فهرست مطالب

پژوهش در علوم توانبخشی - سال چهاردهم شماره 5 (آذر و دی 1397)
  • سال چهاردهم شماره 5 (آذر و دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • لیلا غزاله*، مرضیه بهنام پور صفحات 257-265
    مقدمه

    با از بین رفتن و یا کاهش ارتفاع قوس طولی داخلی در ناهنجاری کف پای صاف، بخش زیادی از نیروهای تماسی ناشی از وزن بدن به مفاصل بالاتر منتقل می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نحوه توزیع وزن بر روی پاها و گشتاورهای خارجی عمل‌کننده بر مچ پا در افراد مبتلا به ناهنجاری کف پای صاف انجام گردید.

    مواد و روش‌ها

    جامعه آماری تحقیق را زنان دانشجوی 19 تا 25 ساله در دانشگاه الزهرای تهران تشکیل دادند. 12 نفر فاقد ناهنجاری در گروه شاهد و 37 نفر مبتلا به ناهنجاری کف پای صاف در سه گروه تجربی قرار گرفتند. گروه تجربی اول مبتلا به کف پای صاف یک‌طرفه و گروه‌های تجربی دوم و سوم به ترتیب مبتلا به کف پای صاف دوطرفه ثابت و دوطرفه متحرک بودند. به منظور بررسی نحوه توزیع وزن بر روی پاها و گشتاورهای خارجی عمل‌کننده بر مچ پا، جابه‌جایی مرکز فشار پا در جهت داخلی- خارجی و قدامی- خلفی مورد محاسبه قرار گرفت. از فرس‌پلیت و 8 دوربین آنالیز حرکت جهت جمع‌آوری داده‌های مطالعه استفاده گردید. نرم‌افزارهای MATLAB و SPSS به ترتیب جهت محاسبه جابه‌جایی مرکز فشار پا و تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته‌ها

    گروه‌های تجربی دوم و سوم و شاهد به طور معنی‌داری از پای راست خود برای تحمل وزن بدن استفاده می‌کردند (01/0 > P)؛ در حالی که در گروه تجربی اول اختلاف معنی‌داری در توزیع وزن روی پای صاف و سالم مشاهده نشد. اختلاف معنی‌داری در میانگین جابه‌جایی مرکز فشار پا در جهت قدامی- خلفی بین گروه‌های تجربی و شاهد وجود نداشت. در گروه تجربی دوم، اختلاف بین میانگین جابه‌جایی مرکز فشار پا در جهت قدامی- خلفی زیر پای راست و چپ معنی‌دار بود (02/0 = P). در گروه تجربی سوم نیز اختلاف معنی‌داری بین میانگین جابه‌جایی مرکز فشار پا در جهت قدامی- خلفی زیر پای راست و چپ مشاهده گردید (04/0 = P).

    نتیجه‎گیری

    در زنان مبتلا به کف پای صاف دوطرفه، یکی از پاها بیشتر از پای دیگر تحت اعمال گشتاورهای خارجی قرار دارد و این پا هنگام قرارگیری در وضعیت ایستاده، مدت زمان بیشتری متحمل وزن بدن است.

    کلیدواژگان: کف پای صاف، توزیع وزن، نیروی عکس العمل زمین، مچ پا
  • هادی گورکی، علیرضا فارسی*، بهروز عبدلی، شیرکو سوری صفحات 266-273
    مقدمه

    کیفیت پایداری که به تعادل ارجاع داده می‌شود، تحت عنوان توانایی نگهداری مرکز ثقل در ارتباط با نقطه اتکا تعریف می‌گردد. با توجه به مشکلات افراد سالمند کم‌بینا در حفظ و نگهداری تعادل و تاثیر این مهم بر فعالیت‌های اجتماعی آنان، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرین بدنی با دستگاه بازخورد هشدار دهنده لرزشی- شنیداری بر کنترل تعادل سالمندان کم‌بینا انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    30 سالمند کم‌بینا به صورت تصادفی ساده در دو گروه تمرین بدنی و تمرین بدنی به همراه دستگاه بازخورد زیستی قرار گرفتند. کم‌بینا بودن شرکت‌کنندگان از طریق تست Snellen و دستگاه بینایی‌سنجی مشخص گردید. تمرینات شامل دو گونه تکلیف ایستادن و راه رفتن به‌ همراه تکالیف دوگانه حرکتی و ذهنی بود. سالمندان در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون در آزمون‌های تعادلی دستگاه تعادل‌سنج استابیلومتر شرکت نمودند. گروه‌ها به مدت 12 هفته و هفته‌ای دو جلسه به تمرین پرداختند. نتایج با استفاده آزمون Repeated measures ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها

    تمرین بدنی بدون دستگاه بازخورد زیستی و همراه با آن، تاثیر معنی‌داری بر تعادل سالمندان کم‌بینا داشت (001/0 = P). بر اساس نتایج آزمون Independent t، تفاوت معنی‌داری بین تعادل دو گروه در مرحله پس‌آزمون مشاهده شد؛ بدین معنی که گروه تمرین با دستگاه، عملکرد بهتری را در تعادل نشان داد (035/0 = P).

    نتیجه‎گیری

    تمرینات بدنی به‌ همراه استفاده از دستگاه بازخورد هشدار دهنده، می‌تواند موجب بهبود شاخص‌های تعادل شود. در این میان، دستکاری‌های چند حسی مبتنی بر راهبردهای سازگاری و جایگزینی می‌تواند نتیجه بهتری را به دنبال داشته باشد و بر میزان این اثربخشی بیفزاید.

    کلیدواژگان: بازخورد هشدار دهنده لرزشی- شنیداری، تعادل وضعیتی، سالمندی، کم بینایی
  • فاطمه شیرمهنجی*، مهدی نمازی زاده، محمود شیخ، صالح رفیعی صفحات 274-281
    مقدمه

    اهمیت و ضرورت پیش‌بینی برای رسیدن به موفقیت در بسیاری از مهارت‌های ورزشی بر کسی پوشیده نیست. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی مهارت پیش‌بینی، رفتار جستجوی بینایی و گزارش‌های کلامی بازیکنان ماهر و غیر ‌ماهر بدمینتون در ضربات اسمش (Smash) بود.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه بر روی 22 زن با دامنه سنی 20 تا 30 سال که به دو گروه ماهر (10 نفر) و غیر ماهر (12 نفر) تقسیم شده بودند، انجام گردید. شرکت‌کنندگان 18 ویدئو کلیپ از ضربات اسمش در موقعیت‌های متفاوت را مشاهده و در مدت کمتر از 3 ثانیه محل فرود توپ را پیش‌بینی کردند. رفتار جستجوی بینایی (تعداد، مدت و موقعیت تثبیت‌ها) بازیکنان ماهر و غیر ماهر با استفاده از دستگاه ردیاب بینایی که نقطه خیرگی در هر لحظه را با فرکانس 60 هرتز (60 فریم در ثانیه) ثبت می‌کرد، بررسی شد. پس از اتمام آزمون، گزارش‌های کلامی شرکت‌کنندگان به منظور مقایسه با نتایج جستجوی بینایی، در پرسش‌نامه ثبت گردید. آزمون‌های Independent t و Friedman جهت مقایسه داده‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته‌ها

    اختلاف معنی‌داری بین دو گروه در دقت پیش‌بینی وجود نداشت. در بررسی رفتارهای جستجوی بینایی، تفاوت معنی‌داری در تعداد (010/0 = P) و مدت (005/0 = P) تثبیت‌ها در موقعیت راکت بین دو گروه مشاهده گردید؛ در حالی که در ارتباط با تعداد و مدت تثبیت‌ها روی موقعیت مچ، توپ، پا و سایر موقعیت‌ها تفاوت معنی‌داری یافت نشد. نتایج گزارش کلامی نشان داد که اولویت تمرکز نگاه افراد ماهر در مهارت پیش‌بینی، موقعیت راکت بود.

    نتیجه‎گیری

    به طور کلی، می‌توان گفت که بازیکنان ماهر زمان بیشتری را برای مهارت پیش‌بینی صرف نگاه به موقعیت راکت می‌کنند. استفاده از این نتایج در کوشش‌های تمرینی افراد غیر ماهر، می‌تواند در صحت قضاوت پیش‌بینی و تسهیل روند یادگیری مهارت‌ها موثر واقع شود.

    کلیدواژگان: مهارت پیش بینی، تثبیت بینایی، گزارش کلامی، بدمینتون
  • گلبهار آخوندزاده*، فائزه پقه، راضیه صفائی صفحات 293-299
    مقدمه

    با افزایش سن، تغییراتی در ابعاد سلامتی سالمندان به وجود می‌آید. با توجه به تغییرات ایجاد شده، سالمندان مستعد آسیب و کاهش کیفیت زندگی می‌باشند. در نتیجه، رفتارهای ارتقا دهنده سلامت، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مذهب و معنویت می‌تواند تاثیر مثبتی بر روی سلامت روانی و جسمی داشته باشد. با افزایش سن، باورهای مذهبی و سلامت معنوی هم افزایش می‌یابد. همچنین، پایبندی به اعتقادات و دستورالعمل‌های دینی انگیزه فرد را برای ایجاد و تقویت رفتارهای خودمراقبتی افزایش می‌دهد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط تجارب معنوی روزانه با خودمراقبتی سالمندان بود.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه توصیفی- همبستگی بر روی 200 نفر از سالمندان شهر گنبد کاووس در سال 1396 انجام گردید. نمونه‌ها به روش نمونه‌گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه تجارب معنوی روزانه (Daily Spiritual Experience Scale یا DSES) و پرسش‌نامه توانایی خودمراقبتی افراد سالمند (Self-care Ability Scale for the Elderly یا SASE) بود. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و آزمون‌های ANOVA و Independent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها

     میانگین تجارب معنوی سالمندان و خودمراقبتی آنان به ترتیب 63/9 ± 31/81 و 22/5 ± 97/51 گزارش گردید و بر اساس ضریب همبستگی Pearson، ارتباط معنی‌داری بین این دو متغیر وجود نداشت (910/0 = P). اختلاف معنی‌داری بین تجارب معنوی روزانه با شغل مشاهده شد (007/0 = P). همچنین، یافته‌‌های به دست آمده، تفاوت معنی‌داری را بین خودمراقبتی و وضعیت تاهل نشان داد (020/0 = P).

    نتیجه‎ گیری

    میزان تجارب معنوی در سالمندان بالا می‌باشد که با توجه به فرهنگ و باورهای دینی در آنان، می‌توان با شناسایی نیازهای معنوی و تقویت آن‌ها، به بهبود کیفیت زندگی سالمندان کمک نمود.

    کلیدواژگان: تجارب معنوی روزانه، خودمراقبتی، سالمندان
  • سحر محمودی، رخساره بادامی*، زهره مشکاتی، رسول نظری صفحات 300-306
    مقدمه

    پژوهش‌های امروزی با تغییر رویه به جای شناسایی استعداد که فرایندی نفس‌گیر و گاهی بدون نتیجه مطلوب است، به دنبال توصیف محیط مناسب برای پرورش استعدادهای ورزشی می‌باشند. بر همین اساس، برخی تحقیقات به توصیف محیط پرورش استعدادهای ورزشی پرداخته‌اند، اما کمتر مطالعه‌ای به توصیف محیط پرورش استعداد ورزشکاران معلول پرداخته است. پژوهش حاضر با هدف توصیف محیط پرورش استعداد ورزشکاران پاراآسیایی و پارالمپیک انجام شد.

    مواد و روش‌ها

     این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود و شرکت‌کنندگان آن را 150 ورزشکار (48 دختر و 102 پسر) که بین سال‌های 2014 تا 2018 در مسابقات پاراآسیایی و پارالمپیک در رده سنی نوجوانان و جوانان شرکت کرده‌ بودند، تشکیل داد. نمونه‌ها به‌ صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری اطلاعات، از پرسش‌نامه محیط پرورش استعداد (Talent Development Environment Questionnaire یا TDEQ) استفاده گردید. این پرسش‌نامه دارای هفت خرده مقیاس «تمرکز بر رشد بلندمدت، آماده‌سازی کیفی، ارتباطات، درک ورزشکار، شبکه حمایتی، محیط چالشی و رقابتی و اصول رشد بلندمدت» می‌باشد. داده‌ها با استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ ها

    میانگین چهار خرده مقیاس «تمرکز بر رشد بلندمدت (001/0 = P)»، «ارتباطات (001/0 = P)»، «محیط چالشی و رقابتی (001/0 = P)» و «اصول رشد بلندمدت (001/0 = P)» بالاتر از سطح متوسط و میانگین دو خرده مقیاس «شبکه حمایتی (450/0 = P)» و «درک ورزشکار (360/0 = P)» در سطح متوسط ارزیابی گردید. میانگین خرده مقیاس «آماده‌سازی کیفی (035/0 = P)» نیز مقداری پایین‌تر از سطح متوسط را نشان داد.

    نتیجه ‎گیری

    در محیط پرورش استعداد معلولان، باید توجه بیشتری به حمایت پیوسته، در دسترس و همیشگی کادر مربیان و فراهم آوردن امکانات و تسهیلات شود. همچنین، مربیان باید اهمیت بیشتری برای سلامتی جسمی و روانی ورزشکار قایل شوند تا ورزشکار احساس کند که سلامتی‌اش برای مربی مهم است

    کلیدواژگان: محیط، پرورش، استعداد، ورزشکار، معلول
  • محمد صدیقی پاشاکی، حسین اکبری اقدم، مهران رادی، مایکل کالاگان، زهرا سادات رضائیان* صفحات 307-314
    مقدمه

    این مطالعه طراحی یک کارآزمایی بالینی به صورت تصادفی سه سویه کور و با هدف تعیین تاثیر لیزر کم‌توان بر درد و عملکرد بیماران مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال (Patellofemoral pain syndrome یا PFPS) می‌باشد.

    مواد و روش‌ها

     در کارآزمایی بالینی طراحی شده، 60 بیمار مبتلا به PFPS به صورت تصادفی به سه گروه شاهد (فیزیوتراپی)، فیزیوتراپی و لیزر کم‌توان، فیزیوتراپی و لیزر دارونما تقسیم خواهند شد. برنامه فیزیوتراپی در هر سه گروه مشترک و شامل آموزش و تمرینات به مدت 10 جلسه و یک روز در میان است. افراد با برنامه لیزر به طول موج 808 نانومتر، توان خروجی 200 میلی‌وات و انرژی 4 ژول به مدت 20 ثانیه روی پنج نقطه در اطراف کشکک تحت درمان قرار می‌گیرند. در گروه لیزر دارونما، دستگاه خاموش است و پروب به مدت مشابه روی نقاط ذکر شده قرار داده می‌شود. در گروه شاهد، لیزر استفاده نمی‌شود. پیامدها شامل درد و عملکرد می‌باشد که به وسیله مقیاس دیداری درد (Visual analogue scale یا VAS)، پرسش‌نامه پاتلوفمورال Kujala و آزمون Step Down اندازه‌گیری خواهد شد. توزیع نرمال داده‌ها با استفاده از آزمون Shapiro-Wilk تعیین می‌گردد. آزمون‌های Paired t و ANOVA در صورت توزیع نرمال داده‌ها و آزمون‌های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney در صورت توزیع غیر نرمال در سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 به کار برده می‌شود.

    نتیجه‎گیری

     تمرین درمانی، برترین درمان انتخابی برای افراد مبتلا به PFPS می‌باشد؛ در حالی که لیزر کم‌توان، یکی از مدالیته‌های پرکاربرد در مشکلات اسکلتی- عضلانی در کلینیک‌های فیزیوتراپی است. اثر لیزر در افراد مبتلا به PFPS به طور کامل بررسی نشده است. در مطالعه طراحی شده، مشخص خواهد شد که آیا اضافه کردن لیزر کم‌توان به فیزیوتراپی استاندارد، دارای مزایای بالینی در افراد مبتلا به PFPS می‌باشد یا خیر.

    کلیدواژگان: لیزر درمانی کم توان، سندروم درد پاتلووفمورال، درد، عملکرد
  • جاوید مستمند، حمزه بهارلوئی * صفحات 315-321
    مقدمه

    فعالیت بدنی و تمرین، دو عامل مهم در بهبود سلامت افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی می‌باشد. مطالعات گوناگونی به بررسی سطح فعالیت بدنی، فواید، احتیاطات و اصول تمرین در این افراد پرداخته‌اند. پژوهش حاضر با هدف مرور مقالاتی در این زمینه به منظور ارایه یک چارچوب کلی جهت ارتقای فعالیت بدنی در افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی انجام شد.

    مواد و روش‌ها

     برای یافتن مقالات مرتبط، کلید واژه‌های «Physical activity، Exercise، Intellectual disability و Down syndrome» در پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف شامل PubMed، PEDro، ScienceDirect و Magiran مورد جستجو قرار گرفت. 22 مقاله برای بررسی انتخاب و اطلاعات آن‌ها درباره سطوح فعالیت بدنی، فواید و اصول تجویز ورزش در افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی استخراج گردید.

    یافته‌ها

    با وجود فواید فراوان فعالیت بدنی، سطح آن در افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی کمتر از سایر افراد گزارش گردید. در ارزیابی‌های قبل از ورزش، باید به شرایط قلبی- عروقی، جسمی، ذهنی و سلامت پزشکی افراد توجه کرد که اهمیت این معاینه‌ها در مبتلایان به سندرم داون بیشتر است. از جمله مفیدترین ورزش‌ها در افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی می‌توان به ورزش‌های هوازی، تقویتی و تعادلی اشاره نمود.

    نتیجه‌گیری

     ورزش نقش مهمی را در سلامت افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی ایفا می‌کند. قبل از تجویز هرگونه فعالیت ورزشی، باید معاینه‌های لازم صورت گیرد.

    کلیدواژگان: کم توانی ذهنی، فعالیت بدنی، ورزش، سندرم داون
|
  • Leila Ghazaleh*, Marzieh Behnampoor Pages 257-265
    Introduction

    By reduction or absence of the medial longitudinal arch in flatfoot deformity, a large part of the contact forces of the body weight transmit to the upper joints. The present study investigated weight distribution on the feet and the external moment around the ankle in women with flatfoot.

    Materials and Methods

    The statistical population included women students aged 19 to 25 years in Alzahra University, Tehran, Iran. The control group was composed of twelve healthy women, and 37 with flatfoot deformity were divided into three experimental groups. Those in the experimental group 1 had unilateral flatfoot deformity, group 2 had rigid bilateral flatfoot deformity, and group 3 had flexible bilateral flatfoot deformity. The displacement of the center of pressure in the mediolateral and anteroposterior directions was calculated for assessing weight distribution on the feet and the external moment around the ankles. Force plate and 8 motion analysis cameras were used to collect data. MATLAB and SPSS software were used to calculate the displacement of the center of pressure and statistical analysis, respectively.

    Results

    Experimental groups 2 and 3 and the control group significantly used the right foot for carrying body weight (P < 0.001); while in the experimental group 1, there was no significant difference in weight distribution on a flat or normal foot. There was no significant difference in the mean displacement of the center of pressure between the experimental and control groups. Only in experimental groups 2 and 3, there was a significant difference between the mean displacement of the center of foot pressure under the right and left feet (P = 0.020).

    Conclusion

    Women with bilateral flatfoot are more subjected to external moment acting on one foot, which is the same foot that bears body weight in a standing position for a longer time.

    Keywords: Flatfoot, Ground reaction force, Weight distribution, Ankle
  • Hadi Gevorki, Alireza Farsi*, Behrouz Abdoli, Shirko Sori Pages 266-273
    Introduction

    The quality of stability which refers to balance defined as the power to maintain center of mass in relation to base of support. Considering the fact that elderly who are visually impaired encounter problems related to keep balance and its effect on their social activities, the aim of the current research is to study the effect of physical exercise on using audio-vibratory alarming feedback device on controlling balance among the elderly who are visually impaired.

    Materials and Methods

    Thirty elderly visually impaired whose being impaired is confirmed through taking Snellen test and properties were randomly chosen and divided into two groups to exercise in two situations with physical exercise and physical exercise using biological feedback device. The exercise was of two types of tasks- standing alone or walking along with kinetic and thinking tasks. The elderly chosen for this test participated in post and pre balance test using stabilometr. The groups exercised for 12 weeks and twice a week. To analyze data, we applied analysis variance using repetitive measures (ANOVA).

    Results

    The results have shown that physical exercise without using biological feedback device have an effect on visually impaired elderly (P = 0.001) Also, physical exercise using biological feedback device have an effect the balance of visually impaired elderly (P = 0.001). The results of independent t between the two groups in post-test test showed a significant difference on balance. I.e. the exercise group using device has shown a better performance related to the balance. (P = 0.035).

    Conclusion

    We concluded that doing exercises using alarming feedback device can improve balance criteria. In this regard, multi-sensory manipulations based on substitution and adapting approaches can lead to even better results and increase its effectiveness.

    Keywords: Auditory-vibratory alarming feedback, Postural balance, Elderly, Visual impairment
  • Fatemeh Shirmehenji*, Mehdi Namazizadeh, Mahmoud Sheikh, Saleh Rafiee Pages 274-281
    Introduction

    The importance and prerequisite of anticipation in success is not overlooked in many sports skills. The purpose of this study was to investigate the role of anticipation skills, visual search behavior, and verbal reports of skilled and non-skilled badminton's players in smash hits.

    Materials and Methods

    The participants in this study were 22 women aged 20-30 years divided into two groups of skilled (n = 10) and non-skilled (n = 12). Participants viewed 18 video clips from smash hits in different positions and anticipated the landing in less than 3 seconds. Visual Search Behavior (number, duration, and position of fixation) of skilled and non-skilled players was surveyed using the Pupil Model Vision Detector that recorded a spot of gaze at 60 HZ (60 frames per second). After completing the test, using the questionnaire, they recorded the verbal reports of the participants in order to compare them with the visual search results. To compare the data, independent t and Friedman’s tests were used.

    Results

    There was not a significant difference in anticipation accuracy between the two groups. In the study of visual search behavior, there was a significant difference between the two groups in the number (P = 0.010) and duration (P = 0.005) of fixations in the position of rockets. However, there was no significant difference regarding the number and duration of fixations on the position of the wrists, balls, and legs, as well as the other positions. The results of the verbal report indicated that the focus of the attention of skilled players on anticipation skills was the position of the rocket.

    Conclusion

    Generally, in the case of anticipation skills, it can be said that skilled players spent more time looking for rocket position. Using these results in the trial of non-skilled individuals can be useful in promotion of correct anticipation, and facilitating the process of learning skills.

    Keywords: Anticipation skill, Visual fixation, Verbal report, Badminton
  • Golbahar Akhoundzadeh*, Faezeh Pagheh, Razieh Safaei Pages 293-299
    Introduction

    With the aging, changes will occur in the health dimensions of elderly. Due to these changes, the elderly is prone to damage and decreased quality of life. As a result, health promotion behaviors become more important. Religion and spirituality can have a positive impact on mental and physical health. As age grows, religious beliefs and spiritual health also increase. Similarly, the adherence to religious beliefs and instructions increases the motivation of the individual to create and strengthen self-care behaviors. This study aimed to investigate the relationship between daily spiritual experiences and self-care among the elderly.

    Materials and Methods

    This descriptive correlational study was conducted on 200 elderly people in Gonbad-eKavos City, Iran, in year 2017, using non-random sampling method. The data gathering tool was a questionnaire of daily spiritual experiences and a self-care questionnaire for the elderly. The data were analyzed using Pearson correlation coefficient, ANOVA, and independent t tests.

    Results

    The mean scores of spiritual experiences and self-care among the elderly were 81.31 ± 9.63 and 51.97 ± 5.22, respectively. There was not any significant relationship between the two variables based on the Pearson correlation coefficient (P = 0.91). There was a significant difference between the daily spiritual experiences and job (P = 0.007), as well as between the self-care and marital status (P = 0.020).

    Conclusion

    The level of spiritual well-being was high among the elderly; and considering their religious culture and beliefs, we can help them to improve their quality of life by identifying and strengthening their spiritual needs.

    Keywords: Daily spiritual experiences, Self-care, Elderly
  • Sahar Mahmodi, Rokhsareh Badami*, Zohreh Meshkati, Rasol Nazari Pages 300-306
    Introduction

    The contemporary studies seek to describe the appropriate environments for athletic talent development by changing procedure instead of talent identification, which is a tedious process that sometimes does not yield the desirable result. Accordingly, some studies have described the athletic talent development environment, but only a few studies have described Paralympic athletic talent development environment. Therefore, the aim of the present study was to describe Para-Asian and Paralympic athletic talent development environment.

    Materials and Methods

    The current research was a descriptive-correlational study. The study participants consisted of 150 athletes (46 women and 104 men) who participated in the teenage and youth Para-Asian and Paralympic games between the years 2014-2018. The participants were selected using convenience sampling method. In this study, Talent Development Environment Questionnaire for Sport was used. This questionnaire comprises seven subscales: “long-term development focus”, “quality preparation”, “communication”, “understanding the athlete”, “support network”, “challenging and supportive environment”, and “long-term development fundamentals”. The obtained data were analyzed using one-sample t test.

    Results

    The means of the four subscales of “long-term development focus” (P = 0.001), “communication” (P = 0.001), “challenging and supportive environment” (P = 0.001), and “long-term development fundamentals” (P = 0.001), were higher than average. The means of the two subscales of “support network” (P = 0.450) and “understanding the athlete” (P = 0.360) were at a moderate level. The mean of “quality preparation” (P = 0.035) was less than average.

    Conclusion

    In talent development environment for athletes with disability, more attention should be paid to providing the athletes with continuous and always-available support of coaching staff as well as services and facilities. Additionally, the coaches should pay more attention to the athlete’s physical and mental health; so that the athlete feels his/her health is important to the coach.

    Keywords: Environment, Talent, Development, Athlete, Disabled
  • Mohammad Sedighi, Pashaki, Hosein Akbari, Aghdam, Mehran Radi, Michael J. Callaghan, Zahra Sadat Rezaeian* Pages 307-314
    Introduction

    We aimed to design a triple-blinded randomized clinical trial study to asssess the effect of low-level laser (LLL) on pain and function in patients with patellofemoral pain syndrome (PFPS).

    Materials and Methods

    This designed study will involve 60 patientswith PFP syndrome. Eligible subjects will be divided randomly into control (physical therapy), physical therapy plus active LLL, and physical therapy plus placebo laser. The physical therapy program will be exactly the same for all groups including exercise and education for ten sessions, every other day. The LLL group will receive 808 nm, 200 mW, 4 J Ga-Al-As laser over 5 points for 20 seconds per point. The laser will be deactivated in placebo group, and for the control group, the laser will not be used. The outcomes include pain and function, which will be measured using visual analogue scale (VAS), the Persian version of the Kujala patellofemoral questionnaire, and the step down test. Following Shapiro-Wilk test, the paired t and one-way ANOVA tests, if data distribution followed normal distribution, or the Kruskal-Wallis and Mann Whitney tests, if data distribution did not follow normal distribution, will be administered at the significance level of less than 0.05.

    Conclusion

    Therapeutic exercises is the treatment of choice for PFP syndrome. LLL is a commonly favorable modality prescribed as a part of physical therapy program for musculoskeletal disorders. However, the effect of laser in subjects with PFPS has not been thoroughly investigated. In designed study, it will be examined whether adding LLL to standard physical therapy has a clinical benefit in subjects with PFPS.

    Keywords: Low-level laser therapy, Patellofemoral pain syndrome, Pain, Function
  • Javid Mostamand, Hamzeh Baharlouei* Pages 315-321
    Introduction

    The levels of physical activity and exercise are two important factors to improve health in people with intellectual disability. Several studies addressed the level of physical activity, and the benefits, cautions, and principles of exercising in this group of disabled people. The aim of the current study was to review the articles related to both topics of intellectual disability and exercise to provide a suitable framework for improving physical activity in people with intellectual disability.

    Materials and Methods

    Databases including PubMed, PEDro, Science Direct, and Magiran were considered to search, using the keywords physical activity, exercise, intellectual disability, and Down’s syndrome to find related articles. Finally, twenty two studies which met the inclusion criteria were selected, and the related data including the level of physical activity, and the benefits and principle of exercise prescription were extracted.

    Results

    Despite approved benefits of physical activity, the level of exercise in people with intellectual disability was lower than other peer groups. In people with intellectual disability, especially people with Down’s syndrome, medical conditions such as cardiovascular, physical, mental, and health disorders should be assessed before prescription of any exercises. Aerobic, resistance, and balance training are the most important exercises in people with intellectual disability.

    Conclusion

    Exercise has a pivotal role for improving health in people with intellectual disability. These people have to pass some medical examinations before prescription of any exercise program.

    Keywords: Intellectual disability, Physical activity, Exercise, Down syndrome