فهرست مطالب

دامپزشکی ایران - پیاپی 65 (زمستان 1398)
  • پیاپی 65 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اشکان اژدری*، مسعود قربانپور، رحیم پیغان، مینا آهنگرزاده، مریم میر بخش صفحات 5-14
    ویبریو هاروی به عنوان بخشی از فلور روده ی ماهیان دریایی گوشتخوار، یکی از عوامل اصلی ایجاد بیماری ویبریوز ماهی باس دریایی آسیایی در بسیاری از مزارع پرورش در قفس در دنیا محسوب می شود.  هدف از این مطالعه، بررسی نقش این باکتری در تلفات ماهی باس دریایی آسیایی در مناطق جنوبی کشور بود.  در این مطالعه در بررسی 11 مورد تلفات ماهی باس دریایی آسیایی پرورشی، تعداد 110 قطعه ماهی (80 قطعه ماهی بیمار و تعداد 30 قطعه ماهی به ظاهر سالم) از مزارع استان های جنوبی کشور (خوزستان، بوشهر و هرمزگان) نمونه برداری و کشت باکتریایی از اندام های داخلی آن ها انجام گردید.  باکتری های جدا شده از نظر ویژگی های بیوشیمایی و ملکولی (با پرایمرهای اختصاصی جنس و گونه) مورد بررسی قرار گرفتند.  9 مورد از تلفات (81/81 درصد)، عامل بیماری، جنس ویبریو (Vibrio sp.)تشخیص داده شد.  نتایج نشان داد در ماهیان دارای علایم ویبریوز، در 76/70 درصد موارد، باکتری جدا شده، ویبریو هاروی بوده است.  در همچنین در بررسی فصلی میزان شیوع ویبریو هاروی، تلفات ناشی از ویبریوز و بیش ترین میزان شیوع آلودگی به این باکتری در فصل بهار مشاهده شد.  آزمایش سنجش حساسیت ضد میکروبی 46 جدایه ویبریو هاروی جدا شده نیز بررسی گردید.  نتایج این مطالعه نشان دهنده ی نقش قابل توجه ویبریو هاروی در تلفات ناشی از ویبریوز در مزارع پرورش ماهی باس دریایی آسیایی در استان های جنوبی است.  این نتایج به منظور پیش گیری (مدیریت بهداشتی و واکسیناسیون) و درمان موثر بیماری ویبریوز در پروش ماهی باس دریایی آسیایی اهمیت زیادی دارد.
    کلیدواژگان: ویبریو هاروی، باس دریایی آسیایی، پرورش در قفس، ویبریوز، PCR
  • مسیب امیری*، غلامعلی جلودار، سعید نظیفی صفحات 15-23

    این پژوهش جهت بررسی اثر عصاره ی پیاز بر پروفایل لیپیدی سرم، متابولیت های خون و عملکرد تولیدی بره های شیرخوار انجام گرفت.  برای انجام این آزمایش از 18 راس بره شیرخوار ترکی قشقایی در سن 30 روزگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 گروه 6 راسی به مدت 60 روز استفاده شد.گروه های آزمایشی شامل: 1) جیره ی پایه بدون افزودن عصاره ی پیاز+ شیر گوسفند، 2) جیره ی پایه حاوی  mg/kg150 عصاره ی پیاز+ شیر گوسفند، 3) جیره ی پایه حاوی mg/kg250 عصاره ی پیاز+شیر گوسفند، برای هر راس بره بودند.وزن کشی به صورت هفتگی و خوراک مصرفی به طور روزانه اندازه گیری شد.  تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SAS و رویه ی ANOVA و مقایسه ی میانگین با دانکن در سطح 5 درصد انجام شد.  نتایج این پژوهش نشان داد که افزایش وزن روزانه، و مقدار خوراک مصرفی به طور معنی داری در گروه mg/kg250 عصاره ی پیاز بالاتر از گروه کنترل و mg/kg150 بود.  بین گروه ها در ضریب تبدیل غذایی اختلاف معنی داری مشاهده نشد.  مقدار تری گلسرید، LDL، VLDL و گلوکز در گروه های دریافت کننده ی عصاره ی پیاز کاهش و مقدار HDL افزایش یافت.  از نظر مقدار آلبومین، گلوبولین، کلسترول، اوره، اسید اوریک، کراتینینو پروتئین تام بین تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.  نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که افزودن عصاره ی پیاز می تواند اثرات مثبتی بر عملکرد تولیدی و پروفایل لیپیدی در بره های شیرخوار داشته باشد.

    کلیدواژگان: بره های شیرخوار، پروفایل لیپیدی، عصاره پیاز، عملکرد تولیدی
  • مجتبی اعتصامی، بابک محمدیان*، صالح اسماعیل زاده، مسعود قربانپور، محمد رحیم حاجی حاجیکلایی، مهدی پورمهدی بروجنی صفحات 24-34
    بیماری یون (پاراتوبرکلوزیس) نوعی آنتریت گرانولوماتوز، پیشرونده، غیر قابل درمان به ویژه در نشخوار کنندگان اهلی و وحشی است که به وسیله ی مایکوباکتریوم آویوم تحت گونه ی پاراتوبرکلوزیس ایجاد می شود.  اطلاعات آماری دقیقی از شیوع بیماری یون در جمعیت گاومیش های مناطق مختلف کشور در دسترس نیست.  این مطالعه به منظور تشخیص مایکوباکتریوم آویوم پاراتوبرکلوزیس با روش های مختلف تشخیصی شامل:  الایزا، PCR، هیستوپاتولوژی و مقایسه ی آن ها با هم انجام شده است.  به این منظور از دی 1395 لغایت مهر 1396 نمونه های بافتی از گره ی لنفاوی ایلئوسکال، دریچه ی ایلئوسکال، کبد و همچنین نمونه ی خون از 97 راس گاومیش لاغر کشتار شده با سن بالای دو سال جمع آوری و به آزمایشگاه منتقل شد.  آزمون سرمی میزان آلودگی را 1/4 درصد، آزمون مولکولی میزان آلودگی در روده را 32، در عقده ی لنفاوی 31 و در کبد 7/24 درصد و آزمون هیستوپاتولوژی با رنگ آمیزی اختصاصی زیل-نلسون میزان آلودگی در روده 2/7، عقده ی لنفاوی 2/8 و در کبد نیز 1/3 درصد نشان داد.  با رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین در روده ی 11 راس از گاومیش ها ضایعات گرانولوماتوزی مشاهده شد ولی فقط نتیجه ی آزمون مولکولی 9 راس از آن ها مثبت بود.  سایر یافته های هیستوپاتولوژی شامل آنتریت ائوزینوفیلیک، آنتریت لنفوسیتیک، آنتریت گرانولوماتوز، آنتریت موکوسی چرکی به ترتیب به میزان 9/37 درصد، 3/29 درصد، 19 درصد، 8/13 بود.  در عقده ی لنفاوی نیز 6/68 درصد لنفادنیت گرانولوماتوز، 7/25 درصد لنفادنیت چرکی و در کبد 6/32 درصد هپاتیت مزمن، 96/11 درصد هپاتیت مزمن انگلی، 9/23 درصد پری هپاتیت، 5/6 درصد سیروز و 25 درصد لیومیوم مشاهده شد.  با توجه به عدم مشاهده ی باسیل های اسیدفست تیپیک در مطالعه ی حاضر می توان موارد مشاهده شده ی بیماری یون را فرم paucibacillary (اندک باسیلی) تلقی نمود.  در عین حال افزایش میزان آلودگی گاومیش های شهر اهواز نسبت به مطالعه ی قبلی نیازمند توجه جدی تر مراجع علمی و اجرایی است.
    کلیدواژگان: بیماری یون، هیستوپاتولوژی، سرولوژی، مولکولی، گاومیش
  • سینا الهیاری، مرتضی چاجی*، مرتضی مموئی صفحات 35-45
    عنصر روی، انسولین و لپتین نقش مهمی در متابولیسم انرژی ایفا می کنند.  عنصر روی باعث افزایش اشتها و نیز باعث افزایش غلظت لپتین و انسولین در سرم خون می شود.  لپتین و انسولین اشتها را کاهش می دهند.  با توجه به این که در دوره ی انتقال، سطح سرمی فراسنجه های مرتبط با مصرف خوراک اهمیت زیادی دارد، هدف این مطالعه بررسی تاثیر سطح بالای مکمل روی بر لپتین، انسولین و متابولیت های مربوط به متابولیسم مانند اسیدهای چرب غیراستریفه (NEFA) و بتا هیدروکسی بوتیریک اسید (BHBA) می باشد.  جیره ی گاوهای هلشتاین به عنوان تیمار شاهد قبل و بعد از زایش به ترتیب حاوی 75 و 150 میلی گرم در کیلوگرم و تیمار دوم به ترتیب 110 و 250 میلی گرم در کیلوگرم عنصر روی بود.  جیره ها از نظر انرژی و پروتئین مشابه بودند و تنها در مقدار روی تفاوت داشتند.  در روزهای 25-، 5-، 7 و 21 نسبت به روز زایمان از ورید دمی 24 گاو در هر تیمار خون گیری شد.  غلظت سرمی عنصر روی، لپتین، انسولین، گلوکز، NEFA و BHBA اندازه گیری شد.  سطح بالای مکمل روی در خوراک باعث افزایش عنصر روی، لپتین و انسولین سرم در قبل و بعد از زایش شد، اما مقدار گلوکز ثابت بود.  غلظت NEFA تحت تاثیر عنصر روی قرار گرفت و افزایش یافت اما BHBA در روز هفتم بعد از زایش کاهش نشان داد.  بنابراین، افزایش سطح مکمل روی در خوراک باعث افزایش سطح سرمی روی شد و در پی آن غلظت لپتین و انسولین سرم را قبل و بعد از زایش افزایش داد.  بنابراین، می توان گفت که افزایش سطح روی در خوراک باعث افزایش غلظت سرمی آن در گاوهای دوره ی انتقال شده و غلظت لپتین، انسولین و اسیدهای چرب غیراستریفه در پی آن افزایش می یابند.
    کلیدواژگان: روی، لپتین، انسولین، دوره ی انتقال، گاو هلشتاین
  • لطف الله برنایی، نعیم عرفانی مجد، سمیه سالاری* صفحات 46-60

    این آزمایش به منظور بررسی اثر دانه ی جو پرتوتابی شده با بیم الکترون در دوز 40 کیلوگری بر گرانروی، جمعیت باکتریایی، فعالیت آنزیمی و هیستومورفومتری روده ی جوجه‏های گوشتی انجام شد.  جیره‏های آزمایشی شامل سطوح 25 و 50 درصد دانه ی جو (به صورت خام و پرتوتابی) و جیره ی شاهد بر پایه ی ذرت و کنجاله ی سویا (بدون جو و پرتو) که مجموعا شامل 5 تیمار و چهار تکرار و تعداد 12 قطعه پرنده در هر تکرار به مدت 42 روز در قالب طرح کاملا تصادفی به اجرا درآمد.  با افزایش سطح دانه ی جو به 50 درصد (خام و پرتوتابی) گرانروی محتویات ایلئوم افزایش معنی‏داری نسبت به سایر تیمارها نشان داد.  پرتوتابی سبب کاهش گرانروی ایلئوم در جیره ی 50 درصد دانه ی جو شد.  با افزایش سطح دانه ی جو در جیره، pH محتویات ایلئوم کاهش معنی‏داری نشان داد اما پرتوتابی تاثیر معنی‏داری بر pH نشان نداد.  اثر تیمارهای آزمایشی بر جمعیت باکتریایی سکوم (کلی‏فرم، اشریشیا کلی و کل هوازی) معنی‏دار نبود.  اما با افزایش سطح دانه ی جو خام به 50 درصد جمعیت لاکتوباسیل کاهش معنی‏داری نسبت به جیره ی 25 درصد جو پرتوتابی و شاهد نشان داد.  فعالیت آنزیمی پانکراس و محتویات ژژنوم (آمیلاز و پروتئاز) بین تیمارهای آزمایشی معنی‏دار نبود.  فعالیت آنزیم لیپاز در بافت پانکراس با افزایش سطح دانه ی جو به 50 درصد (خام و پرتوتابی) افزایش معنی‏داری نسبت به سایر تیمارها نشان داد.  تیمارهای آزمایشی بر خصوصیات هیستومورفومتری دئودنوم و ژژنوم شامل ارتفاع و قطر کرک، عمق و ضخامت کریپت، نسبت ارتفاع کرک به عمق کریپت، تعداد سلول‏های جامی شکل در بافت پوششی و کریپت، ضخامت بافت پوششی، ضخامت طبقه ی عضلانی و ضخامت کل دیواره تاثیر معنی‏داری نشان نداد.  نتایج این آزمایش نشان داد که پرتوتابی باعث کاهش معنی‏دار گرانروی در سطح 50 درصد دانه ی جو گردید اما اثر معنی‏داری بر pH، جمعیت میکروبی، فعالیت آنزیمی و هیستومورفومتری دئودنوم و ژژنوم نشان نداد.

    کلیدواژگان: دانه ی جو پرتوتابی شده، جمعیت میکروبی، آنزیم، هیستومورفومتری، جوجه‏ های گوشتی
  • صادق حسینی*، مرتضی ممویی صفحات 61-69
    سلنیوم یکی از عناصر کم نیاز است که نقش بسیار مهمی را در بدن موجودات زنده بازی می کند و به عنوان یک آنتی اکسیدان در بدن مطرح است.  نقش بیولوژیکی سلنیوم بر اساس تاثیر آن در ساختمان بسیاری از سلنوپروتین ها است.  هدف از انجام این آزمایش بررسی اثر افزودن مکمل تغذیه ای نانو سلنیوم بر فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز در پلاسمای خون و منی قوچ عربی خوزستان بود.  در این آزمایش از 12 راس قوچ نژاد عربی با میانگین وزنی 3±73 کیلوگرم و سن دو تا چهار سال در سه تیمار با چهار قوچ در هر تیمار مورد استفاده قرار گرفت که شامل گروه شاهد (بدون نانو سلنیوم) و دو گروه آزمایشی بودند که به ترتیب 4/0 و 8/0 میلی گرم نانوسلنیوم در هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی دریافت کردند.  نتایج نشان داد که در تیمار 4/0، غلظت سلنیوم خون و منی نسبت به شاهد افزایش یافت که این افزایش فقط در مورد خون معنی دار بود.  در تیمار 8/0، غلظت سلنیوم خون و منی با غلظت آن در تیمار 4/0 و گروه شاهد به صورت معنی داری بالاتر بود.  فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز خون و منی در تیمار 4/0 نسبت به گروه شاهد و در تیمار 8/0 نسبت به تیمار 4/0 و شاهد به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرد.  در نهایت این نتیجه حاصل شد که مکمل سازی نانو سلنیوم باعث افزایش فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز در خون و منی قوچ های عربی می شود و از نظر فعالیت این آنزیم تیمار 8/0 در خون و منی بهترین نتیجه را نشان داد.
    کلیدواژگان: گلوتاتیون پراکسیداز، نانو سلنیوم، خون، منی، قوچ عربی
  • خدیجه خلیفی، نگین سلامات*، عبدالعلی موحدی نیا، امیرپرویز سلاطی صفحات 70-84
    مطالعه ی حاضر با هدف بررسی ساختار بافتی گناد و هورمون های جنسی ماهیان شانک زردباله (Acanthopagrus latus) و کفشک راستگرد (Euryglossa orientalis) جمع آوری شده از خور موسی انجام شد.  بدین منظور حدود 120 قطعه ماهی (10 قطعه/گونه/ایستگاه) از ایستگاه های پتروشیمی، جعفری، مجیدیه، غزاله و زنگی واقع در خور موسی و ایستگاه گناوه (ایستگاه شاهد) جمع آوری شد.  جهت سنجش هورمونی، خون گیری از ساقه ی دمی ماهیان و جداسازی پلاسمای خون انجام شد.  سپس ماهیان تشریح شده و نمونه هایی از بافت تخمدان آن ها برداشته و در محلول فرمالین تثبیت و پس از طی مراحل پاساژ بافتی، مقاطع توسط رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند.  فاکتورهای هیستومتری از قبیل قطر فولیکول، قطر اووسیت، میزان بافت همبندی و تنوع فولیکولی نیز محاسبه شد.  میزان هورمون های 17-بتااسترادیول و تستوسترون با استفاده از روش رادیوایمنواسی (RIA) و هورمون های گنادوتروپینی GTHI و GTHII با استفاده از روش IRMA سنجیده شد.  در تخمدان هر دو گونه ماهی در ایستگاه های مختلف عمده ی فولیکول ها در مرحله ی پری ویتلوژن و شامل فولیکول های کروماتین نوکلئولوس، پری نوکلئولوس و آلوئول قشری بود.  در برخی ایستگاه ها به ویژه ایستگاه پتروشیمی بافت همبند بینابینی افزایش یافته و فولیکول های آترزی در میان سایر فولیکول ها مشاهده شد.  نتایج حاصل از اندازه گیری میزان هورمون های گنادی 17-بتااسترادیول و تستوسترون نشان داد که غلظت این دو هورمون در ایستگاه پتروشیمی کم تر از ایستگاه شاهد و غلظت هورمون های GTHI و GTHII بالاتر از ایستگاه شاهد بود.  در کل، احتمالا به دلیل آلودگی زیاد ایستگاه پتروشیمی به پسماندهای صنایع پتروشیمی و کارخانه ی کلرآلکالی مجاور، تخمدان ماهیان صید شده از این ایستگاه دچار تغییرات ساختاری شده بود.
    کلیدواژگان: شانک زردباله، کفشک راستگرد، 17-بتااسترادیول، تخمدان، تستوسترون
  • امید رمضانی پور، محمد یخچالی* صفحات 85-92
    جرب واروآ دستراکتور (آکارینا: واروئیده) یکی از مهم ترین آفات زنبور عسل اروپایی آپیس ملیفرا (هیمنوپترا: آپیده) در جهان می باشد که اهمیت اقتصادی در زنبور عسل در ایران دارد.  این مطالعه برای ارزیابی اثر عصاره ی گیاه فرولا سودآلیاسه آ بر این گونه جرب انجام شد.  گیاه فرولا سودآلیاسه آ از کوه های اطراف شهرستان مریوان در استان کردستان جمع آوری شد و با دستگاه روتاری عصاره گیری شد.  در یک زنبورستان آلوده به جرب، 3 کندو (3 عدد جرب در 20 عدد زنبور عسل) برای هر یک از گروه های درمانی و شاهد جهت ارزیابی اثر عصاره ی گیاه فرولا سودآلیاسه آ (44/1 میلی گرم در میلی لیتر) بر جرب واروآ دستراکتور انتخاب شدند.  در زمان های مختلف جرب های کف کندوهای گروه های تیمار و شاهد جمع آوری و شمارش شدند.  اثر عصاره ی گیاه فرولا سودآلیاسه آ (652/9±40/34) بر کاهش تعداد جرب واروآ دستراکتور در گروه شاهد (342/1±6/3) ارتباط معنی داری داشت.  در طول دوره ی درمان، بیش ترین مرگ و میر جرب ها به ترتیب در گروه های درمانی عصاره ی هنگوان و آپیستان در ساعت های 36 (72/30درصد) و 24 (91/39درصد) بود.  اختلاف اثر عصاره ی هنگوان بر تعداد جرب در مقایسه با گروه تیمار آپیستان معنی دار بود.  نتایج این تحقیق بیان گر آن بود که عصاره ی گیاه هنگوان می تواند نقش مهمی دردرمان آلودگی زنبور عسل به جربواروآ دستراکتور داشته باشد.
    کلیدواژگان: عصاره گیاهی، فرولا سودآلیاسه آ، واروآ دستراکتور، زنبور عسل
  • مصطفی عبداللهی، اشکان جبلی جوان* صفحات 93-99
    نوزاد نشخوارکنندگان به علت نابالغ بودن سیستم ایمنی نسبت به عفونت های نوزادی حساس است.  آنتی اکسیدان ها قادر به تقویت عملکرد سلول های سیستم ایمنی می باشند.  لوامیزول یک آنتی اکسیدان است که در نوزاد نشخوارکنندگان به عنوان یک تقویت کننده ی سیستم ایمنی مطرح شده است.  هدف این مطالعه تعیین اثر افزودن پودر لوامیزول به آغوز بر تعادل اکسیدانی-آنتی اکسیدانی پلاسما در بزغاله های نوزاد هست.  این مطالعه روی 18 راس بزغاله ی نوزاد نرو ماده نژاد مخلوط انجام گرفت (میانگین وزن 3 کیلوگرم).  بزغاله ها به 3 گروه مساوی تقسیم شدند.  هر گروه یکی از 3 درمان خوراکی شامل؛ 30 میلی لیتر سالین، 400 واحد ویتامین E، 7 میلی گرم بر کیلوگرم پودر لوامیزول، را در هر 3 وعده دریافت آغوز در طول 24 ساعت اول زندگی دریافت کرد.  در دقیقه صفر و ساعت های 1، 5/2، 5، 12، 18 و 24 پس از شروع درمان نمونه ی پلاسما از بزغاله ها اخذ گردید و میزان ظرفیت های آنتی اکسیدانی و اکسیدانی تام پلاسما و اندیس استرس اکسیداتیو آن تعیین شد.  درمان با ویتامین E و لوامیزول نسبت به درمان کنترل منفی سبب افزایش معنی دار تعادل اکسیدانی-آنتی اکسیدانی پلاسما به سمت آنتی اکسیدانی گردید.  هیچ گونه عارضه ی جانبی بالینی به دنبال تجویز ویتامین E و لوامیزول در بزغاله ها مشاهده نشد.  این پژوهش نشان داد که لوامیزول دارای اثر آنتی اکسیدانی در پلاسمای بزغاله های نوزاد است.
    کلیدواژگان: لوامیزول، آغوز، اکسیدان، آنتی اکسیدان، بزغاله
  • مهدیه کیمیا، مختار غفاری*، علی هاشمی صفحات 100-109
    هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر تنش گرمایی بر تولید شیر گاوهای هلشتاین ایران و همچنین برآورد فراسنجه های ژنتیکی تحت استرس گرمایی بود.  به منظور انجام این پژوهش از اطلاعات 587745 رکورد روز آزمون از 70486 راس گاو شیری مربوط به دوره ی شیردهی اول که از 645 گله توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور جمع آوری شده بود، استفاده گردید.  همچنین اطلاعات هواشناسی مورد نیاز از سازمان هواشناسی کشور تهیه گردیده و مقدار عددی شاخص دما-رطوبت (THI) در روز آزمون محاسبه و در مدل قرار داده شد.  ابتدا جهت انجام آنالیز  آماری و بررسی اثرات معنی داری، اثرات ثابت گله-سال-ماه رکوردگیری، سن-سال-فصل زایش، دفعات دوشش، ماه رکوردگیری و شاخص دما-رطوبت با استفاده از رویه ی GLM نرم افزار SAS مورد بررسی قرار گرفت.  سپس برآورد فراسنجه های ژنتیکی تحت شرایط استرس گرمایی با استفاده از مدل رگرسیون تصادفی و روش آماری بیزی مبتنی بر نمونه گیری گیبس انجام گرفت، برای این منظور از نرم افزار GIBBS3F90 استفاده شد.  نتایج آنالیز اثرات ثابت نشان داد که کلیه ی اثرات ثابت مورد بررسی بر روی صفت تولید شیر کاملا معنی دار بودند.  نقطه ی آستانه برای شاخص دما- رطوبت 72 به دست آمد، به طوری که با افزایش شاخص از 72 به بالا تولید شیر کاهش یافت.  بر اساس نتایج، به ازای هر واحد افزایش در شاخص THI، تولید شیر به میزان 056/0- کاهش پیدا کرد.  دامنه ی وراثت پذیری برای تولید شیر 22/0-10/0 و همبستگی بین شاخص THI و تولید شیر 1/0 تا 9/0 برآورد گردید.  بالاترین مقدار وراثت پذیری صفت تولید شیر مربوط به بازه ی زمانی که حیوانات در اواخر دوره ی شیردهی و شاخص THI در کم ترین میزان بود.
    کلیدواژگان: فراسنجه های ژنتیکی، تولید شیر، استرس گرمایی، گاو هلشتاین، روش بیزی
  • محمود نظری*، فاطمه ثعلبی، سوسن رادپور صفحات 110-119
    پروتئین شوک حرارتی 70 یک چاپرون است که در پاسخ به استرس بیان می شود.  هدف از این تحقیق تعیین توالی و جهش های تک نوکلئوتیدی پروموتور و ژن پروتئین شوک حرارتی 70 و بررسی اثر جهش های تک نوکلئوتیدی بر ساختار سه بعدی و عملکرد پروتئین شوک حرارتی 70 مرغ بومی استان خوزستان با استفاده از روش های بیوانفورماتیکی بود.  جهت انجام این تحقیق از 20 قطعه مرغ بومی از مناطق مختلف استان خوزستان خون گیری انجام شد.  پس از استخراج DNA، با استفاده از چندین پرایمر، پروموتور و ژن پروتئین شوک حرارتی 70 تکثیر گردیده و توالی یابی شد.  سه جهش در طول کامل ژن پروتئین شوک حرارتی مشاهده گردید.  اولین جهش در جایگاه نوکلئوتید 259 (A259G) مشاهده شد که گوانین جایگزین آدنین شده بود.  جهش دوم در جایگاه نوکلئوتید 277 (C277G) اتفاق افتاده بود که گوانین جایگزین سیتوزین شده بود.  جهش سوم در جایگاه نوکلئوتید 1749 (C1749G) اتفاق افتاده که گوانین جایگزین سیتوزین شده بود.  در جهش اول و دوم تغییری در اسیدآمینه ایجاد نمی شود اما جهش در جایگاه 1749 سبب تبدیل شدن اسیدامینه ی سرین به تریپتوفان می شود.  این جهش در جایگاه 583 اسید امینه پروتئین شوک حرارتی رخ داده اما تغییری در ساختمان سه بعدی و عملکردش ایجاد نمی کند.  این تغییر اسیدآمینه سبب پایداری بیش تر در پروتئین شوک حرارتی 70 شده و ممکن است یکی از علل مقاومت مرغان بومی به گرما باشد.
    کلیدواژگان: تعیین توالی، جهش تک نوکلئوتیدی، پروموتور، پروتئین شوک حرارتی 70، مرغ بومی
  • مونا صالحی نسب*، قدرت الله رحیمی میانجی، اسماعیل ابراهیمی، سید علی غفوری صفحات 120-124
    ژن RASGRP3 یکی از ژن هایی است که اثرگذاری آن بر پیامد آلودگی آنفلوانزا در میزبان بسیار محتمل است.  این ژن پاسخ التهابی را کاهش داده و در واقع آستانه ای برای ممانعت از پاسخ التهابی شدید که منجر به آسیب بافت های میزبان می شود، تنظیم می نماید.  به منظور بررسی دخالت این ژن در پاسخ میزبان به آنفلوانزا از آنالیز داده های ترنسکریپتوم موجود در پایگاه های داده ای و سپس PCR کمی استفاده نمودیم.  در این راستا از سه مطالعه ی مرتبط با بیان ژن های میزبان در پاسخ به آنفلوانزا استفاده شد تا تغییرات بیان ژن مورد نظر در حالت آلودگی نسبت به حالت سلامت، مورد بررسی قرار گیرد.  سپس بر روی نمونه های آلوده شده با سویه ی H5N1، PCR کمی انجام گردید.  آنالیز داده های ترنسکریپتوم در نرم افزار R و با استفاده از پکیج MetaDE و روش آماری Fisher، تفاوت بیان ژن RASGRP3 را با احتمال بسیار بالا تایید نمود.  نتایج Real-time PCR نشان داد که این ژن در پاسخ به سویه ی H5N1 به طور معنی داری کاهش بیان یافت.  این نتایج نشان می دهد ژن RASGRP3 از ژن های کاندید قوی در مکانیزم تنظیمی پاسخ میزبان به آنفلوانزاست که می تواند با دخالت در مکانیزم دفاعی میزبان منجر به تنظیم شدت پاسخ به آلودگی شده و بر پیامد آلودگی و بقای پرنده پس از جدال با ویروس اثر بگذارد.
    کلیدواژگان: ژن RASGRP3، پاسخ التهابی، آنفلوانزا، بیان ژن، پی سی آر کمی
|
  • Ashkan Ajdari *, Masoud Ghorbanpour, Rahim Peyghan, Mina Ahangarzadeh, Maryam Mirbakhsh Pages 5-14
    Vibrio harveyi is of the bacterial flora of omnivorous fish intestine that is considered as one of the main causes of the Asian seabass (Barramundi) fish vibriosis disease in many cage farms in the world. The purpose of this study was to investigate the role of this bacterium in the mortality of Asian seabass fish in southern regions of the Iran.  In this study, in 11 cases of Asian seabass mortality, a total of 110 Asian seabass fish (80 suspected vibriosis fishes and 30 healthy fish species) from southern provinces (Khuzestan, Bushehr and Hormozgan) were sampled and bacterial culture from the internal organs was done. Biochemical and molecular characteristics (with specific primers of genus and species) of isolates were investigated. Nine (81.81%) cases of vibrios (Vibriosp). Were diagnosed as causative of mortality.  The results showed that in fish with symptoms of vibriosis, 70.76% of the isolates were V. harveyi. Also, in the seasonal study, the prevalence of V.harveyi, the losses due to vibriosis and the highest prevalence of infection with this bacterium were observed in spring. The antimicrobial susceptibility test of 46 isolates of V. harveyi isolates was also investigated. The results of this study indicate the significant role of Vibrio harveyi in the mortality caused by vibriosis in Asian seabass fish farms in Iran. The results are important for prevention perspective (health management and vaccination) and the effective treatment of Vibriosis disease in Asian seabass fish, these results are important.
    Keywords: Vibrio harveyi, Asian seabass, Cage culture, Vibriosis, PCR
  • Mosayeb Amiri *, Gholamali Jelodar, Saeed Nazifi Pages 15-23

    This study was conducted to evaluate the effects of onion extract on lipid profile, some blood factors and performance in Torki Qashqai suckling lambs. In this experiment, 18 Torki Qashqai suckling lambs of 30 days’ age were used in a completely randomized design, over a 60 days’ trial with three groups and 6 replicates. Treatments were included: 1) basal diet without onion extract+ sheep milk, 2) basement diet containing 150 mg/kg onion extract + sheep milk, 3) basement diet containing 250 mg/kg onion extract+ sheep milk. Lambs from each group weighted at 7-days intervals and measured feed intake at every day. Final data were analyzed by ANOVA procedure and SAS software and means compared in the 5% level by Duncan test. The results showed that there was a significant increase in feed intake and daily weight gain in 250 mg/kg group than150 mg/kg group and control group. There were no significant differences between groups for feed conversion ratio. The use of onion extract significantly decreased the amounts of plasma triglyceride, LDL, VLDL and glucose but increased the amounts of HDL. No significant differences were observed between groups of albumin, globulin, cholesterol, urea, uric acid, creatinine and total protein. The results showed that the addition of onion extract improved performance and also led to positive effects on lipid profile in suckling lambs.

    Keywords: suckling lambs, lipid profile, onion extract (Allium cepa), performance
  • Mojtaba Etesami, Babak Mohammadian *, Saleh Esmailzadeh, Masoud Ghorbanpoor, Mohammad Rahim Haji Hajikolaee, Medi Pourmehdi Borojeni Pages 24-34
    Johne’s Disease (paratuberculosis) is granulomatous, progressive enteritis, which is untreatable, especially in domestic and wild ruminants caused by mycobacterium avium subsp. paratuberculosis. There is no accurate statistical information on the prevalence of Johne’s disease in buffaloes of different regions of the country. This study was performed to detect mycobacterium avium subsp. paratuberculosis with different diagnostic
    methods
    ELISA, PCR, Histopathology and their comparison. For this purpose, from December 2016 to October 2017, Among 97 slaughtered buffaloes, above two years of age with poor physical conditions were collected from blood samples, associated ileocecal lymph nodes, ileocecal valve and liver tissue were transferred to the laboratory. The serum level of infection (ELISA) was 4.1%, The molecular (PCR) test showed an infection rate of 32% in the intestin , 31% in the associated lymph node and 24.7% in the liver, Histopathology examination by Ziehl-Neelsen's specific staining, The prevalence of infections in the intestines are 7.2%, associated lymph nodes are 8.2% and 3.1% in the liver. The granulomatous lesions of the intestine were stained by hematoxylin-eosin (H&E) method in 11 buffaloes, only in 9 buffaloes their molecular test results were positive. Other histopathology findings of eosinophilic enteritis, Lymphocytic enteritis, granulomatous enteritis, mucu purulent enteritis were 37.9%, 29.3%, 19%, 13.8%, respectively. In the associated mesenteric lymph nodes, granulomatous lymphadenitis was 68.6%, purulent lymphadenitis were 25.7%, and in liver chronic hepatitis were 32.6%, chronic parasitic hepatitis 11.66%, perihepatitis 23.9%, cirrhosis 6.5%, and leiomyoma 25% have been observed. Due to the lack of observation of acid-fast bacilli in the present study, acid-fast granular debris (Paucibacillary) form of suspected Johneʼs disease can be found. At the same time, the increase of Ahvaz buffaloes contamination requires more serious attention to scientific and administrative references than the previous study.
    Keywords: Johne’s Disease, histopathology, Serology, molecular, buffalo
  • Sina Sina Allahyari, Morteza Chaji *, Morteza Mamuei Pages 35-45
    Zinc, insulin, and leptin play an important role in energy metabolism. Zn increases appetite. Increased serum Zn concentration increases leptin and insulin concentrations. However, leptin and insulin decrease appetite. Regarding the importance of serum levels of metabolites associated with food intake, this study aimed to evaluate the effect of high levels of zinc supplementation and its effect on leptin and insulin and metabolic-related metabolites such as NEFA and BHBA. The diet of Holstein cows as a control group contains 75 and 150 mg/kg and second treatment 110 and 250 mg/kg Zn before and after parturition respectively. Diets were isocaloric and isonitrogenous and the only difference was the proportion of Zn. Blood samples collected via tail vein of 24 cows per treatment on days -25, -5, 7, and 21 relatives to parturition. Serum concentrations of Zn, leptin, insulin, glucose, NEFA, and BHBA were measured. High level of Zn in the diet increased the serum concentration of Zn, leptin, and insulin before and after parturition but the concentration of glucose was constant. NEFA concentration affected by Zn level and increased but BHBA decreased on the 7th day of postpartum. In all probability, increase in serum Zn concentration caused to increase leptin and insulin level, and increased insulin signaling pathway enhances ‘ob’ gene expression. Due to insulin resistance in the transition period and increased leptin level because of increase in Zn concentration in blood, serum concentration of NEFA increased. Reduction in BHBA concentration was due to increase in insulin concentration and a greater consumption of triglycerides in the liver. In conclusion, increased level of Zn in diet caused to increase its serum concentration and consequently increased leptin, insulin and NEFA concentration in serum before and after parturition.
    Keywords: zinc, leptin, insulin, Transition period, Holstein Cow
  • Lotfolah Bornaei, Naeem Erfanmi Majd, Somayyeh Salari * Pages 46-60

    This experiment was conducted to evaluate the effect of electron beam-irradiated barley on viscosity, microbial population, digestive enzyme activities, histomorphometrical structure of broiler chicks. Treatments were barley at levels of 25% and 50% (raw and irradiated at 40 kGy) and corn-soya bean meal diet (as control, without barley) that used with five dietary treatments, four replicates and 12 birds of each for 42 days in a completely randomized design. Increasing levels of barley to 50% (raw or irradiated) in the diet significantly increased ileal viscosity compared to the other treatments. Broilers fed 50% irradiated barley diet had significantly lower viscosity compared to the broilers fed 50% raw barley. The inclusion of barley in the diet resulted in significantly decreased ileal pH when compared with a control diet. However, radiation of barley had no significant effect on ileal pH of broilers. Caecal populations of Coliform, E. coli and total aerobic bacteria were not influenced by the experimental treatments. Also the caecal population of Lactobacillus was decreased in broilers fed on 50% raw barley compared to 25% irradiated barley and control diet. No significant differences were observed among dietary treatments on amylase and protease activities of the jejunal digesta and in pancreatic tissue. Broilers fed 50% barley (raw or irradiated) diet had significantly higher lipase activities in pancreatic tissue compared to the other treatments. The villus height, villus width, crypt depth, crypt width, the ratio of villus height to crypt depth, epithelial thickness, muscle thickness, number of goblet cells and a total wall thickness of the duodenum and jejunum were not affected by the experimental treatments. The results of this study showed that radiation significantly decreased viscosity at the level of 50% barley. However, radiation was no significant effect on pH, microbial population, enzyme activities, histomorphometry of duodenum and jejunum.

    Keywords: Irradiated barely grain, Microbial population, Enzyme, Histomorphometry, broilers
  • Sadegh Hosseini *, Morteza Mamouei Pages 61-69
    Selenium is an essential nutrient that play a very important role in the body and is an antioxidant.  The biological role of selenium is based on its effects on the structure of many selenoproteins. This experiment aimed to investigate the effect of nano-selenium nutritional supplementation on blood and semen glutathione peroxidase activity in Khuzestan Arabian rams. In this experiment, twelve Arabian rams with an average weight of 73±3 kg and two to four years old were used. Animals were divided into three groups; the control group (without nano-Selenium) and two experimental groups that received the 0.4 and 0.8 mg nano-selenium per kg dry matter, respectively. The results showed that selenium concentrations in blood and semen increased in treatment 0.4 compared to the control, which was significantly increased in the blood. Blood and semen selenium concentrations in group 0.8 were significantly higher than group 0.4 and control. The blood and semen glutathione peroxidase activity significantly increased in treatment 0.4 compared to control and in treatment 0.8 compared to the control and treatment 0.4. Finally, it was concluded that Nano-selenium supplementation increases the blood and semen glutathione peroxidase activity of Arabian rams and treatment 0.8 showed the best results.
    Keywords: Glutathione peroxidase, Nano-Selenium, Blood, Semen, Arabian ram
  • Khadijeh Khalifi, Negin Salamat *, Abdolali Movahedinia, Amir Parviz Salati Pages 70-84
    This study aimed to investigate the gonadal tissue structure and sexual hormones in the yellowfin seabream (Acanthopagrus latus) and sole (Euryglossa orientalis) collected from the Mussa creek. For this purpose, about 1200 fish (10fish/species/station) were collected from five selected stations in Mussa creek including Petrochemical, Gafari, Majidieh, Ghazaleh and Zangi stations  and Genaveh Port station (as control). After the biometrical assay, bleeding was conducted from the fish caudal vine and blood samples were moved to heparinized microtubes and serum was separated after centrifuging. Also, tissue samples were taken from the ovary and fixed in formalin. Tissue samples passed through a routine histological process and the tissue sections were prepared and stained with H&E. later, histological sections were studied under light microscope and microphotographs were prepared using Dino lite with Dinocapture software. The steroid hormones including 17-βestradiol (E2) and testosterone (T) were measured using the radioimmuneassay (RIA) method and gonadotropin hormones (GTHI and GTHII) were also measured by IRMA method. The most follicles observed in the ovarian samples of both species from different stations were in previtellogenic stages including chromatin-nucleolus, prenucleolus and cortical alveoli follicles. Also an increase in the interstitial connective tissue and atretic follicles were recorded in the ovarian samples from some stations especially Petrochemical station. The results showed that the level of steroids (E2 and T) was lower in fish from the Petrochemical station than others, while GTHs reached the highest level in these fish. Generally, the most alterations in gonadal tissue structure in both fish species were recorded in the petrochemical station, probably due to waste waters released into the water in this station from various petrochemical and color alkali industries surrounded this station.
    Keywords: Acanthopagrus latus, Euryglossa orientalis, 17-βestradiol, Mussa creek, Ovary, testosterone
  • Omid Ramezanipour, Mohammad Yakhchali * Pages 85-92
    Varroa destructor (Acarina: Varroidae) is one of the most important pests of the honeybee, Apis mellifera (Hymenoptera: Apidae) throughout the world which is an economically important infestation of honeybee in Iran. The present study carried out to assess the effect of Ferula pseudalliacea (Apiaceae) extraction on the examined mites. The plant collected from the mountainous regions of Marivan suburb, Kurdistan Province, Iran and extracted by using Rotary evaporator. In an infested apiary, three infested hives (3 mites/ 20 honeybees) selected as treatment and control groups to determine the effect of F. pseudalliacea extraction (1.44mg/ml) on V. destructor. The dead mites removed from the litter of hives of all groups and counted at different times. There was a significant association between the effects of F. pseudalliacea extraction (34.40±9.652) and number of V. destructormites in control group (3.6±1.342). During the study, the highest effect of F. pseudalliacea extraction and Apistan on the number of V. destructor mortality was in 36(30.72%) and 24(39.91%) hours, respectively. There was a significant association between F. pseudalliacea extraction and Apistan groups. From the results of this study, it indicated that F. pseudalliacea extraction might play an important role in V. destructor infestation in honeybees.
    Keywords: plant extract, Ferula pseudalliacea, Varroa destructor, Honey Bee
  • Mostafa Abdollahi, Ashkan Jebelli Javan * Pages 93-99
    The ruminants newborn is susceptible to neonatal infections due to the immature immune system. Antioxidants can enhance the function of the immune system cells. Levamisole is an antioxidant that has been proposed as an immune system stimulator in ruminants infant.The aim of this study was to determine the effect of adding levamisole powder to colostrum on plasma oxidant-antioxidant balance in newborn kids.This study was performed on 18 male and female mixed breed newborn kids (average weight 3 kg). The kids were divided into 3 equal groups. Each group received one of the three oral treatments Includes; 30 ml saline, 400 IU vitamin E and 7 mg/kg of levamisole powder, per each of the three colostrum meals during the first 24 hours of life. At 0, 60, 150, 300, 720, 1080 and 1440 minutes after starting treatment, the plasma samples were taken from the kids and the amount of total antioxidant and total oxidant capacity of the plasma and its oxidative stress index were determined. Treatment with vitamin E and levamisole compared to negative control treatment caused a significant increase of the oxidant-antioxidant balance of the plasma towards the antioxidant. This study showed that levamisole has an antioxidant effect in the plasma of newborn goat kids.
    Keywords: levamisole, Colostrum, oxidant, Antioxidant, Goat kid
  • Mahdiyeh Kimiya, Mokhtar Ghaffari *, Ali Hashemi Pages 100-109
    The aim of this study was to evaluate the effect of heat stress on milk production traits in Iranian Holsteins and estimate the genetic parameters of milk production trait under heat stress condition. To evaluate the effect of heat stress on the studied trait, the data set was included 587745 first lactation test day records of 70468 Holstein cows from 645 milk-recorded herds by the Animal Breeding Center of Iran. The weather information was obtained from a meteorological organization. The temperature humidity index (THI) in recorded days was calculated and used in the model.   Effect of impressive factors on milk production including herd, year, season of calving milking times, the month recording, and temperature humidity index was the investigated by GLM process in SAS software and significant effects included in analysis model. Random regression model carried out to estimate genetic parameters under heat stress conditions using BlupF90 software. The results of fixed effects analysis showed that all survived factors had a significant effect on the milk production trait. The threshold point for THI was 72, and then by increasing THI up from 72, milk production decrease. This reduction is   -0.056 for increasing each unit in THI. The range of heritability for milk production trait estimated 0.1 - 0.22 and the correlation between THI and milk production was in the range 0.1- 0.9. The highest heritability related to the period that animal was in end of lactation and the THI was the lowest.
    Keywords: Genetic parameters, Milk production, Heat stress, Holesteins Cow, Bayesian method
  • Mahmood Nazari *, Fatemeh Salabi, Sossan Radpoor Pages 110-119
    Heat shock protein 70 (Hsp70) is a chaperone that is expressed in response to stress. The purpose of this study was to determine sequences and single nucleotide promotor mutations and heat shock gene 70 and to investigate the effect of single nucleotide mutations on the three-dimensional structure and thermal shock protein function of Khuzestan native chicken strain using bioinformatics methods. To do this research, 20 native blood samples were taken from different locations of Khuzestan province. After DNA extraction, using several primers, promoter and heat shock protein 70 gene were amplified and sequenced. Three mutations were observed throughout the complete heat shock protein 70 gene. The first mutation in nucleotide position 259 (A259G) was observed, which guanine replaced adenine. The second mutation occurred at the nucleotide position of 277 (C277G), where guanine was replaced by cytosine. The third mutation occurred at the nucleotide position of 1749 (C1749G), where guanine was replaced by cytosine. In the first and second mutations, there is no change in the amino acid, but the mutation at position 1749 causes the serum amino acid to become tryptophan. The mutation occurred at the position of 583 amino acid heat shock protein but did not change the 3D building and its performance. This amino acid change causes more stability in the heat shock protein 70 and maybe one of the reasons for the resistance of the native to the heat.
    Keywords: sequencing, Single nucleotide mutation, Promotor, Heat shock protein 70, Native chicken
  • Mona Salehinasab *, Ghodratollah Rahimi Mianji, Esmaeil Ebrahimie, Seyed Ali Ghafouri Pages 120-124
    RasGRP3 is one of the genes which are probably effective in the outcome of influenza infection. This gene reduces the inflammatory response and sets a threshold to decrease intensive response which usually causes harm to host tissues. In order to evaluate the role of this gene in the host response to Influenza infection, we analyzed transcriptomic data available in data banks and then performed Real-time PCR. We used 3 transcriptomic experiments to study the gene expression changes through infection compared to control groups. Then, we performed Real-time PCR on H5N1 infected samples. Transcriptomic data analysis using R software and MetaDE package via Fisher statistical method confirmed the differential expression of RasGRP3 significantly. Real-time PCR results indicated that RasGRP3 was down regulated in response to H5N1, significantly. The results show that RasGRP3 is one of the strong candidate genes in host regulatory mechanisms against Influenza infection which can set the intensity of host response through regulating the defensive system and can also affect the outcome of infection and survival.
    Keywords: RasGRP3, inflammatory response, Influenza, Gene expression, Real-Time PCR