فهرست مطالب

پژوهش نامه ایرانی سیاست بین الملل - سال هفتم شماره 2 (بهار و تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علی باقری دولت آبادی*، جعفر حنانی صفحات 1-36

    شاهنامه فردوسی یکی از گنجینه های ادب فارسی است که آن را چونان سندی که در بردارنده هویت باستانی و اصیل ایرانی باشد، دانسته اند. این اثر عموما از زاویه ادبی و تاریخی مورد توجه واقع شده و کمتر به انعکاس مفاهیم و پدیده های سیاسی در آن توجه شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که نگاه فردوسی در شاهنامه به پدیده های سیاسی و جهان پیرامون خود به کدام یک از رویکردهای نظری در روابط بین الملل نزدیک تر است؟ فردوسی را باید یک واقع گرای سیاسی بخوانیم یا یک آرمان گرا؟ برای این منظور از روش تطبیقی استفاده شده و تلاش گردیده است تا با استخراج مهم ترین شاخصه های دو نظریه فوق، ارزیابی از اندیشه های فردوسی حاصل شود. یافته های پژوهش نشان می دهد درحالی که فردوسی به لحاظ مباحث فرانظری به دیدگاه های سازه انگارانه نزدیک است، اما در مباحث نظری او را باید یک واقع گرا خواند. این نکته به ویژه در تفسیرهایی که از سرشت انسان، جنگ، قدرت و امنیت به دست می دهد بیش از هر چیز نمایان است. با این توضیح که واقع گرایی او از جنس هابز و والتز نیست و به نوعی به وجهی جدید با نام «واقع گرایی آرمان خواهانه» نزدیک می شود.

    کلیدواژگان: شاهنامه، فردوسی، واقع گرایی، آرمان گرایی، جنگ، صلح، قدرت
  • حسین دهشیار، نوذر نظری* صفحات 37-66

    این نوشتار با بهره گیری از آرای مکتب کپنهاگ و مفهوم امنیتی کردن به عنوان چهارچوب نظری، و با تکیه بر مفهوم گفتار_کنش به طور اخص به بررسی سیاست امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران و ابعاد کلامی و عملی این سیاست در عرصه تصمیم گیری سیاست خارجی ایالات متحده در بازه زمانی بعد از یازدهم سپتامبر پرداخته است. بر اساس نظریه کپنهاگ تعریف هویتی بازیگران از یکدیگر یک برساخته اجتماعی و امری بین الاذهانی است. مفهوم امنیتی کردن مفهوم کانونی نظریه امنیتی کپنهاگ است که بر طبق آن مسایل بر حسب درجه حساسیت به سه دسته مسائل عادی، مسائل سیاسی و مسائل امنیتی تقسیم می شوند. بر اساس این نظریه، فرایند تعریف هویتی ابتدا با تعریف کلامی بازیگران از یکدیگر ساخته شده و سپس با اتخاذ سیاست های امنیتی به صورت عملی جلوه گر می شود. بوش و اوباما هر کدام در دوره ریاست جمهوری چه سیاست امنیتی را سرلوح دستگاه سیاست خارجی قرارا دادند؟ و وجوه اشتراک و افتراق این دو رئیس جمهور و جایگاه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی این دولتها کدامند؟ روند مواجهه این دو رئیس جمهور با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران چگونه بود؟ پژوهش حاضر به این پرسشها می پردازد.

    کلیدواژگان: امنیتی کردن، بوش، اوباما، تروریسم، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران
  • سید جلال دهقانی فیروزآبادی*، حسین سلیمی، محمدحسین منادی زاده صفحات 67-104

    بررسی سیر تحول روابط میان هند و آمریکا بیانگر روابط پر فراز و نشیب میان آن هاست. بااین حال از دهه 1990 به دنبال تحولات اقتصاد جهانی و اتخاذ سیاست اقتصادی بازار محور، هند در مسیر بازسازی روابط خود با ایالات متحده گام برداشت. بعلاوه سیاست توسعه روابط اقتصادی با کشورهای نوظهور در دوره کلینتون، راه را برای جهت گیری مجدد ایالات متحده در برداشت های خود نسبت به هند هموار نمود. با وجود ملاحظات سیاسی و استراتژیک دولت بوش و پیشرفت های بعدی در روابط دوجانبه، هرگونه چشم انداز بلندمدت همکاری میان ایالات متحده و هند، لزوما باید اهداف اقتصادی و استراتژیک را در نظر بگیرد. بر این اساس در مقاله حاضر سعی شده تا با استفاده از روش کیفی رابطه میان همگرایی اقتصادی و منطق استراتژیک که نه تنها موجب افزایش شکوفایی اقتصادی، بلکه بهره مندی اهداف استراتژیک دو کشور شده، مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد. لذا در مقابل این سوال که تحولات اقتصادی در عرصه جهانی، چه تاثیری بر مناسبات هند و ایالات متحده داشته اند؟ می توان این فرضیه را مطرح ساخت که تحولات اقتصادی و بازارهای جهانی موجب وابستگی متقابل و نزدیکی هند و ایالات متحده و درنتیجه افزایش انعطاف پذیری آن ها در عین اهمیت یافتن صف بندی ها برای دستیابی به اهداف استراتژیک شده است. یافته های مقاله نشان می دهند که نیاز ایالات متحده به شرکای بین المللی در ایجاد اتحادهای حمایتی، و تلاش هند برای کسب خودمختاری استراتژیک از طریق همکاری با ایالات متحده و همزمان مصون سازی این تجدید ساختار از طریق روابط نزدیک با دیگر کشورها، به معنای افزایش وابستگی متقابل و گسترش بی سابقه روابط هند و آمریکا است.

    کلیدواژگان: روابط هند-آمریکا، وابستگی متقابل اقتصادی، منافع استراتژیک، اقتصادهای نوظهور
  • مهدی زیبایی*، رضا سیمبر، احمد جانسیز صفحات 105-132

    نظم خاورمیانه در معنای متعارف آن به دنبال ناآرامی های عربی وارد مرحله ای نوین شده است که از آن با عنوان نظم پساناآرامی های عربی یاد می شود. در این میان، نظم مذکور به عنوان یک کلیت متاثر از طیفی از عوامل دربرگیرنده سطوح فروملی تا فراملی است که هر یک از آن ها به طور جداگانه نیازمند تحلیل و تفحص می باشند. تا آنجا که به موضوع نوشتار حاضر ارتباط دارد، حضور و سیاست های بازیگران بزرگ بین المللی تاثیر قابل ملاحظه ای در جهت گیری نظم مورد بحث داشته است. به طوری که بازیگران مذکور با جانبداری از متحدان استراتژیک خود مانع شکل گیری نظمی خودجوش در منطقه بوده اند. مقاله حاضر با علم به متکثر بودن ابعاد نظم خاورمیانه در دوره یاد شده صرفا به دنبال پاسخگویی به این سوال است که رفتار سه بازیگر بزرگ بین الملل: ایالات متحده، روسیه و اتحادیه اروپا نسبت به ناآرامی های عربی و حوادث مرتبط با آنچه تاثیری بر نظم خاورمیانه برجا نهاده است؟ در این راستا فرض بر آن است که تغییر و تحولات خاورمیانه در دوره پسا ناآرامی عربی متاثر از عوامل مختلف (همبسته دولت-جامعه، کشمکش های ایدئولوژیک، رقابت های منطقه ای و تاثیرات محیط بین الملل) است و در این میان بازیگران عمده بین الملل بخشی تاثیرگذار در این مجموعه به حساب می آیند. با توجه به ملاحظات فوق در نوشتار پیش رو سعی خواهد شد رفتار سیاسی سه بازیگر مورد اشاره نسبت به ناآرامی های عربی و حوادث آتی مرتبط با آن در چارچوب لایه بین الملل نظریه جامعه شناسی تاریخی روابط بین الملل مورد بررسی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: نظم فرادولتی، محیط بین الملل، ناآرامی عربی، خاورمیانه، قدرت های بزرگ
  • علیرضا سمیعی اصفهانی*، سارا فرحمند صفحات 133-166

    «پیشمرگه های کرد» پس از تهاجم داعش، به طور غیررسمی کنترل برخی از مناطق شمالی رها شده توسط نیروهای نظامی عراق را در دست گرفتند و درنتیجه خواسته ها برای استقلال کردستان قوت گرفت. این رویداد، پیامدهای داخلی و منطقه ای مهمی را می تواند برای اقلیم کردستان عراق درپی داشته باشد. از این رو، هدف نوشتار پیش رو بر پایه روش آینده پژوهی و تکنیک سناریوپردازی، پاسخ به این پرسش اصلی است که با توجه به رویدادهای کنونی و پیش بینی روند آینده آن ها، چه سناریوهایی پیش روی حکومت اقلیم کردستان قرار دارد؟ بر این پایه، پنج سناریو در سه دسته بندی را می توان مطرح نمود: الف) سناریوی مطلوب: 1) انجام مذاکرات اقلیم کردستان با دولت مرکزی عراق، ایران، ترکیه، آمریکا و متحدان غربی آن و اعلام استقلال کردستان؛ 2) استقلال اقلیم کردستان و بهره گیری از توان مندی های اقتصادی اربیل برای تاثیرگذاری بر کنش ها و واکنش های سیاسی آینده؛ ب) سناریوی محتمل: 1) میانجی گری بازیگر ثالث و کسب امتیاز اقتصادی و سیاسی در اداره مناطق مورد مناقشه و ایجاد سیستم کنفدرال در ازای تعویق یا کنار گذاشتن استقلال کردستان؛ 2) علام فوری استقلال کردستان عراق پس از شکست مذاکرات احتمالی با حکومت مرکزی عراق و دولت های منطقه ای و فرامنطقه ای؛ ج) سناریوی ممکن: ایجاد کردستان بزرگ. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که پیامدهای حاصل از برگزاری رفراندوم 25 سپتامبر 2017، اقلیم کردستان را دچار مشکلات عدیده کرده است؛ بنابراین چنانچه حکومت اقلیم کردستان نتواند بر این بحران غلبه کند بسیاری از دستاوردهای فعلی در حوزه اقتصادی، آزادی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را از دست خواهد داد.

    کلیدواژگان: عراق، اقلیم کردستان، کردها، رفراندوم استقلال، دولت مستقل، رقابت های ژئوپلیتیک
  • علیرضا صحرایی، محسن خلیلی*، مرتضی منشادی، روح الله اسلامی صفحات 167-192

    پیوستار قدرت در سیاست خارجی دربرگیرنده قدرت سخت (اجبارآمیز، بی واسطه و فیزیکی) و قدرت نرم (غیرمستقیم و بلندمدت و تکیه بر مجاب سازی تا زور) است. برای برساختن پیوستار قدرت در سیاست خارجی از نوشتار کریستوفر هیل بهره گیری و سپس نوشتارهای محمدعلی فروغی- از بازیگران اصلی سیاست در عصر پهلوی اول- بازخوانی شد. پرسش اساسی مقاله این بود که کدام یک از جنبه های پیوستار قدرت در سیاست خارجی، بیشتر طرف توجه فروغی بود؟ نوشتار بر این فرضیه استوار شد که توجه محمدعلی فروغی در پیوستار قدرت، به ابعاد نرم قدرت در سیاست خارجی ایران بوده است. او با آگاهی از شرایط زمانه و معرفت از نظام بین الملل دانسته بود که ایران در ابعاد سخت پیوستار قدرت، توانایی معطوف به عمل ندارد. این پژوهش بر اساس ماهیت و روش، تاریخی-تبیینی است.

  • عبدالرضا عالیشاهی*، یونس فروزان، حسین مسعودنیا صفحات 193-216

    پس از برگزاری انتخابات پارلمان عراق در 12 مه 2018، ائتلاف سائرون به ریاست مقتدی صدر با در اختیار گرفتن بیشترین کرسی های پارلمان عراق، سعی در تشکیل دولتی هدفمند و اعمال سیاست هایی داشته است که کشور عراق را به سمت ثبات، توسعه و امنیت سوق دهد. در این مقاله، هدف نویسندگان ارائه پاسخ بدین سوال است که اصولا مهم ترین ویژگی ها و کارکردهای پان شیعیسم جریان صدر در عراق پساداعش چیست؟ یافته های مقاله که بر اساس تئوری شکاف های اجتماعی است، حکایت از این مسئله دارد که سه رویکرد کلان در سیاست های جریان صدر دیده می شود. نخست اقتدارگرایی شخصی صدر، دوم سیاست های پراگماتیستی وی در گفتگو با اهل سنت و جریان وهابیسم سعودی و رویکرد کلان سوم حاکی از ناسیونالیسم افراطی وی دارد. در کنار این سه علت اصلی، سه عامل دیگر نیز به منزله دلایل تسهیل کننده در نظر گرفته شده اند که عبارتند از: عدم دخالت مرجعیت نجف در مسائل سیاسی، چالش با نیروهای حشدالشعبی و اتخاذ مواضع مبهم و دوپهلو در قبال جمهوری اسلامی ایران و سوریه. روش تحقیق مقاله حاضر تبیینی و بهره گیری از منابع مکتوب و مجازی است.

  • غلامعلی قاسمی*، محمد ستایش پور صفحات 217-238

    دزدی دریایی به عنوان کهن ترین جنایت بین المللی به شکلی نوین در گستره بین المللی ظهور و بروز یافته و جمهوری اسلامی ایران را نیز درگیر کرده و شوربختانه خسارات مادی و معنوی وارد نموده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان متصدی اصلی صلح و امنیت بین المللی، بارها (ازجمله صدور دو قطعنامه در نوامبر 2016 میلادی) بر لزوم مقابله با دزدی دریایی نوین تصریح و تاکید داشته است. با این که قطعنامه های صادره از سوی این نهاد سیاسی، در قالب قطعنامه های توصیه ای هستند اما متضمن نکات قابل توجهی ازجمله احراز دزدی دریایی نوین به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی، لزوم همکاری بین المللی و تجلی حقوق همکاری، بایستگی گروه ارتباط، استفاده از تمام اقدامات و شیوه های ضروری و لزوم بهره جستن از مقرره های مختلف دانسته می شوند. با تدقیق در عناصر جرم دزدی دریایی تحول یافته و چندوچون سازوکارهای کنونی جامعه بین المللی و خاصه، ایران با توجه به راهکارهای توصیه ای در قطعنامه های شورای امنیت، می شود گفت استفاده از ظرفیت های موجود، بالاخص صلاحیت جهانی، به مراتب مقتضی تر از آن است که چشم انتظار تاسیس دادگاهی ویژه ماند. با این که شورا بر تاسیس دادگاه ویژه تصریح دارد اما عملکرد و عبارت پردازی های این نهاد به خصوص در قیاس با صبغه آن، نشان از نبود عزم جدی در این شورا دارد. گفتنی است که راهکار اساسی برای پیش گیری از وقوع این دزدی ها، تقویت دولت سومالی در اعمال اقتدارات حاکمیتی است. هراندازه که این اقدامات از طریق نهادهای منطقه ای، ازجمله اتحادیه آفریقا تحقق پذیرد کارآمدتر خواهد بود.

  • زهرا مبینی کشه، علی امیدی* صفحات 239-264

    در قرن بیست و یکم، پدیده تروریسم روندها و ویژگی های متمایزی از خود نشان داده است. با اینکه تروریسم منحصر به این قرن نیست، اما بعد از حادثه تروریستی 11 سپتامبر، توجه جهانی بیشتر از همیشه به گروه ها و سازمان های تروریستی جلب گردید و درواقع از این زمان بود که مسئله تروریسم و چگونگی مبارزه با آن به یکی از پارادایم های تجزیه وتحلیل روابط بین الملل و سیاست جهانی تبدیل شد. بنابراین با توجه به سطح رو به رشد تهدیدات تروریستی، دامنه بین المللی آن و امکان استفاده تروریسم از سلاح های غیر متعارف، تبیین و شناخت تحولات آینده تروریسم بین الملل برای مقابله با آن ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف از نوشتن این مقاله پاسخگویی به این پرسش است که در سال های آینده، چه تغییراتی در روند، روش و فعالیت های گروه های تروریستی ایجادمی شود. تجزیه وتحلیل داده های موجود مبتنی بر روش تحلیل روند نمایانگر آن است که استفاده از سلاح های غیر متعارف توسط تروریست ها در آینده گسترش می یابد، تهدیدات ناشی از تروریسم سایبری و اینترنتی در آینده افزایش می یابد، تروریست ها در آینده از حملات انتحاری بیشتری استفاده خواهند کرد و در مدیریت تهدیدات تروریستی در آینده، تروریسم وطنی نقش مهمی ایفا می کند.

    کلیدواژگان: تروریسم بین الملل، تروریسم جهادی، تروریسم سایبری، تروریسم وطنی
  • فاطمه محسنی جیهانی، سید احمد طباطبایی* صفحات 265-286

    پیشرفت تکنولوژی در زمینه تسلیحات، موجب تلاش هایی برای ساخت سلاح های کاملا خودمختار شده است. این سلاح های رباتیک قادرند بدون دخالت انسان و به طور مستقل هدف حمله را در میدان مخاصمه انتخاب کرده و به سمت آن شلیک کنند. این قابلیت، چالش های اساسی زیادی را در خصوص مطابقت کاربرد این سلاح ها با اصول حقوق بشر و حقوق بشردوستانه ایجاد کرده است. مقاله پیش رو به خصوص توانایی این سلاح ها در خصوص حمایت و حفاظت از غیرنظامیان و رعایت اصل تفکیک و تناسب را مورد بررسی قرار می دهد. مخالفان کاربرد سلاح های کاملا خودمختار بر این اعتقاد هستند که این سلاح ها نمی توانند مانند انسان تصمیم بگیرند، قضاوت کنند و درک محیط های پیچیده برایشان مشکل است؛ درنتیجه نمی توانند الزامات حقوق بشر دوستانه ازجمله اصل تفکیک و تناسب را در جنگ برآورده کنند. در مقابل، طرفداران کاربرد سلاح های خودمختار ادعا می کنند قوانین در حال پیشرفت است و این پیشرفت ظرفیت تنظیم و کنترل این سلاح ها در پرتو قواعد حقوق بشردوستانه را دارد. این تحقیق به این نتیجه می رسد که سلاح های کاملا خودمختار ممکن است در مناطق خارج از سکنه، بیابان ها و مناطق دریایی که عاری از افراد عادی و غیرنظامی هستند بتوانند کاربرد داشته باشند و اصول تفکیک و تناسب را حتی بهتر از انسان ها اعمال کنند، اما در دیگر موارد تردیدهایی بسیار جدی وجود دارد.

    کلیدواژگان: اصل تفکیک، اصل تناسب، حقوق بشردوستانه، سلاح های خودمختار، ربات های جنگی، حقوق مخاصمات مسلحانه
|
  • Ali Bagheri Dolatabadi*, jafar Hanani Pages 1-36

    Ferdowsi's Shahnameh is a Persian literature masterpiece. While this book has generally been studied from literary and historical perspectives, little attention has been paid to its political aspects. The main question of the present research is that what International Relations theoretical approaches Ferdowsi’s vision is closer to? Can Ferdowsi be considered a political realist or an idealist? For this purpose, we attempt to assess Ferdowsi's thoughts taking advantage of the most important features of the two Realist and Idealist theories through a comparative method. The findings of the research show that while Ferdowsi is close to constructivist theory in terms of meta-theory, in his theoretical debates he must be considered a realist. This point is especially apparent in Ferdowsi's interpretations of human nature, war, power and security. It is worth Noting that his realism is not similar to Hobbes and Waltz, and is somewhat like "Idealist Realism".

    Keywords: Shahnameh, Ferdowsi, Realism, Idealism, War, Peace, Power
  • hossain daheshiar, nozar nazari* Pages 37-66

    Utilizing the Copenhagen School as the theoretical framework and the concept of securitization as the research methodology then relying on the concept of "Speech_Act" as the analytical framework, this article specifically addresses the policy of securitizing the Islamic Republic of Iran and the verbal and practical aspects of this policy in the context of US foreign policy system in the post-9/11 period. According to Copenhagen, the definition of the identity of actor is a socially constructed and interdisciplinary matter. The concept of securitization is the central concept of Copenhagen's security theory, according to which in terms of sensitivity issues are divided into three categories: public issues, political issues, and security issues. According to this theory, the process of identity definition is first created with the verbal definition of the actors, and then, with the adoption of security policies, will be completed . What was the policy of the Bush administration and the Obama administration at the time of the presidency? What are the differences and similarities between the Bush's and Obama's policy toward Iran? What was the process of encountering the two presidents with the nuclear program of the Islamic Republic of Iran? The present research addresses these questions.

    Keywords: Securitization, Bush, Obama, Terrorism, Nuclear Program of the Islamic Republic of Iran
  • Seyyed Jalal Dehghani Firouz Abadi*, Hossein Salimi, mohammad hossein monadizadeh Pages 67-104

     An assessment of the developments in Indo-American relations reveals the numerous ups and downs in the relations between the two countries. Since 1990 and after developments in the global economy and adoption of a market-based economic policy by India, however, New Delhi has moved toward restructuring its relations with Washington. In addition, the US policy of developing economic relations with emerging economies during the Clinton’s administration paved the way for Washington to reorient its perceptions toward India. Despite political and strategic considerations of George W. Bush’s administration and later developments in mutual relations between the US and India, any long-term perspective of cooperation between the two countries should concentrate on economic and strategic objectives. Based on this argument, the present article has endeavored to take advantage of qualitative methodology in order to analyze the relation between economic convergence and strategic logic which has not only resulted in the enhancement of economic flourishment but also has strengthened the strategic objectives of the two countries. What are the effects of global economic developments on the Indo-American relations? In answering this question, we can raise this hypothesis that economic developments and global markets have resulted in interdependency and proximity between India and the US. They have also contributed to further flexibilities by both countries while highlighting the importance of alliances for attaining strategic objectives. The findings of the article indicate that the United States’ need to international partners for creating supporting associations and the India’s efforts to obtain strategic autonomy through cooperation with the US and, concurrently, immunization of this restructuring by embarking on closer relations with other countries is tantamount to interdependence and unprecedented expansion of relations between New Delhi and Washington.

    Keywords: Indo-American relations, Economic interdependence, Strategic interests, Emerging powers, Emerging economies
  • Mehdi Zibaei*, Reza Simbar, Ahmed Jansiz Pages 105-132

    Following the Arab Uprisings, the concept of the Middle East order refers to the post-uprising system. Meanwhile, there are various sub-national and super-national factors are involved and each of which must be individually analyzed. The physical presence and regional policies of the international great powers such as the US, Russia and the EU significantly affect the new system. These actors prevent any indigenous regional system from taking shape. Despite the plural aspects of the Middle East system within the mentioned era, the present research only aims to explain the impact of the behavior of the US, Russia and the EU towards the Arab Uprisings and its aftermath on the regional order. So, the hypothesis is that changing in the post-Arab uprisings era is affected by diverse factors (state-society complex, Ideological conflicts, regional rivalries and implication of international setting) and in this context the key powers are effective parts in this premise. Thus, this essay tries to bring the political behaviors of United States, Russia, and the European Union towards Arab uprisings and its implications under scrutiny through the international layer of the Historical Sociology of International Relations (HSIR) as the current article theoretical framework.

    Keywords: Super-national order, International milieu, Arab uprising, Middle East, Key powers
  • alireza samiee esfahani*, soghra farahmand Pages 133-166

    Following the ISIL invasion of northern Iraq, Kurdish Peshmerga unofficially took control of some parts of the northern Iraq abandoned by Iraqi forces and, as a result, consequently attempted to strengthen the independence of Kurdistan. This event has important internal and regional implications on the Iraqi Kurdistan region. Utilizing the Future Studies scenario technique, the current research aims to answer the following question: Given the Kurdish Peshmarga’s aim for the independent Kurdistan, how their political future can be best predicted? This investigation provides five scenarios in three categories: a) Prefarable scenario: Kurdistan climate negotiations with the central government of Iraq, Iran, Turkey, the United States and its western allies, and the declaration of independence of Kurdistan; the independence of the Kurdistan region and the utilizing Erbil's economic capabilities to influence future actions and reactions (B) Probable scenario: mediating a third actor, and enjoying economic and political privileges via taking part in the disputed areas administration; creating a confederal system in return for postponing or abandoning the independence of Kurdistan; Immediate announcement of the independence of Iraqi Kurdistan after the possible failure of talks with the central government of Iraq and the rest of regional and international states (C) Possible scenario: creation of a great Kurdistan. The findings of the present study indicate that the consequences of the referendum of September 25, 2017, have affected the Kurdistan region. Therefore, if the Kurdish government can not overcome this crisis, many of the current achievements in the economic sphere will lose political, social and cultural freedom.

    Keywords: Iraq, Iraqi Kurdistan, Kurds, Independence Referendum, Independent Government
  • alireza sahraee, mohsen khalili*, Mortaza Menshadi, Rohollah Islami Pages 167-192

    This paper studies the writings of Mohammad Ali Foroughi, an influential Pahlavi era politician to construct a continuum of power according to the analytical model of Christopher Hill. This research aims to find out what aspects of the contimuim of power Foroughi was more interested in. We hypothesize that he preferred soft power over hard power because he knew Iran did not possess the essentials of hard power. This research follows the descriptive-analytical methodology to analyze relevant written sources.

  • Abdolreza Alishahi*, Younes Forouzan, Hossein Masoudnia Pages 193-216

    Having won the majority in the 2018 Iraqi parliamentary general elections, the Sauron coalition headed by Muqtada al-Sadr attempts to stabilize the country, maintain security and run economic development plans. This article aims to answer the following question: what are the most important features and indicators of the Sadr Pan-Shi'ite movement in the post-ISIS Iraq? Taking advantage of the theory of social gaps, the authors found out the Sadr's current three major political approaches: Sadr's personal authoritarianism, his pragmatic dialogue with the Sunnis and the Saudi Wahhabism, and his extreme nationalism. In addition to these three main causes, three other factors have been considered as facilitating factors: the lack of interference of Najaf's authority in political affairs, challenges with The Popular Mobilization Forces and the ambiguous stance towards the Islamic Republic of Iran and Syria. The research method of this paper is explanative and based on the written and virtual resources.

  • gholamali ghasemi*, Mohammad setayeshpur Pages 217-238

    Piracy has damaged Islamic Republic of Iran in a few past decades. The United Nations Security Council as the main entity to maintain international peace and security, several times (including the issuance of two resolutions in November 2016) has reiterated and emphasized on the need for confronting modern piracy. Although being in the framework of recommendation, the resolutions issued by the UNSC contains momentous points including identification of modern piracy as a threat to international peace and security, the need for international cooperation and manifestation of cooperative law, the need for contact group, applying all necessary means and measures and the need to indication of various provision. scrutinizing elements of the evolution in the crime of piracy and current mechanisms of contemporary international law and specifically Iran in light of means has been recommended in Security Council resolutions, it would be said applying current capacities, specially universal jurisdiction is more appropriate than waiting for establishing a special court. Although the council stipulates the establishment of a special court, the works and phrases of this entity, especially in comparing to its previous works indicates a lack of serious determination of it. It should be noted that strengthening Somalia government in exercising authority over sovereignty is the essential way to prevent the said piracy. Implementing these works by regional institutions, including the African union would be more effective.

    Keywords: Modern piracy, International peace, Security, Security council, Cooperative law, Impunity
  • zahra mobini keshe, Ali Omidi* Pages 239-264

    In the 21th century, terrorism has distinct trends and attributes. Although terrorism is not confined to this century, but global Attention more than ever was drawn to terrorist organizations and groups after September 11, 2001. In fact this was the time when terrorism and how to fight against it became one of the paradigms of analyzing in international relations and global politics. Given the growing level of terrorist threats, its international scope and the possibility of using unconventional weapons, it seems necessary to explain and recognize future trends of the global terrorism for confronting it. Therefore, the aim of this paper is to answer this question that “what changes are going to happen to trends, methods and activities of terrorist groups”. Analyzing the existing data based on trend analysis indicates that: terrorists will seek more unconventional weapons, cyber and Internet terrorism will increase and Terrorists will do more suicide Attacks and foreign terrorist fighters will manage future terrorist organizations.

    Keywords: International Terrorism, Jihadi Terrorism, Cyber terrorism, Unconventional Weapons, Suicide Attack
  • Fatemeh Mohseni Jayhani, Seyd Ahmad Tabatabiei* Pages 265-286

    The advancement of technology of weapons has led to efforts to develop fully autonomous weapons. These robotic weapons will be able to automatically choose and shoot target in the battlefield. This capability raises a number of fundamental challenges regarding the use of these weapons in accordance with human rights and humanitarian law. This paper examines, in particular, the ability of these weapons to protect civilians and to observe the principles of non-discrimination and proportionality. Opponents of the use of fully autonomous weapons argue that since these weapons are not capable of understanding the complexities of the battlefields, their use contradict with the humanitarian law requirements. On the other hand, advocates of the use of autonomous weapons claim that laws are progressing, and this progress has the capacity to regulate and control these weapons in the light of humanitarian law. This study concludes that fully autonomous weapons can be used in outlying areas, deserts, and marine areas that are free of ordinary civilians, and that these weapons can act as well as human beings and observe the principles of discrimination and proportionality; while there are serious doubts in concern with the capabilities of such weapons in other.

    Keywords: Law of Armed Conflict, Autonomous Weapons, Discrimination, Humanitarian Law, War Robotics, Proportionality