فهرست مطالب

مطالعات روانشناختی - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، پاییز 1398)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سید قاسم مصلح*، رحیم بدری گرگری، شهروز نعمتی صفحات 7-22
    این پژوهش باهدف تعیین اثربخشی آموزش شناختی ارتقاء امید بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان پسران دانش آموز قلدر دوره دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه به صورت هدفمند از یک هنرستان فنی و حرفه ای شهر ارومیه انتخاب شد و به منظور اجرای پژوهش بعد از اجرای پرسش نامه قلدر-قربانی الویوس تعداد 30 نفر از دانش آموزان که به عنوان قلدر طبقه بندی شده بودند در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش شناختی امید قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران بود که توسط شرکت کنندگان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل گردید. داده ها با روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاکی از بهبود راهبردهای ارزیابی مجدد مثبت، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، اتخاذ دیدگاه، سرزنش دیگران و فاجعه انگاری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود. درنتیجه می توان از برنامه آموزش شناختی ارتقاء امید به عنوان بخشی از برنامه های توانمندسازی مشاوران و متولیان عرصه تعلیم و تربیت استفاده نمود.
    کلیدواژگان: امید، تنظیم شناختی هیجان، قلدری
  • معصومه گرجی، نیره سادات روحانی، مهری سید موسوی*، معصومه عزیزی، زبیر صمیمی صفحات 23-38
    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه و تاب آوری دختران دانش آموز انجام گرفت. در یک پژوهش همبستگی تعداد 398 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه و هنرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 با روش طبقه ای نسبتی، به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه های هراس اجتماعی کانر و همکاران، فرم کوتاه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ و براون و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون را تکمیل نمودند. داده های به دست آمده با نرم افزار آماری SPSS-18 و آزمون آماری همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین تمام مولفه های طرح واره های ناسازگار اولیه با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت. همچنین بین تمام مولفه های تاب آوری و اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنی دار وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که مولفه های طرد و بریدگی، تصور شایستگی فردی، گوش به زنگی و بازداری، جهت مندی و تاثیرات معنوی قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی دانش آموزان دختر بودند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر طرح واره های ناسازگار اولیه و تاب آوری تاثیر مهمی بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارند و باید در برنامه های پیشگیری و درمان اضطراب اجتماعی موردتوجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، تاب آوری، طرحواره های ناسازگار اولیه
  • مرجانه دیهیمی*، محمد نوری صفحات 39-54
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی بر نشخوار فکری و احساس تنهایی زنان با سندرم پیش از قاعدگی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز زنان و زایمان دکتر نصر تهران در شش ماهه نخست سال 1397بودند که از بین آن ها 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس و باتوجه به ملاک های ورود و خروج، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده شدند. افراد گروه آزمایش در 8 جلسه 90دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) برنامه درمانی را دریافت کردند؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های نشخوار فکری و احساس تنهایی اجتماعی و عاطفی بزرگسالان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و گروه کنترل در متغیرهای نشخوار فکری، احساس تنهایی و مولفه های آن شامل؛ تنهایی رمانتیک، تنهایی خانوادگی و تنهایی اجتماعی، تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج نشان می دهد به کارگیری فنون درمان مبتنی بر کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی در کاهش علائم نشخوار فکری و احساس تنهایی زنان با سندرم پیش از قاعدگی، موثر است.
    کلیدواژگان: تنهایی، ذهن آگاهی، سندرم پیش از قاعدگی، نشخوار فکری
  • مریم زادباقر صیقلانی، بهروز بیرشک*، کیانوش هاشمیان، مالک میرهاشمی صفحات 55-72
    هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان اثربخشی موسیقی درمانی سنتی برافسردگی، اضطراب وپرخاشگری زنان مبتلا به نشانگان پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و طرح پیگیری بود. نمونه آماری این مطالعه شامل 40 نفراز زنان مبتلا به نشانگان پیش از قاعدگی مراجعه کننده به کلینیک راه برتر در شهر تهران در شش ماهه اول سال 1397 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شده و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی کاربندی شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از، آزمون افسردگی بک، آزمون اضطراب بک و آزمون پرخاشگری باس و پری وجهت مداخله درمانی از برنامه مداخله موسیقی درمانی سنتی محقق ساخته استفاده شد. بدین صورت که گروه آزمایش در معرض 15 جلسه موسیقی درمانی سنتی غیر فعال (3 بار در یک روز و هر بار نیم ساعت که در مجموع 45 بار اجرا شد) و 6 جلسه فعال برای هر فرد (هر جلسه یک ساعت) قرار گرفت. پس از پایان مداخله، گروه آزمایشی درمرحله پس آزمون و پیگیری داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکررتحلیل شد. یافته ها نشان داد که موسیقی درمانی سنتی برمیزان اضطراب، افسردگی و پرخاشگری فیزیکی دربیماران مبتلا به نشانگان پیش ازقاعدگی تاثیر داشته است. بنابراین؛ می توان نتیجه گرفت موسیقی درمانی سنتی درکاهش علائم نشانگان پیش از قاعدگی در بلند مدت تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، نشانگان پیش از قاعدگی، موسیقی درمانی سنتی
  • حمید خانی پور*، علیرضا مرادی، مریم موید عادبدی صفحات 73-88
    تفاوت محیط تحول کودکان بی سرپرست با کودکان عادی، آنها را مستعد آسیب های روانی می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی نیمرخ روان شناختی کودکان بی سرپرست از لحاظ تجربه علایم اختلال استرس پس آسیبی، و عملکردهای شناختی و هیجانی در تکالیف نظریه ذهن بود. براین اساس از 50 کودک بی سرپرست و 50 کودک عادی درخواست شد تا مقیاس بررسی اثرات حوادث بر کودکان، آزمون نظریه ذهن و آزمون درک حالات هیجانی از طریق چشم ها را تکمیل کنند. یافته های تجزیه و تحلیل رگرسیون لوجستیک نشان داد که نشانه های نفوذ تجارب آسیب زا، اجتناب رفتاری و نقص در درک باور کاذب به صورت معنی داری دو گروه بی سرپرست و عادی را از هم متمایز می کند. بین عملکردهای نظریه ذهن و توانایی بازشناسی هیجان ها در آزمون چشم ها با تجربه علایم اختلال استرس پس آسیبی رابطه معکوس و معنی داری وجود داشت. به نظر می رسد تجربه اختلال استرس پس آسیبی یکی از اختلال های شایع در بین کودکان بی سرپرست است. تاخیر در رشد ابعاد هیجانی و شناختی نظریه ذهن ممکن است در کودکان بی سرپرست ناشی از تجربه علایم اختلال استرس پس آسیبی باشد.
    کلیدواژگان: کودکان بی سرپرست، اختلال استرس پس آسیبی، نظریه ذهن
  • بهرام علی قنبری هاشم آبادی، مرضیه چاقوساز*، فاطمه قاسمی نیایی، سیده مریم اکبری کلور، سیدجمال موسوی، سما جدیدی صفحات 89-104
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی تحلیلی بر اجتناب تجربه ای و نشخوار فکری انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان پس ازتشخیص اختلال افسردگی اساسی وسپس مصاحبه بالینی، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش 15 نفر و کنترل 15 نفر گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دوبار) برنامه درمانی شناختی تحلیلی را دریافت کردند؛ گروه کنترل در لیست انتظار قرارگرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات ازپرسشنامه های افسردگی بک 11، پذیرش وعمل11 (عامل اجتناب تجربه ای) ونشخوار فکری استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و گروه کنترل در متغیرهای باورهای اجتناب تجربه ای و نشخوار فکری، تفاوت معناداری وجود دارد. ازآنجا که کسب نمره بیشتر در متغیر اجتناب تجربه ای نشان از کاهش دارد، میانگین این نمرات در گروه مداخله در مرحله پس آزمون نسبت به گروه کنترل به میزان معنی داری پایین تر بود. درنتیجه می توان گفت، به کارگیری فنون درمان شناختی تحلیلی برکاهش اجتناب تجربه ای و نشخوار فکری دانشجویان با اختلال افسردگی اساسی تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: اجتناب تجربه ای، افسردگی اساسی، شناختی تحلیلی، نشخوار فکری
  • ندا صفری*، فرشته باعزت، مجید غفاری صفحات 105-122
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی بر کارآمدی خواندن دانش آموزان نارساخوان بود. طرح این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 96-1395 بود. تعداد 30 دانش آموز نارساخوان به صورت هدفمند انتخاب و در گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده‎ها از آزمون تشخیصی هوش وکسلر کودکان و آزمون اختلال خواندن استفاده شد. گروه آزمایش در 12 جلسه 45 دقیقه ای ، بازتوانی شناختی را دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد بازتوانی شناختی، بر دقت و درک خواندن دانش آموزان نارساخوان اثربخش است ولی این شیوه مداخله بر افزایش سرعت خواندن اثربخش نبوده است. بر اساس نتایج این مطالعه، افراد نارساخوان در کارکردهای شناختی ضعیف هستند و استفاده از بازتوانی شناختی می تواند موجب بهبود فعالیت این کارکردهای ضعیف شود و در نهایت موجب خواندن کارآمد این دانش آموزان شود.
    کلیدواژگان: بازتوانی شناختی، نارساخوانی، کارآمدی خواندن، دانش آموز
  • نیره سادات خیام نکویی*، فاطمه رضایی صفحات 123-140
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مکانیسم های دفاعی برابراز خشم، ناسازگاری فردی و سبک های اسنادی انجام شد. روش مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد خمینی شهر در سال تحصیلی 97-1396 بود که از بین آنها 40 نفر پس از ارزیابی بالینی اولیه و بر اساس ملاک های پژوهش، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده شدند. گروه آزمایش به صورت گروهی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دوبار) برنامه آموزش مکانیسم های دفاعی (محقق ساخته) را دریافت کردند؛ گروه کنترل به مدت 1 ماه در لیست انتظار قرار گرفت. از پرسشنامه های پرخاشگری نواکو، شخصی کالیفرنیا و سبک های اسنادی در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، در مرحله پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل، در میانگین نمرات ابراز پرخاشگری و ناسازگاری فردی تفاوت معناداری وجود داشت ولی تفاوت معناداری در میانگین نمرات سبک های اسنادی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون مشاهده نشد. با استناد به یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که از نتایج برنامه آموزش مکانیسم های دفاعی به عنوان مداخله ای بومی و جدید در جهت بهبود ابعاد ناسازگاری فردی و تعدیل ابرازخشم دانشجویان، توسط مشاوران و روان درمانگران بهره برده شود.
    کلیدواژگان: اسناد، خشم، مکانیسم های دفاعی، ناسازگاری
  • زهرا حسین لو*، مهرناز آزادیکتا، بیتا نصرالهی صفحات 141-158
    اختلال شخصیت خودشیفته به عنوان اختلالی جذاب در روان شناسی همواره برای پژوهشگران سوالات زیادی را ایجاد کرده است. سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه از جمله متغیرهایی هستند که می توانند به نوعی در بروز این اختلال نقش داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه در بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته در دانشجویان پزشکی دانشگاه های شهر تهران انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانشجویان پزشکی دانشگاه های شهر تهران مشغول به تحصیل هستند بودند که تعداد 278 پرسشنامه ی سبک های دلبستگی (هازن و شیور)، طرحواره ها (یانگ) و پرسشنامه ی بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته (آمز) به شیوه در دسترس توزیع و جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از SPSS با روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بر طبق نتایج سبک های دلبستگی ناایمن و دوسوگرا با بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته رابطه مثبت معنادار داشتند و سبک دلبستگی ایمن با بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته رابطه منفی معنادار داشت. همچنین بین کلیه مولفه های طرحواره های ناسازگار اولیه به جز طرحواره اطاعت رابطه مثبت معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک های دلبستگی 12 درصد و طرحواره های ناسازگار اولیه 22 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی بروز ویژگی های شخصیت خودشیفته را تبیین کردند. طبق یافته های پژوهش برای شناسایی هر چه بهتر اختلال شخصیت خودشیفته و جلوگیری از بروز آن باید برنامه های مناسبی توسط روان شناسان و مسئولین مربوطه تدوین شود.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، طرحواره های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیت خودشیفته
  • فاطمه تجلی، حجت الله جاویدی*، امیر هوشنگ مهریار، سید احمد میرجعفری صفحات 159-173
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کنندگی افسردگی، اضطراب، استرس و شیوه های فرزند پروری مادران در رفتارهای نافرمانی مقابله ای و سلوک فرزندانشان انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل مادران دانش آموز پسر مقطع ابتدایی با رفتارهای مخرب در شهرستان شیراز بود. جهت جمع آوری داده ها، 4 مدرسه ابتدایی پسرانه دولتی به روش خوشه ای مرحله ای تصادفی انتخاب گردید. سپس با استفاده از فرمهای معلم و والدین پرسشنامه علائم مرضی کودک، 105 مادر دارای کودک با رفتارهای مخرب انتخاب شدند. این مادران پرسشنامه های والدگری آلاباما و افسردگی، اضطراب، تنیدگی را تکمیل نمودند. داده های پژوهش با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان تحلیل شد .یافته های همبستگی نشان داد که نشانه های افسردگی، اضطراب، تنیدگی، عدم ثبات رفتاری، و ضعف در نظارت مادران با نشانه های نافرمانی مقابله ای و سلوک فرزندان همبستگی مثبت و معنادار دارد. همچنین روش های فرزندپروری مثبت مادران با نشانه های نافرمانی مقابله ای فرزندان، رابطه منفی و معنادار داشت. با توجه به نتایج رگرسیون، افسردگی مادران، قویترین پیش بینی کننده نشانه های نافرمانی مقابله ای فرزندان و ضعف در نظارت مادران نیز قویترین پیش بینی کننده نشانه های سلوک فرزندان بود. در مجموع نتایج نشان داد، افسردگی، اضطراب، استرس و روش های فرزندپروری والدین با رفتارهای نافرمانی مقابله ای و سلوک فرزندان روابط معناداری دارند. این یافته ها می تواند در شیوه های درمانی و یا درآموزش والدین کودکان با اختلالات نافرمانی مقابله ای و سلوک مورد استفاده قرارگیرد.
    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، سلوک، فرزندپروری، نافرمانی مقابله ای
|
  • Seyed Ghasem Mosleh *, Rahim Badri Gargari, Shahrooz Nemati Pages 7-22
    The aim of current project was to study the effectiveness of cognitive training of hope promotion on cognitive emotion regulation Strategies of male students with bullying behavior in high school. It’s a semi-experimental study with pretest and posttest design with control group. By using purposeful sampling method the samples were selected in Urmia City in 2018-2019. Therefore, after the implementation of the Olweus’ Bully/Victim inventory, 30 students who were classified as bullies, were randomly assigned to an experimental and a control group equally. The experimental group received cognitive training of hope promotion for two months in eight 90-minute sessions. The measurement tools were cognitive emotion regulation questionnaire that were filled by the participants in the pretest and posttest stages. The data was analyzed by using descriptive statistics and multivariate analysis of covariance (MANCOVA). Results revealed improvement positive reappraisal, positive refocusing, refocus on planning, putting into perspective, blaming others and catastrophizing in the experimental group compared to the control group. The findings indicated that, cognitive training of hope promotion might be recommended as a useful component of empowerment programs for school counselors and educators in the education domain.
    Keywords: Bullying, Cognitive Emotion Regulation, hope
  • Masoumeh Gorji, Naiereh Sadat Rowhany, Mehri Seyed Mousavi *, Masoumeh Azizi, Zobair Samimi Pages 23-38
    The purpose of the present study was to prediction of social anxiety based on early maladaptive schemas and resilience of girl students. In a correlational study, 398 high school girl students from Tehran during the academic year of 2018-19 were selected using the stratified method as a sample and completed social phobia questionnaire, short form of early maladaptive schemas, and a questionnaire Resilience. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and regression analysis in step-by-step method. The results showed that there was a positive and significant relationship between all the components of early maladaptive schemas and social anxiety. Also, there was a significant negative relationship between all the components of resilience and social anxiety. In addition, the results showed that the components of disconnecton and rejecton, Personal competence, over vigilance and inhibiton, directedness and Spiritual influences were able to predict the social anxiety of female students. According to the results of this study, early maladaptive schemas and resiliency have an important role in social anxiety of students and should be considered in social anxiety prevention and treatment programs.
    Keywords: early maladaptive schemas, Resiliency, social anxiety
  • Marjane Deihimi *, Mohammad Noori Pages 39-54
    The present study was conducted to investigate the effectiveness of group therapy of mindfulness -based stress reduction (MBSR) on rumination and loneliness of women with premenstrual syndrome. The research design was based on a semi-experimental with pre-test-post-test approach and control group. The statistical research population consisted of all women who referred to Dr. Nasr's Obstetrics and Gynecology Center, Tehran, during the first six months of 2018. Of these women, 30 cases were selected as sample using convenience sampling method and based on the inclusion and exclusion criteria, and then, were randomly assigned into an experimental group and a control group (n=15). Participants in experimental group received therapeutic program in eight 90 min-sessions (one session per week); the control group was put on the wait-list for 2 months. In order to collect data, Ruminative responses and social and emotional loneliness for adults scale were used in pre-test-post-test. Multivariate analysis of covariance was used for analyzing the data. Findings from research showed that by controlling the effect of pre-test, a significant difference is observed between the mean of post-test scores of experimental group and control group in variables of rumination, loneliness and its components, including romantic loneliness, family loneliness and social loneliness. Results show that the use of therapeutic techniques of mindfulness -based stress reduction significantly affects the reduction of rumination symptoms, and the loneliness of women with premenstrual syndrome.
    Keywords: Loneliness, Mindfulness, Premenstrual Syndrome, rumination
  • Maryam Zadbagher Seighalani, Behrooz Birashk *, Kianoosh Hashemian, Malek Mirhashemi Pages 55-72
    The purpose of this study was the evaluation of efficiency of traditional music therapy on depression, anxiety, aggression in PMS patients. The method of this research was semi experimental with pretest-posttest and follow-up design. The statistical sample was 40 women with PMS syndrome who were referred to Rahebartar clinic in the first six month of the year 2018 in Tehran that purposefully and randomly assigned in two groups of experimental and control. For gathering the data, Beck Depression Inventory (BDI), Beck Anxiety Inventory (BAI) and Bass & Perry Aggression Questionnaire (BPAQ) were completed by participants and the researcher-made traditional music therapy package was administered. In this study, experimental group was exposed to 15 sessions of passive music therapy (3 times a day and half an hour every time which was performed 45 times in total) and 6 active music therapy sessions for each person (an hour per session). After the end of treatment, the experimental group was evaluated at the post-test and follow-up stages. The results of one-way analysis of variance showed that the traditional music therapy package effect on depression, anxiety and physical aggression in PMS patient. Then, music therapy especially traditional music therapy can be concluded to reduce the symptoms of premenstrual syndrome in long time.
    Keywords: Aggression, Anxiety, Depression, PMS patient, traditional music therapy
  • Hamid Khanipour *, Alireza Moradi, Maryam Moayad Abedi Pages 73-88
    Orphaned children were more susceptible to mental disorder than other children due to rearing in different developmental environments. The aim of this study was to investigate psychological profile of orphans regards to post traumatic stress disorder symptoms and performance in cognitive and emotional aspects of theory of mind. We assessed 50 orphaned children and 50 non-orphan children by the children’s impact of event scale, theory of mind test and the reading the mind in the eyes task. Logistic regression showed that intrusion experience, behavioral avoidance and difficulty in understanding false belief could significantly discriminate orphans and non-orphaned children group. In addition, there were negative association between performance in theory of mind tasks, emotion recognition and severity of three main symptoms of post traumatic stress disorder among orphans and non-orphan children. It seems post-traumatic stress disorder is one of the main mental disorder among orphaned children. Furthermore, delay in the development of cognitive and emotional aspects of theory of mind performance among orphans could influenced by post traumatic stress disorder.
    Keywords: Orphan children, Posttraumatic stress disorder, theory of mind
  • Bahram Ali Ganbari Hashem Abadi, Marzieh Chagosaz *, Fatemeh Ghaseminiaii, Seyede Maryam Akbari Klor, Seyed Jamal Mosavi, Sama Jadidi Pages 89-104
    The present study was conducted to investigate the effectiveness of cognitive-analytical group therapy on experiential avoidance and rumination. The research design was based on a semi-experimental with pre-test-post-test approach and control group. 30 undergraduate students of Shahid Bahonar University of Kerman were randomly selected as sample after diagnosing with major depressive disorder and clinical interview, 15 of whom were assigned to experimental group and 15 to control group. The experimental group received the cognitive analytical therapy program for eight 90-minute sessions (twice a week); the control group was on the waiting list. Beck Depression Inventory-II, Acceptance and Action Questionnaire–II(Experimental Avoidance Factor) and Ruminative Responses Scale were used in the pretest and posttest for collecting information. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance(MANCOVA). The results of the study revealed a significant difference between the post-test scores of the experimental and control groups in the experiential avoidance beliefs and rumination variables with controlling the pre-test effect. Since the higher score in the experiential avoidance variable indicates a decrease, the mean of these scores in the intervention group in the post-test phase were significantly lower than that in the control group. Consequently, it can be stated that the use of cognitive-analytical therapy techniques influences the reduction of the experiential avoidance and rumination of students with major depressive disorder.
    Keywords: Cognitive-analytical therapy, Experiential Avoidance, major depression, rumination
  • Neda Safari *, Fereshteh Baezzat, Majid Qaffari Pages 105-122
    The purpose of current study was to analyze the effectiveness of Cognitive Rehabilitation Package on reading efficiency in dyslexic students. The design of the study was semi-experimental in form of pretest/post-test/follow-up with a control group. The statistical population includes all male third grade students in Kermanshah, Iran, in the academic year of 2016-17. Thirty dyslexic students were chosen through convenient sampling and randomly assigned to two experimental and control groups. Children’s Wechsler Intelligence Scale, and Reading Disorder Test were used. The experiment group, received cognitive rehabilitation for twelve 45 minutes sessions. The data were analyzed using mixed variance analysis. The findings showed that cognitive rehabilitation is effective on understanding and attention of students but not on their speed of reading. Based on the findings of this study, dyslexics are weak in cognitive functions and utilizing cognitive rehabilitation can improve the activity of these weak functions and finally result in efficient reading of these students.
    Keywords: cognitive rehabilitation, reading efficiency, dyslexia, student
  • Nayyerehalsadat Khayyam Nekouei *, Fatemeh Rezaei Pages 123-140
    The present study was conducted to investigate effect of defense mechanisms training on anger expression, personal unadjustment and attributional styles in University Students. The research design was based on a semi-experimental with pre-test-post-test approach and control group. The research population consisted of all students of Islamic Azad University of Khomeinishahr in academic year 2017-2018. After initial clinical assessment and based on research criteria, a total of 40 students were selected out of population and randomly assigned in an experimental and a control group with equal ratio. The experimental group received defense mechanisms training program for eight- 90 min group sessions (twice a week); The control group was put in the waiting list for 1 months. Novako's aggression questionnaire (NAQ), California Test Personality (CTP), and Attributional Style questionnaire were used in pre-test and post-test to collect data. In order to analyze the research data, multivariate analysis of covariance (MANCOVA) was used. The findings obtained from this research showed that after controlling the effect of pre-test, a significant difference was observed in post-test between experimental and control groups in the mean scores of aggression expression and personal unadjustment, but no significant difference was observed in the mean scores of attributional styles of experimental group in the post-test. According to the findings of this study, it is suggested that the results of defense mechanisms training program are used by counselors and psychotherapists as a new local intervention to improve personal unadjustment aspects and adjust the students' anger expression.
    Keywords: anger, attribution, defense mechanisms, unadjustment
  • Zahra Hosseinlou *, Mehrnaz Azadyekta, Bita Nasrolahi Pages 141-158
    Narcissistic personality disorder as an attractive disorder in psychology has always raised many questions for researchers. Attachment styles and early maladaptive schemas are some of the variables that can play a role in the development of this disorder. This study aimed to investigate the relationship between attachment styles and early maladaptive schemas in the incidence of Narcissistic personality traits in medical students of Tehran universities. The statistical population of the study was all medical students of the universities of Tehran. There were 278 questionnaires on attachment styles (Hazen and Shaver), schemas (Yang) and Narcissistic personality traits questionnaire (Ames) were distributed by available sampling method. Then, collected. Data were analyzed by SPSS using correlation and multiple regression methods. According to the results of insecure and ambivalent attachment styles, there was a significant positive correlation with the Narcissistic personality traits and safe attachment style had a significant negative correlation with Narcissistic personality traits. Also, there was a significant positive correlation between all the components of the early maladaptive schemas except the obedience schema. The results of regression analysis showed that attachment styles of 12% and early maladaptive schemas explained 22% of the variation of the criterion, namely the incidence of Narcissistic personality traits. According to research findings, appropriate programs should be developed by psychologists and relevant authorities in order to better identify and suppress Narcissistic personality disorder
    Keywords: attachment styles, early maladaptive schemas, Narcissistic personality traits
  • Fatemeh Tajalli, Hojatollah Javidi *, Amir Hoshang Mehriar, Seyed Ahmad Mirjafari Pages 159-173
    The purpose of this study was to investigate the role of mothers’ depression, anxiety, stress and parenting styles in their children’s oppositional defiant and conduct behaviors. The statistical population consisted of mothers of elementary school boys with such disorders in Shiraz. First, 4 elementary schools were selected by multi-stage cluster random sampling. Then, based on teacher and parents Child Symptom Inventory, 105 mothers of children with disruptive behaviors were selected. Participants completed Alabama Parenting Questionnaire and Depression, Anxiety, and Stress Scales. Data were analyzed using Pearson correlation and simultaneous regression. Findings of correlations showed a significant positive relationship between depression, anxiety, stress, inconsistency in parenting and poor supervision of mothers, with children’s symptoms of oppositional defiant and conduct behaviors; also there is a significant negative correlation between mothers' positive parenting with children’s oppositional defiant behaviors. Regression analysis indicated that maternal depression was the strongest predictors of children’s oppositional defiant behaviors, while poor supervision was the strongest predictor of children’s conduct symptoms. As a whole, the results revealed that depression, anxiety, stress and parenting methods of parents have significant relationship with oppositional defiant and conduct behaviors. These findings can be routinely addressed either in the therapeutic field or in the education of parents of children with oppositional defiant and conduct behaviors.
    Keywords: Anxiety, conduct behaviors, Depression, oppositional defiant, parenting