فهرست مطالب

برنامه ریزی توسعه کالبدی - پیاپی 15 (پاییز 1398)
  • پیاپی 15 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمدالله سجاسی قیداری*، آیدا صدر السادات صفحات 11-30

    مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات توسعه گردشگری در نواحی روستایی و با تاکید بر تغییرات کاربری اراضی انجام شده است؛ زیرا توسعه روزافزون فعالیت های گردشگری به ویژه در روستاهای حاشیه پیرامون شهری، سبب تغییرات کالبدی گسترده ای در روستاهای دارای جاذبه طبیعی شده است. در این مطالعه از روش شناسی توصیفی- تحلیلی با استفاده از شیوه کتابخانه ای و میدانی در جمع آوری داده ها استفاده شده است. داده ها بر اساس شاخص های استخراج شده از ادبیات نظری و تکمیل 356 پرسشنامه محقق ساخته در 10 سکونتگاه روستایی با جاذبه گردشگری شهرستان بینالود انجام گرفته است. روایی پرسشنامه از طریق پانل تخصصی و پایایی آن نیز در مولفه های مختلف از طریق روش آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمونT  تک نمونه ای برای مقایسه میانگین های شاخص ها و مولفه ها، آزمون همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون استفاده شده است. همچنین از مدل اولویت بندی وایکور برای سنجش بیشترین تغییرات کاربری اراضی در نواحی روستایی موردبررسی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که بین حضور گردشگران با مولفه های تغییرات کالبدی، تمایل به تغییر کاربری، تحولات ساختاری-ارتباطی و تحولات اقتصادی در روستاها ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین یافته های رگرسیونی گویای این نکته است که بخش قابل توجهی از متغیر وابسته (تغییرات کاربری) توسط متغیر مستقل (حضور گردشگران) قابل تبیین است و نیز بررسی نتایج رتبه بندی روستاهای مورد مطالعه به لحاظ تاثیرپذیری تغییرات کاربری اراضی از گردشگری نیز بیانگر این است که روستاهای مایان علیا، سفلی و وسطی بیشتر دچار تغییرات کاربری اراضی شده اند.

    کلیدواژگان: توسعه گردشگری، توسعه روستایی، کاربری اراضی، تغیررات کاربردی، شهرستان بینالود
  • اسماعیل صالحی*، شهرزاد فریادی، لعبت زبردست، امید حیدری صفحات 31-47

    تلاش برای به ثبات رساندن خدمات رسانی پارک ها وفضاهای سبز در شهرهایی مانند بندرعباس احتیاج به برنامه ریزی راهبردی کارآمدی دارد. پژوهش حاضر با هدف توسعه راهبردی کالبدی پارک ها وفضاهای سبز شهربندرعباس برای نخستین بار مدل راهبردی Meta-SWOT را در پژوهش های شهری و منطقه ای معرفی کرده است. برای اجرای این پژوهش از روش توصیفی -  تحلیلی استفاده شده است و روش جمع آوری داده ها و تحلیل اطلاعات موردنیاز به صورت اسنادی و میدانی است. برای تدوین راهبردی توسعه و تشریح اهداف، منابع و توانایی ها و عوامل کلان محیطی از تکنیک تحلیلی Meta-SWOT استفاده شده است. بر اساس نتایج، عامل خشکسالی به عنوان بزرگترین مانع کلان محیطی بر سر راه توسعه و مدیریت پارک ها وفضاهای سبز محسوب می شود. در بین عوامل موثر جهت مدیریت و توسعه کالبدی پارک ها وفضاهای سبزدر شهر بندرعباس، مشارکت و همکاری مردم ، وجود زیرساخت های مناسب و وجود نیروی انسانی متخصص و درصدر همه مجاورت با خلیج فارس از بالاترین تناسب راهبردی برخوردار است. از این رو باید به این عوامل توجه ویژه ای کرد، اما وجود کتابخانه و مراکزی مانند باغ گلها وهمچنین، وجود افراد و استادان باتجربه و به نوعی آموزش های تخصصی و فنی به نیروهای مورد نیاز برای حل محدودیت های نیروی انسانی بایستی در صدر اقدامات اجرایی قرار گیرد.  

    کلیدواژگان: برنامه ریزی راهبردی- فضایی، گسترش کالبدی، پارک ها و فضای سبز، تکنیک متاسوات
  • کسری کتاب اللهی، مسعود علیمردانی*، عبدالحمید قنبران صفحات 49-72

    در گذشته یکی از مردمی ترین فضاهای شهری در جامعه ایران، میادین شهری بودند، اما در چند دهه اخیر در بی مهری مطلق به سر می برند. به طوری که امروزه مفهوم اجتماعی میدان، ازمیان رفته و نقش ترافیکی آن اهمیت یافته است. میدان آزادی سنندج نیز یکی از بی شمار مصادیق موجود در ایران است که امروزه  مطلوبیت سابق خود را از دست داده است. هدف اصلی پژوهش دستیابی به فرآیند خلاق توسعه کالبدی میدان های شهری و استفاده از آن در مکان سازی مطالعه موردی است. در این پژوهش چارچوب نظری با استفاده از روش اسنادی بررسی و ضمن گزینش مکان سازی به عنوان رویکرد سازگار با ماهیت میدان، در قالب موارد"معماری شهری؛ منظرسازی سخت و نرم؛ مشوق و محرک؛ فعالیت؛ زیست محیطی" ارائه خواهد شد. این پژوهش از لحاظ روش انجام تحقیق، مشارکتی، تحلیلی است و از نتایج روش ترکیبی براساس"مشاهده گری، پیمایشی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، نظریه گراف (روش گره ویال)، انویمت" جهت ارزیابی مولفه های مکان سازی مطالعه موردی و نیز از تلفیق فرآیند تحلیل سلسله مراتبی با جدول سوآت، و بهره گیری از آن در ماتریس QSPM" جهت اولویت بندی عوامل سوآت و مولفه های مکانسازی استفاده خواهد شد. ضمن ارائه راهبردها، سیاست های و توسعه کالبدی مطالعه موردی و فرآیند خلاق توسعه کالبدی میدان های شهری، مشخص می شود که به ترتیب اهمیت مولفه های منظرسازی؛ مشوق ها؛ فعالیت؛ معماری جداره و زیست محیطی بیشترین تاثیر را در مکان سازی میدان شهری دارند.

    کلیدواژگان: میدان شهری، مولفه های مکان سازی، ماتریس کمی برنامه ریزی راهبردی، میدان آزادی سنندج
  • اصغر نوروزی* صفحات 73-88

    جوامع انسانی در طول تاریخ کماکان با مخاطرات روبرو بوده و همواره اثرات زیان باری را متحمل شده اند. مخاطرات محیطی نه تنها به لحاظ تعداد، بلکه با افزایش تنوع و میزان خسارات به ویژه در نواحی روستایی در حال وقوع اند. ارتباط نزدیک با محیط، محرومیت، عدم آگاهی و آمادگی موجب افزایش آسیب پذیر شدن نواحی روستایی می شود. با این وجود پدیده هایی اجتناب ناپذیر بوده و تنها راه مقابله با آن، مدیریت آنها است. یکی از رویکردهای رویارویی با مخاطرات و بحران های محیطی، تاب آوری است. منطقه مورد مطالعه با قرارگیری در معرض انواع مختلف مخاطرات، در شرایط آسیب پذیری بالایی قرار دارد و سنجش میزان تاب آوری آن ضرورت دارد. این پژوهش از نوع کاربردی و هدف آن بررسی و تبیین میزان تاب آوری سکونتگاه های روستایی در بخش بلداجی از توابع شهرستان بروجن است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. داده های موردنیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی در سطح خانوار گردآوری شده و حجم نمونه طبق فرمول کوکران از جامعه 2276 خانواری، معادل 329 خانوار برآورد شد و پرسشنامه با روش نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که سطح تاب آوری در بعد اجتماعی و کالبدی به ترتیب با میانگین 45/3 و 23/3 در حد «مطلوب»، در بعد اقتصادی با میانگین 01/3 در حد «متوسط» و در بعد مدیریتی با میانگین 85/2 در سطح «نامطلوب» قرار دارد. به علاوه در بین روستاهای مختلف روستای آورگان بالاترین سطح تاب آوری و روستاهای سلطان آباد و علی آباد در پایین ترین سطح قرار دارند. درمجموع نیز وضعیت تاب آوری در 21درصد روستاها «مناسب»، در 50 درصد«متوسط» و در حدود 29درصد«نامناسب» بوده است.

    کلیدواژگان: تاب آوری، روستا، مخاطرات، مخاطرات طبیعی، بخش بلداجی
  • حسین فراهانی*، جمشید عینالی، معصومه مرادی صفحات 89-102

    گردشگری، با توجه به کارکرد های متنوع و نیز توانایی بالا در ایجاد ارتباط با سایر بخش های اقتصادی، توسعه اجتماعی اقتصادی و تغییر سبک زندگی مناطق روستایی مطرح شده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثرات توسعه گردشگری در تغییر سبک زندگی روستا های هدف گردشگری بخش الموت شرقی شهرستان قزوین است. تحقیق حاضر از نوع هدف کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق پنج روستای هدف گردشگری بخش الموت شرقی شهرستان قزوین است. براساس سرشماری سال 1395، مجموع خانوار های ساکن در این روستا ها879 خانوار است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه لازم برای تکمیل پرسشنامه 268 نمونه محاسبه و روایی پرسشنامه از دیدگاه متخصصان بررسی شده است. پایایی متغیر ها از طریق آزمون آلفای کرونباخ 0/86 درصد به دست آمده است. برای تجزیه و تحلیل کمی داده ها آزمون های آماری نظیر  tتک نمونه ای، رگرسیون، و تحلیل واریانس یک طرفه بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که توسعه گردشگری تاثیر مثبتی در تغییرسبک زندگی دارد. مدل برازش رگرسیونی، ضریب تعیین برابر 739/0 بوده که نشان دهنده رابطه مثبت گردشگری بر تغییر سبک زندگی است. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه نشان می دهد روستاهای مسعودآباد (با میانگین 5599/3)،زراباد (با میانگین 4778/3) بیشترین تاثیر و روستای اند (با میانگین6314/2) کمترین تاثیر از توسعه گردشگری دارد

    کلیدواژگان: گردشگری روستایی، سبک زندگی، روستاهای هدف گردشگری، شهرستان قزوین
  • مسعود صفایی پور *، صفیه دامن باغ صفحات 103-122

    بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز نیز به عنوان نخستین هسته شکل گرفته و شهر اهواز، با مشکلاتی چون افول کیفیت کالبدی، مشکلات دسترسی و ترافیکی، تراکم و تمرکز بیش از حد جمعیت به علت ماهیت تجاری آن و سایر عوامل،  همچنین با دارا بودن ارزش های تاریخی به لحاظ داشتن بناهای تاریخی مهم در این محدوده و ارزش های فرهنگی و مهم تر از همه به عنوان قلب تپنده تجاری شهر، بحث مطالعه و برنامه ریزی های درست و با رویکرد پایدار را بیش از پیش طلب می کند. بنابراین، در این پژوهش سعی شد تا از رویکرد بازآفرینی در جهت شناسایی اولویت برنامه ریزی بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز بهره گرفته شود. این پژوهش از لحاظ روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری داده های توصیفی از اسناد کتابخانه ای و برای گردآوری داده های تحلیلی پژوهش به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه از نظرات 40 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی امور شهری اهواز استفاده شده است. جهت تحلیل داده های پژوهش نیز از مدل تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازیFDAHP> و >همچنین رگرسیون خطی در محیط نرم افزارSPSS استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش مشخص شد در وزن گذاری فازی نسبی برای ابعاد پژوهش، مولفه بازآفرینی اقتصادی بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز حائز بیشترین وزن نسبی در این مرحله شده است و بازآفرینی فرهنگی نیز در رتبه دوم قرار دارد. در این مرحله مولفه بازآفرینی زیست محیطی از سوی کارشناسان با اولویت کمتری ارزیابی شده است. بنابراین از نظر کارشناسان شهر اهواز، بازآفرینی اقتصادی دغدغه اصلی برای اقدام به بازآفرینی در این بافت است.

    کلیدواژگان: بازآفرینی شهری، بافت فرسوده مرکزی، شهر اهواز
  • حسن حکمت نیا* صفحات 123-133

    رشد و توسعه شهرنشینی بی رویه تاثیر بسزایی بر تامین نیاز به زمین برای ساخت و سازها و توسعه شهری در نواحی شهری دارد. استفاده گسترده زمین های شهری با کاربری های مسکونی منجر به توسعه افقی درشهرها و افزایش میزان اراضی خالی در درون شهرها موجب رشد سریع حومه گستری شده است. در این راستا، پارادایم توسعه شهری فشرده، رشد هوشمند و استفاده از اراضی خالی در درون شهر برای نیل به پایداری و عدالت اجتماعی و فضایی مطرح می شود. در همین راستا، مقاله حاضر درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از مقوله تراکم شهری، چگونگی توسعه شهری فشرده و گسترده شهر یزد به عنوان یک شهر کویری و خشک را تبیین نماید. برابر بررسی های صورت گرفته طی سالهای 1395-1345، مساحت شهر یزد حدود 5/19 برابر و جمعیت آن 5/6 برابر افزایش یافته است. طی همین سالها، کاهش شدید تراکم ناخالص جمعیتی و فاصله قابل ملاحظه آن با تراکم خالص جمعیتی (6/154)، بیانگر گستردگی بیش از حد شهر و خالی ماندن بیشتر فضاها و غیرفعال سطوح شهری در محدوده شهری یزد است. بررسی مولفه های توسعه میان افزا در شهر یزد نشان می دهد چنانچه طی سال های آینده در این شهر هیچ گونه رشد و توسعه ای در محدوده های بیرونی و اطراف شهر صورت نگیرد و تمامی رشد و گسترش فیزیکی آینده شهر محدود به استفاده از زمین های خالی داخل شهر شود، در25 سال آینده شهر یزد نیاز به افزایش مساحت و وسعت نخواهد داشت و محدوده موجود شهر پاسخگوی نیازهای مسکونی و غیر مسکونی شهروندان خواهد بود.

    کلیدواژگان: توسعه میان افزا، تراکم خالص، تراکم ناخالص، شههر فشرده، شهر گسترده، شهر یزد
  • آزاده سرگزی، مهدیه پژوهان فر* صفحات 135-146

    خانه مبدا و مقصد زندگی انسان است. انسان ها برای کار و فعالیت اجتماعی از آن خارج می شوند و پس از کار و کسب تجربه به خانه باز می گردند ولی امروزه خانه آدمی در بلوک های مسکونی در پشت چند پنجره یکنواخت و هم شکل با دیگران قرار دارد که نه فقط برای میهمان بلکه برای افراد خانواده نیز تشخیص آن از بیرون مشکل است. حس تعلق به مکان رابطه ای عاطفی و پرمعنا بین شخص و مکان است؛ پیوندی احساسی که مردم آن مکان را به عنوان قرارگاهی برای بازگشت بدان ارزشمند بدانند. در حقیقت احساس تعلق به مکان شاخصی است که از طریق آن می توان میزان متمایز بودن آن مکان را برای مردم، نسبت به دیگر مکان ها سنجید. در این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل کالبدی مجتمع های مسکونی بر افزایش احساس تعلق فرد به مکان زندگیش می پردازیم و با استناد به روش توصیفی - تحلیلی، به هدف کاربردی، بر مبنای بررسی های میدانی و به روش پیمایشی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری ساکنان مجتمع های مسکونی شاه بلوط و پردیسان گرگان است و با استفاده از فرمول کوکران 262 نفر از افراد بالای 15 سال به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت تحلیل نتایج از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد "ابعاد و اندازه" و "روابط و چیدمان فضایی" بیشترین میزان تاثیر را بر روی احساس تعلق به مکان داشته اند.

    کلیدواژگان: احساس تعلق به مکان به مکان، عوامل کالبدی، محیط، مجتمع های مسکونی
|
  • Hamdollah Sojasi Qeidari*, Aida Sadrossadat Pages 11-30

    The present study is aimed to investigate the effects of tourism development on land use changes in rural areas. The development of tourism activities results in massive structural change in rural areas with natural attractions. A descriptive-analytical method is adopted by the present study. Based on the literature review, a questionnaire was formulated and completed by 356 villagers in 10 touristy villages of Binaloud county. The validity of questionnaire was confirmed by a panel of experts and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha coefficient. The data were analyzed using SPSS software, including T-test to compare the mean of indices, Pearson correlation and regression model. Also the villages were ranked by Vickor multi-criteria programming method to assess the changes occurred in their land use. Results indicated that there is a significant correlation between the presence of tourists and four components of: 1- physical changes, 2- incentives for more land use changes, 3- structural and communication changes and 4- economic changes in rural areas. The regression results revealed that a considerable part of the dependent variable (land use change) is explained by the independent variable (the tourists). Also, the results of the ranking of the studied villages in terms of the impact of land use changes on tourism indicated that three villages namely: MayanOlia, Mayansofla and Mayanvosta have experienced more land use changes than the others.

    Keywords: Tourism Development, Rural Development, Land Use, Land Use Change, Binaloud County
  • Esmaeil Salehi*, Shahrzad Faryadi, Loba Zebardast, Omid Heydari Pages 31-47

    Stabilizing some services such as parks and green spaces in small towns like Bandar Abbas requires an efficient strategic planning. The purpose of this study was presenting a physical strategy for development of parks and green spaces in Bandar Abbas using Meta-SWOT strategic model. Such a model is applied in urban and regional research for the first time by the present study. Adopting a descriptive-analytical base, a combination of documentary and field methods were applied for data collection and analysis. The Meta-SWOT analytical technique has been used to formulate a strategy for developing and describing goals, resources and capabilities and macro-environmental factors. Based on results, drought is considered as the biggest environmental obstacle for development and management of parks and green spaces. Among the effective factors for managing and physical development of parks and green spaces in Bandar Abbas, the highest strategic suitability relates to some factors including: people's participation and cooperation, the existence of appropriate infrastructure, the presence of expert human resources and at the top of all proximity to the Persian Gulf. Therefore, the particular attention should be paid to the mentioned factors. Also, the existence of a library and attracting centers such as flower garden as well as experienced people like professors who can train and teach required specialized and technical people should be at the top of the executive to solve human resource constraints.

    Keywords: Strategic – Space Planning, Physical Development, Parks, Green Spaces, Meta-SWOT Technique
  • Kasra Ketabollahi, Masoud Alimardani*, Abdolhamid Ghanbaran Pages 49-72

    In the past, squares were one of the most people-oriented urban places in Iranian cities. But in recent decades they have been in utter disarray. Nowadays, the social concept of the square is gone and its traffic role has become more important. Azadi square in Sanandaj is no exception. The main purpose of the present study is to achieve the creative process of physical development in urban squares and its use in case study place-making. A theoretical framework was adopted based on documentary review which showed compatibility of square nature with place-making approach in terms of "urban architecture, hard and soft landscape, motives and incentives, activity, and environment". The applied method of the present study is an analytical-participatory, by which the following techniques are used to assess the components of place-making: observation, survey, GIS, node and mane, Envy-Met. It will also integrate the analytic hierarchical process (AHP) with the SWOT table, and use it in the QSPM matrix to prioritize SWOT factors and place-making components. While presenting strategies, policies and physical development of the case study and the creative process of physical development of the urban squares, it is identified that the importance of landscape, incentives, activity, and architectural components of the building have, respectively, the greatest impacts on the place-making of urban squares.

    Keywords: Urban Uquare, Place- Making Character, QSPM, Physical Development, Azadi Square of Sanandaj
  • Asghar Norouzi* Pages 73-88

    Human societies have historically been at risk and have always suffered harmful effects. Environmental hazards are increasingly occurring with growing diversity and extent of damage, especially in rural areas. Some factors such as closely related to the environment, deprivation, lack of awareness, and preparedness increase the vulnerability of rural areas. However, environmental hazards are inevitable phenomena and their only solution is to deal with and manage them. One of the approaches to dealing with environmental hazards and crises is resilience. The study area of the present study is exposed to different types of hazards and is in high vulnerability condition and it is necessary to measure its resilience. The present study is an applied one and its purpose is to investigate and explain the resilience of rural settlements in Boldaji district of Borujen county. The research method is descriptive-analytical and survey-based. Required data were collected using documentary and surveys at household level. The sample size was estimated to be 329 households according to the Cochran formula of 2276 families. Questionnaires were completed by simple random sampling. The results showed that the mean level of resilience in the social and physical dimensions were 3.45 and 3.23, respectively, considered as "desirable" level, in the economic dimension with a mean of 3.01 was an "average" level, and in the management dimension with a mean of 2.85 was a "undesirable" level. In addition, among the different villages, Avargan has the highest level of resilience and the lowest levels belong to Sultanabad and Aliabad. Overall, the resilience status in 21 percent of the villages was "appropriate", in 50 percent "moderate" and in about 29 percent "inappropriate".

    Keywords: Resilience, Rural Areas, Hazards, Environmental Hazards, Boldaji District
  • Hossein Farahani*, jamshid Einali, Masomeh Mouradi Pages 89-102

    Tourism has been renowned for its diverse functions, high ability to connect with other sectors of the economy, socio-economic development and changing lifestyle of rural areas. The purpose of the present study is to evaluate the effects of tourism development on changing the lifestyle of tourism target villages in eastern Alamut district of Qazvin county. According to the Census of Population and Housing in 2016, the total number of households in these villages is 879. Using Cochran formula, the number of samples needed to complete the questionnaire was 268. The validity of the questionnaire was evaluated by experts. The reliability of the variables was calculated as 0.86% by Cronbach's alpha. Statistical tests such as one-sample t-test, regression, and one-way analysis of variance were used to analyze the data. The results show that tourism development has a positive impact on lifestyle change. According to the regression fitting model, the coefficient of determination was 0.739 indicating a positive relationship between tourism and lifestyle change. The results of one-way analysis of variance showed that two villages namely: Masudabad (with a mean of 3.5599) and Zarabad (with a mean of 3.4778) had received the most impact and Andaj (with a mean of 2.6314) had received the least impact of tourism development.

    Keywords: Rural Tourism, Lifestyle, Tourism Destination Villages, Qazvin County
  • Masoud Safaeepour*, Safiyeh Damanbagh Pages 103-122

    The worn-out central texture of Ahwaz as the city's first core, faces some problems such as physical quality decline, access and traffic problems, overcrowding and population concentration due to its commercial nature and other factors. The existence of important monuments, cultural values, and most importantly the commercial role of this area, necessitates the proper and sustainable approach to study and planning. Therefore, in this study, it was attempted to use the regeneration approach to identify the priority planning of worn-out central tissues of Ahwaz. The present study follows a descriptive-analytical method. To collect the descriptive data a library-documentary method was applied and to collect the analytical data a survey was conducted by which a questionnaire was formulated to collect the opinions of 40 experts in Ahwaz urban planning arena. To analyze the data, the Fuzzy Delphi Hierarchical Analysis model (FDAHP) and linear regression in SPSS software were used. Findings of the present study indicated that in the relative fuzzy weighting for the dimensions of research, the economic regeneration component of the worn-out central fabric of Ahwaz has the highest relative weight at this stage and the cultural regeneration is second. At this stage, the environmental remediation component has been evaluated by experts with less priority. Therefore, according to Ahwaz experts, economic re-creation is the main concern in the worn-out central texture of Ahwaz.

    Keywords: Urban Regeneration, Central Worn-out Texture, Ahwaz City
  • Hasan Hekmatnia* Pages 123-133

    The growth and development of urbanization has a major impact on the supply of land for construction and urban development in urban areas. Widespread use of urban land for residential use has led to the horizontal expansion of cities and the increase in vacant land within cities, which has rapidly expanded the suburbs. In this regard, the paradigm of intensive urban development, smart growth and the use of vacant land within the city to achieve social and spatial stability and equity are presented. The present article aims to explain how the city of Yazd as a desert and arid city is compactly and extensively developed using the concept of urban density. According to the surveys carried out during the years 1966-2016, the area of ​​Yazd city has increased by about 19.5 times and its population has increased by 6.5 times. During these years, the sharp decrease in gross population density and its significant gap with net population density (154.6) indicate that the city is over-stretched and more spaces are left vacant and inactive in Yazd. An examination of the components of development in Yazd shows that if there is no growth in the outer and surrounding areas in the coming years, all future growth and physical expansion of the city will be limited to the use of vacant land. Within the next 25 years, Yazd will not need to increase its area, and the existing area of ​​the city will meet the residential and non-residential needs of its citizens.

    Keywords: Infill Development, Net Density, Gross Density, Compact City, Sprawl City, Yazd City
  • Azadeh Sargazi, Mahdieh Pazhouhanfar* Pages 135-146

    Home is the origin and destination of life for human being. People leave their homes for work and social activities, and then they return to home as soon as they finish their works. But, the man's house is in a residential block behind some of the same-sized windows quiet identical, nowadays. Due to its similarity tothe other houses, such a home is difficult to identify not only for guests but also for family members from outside. The sense of belonging is an emotional and meaningful relationship between the person and the place. Such emotional relationship would persuade people to return to home as a valuable resting place.In fact, the sense of belonging is an indicator by which one can measure the degree to which people are distinct from other places.The present study is a descriptive-analytical-applicable research that investigates the effect of physical factors of residential complexes on increasing the sense of belonging to one's place of residence based on a field study. The sample includes residents of Shahbaloot and Pardisan complexes in Gorgan city. Using Cochran formula, 262 persons were selected as the statistical sample. SPSS software was used for data analysis.Research findings show that "dimensions and size" and "spatial relationships and arrangement" had the greatest impact on the sense of belonging.

    Keywords: Place-Belonging Sense, Physical Factors, Environment, Residential Complexes