فهرست مطالب

مطالعات فرهنگی و ارتباطات - پیاپی 56 (پاییز 1398)
  • پیاپی 56 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • عباس کاظمی*، مسرت امیرابراهیمی صفحات 11-43

    اصطلاح مراکزخرید ((Shopping Centers اگرچه در دنیای علمی و زندگی روزمره پرکاربرد و رایج است اما به همان اندازه نیز از ابهام برخوردار است. اشکال متعدد و متنوع این مفهوم گاهی با هم در هم می آمیزد و مرزهای درونی آن از میان می رود. در دو دهه گذشته در ایران، افزایش چشمگیر فضاهای تجاری به ویژه مال ها و مگاما ل ها در شهر تهران موضوعی بوده که توجه همگان را به خود جلب کرده است اما این امر از ابهام مفهومی و ابهام در تعداد و عملکردهای گوناگونی آن کم نکرده است. نه تنها از تعداد و شکل بندی ها و طبقه بندی های موجود در مجتمعهای تجاری تهران آگاهی کافی نداریم بلکه شناخت دقیقی هم راجع به جغرافیا و تاریخ این فضاهای تجاری مدرن وجود ندارد. به همین دلیل در گام اول، ارائه آمار پایه ای و تدقیق مفهومی بر اساس طبقه بندی های مختلف مجتمع های تجاری ضروری بنظر می رسد. داده های این مقاله بر اساس سرشماری در بین سال های 1395 -1397 انجام گرفته است، و بر این اساس ما به گونه شناسی و طبقه بندی مجتمع های تجاری و نوع آنها بر حسب وضعیت جغرافیایی و دوره های تاریخی احداث پرداخته ایم. براساس یافته های این مقاله، بیشترین تعداد مراکز خرید و مال ها و مال های چند منظوره در دوره قالیباف و بیشتر در مراکز و مناطق شمالی و غربی تهران متمرکز شده اند، همچنین، احداث این مراکز تجاری فواصل و نزدیکی و دوری آنها از یکدیگر و محل استقرارشان تابع منطق مشخصی نبوده است.

    کلیدواژگان: گونه شناسی، فضاها و مجتمع های تجاری، قالیباف، شهر تهران، پاساژ
  • پویا دریس*، آرش نصراصفهانی، محمد روزخوش صفحات 45-69

    بررسی نظرات گروهی از نخبگان حوزه سیاست گذاری فرهنگی نشان می دهد نوعی ابهام و عدم شفافیت در شناسایی چالش های فرهنگی جامعه، چگونگی فرایند سیاست گذاری فرهنگی و نقش دولت در این فرایند وجود دارد؛ این ابهام و عدم شفافیت خود را در محتوای سیاست ها، انتظارات از آن ها و نتایج شان نشان می دهد؛ واقعیتی که حوزه سیاست گذاری فرهنگی را در معرض تحولات و نزاع های سیاسی و ناهمسویی ها در اجرا و ارزیابی برنامه ها قرار می دهد. در این مقاله، ابتدا تفاوت های بین ابهام و عدم شفافیت به مثابه انتخابی آگاهانه برای سیاست گذاران و ابهام و عدم شفافیت درنتیجه شرایط ساختاری شرح داده می شود. سپس، پیامد این تفاوت ها از نظر انواع سیاست هایی که در حوزه سیاست گذاری فرهنگی ایجاد می شود و چگونگی شکل گیری عدم توافق درباره این سیاست ها و مشروعیت و منطق انتخاب آن ها به بحث گذاشته می شود و در نهایت تلاش خواهد شد با ارجاع به یافته های پژوهش انجام شده و ادبیات نظری موجود، خطوط کلی یک چارچوب نظری برای تحلیل عدم شفافیت و ابهام در سیاست گذاری فرهنگی ترسیم شود.

    کلیدواژگان: فرهنگ، چالش فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، ابهام
  • محمدصادق افراسیابی*، مسعود کوثری، حسن بشیر، حسین ابراهیم آبادی صفحات 71-90

    یافته ها: براساس یافته های پژوهش، رویکرد اکثریت دانشجویان، صرفا اشتراک گذاری مطالب دیگران است. 25.5 درصد دانشجویان در اولویت اول خود اعلام کردند که تمایل آنها صرفا اشتراک گذاری مطالب دیگران است و تنها 11.7 درصد دانشجویان اعلام کردند که در اولویت اول خود به تولید محتوا گرایش دارند. 23 درصد دانشجویان نیز به مرور صرف مطالب گرایش داشته و 18 درصد دانشجویان به دانلود گرایش دارند. این امر بیانگر مصرف گرا بودن دانشجویان ایرانی در شبکه های اجتماعی و پیام رسان است. عمده محتوای مصرفی دانشجویان، اخبار، اطلاعات و تحلیل های سیاسی است. به گونه ای که 21.4 درصد دانشجویان اذعان کردند که در اولویت اول خود اخبار، اطلاعات و تحلیل های سیاسی را با دیگران به اشتراک می گذارند. 17.8 درصد دانشجویان به سوی اشتراک گذاری طنز و جوک گرایش دارند و تنها 13.4 درصد دانشجویان به سوی اشتراک گذاری مطالب درسی و علمی گرایش دارند. بنابراین به نظر می رسد شبکه های اجتماعی و پیام رسان در کشور نتوانسته اند به ابزار مدیریت دانش در دانشگاه ها تبدیل شوند. دلایل این امر و ارائه راهبردهایی از جنس سیاست گذاری از طریق مصاحبه عمیق با اساتید، مورد توجه قرار گرفته است. همچنین نتایج مصاحبه عمیق حکایت از آن دارد که در حوزه سیاست های راهبردی نیازمند ترویج تفکر انتقادی و افزایش سواد رسانه ای در میان دانشجویان، اساتید و مسئولین دانشگاه ها هستیم. علاوه بر این، سیاست گذاری های هم زمان در عرصه های سخت افزاری (ایجاد شبکه های تخصصی و...) و نرم افزاری (اختصاص بودجه به حوزه تولید محتوا، تدوین آیین نامه هایی برای تشویق اساتید و دانشجویان به تولید محتوای علمی، اصلاح ساختار اجتماعی متناسب با سبک زندگی شبکه ای و...) ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، دانشجویان تهرانی، دانشگاه های ممتاز، سیاست گذاری فرهنگی، مدیریت دانش و اطلاعات
  • تهمتن برومند*، روح الله نصرتی صفحات 91-110

    اعضای فارسی زبان آن در حال افزایش می باشند و جوانان در حال استفاده ی روز افزون از آن به عنوان بستری برای طی کردن فرآیند اجتماعی شدن و ارتباط بر قرار کردن، هستند. به تازگی، تغییراتی در شیوه های زبانی این نسل جوان به صورت لفاظی های رکیک جنسی مشاهده شده است. این موضوع حتی در برخی از سپهر ها و اماکن عمومی نیز به راحتی قابل مشاهده است. در پژوهش حاضر شبکه ی اجتماعی توییتر و بخش مورد استفاده از آن توسط فارسی زبانان مورد پایش قرار گرفته است. هدف این پایش حصول پاسخ برای این پرسش است که آیا با توجه به سابقه ی ادبی محافظه کار ایران و میراث ادبی بسیار عظیم آن، چنین تغییرات نا گهانی در ساختار های زبان شناختی عینی و واقعی هستند؟ آیا هیچ جنبش هوییت خواهی پشت این تغییرات نا گهانی میان ایرانیان و فارسی زبانان وجود دارد یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ به سوالات قبل، ویژگی ها و مشخصه ی چنین پدیده ای چیست؟برای نیل به این هدف، رویکرد زبان شناسی اجتماعی در سایه ی انسان شناسی و قوم نگاری مورد استفاده قرار گرفته است تا این رویداد مورد بررسی قرار قرار گیرد. روش کیفی «تحلیل محتوا» برای تجزیه و تحلیل توزیع ها و فراوانی و کمیت این توهین های جنسی در توییتر فارسی به کار گرفته شده است. توییت های مورد بررسی، توییت های فارسی زبانی هستند که توسط کار بران ایرانی توییتر در این بستر قرار گرفته اند.محور اصلی این پژوهش، ارائه ی فرضیه ای مبنی بر ظهور هویت یا هویت های اجتماعی جدیدی در میان ایرانیان است که چنین «ضد-زبان» یا «ضد- گفتماتی» به عنوان نشانه ی حکایت گر آن مطرح می باشد.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، توییتر، زبان شناسی اجتماعی، ضد گفتمان، هویت
  • عبدالله بیچرانلو*، سیاوش صلواتیان، آزیتا لاجوردی صفحات 111-140

    حرکت جوامع به سمت فردگرایی و آشنایی هرچه بیشتر افراد با سبک‎های متنوع زندگی به‎واسطه رسانه‎ها و شبکه‎های اجتماعی مجازی، سبک‎زندگی را به موضوعی مهم در عرصه حیات فردی و اجتماعی بدل کرده است. این مقاله با تکیه بر ادبیات مفهومی موجود در حوزه سبک‎زندگی، با بهره‎گیری از شیوه مردم‎نگاری مجازی، مشاهده مشارکتی و روش تحلیل مضمون صفحات اینستاگرامی 53 نفر از کاربران زن فعال در شبکه اجتماعی اینستاگرام را که مولفه‎های سبک‎زندگی در پست‎ها و تصاویر به اشتراک گذاشته شده ایشان به چشم می‎خورد، از منظر بازنمود سبک ‎زندگی در طول مدت تقریبی شش ماه مطالعه کرده است. پژوهش حاضر نشان داد که زنان با نمایش تجارب روزمره و نقش‎های گوناگون خود هم‎چون نقش‎های خانوادگی، شغلی، تحصیلی و... در فضای عمومی اینستاگرام به دنبال بازتعریف زندگی زن ایرانی و معنا و ارزش بخشیدن به اموری هستند که از نگاه عموم غایب مانده یا کم‎اهمیت جلوه می‎کند. به تعبیر آن‎ها این زنان هستند که به نقش‎هایی که بر عهده دارند ارزش و اعتبار می بخشند. زنان با شرایط اجتماعی مختلف، علایق گوناگونی را از طریق صفحات کاربری خود در شبکه های اجتماعی دنبال کرده یا به نمایش می‎گذارند و از طریق بازنمود اشیاء و موقعیت های مختلف بر تمایز خود با دیگران تاکید می‎ورزند.

    کلیدواژگان: سبک‎زندگی، شبکه های اجتماعی، اینستاگرام، بازنمود، زنان جوان
  • مریم فروغی، مهری بهار* صفحات 141-168

    در این مقاله در پی آن بوده ایم تا با تکیه بر تئوری اجرای جنسیت جودیت باتلر، و با بررسی فعالیت های نیکوکارانه ی زنان خیر در شبکه ی اجتماعی اینستاگرام، اجرای جنسیت را در فعالیت های خیریه مطالعه کنیم. درواقع در پی آن بودیم که چگونه از خلال کنش هایی که به ظاهر جنسیتی نشده اند، امر جنسیتی شده سر بر می آورد. بر آن شدیم تا با نظرداشت به ایده ی نمایش هویت جنسیتی، مکانیسم های نمود و اجرای جنسیت در فعالیت های زنان خیر در اینستاگرام را بازشناسیم. از آن جا که جودیت باتلر بنیان بخش مهمی از نظریه اش را بر بسط نقادانه ی مفهوم گفتمان مد نظر فوکو گذاشته است، چارچوب مفهومی این مقاله نیز بر مفهوم "گفتمان جنسیتی" و مفاهیم مرتبط با آن استوار است. از همین رهرو با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی فمینیستی مورد نظر لازار (2007)، فعالیت های مورد نظرمان در شبکه ی مجازی اینستاگرام را در سطوح مختلف و با تحلیل متن های گزینش شده از پروفایل 4 زن خیر فعال در اینستاگرام و چنان چه ایجاب می کرد، با تاکید بر جنسیت به عنوان عامل کانونی، مورد تحلیل قرار دادیم. نتایج حاکی از آن است که نمود عناصر برسازنده ی گفتمان جنسیتی در زمینه ی مورد بررسی این مقاله، بر این اساس قابل تحلیلند:الف) فعالیت های نیکوکارانه ی زنان در فضای مجازی به مثابه ی اجرای متفاوت جنسیتی.ب) فعالیت های نیکوکارانه ی زنان در فضای مجازی به مثابه ی محمل بازنمایی انسداد.همچنین این طور می نماید که زبان جنسیتی، همچون "سلاح گفتمان مردسالار" عمل می کند. بدین معنا که به کار بردن زبان جنسیتی مکانیسمی است که در فضای مجازی منجر به بازتولید عناصر گفتمانی برسازنده ی هویت جنسیتی حال حاضر می شود.

    کلیدواژگان: جنسیت، فعالیت های خیریه، شبکه های مجازی، تحلیل گفتمان انتقادی فمینیستی
  • افسانه کامران* صفحات 169-195

    آنچه در عکس های خانوادگی در ایران از روزگار ناصرالدین شاه تاکنون بازنمایی شده است، همه آنچه که در واقعیت در زندگی روزمره خانواده های ایرانی جاری بوده نیست، بلکه همواره برخی از موضوعات و اشخاص از متن عکس خانوادگی حذف شده و یا به حاشیه رانده شده اند. امروز بخشی از این نشانه های غایب را می توان با واکاوی نشانه هایی در متن عکس ها و تحلیل در بافت جامعه ایرانی دریافت. این مقاله با روش اسنادی-توصیفی با استفاده از روش نشانه شناسی اجتماعی به دسته بندی و تعریف نشانه های غیاب در عکس خانوادگی می پردازد. اینکه کدام نشانه ها در عکس خانوادگی ثبت می شود و کدام یک از آنها فراموش می شود یا عمدا از متن عکس خانوادگی حذف می شوند؟ دلایل حذف و به غیاب راندن این نشانه ها در عکس خانوادگی چیست؟ یافته های پژوهش که از مطالعه درزمانی و همزمانی عکس خانوادگی در ایران از زمان ناصرالدین شاه تا سال های پایانی دهه 80 به دست آمده است، بیانگر آنست که در سیر عکس خانوادگی در ایران شاهد چهار دسته منع و غیاب بوده ایم که عبارت اند از: غیاب موضوعی، گفتمانی(جنسیتی، طبقه ای و مذهبی)، حضوری(سوژه و عکاس) و رسانه ای(ماهیتی و تکنیکی).

    کلیدواژگان: عکس خانوادگی، صحنه نمایشی، نشانه شناسی اجتماعی، گفتمان، غیاب
  • محسن اکبری*، محمد دوستار، میثم مسعودی فر، مهناز نویدی صفحات 197-224

    امروزه محیط پیرامونی هر فرد در جامعه، در سیطره حجم انبوهی از پیام های تبلیغاتی مختلف قرار دارد که از رسانه های مختلف با هدف اثرگذاری بر قشرهای مختلف جامعه تولید و ارائه شده اند. تبلیغات تاثیر شگرفی بر شکل دهی رفتار مصرفی افراد دارد، از همین رو این پیام های تبلیغاتی اثراتی مثبت و منفی مختلفی بر روابط اجتماعی افراد از خود بر جای می گذارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر تبلیغات تلویزیونی بر افزایش مصرف گرایی و به تبع آن ایجاد کاهش در وابستگی عاطفی افراد به اطرافیانش است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحقیقات، علی و ازلحاظ استراتژی های پژوهش، پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق را ساکنان سطح شهر رشت تشکیل می دهند که در معرض تبلیغات تلویزیونی به صورت روزانه قرار دارند. از همین رو برای بررسی فرضیه ها، پرسشنامه بین 309 آزمودنی توزیع گردید. برای آزمون فرضیه ها، از روش همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری و به طور مشخص از نرم افزارهای SPSS 20 و AMOS 22 استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که فشار تبلیغاتی بر متغیرهای مصرف گرایی، نگرش به تبلیغات و وابستگی عاطفی افراد اثر معناداری دارد. همچنین تاثیر نگرش تبلیغاتی بر مصرف گرایی و تاثیر مصرف گرایی بر وابستگی عاطفی به اثبات رسیده است. از طرفی یافته های این پژوهش نشان می دهد که نگرش به تبلیغات بر وابستگی عاطفی تاثیر معناداری ندارد.

    کلیدواژگان: فشار تبلیغاتی، مصرف گرایی، نگرش به تبلیغات، وابستگی عاطفی
  • اسدالله بابایی فرد*، امین حیدریان صفحات 225-250

    این پژوهش به بررسی تاثیر اینترنت بر سرمایه ی فرهنگی و شکل گیری سرمایه ی فرهنگی آنلاین در فضای مجازی می پردازد. در این مطالعه از نظریه های مانوئل کاستلز و هوارد رینگلد در حوزه ی مطالعات اینترنت و فضای مجازی و نیز نظریه ی سرمایه ی فرهنگی پی یر بوردیو، به عنوان چهارچوب های نظری پژوهش، بهره گرفته شده است. روش این پژوهش از نوع پیمایش اجتماعی و جامعه ی آماری مورد بررسی آن دانشجویان دانشگاه های دولتی و علوم پزشکی کاشان در سال تحصیلی 93-1392 بوده است که از میان آن ها تعداد 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. نتایج نشان می دهند که بین ابعاد گوناگون بهره گیری از اینترنت، یعنی «مدت و میزان استفاده از اینترنت»، «مهارت در بهره گیری از اینترنت»، «استفاده از سایت های علمی اینترنت»، «استفاده از سایت های هنری اینترنت»، «خرید اینترنتی کالاهای فرهنگی» و «استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی» با «سرمایه ی فرهنگی» رابطه ی معنادار و مستقیم وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر، تاثیر مستقیم متغیرهای «مهارت در بهره گیری از اینترنت»، «استفاده از سایت های علمی اینترنت»، «خرید اینترنتی کالاهای فرهنگی» و «استفاده از سایت های هنری اینترنت» بر «سرمایه ی فرهنگی» را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اینترنت، سرمایه ی فرهنگی، ذائقه فرهنگی، خرید اینترنتی کالاهای فرهنگی، شبکه های اجتماعی مجازی
  • جمال محمدی*، بهمن باینگانی صفحات 251-277

    یکی از عمده ترین پیامدهای جامعه مصرفی همین کالایی شدن سلامت است. پیشرفت تکنولوژی های پزشکی، گسترش داروها و کالاهای پزشکی و انواع جراحی ها و دستکاری ها به یکی از شیوه های شایع مراقبت از بدن و سلامت تبدیل شده است. پژوهش حاضر در پی آن است که زمینه ها و دلایل شکل گیری میل به مصرف داروها و کالاهای پزشکی را در بین مردم سنندج دریابد و همچنین این مصرف چه دلالت ها، کارکردها و پیامدهایی را به دنبال داشته است. داده های این پژوهش طی مصاحبه عمیق با افرادی که در سال 97 به مراکز پزشکی مراجعه نمودند، گردآوری شده است. بنابر ماهیت موضوع پژوهش، از میان روش های کیفی، نظریه زمینه ای انتخاب گردید. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 26 نفر از مراجعین مراکز پزشکی مصاحبه صورت گرفت تا اشباع نظری حاصل شد و در پایان داده های گردآوری شده در قالب 50 مقوله فرعی، 12 مقوله اصلی و یک مقوله مرکزی کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که «انتظارات اجتماعی و هنجاری» و «چالش های مالی و فرهنگی» به عنوان زمینه تسهیل گر، و «بازار سلامت و زیبایی» و «مصرف زدگی جامعه» به عنوان شرایط مداخله گر عمل می کنند. مصاحبه شوندگان در راهبردهای خویش مصرف دارو و کالاهای پزشکی را به مثابه ابزار دست یابی به «تایید اجتماعی»، «کسب فرصت های اجتماعی»، «کانالی برای هویت یابی» و «پادزهر مشکلات روحی و نواقص» درک و تجربه کرده اند و «پزشک محورشدن سلامتی»، «شی واره شدن بدن»، « فردی شدن هویت» و «اختلالات روحی» را از مه ترین آثار و پیامد مصرف داروها و کالاهای پزشکی عنوان کردند. مقوله مرکزی در برگیرنده سایر مقولات پژوهش نیز «سبک زندگی سلامت محور» است.

    کلیدواژگان: بدن، سبک زندگی سلامت محور، قاعده مندی اجتماعی، کالایی شدن، جامعه جسمانی
  • مهری رفعتی*، مراد مرادف صفحات 279-300

    نقش و نفوذ انتشار روزنامه ها در شرق توانسته است در نوع محتوا و اندیشه های حاکم بر روزنامه نویسی در ایران تاثیرات قابل ملاحظه ای بگذارد. این پژوهش میزان نقش و تاثیر گذاری روزنامه نگاری فارسی در شرق با تاکید بر روزنامه نگاری هند را بر روزنامه های ایران مورد بررسی قرار می دهد. در این پژوهش با استفاده از بررسی در محتوای متن به روش عرفی در روزنامه حبل المتین کلکته و مقایسه آن با نشریات وقایع اتفاقیه و صور اسرافیل به بررسی تشابهات محتوایی این نشریات پرداخته است. نتیجه این بررسی در دو قالب از نظرمحتوا ،نوع نگرش و سبک مطالب آنها ودیگری از نظر شکل ظاهر و چینش مطالب تحلیل می شود.از نظرمحتوا؛ اهمیت دادن به واقعه نگاری و خبری بودن مطالب روزنامه ها شبیه به یکدیگر است به گونه ای که در متون آنها تنها سرمقاله ها پویا و جذاب بودند. افق دید روزنامه های تحت مطالعه محدود، فاقد حس تحقیق و از روندها غافل بودند.گرایش به نوشتار انتقادی در نشریه صوراسرافیل از لحن سرمقاله های انتقادی و تند حبل المتین نشات گرفته بود. از نظرشکل ظاهر مشابهت هایی نظیر استفاده از خط نستعلیق، سرلوحه ها و صفحه آرایی مشابه در روزنامه ها با چینش ستون ها و تقسیم بندی مطالب دیده شد. هر چند اغلب پژوهشگران ایرانی معتقد به تقلیدی بودن روزنامه نگاری ایران از غرب هستند، اما این پژوهش نشان دادکه لحن نوشتاری وحتی شکل ظاهر روزنامه های ایران نه تنها نشانی از غرب ندارد بلکه برگرفته از روزنامه نگاری شرق است.

    کلیدواژگان: روزنامه نگاری ایران، حبل المتین، صوراسرافیل، وقایع اتفاقیه، روزنامه نگاری هند
|
  • Abbas Kazemi*, Masserat I Amir Ebrahim Pages 11-43

    In the past two decades, the dramatic increase in commercial spaces, especially malls and megamals in Tehran, has been a topic of great interest. But so far, there is insufficient information and accurate statistics on these modern commercial spaces. On the other hand, the term Shopping Centers, although widely used and common in the academic world and everyday life, is equally ambiguous. In Iran, due to the lack of international standards and the lack of a database and accurate statistics, these ambiguities are far greater. And not only do we not know enough about the number and formations and taxonomies of Tehran's commercial complexes, but there is also no accurate knowledge of the geography and history of these modern commercial spaces. for this reason, in the first step, it is necessary to provide basic statistics and conceptual clarification based on different classifications of commercial complexes.In this article, which is based on the results of a research carried out between 1976-1976, we will study the typology and classification of commercial complexes and their types according to their geographical status and historical eras.According to the findings of this article, the largest number of shopping malls and multi-purpose malls and properties were concentrated in the carpet weaving period and most in the north and west areas of Tehran, Also, the construction of these business centers, their proximity and distance from each other and their location, were not subject to any specific logic.

    Keywords: Typology, Commercial Spaces, Qalibaf, Tehran, Passage
  • Pouya Deris*, Arash Nasr Esfahani, Mohammad Rouzkhosh Pages 45-69

    Cultural policy is a controversial issue in academic and political sphere in Iran. Based on the findings of this research, it can be claimed that ambiguity is one the key peculiarities of cultural policy as a policy sector in Iran. This ambiguity is expressed in different ways in terms of policy contents, expectations, mechanism and outcomes. This situation makes the policy sector a subject of political conflicts, policy inconsistencies and evaluation challenges. Differences between ambiguity as a consequential effect of the structural characteristics of the policy sector and as a deliberate choice for policy makers are identified. The results of these in terms of the policy forms that are generated for the cultural sector, and the creation of disagreement about these, and about the rationality and legitimacy of cultural policies are discussed. Also, the results of ambiguity in terms of expectations, clarity, implementation effectiveness and the control of policy are taken into consideration.

    Keywords: Culture, Cultural Challenge, Cultural Policy Making, Ambiguity
  • Mohammad Sadegh Afrasiabi*, Masoud Kowsari, Hassan Bashir, Hossein Ebrahim Abadi Pages 71-90

    This research attempts to answer the question that what are the strategies of cultural policy making for students to use social networks to fulfill the missions of the academic system, especially knowledge management?Quantitative and qualitative research methods were used to answer this question. In order to study the way students use social networks, a randomly selected sampling method among students from 7 top universities in Tehran and a tool for interviewing 14 university professors in the field of cyberspace used to provide strategies for cultural policy.According to research findings, the majority of students' approach is simply to share the content of others. 25.5 percent of students said their first priority was that they were simply sharing the content of others, and only 11.7 percent of students said they were focusing primarily on content production. 23 percent of students also tend to spend on content and 18 percent of students tend to download. This indicates that Iranian students are consuming in social networks and messengers. Therefore, it seems that social networks and messengers in the country have not been able to become knowledge management tools at universities. The reasons for this and the provision of policy strategies through in-depth interviews with professors have been taken into consideration. Also, the results of the deep interview indicate that in the field of strategic politics, we need to promote critical thinking and increase media literacy among students, professors and university officials. In addition, simultaneous policies in hardware and software are necessary.

    Keywords: Social networks, Tehran university Students, Top Universities, Cultural Policy, Knowledge Management, Information
  • Tahamtan Boroumand*, Rohalah Nosrati Pages 91-110

    Twitter is getting into Iranian life with an accelerating speed. Its Persian members are growing and youths are using it more and more as a platform of socialization and communication. Recently, changes in this young generation language have been addressed in the form of vulgarism and sexual words. It is easily noticeable even in public places and spheres. Twitter as a public sphere has been monitored by this research in order to see if this linguistic change is objective and real. Is there any identity movement behind this sudden change of language usage between Iranians. What properties does this change have?In order to do so, we applied a socio-linguistic approach within an anthropological aspect to assess such an incident. With a qualitative method of content analysis, we analyzed the numerical distributions and quantity of These sexual insults in Twitter of which Persian Language users have posted.This research orients around a possible hypothesis of the emergence of new identities among Iranians with anti-language, anti-discourse or anti-ideology as indicator signs.

    Keywords: Content Analysis, Twitter, Sociolinguistics, Anti-Discourse, Identity
  • Abdollah Bicheranloo*, Siavash Salavatian, Azita Lajevardi Pages 111-140

    Moving societies towards individualism and becoming more familiar with the various lifestyles through media and virtual social networks has made lifestyle an important issue in the field of individual and social life. This research, by relying on the conceptual literature in the field of lifestyle, and using virtual ethnographic method and collaborative observation with use of the qualitative content analysis method, has studied the Instagram pages of 53 active female users in this social network which lifestyle features and components were visible in posts and images women shared, from the perspective of the way they represent their life style in this social network over a period of approximately six months. The present study showed that women, by displaying their everyday experiences and roles, such as family roles, occupation roles, education roles and etc. in the public domain of Instagram, seek to provide a new definition of the life of Iranian women and make sense of the activities which seems to be missing or insignificant in public point of view. In their words, these are women who give value and credibility to the roles they play. Women with different social conditions, pursue or display a variety of interests in their user pages on social networks. and try to emphasize on their differentiation with others by re-presenting various situations and things.

    Keywords: lifestyle, Social networks, Instagram, Re-presentation, Young Women
  • Maryam Foroughi, Mehri Bahar* Pages 141-168

    In this article, we have been looking to study the mechanisms of gender performance in charitable work of women in the social network of Instagram, based on Judith Butler's theory of gender performance. Philanthropist women also seem to have a lot of activity in virtual networks. Therefore, we have come to recognize the concept of display and performance of gender identity, the mechanisms and the implementation of gender in the activities of women in the Instagram. The conceptual framework of this paper is based on the concept of "gender discourse" and its related concepts. In this regard, using Lazar's (2007) feminist critical discourse analysis, we analyzed the activities from the profile of 4 active women in Instagram with emphasis on gender as the focal point. The results indicate that:1-Women's philanthropic activities in cyberspace as a different gender performance.2-Women's philanthropic activities in cyberspace as a representation of closure.It seems that gender language acts as a "patriarchal discourse weapon."

    Keywords: Gender, Philanthropic Activities, Social networks, Feminist Critical Discourse Analysis
  • Afsaneh Kamran* Pages 169-195

    What has been represented in family photos in Iran since Naser al-Din Shah’s day thus far, is not all that had happened in reality of the everyday lives of Iranian families, rather some topics and individuals have always been removed from the family photo’s context or have been marginalized. The article, by investigating absent and present signs in the context of family photos through social semiotics in the context of the Iranian society, has answered the following questions:Which signs are recorded in family photos and which signs are forgotten, or are intentionally deleted from the family photo context? What are the reasons for deleting or the absence of these signs in family photos؟ It is obvious that some absent signs in family photos can be attributed to the social, cultural and perceptual structures of any age. This article is a review of the literature of absence, and by indicating the relationship of absence with concepts such as presence, prohibition, death, and memory from the perspective of Roland Barthes, Susan Sontag, Christian Metz, and Jacques Fontani, categorizes and defines the signs of absence in family photos. The findings of the research indicate that there have been four types of prohibition in the course of family photos in Iran: thematic prohibition, discourse prohibition, presence prohibition, and media prohibition. In this case, the prohibiting power of social and cultural discourses in elimination and causing absence of individuals in the history of family photos in Iran, has had greater effects than other barriers.

    Keywords: Family photo, Dramatically Theory, Absence, Social Semiotics, Discourse
  • Mohsen Akbari*, Mohammad Dostyar, Meysam Masoudifar, Mahnaz Navidi Pages 197-224

    Nowadays environment of each person is dominated by massive amounts of different advertising messages in the society that is produced and presented with the aim of influencing on different segments of society from various media. Advertising has a profound effect on shaping people's consumption behavior, so these advertising messages have various positive and negative effects on social relations. The purpose of this study was to evaluate the impact of television advertising on increasing consumerism and consequently to the reduction in emotional attachment of individuals. This research is practical in terms of research purpose and is Experimental Research in terms of its nature and is survey in terms of research strategies. The statistical population of this research is people in the city of Rasht that are exposed to television advertising. So for examining hypotheses, a questionnaire was distributed among 309 participants. To test the hypothesis, is used correlation method and structural equation modeling and typically SPSS 20 and AMOS 22 software. The results indicate that the pressure of advertising have a significant effect on the consumerism, Attitude to advertising and emotional attachment variables. Also the influence of advertising attitude on consumerism and the influence of consumerism on emotional attachment has been proven. On the other hand findings of this study indicate that Attitude to advertising had no significant effect on emotional attachment.

    Keywords: Advertising pressure, consumerism, Attitude to advertising, Emotional attachment
  • Asadollah Babaiefard*, Amin Heydarian Pages 225-250

    This study investigates the impact of the Internet on Cultural Capital and creating Online Cultural Capital in Virtual Space. In this study, the theories of Manuel Castells and Howard Rheingold on Internet and Cyberspace and the theory of Pierre Bourdieu on Cultural Capital are used as Theoretical Frameworks of Research. The research method is Social Survey Method and studied statistical group is the students of Kashan State University and Kashan Medical Sciences University in 2013-14 academic year, that among them, using Cochran's formula, 380 people are selected, as the Sample Size. The results of this study Show that there is direct and significant correlations between the variable of Cultural Capital and various dimensions of using Internet, that is the variables of “Duration and extent of use of the Internet”, “Proficient in the use of internet”, “The Use of Internet Scientific Sites”, “The Use of Internet Art Sites”, “Shopping Internet Cultural Goods” and “The Use of Virtual Social Networks”. Also, the results of the Regression Analysis and Path Analysis shows direct impact of the variables of “Proficient in the use of internet”, “The Use of Internet Scientific Sites”, “Shopping Internet Cultural Goods” and “The Use of Internet Art Sites” on the variable of “Cultural Capital”.

    Keywords: Internet, Cultural Capital, Cultural Taste, Shopping Internet Cultural Goods, virtual social networks
  • Jamal Mohammadi*, Bahman Bayangani Pages 251-277

    In contemporary consumer society, people pay attention to their health and happiness, because any social and cultural activity and any form of self-construction is bodily oriented. Body management, in its complicated form, is completely pervasive among most of the social classes and groups. This research is about to study the contexts and reasons of people’s interests in consuming medical commodities and drugs among Sanandaj inhabitants. So the theory of consumer society is the theoretical framework of this research. The method of study is grounded theory and the data were gathered by way of individual deep interview, as a qualitative technique. Theoretical-purposeful sampling was selected to select the interviewed. The findings show that social-normative expectations and financial-cultural challenges are facilitating contexts, while commodification of health and beauty and consumerism are casual conditions of this phenomena. Gaining social approval, social opportunities and identification are the main reasons, moreover, commodification of body, individualization of identity and mental disorders are the most important consequences of this phenomena.

    Keywords: body, health, Commodification, Somatic Society
  • Mehri Rafati*, Мurod Мurodov Pages 279-300

    The role and the penetration of the newspapers' publication in the Eastern countries, especially in India have considerably influenced the content and the ideas governing the journalism in Iran. This study was carried out based on the conventional content analysis to compare the content of three newspapers, Ḥabl alMatīn [The Firm Bond], Vaqāyiʿ‌i Ittifāqīyah [Chronicle of Events] and Ṣūri Isrāfīl [Seraphʾs Trumpet]. The analysis of outcomes was based, in one hand, on the content, the kind of attitude and the style of the articles, and on the other hand the general appearance and the layout of the newspapers' content. In terms of content, emphasis of the articles of all the newspapers on logging and/or hard news is similar, while the editorials were dynamic and attractive. The horizons of the newspapers under study lacked the sense of research and investigation, and were exclusively informative, with no attention to trends. The Ṣūri Isrāfīl's tendency towards critical writing originated from the Persian journalism in India and the critical editorials of Ḥabl alMatīn newspaper. In general appearance, the overview of method, style and kind of layout of the articles, there are similarities between the newspapers of the both countries such as the application of Nastaliq font, common logos and layouts along with arrangements of columns and classifying of the articles. Although most of Iranian researchers believe the impact of the Western journalism over the Iranian one, this study showed that the writing style and the general appearance of Iranian newspapers predominantly follow the same trend of journalism in the East. Lack of tendency of journalists towards analysis and commentary; their more attraction to hard news and no attention to processes; along with no attempt to exit from the historical framework and avoid the deconstruction within their professional work imply the professional and stylish similarities within the Iranian journalism and the Eastern countries, especially the Persian journalism in India.

    Keywords: Oriental journalism, Ḥabl alMatīn, Ṣūri Isrāfīl, Indian Journalism