فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شبنم فتحی زاده*، محمد حسنی، حسن قلاوندی صفحات 1-9
    مقدمه

    رهبری تحول گرا و معنویت از زمره موضوعات پژوهشی بسیار مهم برای محیطهای کار محسوب می شوند، چرا که این پدیده ها، از عوامل اصلی اثرگذار بر رفتارهای سازمانی محسوب می گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رهبری تحولگرا و معنویت برتمایل به ترک خدمت و رضایت شغلی با میانجیگری تاب آوری، سازگاری شغلی و درگیری شغلی در میان پرستاران بیمارستان امام رضا (ع) ارومیه، صوررت گرفته است.

    روش کار

    این پژوهش، به صورت معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری کلیه پرستاران بیمارستان امام رضا (ع) ارومیه که مشتمل بر 275 نفر بودند. و از این میان بر اساس جدول مورگان 200 نفر  به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری گردید. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه گیری شده در الگوی مفهومی، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که رهبری تحولگرا به واسطه تاب آوری و درگیری شغلی بر رضایت (42/0 =β، 05/0 =β)  به صورت مثبت و بر تمایل به ترک خدمت (28/0- =β، 05/0-=β)  به صورت منفی تاثیر دارد. همچنین معنویت به واسطه تاب آوری و درگیری شغلی بر رضایت (17/0 =β، 05/0 =β) به صورت مثبت و بر تمایل به ترک خدمت (12/0- =β، 06/0-=β) به صورت منفی تاثیر دارد. رهبری تحولگرا و معنویت به واسطه سازگاری شغلی بر رضایت شغلی تاثیر ندارند ولی رهبری تحولگرا به واسطه سازگاری شغلی بر تمایل به ترک خدمت (09/0-=β) به صورت منفی تاثیر دارد. و معنویت به واسطه سازگاری شغلی بر تمایل به ترک خدمت تاثیر ندارد.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش تاب آوری و درگیری شغلی رابطه بین رهبری تحولی و معنویت را با رضایت شغلی و ترک خدمت را تحت تاثیر قرار می دهند. این نتایج بر ضرورت بازشناسی نقش میانجی تاب اوری شغلی و درگیری شغلی در بررسی رابطه علی رهبری تحولی و معنویت را با رضایت شغلی و ترک خدمت تاکید می کند.

    کلیدواژگان: رهبری تحولگرا، معنویت، تاب آوری، سازگاری شغلی، درگیری شغلی، ترک خدمت، رضایت شغلی، پرستاران
  • علیرضا سنگانی*، پریا جنگی، لیلاسادات عزیزی، ناهید رامک صفحات 10-18
    مقدمه

    نقض شنوایی در کودکان می توان باعث مشکلات روانشناختی و ارتباطی شود. بنابراین هدف این پژوهش تعیین نقش میانجی خود کنترلی و تعارضات والد فرزندی در ارتباط بین عملکرد عصبی روان شناختی با اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان ناشنوا بود.

    روش کار

    روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی مورد مطالعه کودکان ناشنوا 9 تا 12 ساله مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای، در مجتمع های باغچه بان شهر تهران در سال 1397 بود. با توجه به تعداد 11 متغیر مشاهده شده و اختصاص ضریب 20 تعداد 220 کودک ناشنوا به روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. از مقیاس عملکرد عصبی روان شناختی کانرز (2004)، خود کنترلی (1982)، پرسشنامه تعارض والد فرزندی (1979) و پرسشنامه علایم مرضی کودکان (1984) فرم معلمان استفاده گردید. ارزیابی مدل با استفاده از روش معادلات رگرسیونی با استفاده از نرم افزار Spss 24 و Amos 23 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین خود کنترلی، تعارضات والد فرزندی و عملکرد عصبی روان شناختی با اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان ناشنوا رابطه معنی داری وجود دارد و 36 درصد از اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان ناشنوا تحت تاثیر خود کنترلی، تعارضات والد فرزندی و عملکرد عصبی روان شناختی است، همچنین خود کنترلی (28/0-) و تعارضات والد فرزندی (14/0) در رابطه ی بین عملکرد عصبی روان شناختی با اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان ناشنوا میانجی گری می نمایند (01/0≥P).

    نتیجه گیری

    در حوزه ی  ارزیابی و درمانی اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان ناشنوا توجه ویژه به مسایل عصبی روان شناختی با تاکید در ایجاد مهارت خودکنترلی و بهبود فضای ارتباطی بسیار با اهمیت می باشد و می تواند نقش تعیین کننده ای دارا باشد.

    کلیدواژگان: ناشنوا، نافرمانی مقابله ای، عملکرد روان شناختی
  • مهدیه رخشانی*، قاسم آهی، رضا دستجردی صفحات 19-27
    مقدمه

    امروزه رشته های مرتبط با پرستاری تاثیر بسیاری از سازه های روان شناختی را بر سلامت روانی و جسمی موردبررسی قرار داده اند. این پژوهش با هدف بررسی نقش بدکارکردی های هیجانی- درونی سازی و بدکارکردی های رفتاری-برونی سازی مبتنی بر فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا-2 (MMPI-2-RF) در خود فراروی و خود راهبری پرستاران انجام شد.

    روش کار

    در یک مطالعه توصیفی -همبستگی، 339 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های دولتی شهر بیرجند در سال 1398 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا-2- فرم بازسازی شده (2008)، مقیاس از خود فراروی بزرگ سالان (2005) و خرده مقیاس خود راهبری پرسشنامه سرشت و منش (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS22 و به روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که بین بدکارکردی های هیجانی- درونی سازی و  بدکارکردی های رفتاری-برونی سازی با خودفراروی و خودراهبری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0p <) و بدکارکردی های هیجانی- درونی سازی و بدکارکردی های رفتاری-برونی سازی به ترتیب 25 درصد و 26 درصد واریانس خود فراروی (25/0 R Square =) و خود راهبری (26/0 R Square =) را تبیین می کنند.   

    نتیجه گیری

     یافته های پژوهش نشان دهنده نقش بدکارکردی های هیجانی- درونی سازی و بدکارکردی های رفتاری-برونی سازی در خود فراروی و خود راهبری پرستاران بود؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرهای پیش بین توسط متخصصان و موسسات خدمات سلامت به هنگام استخدام، آموزش، کارورزی و بازآموزی حرفه ای پرستاران ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: بدکارکردی های هیجانی- درونی سازی، بدکارکردی های رفتاری-برونی سازی، خودفراروی، خودراهبری
  • نعیم خنافره، سحر صفرزاده* صفحات 28-35
    مقدمه

    در سالهای اخیر احساس خودکارآمدی کنش وری جنسی یکی از عوامل مهم در کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد جنسی زوجین می باشد و از این رو هدف تحقیق حاضر پیش بینی خودکارآمدی کنش وری جنسی بر اساس سبک های دلبستگی، رضایتمندی جنسی و عملکرد جنسی در دانشجویان پرستاری زن متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود.

    روش کار

    این از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش دانشجویان پرستاری زن متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. بدلیل محدود بودن تعداد جامعه، کل جامعه به روش سرشماری انتخاب شدند (60 نفر). همه آنها مقیاس های دلبستگی بزرگسالان، رضایت جنسی، عملکرد جنسی زنان و خودکارآمدی جنسی-کنش وری جنسی زنان را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 و با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه ورود تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد سبک دلبستگی ایمن (357/0=r)، رضایت جنسی (264/0=r) و عملکرد جنسی (677/0=r)، با خودکارآمدی کنش وری جنسی دانشجویان زن متاهل پرستاری رابطه معنادار مثبت و دلبستگی ناایمن اضطرابی (318/0-=r) و دلبستگی ناایمن اجتنابی (374/0-=r) با خودکارآمدی کنش وری جنسی دانشجویان زن متاهل پرستاری رابطه معنادار منفی دارد. همچنین رضایت جنسی با (31/0=b)، قوی ترین پیش بینی کننده معنادار خودکارآمدی کنش وری جنسی می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج حاکی از نقش و اهمیت متغیرهای سبک های دلبستگی، رضایتمندی جنسی و عملکرد جنسی در پیش بینی خودکارآمدی کنش وری جنسی دانشجویان زن متاهل پرستاری بود. بنابراین مشاوران و روان درمانگران باید بر اساس این عوامل برنامه های مناسبی جهت افزایش خودکارآمدی کنش وری جنسی دانشجویان زن متاهل پرستاری طراحی و اجرا کنند.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی کنش وری جنسی، سبک های دلبستگی، رضایتمندی جنسی، عملکرد جنسی، دانشجویان پرستاری
  • الهام کریمی، زهرا دشت بزررگی* صفحات 36-43
    مقدمه

    کم توانی ذهنی با مشکلات بسیاری از جمله دشواری رابطه با والدین و مشکلات رفتاری همراه است و یکی از روش های آموزشی برای کاهش مشکلات رفتاری و ارتباطی، آموزش تعامل والد- کودک می باشد. در نتیجه، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش گروهی تعامل والد- کودک بر مشکلات رفتاری و رابطه مادر- کودک در کودکان کم توان ذهنی بود.

    روش کار

    مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر کم توان ذهنی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر اهواز در سال تحصیلی 98-1397 بودند. از میان آنان 24 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی (هر گروه 12 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 60 دقیقه ای با روش آموزش گروهی تعامل والد- کودک آموزش دید و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مشکلات رفتاری راتر (1967) و رابطه مادر- کودک پیانتا (1994) بودند. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-21 و با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر مشکلات رفتاری و رابطه مادر- کودک تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش گروهی تعامل والد- کودک باعث کاهش مشکلات رفتاری (001/0P<، 794/61F=) و بهبود رابطه مادر- کودک (001/0P<، 337/58F=) در کودکان کم توان ذهنی شد.

    نتیجه گیری

     بر اساس نتایج، استفاده از روش آموزش گروهی تعامل والد- کودک در کنار سایر روش های آموزشی برای کاهش مشکلات رفتاری و بهبود رابطه مادر- کودک در کودکان کم توان ذهنی توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: درمان، تعامل والد- کودک، رابطه مادر- کودک، مشکلات رفتاری، کم توان ذهنی
  • زهرا اسمی*، مهرانگیز پیوسته گر، هادی پرهون، علی کاظمی رضایی صفحات 44-53
    مقدمه

    سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در بین زنان است که تاثیرات عمیقی بر سلامت روانی - اجتماعی و کیفیت زندگی آن ها بر جا می گذارد، ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی، سلامت روان و رفتارهای خود مراقبتی بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

    روش کار

    در قالب یک طرح آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس،30 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به کلینیک فوق تخصص بیماری های پستان زنان جهاد دانشگاهی و بیمارستان مهدیه شهر تهران در سه ماهه اول سال 1397 مراجعه کرده بودند به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی دو ماه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند و نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF)، سلامت روان (GHQ-28) و رفتارهای خود مراقبتی (SCQ) قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری یک ماه و نیمه در هر دو گروه جمع آوری شد و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معنی داری موجب افزایش کیفیت زندگی (05/0>P)، سلامت روان (05/0 > P) و رفتارهای خود مراقبتی (05/0 > P) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله ی پس آزمون و پیگیری شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برافزایش کیفیت زندگی، سلامت روان و رفتارهای خود مراقبتی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است؛ ازاین رو توجه به این یافته ها و سازوکار اثربخشی این روش درمانی می تواند اثرات درمانی مناسبی برای کاهش اختلال های روان شناختی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان در پی داشته باشد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، کیفیت زندگی، سلامت روان، رفتارهای خود مراقبتی، سرطان پستان
  • سیده نرگس کریمیان*، مسعود حجازی صفحات 54-61
    مقدمه

    کاهش جمعیت در کشور ما روند نگران کننده ای دارد، بطوریکه در سال های اخیر نرخ باروری کاهش قابل توجهی داشته است. در این میان به نظر می رسد برخی عوامل در تمایل پایین زنان به فرزند آوری تاثیر داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین کیفیت زندگی و بلوغ عاطفی با تمایل به فرزند آوری در زنان متاهل شهر زنجان انجام گرفت.

    روش کار

    روش مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی زنان متاهل شهر زنجان بودند که از میان آن ها تعداد 300 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد کیفیت زندگی بهداشت جهانی، بلوغ عاطفی سینک و بهارگاوا، خودکارآمدی شرر و تمایل به باروری راد و ثوابی بودند. برای تجزیه وتحلیل داده ها آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش هم زمان استفاده شد. جهت تعیین نقش میانجی از روش چهار گامی بارون و کنی استفاده گردید.

    یافته ها

    کیفیت زندگی (نمره کل) و ابعاد روان شناختی و محیطی با تمایل به فرزند آوری ارتباط معنادار داشتند. (05/0>P). همچنین بین عدم بلوغ عاطفی کل، بازگشت عاطفی، فروپاشی شخصیت و ناسازگاری اجتماعی با تمایل به فرزند آوری رابطه وجود داشت (05/0>P). درنهایت بین خودکارآمدی با تمایل به فرزند آوری رابطه معنادار وجود داشت (05/0>p). بررسی نقش میانجی خودکارآمدی نیز نشان داد که این متغیر در رابطه بین کیفیت زندگی با تمایل به فرزند آوری و نیز رابطه بین بلوغ عاطفی با تمایل به فرزند آوری نقش میانجی را ایفا می نماید.

    نتیجه گیری

    خودکارآمدی می تواند رابطه بین کیفیت زندگی و بلوغ عاطفی با تمایل به فرزند آوری را به طور مثبت و مستقیم افزایش دهد.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی، کیفیت زندگی، بلوغ عاطفی، تمایل به فرزندآوری
  • روژین داودی، غلامرضا منشئی*، محسن گل پرور صفحات 62-71
    مقدمه

    نوموفوبیا یک اختلال خاص ناشی از استفاده از گوشی های هوشمند است که با اثرات نامطلوب بهداشتی از قبیل اختلال خواب، اختلال در حافظه کوتاه مدت، سرگیجه و فشار خون همراه است. پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار و ذهن آگاهی نوجوان محور بر علائم نوموفوبیا و کیفیت خواب نوجوانان مبتلا به نوموفوبیا اجرا شد.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با گروه کنترل و طرح آن از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان دارای اختلال نوموفوبیا در شهر اصفهان تشکیل می دادند که 60 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه درمان شناختی-رفتاری مایکل فری (1383)، درمان هیجان مدار مبتنی بربسته گرینبرگ و همکاران (2008) و درمان ذهن آگاهی نوجوان محور محقق ساخته و گروه کنترل جایگزین شدند. سه گروه درمانی هر یک به مدت 10 جلسه مداخلات درمانی را دریافت نمودند درصورتی که گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده های پژوهش پرسشنامه نوموفوبیا آزاد منش، احدی و منشئی (1395) و کیفیت خواب پیتسبرگ بود. داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS و از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     یافته های پژوهش نشان داد بین سه درمان شناختی رفتاری، درمان هیجان مدار و درمان ذهن آگاهی نوجوان محور در علائم نوموفوبیا و کیفیت خواب با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد (01/0 > P). در عین حال بین سه نوع درمان شناختی رفتاری، درمان هیجان مدار و درمان ذهن آگاهی نوجوان محور در تاثیر بر علائم نوموفوبیا و کیفیت خواب تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0 < P).

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان نمود درمان های شناختی رفتاری، هیجان مدار و ذهن آگاهی نوجوان محور بر علائم نوموفوبیا و اختلالات خواب مبتلایان به آن موثر است.

    کلیدواژگان: شناختی رفتاری، هیجان مدار، ذهن آگاهی، نوموفوبیا، کیفیت خواب
  • نسیم سهیلی*، کیانوش زهراکار، اسماعیل اسدپور، فرشاد محسن زاده صفحات 72-78
    مقدمه

    کیفیت رابطه زناشویی یکی از ابعاد مهم زندگی خانوادگی است که سلامت و بهزیستی اعضای خانواده و به ویژه زن و شوهر را شکل می دهد و می تواند به واسطه ارضای نیازهای مهم زن و شوهر از جمله نیاز عاطفی، در بهزیستی زوج کمک کننده باشد

    هدف

    هدف پژوهش تعیین میزان تاثیر زوج درمانی رفتاری-تلفیقی بر کیفیت روابط زناشویی  پرستاران بود.

    روش کار

    روش پژوهش آزمایشی با طرح تکرار سنجش با گروه کنترل بود. پیگیری یک ماهه و جامعه آماری جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان های بهمن، آیت الله موسوی و امام حسین  شهر زنجان در نیمه دوم سال 1397 بودند. از بین آن ها 24 پرستار که در مقیاس وضعیت زناشویی گلومبوک- راست  نمره های بالایی کسب کردند انتخاب و سپس  12 پرستار با استفاده از روش انتخاب و انتصاب تصادفی در گروه آزمایش قرار گرفتند و 12 پرستار نیز در گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 60 دقیقه ای مداخله به شیوه رفتاری-تلفیقی دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

     در مرحله پی آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری (05/0 > P) مشاهده شد، میانگین گروه آزمایش (75/73) تفاوت معناداری را با میانگین گروه کنترل (58/62) نشان داد که حاکی از اثرگذاری روش درمانی رفتاری تلفیقی بر کیفیت رابطه زناشویی می باشد.

    نتیجه گیری

     با توجه به اینکه پایین بودن کیفیت رابطه زناشویی زوج ها را به شکل گسترده دچار تنش و ناکارامدی می سازد، و از آنجا که مداخله رفتاری-تلفیقی با اصلاح و افزایش تعامل ها بین زوج ها باعث افزایش کیفیت رابطه زناشویی می شود. از این رو توصیه می شود زوج درمانگران از این روش مداخله ای به عنوان روش درمانی موثر برای افزایش کیفیت رابطه زناشویی سود جویند.

    کلیدواژگان: پرستاران، کیفیت رابطه زناشویی، زوج درمانی، رفتاری تلفیقی
  • محمد ابراهیم ساریچلو، فرهاد طارمیان*، سیدعلیرضا حاج سید جوادی، بهروز دولتشاهی صفحات 79-89
    مقدمه

    مولفه های شناختی و وجود تجارب آسیب زا نقش تعیین کننده ای را در تداوم اختلال وسواسی-جبری دارند. این مطالعه با هدف ارزیابی ترکیب درمان مبتنی بر مواجهه و بازداری از پاسخ و حساسیت زدایی با حرکات چشم و بازپردازش در کاهش مولفه های شناختی اختلال وسواسی-جبری با تجارب استرس زای زندگی، انجام شد.

    روش کار

    در این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی 60 بیمار مبتلا به OCD با داشتن تجارب استرس زای زندگی و با گمارش تصادفی ساده در دوگروه پروتکل ERP با EMDR (30 نفر) و ERP (30 نفر) طی 12 جلسه در بیمارستان روانپزشکی 22 بهمن قزوین در سال 1397-1396 تحت درمان قرارگرفتند. پرسشنامه باورهای وسواسی (OBQ-44) پیش و پس از درمان و پیگیری 3 ماهه تکمیل شد. داده ها با استفاده ازکای-اسکوئر، تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس مکرر و شاخص تغییر پایدار (RCI) بررسی شدند.

    یافته ها

    ریزش در گروه ERP به طور قابل ملاحظه ای بیشتر بود (P ˂ 0.05). شاخص تغییر پایدار در هر دو گروه مداخله معنی-دار بود (96/1 < RCI). تحلیل واریانس مکرر در هر دو پروتکل اثر بخشی معنی داری (P ≤ 0.001) در بهبودی مولفه های شناختی OCD را نشان داد. تحلیل کوواریانس اثر بخشی بیشتر پروتکل ERP با EMDR را در مقایسه با گروه ERP در مولفه اهمیت بیش از حد دادن به افکار را نشان داد (P = 0.001). همچنین، تفاوت میانگین مولفه های شناختی OCD در هر دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری 3 ماهه در مقایسه با پیش آزمون معنی دار بود (P ≤ 0.001).

    نتیجه گیری

     پروتکل ERP با EMDR در مقایسه با پروتکل ERP دارای نرخ تکمیل، اثربخشی و بهبودی بالینی بیشتری در مولفه های شناختی OCD می باشد.

    کلیدواژگان: حساسیت زدایی حرکات چشم و باز پردازش، اختلال وسواسی-جبری، مولفه های شناختی وسواس
|
  • Shabnam Fathizadeh*, Mohammad Hassani, Hassan Ghalavandi Pages 1-9
    Introduction

    Transformational Leadership and Spirituality are among the most important research topics for work environments, as these phenomena are among the main factors influencing Organizational. The purpose of this study was to investigate the effect of transformational leadership and spirituality on turnover intention and job satisfaction; the mediating role of resiliency, career adaptability and job involvement among the nurses of Imam Reza hospital in Urmia city.

    Methods

    This study was carried out as structural equations. The statistical population of this study was all nurses of Imam reza Hospital of Urmia city, which consisted of 275. Based on Morgan's table, 200 people were selected by simple random sampling method. Data were collected through standard questionnaires. Structural Equation Modeling was applied to evaluate relationships between latent and measured variables in a conceptual model.

    Results

    Also, transformational leadership and spirituality are negatively affected by resiliency and job involvement on job satisfaction (β = 0.05, β = 0.42)  the positive and on the, Turnover intention (β = -0.05, β =- 0.28) the service. Transformation leadership and spirituality do not affect job satisfaction(β = 0.05, β = 0.17)  through, career adaptability but transformation leader ship negatively influences Turnover intention (β =- 0.06, β =-0.12) due to career adaptability. And spirituality does not affect the Turnover(β = 0.09)  intention due to career adaptability.

    Conclusion

    According to research findings, resiliency and job involvement affect the relationship between transformational leadership and spirituality with job satisfaction and turnover intention. These results emphasize the necessity of recognizing the mediating role of resiliency and job involvement in the study of the relationship between transformational Leadership and spirituality with job satisfaction and turnover intention.

    Keywords: Transformational Leadership, Spirituality, Resiliency, Career Adaptability, Job Involvement, Turnover intention, Job satisfaction, Nurses
  • Alireza Sangani*, Paria Jangi, Leilasadat Azizi, Nahid Ramak Pages 10-18
    Introduction

    Hearing impairment in children can cause psychological and communication problems, So the purpose of this research was to investigate the mediating role of Self-Controlled and conflict parents-child in relationship between Psychological Neural Function with Oppositional Defiant Disorder in Deaf Children.

    Methods

    The research method was descriptive-correlational (Structural Equation Modeling) (SEM). The population of this study was deaf children aged 9 to 12 years with oppositional defiant disorder in the Baghcheban complexes of Tehran in 2019. According to the observed 11 variables and assigning a coefficient of 20 to 220 deaf children were selected as sample by single stage cluster sampling. Conners' Psychological Neural Function Scale (2004), Self-Control (1982), conflict parents-child Questionnaire (1979), and the Pediatric Symptoms Questionnaire (1984) were used. The model was evaluated using regression equation method and with using the Spss 24 and Amos 23 software.

    Results

    The results showed that there is a significant relationship between self-control, conflict parents-child and Psychological Neural Function with Oppositional Defiant Disorder in deaf children and 36% of Oppositional Defiant Disorder in deaf children affected by self-control, conflict parents-child and Oppositional Defiant Disorder. Also self-control (-0.28) and conflict parents-child (0.14) mediate the relationship between Psychological Neural Function with Oppositional Defiant Disorder in deaf children (P≥0.01).

    Conclusions

    In the field of evaluation and treatment of Oppositional Defiant Disorder in Deaf children, special attention is paid to Psychological Neural Function problems with emphasis on developing self-control skills and improving communication environment and can play a decisive role.

    Keywords: Deaf, Oppositional Defiant Disorder, Psychological
  • Mahdiyeh Rakhshani Fard*, Qasem Ahi, Reza Dastjerdi Pages 19-27
    Introduction

    Nowadays, nursing-related disciplines have examined the effect of psychological constructs on mental and physical health. This study was aimed to determine the role of emotional/internalizing dysfunction and behavioral/externalizing dysfunction based on the Minnesota Multiphasic Personality Inventory-2-Restructured Form in self-transcendence and Self-directiveness nurses.

    Methods

    In this descriptive-correlational study, 339 nurses were selected among the public hospitals in Birjand in 2019 by Sampling method available and completed the Minnesota Multiphasic Personality Inventory-2-Restructured Form (2008), Adult Self-Transcendence Inventory scale (2005) and Self-directiveness subscale of Temperament Character Inventory  (1994). Data were analyzed by SPSS22 software and multiple regression analysis..

    Results

    The results showed that there is a negative and significant relationship between emotional/internalizing dysfunction and behavioral/externalizing dysfunction with self-transcendence and Self-directiveness (p< 0.01) and emotional/internalizing dysfunction and behavioral/externalizing dysfunction account for 25% and 26% of their variance in self-transcendence (R Square =0.25) and Self-directiveness(R Square =0.25), respectively.

    Conclusions

    The results showed that there is a negative and significant relationship between emotional/internalizing dysfunction and behavioral/externalizing dysfunction with self-transcendence and self-directiveness. Results showed that emotional/internalizing dysfunction and behavioral/externalizing dysfunction is an important role in predicting self-transcendence and Self-directiveness nurses in nurses.Therefore, it is necessary to consider the role of these predictor variables by health care professionals and institutions when hiring, training, apprenticeships and professional retraining of nurses.

    Keywords: Emotional, Internalizing Dysfunction, Behavioral, Externalizing Dysfunction, self-transcendence, Self-directiveness nurses
  • Naiem Khanafereh, Sahar Safarzadeh* Pages 28-35
    Introduction

    In recent years, the self-efficacy of sexual activity is one of the most important factors in the quality of marital life. Therefore, the aim of this study was to Prediction of Self-efficacy of sexual activity based on attachment styles, sexual satisfaction and sexual function in married female nursing students of Islamic Azad University of Ahvaz.          

    Methods

    This study was a correlational type. The research population was married female nursing student at Ahvaz Islamic Azad University. Due to the limited number of communities, the entire community was selected by census method sampling (60 people). All of them completed the scales of adult attachment, sexual satisfaction, female sexual function, women's self-efficacy of sexual activity. Data was analyzed with using SPSS-21 and by Pearson correlation and multiple regression with enter model methods.

    Results

    The findings showed that secure attachment styles (r=0/357), sexual satisfaction (r=0/264) and sexual function (r=0/677), had a significantly positive relationship with married female nursing students’ self-efficacy of sexual activity and ambivalent attachment style (r=-0/318) and avoidant attachment style (r=-0/374) had a significantly negative relationship with married female nursing students’ self-efficacy of sexual activity. Also, the sexual satisfaction (b=0/31( The most powerful predictor of self-efficacy of sexual activity are positive and significant efficacy.

    Conclusions

    The results indicated the role and importance of the variables of attachment styles, sexual satisfaction and sexual function in predicting the self-efficacy of sexual activism of married female nursing students. Therefore, counselors and psychotherapists should design and implement appropriate programs based on these factors to increase the self-efficacy of the sexual activity of married female nursing students.

    Keywords: self-efficacy of sexual activity, attachment styles, sexual satisfaction, sexual function, nursing students
  • Elham Karimi, Zahra Dashtbozorgi* Pages 36-43
    Introduction

    Mentally retarded is accompanied with many problems including relationship difficulty with parents and behavioral problems, and one of the training methods for reducing behavioral and communication problems is parent-child interaction training. As a result, the aim of this study was determine the effectiveness of parent-child interaction group training on behavioral problems and mother-child relationship in mentally retarded children.

    Methods

    Present study was a semi-experimental with a pre-test and post-test design with control group. The research population was mentally retarded female students who referred to counseling and psychological services centers in Ahvaz city in the academic years of 2018-19. From them 24 people were selected by available sampling method and randomly assigned into two equal groups (each group 12 people). The experimental group trained 10 sessions of 60-minute with the method of parent-child interaction group training and the control group was placed on the waiting list for training. The research instruments were the questionnaires of Rutter’s behavioral problems (1967) and Pianta’s mother-child relationship (1994). Data were analyzed by SPSS-21 software and with univariate analysis of covariance method.

    Results

    The findings showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in terms of behavioral problems and mother-child relationship. In the other words, parent-child interaction group training led to reduced behavioral problems (F=61/794, P<0/001) and improved mother-child relationship (F=58/337, P<0/001) in mentally retarded children.

    Conclusions

    Based on the results, it is recommended that to use parent-child interaction group training along with other training methods for reduce behavioral problems and improve mother-child relationship in mentally retarded children.

    Keywords: Parent-Child Interaction, Behavioral Problems, Mother-Child Relationship, Mentally Retarded
  • Zahra Esmi*, Mehrangiz Paivastegar, Hadi Parhoon, Ali Kazemi Rezaei Pages 44-53
    Introduction

    Breast cancer is the most common cancer among women which leaves a profound impact on psychosocial health, and quality of life in women, therefore the aim of this study was investigation the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) on Quality of life, mental health and self-care behavior in breast cancer patients.

    Methods

    In a pretest-posttest experimental design with control group, using available sampling method, 30 patients with breast cancer who were admitted to the Specialty Clinic of Gynecological Diseases of Women Jahad University and Mahdieh Hospital in Tehran in the first trimester. They were randomly assigned to the experimental and control groups in 2018. The experimental group underwent acceptance and commitment based treatment for two months and the scores of Quality of Life Questionnaire (WHOQOL-BREF), Mental Health Questionnaire (GHQ-28) and self-care behaviors (SCQ) before and after the intervention and at the follow-up phase of one. Months and a half were collected in both groups and analyzed using ANOVA.

    Results

    Results have showed that in experimental group, ACT significantly increased Quality of life (P ˂ 0.05), mental health (P ˂ 0.05) and self-care behavior (P ˂ 0.05), breast cancer patients through post-test and follow up.

    Conclusions

    Results of this study reveal the effectiveness of commitment therapy (ACT) on Quality of life, mental health and self-care behavior in breast cancer patients. According to these results and the mechanism of its effectiveness, this therapy can has good therapeutic implications.

    Keywords: ACT, Quality of Life, Mental Health, Self-care Behavior, Breast Cancer
  • Narges Karimian*, Masoud Hejazi Pages 54-61
    Introduction

    The population decline in our country is a worrying process, as fertility rates have dropped significantly in recent years. In the meantime, some factors appear to influence women's low tendency to adopt children. Therefore, the present study aimed to determine the mediating role of self-efficacy in the relationship between quality of life and emotional maturity with a tendency to childbearing in married women in Zanjan.

    Methods

    The method of study was descriptive-correlation. The statistical population of the study included all married women in Zanjan, 300 of whom were selected through random cluster sampling. Data gathering tools were standard questionnaires of World Health Quality of Life, Sink and Baharawa's emotional maturity, Scherrer's self-efficacy and Rad and Savabi Fertility. Pearson correlation and multiple regression tests were used for data analysis. Baron and Kenny's four-step method was used to determine the mediator role.

    Results

    Quality of life (total score) and psychological and environmental dimensions were significantly correlated with the tendency to adopt children. (P<0.05). There was also a relationship between total emotional immaturity, emotional return, personality decay, and social maladaptation with a tendency to adopt children (P<0.05). Finally, there was a significant relationship between self-efficacy and the tendency to adopt children (P<0.05). The mediating role of self-efficacy also showed that this variable mediates the relationship between quality of life with the tendency to adopt and also the relationship between emotional maturity and the tendency to adopt.

    Conclusions

    Self-efficacy can positively and directly increase the relationship between quality of life and emotional maturity with the tendency to adopt.

    Keywords: Self-efficacy, Quality of Life, Emotional Maturity, Tendency to Adopt Children
  • Rozhin Davoudi, Golamreza Manshaee* Pages 62-71
    Introduction

    Nomophobia is a particular disorder caused by the use of smartphones that adverse health effects such as sleep disturbance, impaired short-term memory, dizziness and high blood pressure is associated. The aim of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy, Emotion focused therapy and Adolescent-centered Mindfulness Therapy on Nomophobia symptoms and sleep quality in adolescents with Nomophobia.

    Methods

    The research method was semi-experimental with control group and its design was pre-test, post-test and follow-up. The statistical population of this study was all Adolescents with nomophobic disorder in Isfahan that 60 of them were Purposive Sampling selected and replaced randomly in one of four groups of the cognitive-behavioral therapy of Michael Frey (2004), emotion focused therapy on Greenberg et al. (2008), Adolescent-centered Mindfulness Therapy group, and control group. Data collection was done using the questionnaire of Nomophobia Azad Manesh, Ahadi and Mansashi (1395) and Pittsburgh Sleep Quality. The collected data were analyzed by repeated measures of variance with SPSS software.

    Results

    The findings of this study showed that there is a significant difference between three cognitive-behavioral therapies, Emotion focused therapy and Adolescent-centered Mindfulness Therapy in Nomophobia symptoms and sleep quality with control group (P < 0.01). However, there was no significant difference between three cognitive-behavioral therapies, Emotion focused therapy and Adolescent-centered Mindfulness Therapy in affecting the symptoms of Nomophobia and sleep quality (P < 0.05).

    Conclusions

    Self-efficacy can positively and directly increase the relationship between quality of life and emotional maturity with the tendency to adopt.

    Keywords: Cognitive-Behavioral, Emotion-Focused, Mindfulness, Nomophobia, Sleep Quality
  • Nasim Soheili*, Kianoosh Zahrakar, Smail Asadpour, Farshad Mohsenzadeh Pages 72-78
    Introduction

    Nurses face multiple stressors at work in the workplace and these problems are not limited to the work environment and can affect family relationships. The aim of this study was to determine the effect of couples-behavioral couple therapy on the quality of nursing marital relations.

    Methods

    The research method was experimental with repeated sampling design with control group. One month follow up and the statistical population of the study population included all nurses of Bahman hospitals, Ayatollah Mousavi and Imam Hossein Zanjan in the second half of 1397. Among them, 24 nurses who got high score on the Golombok and Rust marriage condition scale was selected, then 12 nurses were randomly selected in the experimental group and 12 nurses were replaced in the control group. The experimental group attended in 16 sessions of 60 minutes of behavioral-combined intervention group counseling. Data were analyzed using repeated measure analysis of variance.

    Results

    Findings showed a significant difference between the performance of the experimental and control groups in the quality of marital relationship in the post-test and after 1 month follow-up.

    Conclusions

    Due to the low quality of couples' marital relationship, it causes widespread stress and inefficiency, and since behavioral-integrative intervention, by improving and increasing interactions between couples, increases marital relationship quality. Therefore, it is recommended that couple of therapists use this method as an effective treatment to enhancing the marital relationship quality.

    Keywords: Nurses, Marital Relationship Quality, Couple Therapy, integrative Behavioral Therapy
  • Mohammad Ebrahim Sarichloo, Farhad Taremian*, Seyed Alireza Haji Seyed Javadi, Behrooz Dolatshahi Pages 79-89
    Introduction

    This study aimed to evaluate the effectiveness of Exposure/Response Prevention (ERP) combined with Eye Movement Desensitization Reprocessing (EMDR) as a treatment for obsessive-compulsive disorder (OCD) patients who experienced stressful life events (SLEs), by comparison to ERP.

    Methods

    This randomized controlled trial was conducted on 60 OCD patients who experienced SLEs and were resistant to medication treatment. Participants were randomized to ERP plus EMDR (n=30) or ERP (n = 30) The Obsessive Beliefs Questionnaire (OBQ-44) were completed before, after the intervention, and after a 3-month follow-up period. Treatment completion was compared using chi‐square tests, analyses of covariance (ANCOVA), repeated measures analysis of variance (ANOVA), Bonferroni post hoc test, and Reliable Change Index (RCI).

    Results

    Dropout was significantly higher in the ERP group (P ˂ 0.05). Reliable change index was significant in both intervention groups (RCI < 1.96). Repeated systematic analysis of variance in both protocols showed a significant effect (P ≤ 0.001) on the recovery of cognitive components of OCD. Analysis of covariance showed more efficacy of EMDR protocol plus ERP than ERP group in terms of over-importance of thoughts (P = 0.001). Bonferroni post hoc test showed a significant difference in the mean cognitive components of OCD in both groups at the post-test and 3-month follow-up compared to the pre-test (P ≤ 0.001).

    Conclusions

    The EMDR plus ERP protocol, compared with ERP protocol, has a higher rate of completion, efficacy, and clinical improvement in OCD cognitive components.

    Keywords: Eye Movement Desensitization Reprocessing, Obsessive Compulsive Disorder, Obsessional Cognitive Components