فهرست مطالب

تولیدات دامی - سال بیست و یکم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • بهزاد رجبی مرند، حسین مرادی شهربابک*، مصطفی صادقی، رستم عبدالهی آرپناهی صفحات 419-430
    هدف پژوهش حاضر، بررسی صحت ارزش های اصلاحی ژنومی (GEBV) بدست آمده برای دو صفت اقتصادی مهم تولید شیر و امتیاز سلول های بدنی با استفاده از SNPها و بلوک های هاپلوتایپی مبتنی بر LD به کمک دو روش آماری GBULP و بیز B بود. اطلاعات ژنوتیپی مربوط به 1654راس گاو نر که با استفاده از تراشه هایی با تراکم های مختلف تعیین ژنوتیپ شده بودند مورد استفاده قرار گرفت. صحت ارزش های اصلاحی بدست آمده هنگام استفاده از SNPها حاکی از برتری بیز B نسبت به GBLUP بود، به طوری که برای صفت تولید شیر و امتیاز سلول های بدنی صحت ارزیابی ها با استفاده از GBLUP به ترتیب برابر 54/3 و 43/7 درصد و برای روش بیز Bبه ترتیب برابر 57/7 و 44/2 درصد بود. برای صفت تولید شیر، صحت پیش بینی های حاصل با استفاده از بلوک های هاپلوتایپی در هر دو روش آماری، بالاتر از صحت حاصل هنگام استفاده از SNPها بود در حالی که برای صفت امتیاز سلول های بدنی، این افزایش صحت، زمانی که از روش آماری GBLUP استفاده شد مشهود بود ولی هنگام استفاده از روش بیز B این برتری تنها زمانی بدست آمد که مقدار آماره 2r مورد استفاده برای تشکیل بلوک ها بالاتر از 0/2 بود. نتایج نشان داد که سطح بهینه آماره2r برای تشکیل بلوک های هاپلوتایپی بستگی به نوع صفت و وراثت پذیری آن دارد ولی در مجموع، استفاده از آماره2r بیشتر از0/2جهت تشکیل بلوک های هاپلوتایپی، می تواند منجر به افزایش صحت ارزش های اصلاحی ژنومی در هر دو صفت در مقایسه با استفاده از SNPها شود.
    کلیدواژگان: انتخاب ژنومی، بلوک های هاپلوتایپی مبتنی بر LD، صحت پیش بینی، عدم تعادل پیوستگی، نشانگرهای SNP
  • کبری کریمی*، محمد تقی بیگی نصیری، محمود نظری، خلیل میرزاده صفحات 431-439
    این پژوهش به منظور بررسی اثر گیاه خارخاسک بر نسبت جنسیت اسپرم قوچ عربی خوزستان با تکنیک qPCR Real-time با استفاده از 18 راس قوچ عربی خوزستان با سه تیمار انجام شد. ژنهای SRY و PLP به ترتیب برای جداسازی قطعات خاصی از توالی های کروموزوم Y- و X- تکثیر شدند. تیمارهای آزمایشی شامل : 1- گروه شاهد 2- جیره حاوی 15 گرم بر کیلوگرم گیاه خارخاسک 3- جیره حاوی30 گرم بر کیلوگرم گیاه خارخاسک در جیره بود. از تمامی قوچ ها در ماه دهم اسپرم گیری و در ماه هشتم و دهم خونگیری انجام شد. نتایج نشان داد، که با افزایش سطح خارخاسک میزان بیان ژن SRY روند افزایشی داشت و حیواناتی که جیره حاوی 30 گرم در کیلوگرم گیاه خارخاسک را دریافت کردند بالاترین میزان افزایش بیان ژن SRY را داشتند و همچنین با افزایش سطح خارخاسک میزان بیان ژن PLP دارای روند کاهشی بود (0/004=p-value). همبستگی بین ژن SRY و غلظت تستوسترون در سن هشت و 10 ماهگی به ترتیب برابر0/65 و 0/59، و برای ژن PLP و غلظت تستوسترون به ترتیب برابر با 0/61- و 0/66- بود (0/006=p-value). براساس یافته های حاصل از این تحقیق مشخص شد که گیاه خارخاسک با افزایش آندروژن ها سبب افزایش نسبت ژن SRY و اسپرم های حاوی کروموزوم Y و به عبارتی افزایش نسبت جنسیت به سمت ژن نرزایی در قوچ های عربی خوزستان می شود.
    کلیدواژگان: تستوسترون، جنسیت، ژن PLP، ژن SRY، گیرنده آندروژن
  • علیرضا شه طلب، حامد احمدی*، فرید شریعتمداری صفحات 441-450
    هدف از انجام این پژوهش، مقایسه الگوی رشد در جوجه های گوشتی، مرغ بومی و کبوترهای پرواری پرورش یافته در شرایط کشور ایران بود. در این پژوهش، از داده های وزنی مخلوط پرندگان نر و ماده جوجه گوشتی سویه تجاری راس 308 (326000 قطعه)، مرغان بومی (224000 قطعه) و کبوترهای پرواری (کبوترهای ایرانی 4000 قطعه) استفاده شد. پرندگان به صورت آزاد تغذیه و در فواصل متناوب با توجه به سن، وزن کشی شدند. دقت تناسب منحنی در تمام گونه ها (R2 کبوتر= 0/996، R2 مرغ بومی= 0/970و R2 جوجه گوشتی=0/996) بالا بود. نسبت y+/A (وزن در نقطه عطف تقسیم بر وزن بالغ)، که شکل منحنی رشد را تعیین می کند، در جوجه های گوشتی، مرغان بومی و کبوترهای پرواری به ترتیب (0/358، 0/379 و 0/352) بود. سن در نقطه عطف (t+)، در جوجه گوشتی 36/6 روز، مرغ بومی 44/9 روز و کبوتر پرواری 10/3 روز مشاهده شد. موقعیت نقطه عطف از لحاظ سن، نشان دهنده رشد سریع در کبوترها و جوجه های گوشتی بود. پارامترهای t+ و y+ با شاخص بلوغ k در تمام پرندگان به طور مثبت ارتباط داشتند. نتایج این مطالعه، فرصتی را برای شناخت و توسعه استراتژی های پرورش طیور بومی فراهم می کند. تغییر شیوه های مدیریتی یا آرایش ژنتیکی مرغ محلی و کبوتر، تاثیر مثبتی بر رشد و بهره وری، و حفظ منابع بومی-ژنتیکی آنها خواهد داشت.
    کلیدواژگان: تابع ریچاردز، جوجه گوشتی، کبوتر پرواری، مرغ بومی، منحنی رشد
  • کریم نوبری*، عبدالحلیم کر، عبدالحکیم توغدری، صابر جلوخانی نیارکی صفحات 451-459

    هدف از تحقیق حاضر استفاده از شاخص های مربوط به صفات بیومتریک در شناسایی تفاوت بین اسب های نژاد ترکمن و تروبرد بود. ابعاد مختلف بدن 23 نریان و 23 مادیان از نژاد تروبرد و 26 نریان و 33 مادیان از نژاد ترکمن دو، سه و چهار ساله برای محاسبه 12 شاخص اندازه گیری شد. داده های جمع آوری شده با آزمایش فاکتوریل 3×2×2 در قالب طرح کاملا تصادفی و نرم افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. فاکتورهای مورد بررسی شامل نژاد (ترکمن و تروبرد)، جنس (مادیان و نریان) و سن (دو، سه و چهار ساله) بودند. این پژوهش نشان داد که شاخص های ارتفاع جدوگاه به طول بدن (0/05>P)، دور متاکارپوس به طول متاکارپوس (0/01>P) و دور متاتارتوس به طول متاتارتوس (0/01>P) در نژاد تروبرد بیشتر از ترکمن بود و شاخص عرض گردن در ناحیه سر به ارتفاع جدوگاه (0/05>P) در نژاد ترکمن بیشتر بود. سن بر روی شاخص ارتفاع جدوگاه (0/05>P) و دور متاتارتوس (0/01>P) و جنس بر روی شاخص دور متاکارپوس (0/01>P) تاثیر معنی دار داشت. با توجه به تاثیر معنی دار نژاد بر برخی از شاخص های مربوط به صفات بیومتریک، می توان از آن شاخص ها با در نظر گرفتن سن و جنس در شناسایی نژاد اسب ها استفاده نمود.

    کلیدواژگان: تفاوت های ظاهری، سوارکاری، سویه های اسب، شاخص های بیومتریک، نژادهای اسب
  • سید محسن حسینی، جواد رضایی*، یوسف روزبهان صفحات 461-473
    مطالعه حاضر به منظور تعیین ترکیب شیمیایی خوشاریزه (گونه sibthorpiana) و پولیکاریا (گونه dysenterica)، و تاثیر گنجاندن گیاهان مذکور در جیره بر فراسنجه های تخمیر شکمبه و قابلیت هضم با روش برون تنی انجام شد. ترکیب شیمیایی گیاهان مورد مطالعه با روش های استاندارد اندازه گیری، و سطوح مختلف هر گیاه در جیره گنجانده شد. آزمون تولید گاز برون‎تنی با هفت تیمار (جیره شاهد، جیره های حاوی 15، 30 یا 45 درصد خوشاریزه، و جیره های حاوی 15، 30 یا 45 درصد پولیکاریا) و سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که میزان پروتئین خام و قابلیت هضم ماده آلی خوشاریزه (به ترتیب 10/4 و 61/8 درصد) بیشتر از پولیکاریا (به ترتیب 7/85و 52/5 درصد) بود (0/05>P). گنجاندن خوشاریزه در جیره، قابلیت هضم ماده آلی و انرژی قابل سوخت و ساز را افزایش داد، در صورتی که مصرف پولیکاریا فراسنجه های مذکور را کاهش داد (0/05>P). غلظت آمونیاک شکمبه ای با مصرف خوشاریزه در جیره کاهش یافت (0/05>P)، اما تحت تاثیر پولیکاریا قرار نگرفت. گنجاندن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره، جمعیت پروتوزوا و تولید متان را کاهش داد (0/05>P). ظرفیت آنتی اکسیدانی شیرابه شکمبه با وارد نمودن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره افزایش یافت (0/05>P). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از خوشاریزه تا 45 درصد، و پولیکاریا تا 30 درصد ماده خشک در جیره نشخوارکنندگان قابل توصیه است. به هر حال، در زمان تغذیه پولیکاریا در دام های پر تولید، نسبت علوفه به کنسانتره باید کاهش داده شود. از سوی دیگر، مصرف خوشاریزه و پولیکاریا موجب بهبود ظرفیت آنتی اکسیدانی شکمبه و کاهش آزادسازی متان به محیط زیست می شود.
    کلیدواژگان: پروتوزوا، تولید گاز، تولید متان، ظرفیت آنتی اکسیدانی، قابلیت هضم، گیاه مرتعی
  • یعقوب نوذری، مرتضی چاجی* صفحات 475-485
    این پژوهش با هدف تعیین اثر استفاده از برگ پنج انگشت به عنوان جایگزین یونجه در جیره بزغاله های نر پرواری بر عملکرد، تخمیر شکمبه ای، قابلیت هضم مواد مغذی و بعضی فراسنجه های خونی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد (فاقد برگ پنج انگشت) و 2- جایگزینی 60 درصد (معادل 18 درصد کل جیره) برگ پنج انگشت با یونجه در جیره شاهد بود. در این آزمایش از 16 راس بزغاله نر با میانگین وزن 2±18 کیلوگرم و سن 4/5 ماه در قالب طرح کاملا تصادفی با دو تیمار و هشت تکرار به مدت 60 روز استفاده شد. مصرف خوراک، تغییرات وزن در هر 15 روز و ضریب تبدیل خوراک اندازه گیری و محاسبه شدند. ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم مواد مغذی، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی کل دوره تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. غلظت کلسترول (p=0/07) و نیتروژن اوره ای خون (p=0/08) دا م های تغذیه شده با جیره حاوی برگ پنج انگشت در مقایسه با گروه شاهد تمایل به کاهش و غلظت گلوکز (p=0/08) تمایل به افزایش داشت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه و pH در تیمار حاوی برگ پنج انگشت کاهش معنی دار داشت (0/05>P). بنابراین، از برگ گیاه پنج انگشت می توان تا 18 درصد در تغذیه بزغاله های پرواری به عنوان جایگزین مناسبی برای 60 درصد از علوفه یونجه بدون اثر منفی بر قابلیت هضم و عملکرد آنها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: افزایش وزن روزانه، تخمیر شکمبه ای، ضریب تبدیل غذایی، قابلیت هضم، نیتروژن اوره ای خون
  • سید مرتضی وقار سیدین، محسن مجتهدی*، محمد حسن فتحی نسری، سید احسان غیاثی صفحات 487-497
    هدف از این آزمایش، بررسی ظرفیت بافری چند مخلوط بافری و تاثیر آن ها بر فراسنجه های تخمیر و هضم شکمبه ای در شرایط برون تنی بود. به همین منظور پنج مخلوط بافری شامل: 1) ترکیب حاوی 15 درصد بیکربنات سدیم + 15 درصد اکسید منیزیم + 35 درصد کربنات منیزیم + 35 درصد بنتونیت سدیم؛ 2) ترکیب حاوی 35 درصد بیکربنات سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 15 درصد کربنات منیزیم + 15 درصد بنتونیت سدیم؛ 3) ترکیب حاوی 20 درصد بیکربنات سدیم + 40 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات منیزیم + 20 درصد بنتونیت سدیم؛ 4) ترکیب حاوی 40 درصد بیکربنات سدیم + 20 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات منیزیم + 20 درصد بنتونیت سدیم؛ و 5) ترکیب حاوی 16 درصد کربنات سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 22 درصد کربنات منیزیم + 5 درصد بنتونیت سدیم و 22 درصد پتاسیم فسفات منوبازیک، تهیه شد. ظرفیت بافری و شاخص ارزش بافری اندازه گیری شد. سپس تاثیر مخلوط های بافری بر پتانسیل تولید گاز، pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی و ماده خشک ناپدید شده در شرایط آزمایشگاهی (IVDMD) بررسی گردید. مقدار ظرفیت و شاخص ارزش بافری ترکیب 2 بیشتر از سایر ترکیبات بافری بود (0/05>P). ترکیب بافری 4 سبب افزایش تولید گاز شد (0/05>P). مقدار IVDMD در بین ترکیبات بافری یکسان بود و تنها ترکیب بافری 4 و 1 با یکدیگر اختلاف داشتند (0/05>P). استفاده از ترکیب بافری 2 سبب افزایش pH محیط کشت شد (0/05>P). در کل نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از ترکیب بافری 2 می تواند نقش موثری در جلوگیری از افت pH و به تبع آن کاهش اسیدوز داشته باشد.
    کلیدواژگان: اسیدوز، اسیدیته شکمبه، تخمیر برون تنی، ظرفیت بافری، قابلیت هضم، مخلوط بافری
  • حسن شیرزادی*، غلام رضا زابلی صفحات 499-509
    این پژوهش به منظور برآورد نیاز بلدرچین ژاپنی (Coturnix coturnix japonica) از هفت تا 21 روزگی به اسید آمینه متیونین با استفاده از رگرسیون خط شکسته خطی و خط شکسته درجه دو تحت شرایط محیطی تنش مزمن گرمایی انجام شد. به همین منظور از تعداد 480 قطعه بلدرچین در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار (جیره های حاوی سطوح 0/40، 0/45، 0/50، 0/55، 0/60 و 0/65 درصد متیونین) و چهار تکرار استفاده شد. جیره پایه براساس ذرت-کنجاله سویا بصورت آردی تهیه شد و برای تهیه جیره های آزمایشی مکمل دی ال-متیونین جایگزین نشاسته در جیره پایه شد. جوجه ها تا سن هفت روزگی با جیره یکسانی پرورش و پس از وزن کشی، به صورت تصادفی بین تیمارها توزیع شدند. پرندگان از 8 روزگی روزانه 6 ساعت (دمای 0/8±37 درجه سلسیوس از ساعت 10 صبح تا 4 عصر) در معرض تنش مزمن گرمایی قرار گرفتند. میزان نیاز متیونین برای افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و تولید ماهیچه سینه براساس رگرسیون خط شکسته خطی، به ترتیب 0/55، 0/57 و 0/60 درصد جیره و براساس رگرسیون خط شکسته درجه دو به ترتیب 0/58، 0/59 و 0/62 درصد جیره برآورد شد. براساس یافته های این تحقیق، جهت دستیابی به عملکرد بهینه بلدرچین های ژاپنی تحت شرایط استرس گرمایی مزمن، به نظر می رسد میزان نیاز به متیونین بالاتر از توصیه های رایج است.
    کلیدواژگان: احتیاجات، اسیدآمینه، بازده گوشت سینه، ضریب تبدیل غذایی، مدل های خط شکسته
  • مهسا رسا ایزدی، محمد سالارمعینی، محسن افشارمنش، هادی توکلی، محمد خواجه بمی* صفحات 511-519
    اثر سطوح مختلف عصاره هیدروالکلی موسیر در مقایسه با آنتی بیوتیک فلاووفسفولیپول، بر عملکرد رشد، خصوصیات لاشه، کیفیت گوشت و پاسخ ایمنی با استفاده از 200 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308، با پنج تیمار، چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار ، در قالب طرح کاملا تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره پایه بدون افزودنی (تیمارشاهد)، جیره پایه حاوی عصاره هیدروالکلی موسیر (150، 300 و 450 میلی لیتر در کیلوگرم جیره) و آنتی بیوتیک فلاووفسفولیپول (500 میلی گرم در کیلوگرم جیره) بودند. در کل دوره پرورش، جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر افزایش وزن بیشتری از پرندگان شاهد داشتند (0/05>P). اثر تیمارهای آزمایشی بر خصوصیات لاشه معنی دار نبود. میزان مالون دی آلدئید عضله ران جوجه های تغذیه شده با سطوح مختلف عصاره موسیر کمتر از گروه شاهد بود (0/05>P). ظرفیت نگهداری آب و افت خونابه گوشت در جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر به ترتیب بیشتر و کمتر از پرندگان دریافت کننده آنتی بیوتیک بود (0/05>P). تیتر آنتی بادی علیه گلبول قرمز گوسفند در جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر بیشتر از پرندگان شاهد و یا دریافت کننده آنتی بیوتیک بود (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، استفاده از 450 میلی لیتر در کیلوگرم جیره عصاره موسیر، عملکرد، کیفیت گوشت و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی را بهبود می بخشد و می تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای آنتی بیوتیک های محرک رشد استفاده شود.
    کلیدواژگان: آنتی بیوتیک، تیتر آنتی بادی، عصاره موسیر، عملکرد، کیفیت گوشت
  • طاهره مرصادی ثابت کردمحله، مازیار محیطی اصلی*، حسن درمانی کوهی صفحات 521-531

    این آزمایش به منظور بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف اسانس آزاد و پوشش دارشده گیاه زنیان در جیره جوجه های گوشتی بر عملکرد رشد و جمعیت میکروبی برخی باکتری های ایلئوم با استفاده از 320 قطعه جوجه گوشتی یک روزه در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 4×2 با دو نحوه فرآوری اسانس (آزاد و پوشش دار) و چهار سطح اسانس در جیره (صفر، 50، 100 و 150 میلی گرم در کیلوگرم) انجام شد. صفات عملکردی در طول آزمایش و وزن اندام های گوارشی و جمعیت میکروبی ایلئوم در 42 روزگی اندازه-گیری شدند. جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی اسانس پوشش دار زنیان در سن یک تا 21 روزگی افزایش وزن روزانه بیشتر و ضریب تبدیل کمتری نسبت به آنهایی که اسانس آزاد دریافت نمودند، داشتند (0/05>P). بیشترین وزن نسبی کبد متعلق به جوجه هایی تغذیه شده با اسانس پوشش دار بود (0/05>P). اثر متقابل بین نحوه فرآوری اسانس و سطح اسانس در جیره بر شمار اشریشیا کولای معنی دار بود (0/05>P). نتیجه گیری کلی این که، استفاده از اسانس پوشش دارشده زنیان سبب بهبود افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک در سه هفته ابتدای پرورش و بهبود در جمعیت میکروبی روده و شاخص تولید اروپایی در کل دوره پرورش شد.

    کلیدواژگان: اسانس زنیان، جوجه گوشتی، ریزپوشانی، عملکرد، میکروفلور روده
  • کبری سوخته زاری، علی خطیب جو*، هوشنگ جعفری، محمد اکبری قرایی، کامران طاهرپور صفحات 533-543

    تاثیر تراکم گله و سطوح مکمل ترئونین بر عملکرد، پاسخ ایمنی و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی بررسی شد. در این آزمایش تعداد 495 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه راس308، در قالب طرح کاملا تصادفی به چهار تیمار و پنج تکرار اختصاص داده شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1- شاهد (10 قطعه در متر مربع) دریافت کننده جیره پایه، 2- متراکم (15 قطعه در متر مربع) + جیره پایه، 3 و 4) متراکم + جیره حاوی به ترتیب 10 و 20 درصد ترئونین بیشتر از نیاز. نتایج نشان داد که تراکم بالا موجب کاهش مصرف خوراک، وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک در تمامی دوره های پرورش و افزایش شاخص بازده تولید اروپائی شد و افزایش سطح ترئونین جیره، خوراک مصرفی و وزن بدن جوجه های گوشتی را کاهش داد (0/01 >P). اثر تیمارهای آزمایشی بر درصد تلفات، تیتر آنتی بادی نیوکاسل و آنفلوآنزا، پاسخ ایمنی سلولی علیه فیتوهماگلوتینین، متابولیت های خونی، شمار سلول های خونی، غلظت اسپارتات آمینوترانسفراز و مالون دی آلدهید سرم جوجه های گوشتی معنی دار نبود. مقدار آلانین آمینوترانسفراز در خون جوجه هائی که با جیره حاوی 20 درصد ترئونین بیش از نیاز تغذیه شدند، بالاتر از سایر تیمارها بود (0/05 >P). به طور کلی، تحت شرایط این آزمایش (تراکم 15 قطعه در هر متر مربع) مکمل ترئونین (هر دو سطح افزودنی) موجب بهبود عملکرد و ایمنی جوجه های گوشتی نشد و نیازمند تحقیقات بیشتری در این زمینه است.

    کلیدواژگان: پاسخ ایمنی، تراکم، ترئونین، جوجه گوشتی، عملکرد
  • حسین غلامی*، سید عبدالله حسینی، کامران رضایزدی صفحات 545-555

    این آزمایش به منظور تعیین رتبه 18 رقم سورگوم علوفه ای از نظر ارزش غذائی و معرفی ارقام برتر با روش فناوری تصمیم گیری چند معیاره انجام شد، آنها در اوایل خرداد ماه کشت شدند و در اواسط آبان برداشت شدند. از 18 رقم کشت شده به صورت تصادفی از مرکز هر کرت آزمایشی، ده بوته از ده سانتیمتری خاک بریده و نمونه برداری شدند این نمونه ها پس از خرد کردن به قطعات 3 تا 5 سانتی‏متری، از هررقم 3 نمونه یعنی جمعا 54 نمونه جمع آوری شد. در ارقام آزمایشی مقدار عملکرد در هکتار و ترکیبات مغذی، پروتئین خام، خاکستر خام، ADF، NDF، کربوهیدرات های محلول در آب، نشاسته و لیگنین اندازه گیری شدند. میزان انرژی قابل متابولیسم ارقام سورگوم با روش آزمون گاز و با استفاده از مقدار گاز تولیدی در 24 ساعت و مقدار پروتئین خام موجود در آن، برآورد شد. ارقام سورگوم بر اساس11 صفت تلفیق شده، رتبه بندی شدند. در بین ارقام داخلی، رقم Spidfeed با کسب رتبه پنجم بهترین عملکرد را نشان داد و KFS-18 (رتبه 7)، pegah (رتبه 10) و KFS-2 در رتبه 12 عمکرد کمی و کیفی متوسطی را نشان دادند. در کل و بر اساس نتایج روش مدیریتی تصمیم گیری چند شاخصه مشخص شد که سه هیبرید  برترسورگوم به ترتیب siloking، FGCSI12 و PHFS-27 می باشند که برای تولید علوفه سبز سورگوم و سیلو نمودن آن به زارعین و دامداران پیشنهاد می شوند.

    کلیدواژگان: انرژی قابل متابولیسم، پروتیین خام، تصمیم گیری چند معیاره، رتبه بندی، رقم های سورگوم علوفه ای
  • سیروس فراستی* صفحات 557-568
    هدف از انجام این آزمایش، شناسایی فعالیت های تخمدانی در طول سال و تعیین طول مدت چرخه های فحلی گوسفند سنجابی بود. برای این منظور نمونه های سرم خون از 14 راس میش سنجابی غیر آبستن موجود در ایستگاه تحقیقات دامپروری مهرگان کرمانشاه به مدت یک سال و به صورت هفتگی و روزانه (21 شهریور تا 20 آبان) جمع آوری و با استفاده از روش رادیوایمنواسی غلظت هورمون پروژسترون آنها اندازه گیری شد. با بررسی روند تغییرات روزانه غلظت پروژسترون خون مشخص شد که در بازهی زمانی 20 شهریور تا 21 آبان ماه، چهار چرخه فحلی وجود داشت. میانگین طول چرخه های فحلی اول تا چهارم به ترتیب 2/41±6/30، 1/90±8/33، 2/50±9/17 و 3/11±16/08 روز و میانگین فاصله زمانی بین چرخه های فحلی 2/46±6/47 روز به دست آمد. در 61/54 درصد میش ها، اوج غلظت پروژسترون (2/02±2/80 نانوگرم در میلی لیتر) در ماه آبان ثبت شد و در 38/46 درصد، اوج غلظت پروژسترون (1/14 ± 1/45 نانوگرم در میلی لیتر) در فصل بهار، به ویژه در فروردین ماه ثبت شد. در ماه های خرداد، تیر، بهمن و اسفند به ترتیب 78/57، 78/57، 71/43 و 78/57 درصد از میش ها در شرایط خاموشی جنسی کامل بودند، اما در آبان همه میش ها چرخه تخمدانی فعال داشتند. میانگین طول مدت فعالیت تخمدانی حدود 38±215 روز در سال و در مقابل میانگین طول مدت خاموشی جنسی کامل 48±150 روز در سال برآورد شد. نتایج نشان داد میش های سنجابی حدود 60 درصد از زمان سال را دارای چرخه تخمدانی فعال هستند؛ بنابراین، به نظر می رسد اجرای برنامه های سه بار زایش در دو سال برای این گوسفندان به طور طبیعی قابل اجرا باشد.
    کلیدواژگان: جسم زرد، چرخه فحلی، دوره خاموشی جنسی، عرض جغرافیایی، فصل جفت گیری، گوسفند
  • تکتم سادات وفا*، حشمت سپهری مقدم، مژده عمادی، علیرضا حسنی بافرانی صفحات 569-577
    به منظور بررسی اثر گلیسیریزیک اسید بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی و فراسنجه های حیاتی اسپرم گاو نژاد هلشتاین پس از فرایند انجماد- ذوب ، از چهار راس گاو بالغ نژاد هلشتاین، دو بار در هفته به کمک مهبل مصنوعی نمونه های اسپرم جمع آوری شد. برای از بین بردن اثرات فردی دام ها، انزال-ها به نسبت های مساوی با هم مخلوط شدند. نمونه های منی به صورت مساوی به چهار گروه (8 تکرار) تقسیم شدند. مقادیر صفر (شاهد)، 20، 30 و 40 میلی گرم بر میلی لیتر گلیسیریزیک اسید به همراه رقیق کننده بر پایه سیترات- زرده تخم به نمونه های منی اضافه شد. نمونه های منی پس از طی مراحل سردسازی و تعادل، به مدت 30 روز در داخل تانک ازت نگهداری شدند. پس از فرایند ذوب، میزان مالون دی آلدئید در نمونه های اسپرم توسط روش الایزا سنجش شد. همچنین، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم های زنده مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل آماری توسط آزمون های واریانس یکطرفه و تعقیبی توکی انجام شد (0/05>p). با توجه به نتایج، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم های زنده در نمونه های اسپرم تحت تیمار با غلظت های 20، 30 و 40 میلی گرم بر میلی لیتر گلیسیریزیک اسید در مقایسه با گروه شاهد به صورت وابسته به دوز به طور معنی داری افزایش و میزان مالون دی آلدئید به صورت وابسته به دوز به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>p). بنابراین، استفاده از گلیسیریزیک اسید در رقیق کننده مایع منی گاو موجب بهبود فراسنجه های حیاتی اسپرم و کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در اسپرم پس از فرایند انجماد- ذوب می شود
    کلیدواژگان: اسپرم، انجماد، پراکسیداسیون لیپیدی، گاو هلشتاین :گلیسیریزیک اسید
|
  • Behzad Rajabi Marand, Hossein Moradi Shahrbabak *, Mostafa Sadeghi, Rostam Abdolahiarpanahi Pages 419-430
    The aim of current study was to evaluate the accuracy of genomic breeding values (GEBV) for two important economical traits of milk yield and somatic cell score using SNP markers and LD-based haplotype blocks (haploblocks) by two statistical methods of GBULP and Bayes B. The data set consisted of 1654 bulls genotyped with different marker densities. When SNPs were used, the accuracy of breeding values obtained by Bayes B was better than GBLUP. In other words, for milk yield and somatic cell score traits, the prediction accuracy of GBLUP was 0.54 and 0.44 and by Bayes B was 0.58 and 0.44,respectively. For milk yield, the prediction accuracy of using haploblocks in both statistical methods was higher than the prediction accuracy using SNPs, while for the somatic cell score, this increase was more pronounced when GBLUP was used. However, when Bayes B was used this superiority was only obtained when the r2 statistic used to build the haploblocks was higher than 0.2. The results showed that the optimum level of r2 for building haploblocks depends on the trait type and its heritability. As a result, using r2 statistic more than 0.2 for building haploblocks can increase the accuracy of breeding valuesfoe both traits compared to SNP markers.
    Keywords: Genomic Selection, LD-based haplotype blocks, Linkage Disequilibrium, Prediction Accuracy, SNP Markers
  • Kobra Karimi *, Mohammad Taghi Beigi Nassiri, Mahmood Nazari, Khalil Mirzadeh Pages 431-439
    The present study was conducted to evaluate the effect of Tribulus Tresstrise (TT) herb on sex ratio of semen in Arabic Khouzestan ram using real time-qPCR technique using 18 rams in a completely randomized design with 3 treatments. The SRY and PLP genes were amplified to isolate the specific fragments of Y- and X- chromosome sequences. The treatments included: i) the control group (0% TT), ii) Diet containing 15 g/kg TT, iii) Diet containing 30 g/kg TT. Sperm sampling was taken from all rams at 10 month of age and blood sampling was performed at 8 and 10 month of age. The results showed that expression rate of SRY gene increased with increasing TT level and rams that received 30 g/kg TT diet had the highest SRY gene expression and PLP gene expression decreased with increasing TT level (p-value =0.004). There was positive correlation between Testosterone concentration and SRY gene expression at 8 (0.65) and 10 (0.59) month of age, and the relationship between PLP gene expression and Testosterone concentration was negative and -0.61 and -0.66 at 8 and 10 month of age, respectively (p-value= 0.006). The results indicated that adding Tribulus Tresstrise herb to the ram diet increases the SRY gene expression and also sperm containing Y chromosome. In other words, it increases the sex ratio toward male gens in Arabic Khozestan ram by increasing the androgen hormones.
    Keywords: Androgen receptor, PLP gene, Sex, SRY gene, Testosterone
  • Alireza Shahtalab, Hamed Ahmadi *, Farid Shariatmadari Pages 441-450
    The objective of this research was to compare the growth patterns of commercial broiler chickens, native chickens and domestic pigeon raised in Iran. The growth curves and their parameters were estimated by the Richards function. Body weight data of mixed-sex of commercial broiler chickens (n=326000), native chickens (n=244000) and pigeon (n=4000) were used. Birds were fed ad libitum and weighed in alternating periods on their life. The accuracy of the curve fit was high in all species (R2 = 0.996 to 0.970). The y+/A ratios (weight at the inflection point over mature weight), which determine the shape of the growth curve, were 0.358, 0.379 and 0.352 in chickens, native birds and pigeons, respectively. The age at the inflection point confirmed the high early growth of pigeons (t+ = 10.2 d) and chickens(t+ = 36.6 d). The phenotypic correlations between the inflection parameters t+ and y+ were higher in commercial broiler chicken than native and pigeon. The inflection parameter t+ and y+ were positively associated with the maturing index k in all birds, in this way, the evolutionary aspects are discussed. In practical view, these results could be used to develop the production strategies for native chicken breed and domestic pigeon to positively affect the growth parameters, efficiency as well as conservation of local genetic resources.
    Keywords: Commercial chickens, Growth curve, Native chickens, Pigeons, Richards function
  • Karim Nobari *, Abdol Halim Kor, Abdolhakim Toghdory, Saber Jelokhani Niaraki Pages 451-459

    The objective of this study was to consider biometric indices for distinguishing the difference between the Thoroughbred and the Turkoman horse breeds. Body conformation traits of 23 stallions and 23 mares of Thoroughbred and 26 stallions and 33 mares of Turkoman at the ages of two, three and four years , were measured for calculating of 12 indices. Then, the data were analyzed as a factorial of 2×2×3 under completely randomized design using R software. The considered factors included: breed (Turkoman and Thorughbred), sex (mare and stallion) and age (two, three and four years of age). This study showed that indices of withers to body length (P<0.05), metacarpus circumference to its length (P<0.01) and metatarsus circumference to its length in Thoroughbred breed were greater than Turkoman breed and index of head side neck width to withers height ratio in Turkoman breed was significantly (P<0.05)  greater than Thoroughbred breed. Age and sex had a significant effect on three different investigated indices. According to the significant effect of breed on some biometric indices, the indices in respect to sex and age can be used for breed identification.

    Keywords: Race Horses, biometric indices, horse breed identification, morphological traits
  • Sayyed Mohsen Hosseini, Javad Rezaei *, Yousef Rouzbehan Pages 461-473
    The present study was conducted to determine the chemical composition of Echinophora sibthorpiana and Pulicaria dysenterica and the effect of dietary inclusions of these plants on in vitro ruminal fermentation parameters and digestibility. Chemical composition of the experimental plants was determined using standard methods and different levels of each plant were included in the diet. In vitro gas production technique was performed with seven treatments (control diet, diets containing 15, 30 or 45 percentage of Echinophora and diets containing 15, 30 or 45 percentage of Pulicaria) and three replicates. Results indicated that crude protein and organic matter digestibility (OMD) of Echinophora (10.4 and 61.8 percentage, respectively) were higher than Pulicaria (7.85 and 52.5 percentage, respectively) (P<0.05). Inclusion of Echinophora in the diet increased OMD and metabolizable energy, while using Pulicaria reduced these parameters (P<0.05). Ruminal ammonia decreased with inclusion of Echinophora in the diet (P<0.05), but it was not affected by Pulicaria. Dietary inclusions of Echinophora and Pulicaria decreased protozoa population and methane production (P<0.05). The ruminal antioxidant capacity was improved by inclusions of Echinophora and Pulicaria in the diet (P<0.05). Based on the results, theuse of Echinophora up to 45 percentage and Pulicaria up to 30 percentage of diet dry matter is recommended in ruminants. However, the forage to concentrate ratio should be reduced when feeding Pulicaria in high-performance animals. On the other hand, using Echinophora and Pulicaria improves ruminal antioxidant capacity and reduces methane release to the environment.
    Keywords: antioxidant capacity, digestibility, Gas production, Methanogenesis, Pasture fodder, Protozoa
  • Yaghob Nozari, Morteza Chaji * Pages 475-485
    The aim of the present experiment was to determine the effect of using the vitex agnus-castus (vitex) leaves as an alternative for alfalfa hay in the diet of fattening male goat kids on the performance, ruminal fermentation, digestibility of the nutrients and some blood parameters. The experimental treatments were 1) control (without vitex) and 2) replacement of vitex leaves with 60% alfalfa hay in the control diet(equal to 18% of diet). Sixteen fattening male goat kids with the average weights of 18 ± 2 kg and ages of 4.5 months were randomly assigned to the two treatments and eight replications for 60 days. Feed consumption, weight changes and feed conversion ratio were measured every 15 days. Dry matter intake, digestibility of nutrients, daily weight gain and feed conversion ratio were not affected by theexperimental treatments in the entire experiment period. Compared to the control diet, concentrations of blood urea nitrogen (P =0.08) and cholesterol (P =0.07) tend to decrease whereas blood glucose concentration (P=0.08) tend to increase in the kids fed with the diet containing vitex leaves. Ammonia nitrogen concentration and pH of the rumen liquor in treatment containing vitex leaves were significantly lower compared to the control group (P <0.05). Consequently, the vitex leaves can be used up to 18% of diet in the feeding of fattening male goat kids as an appropriate replacement for 60% of alfalfa hay without having the negative effects on their digestion and performance.
    Keywords: Blood urea nitrogen, Daily weight gain, digestibility, feed conversion ratio, Ruminal fermentation
  • Seyed Morteza Vaghar Seyedin, Mohsen Mojtahedi *, Mohhamad Hasan Fathi Nasri, Seyed Ehsan Ghiasi Pages 487-497
    This study aimed to evaluate the buffering capacity of some buffer mixtures and the effect of their inclusion in the diet on in vitro ruminal fermentation parameters. For this purpose, five buffer mixtures were prepared as: 1) containing 15% sodium bicarbonate + 15% magnesium oxide + 35% magnesium carbonate + 35% sodium bentonite; 2) containing 35% sodium bicarbonate + 35% magnesium oxide + 15% magnesium carbonate + 15% sodium bentonite; 3) containing 20% sodium bicarbonate + 40% magnesium oxide + 20% magnesium carbonate + 20% sodium bentonite; 4) containing 40% sodium bicarbonate + 20% magnesium oxide + 20% magnesium carbonate + 20% sodium bentonite; and 5) containing 16% sodium carbonate + 35% magnesium oxide +22% magnesium carbonate + 5% sodium bentonite and 22% monobasic potassium phosphate. Buffering capacity and buffer value index were measured. Then the effect of buffer mixtures on gas production potential, pH, ammonia nitrogen concentration and in vitro dry matter disappearance (IVDMD) was investigated. Bufferingcapacity and buffer value index of buffer mixture 2 was higher than other buffer compounds (P<0.05). Buffer mixture 4 increased gas production (P<0.05). IVDMD was the same between the buffer mixtures and only buffer mixture 4 and 1 were different (P<0.05). The use of buffer mixture 2 increased the pH of the batch culture (P<0.05). Overall, the results of this experiment showed that the use of buffer mixture2 could have an effective role in preventing pH drop and consequently reducing acidosis.
    Keywords: Acidosis, Buffer capacity, Buffer mixture, digestibility, In vitro fermentation, Rumen pH
  • Hassan Shirzadi *, Gholamreza Zaboli Pages 499-509
    The aim of this research is to estimate the methionine requirement of Japanese quails (Coturnix coturnix japonica) from 7 to 21 d of age using linear and quadratic broken-line regressions under chronic heat stress. A total of 480 quails were distributed according to a completely randomized design in 6 experimental treatments (diets containing 0.40, 0.45, 0.50, 0.55, 0.60 and 0.65% of methionine), with 4 replicates of 20 birds each. The basal diet was based on the corn-soybean meal and was formulated in mash form. Supplemental DL-methionine was added to the basal diet at the expense of corn starch to create experimental diets. The birds were fed a standard diet up to d 7, and then were weighed and randomly allotted to the experimental treatments. Birds exposed to chronic heat stress from 8 d of age for 6 h daily (37 ± 0.8°C from 10 AM to 16 AM). The optimal amounts of methionine for body weight gain, feed conversion ratio, and breast meat yield were obtained with 0.55, 0.57, and 0.60% of the diet as estimated by linear broken-line regression. However, based on the quadratic broken-line regression, the corresponding values were estimated at 0.58, 0.59, and 0.62% of the diet, respectively. According to the findings of this study, It seems that amounts of methionine higher than the usual recommendations are needed for Japanese quails to achieve optimal performance under chronic heat stress.
    Keywords: Amino acid, breast meat yield, broken-line modeling, feed conversion ratio, requirement
  • Mahsa Rasa Ezadi, Mohamad Salarmoini, Mohsen Afsharmanesh, Hadi Tavakoli, Mohammad Khajeh Bami * Pages 511-519
    Effect of different levels of hydroalcoholic extract of Allium hirtifolium and flavophospholipol antibiotic on growth performance, carcass characteristics, meat quality, and immune responses was studied using 200 day-old chickens, Ross 308 broilers with five treatments, four replicates and 10 chickens per each replicate with completely randomized design. The experimental treatments were included basal diet withno additives (control group), and the basal diet containing hydroalcoholic extract of Allium hirtifolium (150, 300, 450 ml/kg diet) and flavophospholipol antibiotic (500 mg/kg diet). During the experimental period, birds fed with diet containing 450 ml/kg Allium hirtifolium extract had a higher weight gain than control birds (P<0.05). The effect of treatments on carcass characteristics was not significant. Themalondialdehyde value of legs muscles in birds fed with different levels of Allium hirtifolium extract was lower than the control group (p<0.05). The meat water holding capacity and drip loss in chickens fed with diet containing 450 ml per kg of Allium hirtifolium extract were higher and lower than birds receiving antibiotic respectively (p<0.05). The antibody titer against sheep red blood cells in chickens fed withdiet containing 450 ml per kg diet of Allium hirtifolium extract was higher than control birds or birds receiving antibiotic (p<0.05). According to the results of the present experiment, using 450 ml/kg diet of Allium hirtifolium extract could improve performance, meat quality and immune responses of broiler chickens, and can be used as a good replacement for antibiotic growth promoters.
    Keywords: Antibiotic, Antibody titer, Extract of Allium hirtifolium, Meat quality, Performance
  • Tahereh Mersadi Sabet Kordmahale, Maziar Mohiti Asli *, Hassan Darmani Kuhi Pages 521-531

    This experiment was carried out to investigate the effect of different inclusion levels of free and microencapsulated essential oil of Ajowan (EOA) herb in broilers diet on growth performance and some ileal bacteria population. A total of 320 one-day-old chicks were distributed in a completely randomized design with 2×4 factorial arrangement. The dietary factors were 2 different forms of EOA (free and encapsulated) and 4 dietary inclusion levels of EOA (0, 50, 100 and 150 mg/kg). Growth performance parameters were recorded throughout the experiment, and intestinal organs weight and ileal microbial population were measured on 42 day of age. Broilers fed encapsulated EOA in diet had higher body weight gain and lower feed conversion ratio during 1 to 21 day of age than those fed free EOA (P<0.05). Higher relative weight of liver (% of live weight) was achieved in broilers fed diets supplemented with encapsulated EOA (P<0.05). There was a significant interaction between the form and dietary levels of EOA on E. coli count (P<0.05). As a general conclusion, use of encapsulated EOA led to an improvement in body weight gain, FCR, and European Production Index, in the first three weeks of growth and in the whole period of growth phase, respectively.

    Keywords: Ajowan essential oil, broiler, Encapsulation, Intestinal microflora, Performance
  • Kobra Sookhtehzari, Ali Khatibjoo *, Hoshang Jafari, Mohammad Akbari Gharaei, Kamran Taherpour Pages 533-543

    The effects of high stocking density and threonine (Thr) supplementation on performance and immunity in broiler chickens was evaluated. In this experiment 495 male Ross-308 broiler chickens were allocated to 4 treatments with 5 replicates in a completely randomized design. The dietary treatment consisted of: 1) basal diet as control with low density (10 birds/m2), 2) high density group (15 birds/m2 which fed basal diet) and 3 and 4) high density group which fed diet containing 10 and 20 percent Thr higher than requirment, respectively. The results showed that high stocking density decreased feed intake, body weight and feed conversion ratio at different period of production and increased European production efficiency factor (EPEF). Thr supplementation also reduced growth performance parameters (P < 0.05).Dietary treatments deseased antibody titer against NewCastle, but avian influenza virus, cell mediated immunity against phytoheamaglutinin, blood metabolites, blood cell count, and serum spartat aminotransferase and malondialdehyde concentration did noy change significantly. Serum alanine aminotransferase concentration in broiler chickens fed diet containing 20 percent Thr higher than requirment was higher than the others (P < 0.05). In conclusion, under the condition of this study (15 birds/m2), Thr supplementation (both of the levels) did not improved broiler chickens performance and immunity and more research is needed in this subject.

    Keywords: Broiler Chickens, Immunity, Performance, Stocking Density, Threonine
  • Hossein Gholami *, Sayed Abdoullah Hosseini, Kamran Rezayazdi Pages 545-555

    This experiment carried out to determine the nutritional value of 18 sorghum forage varieties and to introduce superior cultivars using multicriteria decision-making technology. They sow in early June and harvested in mid-November. Random samples were taken from the center of each experimental plot in a way that ten plants were cut from 10 cm above soil. These samples were cut into 3 to 5 cm pieces, eachcultivar had three samples, in total 54 samples were collected. Yield and nutrient contents such as, crude protein, crude ash, ADF, NDF, water-soluble carbohydrates, starch and lignin measured in the experimental cultivars. The metabolizable energy of sorghum cultivars estimated by gas test method using the amount of gas produced in 24 hours and the amount of crude protein contained in it. Sorghumcultivars ranked based on 11 integrated traits. Among the domestic cultivars, Spidfeed ranked fifth among all varieties, followed by KFS-18 ranked seven and pegah ranked 10th and KFS-2 ranked 12th with moderate quantitative and qualitative performance. Overall, based on the results of the multi-criteria decision-making method, it was found that the top three sorghum cultivars are Siloking, FGCSI12 and PHFS-27, respectively, which are recommended for sorghum forage production and silage for dairy farmers.

    Keywords: Crud protein, Metabolizable energy, multi-criterion Decision Making, Ranking, varieties of sorghum
  • Cyrus Ferasati * Pages 557-568
    This experiment was conducted to identify the ovarian activity throughout the year and determine the length of estrus cycles of Sanjabi sheep. Accordingly, blood serum samples were collected weekly and daily (12th of September to 11th of November) from 14 non-pregnant Sanjabi ewes at Mehregan livestock research station in Kermanshah for one year and the progesterone concentration was measured using the radioimmunoassay. The daily evaluation of progesterone secretion proceeding showed that there were four estrus cycles during the period from September 11 to November 12. The average length of the first to fourth estrus cycles was 6.30±2.41, 8.33±1.90, 9.17±2.50, and 16.08±3.11 days, respectively, and the mean time interval between estrus cycles was 6.47±2.46 days. The highest progesterone concentration mean in 61.54 percent of ewes was observed in November and in 38.46 percent of ewes was observed in spring, especially in April. In total, 78.57, 78.57, 71.43 and 78.57 percent of the ewes in June, July, February, and March, respectively, were in perfect anestrus conditions, but all of the ewes had the active ovarian cycle in November. The average length of ovarian activities and in contrast perfect anestrus were estimated 215 ± 38 and 150 ± 48 days per year, respectively. The results showed that Sanjabi ewes had an active ovarian cycle about 60 percent of the time of the year; so, there is naturally applicable of a three-time lambing program in two years in this sheep.
    Keywords: anestrus period, breeding season, corpus luteum, estrous cycle, latitude, sheep
  • Toktam Sadat Vafa *, Heshmat Sepehri Moghadam, Mozhdeh Emadi, Alireza Hasani Bafarani Pages 569-577
    To examine the effect of glycyrrhizic acid on lipid peroxidation and vital parameters of Holstein bull sperm after freeze-thawing process, semen samples were collected from four mature Holstein bulls twice a week using artificial vagina. Ejaculates were pooled in order to eliminate the individual effects of bull. Semen samples were divided into four equal groups (8 reps) including Zero (control), 20, 30 and 40 mg/ml of glycyrrhizic acid along with diluents based on egg yolk-citrate. Following cooling and equilibration stage, semen samples were stored in nitrogen tank for 30 days. After thawing procedure, level of malondialdehyde in sperm samples were measured by ELISA. Also, membrane integrity, motility and viability of sperm were examined. Statistical analysis was carried out using one-way ANOVA and post-hoc Tukey tests (p<0.05). According to the results, membrane integrity, motility and viability of sperm samples treated with concentration of 20, 30 and 40 mg/ml glycyrrhizic acid dose dependent manner significantly increased and level of malondialdehyde dose dependent manner significantly decreased ccompared to control groups (p<0.05). Therefore, use of glycyrrhizic acid in bull semen diluent can improve sperm vital parameters and decreases lipid peroxidation of sperm after freeze-thawing process.
    Keywords: Freeze-Thaw, Glycyrrhizic acid, Holstein cow, Lipid Peroxidation, Sperm