فهرست مطالب

هنرهای صناعی ایران - سال دوم شماره 1 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال دوم شماره 1 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مهدی دوازده امامی، سعید بینای مطلق، قباد کیان مهر* صفحات 5-16
    پیدایش رشته صنایع دستی در دانشگاه های کشور نقطه عطف آموزش هنرهای صناعی به شیوه علمی و زیر نظارت متخصصان این عرصه بوده که موجب گردیده است طیف مطلعی از هنرمندان و صاحب نظران به عالم هنر اضافه شوند. این امر با توجه به موضوعاتی هم چون فضای کارگاهی و تجهیزات، در کنار استادکاران سنتی و اساتید دانشگاهی صورت گرفته اما در این بین هنوز هم افرادی وجود دارند که شیوه های تاریخی استاد و شاگردی را سرلوحه یادگیری قرار داده و عمری را به شاگردی نزد اوستادی سپری می کنند. اما در سال های اخیر به نظر می رسد تقابل فرهنگ ایرانی اسلامی با نافرهنگ وارداتی و همچنین تقابل شیوه های سنتی با روش های مدرن تولید، چالش هایی را در آموزش و تولید صنایع دستی به وجود آورده است. اینجاست که تخصص صرف، کفایت نمی کند و اهمیت لزوم تعهد و اخلاق گرایی هنرمند قوت می گیرد. اما دستیابی به این مهم، بدون توجه به ملزومات بنیادی در درک ماهیت و روش عملکرد صنایع دستی ناممکن به نظر می رسد. در این پژوهش، هدف بر آن بود تا ضمن معرفی و توضیح برخی از این ملزومات، ارتباط بین این مفاهیم و صنایع دستی مورد ارزیابی قرار گیرند تا لزوم جهت گیری آموزشی در این راستا، مشخص گردد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است: جدا از آموزش مباحث فنی و هنری، چه مواردی باید به دانشجویان رشته صنایع دستی آموزش داده شود تا آثار تولید شده در این شاخه از غنا و اصالت فرهنگی و دینی برخوردار گردند؟
    به نظر می رسد که آشنا نمودن دانشجویان با بحث فطرت و کمال و جایگاه آن در هنر (حتی به صورت اجمالی) می تواند تاثیرات قابل ملاحظه ای بر درک صحیح دانشجویان از نحوه عملکرد آثار صنایع دستی در برقراری ارتباط با مخاطب خود داشته باشد. لذا در این پژوهش کیفی، از روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوهکتابخانه ای و میدانی استفاده شده و جامعه آماری آن، غیر احتمالی و بر مبنای عینیت هماهنگی با اهداف و فرضیه های پژوهش انتخاب شده است. نتایج حاصل از پژوهش، مشخص کرد که آشنایی دانشجویان با مبحث فطرت و کمال و کاربرد آن در هنر، می تواند تاثیرات مثبت و عمیقی بر صورت آثار تولید شده در حیطه صنایع دستی بگذارد.
    کلیدواژگان: آموزش صنایع دستی، سنت گرایی، کاربرد فطرت، کمال و زیبایی، معنویت در هنر
  • علیرضا شیخی*، شعله تاتاری صفحات 17-34
    استقرار سلسله صفوی در ایران و شیوع فرقه های منتسب به صوفیه، ایجاب می کرد تا به ساخت کشکول که یکی از آلات قلندری و درویشی بوده و در مراسم و آیین های مرتبط با این فرقه ها استفاده می شد، اهمیت وافری داده شود. عناصر بصری نقش شده بر کشکول ها، نشر اندیشه و افکار درویشان را دربرداشته است. لذا هدف این پژوهش، بررسی صوری و محتوایی سی و چهار عدد از کشکول های فلزی دوران صفوی و قاجار است. بنابراین سوالات پژوهش عبارت است از: تعامل عناصر تزئینی کشکول ها و آداب درویشی چیست؟ و کشکول های فلزی این دو دوره، از نظر فرم، نقش و نماد چگونه اند؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای و با مراجعه به سایت موزه های خارجی و همچنین مراجعه حضوری به موزه های داخلی جهت مطالعه نمونه ها است. 
     نتایج پژوهش نشان می دهد که کاربرد کشکول نزد دراویش، علاوه بر آلات و وصله های درویشی و قلندری، وجه عاشورایی نیز داشته و در آیین سقایی و مراسم عزاداری عاشورا به کار می رفته است. از نظر فرم ظاهری نیز با سه نوع کشکول مواجهیم که در تزئین آنها از کتیبه هایی با مضامین شیعی و اشعار فارسی استفاده شده است. نقوش تزئینی نیز شامل نقوش انسانی، هندسی، حیوانی و گیاهی است. تکنیک های هنری مورد استفاده در تزئینات، شامل: قلمزنی، سیاه قلم، طلاکوبی روی فولاد، حکاکی، مشبک کاری و مرصع کاری است. نمادهایی نظیر اژدها، ماهی، مار و کشتی که در اجزا و تزئینات کشکول به صورت رمزگونه یا در فرم ظاهری آن به کار رفته اند به تبعیت از اعتقادات و آرمان هایی است که دراویش مدعی آن ها بوده اند.
    کلیدواژگان: صفوی و قاجار، کشکول فلزی، درویش، نقوش و کتیبه، فرم، معنا
  • فاطمه چاوشی نجف آبادی*، سید علی مجابی، مهدی صادقی صفحات 35-55
    در هر فرهنگ و تمدنی، یک هنر بنیادین وجود دارد که سایر هنرها بر اساس آن ایجاد می شوند. در ایران، شعر، نقش هنر بنیادین را در ایجاد سایر هنرها ایفا می کند. از میان هنرهای مختلف، نگارگری، ارتباط فراوانی با شعر دارد و در بین آثار نگارگری، نقش داستان های عاشقانه قابل توجه است و حکایت خسرو و شیرین یکی از مشهورترین این داستان ها بوده و توسط حکیم نظامی گنجوی گردآوری شده است. اشعار در منظومه خسرو و شیرین رمزگونه هستند؛ بنابراین نیاز است که به تفسیر دقیق آنها پرداخته شود. در این مقاله سعی بر آن بوده است که توصیفات مرتبط با پوشش شخصیت های اصلی داستان خسرو و شیرین از منظومه استخراج و به مقایسه آن با پوشش موجود در نگارگری های مرتبط بپردازد؛ در نهایت، با بهره گیری از یافته های پژوهش به پاسخ این سوال دست یابد که اثرپذیری نگارگری از شعر چگونه است؟ روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، اسنادی و کتابخانه ای بوده و جهت تدوین و تنظیم آن از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. بیان چگونگی جنسیت پارچه ها شامل پرند، پرنیان، دیبا، خز، خارا، حریر، قصب و زر از گزینه های مورد توجه در منظومه برای توصیف پوشش خسرو و شیرین است. زرد، قرمز، سیاه، ارغوانی و آسمان گون، برای رنگ انتخاب شده و برای طرح، از کلاه، قبا، کمربند، سلب، شقایق، سرآغوش، طراز، معجر، مقنعه، حمایل، برقع، نقاب و همچنین برای زیور از انگشتر، گوشواره، خلخال، گردن بند، نقش دست، عنبرینه، دست بند، فرق بند و گیسوبند نام برده است. با بررسی 14 نگاره از سبک های طلایی نگارگری ایران، مشخص شد که تاثیرپذیری نگارگر از منظومه، بیشتر در رنگ پوشش خسرو و شیرین است.
    کلیدواژگان: نظامی گنجوی، خسرو و شیرین، نگارگری ایرانی، پوشش
  • زینب براتی، محسن جاوری* صفحات 57-67
    مذهب، یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری آثار هنری در طول تاریخ می باشد. دین اسلام در تمام جنبه های زندگی مسلمانان از جمله آثار هنری تاثیر گذاشت و سفالگری از این امر مستثنی نبود. یکپارچگی قلمرو سرزمین های اسلامی از عوامل موثر بر ویژگی های سفال اسلامی به شمار می آید. طی سده های سوم و چهارم هجری قمری و مقارن با حکومت عباسیان، رواج شیوه های مشابهی در سفالگری اسلامی مشاهده می شود. با کشف آثار سفالی مشابه در نیشابور و سامرا، نظریات متفاوتی در این باره مطرح گردیده است. این مقاله بر آن بوده است با بررسی سفالینه های این دو منطقه در محدوده زمانی مورد اشاره، به ویژگی ها و خصوصیات شاخص گونه شناسی سفال هر یک از مناطق مذکور دست یابد. سوالات این پژوهش عبارت اند از: سفالینه های قرون سوم و چهارم نیشابور و سامرا دارای چه تنوعات تکنیکی در ساخت و لعابکاری هستند؟ تفاوت ها و تشابهات تولیدات این منطقه و چگونگی تاثیرپذیری سنت های سفالگری ایران از تکنیک های بیرونی کدام است؟ برای انجام این تحقیق از رویکردی تحلیلی- توصیفی و استناد به منابع کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج  این تحقیق موید آن است که تنوع فرم در سفالینه های نیشابور، بیشتر به شکل کاسه، قدح و بشقاب با لبه صاف و گاه برگشته، بدنه کشیده و کف حلقه ای است. این سفالینه ها با تکنیک های پوشش گلی، نقاشی زیرلعابی سفید با آبی لاجوردی، لعاب پاشیده، نقش کنده و زرین فام تزئین شده اند. سفالینه های سامرا در این زمان، اغلب به شکل بشقاب، کاسه، فنجان هایی با دیواره عمودی و کوزه بدون گردن با دسته های عمودی می باشند که با تکنیک پوشش گلی، نقاشی زیر لعابی سفید با آبی لاجوردی و قهوه ای، لعاب مات سفید به تقلید از سفال چین، لعاب پاشیده و زرین فام مزین شده اند. در ترکیبات بدنه های سامرا و نیشابور تفاوت هایی مشهود است و حلقه پایه یکی از ویژگی هایی است که در هر منطقه، ویژگی خاص خود را داراست. وجود نمونه های سفال مشابه در نیشابور و سامرا، حاکی از تاثیرات هنر ساسانی، هنر چین و اثرگذاری سفالگران مقیم عراق می باشد که ویژگی های منحصر سفال دوره عباسی را رقم می زنند. سیاست، تجارت، پیوند و ارتباط خانوادگی (ایرانیان و عباسیان)، گردهمایی صنعتگران و هنرمندان در بغداد و وجود راه های تجاری آبی و خاکی، تاثیرات گسترده و پراهمیتی را بر آفرینش این سفالینه ها برجای گذارده اند.
    کلیدواژگان: سفال اسلامی، سده های سوم و چهارم هجری قمری، نیشابور، سامرا
  • ریحانه کشتگر قاسمی، علیرضا بهارلو* صفحات 69-92
    هنرهای تصویری عصر قاجار دارای مضامین و موضوعات مختلفی است که حوزه نظامی نگاری یا ثبت و نگاشت وقایع رزمی یکی از آنهاست. آثار متعدد این حوزه که در رسانه های گوناگون هنری، از نقاشی رنگ روغن و آبرنگ تا دیوارنگاری و کاشیکاری و چاپ سنگی و لاکی کاری جلوه گر هستند، در طول زمان شاهد تغییراتی در عناصر و مولفه های بصری خود بوده اند که این مساله ناشی از تحولات سیاسی، منطقه ای و نظامی عصر قاجار و بازتاب آنها توسط نقاشان و چهره پردازان در هنرهای بصری است. بستر نوسازی و به روزرسانی ارتش ایران را می توان در عصر فتحعلی شاه و با مساعی عباس میرزا دانست. این سیر پیش رونده که نقش و تاثیر غرب در آن محسوس و عیان است، در دوران جانشینان این سلسله و اخلاف آنان، به ویژه از دوره سلطنت محمدشاه به بعد، با روندی متاثر از دستاوردهای نظامی کشورهای اروپایی به حیات خود ادامه داد. نمود این روند، پیش از همه، در ظاهر قشون، از جمله جامه رزم (اونیفورم)، تجهیزات و تسلیحات، و حرکات و سکنات جنگجویان و سپاهیان پدیدار می گردد. بر این اساس، پژوهش حاضر که به روش تاریخی و توصیفی - تحلیلی انجام گرفته، با دو پرسش عمده روبه رو است: نخست اینکه پرتره ها و رویدادهای نظامی چه جایگاهی را در هنر قاجار به خود اختصاص داده اند؟ و دیگر آنکه تک چهره های سلطنتی شاهان قاجار و رجال و سربازان، در هیئت و پوشش نظامی، از آغاز پایه ریزی این سلسله چه تغییراتی به خود دیده و این تحولات ناشی از چه مسائلی بوده اند؟ نتایج حاصل، حاکی از آن بوده است که حیطه تصویرگری نظامی، با توجه به وفور آثار موجود و هویت بصری شان، به عنوان یکی از مضامین رایج در هنر قاجار، قابلیت تخصیص گروه یا زیرمجموعه ای مستقل را داراست. از طرفی، با ورود دانش و تخصص نظامی غرب، نخست سپاه ایران آرایش و پوششی یکسان به خود گرفت و این تغییر در شخص پادشاه و ولیعهد، به عنوان سرآمدان نظام و بعدتر در رجال و درباریان و دست آخر در خارج از فضای دربار، رونق و گسترش یافت.
    کلیدواژگان: دوره قاجار، هنر نقاشی، مضمون رزمی، مراتب نظامی، شکارگاه
  • مارکوس ریتر* صفحات 93-110
    این پژوهش، گزارشی مقدماتی از شناسایی بزرگترین مجموعه شناخته شده از قطعات کاشی شیشه ای شفاف عباسی به کار رفته در تنگی در تهران است. این مقاله، شواهد باستان شناختی کف سازی با استفاده از قطعات شیشه ای شفاف سبز- آبی به کار رفته در قصرهای عباسی را بررسی و تلالو آب گونه آنها را اشاره ای به اتاق پذیرایی مشهور کاخ حضرت سلیمان تفسیر می کند. این مقاله روشن می کند که تنگ نگهداری شده در موزه آبگینه و سفالینه های ایران که با شیشه های رومی مقایسه و به دوره های پارتی و ساسانی منتسب شده است، التقاطی مدرن و ساخته شده از قطعات کوچک کاشی های شیشه ای کف سازی دوره عباسی است. این پژوهش درباره پیشینه این تنگ و چگونگی ساخته شدن آن از تکه هایی از کاشی های شیشه ای عباسی بحث می کند که زمانی دلالتی ضمنی به شکوه حضرت سلیمان داشت و با انجام جعلی سازی ای ماهرانه، به ظرفی الگوبرداری شده از بطری های رومی بدل شد؛ سپس برای بازارهای حراج عتیقه به عنوان شیئی متعلق به هنر ایران معرفی شد و از موزه آبگینه و سفالینه های ایران سردرآورد.
    کلیدواژگان: شیشه در معماری، معماری عباسیان، شیشه پیش از اسلام، سلیمان در هنرهای اسلامی، تاریخ نگاری هنر ایرانی
|
  • Mahdi Davazdahemami, Said Binaye Motlagh, Qobad Kiyanmehr* Pages 5-16
    Crafts masters have been trying to train good and committed artists by providing facilities and using suitable space. But it seems impossible to achieve this if not paying attention to the basic needs in the field of handicrafts education. In this study we will try to explain these basic needs in crafts education to determine that this issue is very important. This study seeks answering this question: Apart from teaching technical subjects and art, what should the students of crafts be taught to produce works enjoying cultural enrichment and originality?
    One of God’s traditions is that of the Divine Guidance. In this tradition, God guides all human beings to the right path. One of the tools He uses in this respet is the natural spirit or innate disposition. Natural spirit is present in all human beings. Nature is very considerable when we are seeking perfection. Perfection undoutedly has many effects, ranging from physical to spiritual and mystical. Beauty is a kind of perfection. That’s why man is always looking for beauty. God has given man the power of understanding beauty through the tradition of divine guidance. The man who is in search of true beauty is actually in search of God. “God is beautiful and loves beauty”. Art is the creation of beauty. The artist is the creator of beauty. The role of nature is very important in this respect. Considering nature would link beauty with God. God attracts man to himself by beauty and one of the best manifestations of it is to be found in the art crafts.
    Investigating the practical aspects of the subject of natural spirit gives more attention to the subject of perfection. The study of perfectionism leads to the discussion of aesthetics and the conceptual relationship between God and the perceived beauty that makes it necessary to understand the concept of nature in art. There are many benefits to the companionship of the natural spirit and the crafts that would promote both and it can bring about brilliant results in enhancing the quality and spirituality of traditional arts and crafts.
    In fact, it seems necessary for students of the handicrafts to learn, besides technical education courses in their curriculum, basic intellectual and spiritual education as well. As mentioned, the natural spirit is in good harmony with the subject of art and beauty, especially in the branch of  crafts, and can be fruitful for many reasons too. It seems that understaning the nature and perfection and their place in art would be very useful for students to know how to communicate between craft works and the audience.
    In this qualitative study cross-sectional methods are used, and data has been acquired through library sources and by field study .The case studies have been selected for non-random and they have been based on coordination with research objectives and hypotheses. The results of the research predicts that: Teaching the natural spirit, perfection and their application in art to the students would affect the appearance of handicrafts. These changes can be spiritual and positive for this field.
    Keywords: Handicrafts Education, Traditionalism, Application of Natural Spirit, Perfection, Beauty, Spirituality in Art
  • Alireza Sheikhi*, Sho’Leh Tatari Pages 17-34
    The establishment of Safavid dynasty in Iran and the prevalence of etiquettes attributed to Sufis required making kashkuls (Sufi begging bowl), as one of the qalandars’ and dervishes’ instruments used at ceremonies and related events of such a sect. The purpose of this study is to study the form and content of 34 metal kashkuls from the Safavid as well as the following era, Qajar. Here there are some questions to answer: What kind of interaction exists between the decorative elements of such kashkuls and the dervishes’ manners? And how are the metal kashkuls from these eras made in terms of form, function and symbol? Data of the present research has been gathered from library sources and by referring and accessing to the world museums’ sites as well as visiting national museums inside. The results are as follows: Dervishes always carried kashkul for making request from others while they sang mystic poems in markets and alleys, which were considered both a Sufi propaganda and an experience of self-humiliation. The costly kashkuls, including metal types, carried symbolic, ritual, and decorative aspects. Early samples were made of natural material. Later, other forms, including the metal type, became popular.
    Besides being regarded as the instruments of dervishes and qalandars, Kashkuls have also been used at Ashura (tenth day of Muharram month) as well as in the water-carrying ritual and mourning ceremonies of this historical event. In the dervishes’ poems, kashkul is related to Abbas ibn-e Ali, a standard bearer (flag bearer) in Karbala. It is also used in mourning ceremonies relating to the same water-carrying ritual. Some poems on kashkuls have direct reference to water-carrying and the blessing of drinking water from the instrument. Furthermore, in both two eras, water-carrying in traditional Iraq was common to Sufism. 
    It is to be mentioned that there were three forms of kashkul in terms of appearance in the Safavid and Qajar era: 1. Those inspired by the plant type (coco de mer fruit); 2. Those in the form of a vessel (ship); 3. The ones which are distinctive in their overall form and unique decorations. They have been decorated with pictogram inscriptions, Shiite themes and Persian poems.  These Kashkuls are engraved with a variety of inscriptions including surahs or selected Quranic verses, Salavāt-e Tafziliyyah (praising and greeting of the Fourteen Innocent Imams) indicating the Shiite tendencies, Persian poetic verses relating to honor the dervishes’ believes and Kashkul’s maker, as well as other poems on the function of the instrument in carrying water. They also have historical inscriptions which refer to the maker and the making date. 

    Decorative ornaments on Kashkuls include human, geometric, zoomorphic and vegetal designs. The techniques used here are etching, niello, gold blocking of steel, engraving, latticework and inlay with symbols such as dragons, ships, fish and snakes. Furthermore, the ship or vessel, which is the general form of some Kashkuls, has been inspired by the hadith of the Noah's ship (the Rescue Ship) mentioned in the Sufi texts in this way. Some motifs such as dragons, fish and snakes are also to be found in the pre-Islamic or Islamic times, or we can consider the implications of such artistic inspirations taking their semantic aspects in literature and mysticism into consideration. It indicates that such elements and subjects have been influential on the beliefs and ideals of dervishes.
    Keywords: Safavid, Qajar, Metal Kashkul, Form, Content
  • Fatemeh Chavoshi Najafabadi*, S. Ali Mojabi, Mahdi Sadeghi Pages 35-55
    In every culture and civilization, there is a fundamental, basic art medium on which other arts would be created. Different arts are produced for different purposes. Some could be considered as the origin, and some derived from and influenced by others. In Iran the foundation of many arts is known as poetry and this realm plays the role of the basic art in the creation of other fields and media. Among various arts, painting has a lot to do with poetry. In fact, painting is one of the art media enjoying a long-standing connection with poetry. Among the works of painting, the role of romantic stories is outstanding, of which the story of “Khosrow and Shirin” compiled by Hakim Nizami Ganjavi is one of the most famous ones. Nezami Ganjavi, the most famous poet in composing romantic stories, narrates the story of Khosrow and Shirin with mysterious elements with each word carrying different connotation to the audience. Verses in the poem of Khosrow and Shirin convey cryptic remarks, so in order to get the true meaning, they need to be carefully interpreted and analyzed, especially if a long history has passed since the creation of the work. 
    This paper explores the relevance and the extent of influence of the art of painting and poetry. It has extracted descriptions relating to the clothing of the main characters of the story of Khosrow and Shirin from the poetry, comparing which with the clothing of related paintings. Ultimately, by obtaining and using the results, it has been tried to answer the question: What is the influence of painting (the subordinate art) on poetry (basic art)? In this study data collecting method is documentation with the help of library sources. Furthermore, descriptive-analytical method is also applied to formulate it. It appears that the artist has illustrated the poet’s descriptions after reading the poem. In the present article, Khosrow and Shirin’s clothing is derived from what is inferred from the military system and then, by comparing the paintings of Khosrow and Shirin in the works of painting from the 8th to the 11th centuries AH (14th and 17th centuries AD), the results are presented.
    Here among the points of interest in the poet’s mind when describing the clothing of Khosrow and Shirin, some material of the textiles has been expressed. Such fabrics include parand (painted silk), parnyān (shot silk), diba (fine silk), fur, khārā (moire), harir (silk cloth), ghasab (fine linen cloth) and zar (gold). Yellow, red, black, purple and blue have been selected as dominant colors in here. Furthermore, for the design, some elements such as hat, qabā (long garment for men), belt, salab, shaqāyeq, turban, tarāz, me’jar (veil), scarf, burqa’ (face veil), mask; and for jewelry, other things like rings, earrings, khalkhāl (anklet), necklaces, naqshdast, amberina, bracelet, bandana and snood have been used. Examining 14 images of the golden styles of Iranian painting proves that the effect taken by the painter from the text has been more evident in the color of clothing.
    Keywords: Nizami Ganjavi, Khosrow, Shirin, Iranian Painting, Clothing
  • Zeynab Barati, Mohsen Javeri* Pages 57-67
    One of the most important factors to affect artworks throughout history is religion. The territorial integrity of Islamic lands is one of the factors that influenced Islamic pottery. Islam has had a considerable impact on all aspects of Muslims’ lives, including art and specifically pottery. During the 3rd and 4th centuries AH (9th and 10th centuries AD), coinciding with the Abbasid dynasty, similar practices were observed in Islamic pottery. With the discovery of pottery in regions like Nishapur and Samarra, different theories have been raised. This article aims to study the characteristics and techniques of the pottery of each of these areas by studying them in the mentioned time period. The research explains as well the variable techniques, differences and similarities between the pottery produced in Nishapur and Samarra during the 3rd and 4th centuries in addition to the impacts other cultures have had on them in terms of techniques.
    This study adopts an analytical-descriptive approach by using library resources to achieve the intended objectives. The research seeks answering some questions relating to features such as the qualification of Nishapur and Iraq pottery variation in techniques of manufacture and glazing, as well as the similarities and differences among such products, and the investigation of the influence of external techniques and styles on Persian tradition of pottery. The results of the study confirm the fact that the variation of shapes in Nishapur pottery mostly consists of bowls, punch bowls and plates with flat and occasionally flattened elongated bodies and ring bases. The pottery herein is decorated with mud coating techniques, white enamel painting, as well as those of underglaze white and ultramarine, splashed, engraved and luster. Samara pottery at the same time is often produced in the form of plates, bowls, vertical walled cups, and no-pot pitchers with vertical handles, using mud coating techniques, white-brown and ultramarine paint, matt white glaze imitating porcelain, and the glaze sprinkled with luster. Differences in body composition of the Samarra and Nishapur pottery are evident, and the base ring is one of the features that could not be copied, displaying its own characteristic in each region.  Examples of similar pottery in Nishapur and Samarra show the influence of Sassanian art, Chinese art, and pottery in Iraq, being the unique features of the Abbasid pottery. Politics, commerce, family relations, and the gathering of craftsmen and artists in Baghdad as well as the possibility of trading on the sea have also had a considerable effect in creating such works.
    Keywords: Islamic Pottery, 3rd, 4th Centuries AH (9th, 10th Centuries AD), Nishapur, Samarra
  • Reyhaneh Keshtgar Ghasemi, Alireza Baharlou* Pages 69-92
    Qajar pictorial arts contain different themes such as political and courtly, heroic and epic, religious, romantic, erotic and sensual, and decorative (vegetal and geometric). Among all these we should consider another subcategory, i.e. military theme. The numerous works in this field have been manifested in various media, including oil paintings, watercolors, wall paintings, tilework, lithography and lacquerwork. Such works of art have undergone gradual changes in terms of visual elements as a result of political, regional and military evolution during the Qajar era the outcome of which has been manifested in the work of painters and portraitists. Iran’s troops and army were renewed during the reign of Fath Ali Shah, the second Qajar ruler, and by the attempts of his son, Abbas Mirza, the heir to the throne. This renovating trend in which the influence of the West is obvious continued well through the reign of following successors, especially that of Muhammad Shah onwards by gaining significant influence from the military achievements of European nations. The overt manifestation of such a trend is first and foremost visible in the appearance of the army, i.e. its uniform, arms and weaponry, and the physical training of the troops and groups of soldiers. Accordingly, the present article seeks finding answers to the following questions on a basis of a historical and analytical approach: What is the role of military portraits and scenes in Qajar art? What changes and development have occurred in the portraits of Qajar rulers, courtiers and soldiers in terms of military clothing and what factors have been influential in this respect? The results of the research indicate that military subjects in the painting of this period could be categorized as a separate and independent thematic genre regarding the abundance of extant related works of this field and the visual identity they take on. Furthermore, with the advent of technology and the arrival of experts form Europe; Iranian army adopted a standard uniform. Such evolution later on proceeded and manifested in the appearance of the ruler and the heir apparent as the elite of the military system of Iran, and then did so in that of courtiers and the nobility, and ultimately expanded outside the court arena.
    Keywords: Qajar Era, Painting, Martial Theme, Military Hierarchy, Hunting Ground
  • Markus Ritter* Pages 93-110
    The article discusses a scarcely known medium of architectural decoration in Abbasid palaces, transparent glass tiles, and reports on the discovery of the largest known assemblage of fragments of such tiles in Tehran, in a bottle of the Glassware and Ceramics Museum of Iran. 
    The first part deals with the visual and material aspects of the use of transparent glass tiles, based on archaeological evidence, and it relates them to an iconography of a glass room in palaces, based on texts. A floor pavement, possibly also wall revetments, made of such tiles were excavated in residences at Raqqa in Upper Mesopotamia, Syria, dated to 180–193/796–809. The finds from the 1950s are scarcely known and have not been properly discussed. About two dozen fragments, mostly small, were recorded. They are compared with a few fragments that were excavated in other places of Syria and Iraq or turned up in the art market. So far nothing comparable is known from Abbasid sites in Iran and Khurasan.  
    Using evidence from Palace B at Raqqa, the article demonstrates that glass tiles covered the floor of one specific room. The tiles are of transparent aqua-colored glass with green, blue, and turquoise hues. The underside is studded with half-globular nubs and was placed in a white plaster bedding. On the upper side it produced a visual pattern of drops and lines with varying color tonalities, making the greenish-bluish glass floor reminiscent of a water surface. This room was situated in the official wing of the building and functioned as a reception space. It can be related to the idea of the reception room with a floor that looks like water in the legendary palace of King Solomon/Sulaymān, mentioned in various religious and historical texts of Islamic writing of the 1st/7th–5th/11th centuries and based on the passage of his meeting with the Queen of Sheba in the Quran (sura 27, verse 44). A ‘Glass Room’ with a watery floor like in Palace B would connect the princely patron of the building with King Solomon, the wise and powerful ruler and famous builder. 
    The second part of the article proposes to identify a glass bottle in the Glassware and Ceramics Museum of Iran in Tehran, which has been attributed to Parthian–Sasanian Northwest Iran, as a modern pastiche made from a multitude of small fragments of transparent Abbasid glass tiles. Close visual inspection of the square prismatic bottle shows that the semi-globular nubs of the exterior decoration constitute individual glass pieces of various sizes, that were glued together and form the body and the handle. These glass pieces are comparable to the fragments of Abbasid glass tiles that have been found in excavations. The article demonstrates that the bottle is a fake or forgery that was made from such fragments but copied Roman bottles. It was made for the art market in the years before the museum acquired it and later was presented as an object of Persian art. 
    The article argues that nevertheless the bottle must be considered a highly important object and raises the question of its future museum presentation. Firstly, the number of glass tile fragments in it is much larger than what has been documented in excavations. They expand our knowledge on them, as visual differences point to at least nine tile sorts. Secondly, the bottle highlights the important modern phenomenon of faking Persian and Islamic art. Architectural decoration, from the early Islamic Abbasid period and with reference to Solomon’s palace, was made into a vessel that followed Roman models but became perceived as pre-Islamic Persian artifact.
    Keywords: Architectural Glass, Abbasid Architecture, Pre-Islamic Glass, Solomon in Islamic Art, Historiography of Persian Art