فهرست مطالب

نامه انجمن حشره شناسی ایران - سال سی و نهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال سی و نهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی اصغر سراج*، سوده داودی دهکردی، آرمان آوندفقیه صفحات 227-240

    ترکیبات فرار شیمیایی متصاعد شده از حشرات گیاه خوار و گیاهان آسیب دیده توسط آن ها نقش بسیار مهمی در رفتار جستجوگری زنبورهای انگل واره ایفا می کنند که منجر به تعیین محل دقیق میزبان توسط آن ها می شود. در این مطالعه، پاسخ بویایی زنبور انگل واره  Habrobracon hebetor، به رایحه های لارو شب پره، Helicoverpa armigera Hünber، فضولات لاروی، گیاهان میزبان شامل گوجه فرنگی و سنبله ذرت سالم و آلوده بوسیله بویایی سنج دو طرفه Y در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، زنبورهای انگل واره به طور معنی داری به ترکیبات فرار آزاد شده از لارو سن پنجم  H. armigeraو فضولات آن جلب شدند. همچنین در مقایسه پاسخ زنبورها به لارو سن پنجم H. armigera با گوجه فرنگی آلوده و ذرت آلوده به لارو H. armigera به ترتیب 74/71 و 09/68 درصد از زنبورها بازوی منتهی به لاروسن پنجم میزبان را انتخاب کردند. رایحه های میوه گوجه فرنگی و سنبله ذرت سالم برای زنبور انگل واره H. hebetorجلب کننده نبود. همچنین در پاسخ زنبور به رایحه فضولات لارو که با دو گیاه میزبان متفاوت تغذیه شده بودند، اختلاف معنی داری مشاهده نشد. نتایج بیانگر این است که رایحه فضولات لاروی و لارو سن پنجم شب پره  H. armigera مهم ترین عامل جلب کننده زنبور انگل واره  H. hebetorمی باشند.

    کلیدواژگان: شب پره میوه خوار گوجه فرنگی، بویایی سنج، ترکیبات فرار القایی، کایرومون
  • ابراهیم تامولی طرفی، آرش راسخ*، محمد سعید مصدق، علی رجب پور صفحات 241-254
    شپشک آرد آلود پنبه  Phenacoccus solenopsis Tinsley یکی از آفات مهم و چندین خوار در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری بوده و در سال های اخیر خسارت شدیدی به درختچه های زینتی ختمی چینی جنوب کشور وارد کرده است. در این پژوهش، ترجیح میزبانی زنبور HayatAenasius bambawalei هنگام دسترسی به سنین مختلف پورگی و ماده بالغ شپشک آرد آلود پنبه در شرایط دسترسی انتخابی و غیرانتخابی بررسی شد. همچنین طول دوره رشدی و اندازه بدن زنبور هنگام پرورش روی پوره سن سوم و ماده بالغ مورد مطالعه قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، زنبورهای ماده تمایلی به پارازیته کردن پوره های سن یک شپشک از خود نشان ندادند و همچنین هیچ گونه ظهوری از پوره های پارازیته شده در سن دوم مشاهده نشد. در هر دو شرایط دسترسی انتخابی و غیرانتخابی به پوره سن سوم و شپشک های ماده بالغ، به طور معنی داری شپشک های بالغ بیشتر پارازیته شدند و نسبت جنسی (درصد ماده ها) زنبور روی این سن رشدی در مقایسه با پوره سن سوم بیشتر بود. همچنین طول دوره پیش از بلوغ زنبورهای نر و ماده هنگام پرورش روی ماده های بالغ شپشک طولانی تر از زمانی بود که میزبان در مرحله پوره سن سوم پارازیته شد، اما زنبورهای ظاهر شده از ماده های بالغ در مقایسه با پوره سن سوم، اندازه بزرگتری داشتند. در یک جمع بندی، زنبور A. bambawalei قادر به کنترل قابل قبول سنین بالای رشدی شپشک آرد آلود پنبه بود و امید می رود بتوان از این زنبور به عنوان یک عامل زیستی در کنترل موفق شپشک آرد‍ آلود استفاده نمود.
    کلیدواژگان: ویژگی های زیستی، بوته ختمی چینی، کندزیستا، فعالیت تولیدمثلی
  • فاطمه تابع بردبار*، پرویز شیشه بر، ابراهیم ابراهیمی صفحات 255-270
    زنبور جنس Trichogramma یکی از مهم ترین عوامل مهار زیستی تخم بال پولک داران می باشد. این انگل واره در سرتاسر ایران گسترش دارد. در این مطالعه، اثر سنین مختلف تخم Ephestia kuehniella Zeller بر تعداد تخم های انگلی شده، طول دوره رشد پیش از بلوغ، نسبت جنسی، طول عمر و زادآوری زنبور Trichogramma evanescens Westwood ارزیابی شد. پنج سن تخم شامل 12، 24، 36، 48 و 60 ساعت E. kuehniellaدر اختیار یک ماده evanescens T. جفت گیری کرده با طول عمر کمتر از 24 ساعت قرار داده شد. تعداد تخم های انگلی شده در سنین مورد آزمایش به ترتیب 04/0±40/32، 05/0±80/29، 16/0±93/26، 06/0±83/23 و 04/0±91/18 بود. بر اساس نتایج حاصله، طول دوره رشد پیش از بلوغ، نسبت جنسی، طول عمر و زادآوری زنبور evanescens T. به طور معنی داری تحت تاثیر سن تخم ها قرار گرفت. نتایج نشان داد که نرخ خالص تولیدمثل (R0)، نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r)، نرخ متناهی افزایش جمعیت (λ) با افزایش سن تخم کاهش یافت. بیشترین نرخ ذاتی افزایش جمعیت و نرخ متناهی جمعیت به ترتیب 006/0 ±390/0 (ماده/ ماده/ روز) و 008/0 ± 47/1 (روز) در تخم 12 ساعت بود. نتایج این پژوهش نشان داد که سن تخم میزبان یک عامل موثر روی پراسنجه های رشد جمعیت زنبور evanescens T. است و تخم های E. kuehniella با سن 12 ساعت، مناسب ترین سن برای رشد، تولید مثل و پرورش انبوه زنبور evanescens T. می باشند.
    کلیدواژگان: Trichogramma evanescens، Ephestia kuehniella، سن تخم، جدول زندگی، پرورش انبوه
  • محمدمحسن منتظری، شیلا گلدسته، جلال شیرازی*، الهام صنعتگر، رضا وفایی شوشتری صفحات 271-294
    ویژگی های زیستی زنبورHabrobracon hebetor Say   در دماهای 20، 5/22، 25، 5/27، 30 و 5/32 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 5±65درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی، روی لارو های Galleria mellonella L.  بررسی شد. برای هر دما تعداد 80 تا 250 تخم زنبور به عنوان گروه همزاد پرورش داده شد. دوره جنینی تخم های نر و ماده به ترتیب از 12/4 و 45/3 روز در دمای 20 درجه سلسیوس به  25/1 و 06/1 روز در دمای 5/27 درجه سلسیوس به طور معنی داری کاهش یافت. طول دوره لاروی در 20 درجه سلسیوس، 00/7 و 81/6 روز به ترتیب در لاروهای نر و ماده بود که در 5/32 درجه سلسیوس به کوتاه ترین مقدار و به ترتیب برابر 43/2 و 47/2 روز رسید. طولانی ترین و کوتاه ترین دوره شفیرگی افراد نر و ماده به ترتیب در 20 درجه سلسیوس برابر 12/16 و 27/18 روز و در 5/32 درجه سلسیوس به ترتیب 05/5 و 02/5 روز ثبت شد. بیشترین طول عمر زنبورهای نر و ماده به ترتیب در 20 درجه سلسیوس 83/42 و 44/58 روز و کمترین آن در 5/32 درجه سلسیوس 05/16 و 02/14 روز بود. نرخ سره زادآوری (R0)، نرخ سرشتی افزایش جمعیت (r) و نرخ کرانمند افزایش جمعیت (λ) به ترتیب بین 81/29-98/4 فرد نتاج، 2001/0-0378/0 بر روزو 2065/1-0351/1 بر روز در دماهای 20 و 5/27 درجه سلسیوس به ترتیب به عنوان کمترین و بیشترین مقادیر به دست آمد. طول دوره یک نسل حداکثر 50/42 روز و حداقل 16/15 روز به ترتیب در دماهای 20 تا 5/32 محاسبه شد. زنبور ماده حداقل به 62/2 روز در دمای 5/27 درجه سلسیوس و حداکثر به 18/8 روز در دمای 20 درجه سلسیوس برای شروع تخمگذاری نیاز داشت. با توجه به نتایج و لحاظ اقتصاد تولید انبوه، دمای 5/27 درجه سلسیوس برای پرورش زنبور H. hebetor روی لارو های G. mellonellaمناسب می باشد.
    کلیدواژگان: Habrobracon hebetor، جدول زندگی، پارامترهای رشد جمعیت، دما، Galleria mellonella
  • محمد فاضل حلاجی ثانی، بهرام ناصری*، هوشنگ رفیعی دستجردی، سیروس آقاجانزاده، محمد قدمیاری صفحات 295-309
    بالشتک مرکبات، Pulvinaria aurantii Ckll. مهم ترین شپشک باغ های مرکبات شمال کشور است. اثر کشندگی حشره کش های کلرپایریفوس، استامی پراید، پایری پروکسی فن و پالیزین، به تنهایی و همراه با روغن امولسیون شونده روی پوره های سن یک بالشتک مرکبات مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در شرایط طبیعی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 10 تیمار و 3 تکرار انجام و اثر تیمارها، 1، 7، 14 و 21 روز پس از سمپاشی مقایسه شد. علاوه بر این، اثر حشره کش های یاد شده روی دوره نابالغ و عمر حشره ماده کفشدوزک Cryptolaemus montrouzieri Mulsant بررسی شد. همچنین فعالیت برخی آنزیم های غیرسمی کننده (گلوتاتیون اس-ترانسفراز، آلفا و بتا استراز) در لاروهای سن سوم کفشدوزک مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش ها روی کفشدوزک در شرایط آزمایشگاهی و در دمای 1±26 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±75 درصد و دوره نوری 14 ساعت روشنایی و 10 ساعت تاریکی انجام شدند. تیمارهای استامی پراید، پایری پروکسی فن، پالیزین و کلرپایریفوس همراه با روغن، بیشترین درصد تلفات را در پوره های سن اول بالشتک ایجاد کردند. طولانی ترین زمان تفریخ تخم کفشدوزک (13/8 روز) در تیمار کلرپایریفوس و کوتاه ترین آن در تیمار شاهد (80/4 روز) به دست آمد. بین تیمارهای مورد آزمایش، کوتاه ترین طول عمر حشرات کامل ماده کفشدوزک، در تیمار کلرپایریفوس (50/53 روز) مشاهده شد. کلرپایریفوس باعث بیشترین کاهش فعالیت آلفا استراز و استامی پراید باعث بیشترین کاهش فعالیت گلوتاتیون اس-ترانسفراز در لارو سن سوم کفشدوزک شدند. پالیزین نسبت به سه حشره کش دیگر اثر منفی کمتری روی فعالیت بتا استراز کفشدوزک داشت. نتایج به دست آمده نشان داد که در میان ترکیبات مورد بررسی، پالیزین همراه با روغن ترکیب مناسبی برای کنترل بالشتک مرکبات می باشد.
    کلیدواژگان: آنزیم غیرسمی کننده، پالیزین، تاثیر کشندگی، آفت کش شیمیایی
  • شهرام شاهرخی خانقاه*، شهلا باقری، مسعود امیر معافی صفحات 311-323

    در این پژوهش شته های مزارع جو در منطقه ماهی دشت کرمانشاه شناسایی شدند. همچنین نوع و آماره های پراکنش پهنه ای شته برگ ذرت، Rhopalosiphum maidis مطالعه شد و مدل های نمونه برداری دنباله ای برای پایش آن تهیه شد. برای این منظور آماربرداری های منظم هفتگی در سال های 1395، 1396 و 1397 انجام شد. در هر تاریخ نمونه برداری تعداد 100 بوته به صورت تصادفی بازدید و شته ها برای تشخیص و شمارش به آزمایشگاه منتقل شدند. برای تعیین نوع و آماره های پراکنش پهنه ای از قانون نمایی (Taylor (1961 استفاده شد و مدل های نمونه برداری دنباله ای به روش (Green (1970 تهیه شدند. نتایج این پژوهش فعالیت تغذیه ای پنج گونه از شته ها شامل شته گندم-گل سرخ، Metopolophium dirhodum، شته معمولی گندم، Schizaphia graminum، شته یولاف-گندم، Sitobion avenae، شته برگ ذرت، R. maidis و شته(.)   R. padi را روی جو نشان داد. شته برگ ذرت فراوانی بیشتری در طول فصل داشت و در سال های 1395، 1396 و 1397 به ترتیب 8/93، 2/94 و 2/93 درصد شته های جمع آوری شده را به خود اختصاص داد. در طول سه سال، تراکم جمعیت کمی از 4 گونه دیگر در طول فصل مشاهده شد. نوع پراکنش پهنه ای شته برگ ذرت در مزرعه جو تجمعی (03/0 ± 45/1b =) تعیین شد. اندازه نمونه لازم برای پایش شته برگ ذرت در مدل های با سطح دقت 1/0 و 25/0 در دامنه میانگین جمعیت مشاهده شده در مزرعه جو (32/44 - 02/1 عدد شته در هر ساقه) به ترتیب 524-70 و 84-11 ساقه جو بود. بنابر این مدل نمونه برداری دنباله ای در سطح دقت 1/0 به دلیل اندازه نمونه بزرگ وقت گیر ارزیابی شد، ولی مدل تهیه شده در سطح دقت مدیریت تلفیقی آفات (25/0) برای ردیابی این شته در مزارع جو توصیه می شود.

    کلیدواژگان: شته، پراکنش فضایی، نمونه برداری دنباله ای، نوسانات جمعیت، جو
|
  • Ali Asghar Seraj *, Soudeh Davoudi Dehkordi, Arman Avand Faghih Pages 227-240

    The volatiles emitted by herbivorous insects and herbivore-damaged plants play an important role in foraging behaviour of parasitoids that lead to host location of parasitic wasps. The olfactory response of Habrobracon hebetor (Say) (Hymenoptera: Braconidae) to volatile compounds of larvae and larval faeces of Helicoverpa armigera (Hünber) (Lepidoptera: Noctuidae), corn ear and tomato fruits both infested and un-infested by cotton bollworm was studied using a double sided Y-shaped olfactometer in laboratory conditions. Results showed that parasitoid wasps were significantly more attracted to compounds emitted by larvae and larval faeces of the cotton bollworm. Response of parasitoid wasps to volatiles of larvae in comparison with infested tomato and corn ear indicated that 71.74% and 68.09% of wasps were attracted to odors of host larvae, respectively. Wasps did not show response to the odors released from un-infested tomato fruit and corn ear. There was no significant difference in attraction of parasitoid wasps to faeces of larvae that fed on tomato and corn ear. Our results indicated that volatile compounds produced by fifth instar larvae and larval faeces of H. armigera are important agents for attracting parasitoid wasps.

    Keywords: cotton bollworm, olfactometer, Herbivorous induced plant volatiles, Kairomone
  • Ebrahim Tamoli Torfi, Arash Rasekh *, Mohammad Saeed Mossadegh, Ali Rajabpour Pages 241-254
    The cotton mealybug, Phenacoccus solenopsis Tinsley, is a phytophagous insect with high populations causing serious damage to the Chinese hibiscus shrubs (Hibiscus rosa-sinensis L.) from south of Iran. This research was conducted to determine the host preference of Aenasius bambawalei Hayat when had choice or no-choice access to different stages of cotton mealybug. Moreover, biological characteristics and body size of wasps when reared on third nymphal instar and adult females was studied under laboratory condition. According to the results, female wasps did not parasitize the first nymphal stage. The second nymphal stage was parasitized without any adult wasp emergence. The results revealed that the percentage of mealybug mummified, and sex ratio (% female) was significantly higher when mealybug hosts were parasitized at adult females compared to third nymphal stage, in both choice and no-choice access. The developmental times (days) and body size (hind tibia length and antenna length) of A. bambawalei females and males developing in cotton mealybug adult female was significantly longer than those reared on third nymphal instar. The results indicated the high control ability of A. bambawalei, on the older growth stages of cotton mealybug. It is hoped that this parasitoid wasp can be used as a biological agent to control Ph. solenopsis, on the Chinese hibiscus shrubs, H. rosa-sinensis.
    Keywords: Biological characteristics, Chinese hibiscus shrubs, Koinobiont, Reproductive activity
  • Fatemeh Tabebordbar *, Parviz Shishehbor, Ebrahim Ebrahimi Pages 255-270
    Trichogramma evanescens Westwood is one of the most important biological control agents of lepidopteran pests. This parasitoid is widely distributed throughout Iran. Present study was conducted to assay influence of the age of Ephestia kuehniella Zeller egg on the number of parasitized eggs, developmental time, sex ratio, progeny longevity and fecundity of T. evanescens. Individual mated female parasitoids (E. kuehniella in no-choice experiments. Mean number of parasitized eggs were 32.40 ± 0.04, 29.80 ± 0.05, 26.93 ± 0.16, 23.83 ± 0.06 and 18.91 ± 0.04, respectively. The obtained results showed that different egg ages had a significant effect on the developmental time, sex ratio, progeny longevity and fecundity of the parasitoid wasp. Data analysis demonstrated significant decreasing of net reproductive rate (R0), intrinsic rate of increase (r) and finite rate of increase (λ) with increasing the age of eggs. The highest values for r and λ were 0.390 ± 0.006 day-1 and 1.47 ± 0.008 days, respectively in the eggs with 12h egg. The results of the current study indicated that the egg age is one of the most important factors on life table parameters of T. evanescens and the eggs of E. kuehniella with 12h age are the most suitable eggs for development, reproduction and mass rearing of T. evanescens.
    Keywords: Trichogramma evanescens, Ephestia kuehniella, host eggs age, life table, mass rearing
  • Mohammadmohsen Montazeri, Shila Goldasteh, Jalal Shirazi *, Elham Sanatgar, Reza Vafaeeshushtari Pages 271-294
    Life history attributes of Habrobracon hebetor Say were investigated at six thermal regimes (20, 22.5, 25, 27.5, 30 and 32.5 ºC, 65±5 % RH and a photoperiod of 16:8 h L:D) using Galleria mellonella L. larvae as lab host. About 80-250 fresh eggs of the parasitoid (Cohort) were reared under different thermal treatments. Incubation period of male and female eggs reduced significantly from 4.12 and 3.45 days at 20 ºC to 1.25 and 1.06 days at 27.5 ºC, respectively. Larval development was 7.00 and 6.81days for male and female larvae at 20 ºC and decremented to 2.43 and 2.47 days at 32.5 ºC, respectively. Similarly, the longest and the shortest male and female pupal duration was observed at 20 ºC (16.12 and 18.27 days) and 32.5 ºC (5.05 and 5.02 days), respectively. Adult male and female longevity was longest (42.83 and 58.44 days) at 20 ºC and shortest (16.05 and 14.02 days) at 32.5 ºC, respectively. Population parameters including R0, r, and λ ranged between 4.98-28.81 offspring, 0.0378-0.2001 d-1 and 1.0351-1.2065 d-1, respectively, when temperature increased from 20 to 27.5 ºC, proving about 5 folds enhancement in r. Generation time was 42.50 days at 20 ºC and decreased to 15.16 days at 32.5 ºC, respectively. Female wasp required at least 2.62 days at 27.5 ºC and maximum 8.18 days at 20 ºC to start oviposition. It is concluded that the population characteristics of H. hebetor were statistically superior at 27.5 ºC compared with those in other treatments and considering economy of rearing, 27.5 ºC along with 65±5 and 16:8 L:D h would be the optimum conditions for its propagation on G. mellonella larvae.
    Keywords: Habrobracon hebetor, temperature, life table, biological parameters, Galleria mellonella
  • Mohammd Fazel Hallaji Sani, Bahram Naseri *, Hooshang Rafiee Dastjerdi, Sirous Aghajanzadeh, Mohammad Ghadamyari Pages 295-309
    The orange pulvinaria scale, Pulvinaria aurantii Ckll. is the most important scale of citrus in the northern Iran. The lethal effects of chlorpyrifos, pyripropoxyfen, acetamiprid and palazin, alone and in combination with emulsifying oil, were evaluated on first-instar nymphs of P. aurantii. The experiment was conducted under natural condition in a randomized complete block design with 3 replications and 10 treatments, and treatments effect was compared 1, 7, 14 and 21 days after spraying. Moreover, the effect of these insecticides was investigated on duration of immature stages and female longevity of Cryptolaemus montrouzieri Mulsant. The activity of some detoxification enzymes (alpha-esterase, beta-esterase and glutathion-S-transferase) in third instar larvae was evaluated. The experiments on the ladybird were conducted under laboratory conditions at 26±1ºC, 75±5% RH and a photoperiod of 14:10 (L:D) h. The treatments with acetamiprid + oil, pyripropoxyfen + oil, chlorpyrifos + oil and palazin + oil had the highest mortality on first nymphal instar of the scale. The longest incubation period of C. montrouzieri was in chlorpyrifos treatment (8.13 days), and the shortest was in control (4.80 days). Moreover, among treatments the female longevity of C. montrouzieri was the longest in control (96.60 days), and shortest in chlorpyrifos treatment (53.50 days). Chlorpyriphos and acetamipirid caused the highest reduction in alpha-esterase and glutathion-S-transferase activities of the third larval instar of C. montrouzieri, respectively. Also, palizin had less negative effect on the activity of beta-esterase in comparison with other tested insecticides. The results of this study indicated that among tested compounds, palizin in combination with the oil is a suitable compound to control of the orange pulvinaria scale.
    Keywords: detoxification enzyme, palizin, lethal effect, chemical pesticide
  • Shahram Shahrokhi Khaneghah *, Shahla Bagheri, Masoud Amir Maafi Pages 311-323

    In this research, barley aphids in Mahidasht region of Kermanshah province were identified. Spatial distribution type and statistics for corn leaf aphid, Rhopalosiphum maidis (Fitch) were also studied and sequential sampling models were developed. Regular weekly sampling was carried out in 2015, 2016 and 2017. Each sampling date, 100 tillers were randomly visited and aphids were transferred to the laboratory for counting and identification. Taylor’s power law was used to determine spatial distribution type and statistics and sequential sampling models were developed according to Green (1970). Results revealed feeding of five species of aphids on barley including greenbug, Schizaphia graminum, rose-grain aphid, Metopolophium dirhodum, the English grain aphid, Sitobion avenae,corn leaf aphid, R. maidis and bird cherry-oat aphid, R. padi. Corn leaf aphid was more abundant during the season with 93.8%, 94.2% and 93.2% of aphids collected in 2015, 2016 and 2017, respectively. Low populations density of the other four species was observed every three years. Spatial distribution type of corn leaf aphid in barley field was determined as cumulative (b = 1.45). Sample size required in models with precision levels of 0.1 and 0.25 at mean aphid densities observed in the barley field (1.02 - 44.32 aphids per tiller) was 70 -524 and 11-84 tillers, respectively. In conclusion, sequential sampling model developed at the precision level of 0.1 was evaluated time consuming due to large sample size required, but the model at pest management precision level (0.25) was recommended for monitoring leaf corn aphid in barley fields.

    Keywords: aphid, spatial distribution, Sequential sampling, Population fluctuation, Barley