فهرست مطالب

  • پیاپی 29 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه الهامی*، راضیه میرشکار صفحات 1-24

    آیین سوگ رسم رایجی است که به قدمت وجود بشر در میان هر قومی ریشه دارد و با آداب و رسوم و شعر و ترانه های خاص عجین شده است. مردم سیستان عمدتا با تاسی از فرهنگ روستایی از شعر و ترانه برای حفظ و احیای آیین های سوگواری بهره وافی برده اند. ارده خوانی، رووایی خوانی یا رباعی خوانی سوگ سروده ای است با آهنگی بسیار سوزناک و حزن انگیز که به صورت آوازه خوانی در مراسم عزاداری در سیستان اجرا می شود. این مقاله با روش کتابخانه ای و مصاحبه حضوری با گویشوران متعدد به بررسی ارده خوانی و کاربردهای آن در آیین سوگ سیستان پرداخته است و با معرفی ارده خوانی و رووایی خوانی، وجه تسمیه آن، تاریخچه، مجریان، شیوه اجرا، زمان و مکان اجرا نشان می دهد که مردم سیستان بسیار پایبند به اجرای آیین سوگواری با گویش بومی خود هستند و این مسئله در فرهنگ آنان جایگاه والایی دارد. مقایسه آن با گونه های دیگر در مناطق مختلف ایران، نقش محوری ترانه و ترنم را در اساسی ترین مسائل زندگی اقوام کهن ایرانی نشان می دهد. همچنین، این مقاله با ذکر نمونه هایی از رباعی های سیستانی وزن، قافیه و ردیف، قالب، زبان، محتوا و ویژگی های ادبی آن را بررسی کرده است. استفاده از آهنگ و ترانه برای التیام دادن به لحظه های سرشار از غم و اندوه در بین مردم سیستان گویای ذوق سلیم و طبع لطیف این قوم در حاشیه کویر است

    کلیدواژگان: ارده خوانی، رباعیخوانی، فرهنگ عامه، سوگ سروده، سیستان
  • اعظم بابایی، یحیی کاردگر* صفحات 25-48

    منظومه های قضا و قدر از آن دسته آثاری هستند که در دوره زمانی صفویه تا قاجاریه با محوریت تفکر جبری و در قالب طرح یک داستان سروده شده اند. بیشتر این منظومه ها به صورت نسخه خطی در دست است و تعداد آن ها به بیش از 20 مورد می رسد. در این مقاله 4 نسخه چاپی و 11 نسخه خطی این منظومه ها از دیدگاه بررسی عناصر فرهنگ و ادبیات عامه بررسی شده اند. با وجودی که منظومه های قضا و قدر در قالب ادبیات رسمی و با محوریت یک موضوع کلامی و فلسفی سروده شده اند، مشخصه های زبانی و محتوایی آن ها ثابت می کند که منبع الهام اصلی این متون، فرهنگ و ادبیات عامه است. نوع برخورد سطحی با موضوع چالش برانگیز قضا و قدر و عاری بودن متن از استدلال های پیچیده فلسفی؛ ترویج تفکر تقدیرباوری در این منظومه ها؛ بازتاب عناصری از فرهنگ و ادبیات عامه، مثل زبان و بیان ساده؛ وزن عامیانه این آثار؛ انعکاس باورهای خرافی مثل اعتقاد به بخت و اقبال؛ توصیف برخی از سنت های مردمی، بازتاب برخی از رفتارهای عامه و توصیف شخصیت ها و مکان هایی از متن و بطن زندگی عامه از نشانه های تاثیرپذیری منظومه های قضا و قدر در ادبیات عامه است. منظومه های قضا و قدر از نظر بوطیقا و ساختار داستانی نیز کاملا منطبق با ساختار قصه های عامیانه هستند. ضعف پی رنگ؛ ضعف حقیقت مانندی؛ اهمیت حادثه پردازی؛ شخصیت های ایستا و قالبی؛ ابهام زمان و مکان و روایت داستان از زاویه دید دانای کل از ویژگی های است که این منظومه ها را با قصه های عامیانه پیوند می دهد.

    کلیدواژگان: دوره صفویه، منظومه های فارسی، منظومه های قضا و قدر، ادبیات عامه، قصه های عامیانه
  • امیرعباس عزیزی فر*، محمود کمالی صفحات 49-68

    در این پژوهش که به صورت توصیفی تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای به شیوه اسنادی صورت گرفته است، پژوهشگران سه قصه داراب نامه طرسوسی، حمزه نامه و امیر ارسلان نامدار را برگزیده اند. دلیل گزینش این قصه ها، علاوه بر ناموری آن ها، میزان بسامد کارکرد وزیران در آن ها بوده است. هدف از این پژوهش، بازنمایی سیمای وزیران در نقش یکی از مهم ترین کنشگران قصه های عامه است تا بدانیم آنان در روند قصه چه رفتارهایی را انجام می دهند و این کنش ها تا چه میزان در روند قصه تاثیرگذار است. به تبع این اهداف، پرسش های پژوهش این است که چه دسته بندی ای از کنش های وزیران در قصه های عامیانه فارسی می توان به دست داد و این نقش ها برخاسته از چه مسئله یا مسائلی است. آیا بازتاب رخدادها تاریخی و اجتماعی است یا اینکه این نقش ها به صورت ثابت و تیپیک در همه قصه ها یکسان تصویر می شود. نتایج پژوهش نشان داد که وزیران در دو طیف قرار می گیرند: یکی موبد وزیر است و دیگری سپاهبد وزیر. از این منظر نقش وزیر نخستین مشاور فرهنگی، اجتماعی و قضایی است و دیگر وزیر مشاور نظامی (وزیر جنگ) است. بر اساس این دسته بندی، وزیر نخست (موبد وزیر) کردارهایی همچون طالع نگری، عقد ازدواج، سفارت، میانجی گری، خواب گزاری، رایزنی سیاسی، درمانگری و طلسم و طلسم گشایی را به انجام می رساند و دیگر وزیر بیشتر به صورت رایزن نظامی و در مواردی توطئه گری و خیانت خود را نشان می دهد. تفاوت وزیران قصه امیر ارسلان نامدار با وزیران دو قصه دیگر در این است که دسته بندی ذکر شده در باب این وزیران به کار نمی رود. در این قصه وزیر به صورت وزیر دست راست و وزیر دست چپ تصویر می شود که وزیر دست راست خوش قلب، مصالحه گر، پاک سرشت و البته، هواخواه قهرمان قصه است و دیگر وزیر، فردی بدسرشت، توطئه گر و ضد قهرمان است. دو قصه نخست داراب نامه و حمزه نامه به شدت بازتاب دهنده رخدادهای تاریخی و اجتماعی دوره ساسانی است و قصه امیر ارسلان مربوط به دوره معاصر (دوره قاجار) است.

    کلیدواژگان: قصه عامه، کنش و منش وزیران، داراب نامه طرسوسی، حمزهنامه، امیر ارسلان نامدار
  • محمدرضا شریعتی راد، غلامحسین شریفی ولدانی*، اسحاق طغیانی اسفرجانی صفحات 69-92

    آیین ها ازجمله مناسکی هستند که سبب گردهمایی مردم و حفظ و بازتولید بن مایه های فرهنگی در هر قوم می شوند. در میان مردمان کهگیلویه و بویراحمد آیین هایی وجود دارند که ضمن ریشه داشتن در ایران باستان، بن مایه های گیاهی را نیز نشان می دهند؛ از جمله این آیین ها که امروزه نیز گاه با همان سبک و سیاق گذشته انجام می شود، می توان به آیین پل برون و شربه خوانی، قربانی، بلاگردانی و چاله گرم کنون اشاره کرد. آیین پل برون در فقدان همسر انجام می شود که زنان موهای خود را پس از گشودن می برند و در زیر درخت بلوط دفن می کنند. در آیین قربانی، حیوان مورد نظر زیر درخت بلوطی در بالای کوه و یا در زیر بوته ای در کنار رودخانه قربانی می شود تا خون آن به نشانه باروری زمین ریخته شود. در آیین بلاگردانی نیز ضمن بستن تکه پارچه هایی به درخت برای رفع چشم زخم، از گیاهان کوهی نیز برای بلاگردانی استفاده می شود. در آیین چاله گرم کنان، ضمن بردن سبزه بر سر قبور در پیش از عید نوروز، آشی با هشت چوب بلوط پخته و در بین مردم اهالی تقسیم می شود. هدف این پژوهش، تحلیل بن مایه های گیاهی در آیین های مردمان  کهگیلویه و بویراحمد، با توجه به جنبه های ادبی این بن مایه ها در اشعار محلی آن هاست. این پژوهش به شکل بنیادی، بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده است. بسیاری از بن مایه های گیاهی مانند پل بران، بلاگردانی و دود دادن، ریختن خون بر خاک در آیین قربانی و بردن سبزه بر سر، در آیین های مردمان کهگیلویه وبویراحمد نمودی اساطیری دارد که در فرهنگ ایران باستان یافت می شود.

    کلیدواژگان: آیین، مناسک، بنمایه های گیاهی، مردمان کهگیلویهوبویراحمد
  • حسین بیات، محبوبه حیدری، شهناز رحیمی فرد* صفحات 93-112

    مفهوم قدرت و رابطه آن با ایدئولوژی یکی از مولفه های اساسی نظریه گفتمان انتقادی است. در این مقاله جایگاه و موضع قدرت ایدئولوژیکی یکی از عیاران شاه عباس صفوی به نام حسین کرد را بر اساس دو مفهوم کنش تهدید کننده وجهه و کنش حافظ وجهه در مقابل دشمنان شاه عباس بررسی کرده ایم. در کنش تهدیدکننده وجهه، حسین کرد، بی پروا به  شیوه های بیانی مختلفی، خود را در موضع قدرت و مخاطب را در موضع پذیرش قدرت قرار می دهد. در کنش حافظ وجهه نیز بسامد بالا به حفظ وجهه خود حسین کرد تعلق دارد و گاهی در رده ای پایین تر به شاه عباس تعلق می یابد. در این مقاله بر اساس دو کنش یادشده، نشان داده می شود که عیاری به نام حسین کرد، در جایگاه بسیار بالایی حتی گاه برتر از شاه عباس قرار می گیرد. به همین دلیل است که او حتی از کنش تهدیدکننده وجهه علیه شاه عباس نیز استفاده می کند. هدف این پژوهش نیز نشان دادن موضع قدرت عیاران شاه عباس و به ویژه حسین کرد با توجه به مولفه ایدئولوژی بوده است.

    کلیدواژگان: حسین کرد شبستری، گفتمان انتقادی، قدرت، ایدئولوژی، شاهعباس صفوی
  • عطیه آذرشب، اصغر عسگری خانقاه*، علی باصری، فریبا میراسکندری صفحات 113-156

    یکی از مهم ترین بخش های هر فرهنگ، ادبیات عامه است که شامل ابعاد مختلفی است. در مطالعه پیش رو با تمرکز بر فرهنگ و ادبیات عامه قوم بلوچ، قصد داریم دریابیم زنان بلوچ در حماسه های این قوم عمدتا در چه ابعادی به تصویر در آمده اند و در اجتماع و خانواده دارای چه موقعیتی هستند. به این ترتیب، هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تفسیر سازوکاری است که در فرهنگ و ادبیات عامه قوم بلوچ و به طور اخص حماسه های این قوم در نهایت، موجد موقعیت و جایگاهی خاص در ارتباط با زنان بلوچ می شود. به همین دلیل، برای دستیابی به این منظور، از روش کیفی مردم نگاری و نیز روش اسنادی بهره برده ایم. برای تفسیر بهتر داده های به دست آمده نیز برخی نظریات فمنیستی همچون فمینیسم رادیکال، فمینیسم سوسیال و نیز فمینیسم لیبرال را استفاده انتقادی می کنیم تا از این طریق دریابیم آیا مسائلی که از بطن داده ها استخراج می شود، در چارچوب های یاد شده قابل بررسی یا به نحوی دیگر قابل تفسیر است. یافته های حاصل از کاربست روش های مذکور نشان می دهد که تصویری که از زنان ارائه شده است، بر برخی ابعاد و تصاویر خاص دلالت دارد، ازجمله: بر هم زننده صلح و روابط پایدار سران قدرت؛ قدرتمند، ثروتمند و دارای جاه و مقام؛ زیرک، باهوش و باتدبیر؛ دلیر، شجاع و ستیزه جو؛ تیماردار و تسکین دهنده آلام و برهم زننده روابط خانوادگی با انجام قضاوت های نادرست. درمجموع، با تمامی مضامین به دست آمده به این نتیجه دست یافتیم که زنانی که در حماسه های بلوچی از آن ها سخن گفته شده است، دارای ارزش ها، موقعیت ها و امتیازات به نسبت یکسان با مردان هستند.

    کلیدواژگان: تصویر زن، حماسه های قومی، زن بلوچ، حماسه های قوم بلوچ، فمینیسم
  • مهناز طالبی دستنایی، فریبا قطره* صفحات 157-184

    استعاره های مبتنی بر نام جانوران در همه زبان ها و فرهنگ ها به کار می رود و می توان آن را حتی یک جهانی زبان شناختی دانست. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کاربرد استعاری نام جانوران در خطاب قرار دادن انسان و مفهوم اولیه هر جانور در دو منطقه بوشهر و شهرکرد است. در پژوهش حاضر، واژه های مربوط به خطاب و مفهوم اولیه واژه های جانوران در گویش منطقه بوشهر که در اقلیم گرم و مرطوب جنوب کشور و گویش منطقه شهرکرد که در اقلیم سرد و کوهستانی واقع شده است، در چارچوب زبان شناسی زیست محیطی بررسی می شود. برای گردآوری داده ها، خطاب و مفهوم اولیه نام 35 جانور مختص بوشهر از 100 گویشور بومی بوشهر و خطاب و مفهوم اولیه 35 جانور مختص شهرکرد از 100 گویشور بومی شهرکرد در قالب پرسش نامه بررسی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که گویشوران برداشت های استعاری شان از رفتارهای جانوران را برای توصیف خصوصیات گوناگون افراد به کار می برند؛ چنانچه در پژوهش حاضر، گویشوران دو منطقه مورد نظر از نام برخی از جانوران به عنوان خطاب برای افراد استفاده می کنند. کاربرد نام جانوران برای توصیف افراد، نشان دهنده تامل گویشوران در ویژگی ها و خلق و خوی جانوران محیط پیرامونشان است. از دیگر یافته های پژوهش می ‎توان به تفاوت در میزان خطاب در جانوران مشترک دو منطقه مختلف نام برد که محیط پیرامون، نوع و میزان ارتباط انسان و جانوران را می توان از مهم ترین دلایل این تفاوت ها برشمرد.

    کلیدواژگان: زبان شناسی زیست محیطی، خطاب، استعاره، جانور، بوشهر، شهرکرد
  • جواد بشری* صفحات 185-196

    درباره شخصیت پیچیده و پرابهام سعدی، برخی باورها و افسانه ها شکل گرفته است که بر اساس مدارک و منابع تاریخی، هسته شکل گیری برخی از آن ها را می توان در لایه ای شناخته شده و خاص از تاریخ، ردیابی و آن را به زمانی مشخص محدود کرد. یکی از این باورها که دست کم از نیمه سده هشتم هجری یا اواخر این قرن رواج داشته، ماجرای دیدار سعدی با خضر است. در اسناد سده نهم، به کسب زلال معنوی از خضر برای سعدی نیز اشاره شده است. در این نوشتار، دو سند بسیار کهن در این باره عرضه می شود که نشان می دهد این باور به زمانی کهن تر، احتمالا اواخر عهد حیات سعدی و یا در حالتی بدبینانه، اوایل سده هشتم هجری تعلق دارد. یکی از این اسناد، شعری از یکی از معاصران همام تبریزی است که در آن به اینکه سعدی «قطره ای از کام خضر» را مزیده، تصریح شده و این، کهن ترین ماخذ برای باور اخیر است.

    کلیدواژگان: سعدی، خضر، معنویت، همام تبریزی، کتابخانه مرعشی
  • مهدی حسنی باقری شریف آباد* صفحات 197-222

    ادبیات و فرهنگ عامه مردم هر سرزمین گنجینه باارزشی است که می توان در آن آداب، رسوم و شیوه نگرش به زندگی فردی و اجتماعی را جست. فرهنگ اجتماعی و سیاسی بیانگر نوع نگرش مردم به زندگی جمعی، الزامات و شبکه روابط آن در سطح فردی و جامعه انسانی است و جلوه های آن را می توان از خردترین تا کلان ترین امور زندگی یافت. این مقاله با هدف واکاوی نگرش و نوع نگاه به زیست جمعی و مسائل مرتبط با آن در ادبیات و فرهنگ عامه مردم سیرجان نوشته شده است. پرسش های مطرح شده درباره نوع نگاه به قدرت و زندگی اجتماعی و مولفه های فردی و جمعی آن در فرهنگ و ادبیات عامه مردم سیرجان است و تلاش شده است با تحلیل محتوایی واژه ها، اصطلاح ها، عبارت ها، ضرب المثل ها، قصه ها و افسانه های موجود در گویش و ادبیات عامه مردم سیرجان، به آن ها پاسخ داده شود. در نهایت، نویسنده پس از تحلیل موارد گفته شده به این نتیجه رسیده است که می توان از مواردی چون مشارکت جویی، فردمحوری، دوگانگی، پنهان کاری، مسئولیت پذیری اجتماعی، تقدیرگرایی، خویشاوندگرایی، عمل گرایی و واقع گرایی به عنوان مولفه های مرتبط با فرهنگ اجتماعی و سیاسی در فرهنگ و ادبیات عامه مردم سیرجان نام برد.

    کلیدواژگان: فرهنگ، فرهنگ اجتماعی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ عامه، گویش و ادبیات عامیانه، شهرستان سیرجان
  • محمد بهنام فر*، حسین زنگویی صفحات 223-254

    در این مقاله، عناصر زبانی فرهنگ عامه مردم خراسان جنوبی در تعزیه نامه های موجود منطقه، شامل اصطلاحات، کنایات افعال، القاب، تحسین ها، دعاها، سر صوت ها، قسم ها، کنایه ها، لالایی ها، مثل ها، نفرین ها و واژه ها استخراج و سپس هر یک از این عناصر زبانی با ذکر نمونه هایی بر اساس روش کار کتاب زبان و ادبیات عامه ایران و به شیوه تحلیلی توصیفی نقد و بررسی شده است. نقد و بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که عناصر زبانی فرهنگ مردم خراسان جنوبی به تدریج در متون تعزیه ها وارد شده و بدون تردید در آفرینش یا دست کم در بازآفرینی آن ها، تاثیری عمیق گذاشته است و زبان و بیان تعزیه ها را به زبان ساده و رایج مردم نزدیک کرده و با ارائه ابیاتی سرشار از ارزش های فرهنگی و بیانی سهل و ساده، زبان تعزیه ها را از زبان رسمی متمایز ساخته است. از سوی دیگر، توجه به کاربرد جملات و عبارات متون تعزیه ها، نشان می دهد که به دلیل ارتباط و پیوند های مناسبی که میان عناصر زبانی سازنده جمله ها وجود دارد، جملات متون تعزیه ها دارای انسجام و استحکام خوبی هستند و دارای پیام های مناسب و بیانی رسا هستند.

    کلیدواژگان: عناصر زبانی، فرهنگ عامه، تعزیه، خراسان جنوبی
|
  • Fatemeh Elhami*, Raziye Mirshekar Pages 1-24

    The local and indigenous ceremonies in Sistan region shows the rich and old culture of this region. Following the rural culture, people of this region have used poetry and songs sufficiently for maintaining and reviving the mourning ceremonies. Ardah-mourning or reading quatrain is a deeply sad and mournful song in the mourning ceremonies of Sistan. This study employs library study as well as some interviews with the informants to investigate Ardah-mourning and its uses in the mourning ceremonies of Sistan. The history, the performants, the performance, and the time and place show that people of Sistan use their own dialect for this cultural practice. Compared with other types, this practice takes the lyrics and the music as basic aspects of the ancient ethnic groups within Iran. moreover, the study analyzes the Sistani quatrains, its tone, rhythm, form, language, content, and literary features. It is general claimed that the songs and lyrics are devices to soothe the sadness among the people in Sistan.

    Keywords: Local songs, Sistan, Quatrain, Folk culture, Reciting Ardah
  • Azam Babayi, Yahya Kardgar* Pages 25-48

    The poems of fortuity are a collection of works written in the Safavid-Qajar period based on the algebraic thinking in the form of a story. Most of these poems are in the form of manuscript and they are more than 20. In this article, four prints and 11 manuscripts of these poems have been studied considering the elements of popular culture and literature. Although the poems of fortuity are written in the form of formal literature with a focus on the theological and philosophical themes, their linguistic and content characteristics prove that the main source of inspiration for these texts is the folk cultures and literature. The superficial approach to the fortuity that challenges the subject, being free  of the  complex philosophical reasoning and  the promotion of fatalism thinking in these poems,  the manifestation of popular culture and literature such as simple language and expression, the slang tone of these works, realization of superstition such as the belief in fortune, describing some popular traditions, reflecting some popular behavior, and describing personalities and places in the  popular life are some indications of fortuity poem  being  influenced by folk  literature. In terms of story structure, fortuity is also perfectly consistent with the structure of folk tales. Weaknesses in plot and verisimilitude, centrality of the events, static and dynamic characters, vague time and place and the omniscient narrative are some features that link these poems to the folk literature

    Keywords: Safavid Period, Persian Poems, Predestination, Folk literature, Folk stories
  • Amirabbas Azizifar*, Mahmoud Kamali Pages 49-68

    This study is based on the  descriptive-analytic library method. Three tales were selected for this study: Darab nama Tarsusi, Hamza nama, and Amir Arsalan Namdar. Three motifs were considered in this regard: Darab Nama has a mythical, epical, and historical motif; Hamza Nama has an epical-religious motif; and the motif of Amir Arsalan Namdar is romantic. The study, on the one hand, aims to investigate what categories of viziers' actions could be extracted from the Iranian folk stories and the factors which play role in this regard, and on the other, to pursue if these actions reveal any historical and social events or they are typical actions throughout the stories. The results of the study showed that there are two kinds of vizier; one kind is "Mobad-vizier" and another is "Sepahbad-vizier". From this point of view, the first one is cultural, social and juridical consultant and the second one is martial consultant. These two kinds of viziers are present in Darab Nama and Hamza Nama. Based on this dual division, the first vizier (Mobad-vizier) has roles such as fortune telling, wedding ceremony, ambassadorship, intercession, dream interpretation, political advisor and magic works. The other vizier, however, is a martial consultant and sometimes shows his treachery and skullduggery. Viziers in the story of Amir Arsalan Namdar are different from viziers in the other two stories. In this story, viziers are categorized as "vizier on the right hand" and "vizier on the left hand". Often the right-hand vizier is a well-mannered, kind-hearted, well-natured person and naturally the supporter of the main hero of the story. The other one, however, is an evil-minded, wicked conspirator and anti-hero. Lastly, it could be mentioned that Hamza nama and Darab nama are reflecting the social and historical events of the Sasanid era, while Amir Arsalan is related to the Qajar period.

    Keywords: Folktale, Vizier, Darab Nama, Hamza Nama, Amir Arsalan Namdar
  • Mohammadreza Shariatirad, Gholamhossein Sharifi Valadani*, Eshagh Toghiani Pages 69-92

    Rituals are among the ceremonies that bring people together and preserve and reproduce cultural monuments in every nation. Among the people of Kohgiloye Vobir Ahmad, there are rituals, rooted in the ancient Iran, that represent plant themes. Among these rituals, which are still practiced today with the same style, are the Pol Borun, reading Sharbah, the sacrificial, Balagarduni, and Chalegarm Konun. The Pol Borun ritual is performed in the absence of a woman's spouse who cuts her hair and then buries it under an oak tree. In the sacrificial ritual, the animal is sacrificed under the oak tree at the top of the mountain or under the bush by the river to shed its blood as a sign of fertility. In the ritual of Balagarduni, in addition to planting patches on the tree to keep the evil eyes away, mountain plants are also used. In the Chalegarm Konun, while taking green plants to the tombs before the New Year's Eve, some Ash (food) is cooked with eight oak sticks and then divided among the locals. The purpose of this study is to analyze the vegetative signs in the rituals of the people in Kohgiloye Vobir Ahmad and explain the literary aspects of these local poems. This research is based on the field library study, qualitative content analysis, and the semi-structured interviews. Many elements of herbal plants, such as polypropylene, mulch and smoking, sheding blood in the sacrificial rites, and pruning the graves have mythological representation in the Iranian culture.

    Keywords: Religion, Rituals, Plant Characteristics, Kohgiloye Vobir Ahmad People
  • Shahnaz Rahimifard* Pages 93-112

    The concept of power and its relation with ideology is one of the basic components of critical discourse analysis. In this article, the power position of one of Shah Abbas Safavi's chivalrous, named Hosein Kord Shabestari, is analyzed according to sthe face-threatening and face-saving acts against Shah Abbas's enemies. In the face-threatening act, Hosein Kord puts himself in the power position fearlessly and the audience in accepting the power position in different ways of expressions. In the face-saving act, there is a high frequency of face-saving acts for Hosein Kord and it sometimes belongs to Shah Abbas at a lower level. So far as these two acts are concerned, it is found that a chivalrous named Hosein Kord is in a high place, sometimes even higher than the Shah Abbas's place. This is why he uses face-threatening acts against Shah Abbas. The aim of this study is to show the position of Shah Abbas's chivalrous especially Hosein Kord so far as ideology is concerned.

    Keywords: Hosein Kord Shabestari, Critical discourse, Power, Ideology, Shah Abbas Safavi
  • Atiye Azarshab, Asqar Askari Khanghah*, Ali Baseri, Fariba Mir Eskandari Pages 113-156

    One of the most important sectors of each culture is folklore, which consists of different dimensions. The present study, focused on the culture and literature of the Baloch people, aims to recognize in what dimensions the Baloch women have been embodied in the Baloch epics; secondly, what position they have in the society and their family? Therefore, the main objective of this study is to identify and interpret the mechanism that in Baloch epics provides for a specific situation and status in relation to the Baloch women. To this aim, the qualitative and documentary methods of analysis were employed; in order to better interpret the obtained data, some feminist theories such as radical feminism, social feminism, and liberal feminism were used critically to find out whether the issues that are extracted from the data could be discussed through these frameworks. The results show that the images obtained imply some dimensions such as: adversative of peace and lasting relations between the powerful chiefs; power and wealth; intelligence; bravery, and militancy; a shelter against danger; and the adversative of the family relations by doing wrong judgments. In general, it was found that women who are mentioned in the Baloch epics have an equal value and status compared with men.

    Keywords: Female Image, Ethnic Epics, Baloch Woman, Baloch Epics, Feminism
  • Mahnaz Talebi Dastenaei, Fariba Ghatreh* Pages 157-184

    Metaphors based on animal names are found in almost all languages and cultures, and thus, they can be considered as one of the linguistic universals. The present study has investigated the metaphorical application of animal names in addressing people as well as the primary concepts of each animal name in Bushehr and Shahr-e Kord of Iran. The analyses were based on the data collected from 200 native informants (100 from each region) through the questionnaires on the forms of address as well as the primary concepts of 70 animals (35 endemics to each region).  Additionally, the morphological structures of the animal names were explored and the terms, phrases, expressions and proverbs related to each animal name were also listed. The findings show that when addressing people, native speakers, from the two areas under study, used their metaphorical interpretations of the animal’s behavior to describe different traits and characteristics of people; some animal names are, therefore, used as address forms in the two regions. This indicates the fact that the human community reflects on the behavior and the attributes of the animals in their surrounding environment.

    Keywords: Addressing, Metaphor, Animal, Bushehr, Shahrekord, Ecolinguistics
  • Javad Bashari* Pages 185-196

    There are certain ideas about the complex personality of Sa'di, most of which could be traced back to a particular historical time and place. One of these beliefs, which was common since the middle or late 8th century (A.H) is the meeting of Sa'di and Khidr. In the 9th century documents, Sa'di is said to receive some spiritual teaching from Khidr. However, there are two older documents suggesting that this belief goes further back to the last years of Sa'di's life or possibly the early 8th century. One of the documents is written by a contemporary writer of Homam-e-Tabrizi indicating that Khidr gave Sa'di the secret of immortality.

    Keywords: Sa'di, Khidr, Spirituality, Homam-e Tabrizi, Mar'ashi Library
  • Mehdi Hasani Bagheri Sharifabad* Pages 197-222

    Folklore and literature of each country is a valuable treasure which can be found in ceremonies, customs, tradition, and individual and social attitudes. Social and political culture shows the type of people's attitude toward collective life, its requirements and the network relations at the individual level and human society. Moreover, its effects can be found in the smallest and largest life affairs. The aim of current research is to study the attitudes toward collective life and its related issues in literature and folklore of Sirjan. The research questions are related to the attitudes toward social power and life and its individual and social components in literature and folklore in Sirjan. Thus, this research has tried to answer these questions using content analysis of words, terms, phrases, proverbs, tales and the existing legends in dialect and folklore of Sirjan. The findings indicate that the positive and negative elements such as participation, self-determination, duality, concealment, social responsibility, appreciation, relationships, pragmatism, realism are considered as components related to the social and political culture in folklore and literature of Sirjan.

    Keywords: Social culture, Culture, Political culture, Folklore, Folk literature, dialect, Sirjan city
  • Hosain Zanguie Pages 223-254

    In this article, the linguistic elements of folklore culture of Ta'ziyeh in Southern Khorasan are analyzed. To this aim, elements such as idioms, conjunctive verbs, titles, acknowledgments, murmurs, swear words, allegories, lullabies, proverbs, curses and words, are extracted. Then, each of these linguistic elements is presented with samples based on the method borrowed from Iranian Folklore Language and Literature and critically and analytically reviewed. The reviews show that the linguistic elements of the culture of Southern Khorasan's people are imported through the verses of Ta'ziyeh, as indigenous words, idioms, allegories, new compositions and other linguistic elements. These have undoubtedly profoundly influenced on the creation of the Ta'ziyehs, or at least the recreation of them, and has brought the language of Ta'ziyeh into the simple and common language of the people, thus, providing easy and simple expressions of cultural and expressive values. This has distinguished the language of the Ta'ziyeh from the official language. On the other hand, the texts of the Ta'ziyeh show that due to the proper links and connections among the constituent linguistic elements, the sentences in the texts of the Ta'ziyeh have a proper consistency and cohesion as well as suitable massages and expression.

    Keywords: Linguistic element, Folklore, Ta'ziyeh, South Khorasan