فهرست مطالب

یافته های نوین در زمین شناسی - سال پنجم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال پنجم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فرح جلیلی*، مرضیه نطقی مقدم، فاطمه هادوی صفحات 159-174

    در پژوهش کنونی زیست چینه نگاری نهشته های شبه فلیش برش سیلک واقع در شرق بلوک لوت برمبنای نانوفسیل های آهکی بررسی شد. نهشته های مذکور در این برش حدود 420 متر ضخامت دارد و عمدتا شامل واحدهای شیلی، مارنی، ماسه سنگ های آهکی و ماسه سنگ است. از این برش 118 نمونه برداشت شد و به روش اسمیر اسلاید آماده سازی و سپس بر اساس نانوفسیل های آهکی بررسی شد. براساس پژوهش های انجام شده، در نمونه های برداشت شده 34 گونه نانوفسیلی متعلق به 17 جنس با حفظ شدگی متوسط شناسایی و عکس برداری شد. نانوفسیل های آهکی شناسایی شده و زیست زون های تعیین شده نشان گر سن کامپانین پسین تا انتهای ماستریشتین پسین برای نهشته های بررسی شده در برش سیلک هستند. بررسی و مقایسه تعداد گونه های نانوفسیل شناسایی شده و  زیست زون های تعیین شده در سه برش سیلک، سرایان و شوشود در بلوک لوت، نشانگر تنوع گونه ای تقریبا یک سان در این برش ها است. علاوه بر آن تفاوت ضخامت زیست زون ها در برش های بررسی شده، می تواند حاکی از نرخ رسوب گذاری متفاوت در بازه های زمانی مربوط به  هر زیست زون در بخش های مختلف مذکور در شرق حوضه رسوب گذاری بلوک لوت باشد.

    کلیدواژگان: بلوک لوت، زیست چینه نگاری، سیلک، فلیش، کامپانین، ماستریشتین
  • محمد حدادی، محمد وحیدی نیا*، محمد حسین محمودی قرائی، میثم شفیعی اردستانی صفحات 175-198

    در این پژوهش پالیواکولوژی و محیط رسوب گذاری سازند سورگاه دریکی از چاه های میدان نفتی ماله کوه، به ضخامت  82 متر با لیتولوژی سنگ آهک رسی، آهک شیلی بامیان لایه هایی از سنگ آهک بررسی شده است. بر اساس بررسی روزن بران شناور، سن رسوبات مذکور انتهای تورونین میانی تا سانتونین پیشین تعیین شد. با بررسی آماری گروه های مورفوتایپ مربوط به دریاهای برقاره ای (ESF)، فرم های مربوط به آب های کم ژرف (SWF) و فرم های مربوط به مناطق ژرف (DWF) مشخص شد که قسمت اعظم فونای این سازند٬ جزو گروه مورفوتایپی مربوط به آب های مناطق ژرف و نشان دهنده شرایط خاص الیگوتروفی بوده است و هم چنین بالا بودن نسبت روزن بران شناور به کف زی موید رسوب گذاری در آب های نیمه عمیق تا عمیق در این زمان است. با بررسی فراوانی Whiteinella وMuricohedbergella   ، میزان نوسانات شوری در چاه مذکور بررسی شده و در محدوده انتهای تورونین تا ابتدای سانتونین آب دریا کم ترین میزان شوری را دارد. در نهایت 4 ریز رخساره شناسایی شده و بر اساس جای گاه رخساره ای و زیستی روزن بران پلانکتون سازند مزبور در بخش های نیمه عمیق تا عمیق رمپ خارجی تا دریای باز گذاشته شده است.

    کلیدواژگان: میدان نفتی ماله کوه، سازند سورگاه، پالئواکولوژی، ریز رخساره، روزن بران شناور
  • سعیده سنماری* صفحات 199-216

    در مطالعه حاضر 190 متر از رسوبات سازند گورپی در تاقدیس کوه سفید از نقطه نظر نانوفسیل های آهکی مورد بررسی قرارگرفت. در این برش سازند گورپی اساسا از شیل، مارن و سنگ آهک رسی تشکیل شده است. بررسی نانوفسیل های آهکی در این قسمت منجر به تشخیص  21 جنس و 41  گونه شد. بر اساس پراکندگی گونه های شاخص نانوفسیلی، زیست زون های CC25-CC16 تشخیص داده شد که این زون ها با زیست زون های UC12 تا UC20aTP  مطابقت دارد. بر اساس زون های زیستی به دست آمده، بازه زمانی سازند گورپی در این برش از سانتونین میانی/پسین تا اوایل ماسترشتین پسین است.  مطالعه در برش تاقدیس کوه سفید نشان می دهد رسوبگذاری سازند گورپی در سانتونین میانی/پسین آغاز شده و تا اوایل ماسترشتین پسین ادامه داشته است.

    کلیدواژگان: زیست زون، زاگرس، کرتاسه، کوه سفید، نانوفسیل
  • ابراهیم طالع فاضل*، مهین رستمی صفحات 217-234

    کانسار مگنتیت±آپاتیت لکه سیاه در شمال شرق بافق و در زون ساختاری ایران مرکزی قرار دارد. سنگ میزبان کانسار شامل توالی های ضخیم آتشفشانی-رسوبی به سن کامبرین زیرین است که به صورت مجموعه کالدرایی لکه سیاه رخنمون دارد. کانه زایی آهن به صورت عدسی های مگنتیت و هماتیت اغلب همراه کانی های باطله آپاتیت، کوارتز و کلسیت تشکیل شده است. براساس شواهد پتروگرافی میانبارهای سیال، پنج نوع میانبار سیال شامل چندفازی (L+V+S1+S2)، سه فازی (L+V+S)، دوفازی غنی از مایع (L+V)، دوفازی غنی از گاز (V+L) و تک فاز گاز (V)، در کانی های کوارتز و آپاتیت کانسار لکه سیاه شناسایی شد. میانبارهای سه فازی فراوان ترین نوع میانبارها هستند که دمای همگن شدن برای کوارتز بین 123 تا°C  530 (متوسط C° 344) و در آپاتیت بین 175 تا °C 420 (متوسط C° 385)، بدست آمد. همچنین، تغییرات شوری در میزبان کوارتز بین 30 تا 58 درصد وزنی معادل نمک (متوسط 40 درصد وزنی) و در آپاتیت بین 34 تا 53 درصد وزنی معادل نمک (متوسط 6/41 درصد وزنی)، را نشان می دهد. فشار محاسبه شده در سیستم H2O-NaCl، بین 10 تا 500 بار و معادل عمق 3/0 تا 5/1 کیلومتری، بدست آمد. مقادیر δ18Owater در تعادل با کوارتز بین 5/7 تا 11 درهزار است که نشان دهنده سیال با خاستگاه ماگمایی است. براساس تغییرات وسیع دمای همگن شدن نهایی و شوری و نیز همبستگی مثبت آنها در میانبارهای سیال، اختلاط سیال ماگمایی دما و شوری بالا با سیال سرد با شوری کم (مشابه سیال جوی)، از عوامل موثر در رخداد کانسار لکه سیاه است.

    کلیدواژگان: مگنتیت±آپاتیت، توالی آتشفشانی-رسوبی، ایزوتوپ اکسیژن، مجموعه کالدرایی لکه سیاه، بافق
  • گلناز عباسی*، علی سلگی، محسن پورکرمانی، حسین معتمدی، علیرضا فرخ نیا صفحات 235-248

    در این مطالعه از خطوط لرزه ای، اطلاعات چاه های اکتشافی و مشاهدات صحرایی به منظور توصیف هندسه ساختاری زیر سطحی و تاریخچه زمین شناسی دو حوضه رسوبی واقع در بخش شمالی حوضه ایران مرکزی (حوضه های رسوبی حوض سلطان و زاویه)، در بازه زمانی الیگوسن پسین - پلیوسن بهره گرفته شده است. در حوضه رسوبی حوض سلطان، ضخامت سازند قم و بخش زیرین سازند قرمز بالایی توسط دو گسل عادی دوباره فعال شده یعنی گسل های جنوب مره کوه و حوض سلطان کنترل شده است. از سوی دیگر در ناحیه مره کوه، تغییر رخساره مشخصی در توالی رسوبی میوسن پیشین، از فرادیواره تا فرودیواره گسل معکوس شمال مره کوه وجود دارد. این روند تغییرات از رسوبات کربناته سازند قم (در فرادیواره) به رسوبات غالبا تخریبی سازند قرمز بالایی (در فرودیواره) مشخص می کند که گسل شمال مره کوه یک گسل عادی بوده است که بعد ها دچار فعالیت مجدد شده است. در حوضه رسوبی زاویه، توالی الیگوسن - میوسن پیشین به سمت مرزهای شمالی و جنوبی حوضه نازک شده و بازتاب دهنده های لرزه ای بخش زیرین توالی، الگوی  پیشرونده (onlap) را  با دیواره حوضه نشان می دهند. پدیده ای که نشان می دهد رسوبات بر روی سطح ناهموار و شیب دار دیواره حوضه نهشته شده است. از زمان میوسن میانی (یا در میوسن پسین) رخداد یک فاز دگرریختی فشارشی موجب چین خوردگی و گسلش توالی سنگی حوضه های حوض سلطان و زاویه گردید. رسوبگذاری بخش بالایی سازند قرمز بالایی و واحد پلیوسن همزمان با این دگرریختی است.

    کلیدواژگان: حوضه رسوبی ایران مرکزی، حوضه حوض سلطان، حوضه زاویه، مره کوه، سازند قم
  • محمدرضا قاسمپور، ناهید شبانیان*، علیرضا داودیان، حسام معین زاده صفحات 249-274

    سنگ های گابرو دیوریتی منطقه حرجند در شمال شرق کرمان و در بلوک پشت بادام از خرده قاره ایران مرکزی به درون واحدهای رسوبی سری دسو با سن پرکامبرین-کامبرین نفوذ کرده اند. کانی های اصلی این سنگ ها شامل آمفیبول، پیروکسن و پلاژیوکلاز می شود و بافت های گرانولار و پوئی کلیتیک در آنها غالب هستند. بررسی شیمی کانی ها نشان می دهد ترکیب کلینوپیروکسن های این سنگ ها از انواع دیوپسید و اوژیت است. پلاژیوکلازها گستره ترکیب شیمیایی بیتونیت (An75.2Ab23.8Or1.1) تا آندزین (An40.2Ab55.9Or3.9) دارند. آمفیبول موجود در این سنگ ها ماگمایی و کلسیمی و دارای ترکیب شیمیایی مگنزیوهاستنگزیت است. دماسنجی با استفاده از روش میزان تیتانیوم در ترکیب آمفیبول، میانگین دمای تبلور حدود 769 تا 889 درجه سانتی گراد نشان می دهد. همچنین براساس زمین دماسنجی جفت کانی آمفیبول-پلاژیوکلاز همزیست، دمای بین 793 تا 896 درجه سانتی گراد برای تبلور این دو کانی تعیین شده است. نتایج بدست آمده از زمین فشارسنجی نشان از تبلور بلورهای آمفیبول در فشار حدود 3/6 تا 8/8 کیلوبار که معادل با عمقی در حدود 23 تا 30 کیلومتری زمین است. بررسی های شیمی کانی ها بیانگر تشکیل این سنگ ها از ماگمایی با سرشت آلکالن تا ساب آلکالن و مرتبط با جایگاه زمین ساختی درون صفحه ای است.

    کلیدواژگان: گابرو-دیوریت، شیمی کانی. دمافشارسنجی، آمفیبول، حرجند، کرمان
  • زهرا گلی، قدرت ترابی*، حسنا ملکی صفحات 275-292

    در منطقه دستگردو- ملا احمد (شرق اصفهان)، که قسمتی از بخش میانی نوار ماگمایی ارومیه -دختر محسوب می شود، برونزدهای خوبی از سنگ های آتشفشانی ایوسن دیده می شود. زون ارومیه -دختر در این منطقه دارای پهنای حداکثر 13 کیلومتر است که از کم پهناترین بخش های این نوار ماگمایی محسوب می شود. سنگ های ایوسن در این منطقه شامل تناوبی از گدازه ها (تراکیت، داسیت، آندزیت، بازالت آندزیتی، بازالت) و سنگ های پیروکلاستیک (لیتیک توف، توف برشی و ایگنیمبریت) است که به وسیه گرانودیوریت های با سن الیگوسن قطع شده اند. آندزیت ها بیش ترین حجم را به خود اختصاص داده و دارای رخنمون خوبی هستند. کانی های اصلی تشکیل دهنده آندزیت ها شامل کلینوپیروکسن (اوژیت)، ارتوپیروکسن (انستاتیت)، پلاژیوکلاز (آندزین تا بیتونیت)، آمفیبول (هورنبلند منیزیم دار)، بیوتیت، کوارتز، مگنتیت، ایلمنیت و اسفن است. کانی های ثانویه حاصل دگرسانی نیز شامل الیوین کلریتی شده، مالاکیت، کلریت، کلسیت، اپیدوت، اکتینولیت، آلبیت و مونت موریلونیت هستند. نتایج تجزیه های شیمیایی سنگ های آتشفشانی منطقه دستگردو- ملا احمد بیان گر طیف وسیع SiO2 (4/50 تا 5/65 درصد وزنی) و سرشت ماگمایی کالک آلکالن این سنگ ها است. مقدار عناصر نادر خاکی سبک (LREE) در این سنگ ها بیش از عناصر نادر خاکی سنگین (HREE) است و Eu آنومالی منفی واضحی دارد. با توجه به شیمی این سنگ ها و افقی بودن HREEها، سنگ منشا مذاب سازنده این سنگ ها را می توان یک اسپینل لرزولیت دانست. بررسی های پتروگرافی، شیمی کانی ها و نمونه های سنگ کل نشان می دهد که این سنگ ها طی فرآیندی یک سان ایجاد شده اند و در تشکیل آن ها آلایش و اختلاط ماگمایی نیز موثر بوده است. با توجه به بررسی های صحرایی، پتروگرافی و ژیوشیمی سنگ های آتشفشانی منطقه دستگردو-ملا احمد، محیط زمین ساختی تشکیل آن ها را می توان یک قوس آتشفشانی در نظر گرفت که در اثر فرورانش نیوتتیس به زیر ایران مرکزی به وجود آمده است.

    کلیدواژگان: سنگ های آتشفشانی ائوسن، آندزیت، کالک آلکالن، نوار ماگمایی ارومیه -دختر، ملا احمد، دستگردو
  • مرضیه ویس کرمی*، محمود صادقیان، پیام شاهولی کوه شوری، حبیب الله قاسمی، مینگو ژای صفحات 293-314

    مجموعه پی سنگی دگرگونی- آذرین ماجراد به سن نئوپروتروزوئیک پایانی با روند شمال خاوری- جنوب باختری، در 150 کیلومتری جنوب خاوری شاهرود و در حاشیه شمالی پهنه ساختاری ایران مرکزی قرار دارد. همانند دیگر مجموعه های پی سنگی جنوب خاوری شاهرود، در شمال تنگه ماجراد، این مجموعه نیز توسط چند توده نفوذی گابرودیوریتی کوچک مقیاس و تعدادی دایک دیابازی قطع شده است. در این توده های گابرودیوریتی، شواهد صحرایی تفریق یافتگی از گابرو تا تونالیت مشاهده شده است. این گابرودیوریت ها بافت های دانه ای، افیتی، ساب افیتی و پوئی کیلیتی را نشان می دهند و از کلینوپیروکسن اوژیتی، هورنبلند سبز، پلاژیوکلاز و بیوتیت (به عنوان کانیهای اصلی) تشکیل شده اند. ماگمای سازنده این سنگ ها دارای ماهیت کالکو آلکالن بوده، از عناصر سنگ دوست بزرگ یون (LILEs) و عناصر خاکی نادر سبک (LREEs) غنی شدگی و از عناصر با قدرت میدانی بالا (HFSEs) و عناصر خاکی نادر سنگین (HREEs)  تهی شدگی نشان می دهند. برای اولین بار سن سنجی انجام شده به روش U-Pb بر روی زیرکن های استخراج شده از گابرودیوریت های مورد نظر، میانگین سنی پیرامون 166 میلیون سال (معادل با ژوراسیک میانی) برای تشکیل آنها ارئه کرده است. این ماگماها، از ذوب بخشی یک منبع گوشته ای زیرقاره ای متاسوماتیسم شده با ماهیت اولیه اسپینل لرزولیتی در یک محیط کششی درون قاره ای پشت کمانی واقع برروی زون فرورانش حوضه نئوتتیس زاگرس در لبه شمالی پهنه ساختاری ایران مرکزی در زمان ژوراسیک میانی ایجاد شده اند.

    کلیدواژگان: گابرودیوریت، ژوراسیک میانی، نئوتتیس، ماجراد، شاهرود
  • مهدی یوسفی*، سید مرتضی موسوی، محمد مهدی خطیب صفحات 315-328

    راندگی رگ سفید از سری گسل های پی سنگی کششی می باشد که در طی بازشدگی اقیانوس نئوتتیس در پرمین-تریاس با امتداد شمال باختر-جنوب خاور ایجاد شده است. پس از برخورد ورقه های ایران و عربی، فاز نهایی چین خوردگی وابسته به وارونگی این گسل در پلیوسن، منجر به برخاستگی تاقدیس رگ سفید شده است. نرخ وارونگی تکتونیکی محاسبه شده بر روی مقاطع لرزه نگاری بازتابی گسل رگ سفید (Ri= 0.75)، مقادیر بالایی وارونگی در راستای این گسل را نشان می دهد. با توجه به مقدار بالای نرخ وارونگی، شیب زیاد گسل وارون رگ سفید، هندسه ظاهری و تاریخچه تکاملی در پیش بوم زاگرس، راندگی کوچک با عمق جدایشی کمتر در یال جنوبی تاقدیس زاغه را می توان به عنوان راندگی میان بر فرودیواره و شاخه ای از راندگی بزرگ رگ سفید در نظر گرفت که به جهت انتقال دگرریختی در فرودیواره گسل رگ سفید توسعه پیدا کرده است.

    کلیدواژگان: وارونگی تکتونیکی، مقطع لرزه ای، گسل رگ سفید، تاقدیس زاغه
|
  • Farah Jalili*, Marziyeh Notghi Moghaddam, Farah Hadavi Pages 159-174

    In the present research biostratigraphy of the filyschoid deposits of the Silak section located at the eastern margin of Lut Block based on calcareous nannofossils was investigated. These deposits are about 420 m thick, and mainly contain shale, marl, calcareous sandstone and sandstone. From this section 118 samples were taken and prepared with smear slide method and then samples studied based on calcareous nannofossils. On the basis of the studied samples, 34 nannofossil species belong to 17 genera with medium preservation were identified and photographed. Based on the identified calcareous nannofossils, CC21 - CC26 biozones of Sissingh [24] in the section were determined. Determined biozones represent the late Campanian to the end of late Maastrichtian age for the investigated deposits in the Silak section. Study and comparison of the number of identified nannofossil species and determined biozones in the three sections: Silak, Sarayan and Shushud in the Lut Block show relatively same diversity of the species. However, species have better preservation in Sarayan section. In addition, difference in the biozones thickness in the studied sections may indicate a different sedimentation rate in the time interval of each biozones in different parts of the east of the Lut Block sedimentary basin.

    Keywords: Lut Block, Biostratigraphy, Silak, Filysch, Campanian, Maastrichtian
  • Mohamad Hadadi, Mohamad Vahidinia*, Mohamad Hosein Mahmudy Gharaie, Meysam Shafiee Ardestani Pages 175-198

    In this research, paleoecology and depositional environment of Surgah Formation at the Maleh Kuh section have been investigated. The thickness of Surgah Formation is 82 meters and consists of argillaceous limestone, calcareous shales with intercalated limestones. Based on the planktonic foraminifera, the age of Surgah Formation at the study area is late middle Turonian to Early Santonian. Statistical studies of the morphotype groups of Epicantinental Sea Forms (ESF), Shallow Water Forms (SWF) and Deep Water Forms (DWF) show that these foraminifera are related to DWF, which indicate specific condition of oligotrophic. Also high planktonic/benthic foraminifera ratio confirms the semi deep to deep marine condition of sedimentary environment. The salinity as an ecological parameter in the section was changed to very low amount at the Late Turonian-Early Santonian based on abundance of Muricohedbergella and Whiteinella. Finally, four mirofacies have been identified based on stratigraphic and biostratigraphy position of planktonic foraminifera which formed in the semi deep to deep open marine. This microfacies belongs to the outer ramp of a carbonate platform.

    Keywords: Maleh Kuh Oil Field, Surgah Formation, Paleoecology, Microfacies, Planktonic Foraminifera
  • Saeedeh Senemari* Pages 199-216

    The Gurpi Formation with a thickness of 190 m at the Kouh-e sefid anticline is investigated with regard to the calcareous nannofossils. In this section, Gurpi Formation is mainly consists of shale, marls and argillaceous limestones. As a result of this study, 21 genera and 41 species of calcareous nannofossil have been recognized. Based on distribution of index species calcareous nannofossils bio zones of have been recognized, including CC16-CC25 biozones, that corresponding to UC12-UC20aTP. According to the identified biozones, the age of the Gurpi Formation in this section is middle/late Santonian to early late Maastrichtian. The study in the Kouh-e sefid anticline, show that the sedimentation of Gurpi Formation has been started at the middle/late Santonian and to continue to the early late Maastrichtian.

    Keywords: Bio zones, Zagros, Cretaceous, Kouh-e sefid, Nannofossils
  • Ebrahim Tale Fazel*, Mahin Rostami Pages 217-234

    The Lake Siah magnetite ± apatite deposit is situated in the northeastern of Bafq and Central Iran tectonic zone. The host rock of deposit is composed from lower Cambrian volcano-sedimentary sequence that has exposed as caldera complex. The iron mineralization is as massive ore and includes magnetite and hematite which form with apatite, quartz and calcite gangue minerals. Based on fluid inclusions petrography in quartz and apatite, at least five types of fluid inclusions are recognized including, multi-phase solid bearing (L+V+S1+S2), three phase solid bearing (L+V+S), liquid-rich two phase (L+V), vapor-rich two phase (V+L) and monophase vapor (V(. The three phase fluid inclusions are the most abundant of fluid inclusions type and indicate homogenization temperature between 123 to 530°C (avg. 344°C) and salinity content 30 to 58 wt% NaCl equiv. (avg. 40.60 wt% NaCl equiv.). Three phase fluid inclusions in the apatite are characterized by homogenization temperature between 175 to 420°C (avg. 385°C) and salinity between 34 to 53 wt% NaCl equiv. (avg. 41.58 wt% NaCl equiv.). Calculated pressure on the basis of microthermometric measurements on fluid inclusions in the H2O-NaCl system is calculated between 10 to 500 bar which is corresponding with depth between 0.5 to 1.5 km. The values δ18O of fluid in equilibrium with quartz is 7.5 to 11 ‰ which indicated magmatic waters origin. According to wide range of fluid inclusion homogenization temperature and salinity accompanied with positive correlation between salinity and homogenization temperature of fluid inclusions, mixing of hot and high salinity fluid with cold and low salinity water (similar to meteoric waters) is main factor for occurrence of the Lake Siah deposit.

    Keywords: magnetite±apatite, lower Cambrian volcano-sedimentary, caldera complex, Lake Siah, Bafq
  • Golnaz Abbasi*, Ali Solgi, Mohsen Pour Kermai, Hossein Motamedi, Alireza Farrokhnia Pages 235-248

    We used 2D seismic profiles, well data and field observation to describe the sub- surface structural styles and geological history of two basins in the northern part of Central Iran Basin (the Howz Soltan and Zavieh basins) from Late Oligocene to Pliocene. Two basin- bounding faults with normal- slip component, the South Moreh Kuh Fault (SMF) and the Howz Soltan Fault (HSF), controlled the thickness of Qom Formation and lower part of Upper Red Formation (URF) in the Howz Soltan basin, particularly during the Early Miocene to early- Middle Miocene. In the Moreh Kuh area, there is also a facies change within the Early Miocene succession from the hanging wall to the footwall of a south- dipping inverted normal fault, the North Moreh Kuh Fault (NMF). The change from carbonated deposits of the Qom Formation (in the hanging wall) to clastic dominated URF (in the foot wall) indicates that the NMF had been a normal fault which was subsequently subjected to inversion. In the Zavieh basin, the Oligocene- Early Miocene succession thins onto the basin margins. The lower part of this interval shows an onlap from the north towards the basin margin. This could be an indication that the basin wall had been slightly inclined prior to the marine transgression. Since the Middle Miocene and/or Late Miocene, the initiation of a regional compressional phase resulted in folding and reverse faulting in the Zavieh and Howz Soltan basins. The deposition of upper URF and Pliocene units was simultaneous with this stage.

    Keywords: Central Iran Basin, Howz Soltan basin, Zavieh basin, Moreh Kuh, Qom Formation
  • Mohammad Reza Ghasempour, Nahid Shabanian*, Alireza Davoudian, Hesam Moeinzadeh Pages 249-274

    Gabbroic-dioritic rocks of Hurjand area northeast of Kerman within the Posht-e-Badam block of the Central Iran microcontinent have intruded into the Precambrian-Cambrian sedimentary units of Desu Series. Amphibole, pyroxenes and plagioclase are the main minerals of these rocks. Also, granular and poikilitic are dominant textures of these rocks. Mineral chemistry studies show that clinopyroxene composition is augite and diopside. The plagioclase has a range of chemical composition from bytownite (An75.2Ab23.8Or1.1) to andesine (An40.2Ab55.9Or3.9). Amphibole crystals present in these rocks are calcic and magmatic types with chemical composition of magnesio-hastingsite. Thermometry by utilizing of Ti content in amphibole composition shows range of crystallization temperatures from 769 to 889°C. Also, based on coexisting amphibole-plagioclase pair geothermometry, shows the temperature ranges from 793 to 896°C for crystallization temperatures these two minerals. Results of the geobarometry show that amphibole crystals formed at pressure of about 6.3 to 8.8 kbar, equivalent to the depth of 23 to 30 km. Mineral chemistry studies indicate the formation of these rocks from magma of alkaline to sub-alkaline nature related to intra-plate tectonic setting.

    Keywords: Gabbro-Diorite, Mineral chemistry, Geothermobarometry, Amphibole, Hurjand, Kerman
  • Zahra Goli, Ghodrat Torabi*, Hosna Maleki Pages 275-292

    The Eocene volcanic rocks are exposed in Dastgerdo and Molla Ahmad areas (East of Isfahan province); the middle part of Urumieh - Dokhtar magmatic arc (UDMA). In this area, the UDMA width is about 13 kilometers which is one of its narrowest parts. These Eocene rocks consist of lava (trachyte, dacite, andesite, basaltic andesite and basalt) and pyroclastic rocks (littic tuff, tuff breccia and ignimbrite) which cross cut by Oligocene granodiorites. Andesites are the predominant rock unit with good outcrops. The main rock- forming minerals of andesites are clinopyroxene (augite), orthopyroxene (enstatite), plagioclase (andesine to bytonite), amphibole (magnesian hornblande), biotite, quartz, magnetite, ilmenite and sphene. Secondary minerals which are produced by alteration are chloritized olivine, malachite, chlorite, calcite, epidote, actinolite, albite and montmorillonite. The geochemistry of volcanic rocks show that the volcanic rocks of Dastgerdo to Molla Ahmad areas have a wide range of SiO2 (50.4 to 65.5 wt%) and belong to the calc-alkaline magmatic series. These rocks are more enriched in light rare earth elements (LREEs) than the heavy rare earth elements (HREEs) and represent evident negative anomaly of Eu. Whole rock chemistry and horizontal pattern of HREEs reveal that the spinel lherzolite is the source rock. Petrography and geochemistry of minerals and whole rock samples indicate that the studied andesites are formed by the same petrogenetic processes and are affected by magma mixing and contamination during crystallization. The field, petrography and geochemical data show that Dastgerdo to Molla Ahmad volcanic rocks belong to volcanic arc tectonic setting and are formed by subduction of Neothetys oceanic crust beneath the Central Iran.

    Keywords: Eocene volcanic rocks_Andesite_Calcalkaline_Urumieh - Dokhtar magmatic arc_Molla Ahmad_Dastgerdo
  • Marzieh Veiskarami*, Mahmoud Sadeghian, Payam Payam Shahvali Kohshori, Habibollah Ghasemi, Minggou Zhai Pages 293-314

    Late Neoproterozoic Majerad basementic igneous - metamorphic complex with NE-SW trend located in the 150 Km southeast Shahrood and north edge of the central Iran structural zone. Same as the other basementic complex of southeast of Shahroud, in the north of Majerad pass, this complex crosscut by several small scale gabrrodioritic intrusions and numerous diabasic dikes. In these gabrodiorite intrusions observed field evidences of fractionation from gabbro to tonalite. These gabrrodiorits show granular, ophitic, subophitic and poikilitc textures and composed of augitic clinopyroxene, green hornblende, plagioclase and biotite (as an essential minerals). Magma forming of these rocks have calc-alkaline nature, and enriched in large ion lithophile elements (LILEs) and also light rare earth elements (LREEs) and depleted in high field strength elements (HFSEs) and heavy rare earth elements (HREEs). For the first time carried out U-Pb age dating on zircons extracted from the mentioned gabbrodiorites, represented an average age around 166 million years  ago (equivalent to middle Jurassic) for their formation. These magmas originated from the partial melting of the metasomatized subcontinental lithosoheric mantle source with spinel- lherzolithic primary nature in an extensional intracontinental back arc basin tectonic setting located on the subduction zone of the Zagros neothetyan basin on the northern edge of central Iran structural zone during the middle Jurassic period.

    Keywords: gabrrodiorite, middle Jurassic, neothetys, Majerad, Shahroud
  • Mehdi Yousefi*, Seyed Morteza Moussavi, Mohammad Mehdi Khatib Pages 315-328

    The northwest-southeast Rag sefid thrust is a seriesof the tensile faults formed during the opening of the Neo-Tethys Ocean in the Permian Triassic. After the collisions of Iranian and Arabic sheets, the final phase of the inversion-related folding of this fault in the Pliocene, has led to the rise of the Rag sefid anticline. The Tectonic inversion rate calculated on the seismic reflection sections of the Rag sefid fault (Ri = 0.75) shows the high inversion values along this fault. Considering the high rate of inversion, high angle Rag sefid inverted fault dip, apparent geometry and evolutionary history in the Zagros foreland, the small thrust fault with a lower separation depth in the southern limb of the Zahge anticline can be considered as a shortcut thrust and also a branch of the Rag sefid thrust that has developed for the deformation transfer in the footwall of the Rag sefid fault.

    Keywords: Tectonic inversion, Seismic Section, Rag sefid fault, Zahge anticline