فهرست مطالب

کاوش نامه ادبیات تطبیقی - پیاپی 35 (پاییز 1398)
  • پیاپی 35 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • تورج زینی وند صفحه 0
  • رضا پاشازاده*، خلیل پروینی صفحات 1-21

    ادبیات تطبیقی، مطالعه ادبیات فراسوی مرزهای کشوری خاص و مطالعه روابط میان ادبیات از یک سو و سایر قلمروهای دانش و معرفت مانند هنرها، فلسفه، تاریخ، علوم اجتماعی، علوم، دین و جز این ها ازسوی دیگر است. به طور کلی ادبیات تطبیقی مقایسه ادبیاتی با یک یا چند ادبیات دیگر و مقایسه ادبیات با سایر قلمروهای بیان انسان است. تاسیس اصول ادبیات تطبیقی در کشورهای عربی با محمد غنیمی هلال صورت گرفت. آنچه در این میان مهم است، مطرح شدن اندیشه ادبیات تطبیقی اسلامی ازسوی نویسندگانی، چون اقبال لاهوری، طه ندا، مجیب مصری و بعد طاهر احمد مکی است؛ نظریه ای که رهیافتی نوین در عرصه ادبیات و نقد محسوب می شود و ملت های اسلامی را ازراه بررسی مناسبات آثار ادبی آنان، به یکدیگر نزدیک تر می سازد. طاهر احمد مکی که به مثابه بزرگ ترین نظریه پرداز در این زمینه شناخته شده است، نقش قابل ملاحظه ای در معرفی آن ازراه آثار و دیدگاه های ارزشمند خود داشته است. وی همچنین باب نوینی را درزمینه مطالعات ادبیات تطبیقی پایه گذاری کرد و پژوهش در حوزه ادبیات تطبیقی را تنها براساس مکتب فرانسه مقبول ندانسته و به دیگر مکاتب ادبیات تطبیقی، ازجمله مکتب آمریکایی، نیز پرداخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی درپی معرفی طاهر احمد مکی با معرفی آثار و دیدگاه وی درباره ادبیات تطبیقی به طور کلی و ادبیات تطبیقی اسلامی به طور خاص است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی عربی، ادبیات تطبیقی اسلامی، طاهر احمد مکی، مکتب فرانسه، مکتب آمریکا
  • رمضان رضائی*، علی قهرمانی، معصومه قهرمان پور صفحات 23-42

    امروزه شعر، نه به مثابه امری تفننی یا علاقه شخصی، بلکه به منزله ابزاری فرهنگی است که درراستای القای تفکر و یا اصلاح روند خاصی و گاهی معیوب در جامعه به کار می رود و همگان از اهمیت آن آگاه اند. منادیان برابری جنسیتی نیز متناسب با حال و مقام از این ابزار بهره برده و خواسته های خویش را با آن مطرح کرده اند. سیمین بهبهانی و سعاد الصباح دو شاعر معاصری هستند که از این ابزار استفاده کرده و به تصویر مرد را در شعر خود ترسیم کرده اند. پژوهش حاضر به مقایسه تطبیقی تصویر مرد به مثابه دگرجنسیتی در شعر این دو شاعر پرداخته است. برای دستیابی به این هدف از شیوه تحلیلی - توصیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش، نشانگر آن است که این دو شاعر با شعرشان چهره ای واقعی از مرد معاصر و خصوصیاتش نشان داده و دو جنبه نکوهیده و ستوده شده از وی ارائه داده اند. سیمین و سعاد، اعتراض هایی نسبت به مردان داشته اند و وضعیت نابسامان زنان را حاصل رفتارهای نادرست مردان دانسته اند و خواسته اند که زنان نیز مثل مردان از حق و حقوق خود برخوردار باشند. درکنار این مسائل، هردو شاعر همسران خود را ستوده اند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر معاصر، ایران و کویت، سیمین بهبهانی، سعاد الصباح
  • علیرضا شهرستانی*، میرجلال الدین کزازی، مسعود سپه وندی صفحات 43-62

    فروغ فرخزاد و غاده السمان دو شاعر زن معاصر هستند. این دو برخلاف سنت ادبی گذشته سرزمین خود، تخیلات شعری خویش را در قالب شعر نو عرضه می کرده اند؛ اما به کلی از سنت اندیشگی شرق دور نشده اند. درک از زمان در شعر این دو شاعر، همسان درک گذشتگان از زمان است. فروغ و غاده السمان، به مانند گذشتگان، زمان را دایره وار می پندارند. درنظر ایشان، زمان از مبدایی آغاز می شود و در زمانی به پایان می رسد. این پایان به معنی آغازی دیگر است. در دنیایی که زمان آن دایره وار است، مفاهیمی شکل می گیرد که در میان تمامی فرزندان بشر همسان و هماهنگ است و فروغ و غاده نیز از این قاعده مستثنی نیستند. نگارندگان پژوهش حاضر، براساس مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی و به روش تحلیلی - توصیفی بدین یافته اساسی رسیده اند که درک فروغ فرخزاد و غاده السمان از زمان، مشترک و همسان است. این امر سبب آن شده است که مفاهیم منشعب از درک دایره وار زمان در شعر این دو تکرار شود؛ مفاهیمی همچون انتظار، دیرکردگی، گذشته بازگشتنی، حال تکراری و آینده محوری که از مهم ترین مفاهیم زمان اساطیری است و در شعر این دو شاعر بررسی و تحلیل شده است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، بینش اساطیری، زمان اساطیری، فروغ فرخزاد، غاده السمان
  • معصومه صارمی فرد، محمدنبی احمدی* صفحات 63-79

    یکی از ابعاد نگرشی جناح الکاظمی (متولد 1949 م.) و محتشم کاشانی (905ه.ق. - 996ه.ق.) به مثابه شاعران اهل بیت، بیان مصیبت های امام حسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا، و به تصویرکشیدن مصیبت های بزرگی است که در صحرای کربلا بر اهل بیت (ع) گذشت. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و براساس نظریه ادبیات تطبیقی اسلامی به واکاوی مهم ترین شاخصه های سوگ سروده های این دو شاعر در رثای امام حسین (ع) می پردازد که تجلی شیفتگی این دو شاعر برجسته به اهل بیت و اندوه آنان نسبت به این تراژدی سوزناک است . یافته های پژوهش، بیانگر آن است که دو شاعر در رثای امام حسین (ع) مضامین مشترکی را به کار برده اند که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تشنگی، اسارت، شهادت، بیان حزن و اندوه حضرت زینب (س) و... همچنین بررسی اسالیب به کار رفته در شعرهای ایشان نشان می دهد که هردو شاعر در  استفاده از انواع صور خیال در راستای به تصویرکشیدن مصیبت کربلاء و لایه های سطحی این حادثه موفق عمل کرده اند؛ اما در بیان لایه های زیرین معرفتی و معنایی آن که همان تبیین اهداف بنیادین قیام کربلا است، توفیق چندانی نداشته اند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی اسلامی، مرثیه سرایی، رثای امام حسین (ع)، محتشم کاشانی، جناح الکاظمی
  • مالک عبدی*، رقیه نظری پور صفحات 81-102

    مسائل مربوط به زن، به مثابه یکی از اصلی ترین مسائل انسانی در ادبیات معاصر، جایگاه خاصی را به خود اختصاص می دهد. در این باره پرینوش صنیعی و رجاء عبدالله الصانع که از پردغدغه ترین نویسندگان زبان فارسی و عربی هستند، موشکافی و اهتمام وافر خود را در دو رمان سهم من و بنات الریاض به تصویر می کشند. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی - تحلیلی تدوین شده بر آن است تا با بررسی سیمای زن در دو رمان یادشده، افکار فمینیستی هر دو نویسنده را تحلیل و نقد کند و سپس شباهت ها و تفاوت های نظرات هر دو نویسنده که از نظریه های فمینیستی متاثر است را بیان کند. با بررسی آثار دو نویسنده مشخص می شود که زنان ترسیم شده در دو رمان، زنانی جسور و هنجارگریزند که از فرهنگ جنسیتی حاکم بر جوامع سنت گرای خود به ستوه آمده اند و به سنت شکنی متوسل می شوند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، زن، نقد فمنیسم، پرینوش صنیعی، رجاء عبدالله الصانع
  • امیرعباس عزیزی فر*، مریم امینی صفحات 103-125

    ادبیات تطبیقی زمینه های پژوهشی فراوانی را فراروی پژوهشگران باز کرده است، یکی از این زمینه ها، مطالعات میان رشته ای است. ارتباط میان سینما و ادبیات به مثابه دو هنر بشری، بر کسی پوشیده نیست و کارگردانان نمایش های اجتماعی برای مخاطب پسندترکردن درام خود، گفتگوها (دیالوگ ها) را با کنایه های شیرین و به جا پرمغزتر می کنند تا جنس گفتگوها به محاورات مردم نزدیک تر شود. پژوهش حاضر به روش کیفی و مطالعه سمعی- بصری و تحلیل محتواست، بدین صورت که درام یادشده با استفاده از لوح فشرده بررسی شده، سپس گفتگوهای آن را یادداشت برداری کرده و درنهایت تحلیل شده است. برمبنای مکتب های ادبیات تطبیقی، رویکرد این جستار به مکتب آمریکایی است که درپی تدوین قواعد ثابت و محدودی نیست. دلیل گزینش درام پیش گفته نوع اندیشه هنری کارگردان، ویژگی دراماتیک آن و سبک خاص کارگردان بوده است. در درام جدایی نادر از سیمین، بیش از آنچه انتظار می رود با گفتگو هایی که مردم در زندگی روزمره خود استفاده می کنند، روبه رو هستیم. کنایه در این درام در سه مقوله کنایه قاموسی، کنایه زبانی و کنایه ابداعی بررسی شده است. کنایه ها در این اثر، نه آن چنان شاعرانه و دور از ذهن هستند و نه سطحی و یک دست؛ یعنی با توجه به موقعیت هر شخصیت و روند داستان کنایه ها به کار می روند. در هفتاد و شش کنایه ای که در این درام به کار رفته، چهل و سه کنایه از گونه زبانی، بیست و سه مورد قاموسی و هشت مورد ابداعی هستند. درام یادشده بیش از آنکه به بیان لایه های پنهان و شفاف سازی عقده های اجتماعی و ارائه راهکار بپردازد، به مسائل روزمره اجتماعی پرداخته است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، کنایه، درام، جدایی نادر از سیمین، اصغر فرهادی
  • غلامرضا کریمی فرد* صفحات 127-152

    بی شک هرکدام از ترجمه های عربی شعر حافظ، نکات مثبت و منفی متعددی دارد که در مطالعات تطبیقی ادب فارسی و عربی، موضوع قابل ملاحظه ای است. در عین حال، هرکدام از این ترجمه ها، ارزش خاص خود را دارد و در جای خود، شایان احترام است؛ اما با توجه به دشواری های ترجمه، به ویژه در شعر، اینک این پرسش پیش روی ماست که آیا ترجمه های عربی، ازجمله ترجمه صلاح الصاوی توانسته است از عهده انتقال ظرافت های زبانی و ژرفای معانی شعر حافظ برآید. در نوشتار پیش رو که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است، در پی پاسخ به پرسش یادشده، نمونه هایی از شعر حافظ در ترجمه «الصاوی» به مثابه جامعه آماری بررسی شد. ازآنجاکه الصاوی حدود سه دهه در ایران زندگی کرده و با شخصیت های علمی ایرانی همکاری داشته است، پیش فرض این بود که وی از آشنایی کافی با زبان فارسی برخوردار بوده و توانسته است ترجمه کم نقص و برابری را انجام دهد؛ اما با این پژوهش، مشخص شد که الصاوی با اینکه تمام تلاش خود را در انجام ترجمه شعر حافظ به بهترین شکل آن مبذول داشته است، در بازتاب دقیق عناصر بلاغی و تصویرهای خیال انگیز آن ناتوان بوده و نتوانسته است حق مطلب را به خوبی ادا کند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، ترجمه عربی، شعر حافظ، برگردان های بلاغی، صلاح الصاوی
|
  • Reza Pash Zadeh*, Khalil Parvini Pages 1-21

    Comparative literature is the study of literature beyond the boundaries of a specific country. It is the study of relationships between literature on the one hand and other fields of knowledge and wisdom like arts, philosophy, history, social studies, sciences, religion etc on the other hand. Generally, comparative literature is the comparison of one literature to one or several other literatures and also, it is the comparison of literature to another fields of human expression. The foundation of the comparative literature in Arabic countries, primarily established by Mohammad Ghanimi Helal. However, it is necessary to consider the introduction of the Islamic comparative literature theory by authors like Eghbal Lahoori, Taher Ahmad Makki, Taha Neda, Hossein Mojib Almesri and etc, the theory which is very important in this situation The theory which is considered as a new way in arena of the literature and critic which makes the Islamic nations close to each other through the study of their literary works relations. Taher Ahmad Makki who is the greatest theorist in this arena played a remarkable role to introduce The School through his precious works and view points. He also established a new era about comparative literature studies and he didn't accept survey only on the basis of French school and he also noticed other comparative literature schools including American ones.This study introduces Taher Ahmad Makki through his works in a descriptive-analytical method. It introduces his works and views on comparative literature generally and Islamic comparative literature specifically.

    Keywords: Arabic Comparative Literature, Islamic Comparative Literature, Taher Ahmad Makki, French School, American School
  • Pages 23-42

    Today poems, not as a personal interest, but as a tool to instill a culture that sometimes faulty thinking or amend a particular trend in society, and everyone knows its importance. The precursors of gender equality have used this tool according to their conditions and positions to define their demands. Simin Behbahani and Saad al-Sabah are two contemporary poets who used this tool to draw a picture of a man in their poems. This research is used descriptive analysis comparative study of the man as the other gender in the poems of these two poets. Findings show that these two poets or their poems are true pictures of contemporary man, they have tried to depict two cursed and praised views of them. Simin Behbahani and Saad complained against men and the bad conditions of women resulting of incorrect behaviors of men in order to provide the equal rights for women. Besides, they exalted their husbands.

    Keywords: Comparative Literature, Poem, Contemporary, Iran, Kuwait, Simin Behbahani, Saad Al-Sabah
  • Ali Reza Shahrestani*, Mir Jalal Al Din Kashani, Masood Sepah Vandi Pages 43-62

    Forough Farrokhzad and Ghada al-Saman are two contemporary female poets. Unlike the past literary traditions of their land, they have presented their own poetic imagery in the form of new poems, but they have not completely departed from the tradition of Eastern thoughts. Understanding the time of poem is the same as understanding of their past ancestors. Forough and Ghada al-Saman, such as in their past ancestors believe in the circular time. In their views, time starts from the origin and ends in the time. This end means another beginning. In a world where time is circular, concepts are formed that are consistent and harmonious with all human children, and Forough and Ghada are not exceptional. In this research, based on the American School of Comparative Literature, the authors have come to the basic analytical method of the conclusion that Forough Farrokhzad and al-Saman understand of time that is common and identical. This has led to diverging notions of circular understanding of time in these two poems. The concepts such as expectation, delay, recursive past, repetition, and futurism, which are among the most important concepts of mythological time are analyzed.

    Keywords: Comparative Literature, Mythological Insights, Mythological Time, Forough Farrokhzad, Ghada al-Saman
  • Masoumeh Saremi Mofrad, Mohammad Nabi Ahmadi* Pages 63-79

    One of the attitudinal aspects of Jenah al-Kazimi (Born in 1949) and Mohtasham Kashani (905 AH - 996 AH) as poets of Ahl al-Bayt, is the expression of the tragedies of Imam Hussein (AS) and his companions on Ashura Day, and portraying this event as a huge catastrophes that happened to the Ahlul-Bayt (AS) in the Karbala Desert. This research is a descriptive-analytical study based on the theory of comparative Islamic literature which explores the most important attributes of the misery of these two poets in Imam Hossein's Elegies. The two poets are fascinated by their awe and sadness that is pained by this tragedy and finally, the study answers the questions that what are the most important commonalities used in the poems of these two poets? How did the two of them use figurative language to visualize Karbala? The findings of the study indicate that the two poets in Imam Hussein's Elegy have used common themes, the most important of which are thirst, captivity, martyrdom, sadness and the grief of Zaynab and ... also the study of the style which is used in his poems shows that both poets have succeeded in applying various forms of imagination to portray the catastrophe of Karbala and the superficial layers of this event, but the expression of underlying layers of its epistemic and semantic meaning, which are the basic aims of the Karbala uprising have not been successful.

    Keywords: Islamic Comparative Literature, Rhetoric, Imam Hussein's Elegy, Mohtasham Kashani, Jenah Al-Kazimi
  • Malek Abdi*, Roghayyeh Nazaripour Pages 81-102

    The issues of women, as one of the main human issues in contemporary literature, have a special place. Prinoush Sanei and Raja Abdullah al-Sane, who are among the most accomplished writers in Persian and Arabic poets who put their exuberance in their two novels My Share and Benat al-Riyad. In this descriptive-analytical study, it is a small and positive step towards identifying both feminist thoughts by examining the female characters in two novels Benat al-Riyad by Raja Abdullah al-Sanei and My Share by Parnoush Sanei. They outline the similarities and differences, both authors are influenced by feminist theories. In examining the works of both authors, we find that the women portrayed in both novels are bold and normative women who have been exploited by the gender culture dominating their traditionalist societies and who instead resort to traditionalism in order to escape the clutches of the court to abandon the cultural antidote to their society.

    Keywords: Comparative Literature, Woman, Feminist Criticism, Parnoush Sanei, Raja Abdullah al-Sanei
  • Amirabbas Azizifar*, Maryam Amini Pages 103-125

    Comparative literature has opened many fields of study to researchers, one of them is interdisciplinary studies. The relationship between cinema and literature as two human arts is not pervasive, and social drama directors make their drama audiences more lucrative, engage in sweeter and farther ironies to bring the genre of dialogue closer to people's conversations. The present study is a qualitative and audiovisual study and content analysis, so that the drama is examined by using CD (cd), then conversations are recorded and finally analyzed. According to comparative literature schools, this approach is based on the American school, which does not seek to develop the fixed and restrictive rules. The reason for choosing this drama was the type of artistic thought of the director, its dramatic character and the particular style of the director. In Separation of Nader and Simin, we are confronted with common conversations of people use in their daily lives. The irony in this drama is examined in three categories: consonantal, linguistic, and inventive. The irony in this work is neither poetic nor out of mind, nor superficial, that is to say, according to the situation of each character and the process of the story. Of the seventy-six ironies used in this drama, forty-three are linguistic, twenty-three are vulgar, and eight are inventive. Rather than expressing the hidden layers and clarifying the social complexes and presenting the solution, the drama focuses more on everyday social issues.

    Keywords: Comparative Literature, Irony, Drama, Separation of Nader Simin, Asghar Farhadi
  • GholamrezaKarimiFard* Pages 127-152

    Each of the Arabic translations of Hafiz's poems has undoubtly many advantages and disadvantages, which are remarkable in comparative studies of Persian and Arabic literature. Simultaneously, each of these translations has its own value, and they are respectful in their own places. But given the difficulties of translation, especially in poems, it now begs our question whether Arabic translations, including the translation of Salah al-Sawi, have been able to convey the linguistic subtlety and depth of the meanings of Hafiz's poems? In this descriptive-analytic study, the following the answers are given to these questions, the examples of Hafiz's poems in the translation of "al-Sawi" as a statistical population are studied. Since al-Sawi has lived in Iran for nearly three decades and collaborated with Iranian scientific figures, our assumption was that he was well-versed in Persian and he was able to translate them in the imperfect equality. However, the study found that al-Sawi, in spite of all his efforts to translate Hafiz's poems well, he was incapable of accurately reflecting the rhetorical elements and imaginative figures and he was unable to do the right thing.

    Keywords: Comparative Literature, Arabic Translation, Hafiz's Poems, Rhetoric Transcripts, Salah al –Sawi