. In this study, Paros showed higher antioxidant enzyme activity that was accompanied with lower H2O2 content and consequently a lower MDA, therefore showed more resistance to drought and drought stress. Reducing the dry matter of the roots and the shoot can be due to increased free radicals, reduced leaf water content and, consequently, loss of photosynthesis of the leaf.

    Keywords: Cell Membrane Stability Index, Drought stress, Dust, MDA, Physiological characteristics
  • Evaluation the effect of pendimethalin herbicide residue on wheat and barely
    Taj Mohammad Khajavi, Zeinab Avarseji *, Ebrahim Gholam Alipour Alamdari, Abbas Biabani Page 11
    Background and Objectives

    Nowadays herbicides are one of the important input at modern agriculture system. Crop damage due to long lasting herbicide residue, also herbicide drift on neighbor crops are the dangerous consequences of their application on non-target species. Because of soil tillage and environmental conditions just a little amount of applied herbicides are available for plants and the rest of it will lead to limitation for next rotations. So it is important to focus on herbicide residue in agricultural soil and also in agricultural ecosystem and environment safety The purpose of this experiment was to determine the sensitivity of wheat and barley to pendimethalin residue by using bioassay and find out about the sensitivity of this crops.

    Materials and methods

    In order to evaluate the soil residue of pendimethalin an experiment based on completely randomized design were carried out at greenhouse of Agricultural Faculty of Gonbad Kavous University. At this experiments different doses of pendimethalin (0, 1, 5, 10, 15, 20, 30, 40, 50, 75 and 100 % of recommended dose) were applied on wheat and barley and finally the dry weight of root and shoot of crops were measured. The concentration of herbicide were made by dilution of stock solvent. Three and four Logarithm logistic curves were used to fit the data. R software 3.3.1 and drc package were used to analyze the data and draw the graphs.

    Results

    Results indicated that almost all data were followed the three parameter logarithm logistic curve. Results of separate fitness of data showed that always the residue of pendimethalin caused reduction of dry weight of the evaluated crops. Fifty percent reduction of shoot dry weight of wheat and barley were obtained from 400.5 and 623.05 g.a.i.ha-1 of pendimethalin and the ED50 values of root dry weight of wheat and barley were 65.88 and 269.66 g.a.i.ha-1 of pendimethalin respectively.

    Discussion

    Generally the results of simultaneously fitted data showed that wheat is always more sensitive to pendimethalin rather than barley. Based on results even the very little amount of herbicides can cause damage in crops so considering the sensitive crop in rotation is so important since this residue can stay active even at two season crop and make crop injuries. The selection between 3 and 4 Logarithm logistic model was based on 1. Lack of fit test significance 2. Significance of estimated parameters specially e parameters and the way of distribution of data around the curve (graphical observation).

    Keywords: Bioassay, Regression, Logarithm logistic, dry weight