فهرست مطالب

ادبیات پارسی معاصر - سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 18
|
  • زهرا پارساپور صفحات 1-2

    استاد مجتبی مینوی، یکی از سرآمدان و دلسوزان عرصه فرهنگ و تمدن ایرانیست که افزون بر خدمات و اقدامات مهم فرهنگی که در زمان حیات خود داشته است، کتابخانه ارزشمندی که در حقیقت منزل شخصی ایشان بوده است به تنهایی بیان گر شان و جایگاه بلند ایشان در مجامع فرهنگی ایران و جهان است. این کتابخانه علاوه بر داشتن بیش از 20000 کتاب به زبانهای مختلف، اسناد منحصر به فردی را در مورد تاریخ و ادبیات معاصر در خود دارد که برای پژوهشگران و محققان، ذی قیمت و ارزشمندست. علاوه بر این اسناد و آثار، یادداشتهای استاد در حاشیه کتابها که حاصل تاملات عالمانه او حین مطالعه  است، نمونه هایی از نقد اندیشه و قلم معاصرانست که رنگی از بی پروایی و شجاعت برخاسته از دانش مینوی با خود دارد. در و دیوار این کتابخانه، گواهی می دهد که مینوی شخصیتی جامع الاطراف داشت و در  حوزه های مختلف علم و فرهنگ و ادبیات و زبان و هنر صاحب نظر و تجربه بود. او عاشق ایران و فرهنگ ایرانی بود اما در عین حال خارج از این مرز پرگهر شهرت و نامی بلند داشت. عباراتی که مستشرقین بر صفحات اول کتابهای اهدایی در توصیف و تقدیر از او آورده اند بیانگر جایگاه چشمگیر او در اذهان هم عصران اوست.

  • محمد دهقانی* صفحات 3-8

    نجف دریابندری را علاقه مندان به فلسفه و تاریخ و ادبیات غرب غالبا از راه ترجمه های شیوایش می شناسند. او را باید از معدود مترجمان بسیار توانایی به شمار آورد که در نیم قرن اخیر ظهور کرده اند و علاوه بر این که منظر تازه ای از فرهنگ و ادبیات غرب را به روی ما ایرانیان گشوده اند، غنا و توانایی زبان فارسی را هم  تا حد زیادی افزایش داده و ثابت کرده اند که فارسی فقط زبان شعر و افسانه و عاطفه و هیجان نیست؛ فلسفه و منطق و رمان و تاریخ و جامعه شناسی و مردم شناسی و روانشناسی و اصولا هر آگاهی و دانش دیگری را هم می توان با این زبان به روشنی و سلاست بیان کرد. همچنان که فارسی زبانان قرن های دهم تا چهاردهم میلادی وامدار مترجمان بزرگی چون بلعمی و ناصرخسرو و نصرالله منشی و رشیدالدین فضل الله و نظایر این ها بودند، فارسی زبانان امروز هم به حقیقت مدیون مترجمانی چون ابراهیم یونسی و محمد قاضی و احمد آرام و عباس زریاب خویی و نجف دریابندری و چند تنی دیگر از این دست اند.

    کلیدواژگان: نجف دریابندری، مینوی
  • سید رضا ابراهیمی*، مریم بیاد صفحات 9-29
    ادبیات مهاجرت ایران با تلفیق روایت های سنتی ادب فارسی و غرب در فضایی بینابینی و دو فرهنگی و با بهره گیری از تکنیک هایی مانند ضد روایت، مقابله با هژمونی فرهنگی و گفتمان قدرت، برخی ارزشهای غالب فرهنگی جامعه سنتی را، و یا آنچه که میشل فوکو «رژیم حقیقت» می خواند به چالش کشیده و توانسته روایت هایی با مولفه هایی منحصرا زنانه خلق نماید. در این آثار، زن به مثابه سوژه ای سرکوب شده و ابژه ای درگفتمان قدرت مردسالارنه نیست و ازطریق خلق روایت های زنانه، سوبژکتیویته ای مستقل می یابد. این مقاله سعی دارد با بررسی دو رمان آشپزخانه ای به رنگ زعفران و پسران و دیگر اجسام سوختنی و با تلفیق دو رویکرد پسا استعماری و پساساختارگرایانه، چگونگی شکل گیری روایت ها و صدای زنانه را با به چالش کشیدن هژمونی فرهنگی و روایتهای مردسالارانه و بهره گیری از «فضای سوم» فرهنگی بررسی نماید.
    کلیدواژگان: روایتهای زنانه، «رژیم حقیقت»، «فضای سوم»، ادبیات مهاجرت، هژمونی فرهنگی، نقد پسااستعماری
  • آزاده اسلامی*، سید اسماعیل قافله باشی، مهدی فیاض صفحات 31-51
    از میان شاعران صاحب سبک معاصر، سهراب سپهری شاعری است که شعرهایی با رنگ و بو و نگرش عرفانی دارد. با توجه به عرفانی بودن برخی از این اشعار و نیز سرآمد بودن سپهری در میان شاعران عصر خود، بررسی مقایسه ای میان عناصری چون عشق، غم و مرگ در اشعار سپهری و مولوی می تواند نشان دهد چه شباهت ها و تفاوتهایی در نگاه این دو شاعر وجود دارد. این سه عنصر از عناصر اصلی و مفاهیم مشترک انسانی است که نوع نگاه شاعران به این مفاهیم می تواند بیانگر تفاوت ها و تشابه های اندیشگانی آن ها باشد به خصوص که هر دو شاعر نیز گرایش و تمایلات عرفانی دارند. این پژوهش به دلیل تفاوت در حجم آثار دو شاعر کیفی است و استفاده از جدول، تنها به دلیل سامان دادن و ایجاد نظم در بررسی و تحلیل داده هاست. در این پژوهش، از تمام اشعار سپهری و سه دفتر اول مثنوی استفاده شده است. همچنین، برای رسیدن به این هدف از ابزار «تشبیه» استفاده شده است؛ زیرا تصاویر بلاغی و به ویژه تشبیه، نشان دهنده تصورات هنرمند از خود و هستی است و نسبت به بیان مستقیم این مزیت را دارد که با ناخودآگاه شاعر نیز در ارتباط است. بررسی ها در این پژوهش نشان می دهد که سپهری نسبت به مولوی، از طبیعت، به عنوان مشبه به بیشتر استفاده کرده و عالی ترین پدیده ها و عناصر را به طبیعت و عناصر آن تشبیه کرده است. این نکته، نشان می دهد که خداوند و طبیعت در تصورات سپهری و عرفان طبیعت گرای او همدوش و برابرند. درحالی که مولوی در تشبی هات خود از مشبه به های مربوط به طبیعت به گونه ای استفاده کرده است، که نشان می دهد طبیعت، بالاترین پدیده نیست و در تصورات او امری متعالی که فراتر از طبیعت و نیروهای آن است، وجود دارد. همچنین، این پژوهش نشان می دهد که نگرش مولوی و سپهری به سه بن مایه «عشق»، «غم» و «مرگ»، به هم شبیه و نزدیک است. هر دو شاعر، به غم و مرگ، نگاهی مثبت دارند.
    کلیدواژگان: مولوی، سهراب سپهری، مثنوی، تشبیه، عشق، غم، مرگ
  • فیروز اسماعیل زاده*، مهدی محقق صفحات 53-70
    مجتبی مینوی (1282-1355) از چهره های شاخص فرهنگی کشور، برآیند دو پایگاه «حوزه کلاسیک مدرسی» و «نهاد تحقیقی و دانشگاهی» است. مطالعات گسترده او در تاریخ و ادب و فرهنگ و متون سبب گردید تا با عنوان منتقدی برجسته شناخته شود. یکی از حوزه های مطالعه و تحقیق او در متن، مربوط به «تصوف و عرفان» است. نوشته های او در باب آزادی، تسامح، عبرت آموزی از تاریخ و مانند آن، بر ناظر بودن دیدگاه او در عرفان و تصوف صحه می گذارد. همین شیوه تحقیق مینوی، نگاه انتقادی او را نیز در پی دارد و تفاوت نگرش او را  با دین پژوهان و صاحب نظران حوزه عرفان و تصوف - همچون هانری کربن و سید حسین نصر که به تفکر فرا تاریخی تاکید می ورزند- آشکار می سازد.
    کلیدواژگان: مجتبی مینوی، تصوف، عرفان، دین، تسامح و آزادی
  • سپیده امیری*، ساسان سامانیان، سید علی اکبر سید ی صفحات 71-86
    در بحث از ادبیات داستانی، موجودیت و هویت شخصیت ها در بستر روایت، زمانی است که پیکربندی می یابد؛ به این معنا که به دست آوردن شناختی معتبر از یکی مستلزم شناخت دیگری نیز هست. در این پژوهش، تلاش بر این است تا از طریق شناخت استراتژی نوشتاری ابوتراب خسروی برای شکل دهی به زمان روایی داستان ها، به فهمی کیفی از هویت و موجودیت پرسوناژ ها و کنش های آنها به طور خاص و نظم موجود در روابط اجزاء به طور عام دست یابیم. این هدف با استفاده از گزیده ای از داستان های وی که در دو مجموعه دیوان سومنات و کتاب ویران به چاپ رسیده محقق خواهد شد. روش مورد استفاده تحلیل روایت است که به روابط علی و معلولی اجزا به دور از اتفاقات تصادفی می پردازد. در بخش تحلیل، چهار تقسیم بندی از حیث ارتباط زمان و موجودیت شکل گرفته است: 1-موجودیت زمانمند وابسته به جهان خارج، 2-موجودیت زمانمند یگانه در عین استحاله در نقاب، 3- سیر تکامل عینی وجود، در زمان متوقف شده، 4-موجودیت پیش و پس از خلقت در بستر نوسانات زمانی؛ و در نهایت این مقوله استنتاج شد که موجودیت اشخاص در ارتباط مستقیم با زمانمندی آنهاست که شاکله می یابد.
    کلیدواژگان: موجودیت، روایت زمانی، تحلیل روایت، ابوتراب خسروی، داستان کوتاه، ادبیات داستانی
  • فردین حسین پناهی* صفحات 87-109
    مساله زن، و نقش ها و موقعیت های فردی و اجتماعی او و بایدها و نبایدهای مربوط بدان، از موضوعات و مولفه های مهم در ادبیات داستانی معاصر است و با توجه به مولفه هایی چون زمینه و بطن فرهنگی و اجتماعی داستان ها، موازین و مولفه های حاکم بر مکتب ها و جریان های داستان نویسی، و نوع نگاه و تجربه های فکری و اجتماعی هر نویسنده، نقش و هویت زن در داستان ها شکل های مختلفی می تواند داشته باشد، چنان که از شاخصه های مهم سبکی و گفتمانی در داستان نویسی است. از این روی، مطالعه سیر تحول نقش و هویت زن در داستان پردازی معاصر، مولفه درون متنی مهم و قابل اعتمادی برای بررسی سیر (و چگونگی) تحول داستان معاصر است. از این میان، مطالعه نقش زن در داستان های هوشنگ گلشیری با توجه به جایگاه مهم و اثرگذار او در داستان معاصر، از اهمیت خاصی برخوردار است و شاخصه سبکی و فکری قابل اتکایی برای بررسی سیر داستان نویسی گلشیری است. در این مقاله پس از بررسی سیر تحول نقش زن در داستان پردازی گلشیری، برآنیم تا «سیر تحول نقش زن و میزان نمود فردیت زن» در داستان های گلشیری را به عنوان شاخصه ای قابل اتکا و درون متنی در بررسی و تحلیل سیر داستان پردازی گلشیری به کار بگیریم. نتایج تحقیق بیانگر تحول معنادار نقش و هویت زن در سیر داستان نویسی گلشیری است، چنان که مبنای قابل اتکایی برای دوره بندی داستان های اوست و از سوی دیگر، تقابل های درون ساختی و روایی خاصی را نشان می دهد که به شکل معناداری برآیند تقابل های موجود در مدرنیته ایرانی در ارتباط با نقش ها و هویت های زنان است.
    کلیدواژگان: هوشنگ گلشیری، داستان پردازی، زن، فردیت، تکنیک، گفتمان روایی
  • پروانه حلوسی*، منوچهر تشکری، پروین گلیزاده صفحات 111-123
    فرهاد کشوری یکی از داستان نویسان معاصر خوزستانی است که بستر روایی داستان هایش تلفیقی از واقعیت و خیال است. در واقع، نوعی واقع گرایی که گوشه چشمی هم به فضا و بیان سوررئال دارد. آخرین سفر زرتشت، رمانی است با فضایی تخیلی که هدف نویسنده در قالب گفتگوهای بسیار، برجسته ساختن درون مایه نیکی و دانایی بوده است. این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی به بررسی بوم گرایانه این رمان پرداخته است. نتایج نشان می دهند که بوم گرایی در تمام ابعاد آن، وجه بارز و روشن این رمان است. درون مایه داستان که حول دانایی و نیکی شکل گرفته است با طبیعت و عناصر آن پیوند خورده است، مهربانی که وجه بارز اندیشه زرتشت است در ارتباط با طبیعت برجسته شده است، ملاک مثبت یا منفی بودن شخصیت های داستانی، نحوه تعامل آن ها با طبیعت است، تقابل ها کاملا برخاسته از زیست محیط هستند و نقش ها و تصاویر نیز در تمام ارکان خانه ها و زیستگاه ها، از گل ها، درختان و حیوانات است که هر کدام نماد و نمود نکته ای در داستان هستند.
    کلیدواژگان: فرهاد کشوری، آخرین سفر زرتشت، بوم گرایی، طبیعت
  • محمد راغب*، علی راغب صفحات 125-154
    رمان فارسی محصول ورود و بروز تجدد غربی است اما زمینه های شکل گیری آن در بستر فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران فراهم بوده است تا این شکل بتواند در جریان آن پذیرفته شود. عصر طولانی و پرتلاطم ناصری (حک: 1227-1275ش.) که اجازه پیدایی گفتمانهای متعارض را در قالبهای ادبی رسمی و غیر رسمی گاه می داد و گاه نمی داد، دوره ای است که رابطه با غرب و به تبع آن تاثیرپذیری از آن بیش از پیش بر فرهنگ اجتماعی و ادبی ایرانیان اثر گذاشته است. سفر و مهاجرت بسیاری از ایرانیان از جمله خود شاه به اروپا و قفقاز و قلمرو دولت عثمانی مجرای اصلی ورود نگاه های تازه بود. قالب پژوهشی ما برای بازشناسی نخستین رمان فارسی، بر بنیاد رویکردهای جامعه شناختی ادبیات (دیدگاه های گئورگ لوکاچ و لوسین گلدمن) بنا شده است. بر این اساس، رمان با قهرمان مسئله دار تعریف می شود. در واقع، آنچه شکل رمانی را می سازد، شکل شخصیتی است که متفاوت از آثار روایی پیشینی و در تقابل با وضعیت اجتماعی تازه عرضه می شود. در اینجا با بررسی و تحلیل متنی هر سه جلد سیاحتنامه ابراهیم بیگ و مقایسه کوتاه آن با سایر آثار هم عصر خود بدین نتیجه می رسیم که در میان آثار آن دوره، تنها این اثر دارای قهرمان مسئله دار به معنای دقیق کلمه است و می توان آن را نخستین رمان فارسی دانست. اثری که عنوان سفرنامه (سیاحت نامه) دارد و با شکلهای سنتی فارسی پیوستگی هایی دارد؛ اما در قالب تازه رمان نوشته شده است.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی ادبیات، قهرمان مسئله دار، سیاحت نامه ابراهیم بیگ، نظریه رمان، گئورگ لوکاچ
  • محمدریاض رئیسی، محمدعلی محمودی*، عبدالله اویسی کهخا صفحات 155-179

    شخصیت داستانی در تعیین و تبیین تفاوت های داستان های کلاسیک، مدرن و پسامدرن نقش برجسته ای دارد. داستان کلاسیک قهرمان محور و دارای شخصیت هایی مقتدر و متمرکز است که داستان حول آن شخصیت ها می چرخد. در داستان مدرن با نوعی سوبژکتیویته مواجه هستیم و شخصیت، جهان را بین خود و دیگری تقسیم می کند اما در داستان پسامدرن شخصیت از مرکز به حاشیه رفته و تمایزی میان خود و دیگری قائل نیست. نقش هویت که در داستان مدرن برجسته بود در داستان پسامدرن کم رنگ شده و شخصیت ها دچار «من پریشی» هستند. شخصیت پسامدرن در حال سیلان، لغزندگی، هویت پریشی و گسست از قالب های ذهنی، زبانی و اجتماعی است. دلوز و گتاری دو اصطلاح «درخت» و «ریزوم» را وضع کردند و منظور از این اصطلاحات، دو نوع شیوه تفکر و اندیشه است. از نظر آن ها رویکرد درختی، عمودی، متمرکز و دارای سلسله مراتب از پیش مشخص است؛ اما رویکرد ریزومی افقی و کوچ گرایانه است و تابع هیچ اقتداری نیست. تفکر درختی نشان دهنده فلسفه «بودن» و رکود، اما تفکر ریزومی نشان دهنده فلسفه «شدن»، تفاوت، سیلان و ارتباط شبکه ای است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شخصیت ها در داستان کلاسیک و مدرن - با همه تفاوت هایی که باهم دارند- مبتنی بر رویکرد درختی اما در داستان پسامدرن مبتنی بر رویکرد ریزومی هستند.

    کلیدواژگان: شخصیت، درخت، ریزوم، کلاسیک، مدرن، پسامدرن
  • مصطفی سالاری* صفحات 181-206
    وصف در آثار ادبی اهمیت ویژه ای دارد چرا که یکی از ملاک ها و معیارهای اصلی پذیرش یا عدم پذیرش یک شعر است و هنری بودن یک شعر را می تواند رقم بزند. ملک الشعرای بهار، یکی از شاعران سنت گرای معاصر است که در اشعار خود هم به قدما نظر داشته و هم نگاه معاصر خود را نیز به پدیده های اطراف خود حفظ کرده است. در این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل جایگاه توصیف در اشعار بهار پرداخته شده است. این بررسی و تحلیل هم جایگاه شعری بهار را از منظر چگونگی وصف برای ما نشان می دهد و هم تفاوت و شباهت توصیف را در شعر بهار با قدما روشن می سازد. نتایج حاکی از آن است که بهار در وصف هم به قدما توجه داشته است و هم به معاصرین. او در اشعار تقلیدی خود بیشتر توصیفات به سبک خراسانی (توصیفات بیرونی) و توصیفات به سبک آذربایجانی (توصیفات چندباره از یک پدیده) را اساس کار خود قرار داده است. این اشعار هرچند از نظر هنری، والایی و اعتبار خود را دارند؛ اما عموما تشخص سبکی بهار را نشان نمی دهند. در اشعار غیرتقلیدی بهار، وصف با دامنه ای فراخ تر (البته با حفظ و غلبه همان توصیفات بیرونی و حسی) و با کارکردهایی دیگر مطرح است. او هم به جنبه هنری توصیفات خود توجه داشته و هم اهداف و کارکردهایی برای آن ها متصور بوده است.
    کلیدواژگان: ملک الشعرا بهار، قصاید، وصف، ماهیت و کارکردهای وصف
  • علیرضا شهرستانی*، میرجلال الدین کزازی، مسعود سپه وندی صفحات 207-234
    در گذشته ایرانیان، چرخه هستی را زمانی دوازده هزارساله می دانسته اند و این دوازده هزارسال را به چهار بخش تقسیم می کردند؛ در آغاز، جهان روشنی و تیرگی از هم جدا بود تا اینکه، اهریمنان به سرزمین روشنی تاختند و آن را به تباهی کشیدند و نیکی را با بدی درآمیختند. در دوره پایانی، قرار است که آفرینش دوباره به سمت پالودگی و پیراستگی برود و آلودگی و بدی از دنیا رخت بربندد. باور به این چرخه چندهزارساله در ذهن و ضمیر ناخودآگاه ایرانیان باقی مانده و بازتاب این اعتقاد را در آثار شاعران و نویسندگان به شکل های مختلف می توان دید. از جمله این شاعران، احمد شاملو (1379 - 1304) و مهدی اخوان ثالث (1369- 1307) هم گاهی در اشعارشان، به مناسبت های مختلف، اعتقاد خود را به این چرخه، نشان می دهند. شاملو و اخوان نیز به گذشته ای نیک که در آن بدی و آلودگی وجود نداشت، معتقدند و همچنین به آینده ای که در آن بدی وجود ندارد و همه چیز خوبی است، چشم دوخته اند. آنان از حال تکراری می نالند و در انتظار آن آینده همه خوبی هستند؛ در دوره سه هزارساله دوم که هنوز نیکی و بدی با هم آمیخته نشده، گذشته، نیک است. این امر، در ذهن شاعران رسوخ کرده و بر زبان آنان جاری می شود؛ دوره سه هزارساله سوم که بدی و نیکی درآمیخته اند و دنیا خاکستری شده، زمان و زبان حال شعر شاملو و اخوان است و امید به آینده ای نیک و پالوده از هرگونه بدی، سه هزارساله پایانی این چرخه دوازده هزارساله است که از ناخودآگاه شاعران بر زبان آنان جاری می شود. در این تحقیق، به شیوه تحلیلی توصیفی، بازتاب باورها و اعتقادات شاملو به این چرخه اسطوره ای، بررسی شده و نشان داده شده است که در برخی موارد، شاملو تحت تاثیر اساطیر بابل و اخوان تحت تاثیر اساطیر ایرانی است؛ در برخی موارد نیز هر دو تحت تاثیر فضای ذهن اسطوره ای مشرق زمین اند، و در مواردی نیز اسطوره های حاکم بر ذهن آنها جهانی است و متعلق به هیچ قومیت و ملیتی نیست.
    کلیدواژگان: شعر معاصرفارسی، بینش اساطیری، زمان اساطیری، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث
  • حسین صافی پیرلوجه* صفحات 235-262
    نویسنده همواره می کوشد تا نشانی خواننده آرمانی خود را، یا با ترسیم هرچه روشن تر مسیر دلالت جویی در متن، و یا به بیانی استعاری با خواننده عادی در میان بگذارد. از سوی دیگر، خواننده عادی نیز به پشتوانه بعضی قواعد نانوشته دلالت گری و دلالت جویی است که راهی به جایگاه خواننده آرمانی می جوید. آنچه در این راه دستگیر خواننده می شود، در این جا دلالت مازاد (بر معنای صریح) خوانده و آن را ارزش افزوده ای دانسته ایم که هر کدام از تک گزاره های روایی، با همه بار فلسفی یا معنای بالقوه ای که در جای خود دارد، عملا در رابطه با دیگر مختصات متن به بار می آورد. خوانش این دلالت های ضمنی را اگر نمونه برداری و غربال گری مکانیکی متن در دستگاه های سخن سنجی تامین می کرد، دیگر به بررسی نقادانه نقش خواننده و شناخت نگری در روند خوانش نیازی نمی افتاد. باری، هدف از مقاله حاضر شناخت ارزش افزوده بر معنای ساکن در مبادی خوانش بوده است. پس به قصد معرفت شناسی درباره خواننده آرمانی، شواهدی از داستان های نوین فارسی را در چارچوب هرمنوتیک ادبی بررسیده و پاره ای معلومات لازم برای دلالت جویی در متون روایی را تحت چهار رویه (ارزش گذاری اخلاقی، مرجع گزینی کارگزار، راستی آزمایی رویداد، تسبیب پی رفت) از یکدیگر بازشناخته ایم. در نتیجه می توان دریافت خواننده از دلالت های فرامتنی را عمدتا ناشی از کاربست همین چهار رویه دانست.
    کلیدواژگان: خواننده آرمانی، ارزش گذاری اخلاقی، مرجع گزینی کارگزار، راستی آزمایی رویداد، تسبیب پی رفت، داستان های نوین فارسی
  • شیرزاد طایفی*، آرمان فاتح دولت آبادی صفحات 263-285
    ایران با تاریخ دیرینه خود، همواره حامل مفهومی از میهن بوده است. با حادث شدن نهضت مشروطیت و افزایش آگاهی مردم نسبت به حقوق خود، تلاش بر این بود تا مفهوم دولت- ملت در ایران شکل بگیرد و هر یک از فرهیختگان جامعه در جهت نیل به این هدف، به نحوی به آگاهی بخشی پرداختند. ملک الشعراء بهار نیز، که فردی برآمده از سنت ایران شهری بود، کوشید با آگاه کردن شاه و مردم، مفهوم دولت- ملت را به گونه ای محقق کند؛ اما تحت تاثیر اندیشه ایران شهری، نتوانست به مفهوم دقیق و مدرن آن دست بیابد. برای رسیدن به خوانشی تاریخی و غیرایدئولوژیک از تاریخ یک سرزمین، لازم است روشی متناسب با داده های تاریخی همان سرزمین اتخاذ شود. در این پژوهش کوشیده ایم با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و بهره گیری از روش تحلیل محتوا و تاکید بر «نقد تاریخ پایه ای» سیدجواد طباطبایی، به خوانشی تاریخ پایه ای از شعر بهار در سه دوره حکومتی محمدعلی شاهی، احمدشاهی و رضاشاهی برسیم. نزد بهار، میهن با مفهوم شاه- شبان حکیم و قدرتمند رابطه ای تنگاتنگ دارد؛ شاه- شبان خوب، میهن را سرافراز خواهد کرد و اگر بد باشد، باعث ویرانی آن خواهد بود و شاه خوب، شاهی است که به حقوق مردم احترام بگذارد و نظم کشور را حفظ کند. در نهایت، این نگرش در بهترین حالت نتیجه ای ندارد جز عدل انوشیروانی یا کناره گیری کیخسروانه و فرورفتن در چرخه استبداد- هرج و مرج- استبداد.
    کلیدواژگان: نقد تاریخ پایه ای، ملک الشعراء بهار، میهن گرایی ایران شهری، شعر معاصر
  • انیس کلانتری، ناهید محمدی* صفحات 287-312
    معنویت اکولوژیک به مفهوم باز شناختن حقیقت الهی در نظام طبیعت است. شاعر سبز، پس از دریافت ادراکات حسی از طبیعت، به وصف تقدس پدیده های آن با در نظر داشتن رویکرد قدسی و عرفانی در اشعار خود می پردازد. در میان عناصر و پدیده های طبیعت، "آب" یکی از پرکاربرد ترین عناصر در میان سروده های ادبی محسوب می شود. جایگاه محوری این عنصر ارزشمند، کاربرد خداباورانه اکولوژیک در اشعار طبیعت گرا/بوم گرا را به خود اختصاص می دهد. از این رو، در این مقاله سعی شده است به مقوله "آب" در اشعار سهراب سپهری و رالف والدو امرسون پرداخته شود چرا که هر دو شاعر که به عنوان شاعر سبز و طبیعت گرا  شهیرند، به کرات به مقوله "آب" در اشعار خود توجه داشته اند. در این پژوهش تطبیقی، ضمن مددجستن از نقد بوم گرا، مجموعه اشعار هشت کتاب سپهری و مجموعه دفاتر شعری امرسون را مورد مطالعه قرار خواهیم داد و ضمن بیان مباحث نظری درباره معنویت اکولوژیک، با ذکر نمونه هایی از اشعار این دو شاعر نشان خواهیم داد که چگونه عنصر ارزشمند "آب" برای آنها واسطه خلق مفاهیم و تصاویر بوم محور در عرفان اکولوژیک شده است. علاوه بر این، توضیح خواهیم داد که چگونه سپهری با حفظ دیدگاه عرفانی-فلسفی و امرسون با دیدگاه عرفانی-تاریخی به معنویتی اکولوژیک از طریق عنصر "آب" رسیده اند.
    کلیدواژگان: سهراب سپهری، رالف والدو امرسون، نقد بوم گرا، آب، معنویت اکولوژیک
  • عارف محمد امیری*، آتوسا رستم بیگ صفحات 313-338
    پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است با اتخاذ رویکرد نشانه شناسی اجتماعی و با هدف شناسایی ساختار ژانر به بررسی ترانه های اجتماعی موسیقی پاپ فارسی می پردازد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که ساختار ژانر در ترانه های اجتماعی فارسی چیست؟ ترانه سرایان زن و مرد چگونه از رمزگان زبانی و منابع نشانه ای در بیان قصد اجتماعی خود استفاده کرده اند؟ و هویت فرستنده و گیرنده پیام در ترانه های اجتماعی چگونه بازنمایی شده است؟ به این منظور، 6 ترانه اجتماعی (از 3 ترانه سرای زن و 3 ترانه سرای مرد) به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شدند. بر مبنای یافته ها مضامین پرکاربرد در ترانه های اجتماعی میهن دوستی، پیوستگی قومی و ملی، اختناق و لزوم اصلاح امور هستند. در ترانه های اجتماعی سه ساختار عمده شناسایی شده است: توصیف وضعیت اجتماعی-سیاسی غالبا با ارجاع به گفتمان اختناق و یاس؛ اقناع مخاطب با تاکید بر هویت ملی، قومی و جنسیتی؛ و پیش بینی و برنامه ریزی برای آینده با بهره گیری از گفتمان امید. در بخش توصیف وضعیت، هویت فرستنده پیام در قالب راوی، در بخش اقناع با تاکید بر هویت ملی و جنسیتی و در بخش برنامه ریزی برای آینده در قالب کنشگر فعال بازنمایی شده است. گیرندگان پیام نیز غالبا با تاکید بر هویت ملی، جنسیتی یا قومی مشخص شده اند. در ترانه سرایان زن، هویت زنانه و نقش کنشگری زنان به نحوی عامدانه برجسته شده است. بررسی رمزگان نشان می دهد تنوع نشانه ها در نظام های گذرایی و وجه در مردان بیشتر از زنان بوده است؛ با این حال، از منظر جهت، مردان تنها از بندهای معلوم در ترانه های خود استفاده کرده اند.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی اجتماعی، ترانه اجتماعی، هویت، رمزگان
  • الهه مهدی نژاد، رضا صادقی شهپر* صفحات 339-362
    هویت یکی از مولفه های حیات و محصول تلاش انسان برای معنی بخشی به زندگی است. شناخت هویت اجتماعی یک جامعه با مطالعه آثار هنری آن میسر می شود. رمان، به منزله یک فرم هنری مدرن بر اساس نظریه بازتاب، برگردانی از زندگی اجتماعی است که در دوران معاصر، زنان در آن سهم انکارناپذیری داشته اند. به همین سبب با استفاده از رویکردهای مدرن جامعه شناسی می توان به بررسی متون ادبی پرداخت و به این ترتیب به شناخت هویت بخشی از جامعه دست یافت. در این پژوهش، با بررسی هویت و زیست روزمره قهرمانان زن داستان ها در بستر حوادث و ماجراهای داستانی، سعی کرده ایم تا به تصویری از هویت اجتماعی زنان در آثار نویسندگان زن دهه هفتاد شمسی ایران در دو نوع رمان های عامه پسند: (بامداد خمار و دالان بهشت) و رمان های نخبه پسند : (کولی کنار آتش، جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان) دست یابیم. بررسی ها نشان می دهد که در رمان های نخبه گرا ، هویت زنان، دغدغه اصلی نویسندگان است و به طور مشخص در هویت یابی زنان نوشته شده اند؛ اما در داستان های عامه پسند، زنان داستان ها از فردیت و استقلال هویتی برخوردار نیستند و خود اندیشی و جست و جوی هویت، موضوع محوری آن ها نیست.
    کلیدواژگان: زن، هویت اجتماعی، رمان نخبه گرا، رمان عامه پسند، دهه هفتاد
  • مهین میرزابیاتی*، مهیار علوی مقدم، ابراهیم استاجی، کتایون شهپر راد صفحات 363-385
    شمار بسیاری از رمان های فارسی معاصر، با مفاهیم اجتماعی و سیاسی جامعه پیوند یافته و دغدغه های مردمی و خویشکاری ادبی خالقان اثر را در سطوح روساخت و ژرف ساخت بازنمایی کرده اند. محمود دولت آبادی در دفتر اول رمان روزگار سپری شده مردم سالخورده (اقلیم باد) از ابزارهای ادبی برای پرداختن به مسایل اجتماعی و سیاسی استفاده کرده و گفتمان «قدرت» را به چالش کشیده است. خوانش اقلیم باد بر پایه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نشان می دهد که نظام ارتباطی شخصیت ها بر اساس سلسله مراتب قدرت در نهاد خانواده و جامعه شکل گرفته است و شکاف طبقاتی میان دو سویه قدرت (کنش گر، ستم پذیر) وجود دارد. باورهای فمینیستی، مبانی رئالیسم انتقادی- اجتماعی و ناتورالیسم بر گفتمان قدرت در لایه های جنسیتی، خانوادگی و اجتماعی موثر است و نظام گفتمان غالب ارباب- رعیتی، فرهنگ مردسالار، فقر و بدبختی که زاییده هژمونی قدرت هستند، در این رمان وجود دارد. پرسش اساسی این تحقیق که اطلاعات آن به روش کتابخانه ای گردآوری و تحلیل داده ها به روش کیفی انجام شده، این است که درخوانش دفتر اقلیم باد از رمان روزگار سپری شده مردم سالخورده، بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، چه تحلیل و دریافتی می توان از مناسبات قدرت در لایه های زیرین به دست داد و در این رمان، سلسله مراتب قدرت در نهاد خانواده و جامعه چگونه شکل گرفته است وبرگفتمان رایج سیاسی، فرهنگی و اجتماعی چه تاثیراتی دارد؟
    کلیدواژگان: دولت آبادی، قدرت، تحلیل گفتمان انتقادی، فرکلاف