فهرست مطالب

15 خرداد - سال شانزدهم شماره 58 (زمستان 1397)
  • سال شانزدهم شماره 58 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سخن سردبیر
  • مظفر نامدار صفحات 23-38

    15 خرداد 1342 آغاز جنبش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای در ایران بود که مرجعیت، نظام پادشاهی، حکومت مشروطه سلطنتی، غرب‌پرستی و سکولاریسم را به چالش کشید. اصول راهنمای این جنبش اعتماد راسخ به توان دین اسلام و سنت اجتهادی فقه شیعه در حل مسائل و مشکلات جهان امروزی و پیوند ناگسستنی سیاست با دیانت بود. از نظر آموزه‌های این جنبش، هر مسلمانی فارغ از حصارهای فرقه‌گرایی، قوه و قابلیت آن را دارد که با بررسی مسائل و ارزیابی براهین و مطالعه گذشته و حال، حقیقت و واقعیت حیات اجتماعی خود را تشخیص داده و نوع حکومت و حاکمیت خود را تعیین کند. نوع نگاه امام خمینی، به توانایی‌های تولیدی فقه شیعه در حوزه اجتماعی اصالت بخشید و این اصالت‌بخشی شرایط را برای پیروزی انقلاب اسلامی ایران آسان کرد. انقلاب اسلامی طیف گسترده‌ای از تغییرات را با خود به همراه آورد و به فرهنگ اسلامی شکل نوینی بخشید و آرمان «تشکیل تمدن نوین اسلامی» را امکان‌پذیر ساخت. این دگرگونی فرهنگی، مسیر جامعه در حال پیشرفت ایران اسلامی را در چهل سال گذشته هدایت کرد و اکنون ایران در پرتو این هدایت یکی از مردمی‌ترین کشورهای منطقه و بلکه جهان می‌باشد. این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که اگر یک نظام اجتماعی زنده، متحرک و پویا، همزمان با پویایی، شرایط تداوم پویایی خود را بازتولید نکند نمی‌تواند مدت چندانی همچنان یک نظام پویا و تولیدکننده باقی بماند. بنابراین شرط تولیدکنندگی انقلاب اسلامی بازتولید شرایط تولید است...

  • تنها گزینه در گرانیگاه چله انقلاب اسلامی: استقلال یا وابستگی؟! / با تمرکز بر دیدگاه های رهبر معظم انقلاب اسلامی
    سید حامد پورمحب حسینی صفحات 39-59

    وقوع، بقا، شکوفایی، بالندگی، اقتدار و پیشرفت همه‌جانبه انقلاب اسلامی تا حصول به تمدن نوین اسلامی، صیرورت و حرکت مستمر خویش را در جهان متلاطم تداوم بخشیده است. انقلابی که رهین مجاهدت ملت ایران و رهبری حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) گردید. شعارهای اصلی ملت ایران «نه شرقی نه غربی؛ جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که نشان‌دهنده عمق بصیرت، آگاهی، بیداری و اراده و در واقع عمق خواسته ملت ایران بود. از مولفه‌ها و ارکان اساسی انقلاب اسلامی که در خواست و اراده ملت ایران متبلور شد، مفهوم «استقلال» بود. استقلال همه‌جانبه که مبنا و بنیان آن نفی سلطه استکبار جهانی و استبداد برآمده از آن (سلطنت پهلوی) بود؛ استقلال همه‌جانبه که در حقیقت بنیان ترسیم، تدوین و تحکیم مرزهای خودی در قلمرو اعتقادی، فکری، فرهنگی، سیاسی، جغرافیایی و اقتصادی در برابر سلطه غیر خودی و دشمن گردید. استقلال و هویت ملی در عصر پیش از انقلاب اسلامی بر باد رفته و غیر قابل تصور و تصدیق بوده است. مغزافزار کشور، مناسبات ملک و مملکت، نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کشور، مناسبات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ایران، به دست اجانب و تربیت‌یافتگان و عوامل دشمن طرح‌ریزی، برنامه‌ریزی و اجرا می‌گردید. تحقیر مردم و حکومت ایران، نابودشدن ظرفیت‌های انسانی و طبیعی، استثمار فکری و برنامه‌ریزی راهبردی برای اضمحلال گذشته و آینده یک ملت، همراه با متلاشی ساختن استقلال و تضعیف هویت ایرانی- اسلامی و از همه بدتر تسلط بیگانگان بر تمامی ارکان کشور، روایت غمبار تاریخ معاصر ایران است. انقلاب اسلامی این نظم هویت‌گریز و استقلال‌ستیز را متلاشی کرد و نظمی نوین بر اساس باورها و اعتقادات مردم پی افکند. گوهر گرانبهای استقلال که رهین مجاهدت و ایثار ملت ایران گردید، در چند دهه حیات نظام اسلامی مورد هجوم سازمان‌یافته استکبار قرار گرفته است و اکنون در گرانیگاه یا مرکز ثقل پایان چله انقلاب اسلامی و آغاز دهه پنجاه، ملت ایران همچنان در آزمون دو گزینه‌ای «استقلال» یا «وابستگی» قرار دارد. یعنی آزمونی که دو جهت بیشتر ندارد: یا ایستادگی و دفاع از آزادی، تمامیت ارضی، آبادانی، پیشرفت، سربلندی و استقلال ایران یا وادادگی، تسلیم، اسارت، سازش، کرنش، عقب‌ماندگی و واپسگرایی و وابستگی به دشمنان. این نشان می‌دهد که تبیین مفهوم استقلال و ارزش والای آن و مضرات وابستگی و نتایج آن در هر زمان ضرورت ویژه‌ای دارد. هدف این مقاله، تبیین اجمالی اثرات این دو پدیده در چشم‌انداز تاریخ تحولات دوران معاصر به خصوص از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی است. به دلیل حضور ایشان در سطوح گوناگون مبارزات نهضت اسلامی و در جایگاه‌های مهم مسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی و رصد مسائل کشور، ترسیم و تبیین عمیق و مبتنی بر واقعیت تاریخی از مجاهدت توان‌فرسای ملت ایران برای کسب استقلال و قطع وابستگی به دشمنان و واکاوی روند تحولات و عمق‌بخشی به تحلیل و شناخت مردم و سیطره بر مبانی تئوریک انقلاب اسلامی و مرزبندی آن با دشمنان و آشنایی با چرایی دشمنی چهل‌ساله استکبار جهانی با ملت ایران؛ نظرات و دیدگاه‌های ایشان می‌تواند مبنای فهم گرانیگاه انقلاب اسلامی در چهل سال گذشته باشد.

  • اختراع های مسئله ساز صهیونیستی / معرفی و نقد کتاب اختراع قوم یهود
    علیرضا سلطانشاهی صفحات 63-73

    «پساصهیونیسم» به عنوان یک واژه جدید در ادبیات سیاسی حول موضوع فلسطین و صهیونیسم، بیشتر در دهه 1990 میلادی، مطرح شد. از یک منظر این واژه بیانگر یک نقد درون‌گفتمانی نسبت به ایدئولوژی و عملکرد صهیونیسم بود و از منظر دیگر خروش در قبال جنبشی که از همان ابتدا مسیر خطا پیمود و هم‌اکنون پس از یک تجربه دردناک و خسارت‌بار از جنگ و خون‌ریزی، هیچ راهی جز اعتراف به این اشتباه و جبران خسارات ندارد. در کنار واژه «پساصهیونیسم» به عنوان ترجمه دم‌دستی از واژه غربی پست‌صهیونیسم، واژ‌گان مشابه دیگری به این واژه نیز وجود دارند که به نوعی مدعی تجدیدنظرطلبی در مفهوم و ایدئولوژی صهیونیسم هستند. واژ‌گانی همچون «منتقدان صهیونیسم» و «مخالفان صهیونیسم» که هر یک تعریف جداگانه و خاصی در دوره خود داشته‌اند. موشه منوهین، المر برگر، آلفرد لیلینتال، اسرائیل شاهاک، ایلان پاپه، بنی موریس، گیلعاد اتسمون و... همگی در شمار افرادی هستند که به نحوی پروژه صهیونیسم و حتی اندیشه انحرافی یهودیت را از زوایای مختلف به نقد می‌کشند؛ و برای اثبات مدعای خود آثار مفصلی در خارج و داخل رژیم صهیونیستی منتشر کرده‌اند. لازمه قضاوت در این متون، فهم و درک پیام و عمق نگاه آنهاست و نمی‌توان بدون توجه به این مهم، همه را به یک دیده در مسیر مبارزه با صهیونیسم و یهودیت منحرف از شریعت حضرت موسی (علیه‌السلام) تایید کرد یا همه را به یک چوب راند. جریانی همچون «نتوری کارتا» به عنوان یکی از مهمترین تشکل‌های ضد صهیونیستی در میان یهودیان نیز که با هدف محو رژیم صهیونیستی همچون جمهوری اسلامی، شکل گرفته است، در امریکا و سایر نقاط جهان و حتی رژیم صهیونیستی فعالیت‌های گسترده و متنوعی دارد ولی تاکنون حتی یک‌بار از سوی صهیونیست‌ها که تمام فعالیت‌ها علیه خود را در دنیا رصد کرده و با آن به مقابله برمی‌خیزند، مورد هجمه، محدودیت یا تهدید قرار نگرفته است. اصالت و سلامت چنین حرکتی حداقل از نحوه برخورد صهیونیست‌ها با آن محل تردید است. کتاب اختراع قوم یهود اثر شلومو ساند بهانه‌ای خواهد بود که ضمن معرفی دیدگاه و محتوای مندرج در این اثر، مروری اجمالی بر تعاریف و شمول جریان‌های منتقد، مخالف یا آسیب‌شناس صهیونیسم داشته باشیم.

  • سید حمید روحانی صفحات 77-95

    پیش از پرداختن به نقد نادرستی‌ها، خلاف‌گویی‌ها و تحریف‌گری‌ها در کتاب الف لام خمینی یادآوری چند نکته بایسته است:1٫ در نقد و بررسی کتاب الف لام، سخن بر سر این نیست که نویسنده آن روی چه انگیزه‌ای به نگارش این کتاب دست زده است؛ آیا این نگارش بر پایه نقشه و برنامه سازمان‌یافته و حساب‌شده‌ای بوده است که سازمان‌های جاسوسی و فراماسونری و باندهای مرموز تخریب و تحریف تاریخ انقلاب اسلامی کارگردانی کرده‌اند یا ریشه در دیدگاه گژاندیشانه و جناحی جناب نویسنده دارد؟ بی‌تردید آفتاب برای همیشه پشت ابر نمی‌ماند و به زودی نقشه‌ها و دسیسه‌ها برملا می‌گردد، زمستان پایان می‌یابد و سیاهی بر ذغال می‌ماند. لیکن بایستی به این نکته توجه داشت که جریان‌های مرموزی که دنبال دشمنی با امام و تخریب چهره او هستند اگر کتابی علیه او می‌نوشتند تا او را در تاریخ بدنام کنند بهتر از آنچه را که در کتاب الف لام آمده است، نمی‌توانستند ارایه دهند. به ویژه با در نظر گرفتن این نکته که دشمن به درستی دریافته است که برای خدشه‌دار کردن چهره امام باید زیر پوشش ستایش ضربه زد. بنابراین کتاب الف لام خمینی چه از روی نادانی و ناآگاهی و نگرش جناحی و چه بر پایه برنامه سازمان‌یافته و خائنانه به رشته نگارش کشیده شده باشد، از کتاب‌هایی است که اغراض دشمن را پی گرفته و آب به آسیاب دشمن ریخته است.2 در شماره پیش فصلنامه پانزده خرداد (شماره 57) در بخش دوم نقد الف لام، یادآور شدم که عناصر مرموز و خیانت‌پیشه که از امام(سلام‌الله‌علیه) دلی پرکین و چرکین دارند و از نوشته شدن تاریخ بدون غرض‌ورزی و دروغ‌پردازی، سخت بیمناک‌اند، از کتاب الف لام استقبال می‌کنند و حتی این پیش‌بینی را نیز کردم که چه بسا آن را به عنوان کتاب سال به نمایش درآورند. این پیش‌بینی چه زود جامه عمل پوشید و دیدیم که برجامی‌های بی‌وطن و دروغ‌گویان فریب‌کار مکار که در دروغ‌پردازی گوی سبقت را از خدایان دروغ ربوده و کذاب قرن لقب گرفته‌اند، شتاب‌زده به صحنه آمدند و کتاب الف لام را به عنوان کتاب برگزیده سال مورد ستایش قرار دادند و به نویسنده آن، بابت نسبت‌های ناروایی که در این کتاب به امام داده است، جایزه دادند و از او قدردانی کردند. اگر جز این بود، چگونه شدنی است کتابی که هنوز بیش از یک سال از انتشار آن نگذشته است در میان صدها کتابی که برای به دست آوردن امتیاز در صف انتظارند، کتاب الف لام- خارج از نوبت- به اصطلاح مورد ارزیابی قرار بگیرد و برگزیده شود و امتیاز بگیرد؟! و اکنون نیز پیش‌بینی می‌کنم دیری نپاید که این کتاب از سوی غرب‌باوران خودفروخته و عناصر ضد انقلاب که قبله‌گاهشان کاخ سفید است، مورد ستایش و قدردانی قرار بگیرد و بوق انگلیسی بی‌بی‌سی به تفسیر و تجلیل آن بپردازد و این اثر سطحی و سخیف را منبع معتبر تحریف و تخریب شخصیت امام قرار دهند و هر جا که یاران راستین امام، اشکالی و اعتراضی وارد کردند، برگزیده شدن این کتاب در جمهوری اسلامی را چماقی برای خباثت‌های خود سازند.

  • سید محمد میرصالحی صفحات 97-116

    بعضی از کتاب‌ها بیشتر از آن‌ که خودشان مهم باشند نام و شهرت نویسنده‌شان مهم است. نتایج انقلاب ایران هم حتما یکی از این کتاب‌هاست که نیکی کدی در سال 2003 و در سن 73 سالگی آن را نوشت. نتایج انقلاب ایران در اصل تکمله‌‌ای است سه فصلی بر کتاب ریشه‌های انقلاب ایران که در سال 1981م نوشته شده است و هر دو به سفارش دانشگاه ییل که دانشگاهی خصوصی و امریکایی‌ست. در این نوشتار ضمن بازخوانی شبکه ارتباطات انسانی نیکی آر کدی، به زمینه‌های نگارش کتاب نتایج انقلاب ایران و خوانش انتقادی محتوای آن خواهیم پرداخت.

  • صفحات 159-198

    روجر کیران و توماس کنی دو تن از پژوهشگران انقلاب اکتبر روسیه در خصوص فروپاشی شوروی معتقدند فروپاشی اتحاد شوروی به علت بحران اقتصادی یا به سبب قیام مردم رخ نداد بلکه به علت اصلاحات در بالا به وسیله دو جریان عمده درون ساختار حاکمیت اتفاق افتاد؛ دو گرایش متفاوت که در ساختار حزب کمونیسم نهادینه شد و سازمان قدرت را شکل می‌داد. یک جریان گرایش پرولتری (کارگری) و بورژوایی (سرمایه‌دار) و جریان دوم گرایش دموکراتیک (مردم‌‌گرا) و بوروکراتیک (دولت‌گرا). به اعتقاد آنها، سیاست‌های گورباچف اگرچه گریزناپذیر بود اما در فراهم کردن شرایط فروپاشی انقلاب اکتبر تصادفی نبود، بلکه بیش از هر چیز ناشی از نفوذ فرصت‌طلبان و سازشکارانی بود که از دیرباز در ساختار سیاسی شوروی رخنه کرده بودند و با گورباچف به قدرت رسیدند و شرایط را برای فروپاشی شوروی فراهم ساختند. روش اعتبارزدایی از نظام شوروی و تهی کردن آرمان‌های انقلابی این نظام، صرف‌نظر از محتوای سست، ضعیف و مادی‌گرای آن، اکنون می‌تواند درس‌های گرانبهایی به همراه داشته باشد. خط فرصت‌طلبی و خط سازشکاری نطفه دیرپایی در سیاست‌های ضد انقلابی در جنبش‌های اجتماعی است. فروپاشی هیچ یک از انقلاب‌های بزرگ و جنبش‌های مردمی، مقدر و از پیش مقرر نبوده و نیست. اما خط سازش و خط فرصت‌طلبی روند بازگشت به شرایط پیشاانقلابی را در قالب‌های به‌ظاهر جذاب و اصلاح‌طلبانه آنچنان تئوریزه کرده و آگاهانه گروه‌های اجتماعی معینی را برای پشتیبانی از خط سیاسی خود ساماندهی می‌کند که عادی‌ترین شکل فروپاشی جنبش‌های مردمی نهادینه شود. راست است که گفته‌اند آزاردهنده‌ترین وجه فروپاشی انقلاب‌ها از بسیاری جهات، فرصت‌طلبی و سازشکاری نیست که از درون نیروهای به‌ظاهر انقلابی سر بر می‌آورد بلکه آزاردهنده این است که جریان انقلابی نتواند جریان‌های فرصت‌طلب و سازشکار و سیاست‌های فرصت‌طلبانه و سازشکارانه را در هسته نظام انقلابی شناسایی و خنثی سازد؛ یعنی نظام انقلابی و انقلابیون، فاقد هوشیاری و اراده پولادین برای مقابله با فعالیت‌های آشکار و پنهان سازشکاران و فرصت‌طلبان باشند و درهای کشور را به روی این خط باز گذارند. تاریخ مطالعه جنبش‌های اجتماعی به ما می‌آموزد که رصد پیوسته روزنه‌های رخنه فرصت‌طلبان و سازشکاران در هسته انقلاب، یک ضرورت عقلی و تاریخی خط انقلابی و خط مقاومت است. امروز خطرناک‌ترین آفتی که می‌تواند هسته انقلاب اسلامی را تهدید کند و به آرمان‌های انقلاب اسلامی آسیب رساند نفوذ جریان سازش در ساختار دیوانسالاری جمهوری اسلامی است. فصلنامه پانزده خرداد در جهت ایفای رسالت انقلابی خود، هر از گاهی این موضوع و موضوعات مشابهی را که می‌تواند کمین‌گاه روزنه‌های رخنه در آرمان‌های انقلاب اسلامی باشد در معرض گفت‌وگوی صاحب‌نظران قرار می‌دهد. گفت‌وگوی حاضر نیز محصول نشست صمیمی با تعدادی از اساتید صاحب‌نظر در حوزه و دانشگاه است. بازخوانی شیوه‌های رویارویی خط مقاومت و خط سازش بی‌تردید یکی از نقطه‌های کانونی راهبردهای انقلاب در آغاز دهه پنجاه انقلاب اسلامی است که امیدواریم برای فهم ویژگی‌های دو خط مقاومت و سازش راهگشا باشد. از بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی و رئیس فرهیخته آن حجت‌الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی که اجازه پالایش و استفاده از این متن را در فصلنامه پانزده خرداد صادر کردند، سپاسگزاریم.

  • قیام فراموش شده / جستاره ایی پیرامون قیام 17خرداد سال 1354 فیضیه
    صفحات 215-289

    وقتی طرح حکومت اسلامی امام در سال 1348 در قالب یک نظریه منسجم و بدیل نظام پادشاهی مطرح شد، روحانیان مبارز حوزه‌های اسلامی نیز بیش از گذشته ایده و انگیزه براندازی را جدی گرفتند. حمله به شخص شاه در اعلامیه‌ها و تظاهرات روحانیان و طلاب- به رغم خفقان حاکم- بیش از گذشته مطرح و دنبال شد و این در شرایطی بود که هرگونه نیش و طعنه و گوشه و کنایه به شاه، در حکم انتحار بود و کسانی که در اعلامیه‌ها و نوشته‌های خود شاه را مورد انتقاد و اعتراض قرار می‌دادند، در واقع حکم اعدام خود را امضاء می‌کردند. حماسی‌ترین و توفانی‌ترین خیزش و خروش ملت ایران در نفی نظام پادشاهی در خرداد 1354 در فیضیه قم روی داد. در این قیام خونین که در تاریخ‌نگاری دوران معاصر به کلی فراموش شد، طلاب و روحانیان با شعارهایی انقلابی و بنیان‌افکن از جمله مرگ بر شاه قاتل، ‌مرگ بر شاه مزدور، از پهلوی بیزاریم و... به تظاهرات دست زدند و رژیم شاه را به چالش کشیدند...

    کلیدواژگان: سید حمید روحانی
  • محمدحسن رجبی صفحات 223-235

    رساله‌ای که فرا روی خوانندگان گرامی قرار دارد رساله کوچک و کم‌نظیر، بلکه بی‌نظیری از سید صدرالدین صدر در شیوه‌های نفوذ استعمار انگلیس در سرزمین‌های اسلامی است که در شهر نجف اشرف نوشته شده و در روزنامه فارسی‌زبان شمس که به مدیریت سید حسن شمس در اسلامبول منتشر می‌شد، به تاریخ 6 صفر 1329ق (16 بهمن 1289ش) در شماره 10، سال سوم آن روزنامه (البته هفته‌نامه) انتشار یافته است. نویسنده مقاله از خاندان مشهور علمی صدر و فرزند سید اسماعیل صدر، از مراجع معروف شیعه عتبات عالیات و از شاگردان میرزای شیرازی است که پس از رحلت میرزا، از سامرا به کربلا مهاجرت کرد و در آنجا به تدریس و تعلیم پرداخت و حوزه علمیه مهمی را در آن شهر مقدس تشکیل داد. وی شاگردان مبرزی تربیت نمود که از جمله آنها می‌توان به میرزای نائینی، سید شرف‌الدین عاملی و حاج سید حسین فشارکی اشاره کرد...