فهرست مطالب

زبان شناخت - سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • طاهره ایشانی* صفحات 1-17

    زیبایی‏ های ادبی و هنری غزل حافظ بر همگان مبرهن است؛ اما این زیبایی‏ها زمانی بیشتر آشکار می‏شود که با غزل‏ های دیگر شاعران و بویژه غزل‏ هایی که مورد توجه وی بوده و در استقبال از آن اشعار، غزل ‏هایی هم ‏زمینه سروده؛ بررسی مقایسه ‏ای گردد. چنین بررسی‏ هایی تا حدی می‏تواند این امر را محرز کند که چرا غزل‏ دوستان از خوانش غزل حافظ در مقایسه با غزل ‏هایی با همان زمینه؛ حظی وافرتر و متفاوت ‏تر دریافت می‏کنند. زبان‏شناسی نقش‏ گرای هلیدی که در تحلیل متون ادبی کارآمد نشان داده شده؛ در پاسخ به این پرسش می‏تواند کمک نماید. در این رویکرد، فرانقش تجربی که به بازنمایی تجربه های انسان از جهان بیرون و درون می پردازد؛ بیانگر محتوای گزاره ای بند است که به وسیله فعل اصلی بیان می شود و به آن فرایند می گویند. در جستار پیش رو، با بهره‏ گیری از روش توصیفی ‏تحلیلی و آماری، در پی پاسخ به این پرسش‏ هستیم که غزل حافظ و سلمان از نظر کاربست انواع فرایندها چه تفاوت‏ه ایی با هم دارند و این تفاوت ‏ها چه تاثیراتی بر سبک غزل این دو شاعر و به تبع آن التذاذ ادبی شعر آنان دارد. نتایج این پژوهش حاکی از این است اگرچه هر دوی این آثار در یک ژانر مشترک (غزل) نوشته شده اند و دارای زمینه تقریبا مشابهی هستند؛ اما گزینش ‏های فعلی انگیخته از زبان آنان متفاوت است. حافظ به بهره‏ گیری از فرایندهای «ذهنی آرزویی و عاطفی»، و فرایندهای «مادی تبدیلی» توجه بیشتری نشان داده و تمایز سبکی غزلیات هم ‏زمینه او نسبت به غزل‏ های سلمان در رنگ و بوی عاطفی و همچنین پویایی غزل وی نهفته است

    کلیدواژگان: حافظ شیرازی، سلمان ساوجی، زبان‏شناسی نظام‏مند نقش‏گرا، فرانقش تجربی، فعل
  • مریم دارا* صفحات 19-39
    استل قلایچی بوکان که کتیبه آرامی دارد منسوب به ماناهاست. پژوهشگران بسیاری بر متن و تفسیر آن پژوهش کرده اند. اما، مبنای کار همه آن ها این است که استل در داخل محوطه معبد قالایچی به دست آمده است. اما، شواهد مبنی بر به دست آمدن دو قسمت کتیبه و متن آن ابهامات بسیار دارد و حکم به مانایی بودن آن را دچار تردید می کند. نگارنده در این نوشته تلاش داردمشخصات و متن کتیبه استل قلایچی بر اساس نظرات پژوهشگران گوناگون بیاورد. همچنین ارتباط معبد قلایچی بوکان با کتیبه و باورهای متجلی در متن کتیبه استل قلایچی بر اساس آراء مختلف ذکر کند. از مجموع این نظرات و شواهد به دست آمده و متون مشابه دیگر می توان در مانایی بودن این کتیبه تردید کرد اما آشوری و اورارتویی نیز نیست و شاید کتیبه از جایی احتمالا در بین النهرین یا شمال سوریه در زمانی نامعلوم به اینجا آورده شده است. همچنین احتمالا فتح نامه یا کتیبه یادمانی است نه عهرنامه و پیمان.
    کلیدواژگان: مانا، قلایچی بوکان، آشوری، اورارتویی، شمال سوریه، استل
  • آذر خانی*، فاطمه مدرسی، بهمن نزهت صفحات 20-43

    واژه های شناور یا مفردات، آن دسته از واژه هایی هستند که عنوان صرفی ثابتی ندارند. به عبارتی، این واژه ها ما بین دو حوزه ساختواژه و نحو قرار می گیرند. از یک سو، واژه اند و از دیگرسو، تعیین معنای دقیق آنها مستلزم دقت در روابط نحوی و جایگاه آنهاست. بنابراین، مقولاتی واژگانی-نحوی به شمار می‏روند. از این رو، باید در ارتباط با دیگر واژه های جمله سنجیده شوند تا بتوان آن‏ها را به یکی از مقولات نحوی زبان فارسی نسبت داد. مقاله حاضر با شیوه توصیفی- تحلیلی سعی دارد که این واژه ‏ها را در متن کتاب «ارشاد المریدین» کمال‏الدین حسین خوارزمی بررسی کند. برایند پژوهش حاکی از آن است که واژه‏ های بس/ بسی، تا، چند/ چندین، چنین/ چنان، چون/ چو، همچو/ همچون، چه، دگر/ دیگر، که، مگر، هم، همه، هیچ، یک/ از واژه‏ های شناوری هستند که در این متن به کار رفته ‏اند. بیشتر این واژه ‏ها در نقش‏های دستوری قید (پرسش، منظور، زمان، شرط، استثنا، تردید، افزایش، نفی و ترتیب)، صفت (مقدار، پرسشی، مبهم و تعجبی)، حرف اضافه، مسندالیه، هم پایگی، ضمیر (مبهم، پرسشی، غیرپرسشی و شمارشی) به کار رفته ‏اند. در این میان «که» پرکاربردترین واژه شناور این متن است که جمله بعد از آن در نقش ضمیر غیرپرسشی، پیوند، مسندالیه، صفت، مفعول، قید زمان و قید شرط ظاهر شده است.

    کلیدواژگان: دستور، واژه های شناور (مفردات)، خوارزمی، ارشاد‏المریدین
  • سارا روحانی، مهشید میر فخرایی* صفحات 41-61

    کتاب زمبسته منظومه ای طولانی به زبان ختنی قدیم از شاخه زبان های ایرانی میانه شرقی است. این کتاب، مجموعه ای وسیع از مفاهیم رایج آئین بودایی و جنبه های گوناگون دین بودا است. فصل دوازدهم این کتاب فصلی آموزه ایو شامل مجموعه ای از شایست ها و نشایست هاست. قطعه ای که در این گفتار برگردان آن از زبان ختنی به فارسی آمده، شامل 52 بند نخستین همین فصل است که به شرح و توصیف سمور (saṃvara= خودداری،خویشتن داری اخلاقی یا  متوقف ساختن تاثیرات کرمه ها یا اعمال پیشین انسان) اختصاص دارد. سمور یکی از مهم ترین مراحل رسیدن به فضیلت پرهیزگاری به شمار می آید و همانند نگهبانی است که پیوسته می کوشد تا انسان را از هر آنچه که ناشایست و ناپسند است، دور دارد و او را در جهت رسیدن به نیروانه (= نجات و رستگاری) یاری رساند. در زیر ریشه شناسی واژه سمور، دیدگاه فلسفی درباره سمور، مراحل دستیابی، مراسم تعهد و شرایطی که به از دست دادن سمور می انجامد، مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: زبان های ایرانی میانه شرقی، ختن، زبان ختنی، کتاب زمبسته، آئین بودا، سمور
  • مریم علی نژاد، مهلا آرین پور* صفحات 63-79

    «به» یکی از پرکاربردترین حروف اضافه در زبان فارسی است که معانی گوناگونی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از کاربرد این حرف در داستانی از شاهنامه فردوسی، به بررسی مقولات شعاعی حرف اضافه «به» از منظری شناختی می پردازد. پیکره موردنیاز این پژوهش، از داستان «بیژن و منیژه» شاهنامه (با 1312 بیت) استخراج شده است. اهداف اصلی این مطالعه، نشان دادن ساختار شعاعی شبکه معنایی حرف اضافه «به» و بررسی تغییرات معنایی ایجادشده در شبکه معنایی آن، به روش، توصیفی- تحلیلی است که به منظور نیل به این اهداف و تحلیل، از رویکرد چند معنایی سامان مند تایلر و ایوانز بهره گرفته شده است. نوع روش پیکره بنیاد است. یافته ها حاکی از آن است که در 631 بیت از کل ابیات این داستان، حرف اضافه «به» با بسامد 789 بار به کار رفته است که معانی مختلف آن در این ابیات، از حالتی نظام مند برخوردار بوده و در شبکه معنایی منسجمی در قالب ساختار شعاعی قرار گرفته اند. در شاهنامه، معنای سرنمونی این حرف اضافه در مفهوم «الصاق و اتصال» بیشترین بسامد وقوع را دارد. همچنین نتایج موید آن است که در داستان بیژن و منیژه، معانی گوناگون «به» در قالب ساختاری و شعاعی و در خوشه های معنایی «الصاق و اتصال»، «مخاطب قراردادن و ایجاد ارتباط»، «استعانت و واسطه»، «تعلیل» و «مصاحبت و همراهی»، حول محور معنای سرنمونی آن، یعنی «الصاق و اتصال» مورد استفاده قرار گرفته اند

    کلیدواژگان: حرف اضافه به، مقوله شعاعی، شبکه معنایی، معنی شناسی شناختی، شاهنامه فردوسی
  • مجتبی کاوه*، آزیتا افراشی صفحات 81-106

    این جستار پژوهشی است توصیف بنیاد که به معرفی، توصیف، و تحلیل عبارت های فرمولواره ای و انواع اصلی آن در فارسی می پردازد. فرمولواره ها دو گونه ی اصلی دارند؛ فرمولواره های ثابت (پیش ساخته) توالی هایی هستند که به طور یکجا فراگرفته، به طور یکجا ذخیره می شوند و به طور یکجا بکار می روند. دیگری، فرمولواره های زایا (نیمه پیش ساخته) هستند که هم دارای عناصر ثابت و هم برخی جایگاه های تهی هستند که توسط عناصری از مقوله واژگانی مشخص پر می شوند. داده های پژوهش از پایگاه داده های زبان فارسی، وب گردی، زنجیره های تلویزیونی، و مشاهدات شخصی گردآوری شده است. این پژوهش به سوالاتی از این قبیل می پردازد که فرمولواره ها در چه بافت هایی، و با چه معنایی بکار می روند و فراگیری آن ها چگونه می تواند به رفع مشکل روانی گفتار فارسی آموزان بیگانه کمک کند. گوناگونی داده ها نشان می دهد فرمولواره ها تقریبا در تمامی بافت های اجتماعی-فرهنگی و غالبا در معنای اصطلاحی بکار می روند. در ادامه بر مبنای انگاره پردازش دوسطحی به چگونگی پردازش فرمولواره ها پرداخته ایم. پس از تحلیل ساختار درونی و ارائه نمونه های متعدد از فرمولواره ها و دسته بندی جایگاهشان در گفتمان ، به توصیفی دست یافتیم که راه را برای فراگیری آن ها در آموزش زبان فارسی هموار می کند. ازآنجایی که بر مبنای هر فرمولواره زایا می توان بی نهایت عبارت جدید خلق کرد بنابراین فراگیری آن ها می تواند کمک شایانی به سلاست گفتاری زبان آموزان کند.

    کلیدواژگان: زبان فرمولواره ای، عبارت های فرمولواره ای، فرمولواره های ثابت، فرمولواره های زایا، توصیف ساختاری، توصیف معنایی
  • موسی محمودزهی*، علیرضا بهره مند صفحات 107-126

    در این مقاله به بررسی اهمیت ترجمه بر اساس مستندات موجود از زبان های ایرانی در سه دوره تاریخی ایران باستان شامل هخامنشی، اشکانی و ساسانی پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد که گستردگی جغرافیایی هر کدام از این سه فرمانروایی ایرانی و تنوع و تکثر جمعیت های انسانی با زبان ها، آداب و رسوم، و روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی متفاوت؛ ضرورت استفاده از ترجمه شفاهی و مکتوب را در میان مردم اجتناب ناپذیر ساخته بود. مستندات موجود و مباحث تاریخی پیرامون آنها، حاکی از آن است که غالب این ترجمه ها از نوع فرمان های شاهان، متون مذهبی، متون علمی، معاملات اقتصادی، و اسنادخانوادگی بود که هر کدام در جای خود هدف یا ضرورتی را در پی داشت، آن چنانکه بخشی از اقدامات شاهان ساسانی مانند شاپور اول، شاپور دوم و خسرو انوشیروان را دراین خصوص، می توان به نام نهضت ترجمه تعبیر کرد. بررسی این ترجمه ها نشان می دهدکه چندین زبان با درجه اهمیت متفاوت به صورت همزمان در این امپراتوری ها رواج داشته است. حاصل این مقاله می تواند امروز به علومی مانند تاریخ، تاریخ علم، باستان شناسی، زبان شناسی تاریخی، ایران شناسی، و فرهنگ و ادبیات ایرانی کمک کند.

    کلیدواژگان: ایران باستان، زبان های ایرانی باستان، ترجمه، کتیبه، زند اوستا، متون مانوی
|
  • Tahereh Ishany * Pages 1-17

    The literary and artistic beauty of Hafez's sonnets is obvious to everyone but these beauties become more apparent when compared to the other poets' poems and especially the ghazals that he was interested in. Such studies may partially reveal why the lovers' ghazas receive more enjoy by readings of Hafez's ghazals incomparison with the similar ghazals of others. Systemic functional linguistics, which has been shown to be effective in analyzing literary texts, can help in answering this question. In Haliday's systematic, experiential metafunction represent human experience from the outside and inside world, and in fact expresses the content of the clause that is expressed by the main verb and referred to as the process. hence, in the present study, using descriptive - analytical and statistical method, we seek to answer the question of what differences exist, and what effect these differences have, or effects on the ghazal style of the two poets, and their literary enjoyment of their poetry. The results of this research suggest that although both of these works have been written in a common genre (ghazal) and have a roughly similar background, the verbal choices differ from their language. Hafiz has paid more attention to the use of "mental and emotional" processes and "material transformation" processes, and the distinction of the style of the ghazals in comparison with Salman’s ghazals is in the emotional color and smell of his sonnets, as well as the dynamics of his ghazals.

    Keywords: Hafez Shirazi, Salman Savoji, Systemic Functionla linguistics, experiential metafunction, verb
  • Maryam Dara * Pages 19-39
    QalaichiBukan Aramaic Stele is considered to be Manneaen. Many scholars have studied its text most of which based on that the stele was discovered inside the walls of the temple. But, according to the evidence, there are doubts about the inscription text and its discovery. Therefore, there are doubts about its origin of its being Manneaen. It is the aim of the author to mention different ideas about the stele. The relation of the text and Qalaichi temple and the beliefs reflected from the text are also mentioned. According to the pieces of evidence the Mannaean origin of the stele is doubtful. It is not Assyrian norUrartian. It is possible that the stele is brought to this site in an unknown era. It is also possible that the stele of QalaichiBukan is not a treaty but a triumph text.
    Keywords: Mana, QalaichiBukan, Assyrian, Urartian, North of Syria, Stele
  • Azar Khani *, Fatemeh Modarresi, Bahman Nozhat Pages 20-43

    The float words or Mofradāt is a class of words that they haven’t fix morphological labels. In other words, these words are placed between morphology and syntax. On the other hand, they are words and on the other hand, the determination of their exact meanings is depended on consideration syntactic relations and their places. So, they are morphological-syntactic categories. Therefore, they must be measured in terms of other words of the sentence to attribute to one of the syntactic categories in Persian grammar. This article –by descriptive-analytical method- tries to explore these words in Kamal al-Din Hossein Khwarizmi’s Iršād al- Morīdīn. The results of this research show that the float words of this text are: “bas / basi”, tā, čand/ čandīn, čonīn/ čonān, čo/hamço, čoon/hamčoon, če, degar/digar, ke, magar, ham, hame, and hīč. Many of these words have grammatical functions such as adverb (interrogative, cause, conditional, exceptional, uncertainty, increasing, negative and arrangement), adjective (quantity, interrogative, indefinite and exclamatory), preposition, subject, conjunction, pronoun (indefinite, interrogative, non-interrogative and numeration). Meanwhile, “ke” is the most usable float words in this text. The next clauses of it have the functions of non-interrogative pronoun, conjunction, subject, adjective, object, time and condition adverb.

    Keywords: Persian Grammar, The float words (Mofradāt), Kamal-al- Din Hossein Khwarizmi, Iršād al- Morīdīn
  • Sarah Rouhani, Mahshid Mirfakhrai * Pages 41-61

    The book of “Zambasta” is a long poem in ancient a khotanese language, a branch of middle Eastern Iranian language. This book , containing wide set of common concepts and various aspects of Buddhism. Chapter 12 of this book is educational and includes a set of goodness and badness. The stanza which translated from Khotanese language into Persian in this article, includes the first 52 paragraph of this chapter that allocated to the description of Saṃvara (=continence, moral continence or stopping the effects of karmas or human beings previous actions). Saṃvara which considered as one of the most important steps to reach knowledge of continence and is like a guard trying continually to take man away from everything that is wrong and disagreeable, and to help him in order to reach Nirvānā (=salvation). Under the etymology of the word of Saṃvara, philosophical view about Saṃvara, steps of achievement, commitment ceremonies and conditions that lead to the loss of Saṃvara, are investigated.

    Keywords: The middle east Iranian language, Khotanese language, Book of Zambasta, Buddhism, Saṃvara
  • Maryam Alinezhad, Mahla Arianpoor * Pages 63-79

    Preposition /be/ is one of the most widely used prepositions in Persian with a variety of meanings. The purpose of the present descriptive-analytical research is to study the radial categories of /be/ within the framework of Cognitive Semantics with emphasis on Shahnameh Ferdowsi. The data have been collected from one of the stories of Shahnameh titled "Bijan and Manijeh". This research aims to study the radial categories of semantic network of this preposition and also its semantic changes. For this purpose, the Tyler and Evans′s principled polysemy approach (2003) were used. Findings indicate that /be/ has been used with a frequency of 789 in total of 631 verses, so that its different meanings are systematic and has been placed in coherent semantic network in radial form. Ferdowsi has used its "affixation" meaning as a prototype meaning with high frequency. All other meanings such as "to address","assistance","causation" and "association" have been placed and used around its prototype meaning. Ferdowsi is also used of some distinctive meaning of /be/ out of its semantic clusters.

    Keywords: Persian Preposition, be, Radial categories, semantic network, cognitive semantics, Shahnameh Ferdowsi
  • Mojtaba Kaveh *, Azita Afrashi Pages 81-106

    This descriptive study investigates formulaic language in Persian. There are two types of formulae: prefabricated (situation-bound) formulae (PFF); and semi-prefabricated formulae (SPFF); they have fixed elements as well as open slots to be occupied with words of given lexical categories. The data is taken from linguistic corpora, soap operas, personal observations, and web materials. This study addresses these questions: a. What contexts are formulae used in? b. What socio-cultural meanings do formulae convey? c. How can learning formulae help overcome the problem of fluency of Persian language learners? Formulaic sequences are used in all socio- cultural contexts and mostly in idiomatic meaning. To analyze the data, the author used his own intuition as well as other native speakers’ along with consulting various dictionaries. In the following ‘dual process model’ is employed to demonstrate the interaction of PFF and SPFF as well as novel language. The implications in teaching involve that introducing the situation and meaning of PFF to learners helps them produce idiomatic native like expressions in a given situation and analyzing the SPFF and identifying their underlying formula, meaning, and restrictions (deductively) and presenting different examples (inductively)to learners they can generate infinite number of native like expressions in Persian.

    Keywords: formulaic language, fixed formulae, semi-prefabricated formulae, structural description, semantic descriptions
  • Mousa Mahmoudzehi *, Alireza Bahremand Pages 107-126

    Based on the existing documents remained from Iranian Languages, the present study aims at investigating the significance of translation through the three historical epochs of Achaemenid, Parthian and Sassanid dynasties in Ancient Persia. The results indicated that the geographical extension of each empire along with existence of variations in population, language and traditions as well as the diversity of economic, social and political relations had made the use of both written and oral translations inevitable for their citizens. Such documents and the historical analyses around them reveal that the majority of translations of the era were the Royal Orders, religious and scientific texts and deeds related to commerce and families to fulfill the requirements and goals of the era. Moreover, some measures taken byShapur I, Shapur II and Khosrow Ito develop translation and interpretation were so vast and influential to be named “the movements of translation”. Studying translation products made in the era also revealed that there existed several languages simultaneously but with different ranks. The results of the present study can be of use to researchers in fields such as history, history of science, archeology, historical linguistics, Iranian studies as well as Iranian Culture and Literature.

    Keywords: Ancient Iran, Ancient Iranian Languages, Translation, Epigraphy, Zend, Manichean Texts