فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • لیلا مقتدر*، صدیقه پاک سرشت صفحات 327-336
    زمینه و هدف

    سندرم پیش از قاعدگی مجموعه ای از علائم جسمی و روانی است که درفازلوتئال سیکل قاعدگی روی می دهد. مطالعه حاضر به منظور مقایسه اثربخشی درمان گروهی شناختی رفتاری با هیپنوتیزم شناختی گروهی بر کاهش افسردگی دانشجویان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش به شیوه کارآزمایی بالینی و در بین دانشجویان دانشگاه آزاد شهر رشت در سال 1397 انجام گرفت. با نمونه گیری تصادفی تعداد 30 نفر از دانشجویان با سندرم پیش از قاعدگی انتخاب و به طور تصادفی بین 3 گروه شامل دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. دو گروه اول به ترتیب 8 جلسه درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی هیپنوتیزم دریافت نموده و گروه سوم درمانی نگرفت. پرسشنامه محقق ساخته جمعیت شناختی 8 سوالی سندرم پیش از قاعدگی و پرسشنامه افسردگی بک در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی لامتریکس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آماری نشان داد هر دو درمان شناختی رفتاری و هیپنوتیزم شناختی بر کاهش افسردگی این سندرم موثر بوده (p<0/001) به علاوه تفاوت معنی داری بین این دو وجود دارد و هیپنوتیزم بیشتر از درمان شناختی بر افسردگی دانشجویان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی اثر داشته است(0/002=P).

    نتیجه گیری

     نتایج پژوهش بیانگر موثر بودن درمان های روان شناختی در درمان سندرم پیش از قاعدگی بوده و با توجه به عوارض کمتر این درمان ها، توصیه به استفاده بیشتراز این نوع درمان ها در مقایسه با درمان های دارویی می گردد.

    کلیدواژگان: سندرم پیش از قاعدگی، درمان شناختی رفتاری گروهی، هیپنوتیزم شناختی، افسردگی
  • راحیل قلی پور، روناک شاهوی*، گلبهار قادرخانی صفحات 337-346
    مقدمه

    مراقبت های مامایی تاثیر شگرفی در کاهش مرگ و میر مادر و نوزاد دارد به طوری که افزایش دسترسی زنان به خدمات مامایی با کیفیت به یک تلاش جهانی تبدیل شده است. با توجه به اینکه سلامت و پیشرفت هر جامعه تا حدود زیادی بر سلامت زنان استوار است، این مطالعه با هدف تعیین کیفیت مراقبت های مامایی از دیدگاه گیرندگان خدمات با استفاده از الگوی سروکوال در مراکز جامع سلامت شهر سنندج در سال 1396 انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی تحلیلی 1920 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر سنندج جهت دریافت مراقبت های مامایی مورد مطالعه قرار گرفتند. روش نمونه گیری به صورت چند مرحله ای بود .برای گردآوری داده ها از پرسش  نامه سروکوال استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS-23  آمار توصیفی، آزمون های تی زوجی و مستقل و آنالیز واریانس انجام شد.

    یافته ها

    در تمام ابعاد کیفیت خدمات ارائه شده شکاف منفی وجود داشت. بیشترین شکاف در بعد اطمینان(69/1-) و کمترین شکاف در بعد پاسخگویی(58/1-) به دست آمد. همچنین ارتباط معنی داری بین شکاف کیفیت و سن (P=0/001)، سطح تحصیلات (P=0/001) و شغل (P=0/003) دیده شد.

    نتیجه گیری

    در همه ابعاد کیفیت، سطح انتظارات مراجعین از سطح ادراکات آن ها بالاتر بود. پیشنهاد می شود به نظرات و شکایات مراجعین توجه شود، ضمن دسترسی به کارکنان در مواقع نیاز، ارائه خدمات در همه ساعات اداری انجام شود ووسایل و تجهیزات مورد استفاده به روز و مدرن شود.

    کلیدواژگان: الگوی سروکوال، مراقبت های مامایی، کیفیت، گیرندگان خدمات، مراکز جامع سلامت
  • مریم علی اشرف جودت، لیلا آلیلو*، سهیلا آهنگر زاده رضایی، رسول قره آغاجی اصل صفحات 347-354
    زمینه و هدف

    اثرات داروهای بیهوشی عمومی و تشنج درمانی ناشی از الکتروشوک، احتمال بروز تغییراتی در قلب و عروق را افزایش می دهند. مطالعه با هدف بررسی تاثیر ماساژبازتابی بر شاخص های فیزیولوژیک پس از الکتروشوک درمانی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش کارآزمایی بالینی بر روی 56 بیمار مبتلا به افسردگی پس از الکتروشوک درمانی به روش نمونه گیری در دسترس با تخصیص تصادفی با دو گروه مداخله و گروه کنترل انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه جمعیت شناسی و فرم ثبت علایم حیاتی و ابزار آن بود. در گروه مداخله بعد از دریافت الکتروشوک درمانی و هوشیار شدن بیمار علایم حیاتی ثبت و ماساژبازتابی 20دقیقه در نقاط بازتابی انجام شد. چک علایم حیاتی ده دقیقه بعد از اتمام مداخله انجام و با نتایج چک علایم حیاتی بلافاصله بعد از هوشیاری و یک ساعت بعد گروه کنترل مقایسه و با نرم افزار SPSS24 و آزمون های من ویتنی و ویلکاکسون تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار فشارخون قبل و بعد از مداخله در گروه کنترل(47/11±60/111) و گروه مداخله(54/10±92/114) بود. آزمون من ویتنی و ویلکاکسون نشان دادند میانگین و انحراف معیار فشارخون بین و درون گروه کنترل و مداخله اختلاف معناداری دارند. میانگین و انحراف معیار نبض بعد از مداخله درگروه کنترل (83/4±35/83) و در گروه مداخله (07/5±64/78) بود. آزمون من ویتنی و ویلکاکسون نشان دادند میانگین و انحراف معیار فشارخون بین و درون گروه کنترل و مداخله اختلاف معناداری دارند.

    نتیجه گیری

    ماساژبازتابی بر بهبود سریع شاخص های فیزیولوژیک پس از الکتروشوک درمانی در بیماران مبتلا به افسردگی موثر بوده و سبب آرامش و متعادل شدن شاخص های فیزیولوژیک بیماران گردید. پرستاران می توانند با این روش به عنوان شاخه ای از طب مکمل در تعادل شاخص های فیزیولوژیک بیماران موثر باشند.

    کلیدواژگان: افسردگی، الکتروشوک درمانی، شاخص های فیزیولوژیک، ماساژبازتابی
  • فاطمه کیانی، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی*، کامران حاجی نبی صفحات 355-367
    زمینه و هدف

    کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روند رو به رشد جمعیت سالمندان را تجربه می کنند. سالمندان با خطر نگهداری بیشتر در بیمارستان مواجه هستند. با افزایش تعداد بیماری ها در سالمندان، ایجاد بیمارستان دوستدار سالمند مورد تاکید است. این مقاله عوامل موثر بر گسترش بیمارستان های دوستدار سالمند در ایران را بررسی کرده است.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی به مدت 3 ماه در سال 1397 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پزشکان، پرستاران و پیراپزشکان سطح بیمارستان های کشور می باشد که 408 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه مشخصات فردی(7 عبارت) و پرسش نامه بیمارستان دوستدار سالمند محقق ساخته(57 عبارت) پس از انجام روایی و پایایی انجام شد. داده ها با نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد، سپس با نرم افزار AMOS تاییدیه تحلیل عامل اکتشافی حاصل گردید.

    یافته ها

    در تحلیل اکتشافی، 7 مولفه اصلی شناسایی شد که به ترتیب شامل: اخلاق در مراقبت با 8 متغیر و واریانس 84/8 درصد، محیط فیزیکی با 9 متغیر و واریانس 75/7 درصد، فرآیند مراقبت با 6 متغیر و واریانس 69/7 درصد، محیط عاطفی و رفتاری با 6 متغیر و واریانس 38/7 درصد، حمایت سازمانی با 6 متغیر و واریانس 33/7 درصد، سیستم های ارائه خدمت با 6 متغیر و واریانس 99/5 درصد، سیاست گذاری با 6 متغیر و واریانس 56/5 درصد. این 7 مولفه 56/50 درصد واریانس کل را تبیین می کنند.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های مطالعه، توجه به عوامل اخلاق در مراقبت، محیط فیزیکی، فرایند مراقبت، محیط عاطفی و رفتاری، حمایت سازمانی و سیاست گذاری، می تواند در گسترش بیمارستان دوستدار سالمند در ایران موثر باشد.

    کلیدواژگان: بیمارستان دوستدار سالمند، گسترش، تحلیل عاملی
  • مجتبی حیدری، مسعود لطفی زاده*، رضا مسعودی، زهرا ایازی صفحات 368-377
    زمینه و هدف

    مدیران برای اخذ تصمیمات مهم در حال یادگیری هستند و سازمان های یادگیرنده نیز تاکید بر یادگیری مداوم برای بقاء در شرایط رقابتی دارند. هدف پژوهش بررسی ارتباط بین جرات ورزی با سبک های تصمیم گیری و یادگیری سازمانی مدیران بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد بوده است.

    روش بررسی

    مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی می باشد، 200 نفر از مدیران بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد سال 1397، به روش تمام شماری مورد مطالعه قرارگرفتند. داده ها با سه پرسشنامه استاندارد سبک تصمیم گیری اسکات و بروس(1995)، پرسشنامه استاندارد جرات ورزی گمبریل و ریچی(1957) و پرسشنامه استاندارد یادگیری سازمانی نیفه(2001)، جمع آوری و با استفاده از آمارتوصیفی، محاسبه ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل واریانس یک سویه و رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS 16 مورد سنجش قرارگرفت.

    یافته ها

    میانگین نمره جرات ورزی 5/14±24/88، سبک تصمیم گیری 6/9±70/45 و یادگیری 53/7±51/43 در حد نسبتا متوسطی می باشد. بین میانگین نمره جرات ورزی با سبک های تصمیم گیری و یادگیری سازمانی رابطه وجود دارد. بین میانگین نمره سبک های تصمیم گیری با یادگیری سازمانی رابطه وجوددارد و سبک های تصمیم گیری می تواند یادگیری سازمانی را پیش بینی کند. بین میانگین نمره جرات ورزی با یادگیری سازمانی رابطه وجود دارد و جرات ورزی می تواند یادگیری سازمانی را پیش بینی کند. بین میانگین نمره جرات ورزی، سبک های تصمیم گیری و یادگیری سازمانی با برخی متغیرهای دموگرافیک (سن، جنس، نوع قرارداد، تحصیلات، وضعیت شغلی) رابطه وجود دارد.

    نتیجه گیری

    میزان یادگیری سازمانی مدیران بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد مرتبط با جرات ورزی آنان بوده، همچنین به وسیله آشنا ساختن مدیران با سبک های تصمیم گیری مختلف می توان در بهبود تصمیمات سازمانی گامی موثر برداشت.

    کلیدواژگان: جرات ورزی، سبک های تصمیم گیری، یادگیری سازمانی، مدیران
  • هانیه خرازی نوتاش، علی خادمی، جلیل باباپور*، مرضیه علیوندی وفا صفحات 378-387
    زمینه و هدف

    احساس خودکارآمدی پایین در مدیریت درد و ترس از پیشرفت بیماری از مشکلاتی هستند که لزوم دریافت خدمات روان شناختی به افراد مبتلا به سردردهای میگرنی را ضروری می‍نماید. هدف پژوهش تعیین تاثیر درمان فراشناختی بر خودکارآمدی درد و ترس از پیشرفت بیماری در پرستاران مبتلا به سردردهای میگرنی انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه می‍باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه پرستاران مبتلا به میگرن شهر تبریز سال 98-1397 بود. 30 نفر براساس ملاک‍های ICHD-3 و دریافت نمره بالاتر از یک انحراف معیار در پرسشنامه سنجش علایم سردرد میگرن، تشخیص بیماری میگرن را دریافت کرده بودند، بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در گروه‍های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه ها پرسشنامه های خودکارآمدی درد نیکلاس (1989) و ترس از پیشرفت هرشباخ (2011) را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. درمان فراشناختی گروهی طی 10 جلسه 60 دقیقه ای در گروه آزمایش اعمال شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها بااستفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره و تک متغیره در نرم افزار SPSS.23 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد درمان فراشناختی بر افزایش خودکارآمدی درد و کاهش ترس از پیشرفت بیماری در پرستاران مبتلا به سردردهای میگرنی به صورت معناداری موثر می‍باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه درمان فراشناختی در افزایش خودکارآمدی درد و کاهش ترس از پیشرفت بیماری پرستاران مبتلا به سردردهای میگرنی تاثیر دارد، از این رو، آموزش این رویکرد درمانی به عنوان یک روش مداخله‍ای موثر در سطح بیمارستان‍ها توصیه می‍شود.

    کلیدواژگان: درمان فراشناختی، خودکارآمدی درد، ترس از پیشرفت بیماری، میگرن، پرستاری
  • هادی اسمخانی اکبری نژاد، محمد قمری*، جعفر پویامنش، قربان فتحی اقدم صفحات 388-401
    زمینه و هدف

    عمل ماستکتومی زنان را دچار نگرانی از بدریختی بدن و افسردگی میکند؛ که باعث اختلال در عملکرد میشود. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی روایت درمانی و رفتاردرمانی عقالنی هیجانی بر نگرانی از بدریختی بدن و افسردگی زنان با تجربه جراحی پستان بود.

    روش بررسی

    پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. زنان ماستکتومی شده شهر تبریز که سال 1397 در دوره پرتودرمانی بودند با نمونه گیری دردسترس انتخاب و تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. ابزارهای اندازه گیری، سیاهه نگرانی از تصویر بدن و پرسشنامه افسردگی بک بودند. آزمودنی ها درمان مختص خود را در 8 جلسه 5.1ساعته دریافت کردند. تحلیل یافته ها از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام گرفت

    یافته ها

    نتایج نشانداد در پس آزمون، نمره نگرانی از بدریختی بدن گروه روایت درمانی و رفتاردرمانی عقلانی هیجانی در مقایسه با گروه کنترل، کاهش یافته و نمره افسردگی گروه روایت درمانی و رفتاردرمانی عقلانی هیجانی نسبت به گروه کنترل کمتر شده است. همچنین در مرحله پیگیری، اثر روایت درمانی بر متغیر نگرانی از بدریختی بدن (50/23) و افسردگی (60/16) و اثر رفتاردرمانی عقالنی هیجانی بر نگرانی از بدریختی بدن (50/49) و افسردگی (90/16) ماندگار است. تاثیر روایت درمانی بر نگرانی از بدریختی بدن بیشتر از تاثیر رفتاردرمانی عقلانی هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری است اما در مراحل پس آزمون و پیگیری متفاوت از هم نیست.

    نتیجه گیری

    روایت درمانی و رفتاردرمانی عقلانی هیجانی، هر کدام به ترتیب سبب رهایی از فشار کلان روایت ها و تغییر باورهای غیرمنطقی میشوند؛ این امر منجر به کاهش نگرانی از بدریختی بدن و افسردگی در زنان با تجربه جراحی پستان شده است، در نتیجه می توان از آنها به عنوان یک مداخله بالینی موثر در این بیماران استفاده کرد.

    کلیدواژگان: روایت درمانی، رفتاردرمانی عقلانی هیجانی، نگرانی از بدریختی بدن، افسردگی، جراحی پستان
  • الناز یزدان پرست، سید حسن قربانی، ملیحه داودی*، فائزه سادات شواکندی صفحات 402-413
    زمینه و هدف

    نارسایی قلبی یک مشکل عمده روبه رشد است که بیماران، خانواده و شبکه اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. هر چقدر سطح دریافت حمایت اجتماعی خانواده بیشتر باشد؛ افراد در معرض خطر کمتری از نظر پیشرفت بیماری های نارسایی قلبی قرار می گیرند. هدف از این پژوهش تعیین ارتباط بین حمایت اجتماعی خانواده و نگرانی های مبتلایان به نارسایی قلبی بود.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در آن از روش نمونه گیری سرشماری استفاده شد. تعداد 150 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، حمایت اجتماعی خانواده و نگرانی های مرتبط با بیماری بود. پس از جمع آوری، داده ها کدگذاری و وارد نرم افزار SPSS نسخه 19 شد و با استفاده از این نرم افزار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها 

    میانگین نمره کل حمایت اجتماعی خانواده 34/39 ± 62/228 و نگرانی های مرتبط با بیماری24/26 ± 32/78 به دست آمد. آنالیز داده ها نشان داد؛ تمام ابعاد حمایت اجتماعی خانواده با میزان نگرانی های مرتبط با بیماری در بیماران ارتباط مثبت و معنادار دارد(p<0/05). همچنین نمره کل حمایت اجتماعی خانواده با نمره کل نگرانی های مرتبط با بیماری مثبت و معناداری نشان داد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پیشنهاد می شود؛ برنامه ریزان مراقبتی و مسئولین ترتیبی اتخاذ نمایند؛ تا سیستم های حمایتی در این گروه از بیماران تقویت و بدین طریق کیفیت زندگی آنان بهبود یابد.

     

    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی خانواده، نگرانی های مرتبط با بیماری، نارسایی قلبی
|
  • Leila Moghtader*, Sedigheh Pakseresht Pages 327-336
    Background & Aim

    Premenstrual syndrome (PMS) is defined as a set of physical and psychological symptoms occurring during the luteal phase of the menstrual cycle. This study aimed to compare the effectiveness of group cognitive behavioral therapy and group cognitive hypnotism on decreased depression among female students with PMS.

    Materials and Methods

    This clinical trial was conducted on female students of Rasht, Iran in 2017. In total, 30 students with PMS were selected by random sampling and randomly divided into three groups, including two experimental groups and one control group. While eight sessions of cognitive behavioral therapy and hypnosis cognitive therapy were held for the first and second groups, respectively, the third group received no treatment. Data were collected using an eight-item researcher-made PMS questionnaire and Beck Depression Inventory in two pretest and posttest stages. In addition, data analysis was carried out using the covariance analysis and Lamtriks post hoc.

    Results

    In this study, both therapy methods were effective in reducing depression among women with PMS (P<0/001). However, hypnosis had a greater impact on PMS, compared to the other method, showing a significant difference in this regard (P=0.002).

    Conclusion

    According to the results of the study, the psychological therapies affected PMS among the subjects. It is recommended that these methods be applied more than pharmaceutical methods due to their fewer complications.

    Keywords: Premenstrual Syndrome, Group Cognitive Behavioral Therapy, Group Cognitive Hypnotism, Depression
  • Rahil Gholipour, Roonak Shahoei*, Golbahar Ghaderkhani Pages 337-346
    Introduction

    Midwifery care has a dramatic effect on reducing maternal and infant mortality, as women's increased access to quality midwifery services has become a global effort. Considering that the health and progress of each society are largely based on women's health, the aim of this study was to determine the quality of midwifery care from the viewpoint of service recipients using the SERVQUAL model in Sanandaj comprehensive health centers in 2017.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, 1920 women who were referred to comprehensive health centers in Sanandaj were studied for midwifery care. The sampling method was multi-stage. For data collection, the SERVQUAL questionnaire was used. Data were analyzed by SPSS-23 software using descriptive statistics, paired and independent t tests and ANOVA.

    Results

    In all aspects of the quality of service provided there was a negative gap. The highest gap in the reliability dimension(69/1-) and the lowest gap in the responsiveness dimension  (58/1-) were obtained. There was also a significant relationship between quality gap and age (P=0/001), education level (P=0/001)  and occupation (P=0/003).
    Conclusio: In all aspects of quality, the level of customer expectations was higher than their perceptions. It is recommended to pay attention to the comments and complaints of clients, while providing access to staff in case of need, to provide services at all office hours, and to use modern equipment .

    Keywords: SERVQUAL pattern, midwifery care, quality, service recipients, comprehensive health centers
  • Maryam Ali Ashraf Jodat, Leyla Alilu*, Soheila Ahangarzadeh Rezaei, Rasool Qara Aghaji Esle Pages 347-354
    Background & Aim

    The effects of general anesthesia and seizure caused by electroconvulsive therapy increase the risk of cardiovascular changes. This study aimed to evaluate the effect of reflexology on physiological indices after electroconvulsive therapy.

    Materials and Methods

    This clinical trial was performed on 56 patients with depression, who were selected by stratified random sampling after an electroconvulsive therapy and randomly allocated to the intervention and control groups. Data were collected using a demographic characteristics questionnaire and a vital sign record form and its tools. In the intervention group, vital signs were recorded after electroconvulsive therapy and patients’ vigilance, followed by performing a 20-minute reflexology session at reflex points. The vital signs were measured 10 minutes after the intervention and compared to vital signs immediately after vigilance and with the control group one hour later. In addition, data analysis was performed in SPSS version 24 using the Mann-Whitney U and Wilcoxon test.

    Results

    In this study, the mean and standard deviation of blood pressure in the control and intervention groups were estimated at 111.60 ±11.47 and 114.92±10.54, respectively. Moreover, the results of Mann-Whitney and Wilcoxon test were indicative of a significant intra and intergroup difference between the control and intervention groups in terms of the mean and standard deviation of patients’ blood pressure. After the intervention, the mean and standard deviation of pulse in the control and intervention groups were reported to be 83.35±4.83 and 78.64±5.07, respectively. According to the results, there was an intra and intergroup difference between the control and intervention groups in terms of the mean and standard deviation of patients’ blood pressure.

    Conclusion

    According to the results of the study, reflexology affected the rapid improvement of physiological indices after ECT in depressed patients and caused relaxation and balance of physiological indices in these patients. Therefore, nurses can use this method as a branch of complementary medicine to be effective in balancing the physiological indices of patients.
    Keywords: Depression, Electrotherapy, Physiological Indices, Reflexology

    Keywords: DDepression, Electrotherapy, Physiological Indices, Reflexology
  • Fatemeh Kyani, Mahmoud Mahmoudi Majdabadi Farahani*, Kamran Hajinabi Pages 355-367
    Background & Aim

    Developing countries such as Iran experience a growing phenomenon of aging, and the elderlies are at a risk of longer hospital stay. The increasing number of elderly patients necessitates the establishment of age-friendly hospitals. This study aimed to determine the factors affecting the development of age-friendly hospitals in Iran using factor analysis.

    Materials and Methods

    This descriptive, analytic and cross-sectional study was performed during three months in 2018. The statistical population included physicians, nurses, and paramedical staff  of hospitals from across the country. In total, 408 subject were selected by cluster sampling. Data were collected using a demographic characteristics questionnaire (seven items) and the researcher-made age-friendly hospital questionnaire (57 items). In addition, data analysis was performed in SPSS version 22, and the exploratory factor analysis was confirmed by AMOS.

    Results

    The exploratory analysis identified seven main components, including ethics in care (eight variables and variance 8.84%), physical environment (nine variables and variance 7.75%), care process (six variables and variance 7.69%), emotional and behavioral environment (six variables and variance 7.38%), organizational support (six variables and variance 7.33%), healthcare systems (six variables and variance 5.99), and policy-making (six variables and variance 5.56%). All the seven factors explained 50.56% of total variance.

    Conclusion

    According to the results of the study, attention to factors including ethics in care, physical environment, care process, emotional and behavioral environment, organizational support, healthcare systems, and policy-making factors can lead to the development of age-friendly hospitals in Iran.

    Keywords: Age-Friendly Hospital, Development, Factor Analysis
  • Mojtaba Heidari Hafshejani, Masoud Lotfizadeh*, Reza Masoudi, Zahra Ayazi Pages 368-377
    Background & Aim

    Managers are always learning to make critical decisions, and learning organizations emphasize continuous learning to survive in the current competitive environment. This study aimed to evaluate the relationship between assertiveness and decision making styles and organizational learning of health managers of Shahrekord University of Medical Sciences.

    Materials and Methods

    This descriptive, analytical, and correlational study was performed on 200 health managers of Shahrekord University of Medical Sciences selected by census sampling. Data were collected using three standard questionnaires of Scott and Bruce decision making style (1995), Gambler and Richie's standard assertiveness questionnaire (1957), and Niefe's standard learning questionnaire (2001). Data analysis was performed on SPSS version 16 using descriptive statistics, the Pearson’s correlation coefficient, independent t-test, Kolmogorov-Smirnov test, one-way ANOVA and regression analysis.

    Results

    The mean score of assertiveness (88.24±14.5), decision making style (45.70±9.6), and learning (43.51±7.53) were at an average level. There was a relationship between the mean score of assertiveness with decision making styles and organizational learning (P<0.05). Morevoer, there is an association between the mean score of decision-making styles and organizational decision making, and decision-making styles could predict organizational learning (P<0.05). Furthremore, a relationship was observed between the mean score of assertiveness and organizational learning, and assertiveness could predict organizational learning (P<0.05). Finally, the results were indicative of a relationship between the mean score of assertiveness, decision making styles and organizational learning with some demographic variables (age, gender, type of contract, level of education, and occupational status) (P<0.05).

    Conclusion

    According to the results of the study, the level of organizational learning of health managers at Shahrekord University of Medical Sciences was related to their assertiveness. Therefore, effective steps could be taken toward the improvement of organizational decisios by familiarizing managers with different decision making styles

    Keywords: Assertiveness, Decision Making Styles, Organizational Learning, Managers
  • Haniye Kharazi Nutash, Ali Khademi, Jalil Babapour*, Marzieh Alivandi Vafa Pages 378-387
    Background & Aim

    Feeling of low self-efficacy in management of pain and fear of disease progression are some of the problems that necessitates the need for psychological services for people with migraine headaches. Therefore, this study aimed to determine the effect of metacognitive therapy on the self-efficacy of pain and fear of disease progression in nurses with migraine headaches.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental research had a pretest-posttest design and a control group and was carried out all nurses with migraine in Tabriz, Iran during 2018-2019. In total, 30 individuals who were diagnosed with the disease based on ICHD-3 criteria and by receiving a score higher than standard deviation in the migraine headache symptom questionnaire were selected by purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups of 15 participants. The groups completed the pain self-efficacy questionnaire by Nicholas (1989) and fear of progression questionnaire by Herschbach (2011) as a pre-test and post-test. Group metacognitive therapy was performed in 10 sessions of 60 minutes (two sessions weekly for five weeks) in the experimental group while the control group received no intervention. Data analysis was performed in SPSS version 23 using multivariate and univariate covariance analysis.

    Results

    According to the results of covariance analysis, the metacognitive therapy had a significant effect on the increase of self-efficacy of pain and reduce of fear of disease progression in nurses with migraine headaches.

    Conclusion

    Considering that metacognitive therapy was effective in increasing the self-efficacy of pain and reducing the fear of progression in nurses with migraine headache, it is recommended that this therapeutic approach be considered as an effective interventional method at the hospital level.

    Keywords: Metacognitive Therapy, Self-efficacy of Pain, Fear of Disease Progression, Migraine, Nursing
  • Hadi Smkhani Akbarinejhad, Mohammad Ghamari*, Jaffar Pouyamanesh, Ghorban Fathi Agdam Pages 388-401
    Background & Aim

    The mastectomy increases the chance of body dysmorphic concern and depression among women, which can impair their functioning. This study aimed to compare the effect of narrative therapy and rational emotive behavior therapy on the body dysmorphic concern and depression in women with breast surgery experience.

    Materials and Methods

    This quasi-experimental study had a pretest-posttest design and a follow-up. The statistical population included mastectomized women in Tabriz, Iran undergoing radiotherapy, who were selected by available sampling and randomly divided into three experimental and control groups in 2018. Data collection tools were body image concern inventory and Beck’s depression inventory. Members of both experimental groups received treatment in eight sessions of 1.5 hours. Data analysis was performed in SPSS version 24 using repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc test.

    Results

    The posttest results showed that the score of body dysmorphic concern decreased in the narrative therapy and emotional behavior therapy groups, compared to the control group, and the depression score decreased in the mentioned groups, compared to the control group. In the follow-up, the effect of narrative therapy on the body dysmorphic concern (23.50) and depression (16.60) and the effect of emotional behavior therapy on body dysmorphic concern (49.50) and depression (16.90) was sustainable. However, narrative therapy had a higher impact on body dysmorphic concern, compared to raitonal emotional behavior therapy, in the posttest stage.

    Conclusion

    Narrative therapy and rational emotive behavior therapy resulted in release from metanarratives and change of irrational beliefs, which led to decreased body dysmorphic concern and depression in women with breast surgery. Therefore, these methods could be used as effective clinical interventions for these patients.

    Keywords: Narrative Therapy, Rational Emotive Behavior Therapy, Body Dysmorphic Concern, Resilience, Depression, Breast Surgery
  • Elnaz Yazdanparast, Seyed Hasan Ghorbani, Malihe Davoudi*, Faeze Shavakandi Pages 402-413
    Background & Aim

    Heart failure is a major growing problem that affects patients, their families, and the social network. The higher the level of social support provided by families, the lower the risk of heart failure progression in individuals. This study aimed to determine the relationship between family social support and disease-related concerns of patients with heart failure.

    Materials & Methods

    This descriptive-analytical study was performed on 150 patients selected by census method. A questionnaire containing information of demographic characteristics, family social support, and disease-related concerns of patients was applied to collect the data. In addition, data analysis was carried out in SPSS version 19 after collecting and coding the data.

    Results

    The mean total score of family social support and disease-related concerns was 228.62±39.34 and 78.32±26.44, respectively. Data analysis showed that all aspects of family social support had a positive and significant relationship with the disease-related concern (P<0.05(. Moreover, the total score of the family social support had a positive and significant correlation with the total score of the disease-related concerns in patients.

    Conclusion

    The results confirmed the role of family support in improvement of mental health of patients. Therefore, it is suggested that a family-centered and cooperative nursing intervention be designed to involve family members in the care process of patients with heart failure.

    Keywords: Family Social Support, Illness-Related Concerns, Heart Failure