فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 42 (پاییز 1398)
  • پیاپی 42 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدحسن جمشیدی، ناصر نیکوبخت* صفحات 9-30
    زبان پدیده ای اجتماعی و مهمترین ابزار ارتباطی است. جامعه انسانی بر اساس پاره ای امتیازات خاص آدمیان، خواه ناخواه - هرچند نانوشته- به طبقات متنوعی تقسیم می شود و هر طبقه ملازم شان اجتماعی خود، در مواجهه زبانی با  واژه هایی مخاطب قرار می گیرد و این امر به صورت ساختارهای ویژه و متمایزی نمایان می شود. این پژوهش به بررسی ساختار زبان احترام آمیز در تاریخ بیهقی اشاره دارد. پس از بررسی متن تاریخ بیهقی زبان احترام آمیز او به چهار زیرمجموعه ساختاری طبقه بندی شده است: 1. همراه کردن اوصافی به واژگان و مفاهیم مرتبط با فرد مورد احترام؛ 2.  نسبت ندادن مستقیم فعل به فرد مورد احترام؛ 3.  افزودن صفاتی مثبت به نام فرد مورد احترام؛ 4. افزودن دعاهایی در آغاز و میانه سخن با فرد مورد احترام یا درباره او. در نهایت، با عنایت به چگونگی و بسامد داده های به دست آمده در این چهار زیرمجموعه، نتیجه پژوهش تبیین سبک تاریخ بیهقی در زمینه ساختار زبان احترام آمیز بوده است. سبکی که خبر از عزت نفس مولف به عنوان یک مورخ درباری می دهد و تبیین آن راه را برای مقایسه های بینامتنی و دستیابی به نتایج گسترده تر فرهنگی باز می کند.
    کلیدواژگان: زبان احترام آمیز، تاریخ بیهقی، سبک بیهقی، طبقه اجتماعی
  • اکرم دهقان زاده، محمدرضا احمدخانی*، مریم السادات غیاثیان، مهدی سمائی صفحات 31-69
    فعالیت اصلی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با پیشرفت و توسعه کشور در زمینه های علمی همراه شده و بر این مبنا گروه های واژه گزینی به واژه های علمی و تخصصی پرداخته اند. طبق مصوبه سیصد و سی و یکم شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معادل یابی عبارت است از برگزیدن یک واژه یا عبارت یا صورت اختصاری در مقابل لفظ بیگانه. در این مقاله، به واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی براساس رویکردهای صرفی و زبانشناختی و به منظور ارائه راهکارهای بهینه، جهت واژه گزینی و واژه سازی اصطلاحات پرداخته ایم. این مقاله، از نظر هدف، از نوع پژوهش های نظری است. روش تحقیق این مقاله به صورت تحلیل محتوا می باشد. اطلاعات و مواد اولیه آن به روش اسنادی و سندکاوی کتابخانه ای از کتب و منابع مرتبط گردآوری شده است که شامل کلیه واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی دفتر اول تا سیزدهم (1395-1376) می شود. در این پژوهش، از شیوه تجزیه و تحلیل کیفی استفاده شده است. نتایج برگرفته از این پژوهش نشان می دهد فرهنگستان از تمام امکانات بالقوه و بالفعل واژه سازی در زبان فارسی بهره نبرده است و اینکه واژه سازی بر اساس صرف اشتقاقی، بیش از همه چاره کمبود واژگانی فارسی می باشد. بر اساس یافته های تحقیق از 42800 واژه مصوب با حذف مشترکات، حدود 188 واژه سرواژه، حدود 7 واژه ادغام، حدود 2663 واژه های قرضی، حدود 47 واژه مضاعف سازی و حدود 6700 واژه از راه های اصلی واژه سازی و بقیه ترجمه قرضی هستند و فرهنگستان زبان و ادب فارسی از قیاس و نوآوری برای ساخت واژگان استفاده نکرده است.
    کلیدواژگان: زبان علم، واژه سازی، صرف، واژه های مصوب، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  • طاهره ایشانی*، زینب برزگری صفحات 93-120

    بررسی و تحلیل متون ادبی با رویکردهای نوین علمی و در چارچوب الگوهای مشخص و نظام مند، گامی است در جهت شناسایی ویژگی های زبانی، سبکی و گاه محتوایی آنها به شکلی روش مند و بر پایه آمار و ارقام. یکی از راه های رسیدن به این هدف، تحلیل و بررسی سنجشی آثاری است که دارای نوع ادبی مشترک و همچنین شباهت هایی از نظر زبان و شیوه نگارش هستند. از این رو، در مقاله حاضر بر آن هستیم تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و آماری به تحلیل و بررسی سنجشی نمود بافت تاریخی و فرهنگی بر زبان دو اثر ارزشمند نثر فارسی، یعنی گلستان سعدی و بهارستان جامی با رویکرد فرانقش بینافردی در زبان‏شناسی نقش‏گرا بپردازیم. فرانقش بینافردی به برقراری ارتباط با سایر افراد اشاره دارد. این ارتباطی متقابل است که اهداف خاصی را دنبال می کند؛ نظیر دادن اطلاعات/ کالا/ خدمات و دریافت اطلاعات/ کالا/ خدمات. هرکدام از این نقش ها به وسیله نوع خاصی از بند نشان داده می شوند. اگر گلستان سعدی و بهارستان جامی را که به سنت ادبی- فکری تقریبا مشابهی تعلق دارند نماینده گفتمانی واحد، یعنی تعلیم و تربیت، بدانیم مساله این است که بافت تاریخی و فرهنگی چه تاثیری بر زبان این دو اثر داشته است و مشخصه زبانی وجهیت  که در فرانقش بینافردی مطرح می‏شود و در آن، دو سویه تعامل - فرستنده و گیرنده- مورد توجه قرار می گیرند تا چه حد می تواند نشان دهنده و نمودی از تاریخ فرهنگی این دو اثر باشد؟ از این رو، در مقاله حاضر، حدود 1500 بند منتخب از فصل های مشترک دو اثر با این رویکرد بررسی شده اند. طبق یافته‏ های این پژوهش، تاثیر و نمود بافت فرهنگی بر زبان گلستان و بهارستان آشکار است و سبب تفاوت‏ هایی در نگارش این دو متن نیز شده است. از جمله این که وجه برجسته در این دو اثر، وجه خبری است و بندهای امری، پرسشی و پیشنهادی در قیاس با بندهای خبری کاربرد کمتری داشته اند. این وجهیت غالب سبب شده دو متن گلستان و بهارستان، متونی تک صدا باشند که مبین برتری تک صدایی در نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر است.

    کلیدواژگان: بافت فرهنگی، بهارستان جامی، زبان شناسی نقش گرا، فرانقش بینافردی، گلستان سعدی
  • سیده زهرا ملک پور، محمود رضایی دشت ارژنه* صفحات 121-152

    در پی تبیین جایگاه بخش تاریخی شاهنامه، در این جستار سیمای فیروز در شاهنامه با تواریخ دوره اسلامی مقایسه و روشن شد که شاهنامه از نظر تاریخی نیز یکی از منابع موثق و قابل اعتماد است و در کلیات، ماجراهای عهد فیروز با متون تاریخی هم سوست؛ چنان که شورش فیروز بر برادرش هرمزد و تصاحب سلطنت، قحطی هفت ساله، مردم داری فیروز و مدیریت بحران در دوره قحطی، ساختن شهرهایی در زمان فیروز، جنگ فیروز با خوش نواز، شکست فیروز در رویارویی با خوشنواز و کشته شدنش در خندق، گماشتن سوفرای و بلاش در پایتخت در هنگام لشکرکشی به سرزمین هیاطله، بیست و هفت سال سلطنت فیروز، کین خواهی سوفزای از خوشنواز و برگرداندن غنائم و اسرا هم در شاهنامه و هم در بیشتر منابع تاریخی آمده است و هم سویی قابل تاملی بین شاهنامه و تواریخ عهد اسلامی دیده می شود. بدیهی است که در برخی جزئیات، اختلاف هایی نیز بین شاهنامه و متون تاریخی وجود دارد؛ چنانکه درباره مدت قحطی، خاستگاه خشکسالی، مدت پادشاهی فیروز، تعداد و نام شهرهای ساخته شده به دست فیروز، کیفیت جنگ او با خوش نواز، کنش او در مواجهه با هرمزد، خاستگاه جنگ او با خوش نواز و افراد همراه او در جنگ با خوش نواز اختلافاتی جزئی بین روایت فردوسی و برخی از منابع تاریخی دیده می شود که این اختلافات جزئی حتی در بین خود تواریخ دوره اسلامی نیز مشهود است.

    کلیدواژگان: فیروز بن یزدگرد، شاهنامه، تواریخ دوره اسلامی
  • سید محمود ریحانی، محمود براتی* صفحات 153-185

    وحشی بافقی (939؟-991؟) با ارائه آثاری ماندگار در شعر فارسی، از جمله شاعرانی است که با وجود پیروی از بزرگان ادبی گذشته، توانسته است خود را از تقلید صرف، رهایی دهد و از آن، گامی فراتر نهد. او به جای هنرنمایی های متکلفانه و کاربرد صنایع مفاخره آمیز، تلاش خود را در جهت ارتقای معانی با زبانی سهل و ممتنع، متمرکز کرده است. از ابتکارات وحشی تغییراتی است که در برخی از انواع فرعی غنایی پدید آورده است. در این نوشتار تلاش کرده ایم انواع ادبی و غنایی را در آثار او بررسی کنیم تا از طریق مقایسه، ابتکارات او در چهارچوب و مضمون را بشناسیم. برخی از خلاقیت های این شاعر در سطح وسیع تر پدید آمده و شناخته شده تر است؛ مانند: نقش او در زمینه ارتقای طرز واسوخت در غزل و ترکیب بند، خلق مثنوی فرهاد و شیرین و ناظر و منظور، ابتکار در انواع فرعی طنز، نظیر قسمت نامه و حمارنامه، گسترش ساقی نامه در قالب و وزنی روان تر، سرودن ترکیب بندهایی با مضمون مرثیه و واسوخت و انواعی دیگر، شامل: مناجات نامه، تعمیه و ماده تاریخ، مناظره، نقیضه، اخوانیه، مفاخره نیز ابتکاراتی داشته است که کم تر شناخته شده است.

    کلیدواژگان: انواع ادبی، ادبیات غنایی، شعر فارسی، وحشی بافقی، نوآوری
  • یحیی کاردگر*، فاطمه موسوی صفحات 187-216
    میرزا محمدخان مجدالملک از رجال سیاسی و یکی از منتقدان و نویسندگان عصر قاجار است و «رساله مجدیه»ی او، یکی از نخستین آثار انتقادی منثور فارسی است که پیش از پیروزی انقلاب مشروطه، به نگارش درآمده و معایب و نابسامانی های عصر ناصری را در قالب نثری استوار، انتقادی و طنزآمیز به تصویر درآورده است. مقاله حاضر به شیوه توصیفی_تحلیلی به نقد و تحلیل جنبه های انتقادی این اثر پرداخته است. نویسنده با بهره گیری از شاهکارهای ادب فارسی، شناخت دقیق و عمیق زمانه، زبانی غنی و به کارگیری هنرمندانه ظرافت های هنری، به نقد وزراء، کارگزاران حکومت، علما، عرفا، پادشاه و تحصیل کردگان پرداخته و از رواج رشوه و تعارف، اخلاق ناپسند و شیوه نامطلوب حکمرانی حاکمان، اخذ مالیات های سنگین از مردم، منفعت طلبی علما، دورویی عرفا، سکوت و غفلت پادشاه و بی مایگی تحصیل کردگان از فرنگ برگشته، انتقاد کرده است. مجدالملک با نگاه دقیق به اوضاع عصر قاجار، بهره گیری از ظرفیت های گوناگون زبان فارسی و سرانجام استفاده هنرمندانه از شگردهای بلاغی در انتقاد از اوضاع زمانه، اثری پرجاذبه در حوزه ادبیات انتقادی عرضه کرده که می تواند الگوی درخوری در زمینه ادبیات انتقادی به شمار آید.
    کلیدواژگان: ادبیات انتقادی، نثر دوره قاجار، میرزا محمدخان مجدالملک، رساله مجدیه
  • زهره زرنگار*، مجید پویان، یدالله جلالی پتدری صفحات 217-251
    شاعران سبک خراسانی به عینیت گرایی علاقه نشان داده اند؛ چنانکه شعر ایشان را می توان مظهر «وقایع تاریخی» و «شخصیت های موثر» آن عصر دانست. فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی بخش عمده زندگی و فعالیت شاعرانه خویش را در عهد غزنویان طی کردند. برغم آنکه این دو شاعر در سلسله ای واحد و با فاصله زمانی کوتاه، هر دو به سبک خراسانی شعر می سرودند، در شعر ایشان، علاوه بر شباهت های طبیعی در امر واقع نگری که شاهدی بر ادامه نوع خاصی از رفتارهای اجتماعی است، تفاوت هایی ملاحظه می شود که کمتر مورد توجه محققان واقع شده است؛ به خصوص، تفاوت در توصیف جزئیات شخصیت ها و رخدادها که حاصل نوع نگرش شخصی شاعر، زندگی پیشین او قبل از ورود به دربار و برخی ضروریات زمانه است. علاوه بر این، تامل در دلایل وصف ممدوحان و مغضوبانی که گاهی رابطه مستقیمی با شاعر ندارند، بلکه تحت تاثیر پسند ممدوح و حتی انحلال هویت مداح در ممدوح به شعر وارد شده اند، نشان می دهد که صدور احکام کلی در مورد واقع نگری شاعران خراسانی چندان دقیق نبوده است. از دیگر یافته های این تحقیق، تاثیر برخی مسائل، از جمله حب و بغض ها بر واقع نگری و تضعیف آن است، به نحوی که در چنین مواردی لازم است تا محققان از طریق تفسیر، تاویل، قیاس و سایر ابزارهای پژوهشی، چیزهای واقعی را از آنچه تحت تاثیر احساسات شاعر به واقعیت اضافه شده، تفکیک کنند.
    کلیدواژگان: واقع نگری، وقایع تاریخی، شخصیت های تاریخی، فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی
|
  • Mohammad Hassan Jamshidi, Naser Nikoobakht * Pages 9-30
    The human societies have to follow the requirements and the elimination of the concepts of class and dignity and their associated class phenomenon respect. The main manifestation of this phenomenon is language. In language, it would be special and distinct structure appears. In this study, the structure of the respectful language on Tarikh-e- Beihaghi, in the range of Persian language studied. In this regard the determination of several non-structural measures such as addressing and the absence, in their own language and the language of the characters and the Beihaghi dual-respect, respectful language structure is classified into four subgroups. The first subset of attributes that are associated with individual words and concepts are respected added. The second subset based on lack of direct action organized in one respect. The third set includes the following positive attributes that are added to respect the person's name. And the fourth set of prayers that come at the beginning and middle of a conversation with someone you respect or talk about. Finally, with regard to the data obtained in the four subsidiaries, style Beihaghi date in respect of the structure of language is explained.
    Keywords: Respectful language, Tarikh -e- Beihaghi, Beihaghi style, Social class
  • AKRAM DEHGHANZADE, MOHAMMADREZA AHMADKHANI *, MARYAMSADAT GHIASIAN, Mahdi Samai Pages 31-69
    The main activity of Academy of Persian Language and Literature is accompanied with progress and development of country on the basis of the science and in this regard the terminology work groups have dealt with the specialized and scientific lexis. In this research we study approved terms of Academy of Persian Language and Literature based on linguistic and morphological approaches to present optimal ways for terminology work and word formation. The research is theoretical and the way of research is content analysis in method of qualitative analysis. The terms and the related data which are all the approved terms of Academy of Persian Language and Literature, thirteen note (1395-1376), which were collected in library method. The findings of the research revealed that Academy of Persian Language and Literature did not exploit of all potential and actual abilities of word formation in Persian language and word formation based on derivational morphology is the best solution for deficit of lexis of Persian language. The study showed from all the approved terms (32800), about 1310 loan word ( except for Arabic words and omitting the common words), about 17 terms reduplication( omitting the common words) and just 7656 terms ( omitting the common words) were formed from main ways of word formation and the rest of terms are calque and there is not any innovation in the approved terms of Academy of Persian Language and Literature.
    Keywords: science language, word formation, morphology, approved terms, Academy of Persian Language, Literature
  • Tahrreh Ishani *, Zeinab Barzegari Pages 93-120

    The study and analysis of literary texts with modern scientific approaches is a step towards identifying language features, their style and sometimes their content in a systematic manner based on figures. One of the ways to achieve this goal is to analyze and evaluate works that have a common genre, as well as similarities in terms of language and writing. Therefore, in the present paper, we are going to analyze and evaluate the historical and cultural context on the language of two valuable works of Persian literature, Golestan  and Baharestan, by using a descriptive-analytical and statistical method, with the interpersonal metafunction in SFL. If Sa’di’s Golestan and Jami’s Baharestan have a similarity to the same literary-intellectual tradition, then the question is how the historical and cultural context has an effect on the language of these two works, and also modality in these two texts, how much can be a reflection of the cultural history of the two texts? Hence, in the present research, about 1500 chosen clauses have been selected from the joint chapters of these two works. According to the findings of this research, the impact of cultural context on the language of Golestan and Baharestan is evident and caused differences in the writing of these two texts, which is discussed in detail in the paper.

    Keywords: Cultural Context, Baharestan, Functional linguistics, Golestan
  • SEYYEDEH ZAHRA MALEKPOOR, Mahmood Rezaii * Pages 121-152

    Following the explanation of the historical position of Shahnameh, in this study, Firouz’s character in Shahnameh has compared with the Islamic historical texts, and it became clear that Shahnameh is one of the reliable historical sources too, and in general, is consistent with historical texts about the adventures of Firouz era; as Firouz's rebellion against his brother, Hurmazd, and taking the reign, seven years famine, Firooz's humanity, and the management of the crisis during the famine, the construction of cities in Firouz era, Firouz’s war with Khoshnavaz, the defeat of Firouz in confrontation with Khoshnavaz and being killed in the bay, appointing Sufra and Belash in the capital during the battle in front of Hephthalite’s king, twenty-seven years of the reign of Firuz, taking revenge from Khoshnavaz by Sufra and the return of trophies and captives, are all mentioned in Shahnameh and most of Islamic historical sources; and there is a conspicuous reconciliation between Shahnameh and the historical texts of the Islamic period. Obviously, in some details, there are differences between Shahnameh and the historical texts; as in the length of the period of famine, the duration of the kingdom of Firouz, the number and names of cities were built by Firuz, the method of his war with Khoshnavaz, his reactions in confrontation with Hurmazd, the reason of his war with Khoshnavaz, and his companions in the battle with Khoshnavaz, there are some differences between Ferdowsi's narrative and some historical sources.

    Keywords: Firooz son of Yazdgerd, Shahnameh, the Islamic Historical texts
  • Seid Mahmoud Reihani, Mahmoud Barati * Pages 153-185

    Vahshi Bafghi, by presenting enduring works in Persian poetry, is one of the poets who, despite the adherence to past literary pioneers, has been able to rid himself of mere imitation and go beyond it. Instead of arrogant inspiration and the use of hollow technics, he has focused his efforts on promoting meaning and language in an easy and unobtrusive language. Among his innovations are the changes that have been made in some of the subcategories of lyrical literature. In this article, we have tried to consider some types of literary and lyrical literature. Some of his creations are wider and more well-known, like his role in improving the attitude in the sonnet and synthesis, the creation of Masnavi Farhad and Shirin and the Observer and Observed, the initiation of various types of satire, such as the letter of letter and letter of honor, the expansion of the creativity in the form and weighing of the lighter, the compilation of compositions with the theme of poetry and wisdom and other types such as: Mourning, Baptism, History, Debate, Neglect, Ephesus, Blessed are also less well-known innovations.

    Keywords: Literary types, Encyclopedia, Persian Poetry, Vahshi Bafghi, Innovation
  • Yahya Kardgar *, Fatemeh Mousavi Pages 187-216
    Mirza Mohammad Khan Majd al-Mulk was one of the political, critic and writers of Qajar period and his"Majdieh epistle" is one of the first literary Persian critique that before the victory of constitutional Revolution has been written and the defects and the disturbances of Nasseri era has illustrated in firm, critical and humorous publication. This essay tries to study this work in a descriptive, analytic way. The author by using the master piece of Persian literary, times subtle and deep recognizing, rich living language and using the artistic elegances skillfully has been criticized by ministers, government agents, scholars, mystics, the monarch and educated people, and the spread of bribes dedications, inappropriate ethics and undesirable manner of governors rulings, heavy taxes on the people, the profiteering of the religious authorities, the hypocrisy of the mystics, the silence and negligence of the king, and the superficial knowledge of educated people who returned from Europe. Majdolmolk, with a close look at the Qajar era, using various capacities of the Persian language, and finally the artistic use of rhetorical techniques in criticizing the epoch situations, has presented a magnificent work in the field of critical literature that can be a critical example of critical literature.
    Keywords: Critique literature, Prose of Qajar era, Mirza Mohammad Khan Majd al-mulk, Majdieh epistle
  • Zohre Zarnegar *, Majid Puyan, YADOLLAH JALALI PANDARI Pages 217-251
    One of the most important characteristics of the Khorasani Poetry Style is “literary representation”. The poets of this era were so bounded to objectivism, that their poems are a mirror before the face of historical events of the day. In this era, governmental shelter on Persian language and literature caused a qualitative- quantitative development of the poets and their poetry. Among the poets of this era, Farrokhi Sistani and Manouchehri Damghanai have spent their life in the Ghaznavids’ courts: Farrokhi in the king Mahmud’s and Manouchehri in the king Masoud’s one. Although these two poets live in the same Ghaznavid’s court, in very closed periods of time, and both have the same Khorasani Style in their poetry, there are differences in the method of their representation of historical realities, along with some usual similarities. In this survey which is held through a library- comparative- analytical method, we will try to show the similarities and differences of their way of representing the historical events and characters. It is cleared that these two poets are both subjectivists and have shown the features of their own lives, related political men, praised men, disfavored men, and simply described ones, along with historical events like: wars, deposals, installations, celebrations, and the mourning ceremonies. However, there are differences in the amount, accuracy and favoritism of the data which are bounded to the characteristic of the poet and the day’s necessities.
    Keywords: Literary Representation, Historical events, Historical characters, Farokhi Sistani, Manouchehri Damghanai