فهرست مطالب

مراقبت پرستاری و مامایی ابن سینا - سال بیست و هفتم شماره 4 (پیاپی 70، مهر و آبان 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 4 (پیاپی 70، مهر و آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بی بی مریم هاشمی*، سعید سرابیان، مسعود کاشانی لطف آبادی، ساره حسینی، اعظم محمدی صفحات 209-221
    مقدمه

    تشخیص بیماری سرطان با ترس از مردن همراه است و بر شان انسانی فرد به شدت تاثیر می گذارد. در ایران به مسئله روانی این بیماران از جمله شان انسانی و مداخلات در این زمینه کمتر پرداخته شده است. هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش هوش معنوی بر شان انسانی در بیماران مبتلا به کانسر است.

    روش کار

     این کار آزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل در خرداد و تیرماه 1397-1398 به بررسی 50 بیمار مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان انکولوژی امید در شهر مشهد پرداخت. بیماران به روش دردسترس انتخاب شدند و به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله (23 نفر) و کنترل (27 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله، تحت آموزش هوش معنوی مطابق مدل کینگ (2008) طی ده جلسه 1 ساعت و نیم قرار گرفتند و گروه شاهد مراقبت های معمول را دریافت کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد شان انسانی بود که در دو مرحله قبل از مداخله و 8 هفته پس از مداخله تکمیل شد. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون های آماری t تست و t مستقل تجزیه تحلیل شد.

    یافته ها

     هر دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک همگن بودند و تفاوت آماری معناداری میان گروه ها وجود نداشت. نمره شان انسانی هر دو گروه پیش از ورود به مطالعه، تفاوت آماری معنی داری با هم نداشت (P=0.86)، اما میان نمره شان انسانی دو گروه قبل از مداخله با 8 هفته بعد از مداخله تفاوت آمار معنی داری مشاهده شد (0/001> P).

    نتیجه گیری

     آموزش هوش معنوی می تواند موجب تقویت شان انسانی در افراد مبتلا به سرطان شود؛ بنابراین توصیه می شود این روش در بیمارستان ها به کار رود.

    کلیدواژگان: هوش معنوی، آموزش، سرطان، شان انسانی
  • بنفشه ثمری، عیسی محمدی*، فضل الله احمدی صفحات 222-230
    مقدمه

    به سرطان و تحمل درمان های سخت آن بر تمام ابعاد زندگی و به طورکلی بر کیفیت زندگی بیماران تاثیرگذار است. در بیماران سرطانی مراقبت معنوی یکی از مهم ترین مراقبت ها به شمار می آید و اصلی ترین عنصر در آن حضور التیام بخش است. به این منظور، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه مراقبتی مبتنی بر حضور التیام بخش بر کیفیت زندگی بیماران شیمی درمانی انجام شد.

    روش کار

     مطالعه حاضر طرحی نیمه تجربی در دو بیمارستان خصوصی تهران در سال 1396 انجام شد که دو بیمارستان با توجه به همکاری و نقاط شهری یکسان انتخاب شدند. کیفیت زندگی بیماران قبل و دو ماه بعد از مداخله به کمک پرسشنامه اختصاصی سنجش کیفیت زندگی بیماران سرطانی اندازه گیری و ثبت شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی یعنی آزمون تفاوت میانگین ها و آنالیز واریانس به کمک نرم افزار SPSS نسخه 20 صورت گرفت.

    یافته ها

     براساس یافته های پژوهش حاضر، دو گروه قبل از مداخله تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند، اما میانگین کیفیت زندگی بیماران گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل دو ماه پس از مداخله تفاوت معناداری دارد (0/05  <P).

    نتیجه گیری

     حضور التیام بخش به تنهایی جزئی از مراقبت معنوی است که می تواند در بهبود کیفیت زندگی بیماران اثربخش باشد؛ بنابراین می توان به پرستاران توصیه کرد اگر بر حضورشان در کنار بیماران در فعالیت های مراقبتی تمرکز داشته و به شاخص ها و عناصر طراحی شده در حضور التیام بخش توجه داشته باشند، مراقبت آنها اثربخش تر خواهد شد.

    کلیدواژگان: بیماران شیمی درمانی، حضور التیام بخش، کیفیت زندگی، مراقبت معنوی
  • مهدی طالبی، فضل الله احمدی*، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 231-241
    مقدمه

    باتوجه به محدودیت زمان در سیستم پرستاری، ارزیابی شایستگی مدیریت زمان پرستاران بالینی ضروری به نظر می رسد. مدیریت زمان ماهیت فرهنگی و اجتماعی دارد. ابزارهای موجود توجهی به ویژگی های اجتماعی مدیریت زمان نکرده اند. هدف مطالعه حاضر طراحی یک پرسشنامه برای ارزیابی شایستگی مدیریت زمان مبتنی بر مولفه های اجتماعی در پرستاران بالینی بود.

    روش کار

     این پژوهش به روش ترکیبی با رویکرد متوالی اکتشافی انجام گرفت. ابتدا با یک مطالعه از نوع کیفی و به روش گراندد تئوری، مفهوم شایستگی مدیریت زمان مبتنی بر مولفه های اجتماعی در پرستاران بالینی تبیین شد. براساس نقل قول ها، گویه های پرسشنامه اولیه تدوین شد تعیین روایی با اندازه گیری روایی صوری و محتوی به دو روش کمی و کیفی و تعیین روایی سازه با روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. تعیین پایایی با اندازه گیری همسانی درونی به روش تعیین ضریب آلفای کرونباخ و تعیین ثبات با روش آزمون - بازآزمون (ضریب هم بستگی درون خوشه ای) انجام شد.

    یافته ها

     از 41 گویه اولیه، 36 گویه پس از محاسبه شاخص تاثیر آیتم با مقادیر بالاتر از 1/5، نسبت روایی بالاتر از 0/53، محتوای شاخص روایی محتوای بالاتر از 0/79 و تحلیل گویه، وارد تحلیل عامل اکتشافی شدند. در گام تعیین روایی سازه، 29 گویه با استفاده از روش نمودار سنگ ریزه در 6 عامل گروه بندی شدند. هم سانی درونی پرسشنامه 0/858 و ثبات پرسشنامه 0/906 بود. این 6 عامل در مجموع 714/46 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین نمود.

    نتیجه گیری

     پرسشنامه با توجه به ویژگی هایی که دارد، می تواند به منظور ارزیابی شایستگی مدیریت زمان مبتنی بر مولفه های اجتماعی پرستاران بالینی، مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: طراحی پرسشنامه، مدیریت زمان، پرستاران بالینی
  • افسر امیدی، ناهید محمدی، سیده زینت نظری*، لیلی تاپاک صفحات 242-249
    مقدمه

    مراقبت از کودکان کم توان ذهنی بار و مسئولیت سنگینی بر دوش افراد خانواده، به ویژه مادر قرار می دهد و سبب اختلال در سلامت عمومی وی می شود؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین هم بستگی سلامت معنوی و سلامت عمومی مادران کودکان کم توان ذهنی در شهر همدان انجام شده است.

    روش کار

     مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر از نوع هم بستگی است که به بررسی 165 نفر از مادران کودکان ناتوان ذهنی، در مدارس استثنائی شهر همدان در بهار 1396 به صورت نمونه گیری دردسترس انجام شد. جمع آوری داده ها به کمک پرسشنامه های سلامت عمومی (GHQ-28)، سلامت معنوی SWB (Spiritual Well Being) و اطلاعات دموگرافیک که مادران تکمیل کردند، صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون های آماری توصیفی و هم بستگی انجام شد.

    یافته ها

     براساس نتایج مطالعه حاضر، میانگین سن مادران 6/3 ± 37/3 بود. از نظر جنسیت کودکان کم توان ذهنی 52/7 درصد آنها پسر و 47/3 درصد دختر بودند. براساس این پژوهش، 7/3 درصد مادران اختلالات شدید سلامتی را گزارش کردند، همچنین سطح سلامت معنوی بیشتر مادران (63 درصد) در سطح متوسط است. حیطه های سلامت معنوی و اختلالات سلامت عمومی نیز رابطه معکوس معنی داری دارند (0/05<P).

    نتیجه گیری

     براساس نتایج این مطالعه، میان سطح سلامت معنوی و اختلالات سلامتی رابطه ای معکوس وجود دارد؛ به طوری که ارتقای سطح سلامت معنوی سبب ارتقای سلامت عمومی و کاهش اختلالات سلامتی از جمله اضطراب در مادران می شود.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، سلامت معنوی، مادران، کودک کم توان ذهنی
  • منیره حسن زاده، بهمن اکبری*، عباس ابوالقاسمی صفحات 250-259
    مقدمه

    زنان مبتلا به ناباروری با مشکلات اساسی روان شناختی و جنسی مواجه هستند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر بهزیستی روان شناختی و عملکرد جنسی زنان با سابقه ناباروری است.

    روش کار

    پژوهش حاضر مطالعه ای نیمه تجربی است. 30 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری مهر در شهر رشت در شش ماهه دوم سال 1396 به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واولز و سورل، پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف و عملکرد جنسی زنان راسن بود. پرسشنامه ها قبل، بعد از مداخله و پس از 2 ماه پیگیری تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 و با روش های تحلیل کواریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت.

    یافته ها

     براساس تحلیل مانکوا، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT در مرحله پس آزمون بر بهزیستی روان شناختی (0/01> P) و مولفه های آن شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران (0/01> P)، خودمختاری و زندگی هدفمند (0/05> P) و عملکرد جنسی (0/01>P) تاثیر معنی داری داشت که این تاثیر به مدت دو ماه پیگیری ماندگار بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج می توان گفت درمان ACT در ارتقای بهزیستی روان شناختی و عملکرد جنسی زنان با سابقه ناباروری نقش موثری دارد.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، سلامت معنوی، مادران، کودک کم توان ذهنی
  • لادن صدیقی، ژاله ملائی، مهرناز احمدی، میمینت حسینی*، فریبا بلورچی فرد صفحات 260-268
    مقدمه

    امروزه درد به منزله پنجمین علامت حیاتی اهمیت دارد. در بیمارانی که سطح هوشیاری آنها کاهش یافته، تشخیص درد به دلیل موانع برقراری ارتباط دشوار است؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر به کارگیری مقیاس رفتاری درد (BPS) از سوی پرستاران بر شناسایی درد و مراقبت های تسکینی در بیماران بستری در ICU صورت گرفت.

    روش کار

     مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی تک گروهی است که با روش نمونه گیری سرشماری به بررسی 68 پرستار شاغل در بخش مراقبت ویژه بیمارستان های شهر همدان پرداخته است. توانایی تشخیص درد و تعیین شدت آن در بیماران و روش هایی که پرستاران برای تسکین درد استفاده می کردند، براساس فرم نحوه ارزیابی تسکین درد قبل و بعد از آموزش مقیاس BPS ارزیابی شد. در خاتمه، اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 تجزیه و تحلیل شد. از آمار توصیفی نیز برای تعیین فراوانی و میانگین و از آمار تحلیلی به منظور ارائه آزمون های مقایسه نسبت ها و کلموگروف اسمرینوف و کای اسکوئر استفاده شد (0/05P <).

    یافته ها

     براساس یافته ها توانایی پرستاران در تشخیص درد بعد از مداخله (آموزش مقیاس BPS) تغییرات مطلوبی داشته است (0/05 <P). همچنین دفعات استفاده از روش های دارویی تسکین درد از 625 مرتبه به 1222 مرتبه افزایش یافته و ثبت و به کارگیری روش های غیردارویی تسکین درد نیز رشد فراوانی داشته است (0/001< P).

    نتیجه گیری

     براساس نتایج حاصل از این مطالعه، به کارگیری مقیاس BPS در توانایی تشخیص و پایش درد بیماران با کاهش سطح هوشیاری موثر بوده و به تغییرات مطلوبی در استفاده از شیوه های تسکین درد غیر دارویی به عنوان طب مکمل در بخش های مراقبت ویژه منجر شده است.

    کلیدواژگان: درد، پرستار، بخش مراقبت های ویژه، مقیاس رفتاری پایش درد، مراقبت های تسکین درد
  • ماریا کلهر، محمد فتحی، بایزید قادری، دائم روشنی، شادی عذیری*، کوروش رشیدی صفحات 269-280
    مقدمه

    به کارگیری برنامه های مشاوره گروهی و آموزش بیماران می تواند کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان را بهبود بخشد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر به کارگیری مدل خودمدیریتی پنچ آ بر کیفیت زندگی مراجعان مبتلا به سرطان پستان به بیمارستان توحید سنندج در سال 1396 است.

    روش کار

     در مطالعه کار آزمایی بالینی حاضر، 90 بیمار مبتلا به سرطان پستان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی به روش بلوک چهارتایی به دو گروه آزمون (45 نفر) و کنترل (45 نفر) وارد مطالعه شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه QLQ-C30 (کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان) و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک استفاده شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها از سوی دو گروه، برای بیماران گروه آزمون برنامه خودمدیریتی «پنج آ» طی پنج مرحله و به مدت سه ماه اجرا شد. برای بیماران گروه کنترل، مراقبت های روتین پرستاری در بخش صورت گرفت. سپس دو گروه پرسشنامه ها را سه ماه بعد از اتمام مداخله، به منظور برگزاری پس آزمون تکمیل کردند. داده ها نیز به کمک نرم افزار SPSS نسخه 21 و آمار توصیفی و آزمون های t دو نمونه مستقل و t وابسته تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

     بین کیفیت زندگی بیماران گروه آزمون قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی دار آماری وجود دارد (0/001P <). همچنین بین کیفیت زندگی بیماران گروه آزمون و کنترل بعد از مداخله تفاوت معنی دار آماری وجود دارد (0/005< P).

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد به کارگیری مدل خودمدیریتی پنچ آ می تواند سبب بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان شود؛ از این رو می توان از این مدل به عنوان مداخله پرستاری بهینه استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، خودمدیریتی، کیفیت زندگی
  • راحیل قلی پور، روناک شاهوی*، گلبهار قادرخانی، سوما ذکریایی، سوما بهمنی صفحات 281-291
    مقدمه

    خدمات پس از زایمان یکی از مهم ترین مراقبت های بهداشتی و عاملی بسیار مهم در جلوگیری از پیامدهای ناخواسته مادری است. این دوره، زمانی ایده آل برای مداخلات به منظور ارتقای سلامت آنهاست. امروزه مهم ترین راه افزایش کیفیت مراقبت ها، بررسی میزان کیفیت است؛ از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت مراقبت های پس از زایمان از دیدگاه گیرندگان خدمات با استفاده از الگوی SERVQUAL  در مراکز جامع سلامت شهر سنندج در سال 1396 صورت گرفت.

    روش کار

     در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر، 384 نفر از زنان مراجعه کننده برای دریافت مراقبت های پس از زایمان به مراکز جامع سلامت شهر سنندج بررسی شدند. نمونه گیری به روش طبقه بندی انجام شد و گردآوری اطلاعات به کمک پرسشنامه استاندارد SERVQUAL صورت گرفت. در این پرسشنامه، شکاف کیفیت در پنج بعد خدمت (ملموسات، اطمینان، تضمین، پاسخگویی و همدلی) و 22 پرسش اندازه گیری می شود. داده ها نیز به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 و آمار توصیفی، آزمون های t و ANOVA تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

     در همه ابعاد پنج گانه کیفیت خدمات، شکاف منفی کیفیت وجود داشت. بیشترین میانگین این شکاف در بعد اطمینان (1/82-) و کمترین میانگین در بعد پاسخگویی (1/55-) است. همچنین میان سن، سطح تحصیلات و تعداد فرزندان و شکاف کیفیت ارتباط معناداری وجود نداشت (0/05> P).

    نتیجه گیری

     براساس نتایج، میان سطح انتظارات و ادراکات گیرندگان خدمات فاصله وجود دارد و تلاش برای برطرف کردن نیازها و دستیابی به انتظارات ضروری است.

    کلیدواژگان: الگوی SERVQUAL، ادراکات، انتظارات، شکاف کیفیت، مراقبت های پس از زایمان
|
  • Bibi Maryam Hashemi*, Saeed Sarabian, Masoud Kashani Lotfabadi, Sare Hosseini, Azam Mohammadi Pages 209-221
    Introduction

    Diagnosis of cancer is associated with fear of dying, which greatly affects the human dignity of the individual. In Iran, the psychological issue of these patients, including human dignity and interventions in this field, has been underestimated. The aim of this study was to determine the effect of spiritual intelligence training on human dignity in cancer patients.

    Methods

    This randomized clinical trial with control group was performed on 50 cancer patients admitted to Omid Hospital in Mashhad in 2018 – 2019 (May -Jun). The patients were selected by available method and randomly assigned to two groups of intervention (23 patients) and control (n = 27). The intervention group underwent spiritual intelligence training according to King's (2008) model during ten sessions of one and a half hours. The control group received routine care. The data collection tool was a standard patient dignity inventory that was completed in two steps before intervention and 8 weeks after intervention. Data was analyzed using SPSS 21 software, t-paired and t-independent test.

    Results

    Both groups were homogeneous for demographic variables and there was no statistically significant difference between the two groups. There was no significant difference between the scores of both groups before entering the study (P = 0.68). There was a significant difference between the mean scores of the two groups before intervention and 8 weeks after intervention (P <0.001).

    Conclusion

    Spiritual intelligence training can enhance human dignity in cancer patients. Therefore, it is recommended to use it in hospitals.

    Keywords: Spiritual intelligence, Education, Cancer, Human dignity
  • Banafshe Samari, Eisa Mohammadi*, Fazlollah Ahmadi Pages 222-230
    Introduction

    Cancer and tolerance of severe therapies affect all aspects of life and generally the quality of life of patients. Spiritual care is one of the most important types of care for cancer patients. The most important element in spiritual care is healing. The aim of this study was to determine the effect of healing program on quality of life in chemotherapy patients

    Methods

    This study is a semi experimental study in two private hospitals in Tehran in 20017. The samples were first selected from among the patients who were referred to two hospitals. Quality of life of patients before and after two months after intervention was measured and recorded by a specific questionnaire for measuring the quality of life of cancer patients. For analyzing, descriptive and analytic tests such as mean differences test and analysis of variance were used using SPSS 20. Data was analyzed using SPSS 21 software, t-paired and t-independent test.

    Results

    Chi-square and analysis of variance showed that the two groups had no significant difference in terms of demographic characteristics, effective variables, and mean of quality of life in terms of dimensions and in general. And the mean of quality of life of the patients in the intervention group was significantly higher than the control group two months after the intervention (P<0.05).

    Conclusion

    Healing attendance alone as an integral part of spiritual care can be effective in improving the quality of life of patients. Therefore, nurses can advise that their care will be more effective if they focus on their presence along with patients in caring activities and focus on indicators and elements designed to heal.

    Keywords: Healing presence, Spiritual care, Quality of life, Chemotherapy patients
  • Mehdi Talebi, Fazlollah Ahmadi*, Anoshirvan Kazemnejad Pages 231-241
    Introduction

    Due to the time constraints in the nursing system, it seems necessary to assess the time management competency of clinical nurses. Time management has sociocultural nature. Existing time management tools have not considered social aspects of time management. The purpose of this study was to design a questionnaire for assessing the social component of time management competency in clinical nurses population.

    Methods

    This research was carried out with a explanatory sequential mixed methods design. First, qualitative study and using the grounded theory method, the concept of social components of time management competency of clinical nurses was explained. Based on quotations, the items of the initial questionnaire was generated and then the face and content validity was determined by using the quantitative and qualitative methods. The construct validity was determined with the exploratory factor analysis. The reliability was approved with the measurement of internal consistency using Cronbach's alpha coefficient and the stability assessed using a test-retest (Interclass correlation coefficient) method..

    Results

    Of the first 41 items, 36 items entered into the exploratory factor analysis after calculating the impact score of items with values higher than 1.5, content validity ratio higher than 0.53, content validity index higher than 0.79, and item analysis. In construct validity step, 29 items was grouped into 6 factors. The internal consistency of the questionnaire was 0.858 and the stability (ICC) of the questionnaire was 0.906. These 6 factors explained 46.714 % of the variance of the Questionnaire

    Conclusion

    The questionnaire, according to its designation, can be used to assess the social components of time management competency of clinical nurses.

    Keywords: Questionnaire design, Time management, Clinical nurse
  • Afsar Omidi, Nahid Mohammadi, Seyyedeh Zinat Nazari*, Leili Tapak Pages 242-249
    Introduction

    A mentally retarded child puts burden and responsibility on their family, especially the mother, and disturbs her general health. Since spiritual wellbeing is one of the most important sociocultural factors related to health, this study aimed to determine the correlation between spiritual health and public health among mothers of mentally disabled children in Hamadan.

    Methods

    This descriptive cross-sectional study was a correlation study on 165 mothers with mentally disabled children who were studying at special schools in Hamadan in spring of 2017 who were selected using available sampling method. Data were collected by General Health Questionnaire (GHQ-28), Spiritual Well Being (SWB), and demographic Questionnaire that were completed by mothers on the presence of a researcher. SPSS 23 software was used to analyze the data and descriptive and correlation tests were used.

    Results

    The results of this study showed that the mean age of mothers was 37.3 ± 6.3. The gender of mentally disabled children was 52.7% male and 47.3% female. 10% of mothers reported health disorders, as well as the spiritual level of the majority of mothers was moderate (63%). There was a significant relationship between spiritual health and public health (P <0/05).

    Conclusion

    The results of this study showed that there is a revers relationship between spiritual health and health disorders, so that the promotion of spiritual health will promote public health and reduce health disorders, including anxiety among mothers. Given the important role of mothers in the care for their children, the design of educational programs aimed at improving the health of mothers should be a priority.

    Keywords: Questionnaire design, Time management, Clinical nurse
  • Monireh Hasanzadeh, Bahman Akbari*, Absss Abolghasemi Pages 250-259
    Introduction

    Women with infertility have  psychological and sexual problems; therefore, the aim of this study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) on psychological well-being and sexual function of women with a history of infertility.

    Methods

    This was a semi-experimental pretest-posttest study with control group. A total of 30 infertile women referred to the Mehr Infertility Clinic in Rasht city during the 6 months (October 2017 to March 2018) were selected by available sampling method and randomly assigned to two groups of acceptance and commitment therapy (n = 15) and control group (n = 15). They completed the psychological well-being Reef and the sexual function of women Rosen questionnaire before and after the intervention and after 2 months follow-up. Data were analyzed by SPSS 19 and using multivariate covariance analysis and repeated measure ANOVA.

    Results

    Mancova showed that the ACT therapy in post-test stage had a significant effect on psychological well-being (P<0.01) and its components included self-acceptance, positive relationships with others (P<0.01), autonomy and life Purposeful life (P<0.05) and sexual function (P<0.01) and that the effect of ACT was Remained to follow up stage.

    Conclusion

    According to the results, it can be said that ACT therapy has an effective role in promoting the psychological well-being and sexual function of women with a history of infertility.

    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, Psychological well-being, Sexual function, Infertility
  • Ladan Sedighi, Zhale Mollai, Mehrnaz Ahmadi, Meimanat Hosseini*, Fariba Bolourchifard Pages 260-268
    Introduction

    Today, pain is important since it is considered as the fifth vital sign. In patients with decreased consciousness, it is often difficult to detect pain due to the communication barriers. Therefore, this study was conducted to evaluate effect of using Behavioral Pain Scale (BPS) by nurses on diagnosis of Pain and Relief Care in ICU Patients.

    Methods

    This semi-experimental single-group study was conducted with the participation of 68 nurses in the intensive care unit of Hamadan hospitals and selected by census sampling method. The ability to diagnose pain and determine its severity in patients, and pain management methods used by nurses, were evaluated based on the researcher made checklist of evaluation of pain relief before and after the training of behavioral pain monitoring. The collected data were analyzed using SPSS 18. Descriptive statistics were used to determine the frequency, mean, and analytical statistics for comparing ratios and Kolmogorov-Smirnov and Chi-square (P<0.05).

    Results

    The findings showed that after the intervention, the ability to diagnose pain by nurses has optimally changed. The frequency of use of pain relief drug methods increased from 625 to 1222, and the use of non-pharmacological pain relief also increased significantly (P< 0/001).

    Conclusion

    The results of this study indicated that the use of BPS scale has been effective in diagnosing and monitoring pain in patients with decreased consciousness, and has led to optimal changes in the use of non-pharmacological pain relief medications as complementary therapies in intensive care units.

    Keywords: Pain, Nurse, Intensive care unit, Behavioral scale of pain monitoring, Pain relief care
  • Marya Kalhor, Mohammad Fathi, Bayazid Ghaderi, Daem Roshani, Shadi Ozairi*, Kourosh Rashidi Pages 269-280
    Introduction

    Applying group counseling and patient education can improve the quality of life of women with cancer. The purpose of this study was to determine the effect of applying a self-management model on the quality of life of patients with breast cancer referring to Tohid Hospital in Sanandaj in 2017.

    Methods

    In this clinical trial, 90 patients with breast cancer were selected by available sampling method and randomly assigned to intervention (n=45) and control (n = 45) group. Demographic and A QLQ-C30 questionnaires (quality of life for cancer patients) were used for data collection. After completing the questionnaires by both groups, for the patients in the experimental group, a five-year self-management program was conducted in 5 stages for three months. For patients in the routine nursing care control group. Then, the questionnaires were completed by both groups three months after the intervention. Data were analyzed by SPSS 21 and descriptive statistics, pair t-test and independent t-test.

    Results

    There was a significant difference between the quality of life of the patients before and after the intervention. Also, there was a significant difference between the quality of life of the patients in the control group and the post-intervention group (P<0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study, it seems that the application of the five A self-management model can improve the quality of life of cancer patients. Therefore, this model can be used as an optimal nursing intervention.

    Keywords: Breast cancer, Self-management, Quality of life
  • Rahil Gholipour, Roonak Shahoei*, Golbahar Ghaderkhani, Soma Zakaryaee, Soma Bahmani Pages 281-291
    Introduction

    Postpartum delivery care, considered as one of the most important health care activities, is a very important factor in preventing unwanted maternal outcomes. This course is an ideal time to intervene in order to im-prove their health. Nowadays, the most important way to improve the quality of care is to evaluate the quali-ty. Therefore, the present study aimed to determine the quality of postpartum care from the viewpoint of re-cipients using the SERVQUAL pattern in Sanandaj comprehensive health centers in 2018.

    Methods

    This descriptive-analytic study was conducted on 384 women who referred to the comprehensive health cen-ters of Sanandaj for postpartum care. Sampling was done by classification. Data was collected by the standard SERVQUAL questionnaire, which measures the quality gap in 5 dimensions of the service (tangibility, relia-bility, assurance, accountability and empathy) and measures 22 questions. Data was analyzed by SPSS 23 us-ing descriptive statistics, t-test and ANOVA.

    Results

    In all five dimensions of quality of services there was a negative quality gap. The highest mean quality was in the reliability dimension (-1.82) and the lowest mean gap was related to the responsiveness dimension (-1.55). Also, there was no significant relationship between age, education level and number of children and quality gap (P> 0.05).

    Conclusion

    The results showed that there is a gap between expectations and perception of service providers, and efforts to meet needs and achieve expectations are necessary.

    Keywords: SERVQUAL pattern, Perceptions, Expectations, Quality gaps, Postpartum care