فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ماندانا نیکنام*، محمدابراهیم مداحی، عبدالله شفیع آبادی صفحات 1-15

    هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر درمان شناختی- رفتاری مارلات و معنادرمانی بر پیشگیری از بازگشت و کاهش ولع زنان وابسته به مواد بود. در یک پژوهش نیمه آزمایشی 45 زن مصرف کننده مواد که دوره سم زدایی را با موفقیت در مرکز درمان اجتماع مدار بانوان تهران به پایان رسانده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی (15 نفر در هر گروه) و یک گواه (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی شناختی رفتاری به مدت 12 هفته و گروه آزمایشی معنادرمانی به مدت 10 هفته تحت درمان قرار گرفتند. گروه گواه در طول این مدت درمانی دریافت نکردند. آزمودنی ها توسط مقیاس پیشگیری از بازگشت گورسکی (1989) و مقیاس کاهش ولع فرانکن و همکاران (2002) و نیز آزمایش ادرار ارزیابی شدند. نتایج تجزیه و تحلیل کواریانس تک متغیری و چند متغیری نشان دادکه تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش در ولع مصرف و بازگشت به مواد در مرحله پس آزمون وجود دارد، ولی در مرحله پیگیری اثربخشی معنا درمانی ماندگار نبود. همچنین نتایج آزمون خی دو نشان داد که تفاوت معناداری در فراوانی بازگشت وجود دارد. نتایج نشان داد که درمان شناختی - رفتاری مارلات و معنادرمانی در کاهش ولع مصرف و پیشگیری از بازگشت زنان معتاد موثر است.

    کلیدواژگان: مدل شناختی - رفتاری مارلات، معنادرمانی، پیشگیری از بازگشت، ولع مصرف، وابستگی به مواد
  • هادی صمدیه*، مسعود غلامعلی لواسانی، احمد خامسان صفحات 17-34
    هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علی پیشرفت تحصیلی بر حسب اهداف پیشرفت و هیجان های تحصیلی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه دوم دبیرستان شهر نیشابور بود.   نمونه ای به حجم 416 نفر (198 دختر و 218 پسر)، با روش نمونه گیری جند مرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه هیجان های تحصیلی (پکران و همکاران، 2005)، مقیاس الگوهای یادگیری سازگار (میگلی و همکاران، 2000) و میانگین نمرات دانش آموزان، گردآوری شد. روش تحلیل مسیر حاکی از برازش خوب مدل بود و نشان داد که اهداف تبحری و اهداف رویکرد-عملکرد با واسطه گری هیجان های مثبت اثرات غیر مستقیم معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد و اهداف اجتناب-عملکرد تنها از طریق هیجان های منفی اثرات غیر مستقیم منفی و معنادار بر پیشرفت دارد. به طورکلی به نظر می رسد که افراد با اهداف تبحری، اضطراب و هیجان های منفی کمتری در موقعیت های چالش برانگیز تجربه می کنند که این بر عملکرد تحصیلی نیز تاثیرات مثبتی دارد.
    کلیدواژگان: اهداف پیشرفت، پیشرفت تحصیلی، هیجان های تحصیلی
  • مصطفی بهمنی، محمد جوادی پور*، رضوان حکیم زاده، کیوان صالحی، سیدبهنام علوی مقدم صفحات 35-49
    هدف این تحقیق بررسی میزان مشارکت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی در درس زبان انگلیسی با روش آموزشی کلاس معکوس بوده است. برای انجام تحقیق از روش های توصیفی و شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون استفاده شده است. 56 دانش آموز دوم دبیرستان از  مدرسه ای در شهر تهران به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار داده شدند و به مدت 20 هفته (هر هفته 2ساعت) آموزش زبان انگلیسی به صورت معکوس و سنتی به ترتیب برای گروه های آزمایش و کنترل ارائه شد. برای بدست آوردن میزان مشارکت دانش آموزان در کلاس معکوس از پرسشنامه مشارکت ریو (2013) و برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از آزمون محقق ساخته استفاده شده است. پایایی پرسشنامه ریو، 95/ و پایایی آزمون محقق ساخته از طریق آزمون مجدد، 90/ محاسبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میزان مشارکت دانش آموزان در کلاس درس معکوس در هر چهار مولفه مشارکت رفتاری، شناختی، عاطفی و عاملی بالاتر از میانگین است. همچنین تفاوت معناداری در میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، کلاس درس به شیوه معکوس با افزایش میزان مشارکت دانش آموز موجب بهبود عملکرد تحصیلی آنان می شود.
    کلیدواژگان: یادگیری معکوس، آموزش زبان انگلیسی، مشارکت، پیشرفت تحصیلی
  • ملاحت امانی*، عارفه کیانی صفحات 51-68
    مطالعات مختلف درباره ارتباط کمال گرایی و عملکرد تحصیلی نتایج ناهماهنگی را گزارش کرده اند. با این وجود، کمال گرایی می تواند از طریق تاثیرگذاری بر باورهای توانمندی تحصیلی و نیز راهبردهای یادگیری خودنظم بخشی بر عملکرد تحصیلی تاثیر بگذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودنظم بخشی و خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین کمال گرایی و عملکرد تحصیلی دانشجویان انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه بجنورد بود که با روش نمونه گیری خوشه ای، نمونه ای به حجم 351 نفر انتخاب گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کمال گرایی اهواز (1378)، پرسشنامه خودنظم بخشی بوفارد (1995)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) بود و برای اندازه گیری عملکرد تحصیلی از معدل دانشجویان استفاده شد. داده های جمع آوری شده از طریق الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از روش حداقل مجذورات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شد. نتایج نشان داد که کمال گرایی به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و خودنظم بخشی بر عملکرد تحصیلی اثر معنی داری داشت. مدل پیشنهادی دارای شاخص های برازش مناسبی بود. مداخلات روان شناختی بر کمال گرایی می تواند تاثیرات مثبتی بر عملکرد تحصیلی داشته باشد.
    کلیدواژگان: کمال گرایی، خودنظم بخشی، خودکارآمدی تحصیلی، عملکرد تحصیلی
  • کیانا تقی خان، سعید حسن زاده*، سهیلا خداوردیان صفحات 69-77
    توانایی نسبت دادن ادراکات ذهنی ای همچون باور، نیت، میل، وانمود کردن، دانش و از این قبیل به خود و دیگران و فهم این موضوع که ادراکات ذهنی دیگران می تواند با  ادراکات ما و حتی با واقعیت متفاوت باشد، نظریه ذهن نامیده می شود. با توجه به ناتوانی شدید کودکان اتیستیک در رشد مهارت های ارتباطی، پژوهش حاضر با هدف بررسی این فرضیه مطرح شد که آیا بین نظریه ذهن و زبان در این کودکان ارتباطی وجود دارد و اگر چنین ارتباطی وجود دارد، کدام یک از مولفه های زبانی قابلیت تبیین توانمندی در نظریه ذهن را دارند. به این منظور، 110 کودک اتیستیک 4 الی 16 ساله با استفاده از نسخه فارسی آزمون رشد زبان (حسن زاده و مینایی، 1380) و تکالیف باور کاذب (ویمر و ورنر، 1983) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده  نشان دادند که بین توانمندی در درک دستوری، واژگان تصویری و واژگان شفاهی با توانایی در نظریه ذهن ارتباط وجود دارد.
    کلیدواژگان: اتیسم، نظریه ذهن، رشد زبان
  • سیده شایسته موسوی، خدیجه ابوالمعالی الحسینی*، مالک میرهاشمی صفحات 79-95

    هدف این پژوهش تعیین نقش میانجی گر هیجان های تحصیلی در رابطه بین محیط یادگیری سازاگرا و شایستگی تحصیلی در دانش آموزان دختر بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه شامل دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر تهران در سال تحصیلی 1396-1395 بود. 450 دانش آموز دختر به روش تصادفی خوشه ای  انتخاب و نظرسنج محیط یادگیری سازاگرای تیلور و همکاران (1995)، مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) و پرسشنامه هیجان های تحصیلی پکران، گوئتز و فرینزل (2005) را تکمیل کردند. داده ها با روش مدل یابی معادله های ساختاری تحلیل شدند. شاخص های برازش، برازندگی مطلوب مدل با داده های گردآوری شده را نشان دادند. در مجموع هیجان تحصیلی مثبت و منفی و محیط یادگیری سازاگرا توانستند 54 درصد از واریانس شایستگی تحصیلی را تبیین کنند. همچنین یافته ها نشان دادند که اثر مستقیم محیط یادگیری سازاگرا بر شایستگی تحصیلی مثبت و معنادار (01/0P<) و اثر مستقیم هیجان تحصیلی منفی بر شایستگی تحصیلی منفی معنادار و اثر مستقیم هیجان تحصیلی مثبت بر شایستگی تحصیلی مثبت و معنادار است (01/0P<). همچنین نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم محیط یادگیری سازاگرا بر شایستگی تحصیلی با میانجی گری هر دو  بعد منفی و مثبت هیجان تحصیلی معنادار است (01/0P<).

    کلیدواژگان: شایستگی تحصیلی، هیجان تحصیلی، محیط یادگیری سازنده گرا
  • علی اکبر ارجمندنیا*، مسعود غلامعلی لواسانی، زهرا حاجیان، سمانه ملکی صفحات 97-112
    پرسشنامه حافظه فعال (2012)، شاخصی برای ارزیابی مشکلات روزمره زندگی در ارتباط با مشکلات حافظه فعال در بیماران آسیب دیده مغزی است. این حافظه، توانایی ما برای به خاطر آوردن و مدیریت اطلاعات است، افراد از اطلاعاتی که لازم است به خاطر آورند، یادداشت ذهنی درست می کنند؛ بنابراین حافظه فعال یکی از عوامل تاثیرگذار بر کیفیت زندگی افراد است. از طرف دیگر، نیاز به یک ابزار روا و پایا در این حوزه احساس می شود. هدف اصلی پژوهش بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه حافظه فعال در یک نمونه از جامعه ایرانی است. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه حافظه فعال (WMQ) و پرسشنامه حافظه فعال کورنولدی بودند که بر روی سیصد نفر (150 زن، 150 مرد) داوطلب از ساکنان شهرستان کاشمر اجرا شد. به منظور تعیین روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نوع اول، برای بررسی روایی همگرایی از آزمون کورنولدی و از آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که به غیر از گویه های 6 و 29 سایر گویه ها از بار عاملی مناسبی برخوردار بودند. ضرایب آلفای کرونباخ -894/0- بود. ضمنا مولفه های پرسشنامه حافظه فعال با نمره کل آزمون کورنولدی ضریب همبستگی مثبت و معنا داری داشت. با توجه به یافته های به دست آمده پرسشنامه حافظه فعال، ابزاری پایا و روا برای سنجش حافظه فعال جامعه ایرانی است.
    کلیدواژگان: پرسشنامه حافظه فعال، ویژگی های روانسنجی، بزرگسالان، تحلیل عاملی
  • رابطه هوش هیجانی با منبع کنترل در بین دانشجویان دانشگاه تهران
    صفحات 113-130
    هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه‏ هوش هیجانی با منبع کنترل در دانشجویان دانشگاه تهران بود. 412 دانشجو (212 پسر و 200 دختر) کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، با استفاده از روش نمونه ‏گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. آزمودنی ‏ها پرسشنامه ‏های هوش هیجانی و منبع کنترل را  تکمیل نمودند. داده ‏ها به کمک ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون روش لجستیک و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد بین هوش هیجانی و مولفه‏ های آن با منبع کنترل رابطه معناداری در سطح (P< 0/01) وجود دارد. همچنین بین مولفه ‏های هوش هیجانی، بهترین پیش‏بینی کننده منبع کنترل، خودکنترلی می باشد. می‏توان نتیجه‏ گیری کرد افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، دارای منبع کنترل درونی بوده و بهتر می ‏توانند بر رویدادهای زندگی خود تسلط داشته باشند و پیشرفت‏ ها و شکست ‏ها را به خود نسبت دهند و تحت تاثیر عوامل محیطی قرار نمی‏ گیرند.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، منبع کنترل، دانشجویان
  • لیلا بنی ادم*، شاهرخ مکوندحسینی، مستوره صداقت صفحات 131-143
    طرحواره درمانی به عنوان شیوه ای درمانی برای دستیابی به نیازهای روانی و جسمانی افراد شناخته شده است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر طرحواره درمانی بر علائم وسواس فکری- عملی و رضایت زناشویی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متاهل 45-25 ساله شهر تهران در سال 1395 بود. با بهره گیری از یک طرح آزمایشی کنترل شده تصادفی نمونه ای مشتمل بر 60 نفر از زنان متاهل شهر تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به گونه تصادفی به دو گروه 30 نفره گروه کنترل و گروه آزمایش تقسیم شدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ و وسواس فکری- عملی مادسلی (MOCI) بود. کلیه آزمودنی ها ابتدا پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادسلی (MOCI) را تکمیل کردند. گروه آزمایش در دوره های طرحواره درمانی شرکت کردند، اما گروه کنترل ملاقات های ساده با درمانگر داشتند. داده ها از پرسشنامه ها استخراج، و با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون کوواریانس نشان داد که طرحواره درمانی موجب کاهش علائم وسواس فکری- عملی و افزایش رضایت زناشویی در مقایسه با گروه کنترل شده است. همچنین طرحواره درمانی بر افزایش رضایت زناشویی اثربخش بوده است و مولفه رابطه جنسی بیشترین افزایش را داشته و حل تعارض کمترین افزایش را داشته است و به طور معنادار باعث افزایش دو مولفه مدیریت مالی و جهت گیری مذهبی نشده است.نتایج به دست آمده در این پژوهش حاکی از آن است که طرحواره درمانی می تواند روش درمانی موثری برای کاهش علائم وسواس فکری- عملی و افزایش رضایت زناشویی باشد.
    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، وسواس فکری- عملی، رضایت زناشویی
  • طراحی مدل کاهش ضایعات برنامه درسی در آموزش های فنی و حرفه ای
    رضاعلی طرخان*، رضوان حکیم زاده، مرضیه دهقان، کیوان صالحی صفحات 145-165
    برنامه درسی نامطلوب، زمینه پرورش افراد با صلاحیت های پایین را فراهم می آورد. این نتیجه را می توان در قالب مفهوم ضایعات برنامه درسی تبیین نمود. به عبارتی ضایعات برنامه درسی را می توان نتیجه اجرای نامطلوب یکی از مراحل طراحی، اجرا و ارزشیابی در برنامه درسی دانست که منجر به هدررفت سرمایه آموزش می شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل کاهش ضایعات برنامه درسی در آموزش های فنی و حرفه ای انجام شده است. بدین منظور مبتنی بر رویکرد پژوهش کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی، داده های مورد نیاز گردآوری گردید. میدان پژوهش شامل تمامی متخصصان و خبرگان حوزه آموزش های فنی و حرفه ای و متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی بود که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری گردید. گردآوری داده ها در بیست و یکمین مصاحبه به اشباع نظری داده ها منتج، و در همین مرحله مصاحبه ها متوقف گردید. تحلیل داده ها بر اساس دیدگاه آترائید و استرلینگ (2001) به روش تحلیل مضمون انجام شد. نتایج به شناسایی 147 مضمون پایه، 19 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شامل ماهیت غیرمنعطف، نیازسنجی معیوب، انقباض در روش، هزینه های بازگشت، نیروی انسانی ناکارآمد و محیط نامناسب یادگیری، منتج گردید.
    کلیدواژگان: ضایعات برنامه درسی، آموزش های فنی و حرفه ای، نیازسنجی معیوب، نیروی انسانی ناکارآمد، محیط نامناسب یادگیری
  • عباس روزبهانی*، مهناز علی اکبری دهکردی صفحات 167-180
    هدف از مطالعه حاضر ساخت ابزاری مناسب برای پژوهش در حوزه ی تحول میانسالی است که می تواند کمکی در راه اندازی تحقیقات مختلف در این زمینه باشد. به همین منظور، پس از بررسی تئوری های گوناگون مربوط به تحول میانسالی 12 حوزه از چالش های تحولی شناسایی و بر اساس آنها تعداد 66 سوال (به طور متوسط برای هر حوزه 5.5 سوال) طراحی شدند. سوالات در ابتدا توسط 4 نفر از متخصصین در حوزه ی روانشناسی تحولی از نظر محتوایی بررسی شدند و پس از تغییراتی در جمله بندی برخی سوالات، روی 398 نفر (204 زن و 194 مرد) از ساکنین مناطق 22 گانه ی شهر تهران بین سنین 40 تا 65 سال اجرا شد. یافته های پژوهش نشان داد که پرسشنامه دارای 6 عامل که به ترتیب شامل: رضایت از شغل، بی لذتی اوقات فراغت، نگرانی ها، نارضایتی از تاهل، تعامل با نسل بعدی و مسئولیت پذیری اجتماعی است. بررسی ثبات درونی پرسشنامه نشان داد که همه ی خرده مقیاس ها از اعتبار مطلوبی برخوردارند. در نتیجه پرسشنامه برای انجام تحقیقات در زمینه ی چالش های تحول میانسالی مناسب است.
    کلیدواژگان: مقیاس ایرانی چالش های میانسالی، تحول میانسالی، روانشناسی تحولی، تحلیل عاملی
  • رضا رستمی* صفحات 181-200
    تحریک مکرر مغناطیسی فراجمجمهای بر روی قشر پیش پیشانی رویکردی جدید در درمان بیماران مبتلا به افسردگی است. پاسخ به درمان rTMS در بیماران مبتلا به افسردگی متفاوت است. شناخت پیش بینی کننده های پاسخ به درمان، نقش مهمی در درمان بیماران مبتلا به افسردگی به وسیله rTMS دارد. هدف این مطالعه بررسی پیش بینی کننده های جمعیت شناختی و بالینی پاسخ به درمان rTMS در بین بیماران مبتلا به افسردگی است. در یک مطالعه طبیعی گذشته نگر اطلاعات 092 نفر از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی که در خرداد ماه 1141 الی دی ماه 1141 در مرکز علوم اعصاب بالینی آتیه جهت درمان افسردگی تحت تحریک مکرر مغناطیسی فراجمجمهای قرار گرفتند، جمع آوری شد. از سه پروتکل رایج rTMS  تحریک با فرکانس بالا، تحریک با فرکانس پایین و تحریک دوطرفه بر روی قشر پیش پیشانی پشتی جانبی برای درمان بیماران استفاده شده بود. همه بیماران 12 جلسه rTMS را سه روز در هفته به مدت یک ماه دریافت کرده بودند. پاسخ به درمان توسط مقیاس افسردگی ب BDI-II و کاهش 52 درصدی نمرات نسبت به خط پایه تعریف گردید. در تحلیل داده ها از روش رگرسیون لوجستیک استفاده شد. از 092 نفر، 112 نفر 9 درصد به درمان rTMS پاسخ دادند که از 42 نفر مبتلا به افسردگی تکقطبی 52 نفر 51 درصدو از 190 نفر مبتلا به افسردگی دوقطبی 62 نفر) 90 درصد به درمان پاسخ دادند. در کل بیماران سن، بدبینی، احساس شکست، بیقراری، بیعلاقگی، بلاتصمیمی، تحریکپذیری و اشتغال ذهنی متغیرهای پیشبین پاسخ به درمان بودند. در بیماران تکقطبی بیعلاقگی، اشتغال ذهنی با نشانه ها، فقدان انرژی و بیارزشی و در بیماران دوقطبی غمگینی، احساس شکست، خودانتقادی، بیقراری، بیعلاقگی، تغییر الگوی خواب و اشتغال ذهنی با نشانه های جسمی متغیرهای پیشبین پاسخ به درمان بودند. از پیشبینی کننده جمعیت شناختی سن و از پیشبینی کننده های بالینی میتوان برای پیش بینی پاسخ به درمان rTMS استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پزشکی شخصی شده، پیش بینی کننده، تحریک مکرر مغناطیسی فراجمجمه ای، افسردگی
|
  • Mandana Niknam *, Mohamad Ebrahim Madahi, Abdolah Shafiabadi Pages 1-15

    The purpose of current research was to compare the effectiveness of Marlatt cognitive behavioral model and logo-therapy on craving and relapse prevention in females with substance dependency. In a semi-experimental study, 45 women with diagnosis of substance dependency who were successfully detoxified in Tehran therapeutic community of women Center were divided in two experimental groups (each including 15 people) and one control group ( including 15 people). They were selected by convenience sampling method. The experimental groups received specific trainings and treatments (Marlatt cognitive behavioral method 12 sessions in 12 weeks, logothrapy 10 sessions in 10 weeks), while the control group did not receive any training at the same time. All subjects were assessed through Gorsci (1989) relapse prevention scale and Franken and colleagues (2002) craving reduction scale and urine test. Results of multivariate and univariate covariance analysis showed that there is a significant difference between experimental and control groups in relapse prevention and craving in post-tests, while logo-therapy was not permanent in follow-ups. The results of chi square tests showed that there is a significant difference between the two groups regarding relapse. The results indicated that Marlatt cognitive- behavioral training and logo-therapy were effective in relapse prevention and craving reduction in females with substance dependency.

    Keywords: Marlatt cognitive behavioral model, logo-therapy, relapse prevention, craving, substance dependency
  • Hadi Samadieh *, Masoud Gholamali Lavasani, Ahmad Khamesan Pages 17-34
    The aim of present research was presenting the causal model of student’s academic achievement based on achievement goals and achievement emotions. The statistical population consists of all students’ second grade high school in Neyshabour. The sample was 416 students (198girls and 218boys) that were selected through multi-stage sampling method. The data collected by Achievement Emotions Questionnaire (Pekrun et al, 2005), Patterns of Adaptive Learning Scale (Midgley et al, 2000) and student’s grade-point average. The Path Analysis method indicated a good fitness for the model and indicated that mastery and performance-approach goals have Indirect significant effects on academic achievement by the mediation of positive emotions and the performance-avoidance goals have indirect negative and significant effects on achievement only through negative emotions. On the whole, it seems that mastery-oriented students experience less anxiety and negative emotions in challenging situations that has positive effect on academic performance.
    Keywords: achievement goals, academic achievement, achievement emotions
  • Mostafa Bahmani, Mohamad Javadipour *, Rezvan Hakimzade, Kevan Salehi, Sayed Behnam Alavi Moghaddam Pages 35-49
    The aim of this research was to evaluate the rate of engagement and academic achievement of high school students in English course by using flipped classroom instruction. Descriptive and experimental methods (pre-test and post-test) were used to apply the research. 56 students of second grade in a high school located in Tehran were randomly chosen and divided into control and experiment groups. One was taught by the traditional method and the other was taught using the flipped classroom model for 20 weeks (each session, 2 hours). The Reeves' questionnaire (2013) was used to measure the students' engagement rates in flipped classroom. For comparing the academic achievement between flipped and control groups the reliability of Reeves' questionnaire according to Cronbach Alpha was recognized (0.95), and a researcher-made-test with reliability of 0/90 was used to measure academic achievement of both groups. The findings show that the rate of students' engagement in flipped classroom in each four aspects behavioral, cognitive, emotional, and factor engagement is higher than average. Also, there is meaningful difference in students' academic achievement between experimental and control group. According to the results of this research, flipped classroom model promotes students' academic achievement by increasing their engagement rate.
    Keywords: Flipped learning, English language instruction, Engagement, academic achievement
  • Malahat Amani *, Arefe Kiani Pages 51-68
    The various studies have reported inconsistent results about the relationship between perfectionism and academic performance. However, the perfectionism can influence academic performance through effecting on believes of academic ability and also self- regulated learning strategies. The present research was conducted to investigate mediating role of the self-regulation and academic self-efficacy in the relationship between students' perfectionism and the academic performance. The statistical population included all of the students of university of Bojnord that sample of 351 students was selected by cluster sampling method. Instruments of the study included Ahvazʼs perfectionism questionnaire (1999), Boufard’s self -regulation questionnaire (1995) and academic self-efficacy of McIlroy and Bunting (2002) and the average grades of students were for measurement of the academic performance. The collected data was analyzed by Structural Equation Modeling using the partial least squares method (PLS). Results showed that the perfectionism indirectly through academic self-efficacy and self-regulation variables affected significantly on the academic performance. The proposed model had good fitness indexes. Psychological interventions on the perfectionism can have a positive influence on the academic performance.
    Keywords: : perfectionism, Self-Regulation, academic self-efficacy, Academic Performance
  • Kiana Taghikhan, Saeid Hassanzadeh *, Soheila Khodaverdian Pages 69-77
    Theory of mind is the ability to attribute mental states—belief, intent, desire, pretending, knowledge, etc.—to oneself and others and to understand that others have mental states that are different from one's own and also reality. Regarding the considerable impairment of communication abilities in children with autism, the present study addresses the relationship between Theory of Mind and language, as well as those components of language that explain the abilities involved in ToM, in these children. The subjects comprised 110 children with autism, aged 4 to 16, who were evaluated using the Persian version of The Test of Language Development (Hassanzadeh & Minaei, 2002) and False Belief Tasks (Wimmer& Perner, 1983). The results of analysis of  data revealed significant impact of subtests of grammatical understanding, picture vocabulary and oral vocabulary on the Theory of Mind in autistic children.
    Keywords: autism, theory of mind, Language Development
  • Seyedeh Shayesteh Moosavi, Khadijeh Abolmaali Alhosseini *, Malek Mirhashemi Pages 79-95

    The purpose of this research was to determine the mediating role of academic emotions in the relationship between constructive learning environment and academic competence in the female students. The method of this research was descriptive- correlational and population included the female high school students in Second course in Tehran in the academic year 2015-2016. 450 participants were randomly selected via cluster sampling method and completed Constructivist Learning Environment (Taylor, Dawson, & Fraser, 1995), Academic Competence (DiPerna & Elliott, 1999) and Achievement Emotions Questionnaire (Pekrun, Goetz, Titz, & Perry, 2002). Research data was analyzed using structural equation modeling. Fit indices represented fitness of model with collected data. On the whole, the positive and negative academic emotion and constructive learning environment were able to explain 54% of the variance of academic competence. Also the results showed that the direct effect of constructive learning environment on academic competence is positive and significant (p<0.01). The direct effect of negative academic emotion on academic competence is negative and the direct effect of positive academic emotion on academic competence is positive and significant (p<0.01). The indirect effect of constructive learning environment on academic competence with the mediation role of both negative and positive of academic emotion is significant (p<0.01).

    Keywords: Academic competence, Achievement emotion, Constructive learning environment
  • Ali Akbar Arjmandnia *, Masoud Gholam Ali Lavasani, Zahra Hajian, Samaneh Maleki Pages 97-112
    Working Memory Questionnaire (WMQ) (2012) is a measure for evaluating daily problems in relation with working memory deficits in patients with brain damages. This memory is our ability for recalling and managing data. People take note of the information they need to remember on their minds. So working memory (WM) is one of the effective factors on quality of life. On the other hand, there is a need for reliable and valid memory tool. The main aim of this research was to study psychometric properties of working memory questionnaire (WMQ) in a case from the Iranian society. Instruments of this research were Working Memory Questionnaire (WMQ) and Cornoldi Working Memory Questionnaire that were conducted on 300 (150 male, 150 female) residents in Kashmar city. They participated voluntarily in the research. To determine the validity of the questionnaire, factor discovering analysis and first type confirmation were used. To study convergent validity, researchers used Cornoldi Working Memory Questionnaire and Cronbach Alpha to determine the reliability. Factor analysis results showed that with the exception of items 6 and 29, other items have appropriate factor load. Cronbach Alpha coefficient was 0/894. Also, components of WMQ had statistically significant and positive relationships with Cornoldi Questionnaire scores. Based on the obtained results, WMQ is a reliable and valid instrument for assessing working memory in the Iranian society.
    Keywords: Working memory questionnaire, Psychometric Properties, Adult, working memory, factor analysis
  • The relationship between emotional intelligence and locus of control in the Tehran University Students
    Pages 113-130
    the aim of this paper was study of the relationship between emotional intelligence and locus of control in the University Tehran Students. 412 students(211 boys and 200 girls), bachelor and master of Tehran University, were selected with random cluster sampling. The subjects completed questionnaires of emotional intelligence and locus of control. The data analyzed  by  Correlation Coefficient test,  logistic regression and ANOVA. there is a significant relationship Between emotional intelligence and its components with locus of control (P <0 / 01). And the among of the components of emotional intelligence, the best predictor of locus of control, was  Self-monitoring. It can be concluded the people who have high emotional intelligence have internal locus of control and can better control over their life events and improvements and failures attributed to their  own and they were not  influenced by environmental factors.
    Keywords: Emotional intelligence, locus of control, students
  • Leyla Baniadam *, Shahrokh Makvand Hoseini, Mastooreh Sedaghat Pages 131-143
    Schema therapy is known as a therapeutic approach to the physical and psychological needs of individuals. The purpose of this study is to investigate the effect of schema therapy on obsessive compulsive disorder   and marital satisfaction. The statistical population included all married women aged 25-45 years in Tehran in 1395. Using a randomized controlled trial, samples of 60 married women were selected using available sampling method and randomly divided into two groups of 30 control and experimental groups.  The research tools included Enrich's marital satisfaction questionnaire and Madsely's obsessive-compulsive Inventory (MOCI). All subjects first completed the Madsely obsessive-compulsive Inventory (MOCI). The experimental group participated in the course of the schema, but the control group had simple appointments with the therapist.  Data were extracted from questionnaires and analyzed by covariance analysis.The results of covariance test showed that schema therapy reduced the symptoms of intellectual- obsessive-compulsive and increased marital satisfaction compared with the control group.  The results showed that Schema therapy has been effective in reducing all components of Obsessive-Compulsive-disorder schema therapy has also been effective in increasing marital satisfaction.  And the sex component had the highest increase and the conflict resolution had the least increase and did not significantly increase the two components of financial management and religious orientation. The results of this study indicate that schema therapy can be an effective treatment to reduce Obsessive-Compulsive-disorder and increase marital satisfaction.
    Keywords: schema therapy, Obsessive-Compulsive-disorder, Marital Satisfaction
  • Designing a Model for Reducing Curriculum Waste in Technical and Vocational Education
    Rezaali Tarkhan *, Rezvan Hakimzadeh, Marzieh Dehghani, Keyvan Salehi Pages 145-165
    The undesirable curriculum provides a field for the development of low-qualified individuals. This result can be explained in the context of the concept of curriculum waste. In other words, the waste of the curriculum can be considered as the result of an unsatisfactory implementation of one of the design, implementation, and evaluation phases of the curriculum, which led to the loss of investment capital. The purpose of this study was to Presentation of a Pattern for Reducing Curriculum Waste in technical and vocational training. To this end, the required data were collected based on the qualitative research approach and descriptive phenomenological method. The research field was comprised of all experts and experts in the field of technical and vocational education and curriculum specialists who were selected by targeted sampling method. The research tool was a semi-structured interview and for analysis of data, thematic network analysis was used. The data collection in the twenty-first interview resulted in a theoretical saturation of the data, and during this phase the interviews were stopped. Data analysis was carried out according to A trade and Sterling (2001). The results resulted in identifying 147 basic themes, 91 organizing themes and 6 inclusive themes including non-specific nature, defective measurement and contraction in the method, return costs, inefficient manpower and inadequate learning environment.
    Keywords: curriculum Waste, Technical, Vocational Training, Defective needs assessment, Inefficient manpower, inadequate learning environment
  • Abbas Roozbehani *, Mahnaz Aliakbari Dehkordi Pages 167-180
    The aim of the present study is to construct an instrument for research in the field of middle age development that It can help in launching various researches in this field. After reviewing various theories about the middle age development, 12 areas of developmental challenges were identified and based on them, 66 questions (on average 5.5 questions per each domain) were designed. At first, the questions were reviewed by four experts in the field of developmental psychology in terms of content validity and after some changes in the wording of some questions, were administrated on 398 subjects (204 women and 194 men) from 22 districts of Tehran residents between the ages of 40 to 65 years. The factor analysis showed that the scale consisted of 6 factors which respectively include; job satisfaction, leisure without pleasure, concerns, marital dissatisfaction, interaction with the next generation and social responsibility. Statistics of the internal consistency of the questionnaire showed that most of the subscales have desirable reliability. As a result, the questionnaire is appropriate for applying in the researches on middle age developmental challenges.
    Keywords: Iranian scale of Midlife Challenges, Middle Age Development, Developmental Psychology, factor analysis
  • Reza Rostami * Pages 181-200
    Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation (rTMS) on prefrontal cortex is a new approach in patients diagnosed with depression. rTMS treatment response is different on different patients. Identifying response predictors plays a key role in treating patients with depression using rTMS. This research has aimed to study the demographic and clinical predictors of response to rTMS in patients with depression. This is a natural retrospective study on 248 patients with depression. The patients underwent rTMS treatment in Atieh Clinical Neurosciences Center, Tehran, Iran from May 2012 to December 2014 in order to treat their depression. Three common rTMS protocols were employed for the treatment: High-Frequency Stimulation, Low-Frequency Stimulation, and Bilateral Stimulation of the dorsolateral prefrontal cortex. All patients received rTMS three days a week for one month. Response to treatment was defined by the Beck Depression Inventory (BDI-II) and 50% reduction of scores compared to the baseline. Data were analyzed using logistic regression. Out of 248 patients, 110 (44%) responded to rTMS. Out of 98 patients with unipolar depression, 50 (51%) responded to rTMS. Similarly, out of 142 patients with bipolar depression, 60 (42%) responded to the treatment. Age, pessimism, sense of failure, agitation, loss of interest, indecisiveness, irritability, and somatic preoccupation were predictor variables of response to treatment in all patients. Among unipolar depressive patients, loss of interest, and somatic preoccupation, loss of energy and worthlessness were found to be the predictor variables, while sadness, feelings of failure, self-criticalness, irritability, loss of interest, change in sleep patterns, and somatic preoccupation were found to be the predictor variables of response to treatment in bipolar depressive patients. Age and clinical predictor variables can be used to predict the response to rTMS treatment.
    Keywords: Personalized Medicine, Predictors, Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation, Depression