فهرست مطالب

توانمندسازی کودکان استثنایی - سال دهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال دهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/23
  • تعداد عناوین: 10
|
  • الهه نایبی*، رضا پاشا، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صعادی صفحات 1-13
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی انفرادی و گروهی بر تاب آوری در دانش آموزان دبستانی مبتلا به نقص توجه- بیش فعالی بود.

    روش

    جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبستانی مبتلا به نقص توجه- بیش فعالی شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 60 نفر از آنان انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 20 دانش آموزان) قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه های آزمایش تحت بازی درمانی انفرادی (10 جلسه 45 دقیقه ای) و بازی درمانی گروهی (10 جلسه 60 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که هر دو بازی درمانی انفرادی و گروهی بر افزایش تاب آوری دانش آموزان دبستانی مبتلا به نقص توجه- بیش فعالی اثربخش بودند (0.01p<)، همچنین نتایج نشان داد، بازی درمانی انفرادی، دارای تاثیر بیشتری بر بهبود تاب آوری دانش آموزان دبستانی مبتلا به نقص توجه- بیش فعالی بود (p<0/01).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد از بازی درمانی انفرادی و گروهی می توان در افزایش تاب آوری در دانش آموزان ADHD بهره برد. پیشنهاد می شود در مدارس از این دو درمان برای کودکان استفاده نمود.

    کلیدواژگان: بازی درمانی انفرادی، بازی درمانی گروهی، تاب آوری و نقص توجه- بیش فعالی
  • هاجر لطفعلی، منصوره حاج حسینی*، یاسر مدنی صفحات 15-28
    هدف

    پژوهش حاضر به بررسی اثر بخشی آموزش مبتنی بر هنر بر اضطراب و حرمت خود دانش آموزان دختر دبستانی می پردازد.

    روش

    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان دبستان دخترانه صبای نور، واقع در منطقه دو شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. از بین جامعه فوق، نمونه گیری به صورت در دسترس و با جایگزینی تصادفی انجام شد. بدین صورت که با استفاده از سیاهه اضطراب حالت- صفت اسپیلبرگر (1983) و سیاهه حرمت خود کوپر اسمیت (1954)، همه دانش آموزان پایه پنجم انتخاب شده و مورد آزمون قرار گرفتند. بر حسب این آزمون ها، افرادی که نمره اضطراب بالاتر از میانگین(اضطراب حالت = 6/29 و اضطراب صفت = 3/37) و نمره حرمت خود کلی پایین تر از میانگین (7/34) داشتند، مشخص شدند و از بین آن ها 24 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب و به تصادف در دو گروه 12 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. به منظور اجرای پژوهش، گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت آموزش گروهی مبتنی بر هنر قرار گرفتند و مجددا در پس آزمون هر دو گروه به سنجش درآمدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره، تفاوت معنادار میان گروه آزمایش و گواه را در هر دو متغیر اضطراب و حرمت خود نشان داد (P<0/05).

    نتایج

    بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت آموزش گروهی مبتنی بر هنر بر کاهش اضطراب و افزایش حرمت خود دانش آموزان دبستانی موثر بوده است.

    کلیدواژگان: آموزش گروهی مبتنی بر هنر، اضطراب، حرمت خود
  • محمد آقایی نژاد، مریم چرامی*، احمد غضنفری، طیبه شریقی صفحات 29-43
    هدف

    پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی مداخله بهنگام والد محور سالهای باورنکردنی بر مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر 7-5 سال انجام شد.

    روش

    روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود که در سال 1397 در مراکز استثنایی شهرستان لردگان مشغول به تحصیل بودند. از بین آن ها به روش تصادفی 30 نفر که دارای مشکلات رفتاری بودند بر اساس مقیاس مشکلات رفتاری راتر(1975،فرم والدین) انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره(آزمایش و کنترل) گمارده شدند و سپس والدین گروه آزمایشی در 12 جلسه تحت برنامه مداخله ای سالهای باورنکردنی قرار گرفتند و والدین گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ای را در طی این مدت دریافت نکردند. پس از اتمام دوره مداخله و 3 ماه بعد، آزمون مشکلات رفتاری راتر(فرم والدین) بار دیگر بر روی دو گروه به ترتیب بعنوان پس آزمون و پیگیری اجراشد. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در میزان مشکلات رفتاری در خرده مقیاسهای(پرخاشگری و بیش فعالی، ناسازگاری اجتماعی، رفتار ضداجتماعی و کمبود توجه) تفاوت معنی دار آماری(0/005>p) وجود دارد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان از برنامه مداخله سالهای باورنکردنی به منظور کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی به عنوان یک روش مداخله ای موثر استفاده نمود.

    کلیدواژگان: سالهای باورنکردنی، کم توان ذهنی، مشکلات رفتاری، مداخله بهنگام، والدمحور
  • سجاد اسکندری، کیوان کاکابرایی*، سعیده السادات حسینی، حسن امیری صفحات 45-54
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش دیویس بر بهبود مهارت های خواندن، برنامه ریزی و سازماندهی دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری انجام شد.

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان با ناتوانی یادگیری در مراکز ناتوانی های یادگیری 1، 2، 3 و 4 در شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1398-1397 بود. نمونه آماری 30 نفر از این دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایشی (15 دانش آموز) و گواه (15 دانش آموز) گمارده شدند. ابتدا پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو (ویلکات و همکاران، 2011) برای هر دو گروه (توسط والدین) تکمیل گردید و سپس در آزمون برج لندن (شالیس، 1982) شرکت کردند. گروه آزمایشی در جلسات آموزش دیوس شرکت کردند. گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. سپس پرسشنامه های ذکر شده دوباره برای هر دو گروه توسط والدین تکمیل و دو گروه در آزمون برج لندن شرکت کردند. داده ها از طریق آزمون آماری تحلیل کوواریانس تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین نمرات مهارت های خواندن، برنامه ریزی و سازماندهی در پس آزمون در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که روش آموزش دیویس با شناسایی مشکلات مربوط به نارساخوانی باعث بهبود مهارت خواندن و با تمرکز بر فرایندهای تفکر موجب افزایش توانایی فرد در مهارت های سازماندهی و برنامه ریزی می شود.

    کلیدواژگان: روش آموزش دیویس، مهارت های خواندن، برنامه ریزی و سازماندهی، ناتوانی های یادگیری
  • نجمه عباس زاده، یوسف دهقانی*، سید موسی گلستانه صفحات 55-69
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین میران اثربخشی تکنیک های بازی درمانی گروهی بر حساسیت اضطرابی، درماندگی و تاب آوری دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد.

    روش

    این پژوهش از طرح شبه آزمایشی پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دچار اختلال یادگیری مراجعه کننده به مرکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر به تعداد 253 نفر در سال تحصیلی 98-1397 بود. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 40 نفر که ویژگی های لازم را داشتند فهرست و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه حساسیت اضطرابی ریس، پترسون، گورسکی و مکنالی (1986)، پرسشنامه درماندگی آموخته شده کوینلس و نلسون (1988) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفت. داده های حاصل از پژوهش با آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد تکنیک های بازی درمانی گروهی در گروه آزمایش موجب بهبود حساسیت اضطرابی، درماندگی و تاب آوری شده است و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند (0/05˂P).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های به دست آمده از مطالعه حاضر می توان نتیجه گیری کرد که آموزش تکنیک های بازی درمانی گروهی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای در بهبود حساسیت اضطرابی، درماندگی و تاب آوری دانش آموزان با اختلال یادگیری استفاده شود.

    کلیدواژگان: بازی درمانی گروهی، تاب آوری، حساسیت اضطرابی، درماندگی، اختلال یادگیری
  • حمیده خیراتی*، باقر غباری بناب، طاهر احمدی صفحات 71-84
    هدف 

    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی مادران کودکان با اختلال یادگیری ویژه انجام شد.

    روش

    طرح پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران دانش آموزان سوم تا پنجم مراجعه کننده به مراکز ناتوانی های یادگیری شهر ارومیه در سال تحصیلی 95-96 تشکیل می دادند. از میان آنها، 30 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش وکنترل (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند.گروه آزمایش برنامه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در طی هشت جلسه یک و نیم ساعته را دریافت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه های تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران (2001) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندورال (2010) بودند که توسط پژوهشگر به عنوان پس آزمون در اختیار مادران قرار گرفت و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نسخه 22 نرم افزار spss تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش هیجانات منفی (05/0P<)، و افزایش هیجانات مثبت (05/0P<) در مادران کودکان با اختلال یادگیری ویژه گردیده است. همچنین یافته ها نشان داد که برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی موجب افزایش انعطاف پذیری شناختی (05/0P<) در مادران کودکان با اختلال یادگیری ویژه شده است و بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری از لحاظ متغیرهای مذکور وجود دارد.

    نتیجه گیری

    براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش مشکلات روان شناختی و افزایش سلامت روان در مادران کودکان با اختلال یادگیری ویژه می شود.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی، اختلال یادگیری ویژه
  • مهین دخت رئیسی دستگردی، مژگان عارفی* صفحات 85-95

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس بر نگرش های ناکارآمد و نگرانی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان دارای اختلال اختلال اضطراب فراگیر شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز دارای اختلال اضطراب فراگیر از بین جامعه آماری با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (15 دانش آموز در گروه آزمایش و 15 دانش آموز در گروه گواه). گروه آزمایش مداخلات درمانی 12 جلسه ای مربوط به درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس را در طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی است که گروه گواه هیچگونه مداخله ای را در طول پژوهش دریافت نکرد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)؛ پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (دیوی و ولز، 2006) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (بک و همکاران، 1988) بود. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش توسط نرم افزار (SPSS) ویرایش 23 با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس صورت گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس بر نگرش های ناکارآمد و نگرانی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب فراگیر تاثیر معنادار دارد (0/001>p).

    کلیدواژگان: اختلال اضطراب فراگیر، درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس، نگرش های ناکارآمد، نگرانی
  • زهره اسمعیل زاده* صفحات 97-108
    هدف

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری بر اساس تئوری انتخاب بر رابطه والد- کودک و نشانه های بالینی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای می باشد.

    روش

    روش پژوهش شبه آزمایشی با مراحل پیش آزمون- پس آزمون و آزمون پیگیری است. از نوع پژوهش های شبه آزمایشی با مراحل پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری است. تعداد 26 نفر از والدین دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای مراجعه کننده به مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره به همراه پدران و مادرانشان با استفاده از روش نمونه گیری گزینش در دسترس، به عنوان نمونه اصلی پژوهش انتخاب شدند و سپس در دو گروه مساوی سیزده نفری والدینشان، به شرح زیر به طور تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایشی در برنامه آموزش مهارتهای فرزندپروری شرکت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. . ابزارهای مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه ارتباط والد - فرزند پیانتا (1994) و پژوهش پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) می باشد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد آموزش فرزندپروری بر اساس تئوری انتخاب منجر به بهبود رابطه والد- کودک و کاهش نشانه های بالینی اختلال نافرمانی مقابله ای (در مولفه های ضدیت و بیش جنبشی) شد و بر مولفه های دقت و اختلال ترکیبی تاثیر معنادار نداشته است.

    نتیجه گیری

    آموزش مهارتهای والدینی مبتنی بر تئوری انتخاب می تواند منجر با تقویت رابطه با والدین می تواند منجر به کاهش مشکلات رفتاری کودکان شود.

    کلیدواژگان: فرزندپروری، تئوری انتخاب، رابطه والد- کودک، اختلال نافرمانی مقابله ای
  • محمد عاشوری*، معصومه یزدانی پور صفحات 109-124
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری در کودکان عادی و ناشنوای پیش دبستانی در شهر اصفهان انجام شد.

    روش

    این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، متخصصان، مادران کودکان عادی و ناشنوای پیش دبستانی شهر اصفهان در سال 1397-1398 بودند. نمونه به ترتیب شامل 10، 310 و 62 نفر از متخصصان و مادران کودکان عادی و ناشنوا می شد که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای تعیین روایی صوری و محتوایی از نظر ده متخصص استفاده شد. شاخص روایی محتوایی به روش لاواشه و روش والتز و باسل به دست آمد و شاخص روایی سازه به روش تحلیل عاملی محاسبه شد. پایایی مقیاس با استفاده از روش آلفای کرونباخ به دست آمد.

    یافته ها

    مقیاس در پنج خرده مقیاس شامل 42 سوال چهار گزینه ای طراحی شد. روایی صوری و محتوایی (شاخص روایی محتوایی کل= 83/0) تائید شد. شاخص روایی محتوایی برای هر یک از خرده مقیاس های خودتنظیمی، شایستگی اجتماعی، همدلی، مسئولیت پذیری و دانش هیجانی به ترتیب 83/0، 89/0، 83/0، 81/0 و 84/0 بود. پایایی مقیاس با آلفای کرونباخ برای نمره کل 88/0 و برای هر یک از خرده مقیاس ها به ترتیب 87/0، 86/0، 90/0، 84/0 و 86/0 به دست آمد.

    نتیجه گیری

    مقیاس ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری برای کودکان عادی و ناشنوای پیش دبستانی، ابزاری روا و پایا است. بنابراین، قابلیت استفاده در جامعه ایرانی را دارد و می توان از آن برای ارزیابی ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان عادی و ناشنوای پیش دبستانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ارزش های اجتماعی هیجانی، تاب آوری، ویژگی های روان سنجی، هنجاریابی
  • نواب کاظمی*، سیمین حسینیان، وحید رسول زاده صفحات 125-138
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سرسختی روان شناختی و نشخوار فکری در مادران دارای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه انجام شد.

    روش

    روش پژوهش، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شهرستان طارم در سال تحصیلی 98- 1397 بود. تعداد 20 نفر از مادران به عنوان نمونه پژوهش از طریق نمونه گیری در دسترس از مرکز اختلال یادگیری رشد انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10) و گروه کنترل (10) جایگزین شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش (هفته ای 1 جلسه؛ هر جلسه 120 دقیقه) شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکرد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های سرسختی اهواز (1377) و سبک پاسخ های نشخواری نولن هوکسیما و مورو (2008) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مکرر و نرم افزار spss 25 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به افزایش معنادار سرسختی روان شناختی و مولفه های آن (0/05<p) و کاهش نشخوار فکری مادران دارای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه منجر شده است (0/05<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، استفاده از آموزش ذهن آگاهی در جهت ارتقاء سرسختی روان شناختی و کاهش نشخوار فکری مادران دارای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با هدف ایمن سازی روانی آن ها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آموزش ذهن آگاهی، سرسختی روانشناختی، اختلال یادگیری خاص، نشخوار فکری
|
  • Elahe Nayebi *, Reza Pasha, Saeed Bakhtiarpour, Zahra Eftekhar Saadi Pages 1-13
    Aim

    The purpose of this study was to the comparison of the effectiveness of individual and group play therapy on resilience in elementary school students with attention deficit hyperactivity disorder.

    Methods

    The statistical population of this study included all elementary school students Tehran City in year academic 2018-2019, using a targeted sampling method, 60 of them were selected and randomly assigned to two experimental groups and one control group (each group of 20 Student). To collect data resilience questionnaire of Conner & Davidson (2003). This quasi-experimental study was conducted with a pretest-posttest design with control group. The experimental groups underwent individual play therapy (10 sessions 45 minutes) and group play therapy (10 sessions 60 minutes), but the control group received no training. Data were analysed using Covariance Analysis.

    Results

    The results showed that both individual and group play therapy were effective to increasing the resilience of elementary school students with attention deficit hyperactivity disorder (p<0.01). Also, the results showed that individual play therapy had a greater effect on the improvement of resilience of elementary school students with attention deficit hyperactivity disorder (p<0.01).

    Conclusion

    the results showed that individual and group play therapy can be used to increase the fluctuation in ADHD students. It is suggested that these two treatments be used in schools for ADHD children.

    Keywords: individual play therapy, group play therapy, resilience & attention deficit hyperactivity disorder
  • Hajar Lotfali, Mansoure Hajhosseini *, Yaser Madani Pages 15-28
    Purpose

    The present study determines the effectiveness of art-based group training on anxiety and self-esteem in female students in elementary school.

    Method

    this study was pseudo-experimental with pre-test and post-test with a control group. The statistical population of this study included all the students of Sabaye Noor Girls' Elementary School, located in Tehran's second district in the academic year of 2017-18. From the above community, the sample was obtained via available sampling methodology and randomly placed. Spielberger's state-trait anxiety inventory (1983), and Coopersmith's self-esteem inventory (1954), was used to evaluate all fifth-grade students. Those with anxiety score above the mean (state anxiety=29/6 and trait anxiety=37/3) and a lower general self-esteem score (34/7), resulted in Twenty-four individuals being selected as the sample groups, with12 subjects in treatment and control group. In order to conduct the research, the experimental group underwent art-based group training in eight sessions and were reassessed in the post-test phase.

    Findings

    results of multivariate covariance analysis showed significant differences in to variable anxiety and self- esteem between the test and control groups. (P <0.05).

    Results

    According to research findings, it can be concluded that art-based group training has been effective in reducing anxiety and increasing self-esteem in students.

    Keywords: Art-based group training, Anxiety, Self-esteem
  • Mohammad Aghayinejad, Maryam Chorami *, Ahmad Ghazanfari, Tayebeh Sharifi Pages 29-43
    Objective

    The aim of the present study was to determine the effectiveness of a parent-centered intervention during an incredible years on behavioral problems of mentally retarded children with 5-7 years of age.

    Method

    The research method was experimental with pretest-posttest design and follow-up with control group. The statistical population included all educated mentally retarded students who were studying in special centers in Lordegan in 2018. Among them, 30 people with behavioral problems were selected randomly based on Rutter's Behavioral Problems Scale (1975, Parent Form) and were randomly assigned to two groups of 15 (experimental and control) and then the parents of experimental group Twelve sessions underwent an incredible year's intervention program and the control group's parents received no intervention during this time. After the intervention period and 3 months later, Rutter's Behavioral Problems Test (Parent Form) was again administered to the two groups as post-test and follow-up, respectively. The obtained data were analyzed by repeated measures ANOVA using spss22 software.

    Results

    The results showed a significant difference between the performance of the experimental and control groups in the rate In the subscales (aggression and hyperactivity, social maladaptation, antisocial behavior, and attention deficit disorder) (p <0.005).

    Conclusion

    According to the results, the intervention program of the incredible years can be used as an effective intervention to reduce the behavioral problems of mentally retarded children

    Keywords: incredible years”, “mentally retarded”, behavioral problems”, timely intervention”, parenting
  • Sajad Eskandari, Keivan Kakabraee *, Saeidehalsadat Hosaeni, Hasan Amiri Pages 45-54
    Aim

    This study aimed to investigate the effectiveness of Davis training method on improving reading, planning and organizing skills of students with learning disabilities.

    Methods

    The research method was semi-experimental with pretest- posttest and a control group. The statistical population included all children with learning disabilities in learning centers 1, 2, 3 and 4 in Kermanshah city in the academic year 2018-2019. A sample of 30 of these students was selected by simple random sampling and randomly assigned to two experimental groups (15 students) and a control group (15 students). At first, the Colorado Learning Problem Questionnaire (Wilkot et al., 2011) was completed for both groups (by parents) and then participated in the London Tower Test (Shalice, 1982). The experimental group then participated in Davis training method sessions. The control group did not receive. Then the questionnaires were completed again by both parents for both groups and the two groups participated in the London Tower test. The data were analyzed by using statistical test of covariance analysis.

    Results

    The results showed that average scores of reading, planning and organizing skills in the post- test in experiment group were significantly increased in comparison with control group.

    Conclusion

    Based on the findings of the research, it can be concluded that Davis training method improves read skills with identify problems related to dyslexia and increases planning and organizing ability with focusing on the processes of thought.

    Keywords: Davis training method, reading skills, planning, organizing, learning disabilities
  • Najmeh Abbsazadeh, Yousef Dehghani *, Seyed Mousa Golestaneh Pages 55-69
    Aim

    The aim of this study was to investigate of the effectiveness of group play therapy techniques on anxiety sensitivity, helplessness and resiliency in students with learning disabilities.

    Methods

    This study was semi-experimental pre-test, post-test, and follow-up with control and experimental group. The statistical population consisted of 253 students with learning disabilities who had been referred to the Center for Learning Disabilities of Boushehr province’s Department of Education in 2018-2019 school year. Of these, using convenience sampling and considering the requirements of the research project based on Colorado Learning Difficulties Questionnaire (2011), Wechsler Intelligence Scale of Children, the fifth Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorder (DSM-5), 40 students were selected and assigned to an experimental group and a control group. The measurement tools were Anxiety Sensitivity Questionnaire (1986), Learned Helplessness Questionnaire (1988) and Connor-Davidson Resiliency Scale (2003). The experimental group received 12 sessions (45 minutes each) of group training. For statistical data analysis, mixed variance analysis with repeated measures design is used.

    Results

    Findings showed that group play therapy techniques training has a significant effect on anxiety sensitivity, helplessness and resiliency and this effect remains unchanged in the two-month follow-up phase (P<0.05).

    Conclusion

    Finally, we may conclude that group play therapy techniques training, as an effective and functional intervention, could be used to improve anxiety sensitivity, helplessness and resiliency of students with dyscalculia.

    Keywords: group play therapy, resiliency, helplessness, learning disabilities
  • Hamideh Kheirati *, Bagher Ghobari Bonab, Taher Ahmadi Pages 71-84
    Aim

    The aim of this study on the effectiveness of training mindfulness-based on emotion cognitive regulation and cognitive flexibility mothers of children with specific learning disability.

    Method

    The study was a pretest-posttest experimental design with a control group. Statistical population included all mothers of students from third to fifth in the Urmia city centers learning disabilities formed the 2016-2017 school year. Of these, 30 were selected by simple random sampling method and the experimental group (15) people and control group (15) were randomly replaced. The experimental group therapy based on mindfulness in eight and a half hour session was conducted. The instruments used in this study were questionnaires, prepared by Garnefski et al. (2001), as well as Cognitive Flexibility Questionnaire by Dennis and Vander Wal in (2010) made as post-test questionnaires to the mothers were then collected data using SPSS 22 software and Covariance Analysis Method were analyzed.

    Results

    The results showed that mindfulness-based intervention reduces negative emotions (P<0/05) and increase positive emotions (P<0/05). The findings also showed that mindfulness-based programs increased cognitive flexibility (P<0/05) in mothers of children with specific learning disability And there is a significant difference between the experimental and control groups.

    Conclusion

    According to the findings, it can be concluded that a program based on mind-awareness reduces psychological problems and increases mental health in mothers of children with special learning disabilities.

    Keywords: : mindfulness, emotion cognitive regulation, cognitive flexibility, specific learning disorder
  • Mahin Dokht Reeisi Dastgerdi, MOZHGAN AREFI * Pages 85-95

    The present study was conducted to determine the effectiveness of cognitive therapy according to Dougas model on inefficient attitudes and worry in the students with generalized anxiety disorder. The research method was quasi-experimental with pretest, posttest and control group design The statistical population included students with generalized anxiety disorder in academic year 2017-18 in the city of Isfahan. 30 students with generalized anxiety disorder were selected from the statistical population purposive non-random sampling method and were randomly replaced into experimental and control groups (15 student in the experimental and 15 in the control group). The experimental group received twelve ninety-minute sessions of therapy interventions related to cognitive therapy based on Dougas model during three months once a week while the control group didn’t receive any intervention during the study. The applied instruments included generalized anxiety disorder questionnaire (Spitzer, et.al, 2006), Pennsylvania state worry questionnaire (Davi and Katrait Haton, 2004), inefficient attitudes scale (Beck et.al, 1988). Data analysis from the study was done via SPSS23 software through descriptive statistics and ANCOVA method. The results of data analysis showed that cognitive therapy based on Dougas model has significantly influenced inefficient attitudes and worry and in the students with generalized anxiety disorder (p<0.001)

    Keywords: generalized anxiety disorder, cognitive therapy based on Dougas model, inefficient attitudes, worry
  • Zohreh Esmaelzade * Pages 97-108
    Aim

    The purpose of the present study was to determine the effectiveness of parenting education based on choice theory on parent-child relationship and clinical symptoms of children with oppositional defiant disorder.

    Method

    The research method is quasi-experimental with pre-test, post-test and follow-up. It is a quasi-experimental research with pre-test, post-test and follow-up tests. 26 parents of students with oppositional defiant disorder referred to Psychological and Counseling Services along with their fathers and mothers were selected as the sample of the study using available sampling method and then were divided into two equal groups of thirteen. Their parents were randomly assigned to the following. The experimental group participated in the parenting training program and the control group received no intervention. The instruments used in this study are the parent-child communication questionnaire (1994) and the study of pediatric symptoms questionnaire (CSI-4).

    Result

    Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. Findings showed that parenting training based on choice theory improved parent-child relationship and reduced clinical symptoms of oppositional defiant disorder (in oppositional and hyperactivity components) and had no significant effect on the components of accuracy and combined disorder.

    Conclusion

    Teaching parenting skills based on choice theory can lead to a stronger relationship with parents can reduce children's behavioral problems.

    Keywords: Parenting, Choice Theory, Parent-Child Relationship, oppositional defiant Disorder
  • Mohammad Ashori *, Masoumeh Yazdanipour Pages 109-124
    Aim

    The purpose of the present research was to standardization and investigation of the psychometric properties of social-emotional assets and resiliency scale for normal and deaf preschool children.

    Methods

    This study was a descriptive research and survey type. The statistical population of the present research were experts and mothers of normal and deaf preschool children in Isfahan city in 2018-2019 academic year. The sample includes 10, 310 and 62 experts and mothers of normal and deaf children respectively who were selected randomly. The viewpoints of 10 experts were gathered to assess the questionnaire’s face and content validity. Lawashe method and Waltz & Bausell method were used to calculate content validity index. Construct validity was analyzed using factor analysis. The reliability of scale was calculate using Cronbach’s alpha.

    Results

    The scale was constructed in 5 subscales and 42 items with a set of 4 answer choices for each question. The face validity and content validity (CVI=0/83) was confirmed satisfactory. Content validity index was 0/83, 0/89, 0/83, 0/81 and 0/84 for subscales of self-regulation, social competence, empathy, responsibility and emotion knowledge, respectively. The reliability using Cronbach’s alpha was 0/88 for the total score and 0/87, 0/86, 0/90, 0/84 and 0/85 for the subscales, respectively.

    Conclusion

    The social-emotional assets and resiliency scale for normal and deaf preschool children has been shown to be a valid and reliable tool. Therefore, has capable to be used in Iranian society and can be used for assessing emotional competency of normal and deaf preschool children.

    Keywords: Psychometric properties, resiliency, Social-emotional assets, standardization
  • Navab Kazemi *, Simin Hoseinian, Vahid Rasolzadeh Pages 125-138
    Purpose

    The aim of this study was to investigate the effect of mindfulness education on psychological hardiness and rumination in mothers with students with specific learning disabilities.

    Method

    The research method was quasi-experimental with pre-test-posttest and follow-up with control group. The statistical population of the study consisted of all mothers of students with specific learning disabilities of roshd of Tarom in the academic year of 2018-19. A sample of 20 mothers was selected through available sampling and randomly divided into two groups of experimental (10) and control (10). The experimental group participated in 8 sessions (1 week session, 120 minutes each session), while the control group did not attend these sessions. For data collection, Ahwaz hardiness questionnaire (1998) and the style of rumination responses of Nolenkussima and Moro (2008) were used. Data were analyzed using repeated analysis of variance and software spss 25.

    Findings

    The results of this study showed that mindfulness education led to a significant increase in psychological hardiness and its components (p≥0.05) and decreased mental rumination among mothers of students with specific learning disabilities (p≥0.05).

    Deduction

    According to the findings of this study, the use of mindfulness education to promote psychological hardiness and reduction the mental rumination of mothers with specific learning disabilities with the aim of their psychosomatic immunization is suggested.

    Keywords: Mindfulness Education, hardiness, Special Learning Disabilities, Ruminating