فهرست مطالب

پژوهشهای محیط زیست - پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/30
  • تعداد عناوین: 29
|
  • نغمه مبرقعی* صفحه 2

    بروز سیل ویرانگر در ابتدای سال جاری که بخش های وسیعی از کشور عزیزمان را متاثر ساخت از دو جنبه قابل بررسی و ارزیابی است.  یکی هشداری جدی بر وقوع پدیده تغییر اقلیم و بروز پدیده های حدی بود که از عملکرد انسانی در برهم زدن توازن موجود میان منابع انتشار و مخازن جذب گازهای گلخانه نشات می گیرد. از سوی دیگر حاکی از تعرض صورت گرفته به حریم منابع طبیعی و بارگذاری های نابه جا و ناسازگار با قابلیت های سرزمینی بود که به واسطه ضعف و عدم اجرای قوانین، سستی در اجرای مسئولیت های اجتماعی و بی تدبیری های  مسئولین امر صورت گرفت. گرچه پدیده تغییر اقلیم از ابعادی جهانی برخوردار است و کنترل آن در گرو عزمی بین المللی است اما توجه به آمایش سرزمین و قابلیت های طبیعی و رعایت حرایم مربوطه در ابعاد ملی می تواند تا حد زیادی خسارت های ناشی از چنین پدیده هایی را کاهش دهد.  هر چند بروز سیل اخیر ضایعات جبران ناپذیری را خصوصا در ابعاد انسانی بر پیکر این سرزمین وارد نمود اما حاوی آموزه هایی دردناک برای همه کسانی بود که به نحوی قوانین طبیعت را به سخره گرفتند و با بی اعتنایی به فرامین آن به دنبال منافع کوتاه مدت نسل حاضر بودند. از این رو انتظار می رود پژوهشگران و صاحب نظران ارجمند با نکته سنجی و ریزبینی رویداد سیل اخیر را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند، باشد تا از این پس با احترام به قوانین طبیعی و آن چه سرزمین بر ما حکم می کند، کشور عزیزمان از بلایای، نه چندان طبیعی، در امان باشد.

    کلیدواژگان: سیل- تغییر اقلیم
  • مهدی تیموری*، واحدبردی شیخ، امیر سعدالدین صفحات 3-14
    تغذیه گرایی فرایندی طبیعی است که افزایش دخالت های انسانی سبب تسریع این پدیده و کاهش سریع کیفیت آب و پیر شدن مخزن سد می شود و همواره یکی از مهمترین مشکلات مخازن در دنیا بوده است. از آنجایی که تعیین سطح تغذیه گرایی مخزن امری پیچیده و مبهم است در این تحقیق از تحلیل ترکیبی فازی با روش وزن دهی آنتروپی برای تعیین سطح تغذیه گرایی در مخزن سد شیرین دره در استان خراسان شمالی و در یک بازه زمانی یک ساله استفاده شده است. به همین منظور از مقادیر فازی شده متغیرهای اصلی شامل غلظت کلروفیل آ، فسفر کل، اکسیژن اشباع و نیتروژن کل برای تعیین تابع عضویت و از روش آنتروپی شانون برای تعیین وزن متغیرهای شاخص استفاده شد. در نهایت، نتایج این رویکرد با نتایج روش توزیع یکسان و روش کارلسون مقایسه شد. نتایج نشان داد که مخزن سد در ماه های آذر تا اسفند در شرایط الیگوتروفیک، در ماه آبان مزوتروفیک و در بقیه ماه ها در سطح یوتروفیک قرار دارد. با توجه به قابلیت این رویکرد که قادر به بیان درجه قطعیت و شدت هر سطح در ماه های مختلف است مشاهده شد که ماه های تیر، مرداد و شهریور با بیشترین قطعیت، مخزن را در شرایط یوتروفیک شدید قرار می دهند. همچنین نتایج رویکرد به کار گرفته شده در مقایسه با روش کارلسون و فازی با توزین یکسان منطقی و واقع بینانه تر است.
    کلیدواژگان: سطح تغذیه گرایی، کیفیت آب، تحلیل ترکیبی فازی، آنتروپی شانون، سد شیرین دره
  • سیاوش رضازاده، علی جهانی*، حمید گشتاسب، مجید مخدوم صفحات 15-26

    امروزه اکثر مناطق حفاظت شده در کشور به دلیل کاهش کیفیت، نیازمند پایش و اقدام های حفاظتی جدی هستند. مدل تخریب با کمی کردن آثار فعالیت های انسانی، می تواند در پایش و بهبود وضعیت این مناطق مورد استفاده قرار گیرد. برای اجرای این مدل در منطقه حفاظت شده باشگل، واحدهای هیدرولوژیک (زیرحوضه های آبریز) در داخل محدوده منطقه به عنوان واحدهای نشانزد، انتخاب شد. با استفاده از نقشه های موجود، مشاهده های میدانی و نظر کارشناسان، 25 عامل تخریب در کل منطقه شناسایی و شدت آنها تعیین شد، همچنین آسیب پذیری اکولوژیکی منطقه با استفاده از نقشه های زمین شناسی، فیزیوگرافی، اقلیم، پوشش گیاهی، زیستگاه و... (16 فاکتور) با ابزار GIS محاسبه و به لحاظ شدت، طبقه بندی شد. پس از محاسبه تراکم فیزیولوژیک، ضرایب تخریب در هر یک از واحدها محاسبه و بر اساس نظریه فازی در 6 طبقه و 3 دسته طبقه بندی شدند. نتایج نشان داد که به لحاظ کیفیت سرزمین ، 51/8465 هکتار از منطقه 7/34%  در طبقه 2 (مستعد توسعه)، 44/12013 هکتار (23/49%) از منطقه در طبقه 3 (نیازمند بازسازی) و 3920 هکتار از منطقه (07/16%) در طبقه 5 (نیازمند حفاظت) قرار دارد. به طور کلی، با توجه به شرایط محلی، بدون توسعه بیشتر، اهداف مدیریت منطقه باید به سمت بازسازی و اقدام های حفاظتی پیش رود.

    کلیدواژگان: ارزیابی، اثرات محیط زیستی، توسعه، مدل تخریب، منطقه حفاظت شده باشگل
  • داود مافی غلامی*، معصومه بهارلوئی، بیت الله محمودی صفحات 27-39

    به طورکلی، بررسی آسیب پذیری مانگروها نسبت به بالا رفتن سطح آب دریا و دیگر عواقب ناشی از تغییر اقلیم، نقش مهمی را در ارایه راهکارهای مدیریتی و توانمندسازی این اکوسیستم ها جهت به حداقل رساندن و جبران خسارت های پیش بینی شده ایفا می کند. بنابراین، هدف این مطالعه نیز ارزیابی آسیب پذیری مانگروهای استان هرمزگان نسبت به بالا آمدن سطح آب دریا است. بدین منظور از تصاویر ماهواره ای مربوط به سال های 1986، 1998 و 2016 و نقشه های رقومی ارتفاع و پراکنش سازه ها، تاسیسات و مراکز صنعتی و جمعیتی واقع در ناحیه پسکرانه مربوط به حوزه های رویشگاهی خمیر، تیاب و جاسک استفاده شد. با در اختیار داشتن نقشه NDVI و نیز تهیه نقشه ترکیب رنگی کاذب، طبقه بندی نظارت شده برای تمامی تصاویر انجام شد و با استفاده از نقشه رقومی ارتفاع استان هرمزگان، نقشه شیب ناحیه پسکرانه در دو طبقه کمتر و بیشتر از 5 درصد تهیه شد. همچنین با بررسی چشمی تصاویر ماهواره ای، گزارشات موجود و نیز پیمایش زمینی سواحل استان هرمزگان، موقعیت زیر ساخت ها و سازه های ساحلی در نواحی پسکرانه مجاور حوزه های رویشگاهی مشخص شد. نتایج نشان داد که گستره های رو به خشکی مانگروها در دوره زمانی پس از سال 1998 نسبت به دوره پیش از آن به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است و رویشگاه تیاب بیشترین میزان کاهش گستره رو به خشکی را در دوره پس از سال 1998 نسبت به دوره قبل از آن داشته است (در حدود 430 هکتار). بررسی شیب و موقعیت زیرساخت ها در پسکرانه حوزه های رویشگاهی نشان داد که به استثنای جزیره مردو، در سایر بخش های حوزه های رویشگاهی محدودیتی بر مسیر مهاجرت مانگروها به سمت اراضی بالادستی وجود ندارد. در نهایت با توجه به میزان کاهش وسعت مانگروها از سمت خشکی می توان میزان آسیب پذیری حوزه های رویشگاهی را با شرط تداوم روند کنونی خشکسالی به صورت زیر نشان داد: تیاب> خمیر> جاسک.

    کلیدواژگان: پیشروی به سمت خشکی، تغییر اقلیم، استان هرمزگان، مانگرو
  • فاطمه محمدیاری، حمیدرضا پورخباز*، حسین اقدر، مرتضی توکلی صفحات 41-54

    در تحقیق حاضر جهت تهیه نقشه تغییرات کاربری اراضی شهرستان بهبهان از تصاویر ماهواره لندست سنجنده های ETM+سال 1378 و OLI سال 1392 استفاده شد. پس از طبقه بندی تصاویر، نقشه نهایی کاربری اراضی در شش کلاس مناطق مسکونی، اراضی کشاورزی، آب، جنگل، مرتع و اراضی لخت تهیه شد. سپس تغییرات رخ داده با استفاده از CROSSTAB مشخص شد. نتایج نشان داد افزایش مساحت در کاربری های کشاورزی و مسکونی و کاهش مساحت در اراضی مرتعی، اراضی لخت و جنگل رخ داده است. کاربری کشاورزی با 01/8036 هکتار بیشترین افزایش مساحت و کاربری مرتع بیشترین کاهش مساحت را داشته است به طوری که 39/4560 هکتار از این اراضی تخریب شده اند. تخریب مراتع برای تبدیل به کاربری های دیگر به ترتیب از بیشترین به کمترین شامل: 6233 هکتار از تغییرات مرتع به کشاورزی، 1199 هکتار از تغییرات مرتع به اراضی لخت، 1146 هکتار از تغییرات مرتع به جنگل و 559 هکتار از تغییرات مرتع به مسکونی بوده است. با توجه به کاهش مساحت اراضی مرتعی می توان این گونه بیان کرد که افزایش جمعیت در روستاها و به تبع آن افزایش تقاضا برای غذا روستاییان را وادار نمود تا بسیاری از اراضی مرتعی را به اراضی کشاورزی تغییر دهند. از طرفی با توجه به افزایش تعداد دام در بازه زمانی مورد بررسی، چرای مفرط دام که سبب تغییر ترکیب پوشش گیاهی می شود از دیگر دلایل تخریب مرتع است. در نهایت می توان گفت که تغییرات کاربری ها دارای پیامدهای ناخوشایندی بر روی محیط زیست شهری همچون کاهش پوشش گیاهی و افزایش دمای محیط می باشند.

    کلیدواژگان: کشاورزی، ارزیابی سرزمین، تصاویر ماهواره ای، الگوریتم حداکثر احتمال، بهبهان
  • علیرضا میکاییلی تبریزی*، عبدالرسول سلمان ماهینی، مبین کاظمی نیا صفحات 55-65

    یکی از بخش های اصلی در مطالعه های مرحله شناخت پروژه های سدسازی، تعیین موقعیت مناسب برای احداث سد (1) در مسیر رودخانه موردنظر است. موقعیت یک سد در درجه اول به انتخاب صحیح ساختگاه آن سد بستگی دارد. در انتخاب محل ساختگاه یک سد لازم است که در مرحله اول دو شاخص اصلی «تامین پایداری بدنه و مخزن» و «آب بندی محدوده احداث سد» بررسی شوند. در مرحله بعد، نقاط واجد شرایط از لحاظ دیگر عوامل موثر در انتخاب ساختگاه سد که شامل «ساختارهای زمین شناسی و سنگ شناسی» و «شرایط اقتصادی- اجتماعی» هستند بررسی می شوند. هدف از انجام این مطالعه پاسخ به این سوال هایی است که آیا محل کنونی انتخاب شده برای سد گیوی از لحاظ پارامترهای موثر انتخاب محل سد، بهترین مکان در مسیر رودخانه گیوی چای هست یا خیر؟ و اگر نقاط مناسب تری نسبت به محل کنونی بر روی رودخانه برای احداث سد وجود دارد، نقاط ضعف محل کنونی نسبت به نقاط پیشنهادی چیست؟ و آیا با شناخت نقاط ضعف، راه کارهایی برای تقویت این نقاط ضعف وجود دارد؟ در این مطالعه که در منطقه ای بین شهرستان های خلخال و گیوی در استان اردبیل صورت گرفت، براساس اطلاعات به دست آمده از بررسی پارامترهای ذکر شده، دو نقطه به عنوان مناسب ترین مکان ها پیشنهاد شدند و پس از مقایسه این دو نقطه با محل کنونی سد با روش TOPSIS و انجام حساسیت سنجی، مشخص شد نقطه پیشنهادی اول (A) دارای بیشترین توان است. در انتها نقاط ضعف در انتخاب محل کنونی سد گیوی نسبت به دو نقطه پیشنهادی برشمرده و راه کارهایی برای تقویت این نقاط ضعف پیشنهاد شد.

    کلیدواژگان: ساختگاه سد، ساختارهای زمین شناسی و سنگ شناسی، شهرستان گیوی، سد گیوی، رودخانه گیوی چای
  • راضیه رضایی راد، محمدرضا علمی*، رضا صمدی، فرهاد نژادکورکی صفحات 67-77

    تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثرات محیط زیستی تولید برق در نیروگاه سیکل ترکیبی یزد با روش ارزیابی چرخه‏حیات (LCA) (1) انجام پذیرفت. بدین منظور ابتدا کلیه مواد، منابع محیطی، تکنولوژی های مورد استفاده و میزان انتشارات مختلف به محیط به ازای تولید 1 مگاوات ساعت برق که واحد مرجع در نظر گرفته شده، صورت‏برداری شدند. سرانجام تاثیر هر یک از این نهاده ها در قالب شاخص های محیط زیستی، کمی شده و در نهایت ارزیابی اثرات محیط زیستی تولید برق با استفاده از نرم افزار Simapro8 در 10 طبقه اثر انجام شد. نتایج ارزیابی نشان داد که اثرات سمیت آب های آزاد، تخلیه منابع فسیلی، اسیدی شدن و گرمایش جهانی در تولید یک مگاوات ساعت برق در نیروگاه سیکل ترکیبی یزد بیشتر از سایر اثرات، به محیط زیست آسیب می رسانند. از طرفی سوخت های فسیلی بیشترین بار منفی محیط زیستی را از بین سایر ورودی ها ایجاد می نمایند. شاخص نهایی پتانسیل گرمایش جهانی در طول چرخه حیات تولید 1 مگاوات ساعت برق در نیروگاه یزد، در مرحله بهره برداری 623 کیلوگرم معادل انتشار گاز CO2 محاسبه شدکه نسبت به مرحله ساخت نیروگاه دارای اثر بیشتری در این طبقه اثر بود.

    کلیدواژگان: ارزیابی چرخه حیات، شاخص محیط زیستی، Simapro8، نیروگاه سیکل ترکیبی یزد، سوخت فسیلی
  • لقمان جاوید*، حمید جلالیان صفحات 79-90

    فعالیت‎هایی که در رابطه با سکونت، تولید، مصرف، حمل‎ونقل و غیره از سوی روستاییان صورت می‏گیرد در ارتباط تنگاتنگ با محیط زیست و منابع آن ها قرار دارد و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر اکوسیستم‎های پیرامون اثر می‎گذارد. این مقاله، با هدف کاربردی و بر مبنای یک پژوهش میدانی تدوین شده است. در این پژوهش، اثر فعالیت‎های انسانی و ارتباط سکونتگاه های روستایی پیرامون دریاچه آب شیرین زریوار در شهرستان مریوان مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش توصیفی، پس از مطالعه های کتابخانه ای، داده های میدانی با ابزار مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده است، که ترکیبی از روش های کمی و کیفی را در بر می گیرد. برای تحلیل داده ها از آزمون‏های آماری T تک نمونه، ANOVA و مدل تصمیم گیری چندمعیاره ELECTRE و نرم‎افزارهای ArcGIS و SPSS استفاده شده است. تحلیل داده ها ، نشان دهنده رابطه ناپایدار فعالیت‎های انسانی در نه روستای پیرامون دریاچه با اکوسیستم دریاچه است به گونه‎ای که آلودگی‎های محیط‎زیستی زیادی وارد دریاچه می شود که سبب تغییر در ساختار و کارکرد اکوسیستم دریاچه شده است. بر حسب طبقه ها ارزیابی شاخص های توسعه پایدار با استفاده از مدل الکتره، بعد اقتصادی با امتیاز 07845/0 در طبقه اول از نظر اهمیت قرار دارد و بیشترین اثرگذاری را بر روی دریاچه داشته است. نتایج آزمون T نشان می دهد بیشترین میانگین به میزان 9321/12 به بعد اقتصادی اختصاص یافته است. ابعاد اکولوژیکی و فیزیکی- کالبدی در طبقه های بعدی قرار دارند. نتایج نشان داد، از جمله پی‎آمدهای روابط ناپایدار سکونتگاه‎ های روستایی با اکوسیستم دریاچه زریوار می‎توان به تغییر و تبدیل پوشش اراضی، گسترش نی‎زارها، کاهش و مرگ آبزیان، مسموم شدن پرندگان و کاهش کمیت و کیفیت آب دریاچه، کاهش کارکردهای اجتماعی و محیطی اکوسیستم و در نهایت، اثرگذاری بر تخریب و ناپایداری آن اشاره کرد.

    کلیدواژگان: اکوسیستم های طبیعی، توسعه پایدار، چالش های محیط زیستی، جوامع روستایی، مدل ELECTRE، دریاچه زریوار
  • علی عشقی چهاربرج*، حسین نطم فر، عطا غفاری صفحات 91-105

    افزایش جمعیت و رشد روزافزون شهرنشینی منجر به رشد و گسترش شهرها در مکان های نامساعد بدون توجه به پارامترهای طبیعی و بوم شناختی شده است. روند توسعه فیزیکی بدون برنامه، آسیب پذیری شهرها در برابر مخاطرات محیطی را تشدید کرده است که هدایت آگاهانه و برنامه ریزی اصولی در جهت ایجاد پایداری محیطی را می طلبد.از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا با استفاده از مدل ANP در رویکردی تلفیقی با GIS، میزان تاب آوری و توان اکولوژی منطقه یک شهر تهران در برابر زلزله را در ارتباط با 8 معیار اصلی (شیب، جهت های شیب، سازندهای زمین شناسی، نوع گسل، فاصله از بستر رودخانه ها، فاصله از مسیر قنات ها، کاربری اراضی و فاصله از اراضی ناپایدار به لحاظ شهرسازی) و 38 زیرمعیار ارزیابی نماید. روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که 28/27 درصد از سطح منطقه (63/946 هکتار) از تاب آوری خیلی زیاد، 86/10 درصد (97/376 هکتار) از تاب آوری زیادی، 46/23 درصد (88/813 هکتار) از تاب آوری متوسط، 03/25 درصد (60/868 هکتار) از تاب آوری کم و 34/13 درصد (00/463 هکتار) از تاب آوری خیلی کم در برابر زلزله برخوردار می باشد. به طورکلی می توان گفت نواحی شهرداری که در غرب منطقه یک شهرداری تهران واقع شده اند نسبت به دیگر نواحی منطقه از تاب آوری و توان اکولوژی کمتری در برابر زلزله برخوردار می باشند.

    کلیدواژگان: تاب آوری، زلزله، فرآیند تحلیل شبکه ای ANP))، منطقه یک تهران
  • محمدرضا طاطیان*، سارا متحدی، رضا تمرتاش، موسی اکبرلو صفحات 107-116
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات پوشش گیاهی و کاربری اراضی در محدوده تالاب بین المللی گمیشان استان گلستان در بازه زمانی 2016-1994 انجام شده است. جهت نمونه برداری پوشش مرتعی پس از تعیین تیپ های گیاهی، با استفاده از 6 ترانسکت 100 متری و 15 پلات 1مترمربعی، پوشش گیاهی نمونه برداری شد. مقایسه داده های به دست آمده در نرم افزار SPSS 16 با استفاده از آزمون t جفتی صورت گرفت. جهت استخراج کاربری های اراضی حاشیه تالاب گمیشان از داده های ماهواره لندست استفاده و نقشه کاربری اراضی منطقه در دو مقطع زمانی تهیه شده است. نتایج حاصل از تهیه نقشه کاربری ها نشان داد که میزان آب دریا در اطراف تالاب از سال 1994 تا 2016 کاهش یافته و در عین حال کاربری بخش زراعت در اطراف تالاب افزایش یافته است. بطوری که از سال 1994 تا 2016، 87/0 درصد از مساحت آب کاهش یافته و به سایر کاربری ها تبدیل شده است. بر اساس بررسی تغییرات کاربری اراضی در دوره زمانی مورد مطالعه، میزان مرتع و اراضی کشاورزی در سال 2016 نسبت به سال 1994 به ترتیب 62/1 و 08/1 درصد افزایش داشته است. همچنین مقایسه درصد پوشش گونه های گیاهی غالب مرتعی در منطقه نشان داد که گونه های Halostachys caspica، Holocnemumstrobilaceum، Lophochloa phleoidess،Frankenia hirsute  و Salicornia herbaceaافزایش معنی داری در سطح 5 درصد نسبت به سال 1994 داشته اند.
    کلیدواژگان: تالاب گمیشان، پوشش گیاهی، سنجش از دور، کاربری اراضی، لندست
  • اکرم نوری کمری، افشین دانه کار، جواد بذرافشان* صفحات 117-128
    به طورکلی، تجزیه و تحلیل تغییرات وسعت تالاب ها و بررسی رابطه آن با تغییرات مقادیر رواناب سطحی حوزه های آبریز می تواند با درک بهتر رابطه میان این متغیرها، نقش مهمی در کارایی و موفقیت برنامه های سازگاری با تغییر اقلیم و حفاظت و توسعه تالاب ها داشته باشد. بنابراین، در این مطالعه اقدام به بررسی تغییرات وسعت تالاب کافتر استان فارس و رابطه آن با تغییرات رواناب های سطحی حوزه آبریز تالاب شد. بدین منظور از تصاویر ماهواره ای و داده های بارندگی در طول یک دوره 30 ساله (1986-2016) استفاده شد و ضمن تهیه سری زمانی تغییرات وسعت تالاب و مقادیر رواناب سطحی حوزه آبریز آن، رابطه میان این دو متغیر با روش رگرسیون خطی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با کاهش مقادیر بارندگی و افزایش ضریب رواناب و به دنبال آن کاهش مقادیر رواناب های سطحی حوزه آبریز، وسعت تالاب به میزان قابل توجهی در دوره زمانی پس از سال 1998 نسبت به دوره پیش از آن کاهش یافته است به نحوی که در پایان دوره 30 ساله وسعت دریاچه به صفر رسیده است. انطباق میان روند تغییرات وسعت تالاب و مقادیر رواناب سطحی حوزه آبریز سبب شد تا مقدار ضریب همبستگی میان این دو متغیر برابر با 91/0 شود. در نهایت می توان گفت که نتایج حاصل از این تحقیق با فراهم آوردن اطلاعات دقیق در مورد نحوه پاسخ تالاب ها نسبت به تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی می تواند نقش مهمی در کارایی و موفقیت برنامه های کاهش اثرات تغییر اقلیم و حفاظت و توسعه تالاب های ایران داشته باشد.
    کلیدواژگان: تالاب، رواناب سطحی، خشکسالی، تصاویر ماهواره ای
  • علیرضا ایلدرمی*، فرزانه صفریان، میر مهرداد میرسنجری، محمد قربانی صفحات 129-141

    مدیریت و حفاظت موثر جمعیت های حیات وحش به درک و پیش بینی انسان از ارتباطات زیستگاه حیات وحش وابسته است. تعیین پراکنش گونه برای حفظ و مدیریت جمعیت ها، به ویژه برای گونه های در حال تهدید یک امر ضروری است. یکی از روش های تعیین پراکنش گونه ها ارزیابی زیستگاه است که با استفاده از مدل هایی می توان محدوده پراکنش گونه را پیش بینی نمود که ابزار مناسبی برای اهداف حفاظتی و مدیریتی است. گونه بز و پازن گونه ای از راسته زوج سمان با پراکنش در مناطق کوهستانی اروپا، آسیای صغیر، آسیای مرکزی و خاورمیانه می باشد که جز گونه های آسیب پذیر در فهرست سرخ IUCN محسوب می شود. در پژوهش حاضر، مطلوبیت زیستگاه این گونه در منطقه حفاظت شده لشگردر ملایر بررسی شد. به منظور مدل سازی زیستگاه این گونه از روش تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی (ENFA) در نسخه چهارم نرم افزار بایومپر Biomapper استفاده شد. در این مطالعه از نقاط حضور گونه به عنوان متغیر وابسته و از لایه های اطلاعاتی شامل نقشه طبقات ارتفاع، شیب، جهت، فاصله تا جاده و مناطق روستایی و تنوع پستی و بلندی ها (ژئومورفولوژی) به عنوان متغیر مستقل استفاده شد. نتایج مطلوبیت زیستگاه نشان داد که زیستگاه انتخابی بز و پازن در ارتفاعات بیش از 2400 متر و در مناطق صخره ای با فاصله زیاد از جاده و روستا و به طور عمده در دامنه های توده سنگی شیب دار (شیب های 30 تا60 و بیش از 60 درصد) با تخریب مکانیکی شدید و مناطق واریزه ای قرار دارد. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل ها نشان داد که بز و پازن در این منطقه، زیستگاه های حاشیه ای را انتخاب می کنند و آشیان بوم شناختی باریکی دارند.

    کلیدواژگان: مدل سازی مطلوبیت زیستگاه، تجزیه تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی، بایومپر، منطقه حفاظت شده لشگردر، همدان
  • احمدرضا محرابیان*، هنریک مجنونیان صفحات 143-160

    به دلیل محدودیت منابع، اعمال اولویت های حفاظتی و تقویت رویکردهای جایگزین در تعیین اولویت های حفاظت ضروری به نظر می رسد. در رویکردهای حفاظت محور همه گونه ها و زیستگاه ها از اهمیت برابر برخوردار نیستند. عوامل متعددی مانند غنای گونه ای ، اندمیسم، سطح تهدید پذیری گونه ها، دامنه انتشار و نادر بودن گونه ها برای شناسایی اولویت های حفاظت به کار گرفته شده است. حفاظت از مناطق کلیدی تنوع زیستی، مناطق مهم گیاهی، آلیانس با انقراض صفر، ذخیره گاه های خرد گیاهی، مناطق پرتنوع و بحرانی تنوع زیستی، مناطق مهم بوم شناختی به عنوان جدیدترین و کارآمدترین شیوه های حفاظت از گونه های گیاهی محسوب می شوند. امروزه شیوه های سنتی حفاظت داخل زیستگاه (مانند مناطق حفاظت شده سنتی) با چالش های جدی مواجه هستند که به کارگیری رویکرد های حفاظتی جدید در مدیریت حفاظت را ضروری می کند. در این مقاله نقاط ضعف و قوت رویکردهای حفاظت سنتی و جدید مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته اند.

    کلیدواژگان: رویکردهای نوین، حفاظت، میراث طبیعی، اولویت های حفاظت، گیاهان
  • الهام ابراهیمی، فراهم احمدزاده*، بابک نعیمی صفحات 161-172

    تنوع زیستی جهانی در سال های اخیر کاهش چشمگیری در مقایسه با دوران های گذشته تجربه کرده است. تغییر اقلیم و دخالت های انسانی شامل تخریب زیستگاه، گونه های معرفی شده و آلودگی از مهم ترین منابع تهدیدات کنونی برای تنوع زیستی هستند و اینکه تلفات گونه های جانوری و گیاهی یک اثر چشمگیر منفی بر خدمات اکوسیستم دارند. هدف از مطالعه حاضر تهیه مدل توزیع گونه ای خرگوش غربی (Lepus europeus) به عنوان یک گونه با توزیع بالا و خرگوش شرقی Lepus tolai به عنوان یک گونه ساکن در مناطق شمال، شمال غربی و شمال شرقی ایران است. ابتدا لایه های متغیر اقلیمی از پایگاه داده Bioclime استخراج شد. در مرحله بعدی، همبستگی بین متغیرها برای هریک از گونه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سپس متغیرهای دارای همبستگی بالا از فرایند مدل سازی حذف شدند. درنهایت 9 مدل توزیع گونه ای بسته آماری sdm (GLM, GAM, BRT, SVM, RF, MARS, CART, FDA, MaxEnt) در نرم افزارهای R مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد عموما مناسب ترین مناطق برای توزیع خرگوش غربی، مناطق غرب و جنوب غرب ایران و برای خرگوش شرقی مناطق جنگلی نیمه انبوه در بخش های شمال و شمال شرق کشور است. به علاوه این که حداکثر درجه حرارت گرم ترین ماه سال (BIO5) و بارش گرم ترین فصل (BIO18) به ترتیب مهم ترین متغیرهای اقلیمی برای گونه های خرگوش غربی و خرگوش شرقی بودند. یافته های پژوهش حاضر می تواند برای مدیریت بهتر مناطق ذکر شده با تاکید بر حفاظت تنوع زیستی گونه های خرگوش غربی و خرگوش شرقی استفاده شود.

    کلیدواژگان: خرگوش شرقی، خرگوش غربی، مدل سازی توزیع گونه ای، پکیج sdm، مدل اجتماعی
  • آزیتا فراشی* صفحات 173-178

    ارزیابی زیستگاه گونه های حیات وحش و تعیین مناطق مطلوب برای زیست آنها همواره یکی از ابزار مدیریتی مهم برای حفاظت از گونه های حیات وحش بوده است. پازن (Capra aegagrus) بر اساس فهرست قرمز اتحادیه بین المللی حفاظت از منابع طبیعی دارای وضعیت آسیب پذیر است. تا اوایل دهه 1360 دسته های بزرگی از این گونه در اکثر مناطق کوهستانی ایران مشاهده می شد ولی به علت شکار و تخریب زیستگاه در سال های اخیر جمعیت آن در اکثر زیستگاه های کشور به شدت روبه کاهش گذاشته و در بسیاری از مناطق نسل آن منقرض شده و یا در شرف انقراض قرار گرفته است. پارک ملی کلاه قاضی یکی از مهمترین زیستگاه های پازن در ایران محسوب می شود. در این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین متغیرهای زیستگاهی و مطلوبیت زیستگاه پازن از روش رگرسیون منطقی دوتایی استفاده شد. از متغیرهای زیستگاهی شامل تراکم پوشش گیاهی، فاصله از طعمه خواران این گونه شامل پلنگ و گرگ، فاصله از جاده ها، فاصله از چشمه ها، شیب و طبقات ارتفاعی برای ساخت این مدل استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد شیب دارای بیشترین تاثیر در تعیین پراکنش پازن در پارک ملی کلاه قاضی است و در اولویت بعدی متغیر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد. از طرف دیگر نتایج نشان داد در پارک ملی کلاه قاضی گونه پازن با تراکم پوشش گیاهی دارای رابطه منفی است به این معنی که با افزایش تراکم پوشش گیاهی، احتمال حضور این گونه کاهش می یابد که این نتیجه گیری به شرایط زیستگاهی پارک ملی کلاه قاضی نیز مربوط می شود به این صورت که در این منطقه با افزایش ارتفاع و شیب تراکم پوشش گیاهی کاهش می یابد در نتیجه به نظر می رسد که این گونه، مناطق شیب دار و مرتفع را حتی با منابع غذایی کم ترجیح می دهد. همچنین نتایج نشان دادند که عوامل انسانی مانند جاده ها دارای ضریب تاثیر اندکی هستند به دلیل این که مناطق زیست این گونه عمدتا در مناطق دور از جاده ها واقع شده است.

    کلیدواژگان: Capra aegagrus، مد ل سازی زیستگاه، رگرسیون منطقی دوتایی، پارک ملی کلاه قاضی
  • شهرام مهدی کرمی، ضیاء الدین باده یان*، مریم بازوند، اکرم احمدی، مصطفی فریدونی صفحات 179-190
    سنجش آگاهی دانش آموزان نسبت به محیط زیست و بررسی تاثیر  آموزش حفاظت از آن به خصوص در مناطق روستایی ضروری به نظر می رسد. تحقیق حاضر با هدف بررسی سنجش میزان آگاهی و بررسی تاثیر  آموزش محیط زیست به خصوص جنگل‎ها در مدارس روستایی شهرستان چگنی، استان لرستان انجام گرفت. برای این منظور هفت مدرسه در مقطع دبیرستان در شهرستان چگنی (استان لرستان) واقع در منطقه جنگلی، انتخاب شدند. تعداد 1000 نفر از دانش آموزان در قالب سخنرانی، نصب پوسترها و فیلم های آموزشی محیط زیست، تحت آموزش قرار گرفتند. از این تعداد، 300 نفر بر اساس برآورد حجم نمونه کوکران به طور تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند تا دیدگاه آن ها قبل و بعد از آموزش مورد بررسی قرار گیرد. به منظور جمع‎آوری اطلاعات، پرسشنامه ای طراحی شد که اعتبار آن توسط صاحبنظران و پایایی آن با انجام آزمون مقدماتی تایید شد. میزان ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای رفتار، دانش، شناخت، نگرش محیط زیستی و آموزش به ترتیب 8/0، 9/0، 8/0، 7/0 و 8/0به دست آمد. پایه های مختلف، معدل دانش آموزان، درآمد خانوار و سطح تحصیلات پدر و مادر دانش آموزان نیز تاثیر  معنی داری بر آگاهی نگرش و دیدگاه آن ها نداشتند. بین دانش محیط زیستی با متغیرهای شناخت محیط زیستی (639/0)، نگرش محیط زیستی (568/0) و آموزش (479/0) و دانش و رفتار محیط زیستی (320/0) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد (01/0p≤). به طورکلی می توان بیان نمود که آموزش نقش موثری در نگرش و رفتار مسئولانه دانش آموزان نسبت به محیط زیست دارد. از آن جایی ‎که فعالیت‎های ترویجی فعلی نقش کم رنگی در بهبود نگرش و رفتار محیط زیستی دانش آموزان در مناطق روستایی با منابع طبیعی رو به تهدید داشته است، بنابراین توجه بیشتر به امر آموزش در مناطق مطالعه شده ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: دانش آموز، ترویج، محیط زیست، منطقه جنگلی، شهرستان چگنی
  • زکریا محمدی تمری*، صالح شاهرخی ساردو صفحات 191-204
    هدف این پژوهش بررسی نگرش و رفتار محیط زیستی مصرف نهاده های شیمیایی در شالیکاران مازندران بود. پژوهش حاضر به روش پیمایش صورت پذیرفت. برای این منظور، بر اساس فرمول کوکران، 307 شالیکار با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی (اعتبار) آن علاوه بر استفاده از روش صوری و محتوایی (نظر اساتید و خبرگان)، از طریق تحلیل عاملی تاییدی و به کمک اعتبار همگرا نیز تایید شد و پایایی آن نیز به روش آلفای کرونباخ بررسی شد که مقدار بالای 7/0 برای مولفه ها برآورد شد که حاکی از پایایی ابزار مورد استفاده بود. داده ها با نرم افزارهایSPSS و Smartpls در قالب مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از شاخص های کلی برازش مدل نشان داد که چهار شاخص مطلق، نسبی، مدل درونی و مدل بیرونی در حد فاصل 5/0 تا 1 قرار داشتند که حاکی از نیکویی برازش مدل پژوهش حاضر بوده اند. همچنین نتایج مربوط به آزمون اعتبار مدل با توجه به دو شاخص اشتراک (CV Com) و حشو یا افزونگی (CV Red) مقادیر مثبت و بزرگتر از صفر را در مورد متغیرهای مدل نشان دادند که حاکی از اعتبار مطلوب مدل بود. در نهایت سه فرضیه اصلی پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد مورد تایید قرار گرفتند. در پایان نیز پیشنهادها و راهکارهایی جهت آموزش های محیط زیستی ارایه شد.
    کلیدواژگان: نگرش و رفتار محیط زیستی، شالیکاران، مازندران، مدل معادلات ساختاری
  • فاطمه پورقاسم*، امیرحسین علی بیگی، عبدالحمید پاپ زن صفحات 205-217

    پژوهش توصیفی- پیمایشی حاضر با هدف بررسی دانش و رفتارهای محیط زیستی زنان روستایی در استان کرمانشاه انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق زنان روستایی 15 تا 64 سال بودند (203504) که تعداد 384 نفر از آنان با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه Bartlet et al., 2001 و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط صاحب نظران ترویج و توسعه کشاورزی، محیط زیست و منابع طبیعی و پایایی آن نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد (دانش=86/0 و رفتار =93/0). نتایج نشان داد که زنان روستایی از دانش محیط زیستی متوسط (میانگین= 29/10 و انحراف معیار=29/3) و رفتار محیط زیستی به نسبت خوبی (میانگین= 19/12 و انحراف معیار= 64/1) برخوردارند و بین دانش محیط زیستی و رفتار محیط زیستی آنها همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین سطح تحصیلات زنان روستایی با دانش محیط زیستی و سن زنان با رفتار محیط زیستی آنان رابطه مثبت و معناداری دارد. نتایج آزمون کروسکال والیس نیز حاکی از این بود که زنان روستایی با منابع اطلاعاتی مختلف از لحاظ دانش محیط زیستی و زنان روستایی با فعالیت های کاری متفاوت از لحاظ رفتار محیط زیستی با هم تفاوت معناداری دارند. زنان روستایی با منبع کسب اطلاعات از طریق نشریه ها و مجله ها دانش بالاتری داشته و زنان باغدار نیز رفتار محیط زیستی بهتری داشتند. نتایج این مطالعه می تواند برای برنامه ریزان به منظور طراحی و تدوین برنامه های آموزشی- ترویجی برای افزایش دانش و ترویج رفتار محیط زیستی در بین زنان روستایی مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: دانش محیط زیستی، رفتار محیط زیستی، آموزش محیط زیستی، زنان روستایی، استان کرمانشاه
  • شهرزاد فریادی*، مهجبین ردایی صفحات 219-233
    هدف این پژوهش معرفی روش داستان گویی به عنوان یک ابزار برنامه ریزی ارتباطی برای درک مشترک و یادگیری دو طرفه برنامه ریز و جامعه محلی در مورد ارزش های محیط زیستی و کاربرد آن ها به عنوان اصول و معیارهای برنامه ریزی محیط زیستی است. داستان گویی برای شناسایی ارزش های محیط زیستی ساکنین چهار روستای خورمیز، تنگ چنار، سرو، بهادران واقع در شهرستان مهریز استان یزد استفاده شده است. از طریق گفتگوهای غیررسمی، خاطرات، داستان ها و روایتهای جامعه بازخوانی و ارزش های محیط زیستی آن ها با کمک مردم استخراج شد. همچنین، شکل ها، اقدام ها و رفتارهای محیط زیستی دوستانه مردم برای انتقال ارزش ها از سطح ژرف ساختی ذهن به سطح رو ساخت در واقعیت شناسایی شد. با توجه به شرایط اقلیمی دشوار و بر اساس سیستم باورها و شناخت واقعی جوامع از محیط زیست، ارزش هایی چون هماهنگی با طبیعت و کمترین اختلال در نظم های طبیعی، زیر بنای رفتار با محیط قرار گرفته که در عمل منجر به توسعه های نوآورانه و سازگار با محیط زیست شده است. توسعه هایی آشنا مثل قنات و یخچال تا سایر رفتارهای روزمره ای که ارزش های محیط زیستی جامعه را دلالت می کند. مشخص شد که داستان گویی امکان پیوند بین ارزش های محیط زیستی جامعه و راه حل های برنامه ریزی محیط زیست را فراهم می کند و به خوبی می تواند در قالب فرایند برنامه ریزی حرفه ای جای گیرد.
    کلیدواژگان: داستان گویی، ارزش های محیط زیست، هماهنگی با طبیعت، یادگیری دو طرفه، رفتار دوستدار طبیعت، تفسیر
  • ملیحه امینی، آتنا نعیمی* صفحات 235-244
    در این مطالعه توانایی پودر برگ گیاه سیر برای جذب کادمیم از فاضلاب صنعتی بررسی و اثر فاکتورهای pH، غلظت برگ سیر و غلظت اولیه فلز کادمیم در محلول های آبی بر درصد جذب و ظرفیت جذب این فلز تعیین شد. محدوده pH، غلظت برگ سیر و غلظت اولیه فلز کادمیم به ترتیب، 8-2، g/l 4-1/0 وmg/l  300-50 بودند. براساس نتایج در pH برابر 5، غلظت برگ سیر g/l 1/0 و غلظت یون های کادمیمmg/l  100 بالاترین درصد جذب 63/45% و ظرفیت جذب mg/g 25/6 به دست آمد. استفاده از جاذب های شیمیایی سنتز شده شامل سلولز، سلولز آلدییددار شده، سلولزآمین دار، سلولز استات دار و 2 آمینو پیریدین تثبیت شده بر روی سلولز نیز نشان داد که هر چند میزان حذف یون های کادمیم توسط این مواد سنتزی چند درصد بالاتر از پودر برگ سیر بود اما ظرفیت جذب پایین تر این مواد نشانگر کارایی بالای پودر برگ سیر برای حذف یون های فلز کادمیم از محلول های آبی است. بنابراین، استفاده از پودر برگ سیر به عنوان جاذبی بیولوژیکی و بی خطر در محیط زیست راهکاری مناسب و حدود 50 درصد آلودگی کادمیم را در جریان های صنعتی جذب و خطر آن را کاهش خواهد داد.
    کلیدواژگان: برگ سیر، سلولز، کادمیم، گیاه گلرنگ، جاذب های شیمیایی
  • ناصر کوسج*، حجت الله جعفریان، عبدالواحد رحمانی، عبدالرحمن پاتیمار، حسنی قلی پور صفحات 245-254

    تحقیق حاضر به بررسی میزان فلزات سرب، نیکل، روی، آهن و مس در بافت عضله میگوی سرتیز Metapenaeus affinis در سه منطقه استان هرمزگان به دلیل اهمیت آنها پرداخته است. در 180 نمونه میگوی سرتیز در سه منطقه مورد مطالعه در طول دو فصل تابستان و زمستان نمونه برداری انجام شد. نمونه ها به آزمایشگاه منتقل و پس از زیست سنجی، بافت عضله جدا شد و بعد از خشک شدن، پودر شدن و هضم شیمیایی برای تعیین میزان غلظت عناصر مورد مطالعه توسط دستگاه جذب اتمی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که از لحاظ غلظت عناصر سرب، نیکل، روی، آهن و مس به ترتیب در بافت عضله میگوی سرتیز بین مناطق مورد مطالعه (قشم: 001/0±024/0، 08/0±79/0، 8/0±55/61، 9/0±93/18 و01/0±657/0 میکروگرم بر گرم، بندر خمیر: 001/0± 018/0، 07/0± 45/0، 9/0± 3/50، 8/0± 45/15 و 02/0± 581/0 میکروگرم بر گرم و بندر پل 001/0± 013/0، 06/0 ±30/0، 9/0± 50/37، 8/0± 07/13 و 03/0± 475/0 میکروگرم بر گرم از لحاظ آماری اختلاف معنی داری وجود داشت p<0.05). به طوری که هم در فصل تابستان و هم زمستان غلظت عناصر مورد مطالعه در بافت عضله میگوی سرتیز در منطقه قشم بیشتر از دو منطقه دیگر است. مقایسه غلظت فلزات در بافت عضله میگوی سرتیز با مقادیر استاندارد نشان داد که غلظت فلزات مورد مطالعه کمتر از استانداردهای  FAO, WHOو EPA است. ارزیابی خطر غذایی مصرف میگو نشان دهنده آن بوده است که مصرف این آبزی با میزان مصرف فعلی از نظر فلزات مورد مطالعه خطری برای مصرف کنندگان آن ندارد.

    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک خطر، میگوی سرتیز، فلزات سنگین- استان هرمزگان
  • علیرضا بافنده زنده*، مینا نصیری گنجینه کتاب، ناصر دانای نعمت آباد صفحات 255-270
    در این پژوهش با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم، انتشار آلاینده مونوکسید کربن در دوره زمانی 1400-1391 شبیه سازی شده است. هدف از این مطالعه مدل سازی انتشار آلاینده مونوکسید کربن و ارزیابی سناریوهای مختلف جهت کاهش آلودگی هوای شهر تبریز می باشد. بر اساس ادبیات تحقیق متغیرهای«مصرف انرژی یا سوخت های فسیلی»، «توسعه شهر و شهرنشینی»، «حجم ترافیک»، «جمعیت شهر»، «توسعه صنعتی»، «مهاجرت» و «فضای سبز» به عنوان متغیرهای کلیدی موثر در تولید مونواکسید کربن در نظر گرفته شده اند. تعامل بین متغیرها به عبارت دیگر فرضیه پویا با استفاده از نمودار های علی-حلقوی و نقشه های حالت-جریان نشان داده شد. سپس با کمک گرفتن از نظریه های معتبر در حوزه ادبیات مساله و دیدگاه های افراد خبره، روابط علی در قالب توابع ریاضی تعریف شده و در نهایت اقدام به شبیه سازی شده است. بر اساس نتایج شبیه سازی، حدود 97 درصد مونوکسید کربن موجود در هوا به دلیل مصرف بنزین می باشد. همچنین نتایج ارزیابی سناریوها نشان داد که جایگزینی بنزین یورو چهار و کاهش نرخ معمول سفرهای ماهانه، انتشار مونواکسید کربن در شهر را به صورت قابل توجهی کاهش خواهد داد.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، مونوکسید کربن، پویایی شناسی سیستم، تبریز، شبیه سازی، محیط زیست
  • غلامعباس فلاح قالهری، رسول سروستانی، نسرین مرادی مجد* صفحات 271-280

    در حال حاضر مدلهای گردش عمومی جهان تنها ابزاری هستند که اثر تغییر اقلیم در سطح جهانی را برای عناصر اتمسفری در شبکه های بزرگ مکانی شبیه سازی میکنند. از مشهورترین این مدلها SDSM است. در این تحقیق با استفاده از داده های میانگین، حداقل و حداکثر دمای روزانه ایستگاه های سیینوپتیک امیدیه و دزفول در استان خوزستان به کمک نرمافزار SDSM تا سال 2099 با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج به دست آمده از داده های شهرستان امیدیه شامل داده های سالانه مشاهدهای میانگین دما  393/17 و داده های سالانه مدلسازی شده میانگین دما 255/15، داده های سالانه مشاهدهای ماکزیمم دما 400/35 و داده های سالانه مدلسازی شده ماکزیمم دما 700/45، داده های سالانه مشاهدهای مینیمم دما 400/2- و داده های سالانه مدلسازی شده مینیمم دما 400/6-، انحراف معیار سالانه میانگین دما 098/0 و انحراف معیار سالانه ماکزیمم دما 819/1 و انحراف معیار سالانه مینیمم دما 917/0 میباشد. نتایج به دست آمده از داده های شهرستان دزفول شامل داده های سالانه مشاهدهای میانگین دما 300/15و داده های سالانه مدلسازی شده میانگین دما 442/14، داده های سالانه مشاهدهای ماکزیمم دما 000/40 و داده های سالانه مدلسازی شده ماکزیمم دما 350/39، داده های سالانه مشاهدهای مینیمم دما 000/13- و داده های سالانه مدلسازی شده مینیمم دما 850/9-، انحراف معیار سالانه میانگین دما 091/0 و انحراف معیار سالانه ماکزیمم دما 459/1و انحراف معیار سالانه مینیمم دما 682/1میباشد. در ادامه شبیهسازی شاخص دمایی با مدل A2 و B2 HadCM3 تا سال 2099 برای دو ایستگاه صورت گرفت. نتایج نشان دادند که عامل ارتفاع ایستگاه با خطای مدل رابطه مستقیم دارد.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، شبیه سازی، HadCM3، NCEP، خوزستان
  • غلامرضا زهتابیان*، مهدی جعفری، حسن احمدی، طیبه مصباح زاده، علی اکبر نوروزی صفحات 281-292

    طوفان های گرد و غبار و بادهای شدید، فرآیندی طبیعی است که در سراسر مناطق خشک و نیمه خشک دنیا رخ می دهد. در این تحقیق تغییرات تعداد وقوع گرد و غبار در ماه، فصل و سال های مورد مطالعه (2013- 2000) برای ایستگاه سینوپتیک اردستان و ارتباط آن با خشکسالی (محاسبه خشکسالی با استفاده از شاخص SPI) مورد بررسی قرار گرفت. استخراج کدهای مربوط به پدیده گرد و غبار (06 و 07) و تحلیل آماری داده های مرتبط با این پدیده با استفاده از نرم افزار متلب انجام گرفت و به منظور بررسی روند در سری های زمانی ماهانه و سالانه آماره های آزمون ناپارامتری محاسبه و سپس معنی داری این آماره ها در سطوح 95% و 99% مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد ماه می و فصل بهار بیشترین تعداد وقوع گرد و غبار را نسبت به ماه ها و فصل های دیگر سال و همچنین سال های 2013 و 2001 به ترتیب بیشترین و کمترین تعداد وقوع گرد و غبار در سطح ایستگاه را دارا بودند. همچنین نتایج نشان داد که وقوع گرد و غبار با خشکسالی ارتباطی مستقیم وجود دارد و در سال هایی که شدت خشکسالی زیاد بوده بر تعداد وقوع گرد و غبار نیز افزوده شده است. نتایج نشان داد که در روش من-کندال از مجموع 13 سری داده، سری داده های سالانه، و در روش سن استیمیتوری سری داده ماه آگوست دارای روند افزایشی در سطح معنی داری 1% بودند و در روش سن استیمیتور سری داده ای ماه های آوریل و ژوئن دارای روند صعودی در سطح اطمینان 5% می باشند نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فضایی داده های بادسنجی به کمک نرم افزار WRplot نشان داد که جهت بادهای غالب، جنوبی است.

    کلیدواژگان: اردستان، خشکسالی، گرد و غبار، من کندال، سن استیمیتور
  • مهدی اسدی*، مختار کرمی صفحات 293-300

    یکی از مهم ترین چالش های محیط زیستی به وجود آمده در منطقه خاورمیانه و ایران در سال های اخیر پدیده گردوغبار است. طوفان گردوغبار، فرایند پیچیده ای است که تحت تاثیر فعل وانفعالات سامانه های جوی بوده و اساسا شرایطی مانند سرعت زیاد باد، خاک برهنه و هوای خشک سبب ایجاد آن می شود. بنابراین، با توجه به مطالب فوق در این پژوهش برای بررسی فصلی وقوع گردوغبار در ایران از داده های مجموع تعداد دفعات وقوع گردوغبار در دوره آماری 1990 تا 2012 استفاده شد. همچنین برای بررسی و پهنه بندی توزیع زمانی و مکانی وقوع گردوغبار در منطقه ی مذکور از روش وزن دهی معکوس فاصله (IDW) در محیط نرم افزار ARCGIS 10.3 استفاده شد. نتایج نشان داد که مناطق جنوب و جنوب شرقی و جنوب غربی یا به عبارتی نیمه جنوبی کشور با توجه به موقعیت نسبی خود مانند عرض جغرافیایی پایین و قرار گرفتن مناطق بیابانی در این مناطق در تمام فصول سال دارای گردوغبار هستند. حتی در فصل زمستان که پدیده گردوغبار در تمام کشور به حداقل خود می رسد در جنوب شرق کشور که شامل مناطق جنوبی استان سیستان و بلوچستان است گردوغبار با شدت های متفاوت وجود دارد.

    کلیدواژگان: ایران، گردوغبار، توزیع زمانی و مکانی، روش وزن دهی معکوس فاصله، سیستم اطلاعات جغرافیایی
  • منصور عادل پور*، پرویز رفعتی صفحات 301-311

    گرد و غبار یکی از مهم ترین منابع آلاینده هوا در شهرستان دزفول است. با توجه به عدم شناخت کافی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی ذرات تشکیل دهنده گرد و غبار در این ناحیه، لزوم انجام یک مطالعه جامع و سیستماتیک بر روی این پدیده کاملا احساس می شود. امروزه علاوه بر تعیین شاخص های ژئوشیمیایی ذرات گرد و غبار به منظور تعیین منشا احتمالی ذرات، بررسی ویژگی های محیط زیستی عناصر اصلی و ردیاب موجود در این ذرات و نقش آن ها در آلودگی محیط زیستی نیز حایز اهمیت است. بنابراین، هدف از این تحقیق بررسی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی، توزیع اندازه و شکل ذرات گرد و غبار بر فراز شهرستان دزفول و شناسایی منابع طوفان های گرد و غبار است. نتایج حاصل از مطالعه های XRD و SEM نشان می دهد که کانی های اصلی موجود در گرد و غبار خوزستان، کانی های کربناته (کلسیت) و سیلیکاته (کوارتز) هستند. نتایج آنالیز ICP-OES نمونه های گرد و غبار موجود در این شهرستان نشان می دهد که میزان فلزات سنگین مانند روی، مس، سرب، کروم، نیکل در این نمونه ها بیشتر از میزان طبیعی است. همچنین بررسی تغییرات سالیانه و فصلی پارامترهای هواشناسی و ارتباط آن ها با رخداد طوفان های گرد و غبار بیانگر تطابق ما بین رخداد روزهای همراه با گرد و غبار و درجه حرارت و میزان بارش در فصل تابستان است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، منشا احتمالی این ذرات از کشورهای همسایه در جنوب غرب ایران و همچنین بخش های مرکزی و غرب استان خوزستان است.

    کلیدواژگان: ذرات گرد و غبار، ویژگی های فیزیکی و شیمیایی، پارامترهای هواشناسی، استان خوزستان، شهرستان دزفول
  • نوید کارگر ده بیدی*، محمد بخشوده صفحات 313-326
    در این پژوهش، اثر مصرف انرژی های فسیلی و تجدیدپذیر بر انتشار گاز دی اکسید کربن در دو جامعه آماری کشورهای عضو اوپک و کشورهای آسیایی فاقد ذخایر نفتی در طی سال های 2013-1995 ارزیابی و مقایسه شد. با توجه به نتایج آزمون های ایستایی از رویکرد مدل هم جمعی پنل استفاده شد. هم چنین بر اساس نتایج آزمون های هم جمعی پدرونی و کائو به منظور برآورد رابطه بلندمدت و کوتاه مدت به ترتیب از روش های حداقل مربعات معمولی اصلاح شده (FMOLS) و مدل تصحیح خطا (ECM) استفاده شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با کشورهای آسیایی فاقد ذخایر نفتی، مصرف انرژی فسیلی در کشورهای عضو اوپک نقش بسیار بالاتری در افزایش انتشار آلودگی دارد. در مقابل، مصرف انرژی های تجدیدپذیر در کشورهای فاقد ذخایر نفتی نقش نسبتا بالاتری در کاهش انتشار آلودگی دارد. هم چنین نتایج نشان داد که در هر دو جامعه آماری یک رابطه N  شکل میان سرانه تولید ناخالص داخلی و سرانه انتشار آلودگی برقرار است. با این تفاوت که در کشورهای عضو اوپک با افزایش رشد اقتصادی و در بازه ای از درآمد سرانه، انتشار آلودگی کاهش پیدا می کند؛ اما در کشورهای فاقد ذخایر نفتی با افزایش رشد اقتصادی، انتشار آلودگی به طور پیوسته در حال افزایش است و در هیچ بازه ای از درآمد سرانه، کاهش آلودگی مشاهده نمی شود.
    کلیدواژگان: انتشار گاز دی اکسید کربن، انرژی فسیلی، انرژی تجدیدپذیر، کشورهای عضو اوپک، کشورهای آسیایی فاقد ذخایر نفتی
  • جلیل بادام فیروز*، رویا موسی زاده صفحات 327-344
    ارزش گذاری تالاب ابزار مهمی در دست مدیران و تصمیم گیران محیط زیستی برای توجیه هزینه های عمومی فعالیت های حفاظتی و مدیریت تالاب است. با تخمین و ارایه ارزش های اقتصادی امکان طراحی سیاست های بهره برداری پایدار از تالاب ها تسهیل می شود و امکان لحاظ شدن ارزش های اقتصادی تالاب در تحلیل- فایده های طرح های توسعه صورت می پذیرد. در این مطالعه ارزش اقتصادی کل (مجموع ارزش بازاری و غیربازاری) برای مجموع شش اکوسیستم تالابی مورد بررسی (هامون، شادگان، ارژن و پریشان، میانکاله و خلیج گرگان، انزلی و بامدژ) در سال پایه 1394، 258018 میلیارد ریال(معادل 8600600000 دلار) برآورد شده است. ارزش کل اقتصادی تنزیل یافته تالاب های مورد مطالعه (طی دوره 30 ساله) با نرخ تنزیل 5/16 درصد، معادل 25201579 میلیارد ریال برآورد شد. سهم ارزش اقتصادی کل (مجموع ارزش های بازاری و غیربازاری) مجموع تالاب های مورد مطالعه، معادل 32/2 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1394 تخمین زده شد. همچنین سهم ارزش میانگین هر هکتار از تالاب های مورد بررسی معادل 6/29 درصد از میانگین ارزش هر هکتار تالاب در مطالعه جهانی (De Groot et al., 2012) برآورد شد. پیش بینی می شود با انجام مطالعه های کافی ارزش گذاری اقتصادی اکوسیستم های تالابی و نیز سایر اکوسیستم ها در ایران و دستیابی به جدول های ارزش های شاخص ملی، ارزش سالانه خدمات اکوسیستمی به احتمال زیاد بیشتر از کل تولید ناخالص داخلی شود. انتشار نتایج حاصل از این مطالعه به تصمیم گیران، سیاست گذاران و ذی نفعان، از این منظر که آنها ارزش اقتصادی تالاب ها را درک نموده و تلاش های خود را در زمینه مدیریت پایدار منابع تالابی انجام دهند، از اهمیت به سزایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: مقایسه تحلیلی، ارزش اقتصادی، منابع محیط زیستی، تالاب، ایران، تجارب جهانی
  • مرتضی سلطانی*، نیلوفر دی دری خمسه مطلق، نیما سلطانی نژاد صفحات 345-355
    هدف این پژوهش بررسی و تبیین تصمیم خرید مشتری براساس مولفه های نظریه تصویر با ملاحظه نقش ارزش ها و اهداف محیطی، مسئولیت اجتماعی و اثربخشی ادراک شده است. جامعه آماری این پژوهش مصرف کنندگان ظروف یک بار مصرف در سطح شهر تهران هستند. جمع آوری داده ها در این پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی ساده با حجم 200 نمونه انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادله های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شده است. یافته ها نشان داد تصمیم خرید وابسته به سه تصویر (تصویر ارزشی، تصویر آرمانی و تصویر استراتژیک) است و شرکت های تولیدکننده محصولات سبز که در پی ارایه رویکردهای جدیدتر در جلب مصرف کنندگان هستند می توانند استفاده از این تصاویر را در استراتژی های خود در نظر بگیرند. همچنین یافته ها حاکی از تاثیر ارزش های محیطی بر تصویر ارزشی و تاثیر اهداف محیطی و اثربخشی ادراک شده بر تصویر آرمانی است.
    کلیدواژگان: نظریه تصویر، تصمیم خرید، مسئولیت اجتماعی، ارزش های محیطی، اهداف محیطی، اثربخشی ادراک شده
|
  • NAGHMEH Mobarghei Dinan * Page 2
  • Mehdi Teimouri *, Vahed Berdi Sheikh, Amir Sadoddin Pages 3-14
    Eutrophication is a natural process which can be increased by human interferences and finally lead to water quality degradation and reservoir aging, and always is one of the challenging problems of reservoir across the world. Since determining of the trophic status of the reservoir is a complex and intriguing process, this study used fuzzy synthetic evaluation method with entropy weighting technique to determine eutrophication level in the Shirin-darreh dam reservoir in the North Khorasan province for a one year period of time. To this end, fuzzified data of main variable including chlorophyll-a concentration, total phosphorous, saturation oxygen and total nitrogen were used to determine membership function and the Shannon entropy technique was used for weighting index variables. Finally, results of this approach was compared with the results of equal weighting technique and Carlson method. The results showed that from December to March the reservoir was in oligotrophic status, during November in mesotrophic status and during other months it experienced an eutrophic condition. Considering the capability of this approach to express the degree of certainty and intensity at different levels and months, it was observed that July, August and September have the highest eutrophication level with most degree of certainty. Also, this approach has reasonable and realistic results in comparing with Carlson method and equal weighting fuzzy technique.
    Keywords: Eutrophication Level, Water Quality, Fuzzy Synthetic Evaluation, Shannon Entropy, Shirin-darreh Dam
  • Siavash Rezazadeh, Ali Jahani *, Hamid Goshtasb, Majid Makhdoum Pages 15-26

    Today, most of protected areas in the country require serious monitoring and protection measures due to reduction of quality. Degradation model with quantifying the effects of human activities can be used in monitoring and improving the situation in these areas. To implement this model in Bashgol protected area, the sub watersheds were selected in the area as the impact units. Using maps, field observations and experts’ opinions, 25 destruction factors in the whole area were identified and their intensities were determined, also ecological vulnerability of the area was calculated with GIS tools using geological, physiographic, climatic, vegetation, habitat and other maps (16 factors) and was classified in terms of intensity. After calculating the physiological density, destruction coefficients were calculated in each unit and were classified based on fuzzy theory into 3 categories and 6 classes. The results showed that 8465/51 hectares (34/7%), 12013/44 hectares (49.23%) and 3920 hectares of area (16/07%) are located on the 2nd class prone to development , the 3nd class (need to rehabilitation) and the 5nd class (need to conservation), respectively in terms of the quality of the land. Generally, according to local conditions, without the further development, the objectives of area management must go toward the restoration and protection measures.

    Keywords: Assessment, Environmental Impact, Development, Degradation model, Bashgol protectedarea
  • Davood Mafi Gholami *, Masoumeh Baharlouii, Beytollah Mahmoudi Pages 27-39

    In general, investigation of the vulnerability of mangroves to sea level rise and other consequences of climate change plays an important role in providing management solutions and enabling these ecosystems in order to minimize and compensate the expected damage. Therefore, the aim of this study was to evaluate the vulnerability of mangroves of Hormozgan province to sea level rise. To this end, satellite images of 1986, 1998, and 2016, digital elevation map and dispersion of structures, facilities and industrial and population centers located in the foreshore related to Khamir, Tiab and Jask habitats were used. By having the NDVI and false color composit maps, the supervised classification was done for all images. Using a digital elevation map of Hormozgan province, the slope map of offshore was prepared in two classess of lower and higher than 5%. Also, by surveying satellite imagery, reports and land surveying of the coasts of Hormozgan province, the locations of coastal infrastructures in the offshores adjacent to habitat areas were determined. The results showed that landward areas of the habitats were significantly reduced in the post-1998 compared to pre-1998, and Tiab habitat had the most reduction in the landward area in the period post-1998 (430 ha). The study of the slope and the position of the facilities in the foreshores of the habitats showed that with the exception of the Mardo Island, in other parts of the habitat areas, there is no limitation on the mangrove migration to the upstream areas. Finally, with considering the decrease in the landward areas of mangroves, the degree of vulnerability of habitats with the condition of continuation of the current trend of drought was as follows: Tiab> Khamir> Jask.

    Keywords: Climate change, landward progression, Hormozgan province, mangrove
  • Fatemeh Mohammadyari, Hamidreza Pourkhabbaz *, Hossain Aghdar, Mortaza Tavakoly Pages 41-54

    In the present study, Landsat satellite images of sensors ETM + in 2000 and OLI of 2014 were used to prepare the land use change map in Behbahan city. After classification of images, the final land use map was prepared in six classes of residential areas, agricultural lands, water, forest, rangeland and bare lands. Then changes were made using CROSSTAB. The results showed that an increase in area agricultural and residential and reduction of area in pasture land, bare lands and forests occurred. Agricultural land use had the highest area increase with 8036.01 hectares and rangeland use had the highest area decrease with 4560.39 hectares of these lands destroyed. The degradation of rangelands for conversion to other uses was from the highest to the lowest, including: 6233 hectares of pasture changes to agriculture, 1199 hectares of pasture changes to bare lands, 1146 hectares of pasture changes to forest and 559 hectares of rangeland changes to residential areas. According to the reduced area of rangeland can be paraphrased as the increase in rural population and the subsequent increase in demand for food grain self-sufficiency plan, forcing villagers to many pasture lands into agricultural land change. On the other, the increasing number of livestock in the period under review, which changes the composition of the vegetation, animals Overgrazing is another reason why it is degraded Rangeland.Finally, it can be said that land use changes have unpleasant consequences on urban environment such as reduced vegetation cover and increased environmental temperature.

    Keywords: Agriculture, Land Evaluation, Sattelite images, maximum likelihood algorithm, Behbahan
  • Ali Reza Mikaeili Tabrizi*, Abdolrassoul Salmanmahiny, Mobin Kazeminia Pages 55-65

    One of the main steps in dam construction projects is determination of the optimum dam site in the given river basin. Dam site primarily depends on availability of a deep valley and suitable geomorphology therein. In the selection of the dam site, sustainability of the dam structure and sealing of the area affected by the reservoir behind dam are also very important. Other important factors consist of geological and lithological structures and socio- economic aspects of the area. In this study, we assessed the current location of the Guivi dam and compared the strengths and weaknesses of this dam with two proposed locations in the vicinity. In doing so, we also sought to understand the ways to counter the weaknesses of the current dam. The study area located between the Khalkhal and Guivi Towns in Ardebil Province. We used information already provided for the Guivi dam and suggested two other appropriate sites in the area. Then, we compared the current location of the dam with the two sites using TOPSIS method. A sensitivity analysis showed that the proposed site (A) was the best among the three. Finally, we considered weaknesses of the current location of the Guivi dam and proposed ways to circumvent these weaknesses.

    Keywords: Dam site, Geological, lithological structures, Guivi dam, Guivi river
  • Raziyeh Rezaeerad, Mohammadreza Elmi *, Reza Samadi, Farhad Nejadkoorki Pages 67-77

    There exists pollution Emissions throughout the life cycle of power plants and Life Cycle Assessment Method, as one of the environmental impact assessment, can be useful in measuring and determining the amount and source of pollution Emissions during the electricity generation process. So In line with the importance of evaluating the effects of thermal power plants, the current study with the aim of Environmental impact assessment of electricity production in Yazd Combined Cycle Power Plant is done through Life Cycle Assessment Method (LCA). For this purpose, First of all, all materials, environmental resources, technologies used and emissions of various substances into the environment were estimated in 1 MWh of electricity per functional unit (inventory). Finally the impact of each of these inputs in the form of environmental indicators, were Quantitized. In this study we evaluated the environmental impact of electricity generation using Simapro8 software and CLM2000 evaluation method in 10 floors of potential effects. The results showed that the production of one megawatt hours of electricity in Yazd Combined Cycle Power Plant has a significant environmental impact In terms of offshore aquatic toxicity, acidification, depletion of fossil fuels and global warming. According to obtained information fossil fuels have created the most negative environmental impacts among other inputs. Global warming potential over the life cycle to producing 1 MWh of electricity in power plant of Yazd, In the process of operation of power plant using 623 kg And in the construction phase ./54 kilograms of carbon dioxide equivalent emissions were calculated.

    Keywords: Greenhouse gas, Lifecycle, SimaPro, Yazd Combined Cycle Power Plant, CLM2000
  • Loghman Javid *, Hamid Jalalian Pages 79-90

    Activities related to habitat, production, consumption, transportation and etc. by the villagers are closely linked to the environment and their resources and directly or indirectly affect the ecosystems around them. This paper is conducted with the purpose of applying a field research. In this research, the effects of human activities and relationship of the rural settlements around the Zarivar fresh- water lake in Marivan city has been investigated. In this descriptive study, after library studies, field data was collected by means of observation, interview and questionnaire, which included a combination of quantitative and qualitative methods. To analyze the data, one-sample T-test, ANOVA and ELECTRE (a multi-criterion decision-making model) and ArcGIS and SPSS software were used. The results show that human activities in nine villages around the lake have an unstable relationship with the lake ecosystem and a lot of environmental pollution is entering the lake, which has changed the structure and functioning of the lake ecosystem. In terms of the categories of evaluation of sustainable development indicators, the economic dimension with the score 0/07845 on the first rank is important and has had the greatest impact on the lake. The results of the T- test indicate that the highest average is allocated to the economic12/9321 extent. The ecological and physical dimensions are located on the next rank, some of these concequenses can be addressed as transformation and transition of land cover, spread of straw, decline and death of aquatic animals, poisoning of birds, and reduction of the quantity and quality of lake water, reducing the social and environmental functions of the lake and finally, resulted to instability and destruction of the lake ecosystem.

  • Ali Eshghei *, Hossein Nazmfar, Ata Gafari Pages 91-105

    Increasing population and growing urbanization have led to the growth and expansion of cities in uncertain locations, regardless of natural and biological parameters. The process of unplanned physical development has aggravated the vulnerability of cities to environmental hazards, which requires informed guidance and basic planning for environmental sustainability. Therefore, the present study intends to use the ANP model in a synthetic approach with GIS to evaluate the resilience rate and ecological power of a district of Tehran against earthquakes in relation to the eight main criteria slope, gradient direction, geological structures, fault type, distance From the bed of the rivers, the distance from the aqueducts, land use and distance from unsustainable areas in terms of urbanization) and 38 sub-criteria. The method of this research is descriptive-analytic with an objective purpose. The results of this study showed that 27.28% of the area (946.63 Hectares) has a very high resilience, 10.86% (376.97 hectares) has a high resilience, 23.46% (813.88 hectares) has a moderate resilience, 25.03% (868.60 hectares) has a low resilience and 13.34% (463.00 hectares) has a very low resilience against earthquake. In general, municipality districts located in the west of Tehran's municipality district 1 are less tolerable and less ecological power to earthquakes than other areas of the district.

    Keywords: Resilience, Earthquake, Analysis of Network Process (ANP), District 1 of Tehran
  • Mohammadreza Tatian *, Sara Mottahedi, Reza Tamartash, Mousa Akbarlou Pages 107-116
    The objective of this study was to investigate the vegetation changes and land use in the international Gomishan wetland area in Golestan province during 1994-2016. For rangelands sampling, after determination of vegetation types, the sampling was done using 6 transects of 100 meters and 15 plots of 1 m2. The data were analyzed using SPSS 16 and t-test (paired). Landsat satellite TM data was used and the land use map of the area was prepared in two time period. The results of the land uses mapping showed that the amount of sea water around the wetland decreased from 1994 to 2016, while the use of the agricultural lands increased around the wetland. So that, 0.87% of the water area has fallen to other uses from1994 to 2016. Based on the information of land use changes in this period, the amount of rangelands and agricultural lands increased 1.62% and 1.08% in 2016 compared to 1994. Also, the comparison of the coverage of rangelands dominant plants showed that Halostachys caspica, Holocnemum strobilaceum, Lophochloa phleoidess, Frankenia hirsute and Salicornia herbacea in 2016 increased significantly with a 5% significant level compared to 1994.
    Keywords: Gomishan Wetland, Vegetation cover, Remote Sensing (RS), land use, Landsat
  • Akram Nouri Kamari, Afshin Danehkar, Javad Bazafshan * Pages 117-128
    In general, analysis of the area changes of wetlands and its relationship with changes in surface runoff of catchments can play an important role in the efficiency and success of adaptation programs with climate change and conservation and development of wetlands. Therefore, in this study, changes in the areas of Kaftar wetland of Fars province and its relationship with the change of runoff in catchment were investigated. To this end, satellite images and rainfall data during a 30 year period (1986-2016) and were used and by providing time series of changes of the areas of wetland and runoff values of catchments, the relationship between these two variables were investigated by linear regression method. The results showed that with decreasing rainfall and increasing runoff coefficient and subsequently reducing the amount of runoff in the catchment, the area of wetland was decreased post-1998 relative to pre-1998 so that at the end of the 30-year period it has reached zero. Correspondence between reduction of wetland area and runoff of catchment caused correlation coefficient between these two variables was equal to 0.91. Finally, it can be said that the results of this research by providing accurate information about wetland responses to climate change and human activities play an important role in the efficiency and success of Climate change mitigation programs and the conservation planning of wetlands in Iran.
    Keywords: Wetland, runoff, Drought, satellite images
  • Alireza Ildoromi *, Farzane Safarian, Mir Mehrdad Mirsanjari, Mohammad Ghorbani Pages 129-141

    The effective management and protection of wildlife populations depends on human understanding and prediction of wildlife habitat communications. Determining species distribution is essential for the conservation and management of populations, especially for endangered species. One of the methods of determining species distribution is habitat evaluation which can be used to predict species distribution range which is a suitable tool for conservation and management purposes. Wild goat are species of orderly-dispersed cement species in mountainous regions of Europe, Asia Minor, Central Asia and the Middle East, which is one of the vulnerable species on the IUCN Red List. In the present study, habitat suitability of this species was investigated in Lashgardar Protected Area, Malayer. Ecological Niche Factor Analysis (ENFA) was used to model the habitat of this species in the fourth version of Biomapper software.In this study, species presence points as dependent variables were used and information layers including altitude, slope, direction, distance to road and rural areas maps, and diversity of lowlands and elevations (geomorphology) were used as independent variables. Habitat suitability results indicated that the selective habitat of goats and paws at altitudes above 2400 m and in rocky areas with a long distance from the road and village and mainly on steep rock mass slopes (slopes 30 to 60 and more than 60 Percent) with severe mechanical degradation and degraded areas. The analysis results showed that wild goat in this area, marginal habitat selection and have Ecological Niche Factor Analysis.

    Keywords: Modeling habitat suitability, Ecological Niche Factor Analysis, Biomapper, Lashgardar protected area, Hamedan
  • Ahmad Reza Mehrabeian *, Henric Madjnonian Pages 143-160

    Because of limited resources, priorities seems to be necessary in conservation of Biodiversity. It is therefore necessary to weigh the alternatives necessary to assess priorities for conservation. In conservation-based approaches, not all taxa and habitats have similar significances. Several factors following species richness, endemism, threats level of species, distribution tolerance as well rarity level were used to determine the priorities for conservation of plant taxa. Vulnerable areas with a higher number of taxa are considered as the most important priorities for conservation The Key Biodiversity Areas (KBAs), Important Plant Areas (IPAs), Alliance for Zero Extinction (AZEs), Biodiversity Hot spots, the most important eco regions are classified as the newest methods for plant conservation. Todays, traditional In-situ Conservation methods (e.g. traditional protected areas) faces serious challenges, so, the use of new protective practices seems to be necessary in conservation management. In this paper, weakness as well strengths of traditional and new methods of plant conservation have been compared and analyzed.

    Keywords: New approaches to In-Situ Conservation, Natural Heritage, Priorities for conservation, plants
  • Elham Ebrahimi, Faraham Ahmadzadeh *, Babak Naimi Pages 161-172

    In recent years, global biodiversity has experienced a steeper decline over in human history. Climate change and anthropogenic interventions including habitat destruction, introduced species, and pollution are important sources of current threats to biodiversity and that loss of animal or plant species have a dramatic effect on ecosystem services. The current study aimed to prepare species distribution model of western rabbit (Lepus europeus), a species with high distribution, and oriental rabbit (Lepus tolai), a low mobility species in north, northwest, and northeast regions of Iran was conducted. First, layers of climate variables extracted from the BIOCLIM database. In next step, correlation of climate variables for each species was analyzed and then highly correlated variables were excluded from the modeling process. Finally, nine species distribution of the sdm package (GLM, GAM, BRT, SVM, RF, MARS, CART, FDA and MaxEnt) were used in the R softwares. The results demonstrated that suitable areas for Lepus europeus generally are western and southwest regions and for Lepus tolai generallyare semi-dense forests in north regions of Iran. In addition, max temperature of warmest month (BIO5) and precipitation of warmest quarter (BIO18) were the most influential variables for Lepus europeus and Lepus tolai, respectively. The results of this study can be used to better management of mentioned regions with emphasis on conserve biodiversity of Lepus europeus and Lepus tolai species.

    Keywords: European Hare (Lepus europeus), Tolai Hare (Lepus tolai), Species distribution model, sdm package, Ensemble
  • Azita Farashi * Pages 173-178

    Kolah Ghazi National Park is one of the best habitats for Wild Goat (Capra aegagrus) in Iran with a population of around 2000 heads. In this study, binary logistic regression was used to habitat modelling of the species. Habitat characteristics, including vegetation density, distance of predators, distance of main roads, slope and elevation. According to the results, slope has the most important in determining the distribution of the species at Kolah Ghazi National Park and elevation is the next priority. On the other hand, the National Park of vegetation density decreases with increasing elevation, so the species prefers these areas are steep and high, even with low food. Distance of predators and distance of main roads had little role in two of the models. The habitat models help both in understanding species niche requirements, their use has been especially promoted to tackle conservation issues; accordingly, we explore the habitat models of the species for its conservation and management.

    Keywords: Capra aegagrus, Habitat modelling, Binary logistic regression, Kolah Ghazi National Park
  • Shahram Mahdi Karami, Zeia Badehian *, Maryam Bazvand, Akram Ahmadi, Mostafa Fereidouni Pages 179-190
    Evaluating the knowledge of students about the environment and studying the effect of environmental education especially in rural areas is essential. The present study was carried out in order to evaluate the environmental knowledge and the effect of environmental eucation in rural schools of Chegeni city, Lorestan, Iran. For this purpose, seven high schools were randomly selected from Chegeni city, Lorestan located in forest areas and 1000 students were trained via lectures, posters and educational films about natural resources. Among them, 300 individuals were randomly selected based on a Cochran formula to fill out the questionnaire as a statistical sample to study their view before and after training. To collect the required data, a questionnaire was developed and its validity and reliability was confirmed through the expert comments and primary test. The alpha cronbach coefficient was obtained 0.8, 0.9, 0.8, 0.7 and 0.8 for environmental behavior, knowledge, recognition and education, respectively. Different grades, average score, household income and parents' education level had no significant effect on awareness, attitude and their attitude, as well. There was a significant and positive relationship between environmental knowledge with environmental understanding (0.639), environmental attitude (0.569) and education variables (0.479) (p≤0.01). Moreover, the significant and positive relationship was observed between the variables of knowledge and environmental behavior (0.320) (p≤0.01). It can be concluded that education had an effective role in attitude and responsible behavior of the students towards the environment. Regarding the small role of promotion in improving environmental attitudes and behaviors of students in threatened natural resources of rural areas, it can be suggested that authorities should consider the environmental education and promotion especially in such areas.
    Keywords: Student, Promotion, Natural resources, Forest area, Chegeni city
  • Zakaria Mohammadi Tamari *, Saleh Shahrokhi Sardo Pages 191-204
    The aim of this study is to assess the environmental attitudes and behavior using chemical elements of paddy Mazandaran. The present study was conducted to survey. For this purpose, according to Cochran formula, 307 farmers in the villages as the sample size determined using random sampling and were studied. Was assessed by Cronbach's been estimated that the amount of 0.7 for components that indicate the reliability of the instrument was used. The data collected with the help of SPSS software and Smart PLS was analyzed using structural equation modeling. The results of the overall fit indices showed that four indices, absolute, relative, internal models and external models were between .05 to 1 that indicates the goodness of fit of the model study. In addition, the test model according to two indicators Share (CV Com) and redundant or redundancy (CV Red) positive values greater than zero indicate on variables that indicate favorable credit model. Finally, three research hypotheses were confirmed at 95 percent. In the end, suggestions and strategies for environmental training were provided.
    Keywords: Attitudes, behaviors of the environment, farmers, Mazandaran, Structural Equation Model
  • Fateme Pourghasem *, Amirhossein Alibaygi, Abdolhamid Papzan Pages 205-217

    This survey research was conducted to study of environmental knowledge and behavior of rural women in Kermanshah Province. The population of the study consisted of 203,504 of rural women (15-64 years) in Kermanshah Province which 384 women were selected as sample using sample size determination table of Bartlett et al and multistage stratified random sampling technique. A questionnaire was developed for gathering information. Validity of the questionnaire confirmed by panel of  experts in agricultural development and extension, environment and natural resource, and its reliability was confirmed by Cronbach’s alpha coefficients (knowledge=0.86, behavior = 0.93). Results showed the level of environmental knowledge of rural women was moderate (M=10.29 and S.D=3.29) and their environmental behavior is fairly good (M=12.19 and S.D=1.64). Findings showed that there was positive correlation between environmental knowledge and environmental behaviors. Also, there were positive correlations between environmental knowledge and education, and between environmental behavior and age. Kruskal wallis test indicated that there were significant differences between environmental knowledge of rural woman with different source of information and environmental behavior of rural woman with different work activities. Rural women with the source of information through publications and magazines have a higher level of environmental knowledge and gardeners also had a better environmental behavior. Results of this study can be used by planners to development of environmental program in order to increasing knowledge and promoting environmental behavior of rural women.

    Keywords: environmental knowledge, environmental behavior, Environmental education, Rural Women, Kermanshah province
  • Faryadi Shahrzad *, Mahjabin Radaei Pages 219-233
    The aim of this research is to introduce storytelling as a communicative planning tool for understanding of environmental values and interpretation them into environmental planning principles and rules. Through some informal meetings, interviews and field observations, the memories, stories, and environmental narratives of people of Khormiz, Tangchenar, Sarve, Bahadoran villages located in Mehriz County of Yazd Province recalled. Then their underlying environmental values explored with the aid of themselves. Also the environmental friendly built forms, activities and behaviors which have denoted to those values explored. Based on these results, the residents of villages have been addressing the most compatibility and less disruptions’ of the land due to their strong system of values and well understanding of their environment. This has been led them to some creative and compatible developments to capture their hard climate conditions; some more known as Ghanaat and Yakhchal to some other daily friendly behaviors. This research revealed that storytelling could be used to join communities’ environmental values with urban planning choices and it may be set within organizational planning process.
    Keywords: storytelling, Environmental values, Compatible with nature, Mutual learning, Environment friendly behavior, Interpretation
  • Malihe Amini, Atena Naeimi * Pages 235-244
    In this study, potential of garlic leaves powder to biosorption of cadmium from industrial wastewater effluent was investigated. The effects of pH, biomass dose and initial concentration of cadmium on the removal of biosorption and uptake capacity were examined. Range of pH, biomass dose and initial concentration of cadmium were 2-8, 0.1-4 g/l and 50-300 mg/l, respectively. According to results, the most cadmium removal (45.63%) and uptake capacity (6.25 mg/g) were obtained in pH of 5, biomass dose of 0.1 g/l and initial cadmium concentration of 100 mg/l. The use of synthesized chemical adsorbents including cellulose, aldehyde functionalized cellulose, amino functionalized cellulose, acetate cellulose and 2-amino pyridine supported on cellulose also were shown that the percentage of removal of cadmium ions by these synthetic materials were a few percentage higher from garlic leaves powder. But, the lower absorption capacity of these materials indicates the high performance of garlic leaf powder to remove heavy metal ions from aqueous solutions. Therefore, use of garlic leaves powder as a biological biosorption is the appropriate candidate and will reduce about 50% the risk of cadmium contamination in industrial streams.
    Keywords: Garlic leaf, Cellulose, Cadmium, Carthamus tinctorius, Wastewater
  • Naser Koosej *, Hojatollah Jafaritan, Abdolvahed Rahmani, Abdolrahman Patimar, Hosna Gholipour Pages 245-254

    The present study examined the amount of metals such as lead, Nickel, Zink, Copper and Iron in the muscle tissue of shrimp (Metapenaeus affinis) because of their importance in three regions of the Hormozgan province. Sampling was done in three station (Qeshm, Khamir Port and Laft Port) and two seasons, winter and summer. Transported to the laboratory bioassay samples and then samples of muscle tissue was removed. After drying, powder and chemical digestion to determine the concentration of the study were measured by atomic absorption spectrometry. The results obtained for the concentration of metals (Pb, Ni, Zn, Cu and Fe) in muscle of short fish showed that, there were significant differences between stations (Qeshm, Khamir Port and Laft Port) (p<0.05). In both cases in the winter and summer, lead, Nickel, Zink, Copper and Iron concentrations in Qeshm were significantly higher than Khamir Port and Laft Port. Comparison of the metal concentrations in muscle tissue shrimp with standard values showed that the concentrations of lead, Nickel, Zink, Copper and Iron were lower than FAO, WHO and EPA standards. Food risk assessment of case study specie indicates that the consumption of shrimp with the current consumption rate causes no danger to consumers from the viewpoint of lead, Nickel, Zink, Copper and Iron.

    Keywords: Food risk assessment, Metapenaeus affinis, heavy metals, Hormozgan province
  • Alireza Bafandeh Zendeh *, Mina Nasiri Ganjineketab, Nasser Danaye Pages 255-270
    In this research, using system dynamics approach, carbon monoxide pollutant emission is simulated for the time period of 2012-2021. The aim of the present research study is carbon monoxide pollutant emission modeling and evaluation of various sceneries in line with air pollution decrease in Tabriz city. According to the  research literature “energy consumption (fossil fuels )”, “urban and urbanization development”, “traffic load”, “urban population”, “industrial development”, “immigration” and “green spaces” were considered as the key influential  variables in Carbon Monoxide production. The interaction among the variables (i.e. dynamic theory) was shown using causal-loop diagrams and stock-flow plots. Then, with the aid of valid theories in the field of problem literature and elites’ view in the field, causal relations were defined in the form of mathematical functions and finally they were simulated. According to the results of the simulation, about 97% of the air carbon monoxide is related to gasoline consumption. Moreover, results of the sceneries’ evaluation indicated that replacement of EURO 4 gasoline and decreasing ordinary rate of monthly travels, decrease carbon monoxide release in the city, considerably.
    Keywords: Air pollution, Carbon monoxide, system dynamics, Tabriz, Simulation, Environment
  • Gholamabas Fallah Ghalhari, Rasol Savestani, Nasrin Moradimajd * Pages 271-280

    At present, global circulation models are only instrument that simulates global climate change effects for atmospheric elements in large spatial networks. Most famous of these models is SDSM. In this study, using mean data, minimum and maximum daily temperatures of Omidieh and Dezful stations in Khuzestan province were compared with SDSM software until 2099. Results obtained from data of Omidieh include annual observation data of mean temperature of 17.393 and annualized model data average of 15.255, annual observation data of maximum temperature of 35.400 and annualized model data maximum temperature of 45.700, annual observation data of minimum temperature is -2.400 and annualized model is minimum temperature of -6.400, annual standard deviation is 0.098 and annual standard deviation is 1.819 and annual standard deviation of minimum temperature is 0.917. Results obtained from data of Dezful city included annual observational data of 15.300 and average annual data of average temperature of 14.442, annual observation data of maximum temperature of 40.000 and annualized model data, maximum temperature of 39.350, annual observation data of minimum temperature is -13.000, and nnualized model is minimum temperature of -9.850, annual standard deviation is 0.091 and annual standard deviation is 1.459 and annual standard deviation of minimum temperature is 1.682. The simulation of temperature index with HadCM3A2 and B2 models by 2099 was carried out for two stations. The results showed that station's height factor is directly related to model error.

    Keywords: Climate change, Simulation, HadCM3, NCEP, Khuzestan
  • Gholamreza Zehtabian *, Mehdi Jafari, Hassan Ahamadi, Tayebeh Mesbahzadeh, Ali Akbar Noroozi Pages 281-292

    Dust storms and intensive winds are natural events which occur all around the world in arid and semi-arid areas. In the present study, changes in dust events during studied months, seasons and years (2000-2013) for Ardestan synoptic station and their relationship with drought (drought calculation using SPI index) were evaluated.. For this purpose statistics of selected station utilized in 14-years period (2000-2013). Codes extraction related to dust event (06 and 07) and data analysis conducted using MATLAB software and in order to study the changes trend in monthly and annual time series, non-parametric test statistics were calculated and then their significance was evaluated at 95 and 99 percent levels. Results showed that May and spring had highest dust events number compared to other months and seasons. Also, results showed that there was direct relationship between dust event and drought and years having intensive drought resulted to more duct events. Results indicated that in Mann-Kendall procedure, of total 13 data series, annual data series and in San-Estimator method, August had positive significant trend at 1% probability level and in Sen-Estimator method, data series in April and June months had increasing trend at 5% confidence level. Results of spatial analysis of anemometer data using WRplot showed that direction of dominant winds are toward south.

    Keywords: Ardestan, Drought, Dust, Mann-Kendall, Sen-Estimator
  • Mahdi Asadi *, Mokhtar Karami Pages 293-300

    In recent years the phenomenon of dust is one of the most important environmental challenges exist in the Middle East and Iran. Dust storm is a complex process influenced by interactions atmospheric system and basically conditions such as wind speeds, bare soil and dry weather is causing it. Considering the above, in this study to examine the seasonal occurrence of dust in the dust of the data, the total numbers of occurrences in the period 1990 to 2012 were used. As well as to review and zoning temporal and spatial distribution of dust in the region of inverse distance weighting (IDW) in ARCGIS 10.3 software was used. The results showed that the south and southeast, and southwest of the southern half of the country or in other words according to their relative positions, such as Latitude down and to wilderness areas in the region in all seasons with dust. Even in winter, the phenomenon is minimized dust across the country In the South East of the country, including the southern part of Sistan-Baluchistan province with varying intensities there is dust.

    Keywords: Iran, Dust, temporal, spatial distribution, Inverse distance weighting method Geographic information system
  • Mansour Adelpour *, Parviz Rafati Pages 301-311

    Dust is one of the most important sources of air pollution in Dezful city. Due to no enough research and study on physical and chemical characteristics of dust storm in this area, providing a systematic investigation is necessary. In addition of geochemistry of particles Geo- Environmental characteristics of major and trace elements in these particles and their role in environmental pollution is very important. Therefore, the aim of this study was to investigate the physico-chemical properties, size distribution and shape of the falling mineral dusts over Dezful and to identify their origins. The results of XRD studies show that carbonate (Calcite) and silicate (Quartz) minerals are the main minerals in dust of Dezful city. Results of ICP-OES analysis of the dust samples show that the heavy metal concentration such as Zn, Cu, Pb, Cr and Ni are above the natural concentrations. The study of the annual and seasonal changes in meteorological parameters associated with the occurrence of dust storms indicated an agreement between the occurrence of dusty days, temperature and rainfall in summer. The results of this study showed that the likely origin of these particles is of neighboring countries in the south west of Iran and central and western parts of the Khuzestan province.

    Keywords: Dust, Physical, Chemical Characterization, Meteorological parameters, Khuzestan Province, Dezful
  • Navid Kargar Dehbidi *, Mohammad Bakhshoodeh Pages 313-326
    In this study, the effect of fossil and renewable energies on environmental quality were evaluated and compared in two statistical societies (i.e. OPEC and Asian countries without oil reserves) in 1995-2013. According to stationary properties of the variables, the panel cointegration approach was applied to the data. Also, based on the results of Pedroni and Kao cointegration tests, the short-run and long-run relationships were estimated by Error Correction Model (ECM) and Fully Modified Ordinary Least Square (FMOLS), respectively. The results showed that the fossil energy consumption in OPEC countries plays a much higher role in increasing the spread of pollution than in the Asian countries without oil reserves. Conversely, renewable energy use in countries without oil reserves has a greater impact on reducing pollution and improving environment quality than in the OPEC. Also, the results showed that in both statistical societies, an N-shaped relationship exists between per capita gross domestic product and per capita emissions. With the difference that the emission of pollution in OPEC countries decreases with economic growth and in the interval of per capita income. But in countries without oil reserves, pollution emissions are steadily increasing with increasing per capita income and there is no reduction in pollution at any time.
    Keywords: carbon dioxide emissions, Fossil Energy, Renewable Energy, OPEC, Countries without oil reserves
  • Jalil Badamfirooz *, Roya Mousazadeh Pages 327-344
    Valuation of wetlands is an important tool in the hands of environmental managers and decision-makers to justify the general costs of wetland conservation and management activities. Estimating and presenting economic values facilitates the design of sustainable wetland policies and enables the incorporation of wetland economic values into the cost-benefit analysis of development plans. In this study, the total economic value (total of market and non-market values) for all of the six wetland ecosystems under study (namely, “Hamon”, “Shadegan”, “Arjan and Parishan”, “Miankaleh and the Bay of Gorgan”, “Anzali”, and “Bamdej”) was estimated at 258018 billion IRR (8600600000 US$) in the base year of 2016. The total discounted economic value of the studied wetlands (over a 30-year period), at a discount rate of 16.5%, was estimated to be equivalent to 25201579 billion IRR. The share of total economic value (total of market and non-market values) of the studied wetlands from the country’s GDP in 2016, was estimated to be 2.32%. In addition, the average value per hectare of these wetlands was estimated to be 29.6% of the value of global values reported by De Groot et al (2012). By conducting adequate studies on the economic valuation of wetland ecosystems and other types of ecosystems in Iran and achieving national index values, the annual values of ecosystem services is projected to be likely to exceed the total GDP. It would be of the utmost importance to publish the results of this study and offer the research findings to policy-makers and stakeholders, as they would make ware of the economic values of wetlands and shift their efforts towards sustainable management of wetland resources.
    Keywords: Analytical comparison, Economic value, Environmental resources, Wetland, Iran, Global
  • Morteza Soltani *, Niloofar Didari Khamseh Motlagh, Nima Soltani Nejad Pages 345-355
    The aim of this study is explaining customer purchase decision based on image Theory considering the role of environmental values and goals, social responsibility and perceived effectiveness. Customers of disposable containers in Tehran are population of this research. Simple random sampling was used by 200 sample. Structural equation modeling approach by Partial Least Squares and PLS were used to test hypotheses. Results showed that purchase decision making depends on three images (value image, trajectory image and strategic image) and companies producing green products searching new approaches to attract consumers are able to consider these images in their strategies. Besides, results show the effect of environmental values on value image and effect of environmental goals and perceived effectiveness on trajectory image.
    Keywords: Image theory, Purchase decision, social responsibility, Environment values, Environmental goals, Perceived effectiveness