فهرست مطالب

سلامت جامعه - سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا نصرت آبادی، محمد کاظمی عرب آبادی، مریم مرتضوی، مهسا حورا، رضا بیدکی، فاطمه ناظم کازرانی* صفحات 1-9
    مقدمه

    سایتوکاین ها در تولید و حفظ پاسخ های ایمنی اکتسابی در خلال زایمان زودرس، سر موعد و یا بعد از موعد نقش اساسی دارند. به نظر می رسد میزان اینترفرون گاما (IFN-g) در خون مادر و بند ناف نوزادان با زایمان در ارتباط باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین سطح IFN-g در خون مادر و بند ناف نوزادان با تولد به موقع و بعد از موعد انجام شده است.

    مواد و روش ها

     این مطالعه توصیفی بر روی 125 نمونه خون بند ناف دو گروه از نوزادان حاصل از زایمان به موقع (ترم) و بعد از موعد (طول کشیده) و 122 نمونه سرم مادران آن ها در زایشگاه نیک نفس شهرستان رفسنجان در سال  1397 انجام شد. مقادیر IFN-g سرم مادر و خون بند ناف گرفته شده از نوزادان به روشImmunosorbent Assay (ELISA) Enzyme-Linked بررسی شد. به منظور مقایسه میانگین سطح سرمی IFN-g در خون بند ناف نوزادان با تولد طول کشیده و یا به موقع، از آزمون t مستقل استفاده شد.

    یافته ها

    سطح سرمی IFN-g در بین مادران با زایمان به موقع و طول کشیده و نوزادان آن ها از لحاظ آماری تفاوت معنی داری نداشت اما یک ارتباط مثبت ضعیف معنی دار بین سطح IFN-g در خون بند ناف نوزادان با زایمان به موقع و سن مادر مشاهده گردید (050/0=p، 240/0=r).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد سطح سایتوکاین IFN-g در امر زایمان طول کشیده موثر نیست.

    کلیدواژگان: اینترفرون گاما، تولد به موقع، تولد طول کشیده
  • مریم بهنام مرادی، حسن احدی*، محمدرضا صیرفی صفحات 10-19
    مقدمه

    سلامت جامعه در گرو تامین نیازهای بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی زنان است. یائسگی بخشی از زندگی زنان است که در بهداشت باروری اهمیت ویژه‏ای دارد و برنامه آموزشی مناسب به‏ منظور بهبود توانمندی‏های روانی زنان ضروری است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر مدل ارتقاء سلامت پندر بر خودشکوفایی و روابط بین ‏فردی انجام شد.

    مواد و روش ها

     این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. از بین زنان یائسه‏ شاغل در مدارس دخترانه غیردولتی شهر تهران طی سال 1398 به ‏شیوه هدفمند تعداد 60 نفر انتخاب و به‏صورت تصادفی در گروه های آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک-محقق ساخته و پرسشنامه استاندارد رفتارهای ارتقادهنده سلامت انجام شد. در گروه آزمایش، آموزش رفتارهای ارتقادهنده سلامت در 6 جلسه به صورت هفته ای 1 جلسه و هر جلسه به‏ مدت 2 ساعت اجرا گردید. پس از پایان آموزش از گروه ها پس آزمون گرفته شد. داده ها با روش‏های آزمون‏های t مستقل و زوجی و تحلیل کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مداخله‏ آموزشی مبتنی بر مدل ارتقای سلامت بر افزایش خودشکوفایی (53/9=F، 006/0=p و 60/0=Eta) و روابط بین‏فردی زنان یائسه (40/8=F، 009/0=p و 71/0=Eta) گروه آزمایش در مرحله پس آزمون تاثیر مثبت و معنی داری داشته است.

    نتیجه گیری

     مداخله‏ آموزشی مبتنی بر مدل ارتقای سلامت می‏تواند برای انتقال به مرحله یائسگی کارساز باشد. پژوهشگران و درمانگران می‏توانند از مدل پندر برای بهبود رفتارهای ارتقادهنده سلامت در زنان یائسه ایرانی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: خودشکوفایی، روابط بین‏فردی، زنان یائسه، مداخله آموزشی، مدل ارتقاء سلامت پندر
  • مهرداد ساسانی، قربان فتحی اقدم*، جعفر پویامنش، مجتبی امیری مجد صفحات 20-31
    مقدمه

    کاهش صمیمیت، سازگاری و جرات ورزی از مشکلات شایع میان زن و شوهر می باشد که اثرات منفی در زندگی زناشویی ایجاد می کند. واقعیت درمانی، یکی از روش های درمانی می باشد که به تازگی برای بهبود این مشکل معرفی شده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی واقعیت درمانیبرصمیمیت،سازگاری وابراز وجودزنان متآهل انجام شد.

    مواد و روش ها

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی، پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان متاهل دارای مدت ازدواج زیر 5 سال و سن زیر 40 سال شهر تبریز در سال 1397 بود که 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های صمیمیت زناشویی، سازگاری و ابراز وجود استفاده شد. گروه آزمایش تحت آموزش مفاهیم واقعیت درمانی به مدت 12ساعت در 8 هفته قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد واقعیت درمانی برصمیمیت، سازگاری و ابراز وجود گروه آموزش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون موثر بوده است (001/0 =p).

    نتیجه گیری

    آموزش واقعیت درمانی احتمالا می تواند با افزایش صمیمیت، سازگاری و جرات ورزی باعث کاهش مشکلات زناشویی زنان متاهل شود.

    کلیدواژگان: اثربخشی واقعیت درمانی، صمیمیت، سازگاری، ابراز وجود، زنان متاهل
  • حمیرا سلیمان نژاد، حمید پورشریفی*، جهانشا محمدزاده، کوروش سایه میری صفحات 32-43
    مقدمه

    ناامیدی و بدتنظیمی هیجانی از مهم ترین عوامل گرایش به خودکشی بوده که امروزه اکثر جوامع با آن مواجه هستند. از این رو، طراحی بسته آموزشی جهت کاهش گرایش به خودکشی حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله یکپارچه نگر در کاهش ناامیدی و بدتنظیمی هیجانی به عنوان تعیین کننده گرایش به خودکشی نوجوانان و جوانان انجام گرفت.

    مواد و روش ها

     این مطالعه از نوع کارآزمایی آموزشی می باشد. در یک طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، 40 نفر از نوجوانان و جوانان 15 تا 24 ساله شهر ایلام در سال 1397 به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه های نگرش به خودکشی، ناامیدی و نظم جویی شناختی هیجان توسط آنها در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. گروه آزمایش مورد مداخله قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد تفاوت معنی داری در نمرات دو گروه وجود دارد داد (001/0p=). در متغیرهای ناامیدی (013/0>p)، ملامت خود (003/0=p)، نشخوارگری (031/0=p)، فاجعه سازی (016/0=p)، ملامت دیگران (001/0=p)، تمرکز مجدد مثبت (005/0=p)، تمرکز مجدد برنامه ریزی (003/0=p) و ارزیابی مجدد مثبت (019/0=p) تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده شد. در متغیرهای پذیرش (368/0=p) و دیدگاه گیری (730/0=p) تفاوت معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

     آموزش مهارت های مبتنی بر رویکرد یکپارچه نگری در کاهش ناامیدی و بدتنظیمی هیجانی نوجوانان و جوانانی که گرایش به خودکشی داشته اند، موثر بود. آموزش برنامه هایی از قبیل حل مسئله، تنظیم هیجان و ذهن آگاهی به روانشناسان، والدین، نوجوانان، متخصصان حوزه سلامت و آسیب شناسی اجتماعی می تواند جهت کاهش و جلوگیری از خودکشی نوجوانان اثربخش باشد.

    کلیدواژگان: مداخله یکپارچه نگر، ناامیدی، بد تنظیمی هیجان، گرایش به خودکشی، نوجوانان
  • پروین آقا محمد حسنی، محمدرضا حاجی زاده، احمدرضا صیادی*، محمد جعفری صفحات 44-51
    مقدمه

    پرخاشگری در دوران کودکی عامل مهمی برای بروز رفتارهایی چون گرایش به بزهکاری، ترک تحصیل و خشونت در نوجوانی و بزرگسالی است. در این بین، عنصر روی، نقش مهمی در رشد و تکامل مغز و رفتار دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین سطح سرمی روی در کودکان 12-6 ساله دچار پرخاشگری انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی، 69 کودک دارای علائم پرخاشگری مراجعه کننده به کلینیک روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1395 و 69 کودک بدون علائم پرخاشگری پس از مصاحبه بالینی وارد مطالعه شدند. والدین، پرسش نامه پرخاشگری Shahim را تکمیل نمودند. سطح سرمی روی به روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. داده ها با آزمون های آماری t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون بررسی گردیدند.

    یافته ها

    از 138 کودک، 97 نفر (3/70%) پسر بودند. میانگین و انحراف معیار سطح سرمی روی در کودکان پرخاشگر به طور معنی داری کمتر از میانگین سطح سرمی روی کودکان سالم بود (015/0=p) (به ترتیب 77/12±07/75 و 15/15±96/80 میکروگرم بر دسی لیتر). اختلاف میانگین سطح سرمی روی بر حسب جنسیت معنی دار نبود. ارتباط سطح سرمی روی با میانگین نمرات پرخاشگری کلی (048/0 =p، 169/0- =r) و پرخاشگری جسمی (011/0 =p، 216/0- =r) کودکان معنی دار و معکوس بود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر، حاکی از کمبود سطح سرمی روی در کودکان مبتلا به پرخاشگری در مقایسه با کودکان سالم شهر رفسنجان بود. شایسته است والدین و متولیان بهداشت و سلامت جامعه به ویژه در مدارس، نسبت به شناسایی و درمان به موقع اقدام نمایند تا از تبدیل رفتار پرخاشگرانه در کودکی به رفتار بزهکارانه در بزرگسالی کاسته شود.

    کلیدواژگان: پرخاشگری، روی، کودکان
  • امیر اعتمادی شمس آبادی، شهرام محمدخانی*، علی رضا مرادی، مهدی اکبری صفحات 52-63
    مقدمه

    افزایش جمعیت سالمند پیامدهای اقتصادی-اجتماعی برای ایران دارد. یکی از مشکلاتی که سالمندان با آن مواجه هستند کاهش توانایی های شناختی و کارکردهای اجرایی است که می تواند مشکلات عدیده ای در زندگی روزمره آن ها ایجاد کند. هدف از اجرای این پژوهش تعیین اثر مداخله مراقبه عشق ورزی-مهربانی بر کارکردهای اجرایی و بهزیستی روان شناختی سالمندان 74-65 سال بود.

    مواد و روش ها

    در یک طرح تجربی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل که در زمستان 97 در شهر تهران انجام شد، 50 سالمند 74-65 ساله به طور تصادفی در گروه های کنترل و آزمایش قرار داده شدند. بر روی همه آزمودنی ها آزمون ادن بروک، آزمون کارکردهای اجرایی و آزمون بهزیستی روان شناختی ریف اجرا شد، سپس در گروه آزمایش، مداخله عشق ورزی-مهربانی اجرا شد و آزمون کارکردهای اجرایی و بهزیستی روان شناختی به عنوان پس آزمون تکرار شدند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد گروه آزمایش در متغیر های توجه (340/58F=، 001/0p<، 632/0η2=)، حافظه فعال (959/11F=، 001/0p<، 260/0η2=)، انعطاف پذیری شناختی (823/15F=، 001/0p<، 318/0η2=)  و بهزیستی روان شناختی (846/18F=، 001/0p<، 357/0η2=) بهبود های معنی دار داشتند. در متغیر های سرعت پردازش و حل مسئله تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج می توان نتیجه گیری کرد که آموزش مراقبه عشق-ورزی مهربانی به سالمندان و انجام آن می تواند بر بهزیستی روان شناختی و کارکردهای اجرایی موثر باشد و انتظار می رود بر کیفیت زندگی سالمندان اثرات مثبتی بگذارد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، کارکرد اجرایی، سالمندی
  • راهب جعفری*، حسن بافنده صفحات 64-72
    مقدمه

    افسردگی رایج ترین اختلال روانی است که به شدت رو به افزایش است و به آن سرماخوردگی روانی نیز می گویند. توان بخشی شناختی یکی از درمان های موثر برای این اختلال می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر توان بخشی شناختی بر بهبود نشانگان افسردگی و الگوی امواج مغزی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی شهر تبریز انجام شد .

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران افسرده اساسی مراجعه کننده به کلینیک های روان پزشکی شهر تبریز در سال 1397 تشکیل دادند. 30 بیمار به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل بسته آموزشی توان بخشی شناختی، پرسشنامه افسردگی بک و دستگاه الکتروانسفالوگرافی کمی بود. گروه آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای، تحت توان بخشی شناختی قرار گرفت. داده ها توسط آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل گردیدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که توان بخشی شناختی باعث کاهش افسردگی شد و همچنین امواج آلفای مغزی را در ناحیهF3  کاهش و امواج بتای مغزی را در ناحیه F4 افزایش داد (01/0p<). به نحوی که نمره گروه آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون برای افسردگی از 86/30 به 20/22 و برای امواج آلفا F3 از 33/11 به 60/8 کاهش یافت. امواج  بتا F4 از 23/20 به 80/28 افزایش پیدا کرد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد توان بخشی شناختی افسردگی را کاهش، و امواج مغزی را تغییر می دهد. مبتنی بر یافته های این پژوهش می توان از توان بخشی شناختی به عنوان درمانی موثر برای کاهش افسردگی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی، افسردگی، امواج مغزی
|
  • R Nosratabadi, M Kazemi Arababadi, M Mortazavi, M Houra, R Bidaki, F Nazem Kazerani * Pages 1-9
    Introduction

    Cytokines play an important role in generating and maintaining acquired immunity responses duringpreterm, term, and prolonged pregnancy. It seems that IFN-g levels in the maternal serum and neonatal cord blood are associated with the type of delivery. Accordingly, this study aimed to investigate the cytokine IFN-g concentrations in the maternal serum and neonatal cord blood in term and prolonged deliveries.

    Materials and Methods

    This descriptive study was conducted on 125 cord blood specimens from neonates born through term and prolonged-pregnancy and the 122 serum samples from their mothers in Rafsanjan Niknafs Maternity in 2018. The IFN-g levels in the maternal serum and neonatal cord blood were measured by enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) and compared by the independent samples t-test.

    Results

    The results revealed that IFN-g levels were not significantly different between prolonged-pregnancy mothers and their neonates compared with term mothers and their neonates, but a weak positive correlation was found between IFN-g in cord blood of term neonates and the age of the mothers (r = 0.240, p=0.05).

    Conclusion

    The results showed that IFN-g has not effect on prolonged-pregnancy

    Keywords: Interferon Gamma, Term Delivery, Prolonged delivery
  • M Behnammoradi, H Ahadi *, MR Seirafi Pages 10-19
    Introduction

    Community health is dependent on meeting women’s health, economic, and cultural needs. Menopause is a part of women’s life which has a particular importance in their reproductive health, and thus appropriate educational programs are needed to improve women’s mental capabilities. Acordingly, this study aimed to determine the effects of educational intervention based on Pender’s Health Promotion Model on self-actualization and interpersonal relations in menopausal women.

    Materials and Methods

    This study was a clinical trial, with pre-test, post-test, and the control group. Of menopausal women working in non-government schools in Tehran in 2019, a total number of 60 women were selected by purposive sampling and were randomly divided into experimental (n=30), and control (n=30) groups. The required data were collected using a researcher-made demographic information checklist, and the Health Promotion Lifestyle Profile-II (PHPLP-II). The health promotion lifestyle program was administered for the particpants in the experimental group in six sessions, one session per week and each for two hours. At the end of the training program, the post-test was taken from the participants in bith groups. The collected data were analyzed using independent samples t-test, paired samples t-test, and multivariate analysis of covariance using SPSS software (version 25).

    Results

    The results showed that educational intervention based on health promotion model had a positive and significant effect on increasing self-actualization (F=9.53, p=0.006, Eta=0.60) and interpersonal relations (F=8.40, p=0.009, Eta=0.71) in menopausal women in the experimental group as indicated by their post-test scores.

    Conclusion

    The results showed that the educational intervention based on Pender’s Health Promotion Model can be effective in transition to the menopausal stage and researchers and therapists can use Pender’s model to improve health-promoting behaviors and lifestyle in Iranian inmenopausal women.

    Keywords: self-actualization, Interpersonal relations, Menopausal women, educational intervention, Pender’s Health Promotion Model
  • M Sasani, Gh Fathi Aghdam *, J Pouyamanesh, M Amiri Majd Pages 20-31
    Introduction

    Decreased intimacy, compatibility, and assertiveness are common problems between couples and have negative effects on their marital life. One of the treatment methods recently introduced to overcome this problem is reality therapy. The present study aimed to determine the effectiveness of reality therapy on intimacy, compatibility, and assertiveness of married women.

    Materials and Methods

    This study employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and follow-up with the control group. The research population included all married women whose marriage duration was under 5 years aged below 40 years living in Tabriz in 2018.A sample of 30 married women were selected using availability and randomly placed into two control and experimental groups, each with 15 members. Both groups completed the Dyadic Compatibility Scale (DAS), Bagarozzi Marital Intimacy Needs Questionnaire (MINQ), and Assertion Inventory (Gambrill & Richey, 1975) as the pre-test. Then the experimental group received the treatment in the form of reality therapy for 12 hours over 8 weeks. Then, the same tests were administrated to both groups as the post-test. The data collected through the pre-test and post-test were analyzed by repeated measures analysis of variance.

    Results

    The results showed that reality therapy was effective on intimacy, compatibility, and assertiveness of the experimental group compared to the control group in the post-test stages (p=0.001).

    Conclusion

    According to the results of this study, it can be concluded that reality therapy training can reduce couples' marital problems by increasing intimacy, compatibility, and assertiveness.

    Keywords: Reality Therapy, intimacy, compatibility, Assertiveness, Married women
  • H Solimannejad, H Poursharifih *, J Mohammadzadeh, K Sayehmiri Pages 32-43
    Introduction

    Frustration and emotion dysregulation have been among the most factors contributing to suicidal tendencies faced currently by societies.  Therefore, developing a training program to decrease such tendencies seems necessary. This study aimed to investigate the effectiveness of an integrative intervention in decreasing frustration and emotion dysregulation as determinants of suicidal tendencies among adolescents and young people.

    Materials and Methods

    The present study is an experimental trial with a pretest-posttest design and control group and was conducted on 40 adolescents and young persons aged 15-25 who were selected through the random cluster sampling in 2018-19 in Ilam. All of the participants completed the Suicide Attitude Questionnaire, Children's Health Locus of Control Scale(CHLC), and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ-P). The experimental group received an integrative intervention, while the control group received no intervention. Upon the completion of the intervention and collecting the data, they were analyzed using multivariate covariance analysis (MANCOVA) and by SPSSV22 software.

    Results

    The results of multivariate analysis of variance showed that there is significant difference in the scores of the two groups (Wilks' lambda=0.251, F=5.664, p=0.001) in terms of despair (F=6.843, p=0.013), self-blame (F=10.412, P=0.003), rumination (F=5.016, p=0.031), catastrophizing (F=6.331, p=0.016), blaming others (F=14.132, p=0.001), positive re-focus (F=9.126, p=0.005), planning re-focus (F=10.275, p=0.003), and positive re- evaluation (F=6.024, p=0.019). However, there was no significant intergroup difference in terms of acceptance (F=0.830, p=0.368) and perspective taking (F=0.121, p=0.730).

    Conclusion

    Organizing training programs based on an integrative approach has been effective in decreasing despair and emotion dysfunction among the adolescents and young people with suicidal tendencies. Conducting training programssuch as problem- solving, emotional, regulation, mindfulness, etc. for psychologists, parents, adolescents, health professionals, and social pathologists can be effective in decreasing and preventing suicide among adolescents.

    Keywords: Integrative Intervention, despair, frustration, Emotion Dysregulation, Suicidal Tendencies, adolescents
  • P Agha Mohammad Hasani, MR Hajizadeh, AR Sayadi *, M Jafari Pages 44-51
    Introduction

    Childhood aggression is a significant factor in the occurrence of behaviors, such as a tendency to delinquency, dropout, as well as violence in adolescence and adulthood. Meanwhile, zinc plays a key role in brain and behavior development. This study aimed to evaluate the serum zinc level in aggressive children aged 6 to 12.

    Materials and Methods

    In this descriptive study, 69 children with aggression symptoms referred to the Rafsanjan psychiatric clinic in 2016, together with 69 children without aggression symptoms, were included in the study by purposive sampling after clinical interviews. Their parents completed Shahim's aggression questionnaire. Then, the serum zinc level was determined by the spectrophotometry method. Data were analyzed by independent t-test and Pearson correlation coefficient.

    Results

    Of the 138 children, 97 (70.3%) were boy. The mean serum zinc level of aggressive children was 75.07±12.77 mcg/dl, which was significantly less than that of non-aggressive children (80.96±15.05 mcg/dl) (p=0.015). Serum zinc level was 78.93±13.90 mcg/dl in boys and 75.85±15.06 (p=0.249) in girls. The relationship between serum zinc level with total aggression (r=-0.169, p=0.048) and physical aggression (r=-0.216, p=0.011) of children was reversed significantly.

    Conclusion

    The results of this study showed that serum zinc levels of aggressive children were lower than healthy ones in Rafsanjan city. Therefore, parents and chiefs of community health, especially school health, need to identify and treat these cases on time to reduce aggressive behavior in childhood in order to prevent delinquent behavior in adulthood.

    Keywords: aggression, zinc, children
  • A Etemadi, Sh Mohammadkhani *, Al Moradi, M Akbari Pages 52-63
    Introduction

    The increase in the population of elders has socio-economic consequences for Iran. One of the problems faced by the elderly is the decreased cognitive abilities that, in turn, can cause many problems in their daily life. The purpose of this study was to determine the effect of loving-kindness meditation intervention on the executive functioning and psychological well-being of the elderly.

    Materials and methods

    In an experimental pre-test/post-test control group design performed in Tehran, 50 elderlies aged 65-74 years were randomly assigned to control and experimental groups to all whom Addenbrooke's Cognitive Examination test, executive functions test, and Reef Psychological Well-Being Inventory were administered. Then, an eight-week loving-kindness meditation intervention was performed. Besides, the tests for post-testing were re-administered. The collected data were analyzed by covariance analysis using SPSS software.

    Results

    Results showed that the experimental group had significant improvements in attention (F=58/340، p<0/001، η2=0/632), working memory (F=11/959، p<0/001، η2=0/260), cognitive flexibility (F=15/823، p<0/001، η2=0/318), and psychological well-being (F=18/846، p<0/001، η2=0/357). There was no significant difference between variables of processing speed and problem solving after the intervention between two groups.

    Conclusion

    It can be concluded that teaching loving-kindness meditation to the elderly can affect the psychological well-being and executive functions (attention, working memory, cognitive flexibility); thus, it is expected to have a positive effect on their life quality. Accordingly, the relevant institutions and specialists are recommended to offer meditation training to the elderly.

    Keywords: Mindfulness, executive function, Elderly
  • R Jafari *, H Bafandeh Pages 64-72
    Introduction

    This study aimed to determine the effectiveness of cognitive rehabilitation on the improvement of depression syndrome and brain wave pattern in patients with major depressive disorder.

    Materials and Methods

    The present study was semi-experimental. The statistical population of the study was all depressed patients referring to psychiatric centers of Tabriz in 2018. A total of 30 depressed patients were selected after the diagnosis of a psychiatrist and randomly assigned to two groups of experimental and control. Then, the experimental group received cognitive rehabilitation for 12 sessions of 60 minutes, as well as related training. Finally, the data were analyzed using Neuroguid software and SPSS version 23.

    Results

    The results of this study showed that in the experimental group, cognitive rehabilitation reduced depression together with brain alpha in the F3 region, and increased brain beta in the F4 region p<0/01. The experimental group pre-test and post-test scores decreased for depression from 30/86 to 22/20 and alpha F3 from 11.33 to 8.60; however, they increased for beta F4 from 20/23 to 28/80.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, cognitive rehabilitation can be used as an effective treatment to reduce depression.

    Keywords: Cognitive rehabilitation, depression, alpha, beta