فهرست مطالب

زن و جامعه - سال دهم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال دهم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • هاجر آذری*، منیره میراحمدی صفحات 1-28
    این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی تفاسیر قضات از «مصلحت» در ازدواج کودکان و چگونگی احراز آن توسط قضات صورت گرفته است. بدین ترتیب در راستای اجرای ماده 1041 قانون مدنی، معیارها و شاخص های تشخیص مصلحت در محاکم، بررسی و تحلیل و سپس جنبه حمایتی این ماده در راستای حمایت از کودکان مورد ارزیابی قرار گرفته است. بدین منظور با به کارگیری روش کیفی، بررسی میدانی، مصاحبه عمیق با قضات و مطالعه رویه قضائی موجود، پرونده های قضائی (در مجموع 50 پرونده) مرتبط با ازدواج کودکان زیر سن قانونی مورد بررسی قرار گرفت و پس از گردآوری داده ها با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، رویه قضایی موجود در خصوص نحوه چگونگی احراز مصلحت و مصادیق عینی مصلحت در نگاه و آراء قضات مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که به دلیل ابهام موجود درمتن قانونی، قضات دررسیدگی به پرونده های مربوط به ازدواج کودک طبق ماده 1041 قانون مدنی، غالبا بدون توجه به مصلحت شخصی طفل و با توجه بیش از اندازه به مصلحت نوعی، به صرف تحقق دو معیار رضایت پدر و (گاها) بلوغ جسمی کودک، ازدواج را به مصلحت کودک دانسته و رای اذن ازدواج را صادر نموده اند. عدم به کارگیری قضات مشاور زن در پرونده هایی از این نوع، امکان تشخیص واقعی مصلحت کودک دختر را در ازدواج به حداقل می رساند. در واقع به دلیل تعارض میان قوانین عرفی و مذهبی با قوانین رسمی در خصوص سن قانونی ازدواج، ماده 1041 قانون مدنی نه تنها تاثیر قابل توجهی در کاهش ازدواج کودکان و حمایت از آنان نداشته است بلکه به دلیل ابهامات موجود در متن ماده، عدم تعیین گزاره ها و معیارهای مشخص و عینی در جهت احراز مصلحت توسط قضات محاکم و ابهام در مفهوم و قلمرو ولایت یا اذن، موجبات تشتت، عدم انسجام و سردرگمی در آراء قضایی در خصوص این ماده را فراهم ساخته و به نوعی امکان قانونی ازدواج کودکان را فراهم و تسهیل نموده است. بدین ترتیب در پایان این پژوهش اصلاح دیدگاه قانونگذار و به تبع آن، اصلاح ماده قانونی 1041 قانون مدنی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: ازدواج کودکان، مصلحت، رویه قضایی، ماده 1041 قانون مدنی
  • سید علی اصغر سلطانی، سیده فاطمه آقامیری* صفحات 29-58
    در دوره ی پهلوی (1941- 1979) در ایران جریانات مدرنیته و تلاش های فمینیستی در تقابل با اندیشه های روحانیت و هم چنین روشن فکری دینی قرار گرفتند. در این مقاله نویسندگان با نگاهی گفتمانی، چهار کتاب قبل از انقلاب را انتخاب کردند تا به این سوالات پاسخ دهند که چه گفتمان هایی از ازدواج و زن مطلوب برای ازدواج در آن دوره وجود داشته است و آیا تغییرات اجتماعی و فرهنگی بر گفتمان ازدواج هم تاثیر داشته اند یا خیر. برای بررسی این متون، از نظریه ی گفتمان لاکلاو و موفه (1985) و نشانه شناسی گفتمانی (Soltani, 2015) به مثابه ی چارچوب نظری و روش استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان دینی اسلامی با نگاهی ذات گرایانه به ازدواج، تولید مثل را از اهداف مهم در آن می داند و زن مطلوب را برای ازدواج، زنی قلمداد می کند که خویشتن دار، لطیف، تامین کننده ی نیاز جنسی مرد و مادری فداکاری باشد. به علاوه، گفتمان عمومی نیز نگاهی ذات گریانه به امر ازدواج داشته است و زن مطلوب را زنی زیبا، باوقار و رئیس خانه می داند. این دو گفتمان تنها تحت تاثیر گفتمان روحانیت هستند.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، ازدواج، ایران پیش از انقلاب، زن مطلوب
  • محبوبه ایلواری، افسانه ادریسی* صفحات 59-88

    در جامعه ی مدرن، بدن دارای اهمیت ویژه ای می باشد. افراد با دستکاری و تغییر ویژگی های ظاهری خود مبادرت به ساخت بدن اجتماعی می کنند که مورد پذیرش جامعه قرار گیرد. هدف پژوهش، شناسایی جایگاه مقبولیت اجتماعی در مدل مفهومی مدیریت بدن زنان و رضایت آنان از زندگی بود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گرانددتئوری انجام شد. تکنیک گردآوری داده ها، مصاحبه ی ساخت‏نیافته و داده های مورد نیاز  از  مصاحبه با 15 نفر از زنان ساکن شهر گرگان که تجربه مدیریت بدن داشتند؛ جمع آوری شده است. انتخاب مصاحبه‎شوندگان با روش نمونه‏گیری هدفمند که نیازمند استفاده از نمونه گیری متوالی به نام گلوله‏برفی است، انجام شد. در این پژوهش از اعتبار زاویه بندی استفاده شده است. بر اساس یافته ها، شرایط علی این پژوهش مقایسه اجتماعی، همنوایی با دیگران و جزئی نگر و حساس‏بودن شناسایی شدند. پدیده محوری پذیرش اجتماعی که  در زمینه جایگزینی برای جبران کمبودها، محدودیت ها و محرومیت ها، ازدواج و بچه دار شدن مانع اندام زیبا، اضطراب بدن و باور به دوسویگی جنسیتی پدید آمده است. انزواطلبی، پذیرش سازمانی، پذیرش گروه همسالان، منزلت اجتماعی و ترس از طرد شدن به‎عنوان شرایط مداخله گر و در نهایت مشخص شد که زنان، با بهره گیری از استراتژی های افزایش پایش بدن، حفظ و پیگیری زیبایی و ارتقای جذابیت پیامدهایی چون کسب رضایت از زندگی، سانسور بدن، پیدایش وضعیت روحی مناسب، گسترش روابط اجتماعی، احراز فرصت ها و امتیازات در زندگی و رسیدن به من مطلوب را خلق کردند.

    کلیدواژگان: پذیرش اجتماعی، رضایت از زندگی، مدیریت بدن، زنان شهر گرگان
  • اسداله بابایی فرد*، آرزو سربندی صفحات 89-126
    یکی از مهم ترین موضوعات در هر جامعه ای، نقش های زنان و نوع نگرش جامعه به منزلتی است این نقش ها دارند. از این رو، پژوهش حاضر درصدد سنجش عوامل موثر بر نگرش به منزلت زنان در شهر کاشان برآمده است. این پژوهش با روش پیمایشی انجام شده و حجم نمونه ی پژوهش، با استفاده از فرمول کوکران، 338 نفر بوده است. نتایج نشان می دهد که: بین نگرش به مشارکت اجتماعی زنان، نگرش به وضعیت بیولوژیک زنان، ارزش گذاری کار زنان، نگرش به استقلال مالی زنان، نگرش به اقدامات دولتی در مورد زنان و ساخت قدرت در خانواده و متغیر نگرش به منزلت اجتماعی زنان رابطه ی معنادار وجود دارد. اما بین متغیرهای جامعه پذیری جنسیتی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، میزان دینداری و باورهای مذهبی پاسخگویان و متغیر نگرش به منزلت اجتماعی زنان رابطه ی معنادار وجود نداشته است. نتایج تحلیل چندمتغیره و تحلیل مسیر نیز نشان می دهد که از میان شش متغیر مستقل اول، سه متغیر، یعنی نگرش به مشارکت اجتماعی زنان، نگرش به وضعیت بیولوژیک زنان، ارزش گذاری کار زنان، وارد معادله ی رگرسیونی شده و متغیرهای دیگر از معادله خارج شده اند. در نتیجه، می توان گفت نگرش به منزلت اجتماعی زنان بیش تر متاثر از سه متغیر مذکور است؛ با این حال، سه متغیر بعدی دارای ارتباط غیرمستقیم با متغیر وابسته ی پژوهش بوده اند.
    کلیدواژگان: منزلت اجتماعی زنان، مشارکت اجتماعی، ارزش گذاری کار زن، شرایط بیولوژیک زنان، کاشان
  • نسرین چراغی*، رفیق حسنی صفحات 127-154

    هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی پیامدها و دلایل ورود زنان به مشاغل مردانه (سخت) می باشد. استفاده از نظریه زمینه ای برای رسیدن به این هدف در نظر گرفته شد. موضوع و هدف اصلی پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد. ازاین رو، با اتخاذ یک طرح اکتشافی از نوع کیفی به اجرا درآمد. میدان تحقیق زنانی بودند که در مشاغل مردانه فعالیت داشتند. نمونه گیری به شیوه ی هدفمند و مشارکت کنندگان به روش گلوله برفی و نظری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از یک منشور مصاحبه نیمه ساختار یافته با شش سوال استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کد گذاری که شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی است، استفاده شد. بیشترین مشکلات آنان «ناهماهنگی انتظارات نقش های خانوادگی شغلی و تبعیض جنسیتی» بوده است. پاسخ دهندگان، احترام گذاشتن، تشویق کردن، توجه بیشتر زنان به مشتری، بی تفاوتی نسبت به زنان را مهم ترین واکنش مشتریان نسبت به اولین برخورد با زنان و واکنش سایر هم صنفی ها بیان کردند. زنان از بعد اجتماعی، مدیریت خوب و تصدی در پست های اجرایی، قدرت، امنیت شغلی، بعد اقتصادی، بعد فرهنگی، بعد اجتماعی و نیاز به حضور در جامعه را از مزایای ورود زنان به مشاغل مردانه دانسته بودند. عوامل روحی و روانی، مسائل ارتباطی، دور بودن از خانواده، وقت ناکافی برای خانواده، آسیب های فیزیکی، سوءاستفاده رفتاری را می توان به عنوان آسیب های ورود زنان به این مشاغل مطرح نمود.

    کلیدواژگان: زنان، مشاغل مردانه، تبعیض جنسیتی، امنیت شغلی
  • رسول حشمتی*، اصغر پوراسمعلی، مریم پرنیان خوی صفحات 155-174
    اهمیت باورها و الگوهای ارتباطی در شکل دادن و تعیین کیفیت روابط زوجین غیر قابل انکار است. این باورها نیز مانند هر متغیر دیگری نشات گرفته از عوامل بسیاری نظیر فرآیندهای درونی و ویژگی شخصیتی هر فرد و نیز عوامل محیطی و بافت اجتماعی است. از این رو هدف پژوهش حاضر، نقش عملکرد خانواده ی اصلی و روان رنجورخویی در باورهای ارتباطی زوجین متقاضی طلاق می باشد. در مطالعه ی حاضر که از نوع همبستگی می باشد، از بین زوج های متقاضی طلاق شهر اردبیل، 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت بودند از: خرده مقیاس روان رنجورخویی از پرسش نامه ی شخصیتی NEO-FFI (McCrae & Costa, 1985)، مقیاس خانواده ی اصلی (Hovestadt et al, 1985) و پرسش نامه ی باورهای ارتباطی (Eidelson and Epstein, 1982). داده ها با استفاده از روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که باورهای ارتباطی زوجین با روان رنجورخویی، رابطه ی مثبت و معنی داری دارد. از بین مولفه های عملکرد خانواده ی اصلی، مولفه ی صراحت بیان، احترام و حل تعارض با باورهای ارتباطی زوجین رابطه ی منفی و معنی داری دارند. نتایج روش رگرسیون نیز نشان داد که روان رنجورخویی و مولفه های صراحت بیان و اعتماد، بهترین پیش بینی کننده ی باورهای ارتباطی زوجین بوده اند. البته در این میان، روان رنجورخویی سهم بیشتری در تبیین تغییرات باورهای ارتباطی زوجین نسبت به مولفه های عملکرد خانواده ی اصلی دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که سطح پایین روان رنجور خویی و کارکرد بهنجار خانواده ی اصلی قادر به پیش بینی باورهای کارآمد ارتباطی می باشد که نتیجه ی این امر، کاهش تعارضات زناشویی می باشد.
    کلیدواژگان: روان رنجور خویی، عملکرد خانواده اصلی، باورهای ارتباطی، زوجین متقاضی طلاق
  • مرضیه حیدری*، مرضیه روستا صفحات 175-194
    هدف این پژوهش بررسی الگوی ساختاری انزوای شغلی با قصد ترک کار با میانجی گری خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی مدیران زن مدارس شهرستان آباده بود. نوع این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و از نظر تکنیک اجرا، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران زن مدارس شهرستان آباده (60 نفر) بوده است که کل جامعه با استفاده از روش نمونه گیری سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند.  برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های انزوای شغلی داسالت و دیبودا (1997)؛ خودکارآمدی تچانن موران و گاریس (2004)؛ فرسودگی شغلی شیروم و ملامد (2006)؛ رضایت شغلی بچاراچ (1988) و تمایل به ترک کار ویسبرگ (1994) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که انزوای شغلی بر خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی دارای اثر مستقیم می باشد. هم چنین انزوای شغلی از طریق خودکارآمدی، رضایت شغلی و  فرسودگی بر قصد ترک کار دارای اثر غیر مستقیم(میانجی) است. علاوه بر این نتایج نشان داد انزوای شغلی با خودکارآمدی و رضایت شغلی رابطه منفی و با فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معنی داری دارد. در مجموع نتایج پژوهش نشانگر نقش واسطه ای خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی در رابطه ی بین انزوای شغلی با قصد ترک کار در مدیران زن بوده است. هم چنین بررسی مدل نشان داد که الگوی مفهومی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است.
    کلیدواژگان: انزوای شغلی، قصد ترک کار، خودکارآمدی، فرسودگی شغلی، رضایت شغلی
  • پخشان خضرنژاد*، محمد رضا پورمحمدی، شهریور روستایی صفحات 195-222

    این مقاله به بررسی اشکال جدیدی از  حقوق ساکنان در شهرها از منظر جنسیتی و ارتباط آن به زندگی روزمره در فضاهای عمومی شهری می پردازد. به این منظور بر آن است تا با بررسی نظریه ی حق به شهر به ردیابی انگاشت عدالت جنسیتی در شهرها بپردازد. روش مورد استفاده بر حسب هدف از نوع کاربردی و از نظر روش بررسی، توصیفی- تحلیلی و همبستگی می باشد. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار سنجش، پرسش نامه ی پنج گزینه ای مبتنی بر مقیاس لیکرت است. در مراحل طراحی و تنظیم و با تایید متخصصان، کمیت و کیفیت پرسش نامه مورد تایید قرار گرفت. در بحث پایایی، روش آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 384 نفر به دست آمد که با استفاده از ترکیب دو روش نمونه گیری خوشه ای و شیوه طبقه بندی متناسب انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS صورت گرفت. با توجه به شاخص های الگو سازی می توان استدلال کرد که مدل ارائه شده از برازش خوبی برخوردار بوده است. نتایج نشان داد که رابطه ی معنی داری بین شاخص های متغیرهای مستقل حق به شهر با متغیر وابسته عدالت جنسیتی و اختلاف معنی داری در بهره مندی زنان و مردان از حق به شهر وجود دارد.

    کلیدواژگان: حق به شهر، فضای عمومی شهری، عدالت جنسیتی
  • رحمان آرمیده، سیمین دخت رضاخانی* صفحات 223-244
    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انتظار از ازدواج بر اساس ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی در دختران مجرد دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران در نیم سال دوم سال تحصیلی 1397-1396 انجام شد. در این پژوهش که از نوع همبستگی بود از بین جامعه،  240 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسش نامه های ویژگی های شخصیتی مک کرا و کاستا(1985)، سبک های دلبستگی هازن و شیور(1987) و انتظار از ازدواج جونز و نلسون(1996) پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری سلسله مراتبی نشان داد که سبک های دلبستگی می توانند 7/43 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 7/16 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و10درصد از انتظار بدبینانه به ازدواج را پیش بینی کنند. هم چنین ویژگی های شخصیتی می توانند 5/4 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 8/5 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و 6/5 درصد انتظار بدبینانه از ازدواج را پیش بینی کنند. هر دو متغیر سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی در مجموع می توانند 2/48 درصد از انتظار واقع گرایانه، 5/22درصد از انتظار ایده آل گرایانه و 6/15درصد از انتظار بدبینانه از ازدواج را در گروه نمونه پیش بینی کنند.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیتی، انتظار از ازدواج
  • رضا زارعی*، خدیجه بزرگی نژاد صفحات 245-260
    پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه های دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه در مورد معیارهای اجتماعی-آموزشی انتخاب مدرسه ی غیردولتی انجام شد. روش انجام تحقیق کمی و از نوع توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری، دانش آموزان دختر پایه ی یازدهم مدارس غیردولتی شهرستان فیروزآباد بود. حجم نمونه با جامعه مساوی و تعداد 119 دانش آموز بود. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه محقق ساخته در دو بعد اجتماعی -آموزشی شامل چهار مولفه ی اجتماعی (امور پرورشی، امور انگیزشی، ویژگی های معلمان و نتایج مدرسه) و پنج مولفه ی آموزشی (امکانات فیزیکی و آموزشی، کیفیت آموزشی، فناوری اطلاعات، ارزشیابی مستمر و مدیریت مدرسه) با 45 شاخص بود. نتایج نشان داد که دانش آموزان، مولفه ی مدیریت مدرسه را مهم ترین معیار انتخاب مدرسه غیردولتی می دانند. هم چنین ویژگی های معلمان و امور انگیزشی در اولویت های بعدی قرار گرفت. ضمن این که از 45 شاخص پرسش نامه، شاخص های آشنایی مدیر مدرسه با شیوه های علمی مدیریت، برخورداری از معلمان متخصص و ارتباطات دائمی معلمان با اولیاء، از دیدگاه دانش آموزان حائز بیشترین اهمیت بودند. در مجموع معیارهای اجتماعی با میانگین 04/5 و معیارهای آموزشی با میانگین 00/5 در انتخاب مدرسه دخالت داشتند.
    کلیدواژگان: مدرسه غیردولتی، معیارهای اجتماعی، مدیریت مدرسه، ویژگی های معلمان، دانش آموز دختر
  • نرگس شادجو، باقر ساروخانی*، مهرداد نوابخش صفحات 261-274

    امروزه رسانه های جمعی از جمله رادیو، تلویزیون، روزنامه، ماهواره و اینترنت در امر تبلیغات نقش اساسی دارند. در این پژوهش با عنوان "بررسی تاثیر تبلیغات رسانه ای (تلویزیون) بر نگرش کارکنان زن سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی بر مصرف کالای خانگی"، در مطالعات اکتشافی به اسناد و مدارک، کتاب ها، مجله ها و اینترنت مراجعه شد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر تبلیغات تلویزیونی بر انتخاب کالاهای خانگی، تاثیر تبلیغات بر افزایش تمایل به خرید و مصرف و همچنین بررسی رابطه میزان تحصیلات و متوسط درآمد و توجه به تبلیغات بوده است. برای روش پژوهش، از روش پیمایشی استفاده شده است. برای ابزار پژوهش از پرسشنامه ای با طیف لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری از کارکنان زن سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل شده و حجم نمونه با جدول مورگان تعداد 317 نفر و برای اعتبار بیشتر 350 نفر درنظر گرفته شد. از این تعداد 144 نفر زن و 106 نفر مرد بودند. همچنین در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری پارامتریک و ناپارامتریک استفاده شد. نتایج بررسی های انجام شده نشان داد که فرضیه های پژوهش در سطح کاملا معنی دار تایید شدند، با توجه به نتایج بدست آمده تاثیر تبلیغات بر مصرف کالای خانگی از نظر پاسخگویان مورد تایید قرار گرفت.

    کلیدواژگان: تبلیغ، مصرف، رسانه، مصرف کننده، کالا، توسعه فرهنگی
  • علی شیخ الاسلامی* صفحات 275-288

    این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آموزش خود-دلسوزی شناختی بر انعطاف پذیری شناختی زنان سرپرست خانوار انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر رشت در سال 1394 تشکیل دادند که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه‏ی 90 دقیقه ای برنامه ی خود-دلسوزی شناختی آموزش داده شد. برای گردآوری داده ها در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه ی انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) استفاده شد. داده های گردآوردی شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که پس از تعدیل نمره های پیش آزمون، تفاوت بین گروه آزمایش و کنترل در سطح آلفای 01/0 معنادار بود؛ بنابراین، فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش خود-دلسوزی شناختی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و مولفه‏های آن در زنان سرپرست خانوار و تفاوت بین گروه آزمایش و کنترل از لحاظ میزان انعطاف پذیری شناختی و مولفه‏های آن در پس آزمون مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش خود-دلسوزی شناختی در افزایش انعطاف‏پذیری شناختی زنان سرپرست خانوار اثربخش است. لذا می توان از آن به عنوان آموزشی سودمند برای ارتقاء انعطاف پذیری شناختی زنان سرپرست خانوار استفاده کرد.

    کلیدواژگان: خود-دلسوزی شناختی، انعطاف پذیری شناختی، زنان سرپرست خانوار
  • اکبر طالب پور*، معصومه نظری آزاد، مجید کاشانی صفحات 289-316

    نابرابری جنسیتی یکی از نابرابری هایی است که در جهان بطور اعم و در ایران بطور اخص زنان از آن رنج می برند، این نابرابری در ورزش دو چندان تشدید شده و تاثیر نامطلوبی بر ورزش بانوان داشته است. تحقیق حاضر با استفاده از تئوری های؛ جامعه پذیری جنسیت ، نابرابری های جنسیتی، جامعه شناسی در قالب هوشیاری سی رایت میلز، نظریه تضاد کالینز، نظریه نابرابری جنسیتی بلوم برگ، نظریه نابرابری جنسیتی چافتز، نظریه های کلیشه های جنسیتی و نظریه موانع فیزیولوژیکی به یک مدل تحلیلی برای تبیین نابرابری جنسیتی در ورزش ایران رسیده است. بر اساس مدل نظری تحقیق متغیرهای مستقل؛ پایگاه اجتماعی- اقتصادی ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ،الگوپذیری از والدین، نوع فعالیت ورزشی زنان ، تحصیلات زنان ،استفاده از رسانه ها بر متغیر وابسته نابرابری جنسیتی در ورزش تاثیر داشته اند. روش تحقیق پژوهش حاضر استفاده از شیوه پیمایشی در میان زنان ورزشکار در سطح ملی و بین المللی بعنوان جامعه آماری بود ، تعداد 200نفر از این افراد بعنوان نمونه آماری با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار سنجش تحقیق پرسشنامه بود که پایایی آن با استفاده آلفای کرونباخ تایید گردید. یافته های تحقیق از طریق تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، نتایج تحلیل رگسیون چندگانه نشان دادند؛ متغیرهای ؛ پایگاه اجتماعی- اقتصادی ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ، الگوپذیری از والدین ، تحصیلات زنان و استفاده از رسانه ها به ترتیب بیشترین تاثیر را بر متغیر وابسته تحقیق داشته و در مجموع بیش از 48 درصد از تغییرات متغیر تابع را تبیین نموده اند.

    کلیدواژگان: نابرابری جنسیتی، زنان ورزشکار، ورزش، تحلیل مسیر
  • شراره مجدزاده طباطبایی*، غلامرضا رضائی، فائزه زرین کلاه صفحات 317-338
    شواهد تجربی در مطالعات حاکی از آن است که حضور زنان در هیات مدیره، کمیت و کیفیت افشای عمومی اطلاعات را افزایش می دهد. در این راستا انتظار بر آن است که افزایش ترکیب جنسیتی در هیات مدیره ی شرکت ها به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی منجر گردد. لذا پژوهش حاضر به دنبال بررسی تجربی این موضوع با استفاده از اطلاعات مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این مطالعه، اطلاعات مربوط به 173 شرکت که در طی سال های 1386 تا 1395 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه های آماری از تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره ی تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده ی آن است که بین ترکیب جنسیتی که با حضور زنان در ترکیب هیات مدیره نشان داده می شود و عدم تقارن اطلاعاتی، یک رابطه ی منفی بر اساس شاخص های شکاف قیمت و اندازه ی شرکت وجود دارد. نتیجه ی کلی این پژوهش دلالت بر این دارد که چنان چه ابزارهای نظارتی نظیر حضور زنان در ترکیب هیات مدیره به نحوی مطلوب و مطابق با مبانی مطرح شده در این پژوهش مورد توجه قرار گیرد، می تواند باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی شود.
    کلیدواژگان: تنوع جنسیتی، عدم تقارن اطلاعاتی، شکاف قیمت
  • محمود مهمان نواز* صفحات 339-364
    پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین خشونت، مجازات و محدودیت های زنان در جامعه ی ایران عصر صفویه و با تکیه بر منابع سفرنامه ای به انجام رسیده است. روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای انجام شده است. ابزار اصلی پژوهش، استناد به سفرنامه های آن دوره می باشد. در نهایت بر پایه ی یافته های حاصل از  منابع استنتاج، تبیین و تحلیل به عمل آمده است. این پژوهش وضعیت زنان را در قالب دو گروه زنان درباری و زنان عادی مورد واکاوی قرار داده است.
    یافته های این پژوهش بیانگر آن است که: زنان قربانیان اصلی نظام سنتی و پدرسالار جامعه ی ایران عصر صفوی بوده اند. در آن دوره تفاوتی میان زنان طبقات بالا (درباری) و زنان عادی جامعه، به جهت در امان ماندن از خشونت مردان و یا داشتن آزادی عمل، وجود نداشت. مجازات های اعمال شده علیه زنان به شدیدترین نحو اعمال شده و وابستگی طبقاتی در شدت این مجازات تاثیر چندانی نداشت.اصولا زنان عناصری درجه دوم در جامعه ی ایران عصر صفویه تلقی می شدند و فاقد هرگونه استقلال و امنیت (در برابر مردان) بودند. منابع قدرت به طور کامل در اختیار مردان بود و این امر سبب اعمال هرگونه خشونت، مجازات های خشن و محدودیت علیه زنان می شد.
    کلیدواژگان: زنان، سفرنامه، صفویه، خشونت، محدودیت
|
  • Hajar Azari *, Monire Mirahmadi Pages 1-28
    Among the legal provisions that have addressed the issue of child marriage in Iranian law, Article 1041 of the Civil Code is significant. According to this Article, child marriage before reaching the legal age in Iran is provided to the permission of the father (as guardian) and considering the best interest of child as determined by competent court, without providing the precise definition of “The Interest of child”, “legal Guardian” or the accepted reasons for permission given by father. Since the concept of “The interest of child” is subject to various economic, social, cultural and religious factors in Iran, it is possible that courts allow child marriage only because of the custom of that region or only because of physical puberty or simply because of father’s permission. Since, there is different interpretation of the concept of “interest of child” in different courts; therefore, judicial procedure -as one of the important sources of law making in Iran- plays a crucial role to resolve this ambiguity, clarify the meanings and protecting children. This study has been conducted using a qualitative research methodology by interviewing judges, studying and analyzing the cases and examining the context in which the children lives, it evaluates and analyses the reasons that cause judges to allow child marriage. Finally it concludes that allowing child marriage typically doesn’t consider and reflect the interest of children and will cause personal-social and physical- mental damages for them.
    Keywords: Child marriage, Interest, Judicial procedure, Article 1041
  • Ali Asghar Soltani, Fateme Aghamiri * Pages 29-58
    The process of modernization and the resulting feminist social activities during the Pahlavi period in Iran (1941-1979) were confronted with the clerical thoughts and religious intellectualism. In this paper, the writers have selected four books on marriage written before the 1979 Islamic revolution and adopted a discourse analytical approach to identify the discourses on marriage and the features of an ideal woman for marriage at that time. The paper also is to answer the question whether socio-cultural changes of the time affected the discourses on marriage or not. To study the texts, Laclau and Mouffe’s discourse theory (1985) and the discourse semiotics methodology developed by Soltani (2013) were used as the theoretical framework. The findings show that the Islamic and religious discourse on marriage is rooted in an essentialist view of the concept of marriage and have considered “reproduction” as of one of the important goals of marriage. In addition, this discourse assumes an ideal woman for marriage to be self-controlled, sensitive and emotional, satisfier of men’s sexual needs, and a dedicated mother. Furthermore, the public discourse on marriage is also based on an essentialist view of marriage and characterizes an ideal woman as beautiful, dignified and a boss at home. Both of the discourses were heavily under the influence of the Islamic discourse and clerical thoughts common at that time in Iran.
    Keywords: Discourse analysis, marriage, pre-revolutionary Iran, ideal woman
  • Mahbobeh Ilvari, Afsaneh Edrisi * Pages 59-88

    In modern society, the body has particular importance. Individuals manipulate and change their outward features to build social body that is accepted by society. The purpose of this study is to identify status of social acceptability in the conceptual model of women's body management and their life satisfaction. The research was conducted using qualitative approach and grounded theory method. Data collection techniques, unstructured interviews and required data were collected from interviews with 15 women living in Gorgan who had experience of managing the body. Interviewee’s selection was done with targeted sampling method which requires use of sequential sampling technique called snowball method. In this study, triangulation validity was used. According to the findings, the conditions of this study were identified as social comparison, conformity with others and partiality and sensitivity. The core concept of social acceptance that has emerged in the context of alternatives to deficiencies limitations and deprivations, marriage and childbirth as a hindrance to beautiful organs, body anxiety and the belief in gender segregation. Isolation, organizational acceptance, peer group acceptance, social status, and fear of rejection were identified as intervening conditions, and eventually women were identified using strategies to increase body monitoring, maintain and pursue beauty, and enhance the attractiveness of outcomes such as acquisition. Life satisfaction, body censorship, the emergence of a good mental state, the development of social relationships, the pursuit of opportunities and privileges in life, and the achievement of my desired purpose.

    Keywords: social acceptance, life satisfaction, body management, women in Gorgan
  • Asadollah Babaiefard *, Arezoo Sarbandi Pages 89-126
    One of the most important issues of any society is Women's Roles and the Society's Attitudes towards the Status of these Roles. Hence, this study seeks to assess factors affecting the Attitudes towards the Status of Women's Roles in Kashan city. Survey Methods is used in this study and using Cochran's formula and Simple Random Sampling, 250 people were selected as research sample. Results indicate that: There is meaningful relationship between Attitudes towards the Women's Community Involvement, Attitudes towards the Biological Condition of Women, Valuing Women's Work, Attitudes towards the Women's Financial Independence, Attitudes towards the Public Policy for Women, Family Power Structure, and the Variable of Attitudes towards the Women's Social Status. But there are no meaningful relationships between the variables of Gender Socialization, Socio-Economic Status, the extent of Respondents' Religiosity and Religious Beliefs, and the Variable of Attitudes towards the Women's Social Status. Results of Multivariate Analysis and Path Analysis also shows that among the first six Independent Variables, three first variables, namely Attitudes towards the Women's Community Involvement, Attitudes towards the Biological Condition of Women, Valuing Women's Work, have entered into the Regression Equation and other variables are removed from the equation. In conclusion, we can say that Attitudes towards the Women's Social Status mostly is affected by those three variables; however, the next three variables have an indirect relationship with the dependent variable in this study.
    Keywords: Women's Social Status, Social Participation, Valuation of Women's Work, Women's Biological Conditions, Kashan
  • Nasrin Cheraghi *, Rafigh Hasani Pages 127-154

    The purpose of the present study is to investigate the consequences and reasons of women entering men's jobs. this study is qualitative research and The use of grounded theory was considered to achieve this goal. The field of research was women working in men's jobs. The sampling was Purposeful and participants were selected by theoretical snowball method. Semi-structured interview questionnaire with six questions was used for data collection and coding method including open, axial and selective coding was used for data analysis. Their most pressing problems were "dissonance with family role expectations and gender discrimination." Respondents, respecting, encouraging, paying more attention to women, indifference to women stated the most important customer response to first dealing with women, and the reaction of other co-workers. Women considered social benefits, good management and tenure in executive positions, power, job security, economic, cultural, social dimension and the need for presence in society to be the benefits of women entering men's jobs. Psychological factors, communication issues, being away from the family, inadequate time for the family, physical injuries, and abusive behaviors can be considered as injuries to women entering these jobs.

    Keywords: men's works, women's entry, consequences, causes
  • Maryam Parnian Khooy Pages 155-174
    The importance of relationship beliefs and patterns in shaping and determining the quality of couple’s relationships is undeniable. This beliefs like any other variables derived from many factors such as internal processes and personality characteristics as well as environmental factors and social texture. The purpose of the present study is investigation the role of family-of-origin function and neuroticism in relationship beliefs of divorce applicant couples. In this research that is a correlation study, from the divorce applicant couples in Ardebil city, 200 person were selected using the purposive sampling method. The instruments used in this study were neuroticism subscale of the Personality Inventory (NEO-FFI) (McCrae and Costa, 1985), Family of origin Scale (Hovestadt and et al, 1985) and relationship Beliefs inventory (Eidelson and Epstein, 1982). Data were analyzed using the Pearson correlation coefficients and stepwise regression method. The results showed that there is a positive and significant relationship between couple’s beliefs and neuroticism. Among the components of the family-of-origin function, the components of expressiveness, respect and conflict resolution have a negative and significant relationship with couples' relationship beliefs. The results of regression analysis also showed that neuroticism and explicit expression and trust components were the best predictors of the relationship beliefs of couples. Of course, neuroticism has a greater role in explaining of that beliefs. The results of present study showed that low levels of neuroticism and family-of-origin’s normal function can predict effective relationship beliefs that the result of this issue is reduction of marital conflicts.
    Keywords: Neuroticism, Family-of-origin function, relationship beliefs, divorce applicant couples
  • Marzieh Rusta Pages 175-194
    The purpose of this study was to investigate the structural pattern of job isolation with intention to leave by mediation of self - efficacy, job satisfaction and job Burnout of female principals in abadeh city. the type of this research was applied based on purpose and descriptive-correlational in terms of implementation technique. The statistical population consisted of female principals of Abadeh school (n = 60). The whole population was selected by census sampling method .To collect data from Dussault & Thibodeau (1997) job isolation questionnaires; Tschannen-Moran and Gareis (2004) self-efficacy; Shirom and Melamed (2006) job burnout; Becharach (1988) job satisfaction and for intention to leave, Weisberg (1994) used. Data were analyzed by SPSS and PLS software using structural equation modeling test. Analysis of the model quality showed that the conceptual model of the research had a good fit. The results of structural equations showed that job isolation on self – efficacy(β=-0.061), job satisfaction(β=-0.098), job Burnout(β=0.744), intention to leave(β=0.446) And also job satisfaction on job burnout(β=-0.274) has a direct effect. Also job isolation through self-efficacy(β=0.378), job satisfaction(β=0.125), job Burnout(β=0.290) on intention to leave has indirect(mesidate) effect. The results showed that job isolation was negatively relation with self-efficacy and job satisfaction, and have positive and significant relationship with job burnout and work intention. Self-efficacy, job satisfaction, and burnout also mediate the relationship between job isolation and intention to leave.
    Keywords: Job Isolation, Turnover intention, job Bronuot, Self efficacy, Job Satisfactionjob
  • Pakhshan Khezrnezhad *, . Mohammad Reza Pourmohammadi, Shahrivar Roostaei Pages 195-222

    This article reviews new forms of citizens' rights in cities from the perspective of gender and their relation to everyday life in urban public spaces. The method used in this research is applied in terms of purpose and in terms of survey method is descriptive-analytical and correlation. The research method of this study is scrolling and measurement tool is a five-choice questionnaire based on Likert scale. Validity of the researcher-made questionnaire has been provided through visual and content validity. In the design and arrangement process and with the approval of experts, the quantity and quality of the questionnaire was confirmed. In the reliability discussion of the instrument, the Cronbach's alpha method was used which the results confirm that the values of all alpha coefficients are at a good level. The sample size was obtained using the Cochran formula equal to 267 people which were selected using a combination of cluster sampling and proportional classification. Data analysis was done using SPSS and AMOS 24 software. Regarding to model indices, it can be argued that the proposed model has a good conformity and a good conformity between the structured model and the experimental data. In the explanation section, the results of the research showed that There is a meaningful and direct relationship between the independent variables of the right to the city with the dependent variable of gender equity and the significant difference in the benefit of women and men from the right to the city.

    Keywords: The Right to The City, Public urban Space, Gender justice
  • Rahman Aramideh, Simindokht Rezakhani * Pages 223-244
    Rahman Aramideh,Simindokht Rezakhani(corresponding Author) rezakhani@riau.ac.ir The purpose of this study was to predict the expectation of marriage based on personality traits and attachment styles in single girls undergraduate students at Tehran University in the second semester of the academic year 1397-1396. In this research, which was correlational, 240 people were selected through multi-stage random sampling. Participants responded to McCrae and Costa's Personality Character Questionnaire (1985), Hazen and Sheaver Attachment Styles (1987), and the expectations of Jones and Nelson (1996) marriage. The results obtained using Pearson correlation coefficient and hierarchical multivariate regression showed that attachment styles can predict 43.7% of the realistic expectations, 16.7% of the ideological expectations and 10% of the pessimistic expectation of marriage. Personality traits can also predict 4.5% of realistic expectations, 5.8% of the idealist expectations and 5.6% of pessimistic expectations of marriage. Both variables of attachment styles and personality traits can expect 48.4% of realistic expectations, 22.5% of idealistic expectations and 15.6% of pessimistic expectations of marriage in the sample group.
    Keywords: Attachment styles, Personality traits, Waiting for marriage
  • Reza Zarei *, Khadijeh Bozorginezhad Pages 245-260
    The purpose of this study was to investigate the views of high school girl students about socio-educational criteria to choose a nongovernmental school. The research method was quantitative and descriptive-survey method. The statistical population consisted of eleventh – grade girl students of nongovernmental schools in Firoozabad. Sample size with the same population was 119 students. The research instrument was a researcher-made questionnaire including 4 social components (educational issues, motivational affairs, teachers' characteristics and school outcomes) and 5 educational components (physical and educational facilities, educational quality, information technology, school management and constant evaluation) with 45 indicators. Data analysis was done by single sample t- test and Friedman ranking test. The results showed that students considered the school management component as the most important criterion for choosing a nongovernmental school. Also, the characteristics of teachers and motivational issues were placed in the next priorities. In addition, the familiarity of the school principal with the scientific methods of management, the availability of specialized teachers and the permanent communication between parents and teachers were important for students. In general, social standards with an average of 5.04 and educational criteria with an average of 5.00 were involved in the selecting of the school.
    Keywords: Nongovernmental school, social criteria, School Management, Teachers’ characteristics, girl student
  • Narges Shadjoo, Bagher Sarookhani *, Mehrdad Navabakhsh Pages 261-274

    Today, mass media, including radio, television, newspapers, satellite and the Internet, play a key role in advertising. In this research, entitled "The Impact of Media Promotion (TV) on women's attitudes towards the consumption of household goods by the central organization of Islamic Azad University", was referred to documents, books, magazines and the internet in exploratory studies. The purpose of this study was to investigate the effect of television advertising on the selection of household goods, the impact of advertising on the increase in the tendency to purchase and consumption, as well as the relationship between education and average income and attention to advertising. A survey method has been used for research method. A questionnaire with Likert spectrum was used for the research instrument. The statistical population consisted of female employees of Central Organization of Islamic Azad University. The sample size was 317 with Morgan table and 350 people were considered for credit. Descriptive and inferential statistics were used to analyze the data. The results of the surveys showed that the research hypotheses were confirmed at the level of completely significant. According to the results, the effect of advertising on the consumption of household goods was confirmed by respondents.

    Keywords: Advertising, consumption, media, consumer, goods
  • Ali Sheykholeslami * Pages 275-288

    The present study was conducted to investigate the effectiveness of cognitive self-compassion on cognitive flexibility of female-headed households. The research method was quasi-experimental with pre-test and post-test design according to control group. The statistical population of this study comprised of whole women heads of households of Rasht city in the year of 2015. Among them thirty persons were selected available sampling method and randomly from this society assigned to two experimental (15 persons) and control groups (15 persons). The experimental group had received 8 sessions of 90 minutes of cognitive self-compassion program. Cognitive flexibility questionnaire used to data gathering. Data were analyzed Analysis of co-variance (ANCOVA). The results showed that after adjusting the pretest scores, the difference between the test and control groups was significant at the alpha level of 0.01. Therefore, a research hypothesis based on the effectiveness of cognitive self-efficacy on the increase of cognitive counseling components among female head of household and the difference between the group Testing and control were ensured in terms of the cognitive flexibility of post-test flexibility. So, we can conclude that Cognitive self-compassion Program has a significant effect on Cognitive Flexibility of female-headed households, than it can be used as useful method for improving the quality of life in female-headed households.

    Keywords: Cognitive Self-compassion, Cognitive Flexibility, Female-headed Households
  • Akbar Talebpour *, Masoumeh Nazari Azad, Majid Kashani Pages 289-316

    Gender inequality is one of the inequalities that women suffer in the world in general and in Iran in particular. The present study uses theories in this field such as theories; gender socialization, gender inequalities, sociology in the form of consciousness of the thirty Wright Mills, Collins Contradiction Theory, Bloomberg Gender Inequality Theory, Chapters Gender Equality Theory, Gender Equity Theory and Physiological Barriers Theory is based on an analytical model to explain the perception of gender inequality in sport. Based on research model, independent variables, socio- Economic, values and norms Social, pattern of parents, type of exercise, women, women's education, using the media as dependent variables affecting the perception of inequality in sports were selected. The method of this study was to use a survey method among female athletes at the national and transnational level as a statistical population. 200 of them were selected as a statistical sample by random sampling. The research instrument was a questionnaire and its reliability was confirmed using Cronbach's alpha. The findings of the research were analyzed using multiple regression analysis and path analysis. Results of multiple regression analysis showed variables; socio-economic status, social values and norms, parental modeling, women's education and media use respectively The most effect on the dependent variable has been investigated and, in total, more than 48% of the variations of the function variable have been explained.

    Keywords: Gender Inequality, Athlete Women, Sport, Path Analysis
  • Sharareh Majdzadeh Tabatabaei *, Gholamreza Rezaei, Faezeh Zrinkolah Pages 317-338
    Empirical evidence suggests that the presence of women in the board increases the quantity and quality of public disclosure. In this regard, the expectation is that increasing the gender diversity in the board of directors will reduce information asymmetry. Therefore, the present study sought to use data about the companies listed in Tehran Stock Exchange. The statistical sample includes 173 companies that have been accepted in Tehran Stock Exchange between 2007 and 2016. Linear regression analysis of panel data was used to test statistical hypotheses. The results of the research show that there is a negative relationship between the gender diversity shown by the presence of women in the composition of the board and the information asymmetry based on the price gap and size of the company. The overall result of this research suggests that if monitoring tools, such as the presence of women in the composition of the board, are desirable and in line with the principles raised in this research, can reduce the information asymmetry.
    Keywords: Gender diversity, Information asymmetry, Price gap
  • Mahmoud Mehmannavaz * Pages 339-364
    The purpose of this study was to investigate and explain the violence, penalties and limitations of women in the Iranian society of Safavid era and relying on the sources of travel magazine. The method of research in this research is historical-analytical and data collection is done by the library method. The main tool of the research is the reference to the logbooks of that period. Finally, based on the findings from the sources of inference, explanation and analysis have been made. This research studies the status of women in two groups of women and ordinary women. The findings of this research show that: women were the main victims of the traditional and patriarchal system of Iranian society of Safavid era. In that period, there was no difference between women of the upper classes (court) and ordinary women in society, in order to protect men from violence or to have freedom of action. The penalties imposed on women were strongly enforced, and class affiliation did not have much effect on the severity of this punishment. In essence, women were considered second-class elements in Iranian society as Safavid era, and lacked any independence or security (against men). Power sources It was entirely in the hands of men, and this led to violence, cruel punishment and restrictions on women.
    Keywords: Women, Travelogue, Safavid, Violence, Restrictions