فهرست مطالب

زبان فارسی و گویش های ایرانی - سال چهارم شماره 1 (پیاپی 7، بهار و تابستان 1398)
  • سال چهارم شماره 1 (پیاپی 7، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شادی داوری*، شکوفه جعفری، خدیجه رجبی صفحات 7-28

    انارک، از بخش های شهرستان نائین، در شرق استان اصفهان است. داده های انارکی حاکی اند که در این گویش، نشانه هر سه وجه امری، اخباری و التزامی، یکسان و پیشوند e -  است. نشانه های زمان گذشته و نفی در این گویش به ترتیب پسوند - t و پیشوند na-  هستند، با این توضیح که زمان گذشته در بسیاری از افعال انارکی، با «نظام مطابقه انشقاقی» این گویش نیز رمزگذاری می شود. با این نظام دو شقی و نادر، جایگاه و مقوله ساختواژی نشانه های مطابقه نسبت به زمان تغییر می کند، به طوری که در زمان حال، صورت پسوند و در زمان گذشته، صورت پیش بست دارند. واکاوی وضعیت حاضر در این گویش از آن رو اهمیت دارد که نشانه های مطابقه، در غالب زبان های دنیا، وندهای تصریفی هستند و به دلیل اصل «وابستگی» گرایش به کسب آخرین جایگاه در فعل دارند. با وجود این، مشاهده می شود که داده های انارکی، اصل جهانی «وابستگی» را نقض و مطابقه فاعلی را در زمان گذشته با واژه بست و نیز در نزدیک ترین نشانه به پایه برقرار می کند.

    کلیدواژگان: گویش انارکی، نظام فعلی، مطابقه، نمود، وجه، زمان
  • محمد جواد هادی زاده*، رضامراد صحرائی صفحات 29-45

    در 40 سال گذشته اختلاف نظرها و مناقشه های بسیاری پیرامون آموزش دستور در برنامه های آموزش زبان دوم و جایگاه آن در برنامه زبان آموزی رخ داده، بویژه طرح دیدگاه های زبان شناسی بر آموزش دستور تاثیر بسزایی گذاشته است. برخی رویکردها دستور را هسته مرکزی آموزش زبان دوم به شمار آورده و برخی آن را مهم ترین مانع پیشرفت در آموزش زبان دوم دانسته اند. پژوهش حاضر با مروری فشرده و انتقادی بر آرای برخی متخصصان این حوزه، زمینه های پیدایش دستور آموزشی و سیر شکل گیری و تکامل این اصطلاح را بررسی می نماید. در این بررسی به مهم ترین ویژگی های دستور آموزشی ازجمله همراهی صورت، معنا و کاربرد، پیکره بنیادی، توجه به بازخورد، زبان آموزمحوری و ترکیب روش های آموزش صریح و ضمنی اشاره شده است. این مطالعه نشان می دهد که پیوستار آموزش دستور در زبان دوم از تمرکز افراطی بر آموزش دستور به سمت حذف دستور حرکت کرد و در ادامه براساس پژوهش های تجربی فراوان، به تمرکز منطقی بر آموزش دستور بازگشت، تمرکزی که از آن به عنوان دستور آموزشی یاد می شود. امروزه، دستور آموزشی به اعتبار مخاطب خاص، روش تدریس متفاوت و انطباق با برنامه درسی و رویکردهای آموزش زبان دوم، گونه مستقلی از دستور به شمار می آید.

    کلیدواژگان: دستور آموزشی، دستور نظام مند نقش گرا، زبان دوم، آموزش زبان ارتباطی، آموزش تکلیف محور
  • مجید منصوری* صفحات 47-61
    آوردن شاهدهای شعری، از سنت های ویژه در فرهنگ نویسی فارسی به شمار می رود. این شاهدها با همه معایب؛ از بدخوانی و احتمال تصحیف تا واژه سازی های ناروای فرهنگ نویسان، می توانند گه گاه مصححان را در تصحیح برخی متون یاری رسانند. البته چون ضبط بسیاری از این شاهدها خطاست، مصححان نیز در اکثر موارد چندان به آنها اهمیت نداده اند، اما با توجه به اینکه فرهنگ نویسان قدیم، احتمالا نسخه هایی نزدیک تر به روزگار تالیف آثار کهن در اختیار داشته اند، از شاهدهای شعری این فرهنگ های لغت، همانند نسخه بدل می توان استفاده کرد و در تصحیح متون از آنها بهره جست. در این جستار بر پایه برخی شاهدهای شعری سنایی و مولوی در فرهنگ های لغت و عموما فرهنگ جهانگیری، پیشنهادهایی برای تصحیح این بیت ها مطرح شده است.
    کلیدواژگان: سنایی، مولوی، شاهد شعری، فرهنگ جهانگیری
  • شکرالله پورالخاص*، مهدی خدادادیان، سجاد نصیری صفحات 63-83

    ارتباط عمیق ادبیات با لایه ‏های مختلف جوامع و پیوند آن با هویت و میراث فرهنگی، موجب شده است از این ابزار نیرومند و جذاب برای گسترش و آموزش زبان نیز بهره بگیرند. در این مقاله به بررسی اثربخشی بهره‏ گیری از متون ادبی در آموزش واژه به فارسی ‏آموزان عرب‏زبان پرداخته ایم. برای این منظور، از فارسی‏ آموزان عرب‏ زبان دوره پیشرفته مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین ‏المللی امام خمینی (ره) افرادی انتخاب شدند و پیش ‏آزمونی با محوریت سنجش دانش واژگانی مربوط به واژه ‏های جدید به کار رفته در متون پژوهش، در قالب متون منظوم و برگردان نثر آنها در دو گروه مساوی آزمون و گواه برگزار گردید. پس از آن، پس ‏آزمونی برگزار شد. نمرات دو گروه آزمون و گواه در پیش ‏آزمون و پس ‏آزمون با آزمون تحلیل هم‏وردایی بررسی شد. نتایج تحلیل آماری حاکی است اگرچه فارسی‏ آموزان گروه پیش آزمون در پاسخ‏گویی به پرسش ‏های پس ‏آزمون، عملکرد بهتری داشته ‏اند، این تفاوت در عملکرد، معنادار نیست و درنتیجه فرضیه پژوهش که به کارآمدی و تاثیر بیشتر آموزش واژه به فارسی ‏آموزان عرب‏زبان از طریق متون منظوم در مقایسه با متون منثور تاکید دارد، به اثبات نمی‏رسد.

    کلیدواژگان: آموزش زبان، متون منظوم، متون منثور، آموزش واژه، فارسی‏آموزان عرب‏زبان
  • فریار اخلاقی*، پونه مصطفوی صفحات 85-110
    گیلکی که از شاخه شمال غربی زبان های ایرانی است، دارای دو گونه شرقی و غربی است که با هم تفاوت هایی دارند و در مواردی فهم متقابل را دشوار می کند. پژوهش حاضر، در چهارچوب رده شناسی زبان، به بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو گونه زبانی از نظر ترتیب واژه ها و توالی ارکان جمله و مقایسه آنها پرداخته است. گیلکی رشت نماینده گونه غربی و گیلکی لاهیجان نماینده گونه شرقی در نظر گرفته شده و بیست وچهار مولفه ترتیب واژه ها در چهارچوب نظری گرین برگ (1966) با توجه به مولفه های همبستگی درایر (1992) و با الگوگیری از دبیرمقدم (1392) جداگانه بررسی و با یکدیگر مقایسه شده است. داده های گویشی با مصاحبه مستقیم و ضبط صدای گویشوران گردآوری شده است. یافته های پژوهش حاکی است که دو گونه بررسی شده با وجود یکسانی الگوی کلی ترتیب واژه ها، در سه مولفه با یکدیگر تفاوت های جزئی دارند؛ «نوع حرف اضافه»، «توالی صفت و مبنای مقایسه»، و «فعل اصلی و فعل کمکی زمان- نمود».
    کلیدواژگان: رده شناسی، ترتیب واژه ها، همبستگی، گیلکی لاهیجان، گیلکی رشت
  • علی دانشور کیان*، مریم حسینی لرگانی، زهرا ابوالحسنی چیمه صفحات 113-128
    مقاله حاضر با نگاه آمیختگی زبان و فرهنگ، برآوردی کوتاه از میزان و تاثیر جهت گیری فرهنگی در آموزش زبان فارسی به دیگران را تقدیم می کند و از روش چک لیست بایرام (1993) در سنجش محتوای فرهنگی و بررسی پیوند آموزش زبان با آموزه های فرهنگی سه کتاب زبان فارسی، دوره آموزش زبان فارسی و درس فارسی بهره گرفته است. در این سه کتاب، فرهنگ بزرگ یعنی عناصری چون تاریخ، موسیقی، ادبیات و هنر ایرانی و فرهنگ کوچک با مولفه های اجتماعی همچون رفتار، آداب، نگرش ، باور، ارزش و هنجار، بررسی شده است. با این روش، به فراوانی تاکید هر یک از کتاب های یادشده بر آموزش صرف زبان با مضامین اجتماعی در چرخه زندگی، شامل خانواده، مدرسه و محیط کار از یک سو، و بسامد وقوع مضامین فرهنگی و چگونگی پرداختن به همه سطوح آن از سویی دیگر توجه شده است.
    کلیدواژگان: آموزش، زبان، فرهنگ، آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان
  • فاطمه شیبانی فرد*، زهره زرشناس، محمد مطلبی صفحات 129-152
    براهویی، زبانی غیرایرانی و از خانواده زبان های دراویدی است که محل اصلی رواج آن، کشور پاکستان است اما در ایران نیز گویشورانی دارد. گروهی از براهویی های ایران با جمعیت کمتر از دو هزار نفر در جنوب کرمان زندگی می کنند که بخشی از آنها در روستای تم میری شهرستان رودبار جنوب و بخشی درشهرستان فاریاب ساکن اند و علاوه بر براهویی، به فارسی و نیز گویش رودباری که گویش مسلط منطقه است تکلم می کنند. دو قرن مجاورت و همزیستی با بومیان منطقه، باعث به وجود آمدن گونه ای جدید از زبان براهویی شده است که آن را می توانیم براهویی رودبار جنوب بنامیم. موضوع این مقاله، بررسی واج های این گونه زبانی، و هدف از آن، استخراج و توصیف آوایی واج ها و نیز بررسی و شناخت منشا واج های این گونه زبانی است. منطقه پژوهش، روستای تم میری شهرستان رودبار جنوب است. داده ها به شیوه میدانی و با مصاحبه با گویشوران مرد و زن، از سطوح مختلف سنی و تحصیلی گردآوری شده است.
    کلیدواژگان: زبان براهویی، گونه رودبار جنوب، واج شناسی
  • علی نویدی ملاطی، سید اسماعیل قافله باشی*، سیدعلی قاسم زداه صفحات 153-173

    پژوهشگران چنان که باید به مقدمه الادب زمخشری توجه نکرده اند. یکی از دلایل این امر، در دست نبودن تصحیحی منقح، روشمند و دقیق از این کتاب است. از این رو، ضروری است نقایص و ایرادهای چاپ های موجود این کتاب برای تصحیح انتقادی این متن بررسی شود. در این مقاله، به انواع اشکالات دو چاپ موجود (چاپ لایپزیک و چاپ دانشگاه تهران)، در مقدمه، متن و فهارس پرداخته شده است؛ اشکالاتی مانند نداشتن مقدمه های تفصیلی دقیق و روشمند درباره مولف و اثرش، معرفی ناقص دست نویس ها، نداشتن روش مشخص در تصحیح متن، ارائه نکردن دقیق نسخه بدل ها، ضبط نادرست مداخل و معادل های آنها در نتیجه بدخوانی دست نویس ها، ارائه توضیحات و ریشه شناسی های نادرست و وجود اشکالات بسیار در تنظیم فهارس عربی و فارسی. علاوه بر اینها، به دست آمدن دست نویس های معتبرتر و کهن تر از دست نویس های استفاده شده در دو چاپ یادشده، دلیل محکم دیگری بر این ضرورت است.

    کلیدواژگان: تصحیح انتقادی، زمخشری، مقدمه الادب، فرهنگ نویسی عربی به فارسی
|
  • Shadi Davari *, Shokoufe Jafari, Khadije Rajabi Pages 7-28

    In this contribution, we aim to analyze the architecture of "verb" in Anaraki, a central dialect of Iran, regarding the morphosemantics categories and the split agreement system. We argue that in Anaraki the past tense is expressed through both the affix marker and the split agreement system.Through this slit system, the position and the form of the agreement marker changes according to the tense, in other words it is encoded tense-sensitively. Anaraki data show that the agreement markers in preset tense are agreement affixes while proclitics in past. This rare condition is of importance because the agreement markers are often represented in suffix form. This portrays the linguistic reality that the less a category is related to the root, the more distant it stands to the root. Based on this principle, agreement markers are expected to be positioned at the end of the verbal root, as they are not semantcally reated to the root, but syntactically. Anaraki rejects this universal tendency.

    Keywords: Anaraki, verb, agreement, tense
  • Mohammad Javad Hadizadeh *, Reza Morad Sahraei Pages 29-45

    In Search of the Pedagogical Grammar Concept A Historical and Methodological Study Abstract Teaching grammar is considered as one of the most important subjects in second/foreign language curriculums and there have been many disagreements and disputes about it over the past 40 years. During this period, the position of grammar in the language learning programshas been frequently changed. Some approaches have considered the grammar as the central core of the second language teaching, and some have known it as the most important barrier to progress in teaching the second language. The current research investegates the situation of grammar, by reviewing the opinions of individuals as Alan, Dirven, Celce-Murcia, Krashen, Odlin, Ellis, Larsen Freeman, etc. , it has returned towards a logical focus on teaching grammar, a focus that is called as pedagogical grammar. Nowadays, the pedagogical grammar is considered as an independent form of grammar based on its particular audience, different teaching method and adaptation to the curriculum and second language teaching approaches. Keywords: Pedagogical Grammar, Universal Grammar, Systemic Functional Grammar, Communicative Language Teaching, Task-based Teaching

    Keywords: Pedagogical Grammar, Universal Grammar, Systemic Functional Grammar, Communicative Language Teaching, Task-based Teaching
  • Majid Mansouri * Pages 47-61
    Bringing poetry testimonies is one of the most unique traditions in the Farsi dictionary. These witnesses, with all their disadvantages, from mischief and likelihood of confusion, to the duplication of philanthropic dictionaries, sometimes allow the editors to correct some texts. Of course, since recording a high percentage of these shadows is false, the sculptors also did not care much about them in the majority of cases, while at the same time, given the fact that the old classmates may have had copies closer to the time of the compilation of the ancient works, they are from the poetic evidence of these dictionaries , As a duplicate file can be used and used in correcting texts. In this essay, some suggestions are made to correct these bits based on some of Sanayi and Rumi's poetry in dictionaries and generally in Jahangir culture. In this essay, some suggestions are made to correct these bits based on some of Sanayi and Rumi's poetry in dictionaries and generally in Jahangir i culture.
    Keywords: Sanai, Rumi, Poetry, Jahangiri Dictionary
  • Shokrollah Pouralkhas *, Mahdi Khodadadian, Sajjad Nasiri Pages 63-83

    in this research, we try to compare the effect of using verse and prose texts on teaching words to Persian learning Arabs in Persian language learning center at international university of Imam Khomeini by being in this environment. For this purpose, 43 students of Persian language learning center of this university were selected out of Persian learning Arabs in advance courses which mentioned amount was level out by conducting pre-test mostly focused on vocabulary knowledge related to new words which have been used in research texts and this leads to a reduce and 38 person remained. Then these 38 students divided into 2 examine groups including a group of 19 Persian learning students which new words of research were taught them by texts in verse and other 19 Persian learning students group which new words of research were taught them by turning same texts into prose. After that pre-examine was used as post-examine. results was analyzed by covariant analyze method. The results of analyze suggest that even by improvement of responding and better performance of 2 groups this performance difference isn’t that tangible and meaningful indeed theory of research won’t be proved.

    Keywords: Literature- based teaching of language, Persian verse, prose texts, teaching word, Persian learning Arabs
  • Faryar Akhlaghi *, Pooneh Mostafavi Pages 85-110
    Gilaki is a northwestern Iranian language, It has two main different varieties, belonging to east and west of Gilan. These two varieties are significantly different which may partially cause difficulties in mutual understanding. This paper aims to study and compare the differences and similarities between these two varieties from the word order typology point of view. For this, word order typology in Rasht dialect as the western variety and Lahijan dialect as the eastern variety representative are chosen to be compared based on Greenberg’s theoretical framework (1966), considering Dryer’s word order criteria (1992) and Dabir-Moghaddam (2001;2013). The 24 typological criteria are studied in each of these two language varieties separately based on the said theoretical framework. The data are gathered through the direct interview with native speakers. The findings show that the two varieties have the same typological behavior in word order with some minus differences in three criteria: adposition type, the order of standard of comparison, marker of comparison and adjective and the order of main verb and tense-aspect auxiliary.
    Keywords: Typology, Word order, Correlation, Gilaki of Lahijan, Gilaki of Rasht
  • Ali Daneshvar Kiyan *, Maryam Hoseini, Zahra Abolhasani Pages 113-128
    Abstract This study offers a brief evaluation of the quantity and the impact of teaching culture parallel to teaching Persian language to others using Byram's checklist (1993). For this purpose, the following three books have been selected as samples to investigate the process of cultural transmission in a comparative analysis: ‘Zaban-e Farsi: Book 3’ (1386 — Ahmad Saffar Moghaddam), Amoozesh-e Zaban: book 1’ (1384 – Mehdi Zarghamiyan) and ‘Dars-e Farsi’ (1386 — Taghi Poornamdariyan). In these three books big ‘C’ culture refers to cultural items and materials such as national history, music, literature and art, and little ‘C’ culture refers to social practices such as behavior, etiquette, beliefs, values, and rules. This method counts the examples of teaching language with a focus on themes like life, family, school and workplace, while also keeping track of the quantity of cultural themes and the pertinent interactions. This study tries to develop a theory in which teaching culture is fully incorporated within the teaching of language. Key words: education, culture, language, communicative competence, non-Persian learners of Persian language,
    Keywords: culture, language, communicative competence, non-Persian learners of Persian language, Persian teaching textbooks for non-Persian speakers
  • Fatemeh Sheybanifard *, Zohreh Zarshenas, Mohammad Motallebi Pages 129-152
    Brahui dialect of south Roudbar is a common dialect in "Tom-meyri" village, located in south Ruedbar city in Kerman province. This dialect is one of the non-Iranian dialects that is exist in Iran. Most of them live in Sistan and Baluchistan province, but a minority group with fewer than 1,000 people live in south Ruedbar , And some of them live in Faryab city in southern of Kerman province. This dialect is one of the species of Brahui language, belonging to the Dravidian family. The subject of this article is the descriptive study of phonomes in this dialect and its purpose is to recognize and introduce phoneme system in that. The research area is Tom-meyri. The data of this research have been gathered from different levels of educated and age male and female speakers in the fieldwork and interviews with them. Then, by extracting the phonemes and using substitution, their phonological examination, along with numerous examples, is discussed. Each phoneme has been attempted to contrast with the phoneme with the same place and method of production.
    Keywords: Ruedbari dialect, Brahui language, Brahui language of south Ruedbar, phonology, Rudbar-e Janub
  • Ali Navidi, Sayyed EsmaIl Ghafelehbashi *, Sayyed Ali Ghasemzadeh Pages 153-173

    Despite the reputation and importance of Zamakhshari's Muqaddimat al-Adab, one of the oldest extant Arabic-Persian Dictionaries and a rich source of Persian equivalents of Arabic terms, it has not received considerable attention from scholars. The reason is probably the lack of a meticulous authentic edition of this book. Therefore, the two existing editions of this dictionary need to be emended to remove errors and defects. This paper aims to provide a critical edition of Muqaddimat al-Adab, and at the same time, focuses on a series of critical notes of the two editions of the book; notable among them are the following: Lack of a detailed introduction of the author and lexicographical method; insufficient description of the manuscripts; no editorial methodology for editing the manuscripts; no reference to the manuscript variants; incorrect recording of entries and their equivalents as a result of misreading the inscription; false etymological explanations; and irregularities within the Arabic and Persian indexes. Finally, with the new discovery of some authoritative and rare ancient manuscripts, a comprehensive critical edition of Muqaddimat al-Adab is essential.

    Keywords: Critical Edition, Zamakhshari, Muqaddimat al-Adab, Arabic-Persian Lexicography