فهرست مطالب

  • پیاپی 87 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اسد آبشیرینی* صفحات 7-32

    یکی از شیوه های نثر نویسی در روزگار معاصر به انعکاس امر واقع بیرونی در جهان داستان معطوف است. این شیوه، به شکلی گسترده، در آثار نویسندگان رئال و ناتورال ایران نمود یافته است. صادق چوبک یکی از نویسندگان برجسته معاصر است که به جهت ارائه واقعیت از نوعی دیگر، به مدد زبان ویژه نثر خود، به وجهی از امکانات زبان هنری دست یافته است که او را هم در سبک شخصی و هم در مکتب رئال ناتورال، از سر آمدان نحله داستان نویسی ایران کرده است. هدف پژوهش پیش رو، واکاوی فرآیند خلق معنای واقعیت است که به استفاده چوبک از هنر سازه هایی در دو محور هم نشینی و جانشینی برای رسیدن به ارائه موفق واقعیتی زبان بنیاد، فارغ از دخالت خود محورانه سوژه، انجامیده است. نگارنده در پژوهش حاضر، با شیوه تحلیلی انتقادی و استفاده از نظریه های مرتبط منتقدان این حوزه، نثر رئال ناتورال چوبک و جنبه های آن را بررسی و نقد کرده و در پی برجسته ترکردن جوانبی از زبان چوبک بوده است که فراتر از بررسی های معمول ناتورالیستی، با بخشیدن حیثیتی هنری به نثر او، به ترازی از داستان نویسی نائل می شود که راه را برای تحلیل های نوپدید در حوزه نقد زبان نثر، بر منتقدان این نحله هموار می کند؛ زیرا نثر چوبک از نوع نثرهای پیش پاافتاده که داستانی واقعی را نقل می کنند و زبانی ارجاعی دارند نیست، بلکه نثری هنری است.

    کلیدواژگان: داستان نویسی، چوبک، رئالیسم، ناتورالیسم، زبان، محور جانشینی، محور هم نشینی، واقعیت، سوژه
  • اکرم برازنده*، امیربانو کریمی صفحات 33-45

    قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید، اثر ابوطالب مکی، متن سازمانی و متمکنی است که در تثبیت و تخلید گفتمان تصوف بسیار موثر بوده است؛ زیرا جریان فربه تصوف در اواخر سده دوم در بستر دین مفصل بندی شد و از میان گفتمان های معارضی چون فقاهت و کلام و فلسفه گذشت. این جریان در دوره ای تکوین یافته که عقل گرایی افراطی، جدال های فقهی، مناقشات فلسفی و نزاع های سیاسی و اجتماعی بر کل جامعه اسلامی سایه افکنده بود. ایده پردازان تصوف، با بررسی و شناخت خلاها و دال های تهی، رهیافت های حاکم بر جامعه را به مدد منطق تفاوت گفتمانی گزاره های غایب و مهجور  برجسته کردند و با استمداد از شیوه تاویل، گزاره های گفتمانی خود را پربار ساختند و کم کم توانستند گفتمان تصوف را منسجم کنند و غالب این اهتمام، به صورت عینی، تا حدودی در کتاب قوت القلوب، که آن را ملتقای دو گفتمان دانشمندی و بینشمندی می دانیم، تبلور یافته است. برای تحصیل این مهم، از روش و الگوی تحلیل گفتمانی جفت گفتمان ساز لاکلاو و موفه بهره جستیم و نشان دادیم که ابوطالب مکی چگونه توانسته گزاره های غایب، مهجور و تهی شده فقه را با استفاده از شیوه تاویل ترمیم کند.

    کلیدواژگان: ابوطالب مکی، قوت القلوب، گفتمان دانشمندی، گفتمان بینشمندی، لاکلاو و موفه، نثر عرفانی
  • یدالله بهمنی مطلق*، منصوره هوش السادات صفحات 47-66

    ترکیبات باهم آیند در زبان شناسی به زنجیره ای از واژه ها گفته می شود که با یکدیگر هم نشین می شوند و یک سازه معنایی تشکیل می دهند؛ مانند ترکیبات وصفی و اضافی. نوآوری در این حوزه یکی از وظایف اصلی شعر خلاق و ماندگار است. غزلیات شمس یکی از آثار برجسته ادب فارسی است که ترکیب سازی از مشخصه های بارز سبکی آن محسوب می شود. مولانا برای بیان اندیشه والا و عرفانی خود به آفرینش صدها سازه نو زبانی پرداخته و از انواع هنجارگریزی بهره گرفته است تا تنگنای موجود واژگان را وسعت بخشد یا از آوردن واژه ها و ترکیبات تکراری بپرهیزد. در میان آثار او، غزلیات شمس نمونه ای تمام عیار از جوشش اندیشه محسوب می شود. در بافت غزل های او صدها ترکیب وصفی نو مانند «اندیشه کژمژ»، «خیال بادشکل»، «بهانه های زرین» و ترکیبات اضافی نو چون «اوباش خیالات»، «جهان رنگ و بو»، «تره زار دل» یافت می شود که به بررسی و تحلیل نیاز دارد. نوآوری های مولانا به ترکیبات وصفی و اضافی محدود نمی شود و گونه های مختلف سازه های نو در قالب اشتقاقات و ترکیبات اسمی، صفتی، قیدی و فعلی نو در غزلیات او یافت می شود، اما در این جستار صرفا به بررسی و تحلیل این نوع از نوآوری های او پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد مولانا با استفاده از این ترکیبات کنایه ها و استعاره های نو و بدیعی در زبان فارسی خلق کرده و علاوه بر توانمندسازی زبان با پرهیز از کاربرد ترکیبات و واژه های تکراری بر جاذبه های آن افزوده و اندیشه های بیان نشدنی خود را در قالب زبان به تصویر کشده است.

    کلیدواژگان: شعر فارسی، مولانا، غزلیات شمس، نوآوری، ترکیبات وصفی، ترکیبات اضافی
  • منوچهر تشکری*، محمدرضا صالحی مازندرانی، شیما فاضلی صفحات 67-93

    قهرمان گرایی یکی از موضوعات اساسی در داستان های عامه منثور فارسی است. قهرمان پهلوان در این داستان ها از نظر کنش، الگو و عملکرد، ویژگی هایی دارد که عموما متعلق به باورهای اسطوره ای و سنت های قهرمانی پیش و پس از اسلام در ایران است. عوامل تاریخی و اجتماعی زیادی را می توان در نگاه داشت و انتقال این سنت ها و باور ها موثر دانست که وجود شاهنامه فردوسی یکی از مهم ترین آنهاست. به گونه ای که در اغلب موارد می توان کنش ها و ویژگی های پهلوان در شاهنامه را پروتوتایپ یا نمونه نخستین قهرمان پهلوان ادب عامه دانست. در این پژوهش، با بررسی چهار اثر منثور قهرمانی از ادب عامه فارسی (سمک عیار، حسین کرد، قصه حمزه، امیرارسلان) که هر یک متعلق به دوره ای خاص هستند و زمینه غالب در هر کدام قهرمانی است، به شناسایی برخی از ویژگی های جسمانی، اخلاقی و کنش های رزمی، سیاسی و اجتماعی قهرمان پهلوان و مقایسه آن با شاهنامه پرداخته ایم. نتایج به دست آمده از این تحقیق به این قرار است: با وجود شکل گیری آثار مزبور در سده های تاریخی، قهرمان پهلوان بسیاری از ویژگی های اسطوره ای و حماسی پهلوان شاهنامه را در خود حفظ کرده است. برخی از این کنش ها و ویژگی ها کاملا با نمونه های اسطوره ای و حماسی شاهنامه مطابقت دارد و راویان و نویسندگان سعی در هم سان سازی قهرمان پهلوان ادب عامه با شاهنامه داشته اند. در مواردی نیز با وجود شباهت، تفاوت هایی میان این کنش ها و ویژگی ها دیده می شود. تفاوت ها اغلب در اخلاق و برخی از کنش های سیاسی و اجتماعی قهرمان پهلوان بوده است که حاصل موقعیت فکری و فرهنگی دوران پدیدآمدن آثار ادب عامه و تغییر و تحولات نظام عیاری است. بیشترین شباهت ها نیز در ویژگی های ظاهری، قدرت جنگاوری، نوع تولد، تربیت، مراحل رشد و سال های آرمانی قهرمان پهلوان دیده می شود.

    کلیدواژگان: شاهنامه، ادب عامه، سمک عیار، حسین کرد، قصه حمزه، امیرارسلان نامدار، قهرمان- پهلوان، کنش ها، ویژگی ها
  • حبیب الله سلیمی*، سیداحمد پارسا صفحات 95-111

    تلمیح و تشبیه دو مقوله بلاغی اند که اندیشمندان علوم بلاغی از دیرباز در دو حوزه بدیع و بیان به آنها پرداخته اند. برخی شاعران ایرانی با استفاده از ظرفیت های زبان فارسی، با تلفیق این دو مقوله گونه بلاغی تازه ای پدید آورده اند که در این پژوهش با نام تشبیه های تلمیحی از آنها یاد می شود. موضوع پژوهش حاضر، بررسی این گونه بلاغی در سروده های دهه چهل و برخی از سروده های اوایل دهه پنجاه شفیعی کدکنی است. برای این کار، آیینه ای برای صداها شامل مجموعه های شعری زمزمه ها، شب خوانی، از زبان برگ، در کوچه باغ های نشابور، مثل درخت در شب باران، از بودن و سرودن، و بوی جوی مولیان، بررسی شده است. هدف این پژوهش شناساندن ویژگی های این گونه بلاغی چون آشنایی زدایی، برجسته سازی، ایجاز، ترجمه ناپذیری، داشتن زمینه روایی و اختصاص آن به زبان فارسی است که برای اولی بار در ادب پارسی انجام می گیرد. شناخت رابطه مضمونی این تشبیه ها با موضوعات شعری شفیعی کدکنی و میزان توانمندی او در به کارگیری و نوع تلمیحات به کار رفته، از اهداف دیگر این پژوهش است که به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از شیوه تحلیل محتوا بررسی شده اند. قرار دادن شخصیت های اساطیری، دینی، عرفانی، علمی و غنایی در جایگاه مشبه به در این تشبیه ها، آگاهی شاعر از این مقولات و تسلط او در این زمینه را نشان می دهد. همین مسئله بسامد این تشبیه ها در سروده های شاعر، نوآوری های او در این بخش و تناسب معنایی مضمونی سروده ها با این گونه بلاغی را توجیه می کند.

    کلیدواژگان: شعر معاصر، تشبیه، تشبیه تلمیحی، شفیعی کدکنی
  • حبیب الله عباسی*، رسول جعفرزاده صفحات 113-128

    انگاره هایی در تاریخ فرهنگ و تمدن بشر هست که با وجود زمینه و زمانه فرهنگی و تاریخی بسیار متفاوت، شباهت ها و قدرمشترک های انکارناپذیری میان آنها می توان یافت. از جمله، دو انگاره زیبایی شناسی هنری تصوف و سوررئالیسم که از لحاظ زمینه و زمانه فرهنگی و تاریخی ظهور، سخت با هم متفاوت اند و در نگاه نخست، یافتن قدرمشترکی میان این دو کاری شگفت انگیز و صعب شمرده می شود. مسئله اصلی ما در این جستار آن است که میان این دو انگاره زیبایی شناختی، شباهت های انکارناپذیری وجود دارد. در پژوهش حاضر، با روش تحلیلی توصیفی و رویکرد ادبیات تطبیقی، به ویژه از منظر دبستان آمریکایی که غایتش مطالعه ادبیات در ورای مرزهای سرزمین معینی و پژوهش در روابط میان ادبیات و دیگر حوزه های معرفتی از قبیل هنر و تاریخ و فلسفه است وجوه اشتراک چندی میان زبان این دو جنبش یافتیم، از جمله اینکه هر دو از عصیان و تخیل ابتکاری و نمادگرایی و رویا و ذهن ناخودآگاه و عشق و شطح یا نگارش خودکار و جذبه و جنون بهره می جویند و انسان ها را به سوی آنچه برتر و ژرف تر است هدایت می کنند.

    کلیدواژگان: تصوف، سوررئالیسم، زبان، زیبایی شناسی، شطح، نگارش خودکار
  • ملک محمد فرخزاد*، مژگان زارع کهن صفحات 129-151

    ادبیات قلمرو های وسیعی را دربرمی گیرد که شامل موضوعات گوناگونی است؛ با دانش های متعددی در ارتباط است و روش های مختلفی را نیز برای بررسی و مطالعه آن می توان به کار گرفت. به عبارت دیگر، بسیاری از مسائل ادبی «چندتباری» هستند و در علوم مختلف ریشه دوانده اند؛ از جمله روان شناسی. مفهوم هوش معنوی، با موضوعاتی از معانی یا ارزش ها در پیوند است که به موجب آن جایگاه هوش در زندگی ما در بافت و زمینه ای غنی تر از معانی قرار می گیرد. هرچند اصطلاح هوش معنوی از دستاوردهای حوزه عرفان نیست و در روان شناسی محل بحث و بررسی است، اما این به معنای متروک ماندن موضوع در آثار عرفانی ما نیست. اگر منصفانه بنگریم، مباحث مربوط به هوش معنوی و معادل های آن به صورت بسیار وسیع و پربار در ادب عرفانی ما بیان شده است. شاخصه معنویت و مذهب به ویژه هوش معنوی در عرصه شعر عرفانی در ادبیات فارسی و شعر مولانا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای صورت گرفته است، نشان می دهد که ایمان، صلح ، نوع دوستی و کاربرد صحیح آن در زندگی و سازگاری با ناملایمات دنیای واقعی از شاخصه های اصلی هوش معنوی در مثنوی مولاناست.

    کلیدواژگان: روان شناسی، عرفان، هوش معنوی، مولانا، مثنوی
  • مهناز فولادی*، سهیلا صلاحی مقدم، داراب فولادی صفحات 153-175

    رضا براهنی، نویسنده معاصر، در قالب رمان روزگار دوزخی آقای ایاز، به نقد ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه روزگار خود پرداخته است. با توجه به اینکه تلقی نظریه زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت از هنر و مشخصا ادبیات، عدم تایید وضع موجود است و ادبیات را ابزاری جهت اصلاح تضادهای درونی جامعه می داند، کوشیده ایم اثر پیش گفته را با توجه به نظریات هربرت مارکوزه و تئودور آدورنو مطالعه کنیم و نشان دهیم که براهنی با برشمردن معضلات جامعه، نظم موجود را به پرسش کشیده است. مهم ترین مولفه این نظریه این است که هنر خودآیین و انقلابی، به دلیل فاصله ای که از واقعیت موجود می یابد، قدرت انتقاد از واقعیات اجتماعی را به بهترین شکل از طریق صورت و محتوا نشان می دهد. دستاورد پژوهش ناظر بر این است که روزگار دوزخی آقای ایاز از نظر صورت و محتوا انقلابی و خودآیین است. محتوای این اثر کل تاریخ حاکمیت های ایرانی را تا آن روزگار هدف بازخواست و انتقاد قرار داده است. براهنی ریشه همه مشکلات را استبداد حاکمان و تایید و سکوت بسیاری از مردم می داند. از نظر صورت، این داستان جزء اولین آثاری است که به استقبال نظریه های جدید رفته و در قالب مدرن نوشته شده است.

    کلیدواژگان: رضا براهنی، روزگار دوزخی آقای ایاز، مکتب فرانکفورت، نظریه زیباشناسی انتقادی، هربرت مارکوزه، تئودور آدورنو
  • سیدعلی قاسم زاده*، اسماعیل گلرخ ماسوله صفحات 177-202

    یکی از عناصر شعر و غزل فارسی تخلص است که علاوه بر نشان دارکردن شعر به نام شاعر، گاه به معنای دیگری نیز ایهام دارد. تخلص در شعر شاعرانی مثل حافظ که منظومه فکری خاص و منسجمی دارند به صورت استعاره ای اصلی یا مرکزی در تعیین دستگاه فکری آنها دخالت دارد. در این مقاله، تخلص حافظ از منظر مولفه های معنی شناختی، چون تقابل و ترادف با واژگان خاص و کلیدی شعر حافظ ، که برآمده از حساسیت های فکری و زیستی او بوده است ، در متن شعر واکاوی شد. از نتایج تحقیق برمی آید که نام شعری او نیز به شکلی پر تحرک و شناور تحت تاثیر زبان و افکار او قرار دارد و به کمک ظرفیت های معنی آفرینی برخی واژه ها در خدمت انتقال ساختار اندیشه و نظام معنایی اشعار او است و تخلص حافظ استعاره مرکزی غزلیات اوست.

    کلیدواژگان: استعاره مرکزی، تخلص، حافظ شیرازی، معنی شناسی
  • احمد کنجوری*، علی نوری، محمدرضا روزبه، علی حیدری صفحات 203-226

    سیمین بهبهانی یکی از شاعران مبتکر و اثرگذار معاصر است. در نوغزل های او، بسامد و تنوع تلمیح ها چندان است که می توان تلمیح را از برجسته ترین ویژگی های سبک شاعری او دانست. درک درست ظرفیت های معنایی و ظرافت های ساختاری سخنی که بن مایه تلمیحی دارد، به آشنایی با معنای تلمیح ازیک سو و شناخت ساخت و شیوه های بهره گیری از تلمیح، ازدیگرسو، وابسته است. بررسی شگردهای عمق بخشی و توسع فکری، معنایی و فرهنگی تلمیح در شناخت و درک بهتر ظرافت ها و تمهیدات معنایی و ساختاری نوغزل های سیمین بهبهانی و نقش این عوامل در ایجاد التذاذ ادبی، اهمیت و ضرورت دارد. در این مقاله برآنیم که نشان دهیم سیمین بهبهانی در نوغزل های خود تلمیح را به چه شیوه ها و در چه گونه هایی در محور عمودی خیال آورده و گسترش داده است. نتایج نشان می دهد که تلمیح ها در شعر سیمین بهبهانی الگوها و ساخت های متنوعی دارند که از مفردات و ترکیبات واژگانی تا تلمیح های گسترده و منتشرشده در سراسر محور عمودی خیال در نوسان اند. در نوغزل های سیمین بهبهانی، تلمیح در محور عمودی، به گونه هایی همچون تلمیحات موازی، تلمیحات تلفیقی، تلمیحات مقایسه ای، ملمح، تلمیح ساختاری، تلمیح مناظره ای یا مناظره تلمیحی، تلمیح حلولی و جز آن جلوه کرده است که برخی از این شیوه ها، به ویژه در محور عمودی خیال، کم سابقه یا بی سابقه اند.

    کلیدواژگان: ساخت تلمیح، سیمین بهبهانی، غزل نو، محور عمودی شعر
  • نرگس مرادگنجه*، بیژن ظهیری ناو، شکرالله پورالخاص صفحات 227-255

    متناقض نمایی یکی از شگردهای ادبی پرکاربرد در شعر شاعران عصر صفوی است. حزین لاهیجی، همچون بسیاری از شاعران این دوره، در جست وجو و عرضه «معنی بیگانه» از  این ترفند هنری بهره میبرد. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی و رویکردی فرمالیستی، متناقض نمایی را در دیوان حزین لاهیجی کاویده و نشان داده ایم شاعر به قصد آشناییزدایی و آفریدن مضامین تازه و نکته سنجیهای دقیق و باریک اندیشانه و نیز برای بیان مفاهیم عارفانه، عاشقانه، اندیشه های قلندرانه و مباحث اخلاقی اجتماعی، از این صنعت ادبی استفاده میکند. همین طور، مضامین متناقض نما و انواع متناقض نما را اعم از لفظی و معنوی، ترکیبات وصفی و اضافی، ویژگی های متناقض نما و کارکردهای آن را در دیوان کاویدیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که «حس آمیزی» به مثابه گونه ای متناقض نما در شعر حزین درخور توجه است.

    کلیدواژگان: شعر، حزین، متناقضنمایی، فرمالیسم، سبک هندی
  • پریوش میرزاییان*، جهانگیر صفری، امین بنی طالبی دهکردی صفحات 257-284

    برقراری ارتباط شامل تمام راه هایی است که بشر برای تاثیرگذاری بر دیگران به کار می بندد، این عمل نه تنها شامل سخن گفتن یا نوشتن، بلکه شامل تمام رفتارهای انسان در حالت های مختلف می شود، بنابراین، دو دسته از نشانه های ارتباطی وجود دارد که بشر در برقراری ارتباط از آنها استفاده می کند: نشانه های کلامی و نشانه های غیرکلامی. در علم ارتباطات به چگونگی تاثیرگذاری نشانه های غیرکلامی در انتقال پیام توجه ویژه شده است. تحقیقات نشان داده است بخش بزرگی از پیام ها از طریق نشانه های غیر کلامی به دیگران منتقل می شود. در شعر نیز هنرمند از نشانه های کلامی و غیرکلامی بهره می برد تا در ارتباط با مخاطب تاثیرگذارتر باشد، اما اغلب در تحلیل شعر تمرکز بر نشانه های کلامی است. مهدی اخوان ثالث یکی از شاخص ترین شاعران روایی معاصر است که ویژگی خاص روایی شعرش بستری مناسب برای استفاده از نشانه های غیرکلامی فراهم می آورد. در این پژوهش به چگونگی استفاده اخوان ثالث از نشانه های ارتباط غیر کلامی در شعر در جهت پاسخ به این پرسش ها پرداخته شده است: اخوان ثالث در تصاویر شعری اش از کدام نشانه های ارتباط غیرکلامی استفاده کرده است؟ نشانه های ارتباط غیرکلامی در شعر اخوان ثالث چه معانی ای را به مخاطب القا می کنند؟ آیا بین نشانه های ارتباط غیرکلامی و اندیشه غالب اخوان ثالث در شعرش ارتباط معناداری وجود دارد؟ این پژوهش نشان داد اخوان ثالث در شعرش برخی از مفاهیم و پیام ها را با تصویرکردن نشانه های غیر کلامی مربوط به چشم، دست، پا، سر و گردن، لب و دهان و... منتقل کرده است. بسامد استفاده از این نشانه ها در شعرهایی که ویژگی داستانی و روایی دارند بیشتر است. پیام های منتقل شده از این نشانه ها اغلب حزن، اندوه، ترس، نگرانی، اضطراب، عدم اطمینان و ناامیدی است. بسامد بالای لبخندهای دروغین و استفاده مکرر از پیام های آوایی آه و سکوت نشان می دهد تزویرها، دورویی ها و ناراستی ها فضای فکری اخوان ثالث را، در بیشتر شعرهایش، آکنده از اندوه و ناامیدی کرده اند. استفاده از این نشانه ها به شاعر این امتیاز را داده است که به جای توضیح و تفسیر یک احساس یا تلاش برای انتقال یک پیام، در کلامی موجز، شعری پویا و تاثیرگذار به مخاطبان ارائه دهد.

    کلیدواژگان: ارتباط غیرکلامی، زبان بدن، شعر معاصر، مهدی اخوان ثالث
|
  • Asad Abshirni* Pages 7-32

    One of the Prose styles of the contemporary world is focused on the reflection of the outer world on the world of the story. This is widely used in the works of realist and naturalist Iranian writers. Sadegh Chubak, one of the prominent contemporary writers, has achieved a unique language by presenting the reality in his artistic prose. The aim of this research is to analyze the process of creating the meaning of reality in paradigmatic and syntagmatic axes. By an analytical-critical method and with the help of relevant theoreticians in this field, the author has analyzed Chubak’s realist-naturalist prose to highlight the features of naturalism in his prose as an artistic style of writing. It is concluded that Chubak’s writing is artistic and is far and beyond the hackneyed referential prose styles usually associated with naturalism.

    Keywords: Fiction-writing, Sadegh Chubak, Realism, Naturalism, Language, Paradigmatic Axis, Syntagmatic Axis
  • Akram Barazandeh*, Amirbanoo Karimi Pages 33-45

    Qotol-al-Qolob is an organismic and rich text that has been very effective in stabilizing the Sufist discourse. This is because of the flow of Sufism articulated in the late second century in the context of religion and passed through contradictory discourses such as jurisprudence, theology, and philosophy and then emerged in a period that radical rationalism, jurisprudential controversy, philosophical conflicts as well as political and social quarrels spead over the entire Islamic world. The ideologues of Sufism highlighted absent and separated propositions with the help of the logic of discursive difference and by studying and recognizing dominant approaches. They were gradually able to successfully integrate and dominate the Sufist discourse. This is visualized in Qotol-al-Qolob which we consider to be the confluence of two scholarly and insightful discourses. To achieve this important point we use the method and discourse analysis of La Clau and Mouffe and we show how Abutaleb Makki could renovate the absent, excluded, and depleted propositions of the jurisprudential discourse by the use of interpretation model.

    Keywords: Abutaleb Makki, Qoto-al-Qolob, Scholarly Discourse, Insightful Discourse, La Clau, Mouffe, Mystical Prose
  • Yadollah Bahmani Motlagh*, Mansooreh Hoosh Alsadat Pages 47-66

    Linguistic combinations are referred to as a chain of words that associate with one another and form a semantic phrases, such as adjectival and noun. Innovation in this field is one of the main tasks of creative poetry. Shams's sonnets are of the prominent works of Persian literature and their composition is characterized by its stylistic features. In order to express his sublime and mystical thought, Molana has created hundreds of neologisms and used a variety of norms to widen the bottleneck of the vocabulary or to avoid duplicate words and combinations. Among his works, Shams's sonnets are great examples of the fusion of thoughts. In the texts of his sonnets, there are hundreds of fresh adjective phrases such as "Perverted Thought", "Fantasy Imagination", "Golden Excuses" or noun phrases like "Mobs of Fancy", " World of Colors and Smells", “Farm of Heart” that require analysis. Rumi's innovations are not limited to this and different types of new structures are found in his nominative, adjectival, adverbial and verbal phrases and combinations, but this article deals only with this type of innovation. The findings show that Rumi created new and exquisite allusions and metaphors in Farsi using these combinations. And in addition to empowering the language by avoiding the use of repetitive combinations and words, Molana has added to its appeal and has portrayed his inimitable ideas in the form of language.

    Keywords: Persian Poetry, Rumi, Gazaliat-e-Shams, Innovation, Descriptive Compounds, Additional Compounds
  • Manouchehr Tashakori*, Mohammad Reza Salehi Mazandarani, Shima Fazeli Pages 67-93

    Heroism is one of the main themes in popular Persian prose stories. The hero in these stories has characteristics that generally belong to the mythical beliefs and traditions of pre-Islamic and post-Islamic Iran. Many historical and social factors are important in the transmission of these traditions and beliefs but one of the most important ones is Ferdowsi’s Shahnameh. In many cases, the actions and characteristics of the hero in the Shahnameh can be considered to be the prototype of the hero in popular Persian prose stories. In this study, by examining four heroic prose works of Persian folklore, each belonging to a specific era, we identify and compare the heroic, political, and social characteristics of the hero-pahlavan and his comparison with the Shahnameh. The results of this research are as follows: Despite the formation of these works in the historical centuries, the hero has retained many of the mythical and epic features of the Shahnameh. Some of these actions and features are perfectly in line with the mythical and epic examples of the Shahnameh, and the narrators and writers have attempted to match the Pahlavans of popular literature with the Shahnameh. In some cases, despite similarities, there are differences between these actions and characteristics. The differences have often been due to the heroic ethics and some of the heroic and social political and social practices that result from the intellectual and cultural situation of the era of popular literature and the changes and transformations of the Ayyari system. Most of similarities can be seen in terms of appearance, combat power, type of birth, upbringing, growth stages, and the ideal years of the heroic.

    Keywords: Shahnameh, Popular Literature, Samak Ayyar, Hossein Kurd, Hamza's Tale, Amir Arslan Namdar, Hero-Pahlavan, Actions, Characteristics
  • Habib Allah Salimi*, Sayed Ahmad Parsa Pages 95-111

    Simile and allusion are two rhetorical aspects that have been taken into consideration by the scholars of rhetoric since long time ago. Some of the Iranian poets have used the capacities of the Persian language and integrated these aspects to create a modern rhetoric which in this study is introduced as rhetorical simile. The objective of the present study is the investigation of this rhetoric in 1340s poems and some of early 1350s works of Shafiee Kadkani. For this purpose, “a mirror for sounds” including “whispers”, “night reading”, “from the leaf”, “in the garden alleys of Neishabour”, “like a tree in a rainy night”, “from existence and singing”, and “Booye jooye moolian” are studied. The objective of this study is to introduce the features of this rhetoric such as defamiliarization, highlighting, succinctness, non-translatability, validity, and assigning them to Farsi, which is done in Persian literature for the first time. Introducing the implicit relationship of these similes and the themes of Shafiee Kadkani as well as his capability in employing the rhetoric constitute another objective of this study is investigating the use of descriptive and analytical method and content analysis. Placing mythological, religious, mystical, and scientific personalities in these similes show the awareness of the poet regarding rhetoric. This justifies the frequency of such similes in his poems, his innovations, and observation of the semantic-thematic proportion of the poems with these rhetorical aspects.

    Keywords: Contemporary Poetry, Simile, Rhetorical Similes, Shafiee Kadkani
  • Habib Allah Abbasi*, Rasul Jafarzadeh Pages 113-128

    There are hypotheses in the history of human culture and civilization in which we can find undeniable similarities and commonalities among them, despite their vastly different cultural and historical contexts. For example, finding commonalities between the language of two artistic aesthetic hypotheses, Sufism and Surrealism, which are very different from each other in terms of context, time as well as cultural and historical emergence, is so difficult. Our main issue in this paper is that there are undeniable similarities between these two hypotheses. This is done by means of a descriptive analytical method and comparative literature approach, particularly in American mode of it, whose aim is to study literature across the borders of given territory and research about the relation among literatures and any other epistemic areas such as art, history and philosophy. We found several common aspects between the languages of these two movements. For example, they use rebelliousness and innovative imagination, symbolism, dream, subconscious mind, love, satire, automatic writing, and madness. They also both guide humans to what is superior and profound.

    Keywords: Sufism, Surrealism, Language, Aesthetics, Satire, Automatic Writing
  • Malekmohammad Farrokhzad*, Mojgan Zarekohan Pages 129-151

    Literature includes comprehensive areas and covers various topics and issues. It relates to the numerous studies and we can use different methods for analyzing and studying it. In other words, most of the issues of literature are “multi-ethnic” and have been firmly rooted in diverse sciences such as psychology. The concept of spiritual intelligence is encountered with the issues followed by meanings and values that because of them our intelligence will be shaped in a more enriched context and background of meanings. Although the term “spiritual intelligence” is not considered to be one of achievements in the area of mysticism and it is discussed in the field of psychology, it does not mean that this issue is totally abandoned in mystical works. To be fair, concepts related to spiritual intelligence and their equivalents are represented broadly and fruitfully in our mystical literature. The elements of religion and spirituality, especially spiritual intelligence, are of great significance in the era of mystical poem in Persian literature and Rumi’s poetry. The present study is library-based with a descriptive-analytical method which indicates that faith, peace, altruism and its practice in life and also the tolerance of the adversities of real world, are the prominent elements of spiritual intelligence in Rumi’s Mathnavi.

    Keywords: Psychology, Mysticism, Spiritual Intelligence, Rumi, Mathnav.i
  • Mahnaz Fooladi*, Soheila Salahi Moghaddam, Darab Fooladi Pages 153-175

    The contemporary writer, Reza Barahani, has criticized the social and political structure of his society in his novel Ruzegar-e Duzaxi-ye Aghaye Ayaz. In Frankfurt school’s critical approach to art and literature the disapprobation of situation of society and the correction of internal contradictions of society is important, so we aim to study the novel due to theory of Herbert Marcuse and Theodor Adorno to show that Barahani has questioned the existing condition in society by referring to the problems of society. The most important component of the theory is that revolutionary art can criticize social realities in the best form and content because of its distance from the problems in society. The result shows us that Ruzegar-e Duzaxi-ye Aghaye Ayaz is revolutionary in both form and content.  Barahani’s novel has questioned and criticized all Iranians ruling powers up to that time and believes that the root of all the problems is despotism and silence of people in face it. Formally, this is one of the first works that has welcomed new forms and has been written in modern form.

    Keywords: Reza Barahani, Ruzegar-e Duzaxi-ye Aghaye Ayaz, Frankfurt School, Theory of Critical Aesthetic, Herbert Marcuse, Theodore Adorno
  • Sayed Ali Ghasemzadeh*, Esmaeil Golrokh Masouleh Pages 177-202

    One of the elements in Persian poetry and sonnets (Ghazal) is penname, which in addition to marking poetry in the name of the poet, sometimes has an amphiboly to another means; but in the poetry of poets such as Hafez - which have a special and coherent intellectual system - in the form of a main metaphor or central metaphor, penname is involved in determining their intellectual system. In this article, Hafez's pennames are analyzed from the perspective of semantic components, such as the confrontation with the specific vocabulary, which are derived from Hafez’s intellectual and biological sensibilities, in the text of the poem. It concludes that his poetic name is also influenced by his language and thoughts; and by means of the meaningful capacity of some words, he serves the translation of the structure of thought and the semantic system of his poems; and also the penname, Hafiz, is in fact the central metaphor of his sonnets, and plays a central role in his intellectual and discursive system.

    Keywords: Central Metaphor, Penname, Hafiz, Semantics
  • Ahmad Kanjouri*, Ali Nouri, Mohammad Reza Roozbeh, Ali Heydari Pages 203-226

    Simin Behbahani is one of the contemporary ingenious and efficacious poets. In her New-Sonnets (Nou-Ghazal), the frequency and variety of allusions are too many, so that the allusion is one of the most striking features of her poetic style. Accurate understanding of semantic capacities and structural concinnities of the word, which has allusive theme, depends on being familiar with meaning and concept of allusions on one side, and knowing the structure of allusions and methods of applying them on the other. Because of the importance and necessity of studying the methods and techniques making depth, affection, and intellectual, cultural and semantic development of allusions in order to better identify and understand the capabilities, elegances and semantic and structural measures of New-Sonnets of Simin Behbahani and the role of these factors in the creation of literary enjoyment, the main goal of this paper is to analyze the structure of allusion and also sorts of using it on the vertical axis of imaginations in New-Sonnets of Simin Behbahani. The results show that allusions used in poems of Simin Behbahani, have varieties in construction from single and complex words to the spread and vast allusions on the entirety of the vertical axis of Sonnets. Overall, in new-Sonnets of Simin Behbahani, the allusions are represented on the vertical axis in different kinds and methods such as parallel allusions, integrative allusions, comparison allusions, Molammah, structural allusions, debate allusions or allusive debate, incarnative allusions, etc. some of these methods especially in the vertical axis, are rare or unprecedented.

    Keywords: Structure of Allusion, Simin Behbahani, New Sonnet, Vertical Axis of the Poems
  • Narges Moradganjeh*, Bijan Zahirinav, Shokrollah Pour Alkhas Pages 227-255

    Paradox is one of the literary techniques in the poetry of the Safavid poets. Hazin-e Lahiji, like so many other poets of that age, employed this technique in his pursuit and showed that "unfamiliar meaning". Paradox is used in the poetry of Hazin-e Lahiji for the purpose of defamiliarization and exoticism. The poet in order to create new implications and subtle and insightful points and also to express mystical notions, Love, free thoughts and ethical arguments has used this literary figure. This article is comprised of some parts. At the beginning and in the theoretical section and literature review, Paradox is defined and its difference from other literary terms, and the state of this literary trope in literature and literary glossaries in the past and present have been discussed. In the practical part, the different kinds of paradox, such as verbal and semantic paradoxes, descriptive and relational compounds have been explained and the features of paradoxes in Hazin’s poetry and synesthesia as a kind of paradox have been discussed.

    Keywords: Poetry, Hazin, Paradox, Formalism, Indian School
  • Parivash M Irzaeian*_Jahangir Safari_Amin Banitalebi Dehkordi Pages 257-284

    Communication includes all the ways that human beings can influence others. This involves not only speaking or writing, but also all human behavior in various ways, so there are two types of communicational signs that human beings use: verbal and non-verbal signs. In communication science, special attention has been paid to how non-verbal signs influence message transmission. The research has shown that a large proportion of messages are transmitted to others through non-verbal signs. In poetry, the poet uses both verbal and nonverbal signs to be more effective in relation to the audience, but often in the analysis of poetry, the focus is on the verbal signs. Mehdi Akhavan-Sales is one of the most remarkable poets of contemporary narrative poetry whose specific characteristic of his poetry makes it suitable to use the non-verbal signs. In this study, the use of non-verbal communicational signs has been discussed to answer the following questions: Which non-verbal signs did Mehdi Akhavan-Sales use in his poetic images? What induces non-verbal signs in his poetry? Is there a significant relationship between the signs of non-verbal communication and the dominant thought of Akhavan in his poems? This study shows that Akhavan transmitted some of the concepts and messages in his poetry by depicting non-verbal signs related to the eyes, hands, feet, head and neck, lips, mouths, etc. The frequency of using these signs is higher in poems that have narrative features. The messages conveyed by these signs are often sadness, fear, concern, anxiety, uncertainty, and despondency. The high frequency of false smiles and the frequent use of phonetic messages of silence indicate that duplicity, and improbity made his poetic atmosphere full of despair. The use of these signs shows that instead of explaining a feeling or trying to convey a message, he presents an effective poem to the audience in a succinct manner.

    Keywords: Non-verbal Relationship, Body Language, Contemporary Poet, Mehdi Akhavan-Sales