فهرست مطالب

فلسفه و کلام اسلامی - سال پنجاه و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال پنجاه و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • سید محسن اسلامی*، محمد سعیدی مهر صفحات 169-188
    کیت مانه در مقاله «درونی گرایی درباره دلیل: غم انگیز اما صادق؟» (2014) طرحی برای دفاع از درونی گرایی درباره دلیل هنجاری عمل پیش می نهد. به نظر او، باید به سرشت بیناشخصی دلیل نظر کنیم تا در یابیم دلایل محدود به وضع روانشناختی فاعل هستند. با این وصف، دلایل آن ملاحظاتی هستند که فاعل آرمانی در فرایند دلیل آوری آرمانی با فاعل به آنها اشاره کند. ایده مانه این است که اگر این شرط برقرار باشد، چالشی برای بیرونی گرایی و زمینه ای برای دفاع از درونی گرایی فراهم است. در مقابل، در این مقاله به یکی از ابهام های فرایند دلیل آوری آرمانی اشاره می کنیم، یعنی آرمانی بودن یا نبودن زمان این فرایند. استدلال می کنیم که آرمانی در نظر گرفتن زمان ترجیح دارد و این مانعی برای استدلال مانه است.
    کلیدواژگان: دلایل عمل، دلیل هنجاری، دلیل و انگیزش، درونی گرایی، نظریه هیومی
  • سید مهدی بیابانکی* صفحات 189-206
    این که «چرا باورها و فعالیت های دینی در فرهنگ های مختلف بشری و در همه زمان ها شیوع گسترده ای داشته و دارد؟» مسئله ای است که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از فلاسفه و دانشمندان مرتبط با حوزه دین قرار گرفته است. نظریات تکاملی می کوشند با مطالعه دین به عنوان یک پدیده طبیعی، به این پرسش پاسخ دهند. دو دسته نظریه تکاملی در خصوص این مسئله وجود دارد که عبارت اند از نظریه محصول فرعی و نظریه انتخاب گروهی. ما در این مقاله ضمن تحلیل و بررسی دو نظریه فوق، نشان می دهیم که این دو نظریه در پاسخ به پرسش فوق چندان موفق نیستند. تحلیل ما نشان می دهد که این دو نظریه در چهار محور اساسی با چالش مواجه هستند: (1) ابهام در مفهوم «سازگاری تکاملی دین»، (2) تلقی و تعریف محدود و ناقص از دین، (3) محدودیت ها و شکاف های تبیینی، و (4) عدم تمایز میان بنیان های طبیعی و عقلانی باورهای دینی.
    کلیدواژگان: سازگاری، شیوع باورهای دینی، نظریه انتخاب گروهی، نظریه تکامل، نظریه محصول فرعی
  • عفت السادات حسینی، پرویز ضیاء شهابی*، محسن جوادی صفحات 207-228
    در مقاله حاضر نشان داده شده که اگر احکام «شیء الف اثر هنری است.» و «صاحب اثر/ زید هنرمند است.» احکامی اعتباری و مفاهیم «هنر» و «هنرمند» نیز مفاهیم و معانی اعتباری دانسته شوند، به چه نتایجی می توان رسید. تبیین مبانی معرفت شناسانه هنر، رابطه هنر با حقیقت، هنر به مثابه وسیله رساندن آدمی به کمال حقیقی، ارتباط هنر با زندگی فردی و اجتماعی، هنر به عنوان اعتباری قراردادی و این که نمی توان از مفهوم هنر تعریف به حدتام ارائه داد از مهمترین نتایج این نوشتار است. همچنین تقسیم اعتباریات به اعتباریات قراردادی و غیر قراردادی از نوآوری های این مقاله است.
    کلیدواژگان: اعتباریات، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، هنر، هنرمند
  • هادی داوودی زواره*، سعید بینا صفحات 229-249
    معرفت حضوری در باب خداشناسی از جانب اندیشمندان بسیاری مورد واکاوی قرار گرفته است. این نوشتار در پی پاسخ به این سوال است که در منظر افلوطین و مولوی معرفت حضوری به احد چگونه و از چه طریقی حاصل می شود؟ فرضیه مقاله این است که: امکان معرفت حضوری برای شناخت احد از طریق نوس/عقل کلی به روش شهودی وجود دارد اما در مرحله نهایی این ادراک حضوری حتی با فرارفتن از نوس/عقل کلی به دست می آید. روش مقاله در فهم و تحلیل سخنان این دو، تطبیقی با رویکرد تفسیری است. اهمیت جستار به ویژه در زمینه مطالعات بین فرهنگی از این رو است که با وجود آن که برخلاف مولوی، عرفان افلوطینی ملتزم به وحی نیست و این عرفان ارتباط چندانی با دین عصر خود (مسیحیت) برقرار نمی کرد و فارغ از تفاوت در منطق و بیان، در خصوص امکان معرفت حضوری به احد و چگونگی آن، اشتراکات نسبی یافت می شود.
    کلیدواژگان: عقل استدلالی (دیانویا، جزئی)، عقل مشاهده گر (نوس، کلی)، فراوجودی احد، معرفت حضوری
  • مسعود رهبری، فروغ السادات رحیم پور* صفحات 251-270
    شخص وارگی به معنای بهره مندی از صفاتی چون آگاهی، اراده، حیات، قدرت، خیرخواهی و قابلیت تخاطب است و متون مقدس ادیان ابراهیمی چنین صفاتی را به خداوند نسبت می دهند. نحله «الهیات گشوده» راه طی شده در الهیات کلاسیک مسیحی برای توصیف حقیقت الوهی را ناسازگار با کتاب مقدس می داند. این نحله به بازاندیشی در اوصاف الهی پرداخته، به بازتعریف اطلاق، بساطت و کمال مطلق الهی دست می یازد. اما علامه طباطبایی در برابر دوگانه تعالی یا شخص وارگی حقیقت الوهی، راه سومی می یابد که هر دو جنبه را در جایگاه شایسته خود نگه دارد و هیچ کدام را فدای دیگر نکند. علامه طباطبایی ابتدا با استفاده از قواعد فلسفی، اتصاف خداوند به صفات کمالی شخص وار را اثبات می کند و آنگاه با تفکیک مقام احدیت از مقام واحدیت، تعالی، بی صورتی و فراشخص بودگی را به مقام احدیت، و اتصاف به صفات کمالی شخص وار را به مقام واحدیت خداوند اسناد می دهد.
    کلیدواژگان: الهیات گشوده، خدای شخص وار، علامه طباطبایی، مقام احدیت، مقام واحدیت
  • سید علی طالقانی*، حسین رفیعی صفحات 271-287
    آنچه ما «استدلال معرفتی» و «استدلال تعاکس» خوانده ایم دو استدلال از سه استدلالی ست که خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف متکلم امامی، در کتاب مهم و تاثیرگذار تجرید الاعتقاد، بر حسن و قبح عقلی اقامه کرده است. نتیجه مورد نظر خواجه و مقدمات هر دو استدلال مبهم است و می توان تفسیرهای متعددی از آن ها ارائه داد. در این مقاله با تفکیک جهات معرفت شناختی و هستی شناختی هریک از استدلال ها، روایت های محتمل هر استدلال بیان شده و پس از صورت بندی منطقی هر استدلال، مورد ارزیابی قرار گرفته است. به زعم نویسندگان، نتیجه بهترین تقریر از استدلال نخست، حسن و قبح عقلی معرفت شناختی است و نتیجه بهترین تقریر از استدلال دوم، حسن و قبح عقلی هستی شناختی؛ و البته هیچ یک از این دو استدلال نمی تواند نظریه عدلیه را اثبات یا دیدگاه مخالفان شان را ابطال کند.
    کلیدواژگان: استدلال تعاکس بر حسن و قبح عقلی، استدلال معرفتی بر حسن و قبح عقلی، خواجه نصیرالدین طوسی، معرفت شناسی حسن و قبح، هستی شناسی حسن و قبح
  • حمید علایی نژاد*، مرتضی حاج حسینی صفحات 289-309
    براساس دیدگاه کثرت گرایی در مورد منطق، چندین نظام درست از منطق وجود دارند. در بیشتر قرائت هایی که از این دیدگاه وجود دارد، نسبی باوری در مورد منطق پذیرفته شده و درستی یک نظام از منطق به نحوی وابسته به مولفه ای متمایز از آن نظام منطقی دانسته می شود. بیل و رستال اما مدعی ارائه تقریری از کثرت گرایی هستند که در یک زبان واحد ارائه شده و متضمن قبول نسبی باوری در مورد منطق نیست. در مقاله حاضر، برخی از مهم ترین انواع کثرت گرایی را معرفی کرده و نشان می دهیم که برخلاف ادعای بیل و رستال، کثرت گرایی ایشان اولا نمی تواند در یک زبان واحد ارائه شود؛ ثانیا متضمن قبول نوعی از نسبی باوری در مورد منطق است. بر اساس قبول این نتایج، تلاش می کنیم با معرفی دیدگاهی با عنوان «وحدت گرایی حداقلی» نشان دهیم که درصورتی که کسی بخواهد دیدگاه بیل و رستال را به عنوان یک دیدگاه قابل اعتنا در این حوزه در نظر بگیرد، لازم است وحدت گرایی حداقلی را بپذیرد.
    کلیدواژگان: بیل و رستال، کثرت گرایی، منطق درست، نسبی باوری، وحدت گرایی
  • سید علی علم الهدا* صفحات 311-330
    مسئله مجرد و مادی و معیار تمایز این دو از نگاه معاصرین در حوزه فلسفه ملاصدرا، بصورت امری تشکیکی و طیف گونه مطرح می شود و لذا مرز عینی و مشخصی به جز قابل اشاره حسی بودن یا نبودن بعنوان ملاک تمایز مجرد و مادی تعیین نمی گردد. این مقاله نشان داده است در فلسفه ملاصدرا تجرد و مادیت وابسته به مراتب وجودی موجودات است. و بر همین اساس نشان داده که هر موجودی متصف به مجرد بودن و مادی بودن، بصورت توامان می شود. پس مرز خارجی ای میان تجرد و مادیت تحقق ندارد. پس عامل اتصاف موجودات به ایندو ذهن و نوع نگاه و اعتبار کردن آن می باشد و لذا تجرد و مادیت وابسته به ذهن هستند و از تقسیمات پیشینی ذهن در نگاه به واقعیت (وجود) می باشند. و لذا تقسیم موجودات به مجرد و مادی براساس مبانی حکمت متعالیه تقسیمی سوبژکتیو است و این نوع نگاه به مسئله تجرد و مادیت، بحث های بنیادین دیگر مانند ربط حادث به قدیم و رابطه نفس و بدن و بقای نفس و معاد را نیز تحت تاثیر مستقیم خویش قرار می دهد.
    کلیدواژگان: پیشینی، ذهنی، مادی، مجرد، ملاصدرا
  • بهرام علیزاده* صفحات 331-348
    دو معنا از «توانایی» در سنت تفکر اسلامی رایج است. در تعریف فیلسوفان از «توانایی» مفهوم ضرورت و در تعریف متکلمان مفهوم امکان مندرج است. مطابق دیدگاه نخست، همین که فاعل در وضعیتی باشد که اگر کاری را بخواهد آن را انجام دهد و اگر نخواهد آن را انجام ندهد و نیز مانع یا رافع بیرونی او را از تحقق خواسته اش باز ندارد، توانا محسوب می شود. در نقطه مقابل، دسته ای از متکلمان معتقدند که فاعل در صورتی توانا محسوب می شود که از «امکان فعل و ترک» برخوردار باشد. فخر رازی این دو تعریف را قابل ارجاع به یکدیگر می داند. خواجه نصیر این صلح را «صلح من غیرتراضی طرفین» می داند. او با تفکیک میان دو گونه از فاعل فاعل های امکانی و فاعل تام مدعی می شود که این دو تعریف در خصوص خداوند غیرقابل تحویل به یکدیگر و در مورد فاعل های امکانی (انسانی) تحویل پذیر به یکدیگر هستند. در این مقاله بعد از ذکر دلایل این مدعا خواهم گفت که این دو تعریف حتی در مورد فاعل های امکانی نیز تحویل پذیر به یکدیگر نیستند. زیرا تنها راه حل برای جمع پذیری این دو تعریف توسل به علیت ناقصه با اشکالات متعددی مواجه است.
    کلیدواژگان: امکان، توانایی انجام فعل به گونه دیگر، ضرورت، علت ناقصه، فاعل
  • امیرحسین منصوری نوری*، حوریه شجاعی باغینی، محسن شمس، عین الله خادمی صفحات 349-365
    پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به پرسش: «رابطه میان علم و نظریه شبح به خوانش ملاصدرا چیست؟» شکل گرفت؛ با نگاهی به شبکه واژگانی ملاصدرا و رویکرد وجودی خاص او، می توان تحلیل خوانش او از نظریه شبح را در مراحل زیر خلاصه نمود: 1. بیان مفاد نظریه شبح و نفی هرگونه تطابق میان وجود خارجی و شبح ذهنی، پذیرش اثر وجودی شبح و معرفی شبح به عنوان علت معده حصول علم با نگاه وجودی خاص خود. 2. بیان مفید علم بودن شبح برای کیفیات و معدومات. 3. بیان نقدهای وارد بر نظریه شبح و تحلیل نقدها. 4. طرح نظریه وجود ذهنی که علاوه بر ایجاد علم در معدومات و کیفیات، در سایر موارد وجودی نیز مفید علم باشد. با این تحلیل، می توان این احتمال را به عنوان یافته این تحقیق بیان نمود که تئوری شبح، با اینکه مورد انتقاد جدی ملاصدرا است، با این حال ملاصدرا با نگاهی خاص، از این نظریه به عنوان مرحله ای از مراحل تکامل نظریه وجود ذهنی خود بهره برده است، نگارندگان بر این نگاه پافشاری ندارند اما این گونه می اندیشند که در صورت پذیرش این نگاه مسئله صورت جدیدی پیدا خواهد نمود.
    کلیدواژگان: شبح، علم، علم به کیفیات، علم به معدومات، وجود ذهنی
  • سید رضا موذن* صفحات 367-385
    دیدگاه فارابی در مسئله تشخص دو گونه است: اول، دیدگاه انتسابی است. از دید ملاصدرا، فارابی معتقد است تشخص به نحوه وجود شیء می باشد. دوم، دیدگاه صریح فارابی در کتاب تعلیقات است. وی در این کتاب معتقد است عامل تشخص، زمان و وضع می باشند. ابهام در این دیدگاه در مفهوم واژه ها، گزاره و چگونگی ارجاع دیدگاه وی به دال مرکزی اندیشه وی نمود یافته است. این مقاله رصد می کند که مفهوم تشخص به صورت واضح و متمایز از دید فارابی چیست؟ ساختار منطقی و زبانی گزاره منعکس کننده دیدگاه فارابی چگونه است؟ و گزاره منعکس کننده دیدگاه فارابی در تشخص چه رابطه ای با دال مرکزی اندیشه فارابی، در شبکه معنایی اش دارد. تحلیل مفهومی از تشخص نشان داده است که تشخص نزد فارابی مفهومی نسبی است، تحلیل گزاره ای نشان داده است که دیدگاه فارابی در تشخص ذی وضع با سکوت و با ابهام ساختاری مواجه است، و تحلیل سیستمی در این تحقیق نشان داده است که مسئله تشخص در فارابی متاخر به عنوان یک مسئله مطرح شده است و تشخص از طریق وجود با دال مرکزی اندیشه وی پیوند دارد. اما این بدان معنا نیست که دیدگاه فارابی در تشخص بتواند به عنوان پشتیبان استناد دیدگاه اصالت وجود به فارابی باشد.
    کلیدواژگان: اشتراک در وجود، تشخص، تعین، فارابی، کتاب تعلیقات
|
  • Seyyed Mohsen Eslami *, Mohammad Saeedimehr Pages 169-188
    In her 2014 paper "Internalism About Reasons: Sad But True?", Kate Manne defends a version of Internalism about normative reasons for actions. She starts by considering the interpersonal context of reasons to emphasize how reasons are limited by psychological states of the agent. Then, she defends a necessary condition for reasons; i.e., Ideal Reasoning Thesis, which every theory of reason should satisfy. However, she claims, externalism fails to do so. On the contrary, we suggest that it is not clear whether the process of Ideal Reasoning happens in an ideal or non-ideal time. Furthermore, it seems preferable to take time to be ideal too. Clearing the ambiguity about time makes externalism able to satisfy Ideal Reasoning Thesis and, thus, the argument for internalism fails.
    Keywords: reasons for action, normative reasons, reasons, motivation, Humean theory of reasons, internalism
  • Sayyed Mahdi Biabanak * Pages 189-206
    Why religious beliefs and activities in many different cultures and at all times have been so widespread is a problem that has been addressed by many philosophers and scholars in the field of religion in the last few decades. Evolutionary ideas attempt to answer this question by studying religion as a natural phenomenon. There are two groups of evolutionary theories about this issue: by-product theory and group selection theory. In this paper, while analyzing the two aforesaid theories, we show that the two are not so much successful in answering the problem. Our analysis shows that these two theories are challenged on four main axes: (1) ambiguity in the concept of "evolutionary adaptation of religion" (2) the limited and incomplete definition of religion (3) explanatory limitations and (4) the lack of distinction between the natural and rational foundations of religious beliefs.
    Keywords: the prevalence of religious beliefs, by-product theory, group selection theory, Evolution Theory
  • Effatossadat Hosseini, Paviz Ziashahabi *, Mohsen Javadi Pages 207-228
    The present research has focused on the concept analysis of art and artist and the analysis of statements such as “This is an art work” and “Zaid is an artist”. We try to show the consequences, if these concepts and statements are regarded as i'tibariat. After determining the epistemological foundations of art and showing the relation of art with truth, art as a means of leading humans to real perfection, the relation of art with individual and social lives and showing the indefinability concept of art and artists, we show that I'tibariat can be divided into conventional and non-conventional ones.
    Keywords: Art, artist, I'tibariat, Allameh Tabatabaei
  • Hadi Davoodi Zavare *, Said Binayemotlagh Pages 229-249
    Knowledge by presence has been a matter of dispute in theology. In this paper we attempt to answer the question how and in what way the knowledge by presence of the One will be achieved based on Plotinus and Rumi’s Views. It has been assumed that: there is a possibility of knowledge by presence for understanding the One through Nous; however, it will be achieved in the final step of Knowledge by presence, even by going beyond the Nous. The method of this article in understanding and analyzing Rumi and Plotinus’s discourses is comparative accompanied by the interpretive approach. The importance of the article, especially in the field of intercultural studies, is that although, contrary to Rumi, Plotinus mysticism is not bound to revelation and this mystic did not have much to do with the religion of his time (Christianity), the relative similarities are found as to the possibility of Knowledge by Presence to the One and its quality, apart from the difference in logic and expression.
    Keywords: reason (dianoia, particular), intellect (nous, universal), beyond being, knowledge by presence
  • Masoud Rahbari, Foroogh Al Sadat Rahim Poor * Pages 251-270
    In theological studies, the concept of personal God implies predicating to God attributes such as consciousness, will, life, power, goodness, and interlocution. These are God's attributes according to the sacred books of Abrahamic traditions. According to the followers of Open Theology, the way that classical theology describes God is incompatible with the Bible. They try to solve this by reconsidering and redefining divine attributes such as divine absoluteness, absolute simplicity, and perfection. In relation to the dichotomy of transcendence/personification of the Divine Truth, Allameh Tabatabei, however, finds a third way such that both parties receive the stance they deserve without sacrificing one for the other. Firstly, taking advantage of philosophical rules, he proves the viability of the predicating the personal attributes of perfection to God, and then in the next step, after making a distinction between the stations of Oneness and Unicity, he attributes transcendence, formlessness, and impersonality to the former, and attributes of perfection to the latter.
    Keywords: Open theism, Allameh Tabatabei, Personal God, Oneness, Unicity
  • Sayyedali Taleghani *, Hossein Rafiei Pages 271-287
    The imami-shi'i philosopher and theologian, Nasir al-Din al-Tusi in his great and influential work, Tajrid al-iʿtiqad, had advanced three arguments for what is commonly called "intellectual moral good and bad" (husn wa qubh 'aqli). Two of these three arguments are what we call respectively: "epistemological argument" and "mutual-reverse argument". Both of the conclusions and premises of the arguments are ambiguous and open to more than one interpretation. This paper separates epistemological and ontological aspects of each argument and after advancing their logical structures assess each one. On authors' opinion none of them can fulfill neither to prove the belief of people of justice ('Adliyya) nor invalidate their opponents' theory.
    Keywords: epistemological argument on intellectual moral good, bad, epistemology of moral good, bad, mutual-reverse argument on intellectual moral good, bad, Nasir al-Din al-Tusi, ontology of moral good, bad
  • Hamid Alaeinejad *, Morteza Haj Hosseini Pages 289-309
    According to logical pluralism, there are several correct systems of logic. Most types of logical pluralism are based on the acceptance of logical relativism which means that the correctness of a system of logic depends entirely on distinct components of that system. Nevertheless, Beall and Restall claimed that they have proposed a kind of pluralism that is presented in a single language and does not entail accepting relativism. In this article, having introduced some of the most important types of logical pluralism, we tried to show that, contrary to Beall and Restall, their pluralism (i) cannot be presented in a single language; (ii) involves accepting a kind of relativism. Based on these results, we have tried to show that, by introducing a view titled “minimal monism”, if one wants to consider Beall and Restall pluralism as a credible perspective in this area, it is necessary for him to accept minimal monism.
    Keywords: Beall, Restall, correct logic, monism, Pluralism, Relativism
  • Pages 311-330
    The contemporary companions of Sadraean philosophy consider the problem of the materiality and immateriality as a gradational one; so, they have determined no other criterion of distinction between the materiality and immateriality than the perceptibility. This paper is aimed to show that, in Sadraean philosophy, to be material or immaterial is dependent on the existential levels of the existents. Thus, we attribute the materiality and immateriality simultaneously to the existents. Therefore, there is no external border between the two. The agent of attributing materiality and immateriality to the existents is the mind and our perspective. To be abstract or material are subjective as well as a priori categories of the mind to understand the realm of reality (or existence). The aforementioned conception of materiality and immateriality affects other problems, including the relation of the accident to the eternal, the relation between the soul and body, the immortality of the soul and eschatology.
    Keywords: materiality, immateriality, subjectivity, Mulla sadra
  • Bahram Alizade * Pages 331-348
    There are two meanings of "Can" in the tradition of Islamic thought. Philosophers have adopted their definition regarding the notion of necessity and Theologians (Mutakallimin) have chosen theirs based on the contingency. In the former view, the agent is capable if he is able to choose to perform actions (he would have done otherwise if he had willed to) and not prevented by external barriers from fulfilling his wishes. On the other hand, in the latter, capability is contingent; Meaning the agent must have the possibility to do otherwise. Razi assumed that these two definitions can be referred to each other. Nasir al-Din al-Tusi believes that there is a significant discrepancy between two kinds of agencies: God and Human. In the case of human agency, these are interchangeable, but in the case of God, they are not. In this article, I elaborate on these claims. Then, I illustrate these definitions are not interchangeable, even in the case of human agency because the only reason was used to support this claim, i.e. contributory causation, has many flaws.
    Keywords: agent, can, necessity, contingency, Being able to do otherwise
  • Amirhosein Mansouri Nouri *, Hourieh Shojaii, Mohsen Shams, Einolleh Khademi Pages 349-365
    The aim of present study is to find   an answer to the following question: “What is the relationship between science and Shabah (Phantom) theory from Mulla Sadra’s point of view?” Mulla Sadra analysis about Phantom theory is summarized based on his lexical network and special existence approach. The following 4 stages shows his analysis about the theory: 1) Detection of contents of Phantom theory, denegation of the match between external existence and mental image, acceptance of existence effect of image and introduction of image as a cause that helps knowledge acquisition with his own special existence view,  2) useful expression that shows Phantom develops knowledge for qualities and what are inexistent,  3) introducing criticisms for Phantom theory and examination of criticisms, and 4) presenting a mental existence theory that develops science for qualities and what are inexistent and it also presents scientific reasons for other existents. We show, although strongly criticizing the Phantom theory, Mulla Sadra uses this theory for developing his mental existence theory. Although we do not insist on this conclusion, we believe this view will make the puzzle of relationship between science and Phantom theory enter a new stage.
    Keywords: The phantasm, mental existence, Knowledge, Knowledge of Non-Existents, Knowledge of Qualities
  • Seyed Reza Moazzen * Pages 367-385
    Al-Farabi’s view on individuation has two versions: one is his strict view in his works and the other is what Mulla Sadra ascribes to him. His clearly expressed view in his Ta’liqat is that individuation is due two categories of time and position. However, Mulla Sadra argues that al-Farabi holds that it is due to how something exists. In what follows, the author is, first, seeking to clearly define the concept of individuation according to al-Farabi. He has, then, gone to determine how the verbal and logical structures of the proposition denoting al-Farabi’s view is. And, third, what the proposition denoting al-Farabi’s view on individuation bears to his indicative core idea in his web of meaning. The conceptual analysis has shown that, for al-Farabi, individuation is a relational concept. The propositional analysis proves that al-Farabis’s view on individuation of position is suffering from vagueness though. The systematic analysis demonstrates that the issue of individuation has been proposed for the later al-Farabi as a question and it bears a tie to his indicative core idea through existence. Nonetheless, it does not mean that one might refer to al-Farabi’s view on individuation as a proof to ascribe the primacy of existence theory to al-Farabi.
    Keywords: al-Farabi, individuation, Determination, al-Ta’liqat