فهرست مطالب

مطالعات تطبیقی هنر - پیاپی 18 (پاییز و زمستان 1398)
  • پیاپی 18 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • بازشناسی قالی تصویری هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنش گرا
    افسانه قانی*، بهمن نامور مطلق، فاطمه مهرابی صفحه 1

    قالی های تصویری از جمله مهم ترین دستاوردهای هنر طراحی و بافت قالی در دوره قاجار محسوب می شوند و یک مجموعه نسبتا پرتعداد از این قالی ها، مجموعه قالی های هوشنگ شاهی است که در آن دوره به بستری برای تصویرگری شاه زمانه در قالب هوشنگ شاه بدل شده بود. این بازنمایی در طول دوره قاجار در فرش های تصویری، در ابعاد وسیع (به لحاظ تعداد و پراکندگی جغرافیایی) تکرار شد. شکل گیری یکباره این آثار در دوره قاجار و حجم و تنوع شان این پژوهش را بدان رهنمون شد که به چرایی و چگونگی بازنمایی شاه زمانه تحت عنوان هوشنگ شاه در دوره مذکور بپردازد. از این رو پژوهش پیش رو با مد نظر قرار دادن این قالی ها و انتخاب یک نمونه از این مجموعه در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که چرا بافنده دوره قاجار، در طراحی این قالی ها، دو شخصیت از دو پارادایم کاملا متفاوت را به صورت هم ارز در نظر می گیرد؟ در پس این اینهمانی چه علتی نهفته است؟ مقاله حاضر با شیوه ای تطبیقی به تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده از منابع کتابخانه ای پرداخته است و با مطالعه یک نمونه از قالی های هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنشگری ژرژ دومزیل به بررسی تاثیرات فرهنگی دوره قاجار بر شکل گیری این قالی ها توجه کرده است. یافته های پژوهش در این مقاله نشان دهنده آن است که در دوره قاجار با رجعتی که به گفتمان باستان گرایی وجود داشته، هنرمندان طراح (بافنده) این قالی ها سعی داشته اند تا با بازسازی طرح نظام طبقاتی حاکم در زمان هوشنگ شاه و برقراری مناسبات هدفمند میان اعضای این طبقات، سعادت جامعه را در گرو پیوستگی نظام مند این طبقات معرفی کنند. در این روایت و متعاقبا در این قالی ها پیوستگی مذکور در گرو وجود حاکمی است که خود در همه زمینه ها سرآمد باشد تا بتواند همه ارکان جامعه را بهم وصل کند و یک کل یکپارچه را به وجود بیاورد.

    کلیدواژگان: اسطوره شناسی تطبیقی، اسطوره شناسی کنش گرا، ژرژ دومزیل، قالی تصویری، قالی هوشنگ شاهی
  • مطالعه تطبیقی تزئینات معماری در نگاره های شاهنامه بایسنقری و هفت اورنگ ابراهیم میرزا
    غلامرضا هاشمی*، علیرضا شیخی، فهیمه دولت آبادی صفحه 2

    شاهنامه بایسنقری و هفت اورنگ ابراهیم میرزا دو اثر شاخص هنر نگارگری ایرانی هستند که در منطقه خراسان بزرگ در فاصله تاریخی بیش از یک قرن ولی تقریبا در یک حوزه جغرافیایی تصویرگری شده اند. با توجه به اینکه تزئینات بناها درگذر زمان فرسوده شده و از بین می روند، نسخ مصور حاوی ابنیه می تواند به عنوان سندی تصویری برای شناسایی تزئینات وابسته به معماری در یک منطقه جغرافیایی باشد. پرسشی که مطرح می شود این است که معماری و عناصر تزئینی آن در نگاره های موردبحث چه جایگاهی دارند؟ چه شباهت ها و تفاوت هایی در ترسیم تزئینات معماری این دو نسخه وجود دارد؟ هدف از این تحقیق، تطبیق تزئینات معماری در دو نسخه شاخص نگارگری در منطقه خراسان با فاصله بیش از یک قرن است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی انجام شده و شیوه یافته اندوزی کتابخانه ای بوده است. 6 نگاره از22 نگاره شاهنامه بایسنقری و12 نگاره از 28 نگاره هفت اورنگ که دارای بنای معماری بودند به روش انتخابی و هدفمند برگزیده شدند. نتایج نشان می دهد: اهمیت بناهای معماری در شاهنامه بایسنقری بیشتر است و تمام صفحه به تصویرسازی بنا اختصاص داده شده اما در نگاره های هفت اورنگ اغلب، بنا بخشی از تصویر بوده و در ترکیب با عوامل طبیعت شکل گرفته است. کتیبه های شاهنامه بایسنقری، عنصری اصلی از معماری بنا محسوب می شوند. اما در هفت اورنگ ساختاری ساده داشته و بیشتر جنبه تزئینی دارند. تنوع تصویری و نقوش هندسی و گیاهی رنگارنگ در هفت اورنگ بیشتر به چشم می آید.در هفت اورنگ نقاشی های دیواری جایگاه مهم تری داشته اند، اما در شاهنامه بایسنقری نقاشی دیواری بسیار کمرنگ جلوه کرده اند.

    کلیدواژگان: نگارگری، مکتب هرات، مکتب مشهد، شاهنامه بایسنقری، هفت اورنگ، تزیینات معماری
  • تحلیل تطبیقی جایگاه نوشتار در کنش زیباشناختی سای تومبلی و فریدون آو بر اساس آرای دریدا
    فریده آفرین* صفحه 3

    این تحقیق می کوشد تا جایگاه زیباشناختی نوشتار را با محوریت تقابل «نوشته /تصویر» در آثار دوره های مختلف کاری سای تومبلی و فریدون آو روشن کند. مسئله اصلی آن چیستی جایگاه نوشتار بر اساس چگونگی رابطه تصویر و متن در کنش زیباشناختی هنرمندان انتخابی است. روش تحقیق تحلیلی-تطبیقی است. هدف تحقیق، خوانش، تطبیق و توازی سازی تقابل های دوگانه دریدایی با محوریت تقابل گفتار و نوشتار در آثار دو هنرمند است تا مبنایی برای خوانش و البته مقایسه سبک فردی هر دو فراهم شود. مفاهیم طبقه بندی شده ی به هم مرتبطی چون نوشتار و گفتار، حضور/غیاب : نگاه و لمس، سابژکتیل و رد ضربه قلمی از میان آرای دریدا انتخاب شده اند. مطالعه شباهت های اجرا و محصول کنش زیباشناختی سای تومبلی و آو براساس آرای دریدا نشان می دهد هردو نوشتار را به حالت خط خطی های عصبی و خطوط در هم تنیده، اثرگذاری و رد ضربه قلم، بسترسازی پشتیبان، خط زدن خودانگیخته ی نوشته های خودآگاه و کاربرد آن به منزله «رد» و مانعی در برابر بازنمایی به کار می گیرند. با وجود این، تمایزهای ظریفی در این تمایل و استفاده از مولفه های فرهنگی، اسطوره ها و آیین های مختلف بین گرایش های دو هنرمند وجود دارد. نتیجه اینکه فرم و محتوای بیان آثار هر دو هنرمند با گذر از سلسله مراتب تصویر و نوشته، با ابتنا بر جنبه رد ضربه قلمی نوشتار آن را به منزله فرآیند دلالت پذیری، بازی حضور و غیاب، مرزهای تصمیم ناپذیر تقابل های نقاشی/طراحی به کار می گیرند. هر دو با ابتنا برکارکرد استتیکی نوشتار، با حرکات خودانگیخته ی دست و لامسه ای کردن شیوه خلق آثار هنری با نسبت های متفاوتی از هنرهای صرف بصری فاصله گرفته اند.

    کلیدواژگان: نوشتار، کنش زیباشناختی، سای تومبلی، فریدون آو، ژاک دریدا
  • بررسی تطبیقی نظریه لحظه قطعی هنری کارتیه برسون با نظریه گشتالت درمانی فردریک پرلز
    مهناز شعبانی* صفحه 4

    این پژوهش، به بررسی و تحلیل رابطه بین نظریه «لحظه قطعی» هنری کارتیه برسون و نظریه روانشناختی  «گشتالت درمانی» می پردازد که توسط فردریک پرلز تدوین شده است. آنها معتقد بودند هر انسانی برحسب نیازهای درونی خویش و از دیدگاهی فردی، ماهیت هستی را نظاره و ادراک می نماید؛ لذا جهت حصول به فرآیندی رهایی بخش و آفرینشی ناب، لازم است که ساختار ذهنی، کنش های حسی و بالاخص امر دیدن، همراستای آگاهی، به حیطه کنونی معطوف گردد تا فرد در هر لحظه، آماده ثبت آن های بی تکرار باشد و در قبال حوادثی که رخ می دهد، متمرکز و هوشیار و در برابر آنچه به احساس درمی آید، صادق و وفادار بماند. هدف این مقاله که با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و داده های آن به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده، آن است که با تشریح این دو نظریه، به واکاوی وجوه مشترک «گشتالت درمانی» و «لحظه قطعی» بپردازد. همچنین، دریابد که زمینه های قابل انطباق یک رویکرد مرتبط با سلامت روان و دیدگاه  منبعث از زیبایی شناسی بصری، توسط چه مولفه هایی قابل شناسایی است و کارکرد ارجاعی کدام عناصر ساختاری، بستر تطبیقی این دو نظریه را امکان پذیر می سازد. مبتنی بر نتایج حاصله، بهبود کیفیات ارتباطی فرد و اعتلای بصری دیدگان، مستلزم هم سویی و وحدت لایه های روانی مستتر در نهاد آدمی و بازیابی سازوکارهای ارگانیزم انسانی در زمان «حال» و لحظه «اکنون» است. به عبارتی، ادراک درست هستی در زمان، غلیان آگاهی وجودی، آمادگی ذهنی، هوشیاری دائمی و صداقت ذاتی، علاوه بر تبیین ماهیت پنهان رویدادها، حقایقی را در باب خاستگاه تفکرات و تمایلات کنشگر، آشکار می سازد که نه تنها روان انسان را در نظمی ارگانیک و خودشکوفایی فطری به پالایش و توازن می رساند، بلکه بواسطه خلاقیتی بی بدیل، کمتر شاهد تقلیدهای کم مایه و تکراری در دنیای هنر خواهیم بود.

    کلیدواژگان: لحظه قطعی، گشتالت درمانی، هنری کارتیه برسون، فردریک پرلز
  • مطالعه تطبیقی دیوارنگاره های (شکار، بزم و چوگان) در کاروانسرای گنجعلیخان کرمان و خانه پیرنیا نائین
    مهدیه ضیاءالدینی دشتخاکی*، سکینه تاج الدینی صفحه 5

    شناسایی و بررسی تاریخ تحولات بناهای اسلامی، نشانگر تداوم سنت هاست به گونه ای که معماری ایرانی _اسلامی، در هر دوره از سنت ها و الگوهای دوره قبل، متناسب با تحولات و نیازها بهره برده و آن ها را تکامل بخشیده است. این پژوهش به بررسی تزئینات سه دیوارنگاره (چوگان، شکار و بزم) در دو بنای شاخص عهد صفوی، خانه پیرنیا (کاخ نایین) و کاروانسرای گنجعلیخان می پردازد.  از آنجائیکه این بناها، نقوشی با مضامین مشابه دارند و در بازه زمانی نزدیک به هم ساخته شده اند، این سوالات مطرح می شوند که چه وجوه اشتراک و افتراقی در عناصر تزئینی آن ها وجود دارند؟ و آیا می توان نقوش دیوارنگاره های این دو بنا را تحت تاثیر یک الگوی واحد دانست؟ تاکنون مطالعات اندکی در این مقوله صورت گرفته، خصوصا در مورد دیوارنگاره های کاروانسرای گنجعلیخان، و با توجه به اینکه این دیوارنگاره ها آسیب بسیار زیادی دیده اند و تاکنون بررسی نشده اند، ضرورت پرداختن به معرفی و مطالعه تطبیقی گسترده در این مورد احساس می شود. هدف این پژوهش، بازخوانی و تحلیل نقوش مذکور براساس توصیف و تطبیق آن هاست و علاوه بر توصیف جنبه های ظاهری تزئینات سعی دارد ساختار کلی، مضامین، توصیفات و جزئیات این دیوارنگاره ها را استخراج و در قالب جداول تحلیلی و مقایسه ای به تصویر بکشد تا وجوه مشترک و متفاوت آن ها مشخص شده و در نتیجه با بررسی میزان اشتراکات، تاثیرپذیری از الگویی واحد را بررسی می کند. در پژوهش پیش رو، روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی است که به منظور ارزیابی و مطالعه تطبیقی، سه مضمون از دیوارنگاره ها، انتخاب شدند و روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و کتابخانه ای همراه با مستندنگاری است. یافته های پژوهش نشان می دهند که دیوارنگاره های منتخب در هر دو بنا از ساختار و ترکیب بندی تقریبا همسانی برخوردارند که یادآور سنت های نگارگری آن دوره می باشند و همچنین با توجه به رویکرد مشابه در تزئینات هر دو بنا، به نظر می رسد الگویی مشترک در شکل پذیری و طراحی نقوش این دو بنا وجود دارد.

    کلیدواژگان: خانه پیرنیا، کاروانسرای گنجعلیخان، شکار و بزم و چوگان، صفویه
  • مطالعه نگاره های عذاب در معراج نامه شاهرخی و تطبیق آن با نگاره های سوترای مقدس ده پادشاه
    پریسا شاد قزوینی*، ندا وکیلی صفحه 6

    در طول تاریخ، انعکاس آثار نگارگری و سنت های تصویری فرهنگ ها و ملل بر یکدیگر همواره مشاهده میشود.این تاثرات در دوران حکومت تیموری و مکتب نگارگری هرات به وضوح قابل رویت است،زیرا ساختار فکری،فرهنگی،ادبی و هنری ایران از آسیای میانه متاثر بوده است.نمونه این تاثیرات مصوررا در نسخه خطی"معراجنامه شاهرخی"با سنت های تصویری بودایی و شرق دورمیتوان مشاهده کرد.با توجه به این که در نسخه معراجنامه شاهرخی نظام های کلامی و تصویری مکمل یکدیگر بوده اند و نظام کلامی پایبند به روایات متعدد در داستان معراج بوده و به نوعی در بردارنده مفاهیم اسطوره ای است،این سوالات مطرح میشود که 1) در کدام بخش از نگاره های معراجنامه شاهرخی نگارگران این نسخه در ترکیب عناصر بصری و کیفیات تجسمی نگاره ها از دیگر بینامتن های تصویری به ویژه شرق دور، بهره برده اند؟ چگونه میتوان با رویکرد اسطوره شناسی علاوه بر شناسایی مشابهت های ساختاری و فرمی در این نسخه مصور و مقایسه آن با سنت های تصویری شرق دور به شناسایی زیر ساخت های ، محتوایی و اسطوره ای مشابه پرداخت؟در این نوشتار که به روش توصیفی، تحلیلی،تطبیقی و استنتاج منابع کتابخانه ای صورت پذیرفته هدف اصلی،ابتدا شناسایی و معرفی نقش مایه های مشابه در تصاویر دوزخی نسخه معراج نامه شاهرخی وتصاویری در ارتباط با یک سوترای چینی به نام"کتاب مقدس ده پادشاه"از آسیای شرقی (چین) است تا سپس به شناسایی اسطوره های مشابه در این تصاویر و آشکار شدن زیر ساخت های محتوایی واسطوره ای مشترک در تصاویر این نسخ دست یابیم. بررسی ها نشانگر وجود اشتراک در عناصر فرمی تصاویر در هر دو پیکره مطالعاتی از جمله ابزار شکنجه و مجازات گناهکاران است و شباهت دربخش اسطوره های پنهان در تصاویر ،که می تواند دارای نقش مشابهی باشد.

    کلیدواژگان: معراج نامه شاهرخی، سوترای مقدس ده پادشاه، تطبیق، خرده اسطوره، نگاره های عذاب
|
  • Recognition The Hooshang Shahi's Rug With The Comparative Functional Mythology Method
    Afsaneh Ghani*, Bahman Namvarmotlagh, Fatemeh Mehrabi Page 1

    Pictorial Rugs are one of the most important achievements of rug designing during the Qajar period and a relatively large collection of these rugs is a collection of Houshang Shah rugs, which at that time became the bedrock for Shah on time illustration in the form of Houshang Shah. During the Qajar period, this representation was repeated on a large scale on the image rugs. The formation of these works at the time of the Qajar period and their volume and variety led this research to study why and how King Zamaneh was represented under the name of Houshang Shah during the mentioned period. Obviously, since there are multiple editions of a renown narrative design, it is really important that what is the type of response to cultural developments of society and how is the presentation of this response which is different from artist to artist. The present study, considering one of the valiant versions of Houshang Shahi's rug in the Qajar period, is to determine which rug has been formed in response to which Qajar period’s events and how the designer has responded to it. The main question of this research is how it is possible to find a link between Houshang Shahi's rug and the cultural events of the Qajar period? Thus, the present study chose a comparative approach and selects the comparative mythology method and the Georges Douzil’s trifunctional theory for studying the case of this research. Studying the case of this research is based on scholar resources And direct narrative texts, to analyze the data in a systematic and methodic way. The result of this study, knowing that the design of  rug is derived from the archaic discourse of its own times, shows that the designer of this particular rug has tried to design society's welfare by designing a classic system and establishing objective relations among members of the classes. on the systematic unity of these classes. And this unity depends on the existence of a ruler that is self-sufficient in all areas so that it can connect elements of society and create an integrated whole.

    Keywords: Comparative Mythology, Functional Mythology, George Dumezil, Pictorial Carpet, Hushang Shahi Carpet
  • A Comparative Study of Architectural Decorations in miniatures of Two Significant manuscripts in Khorasan; (Shahnameh Baisnqiri and Ibrahim Mirza's haft awrang)
    Gholamreza Hashemi*, Alireza Sheikhi, Fahime Dolatabadi Page 2

    The Shahnameh Baisnqiri and Ibrahim Mirza's haft awrang are two important Iranian artistic works of art that have been illustrated in a large geographical area in the Khorasan region in a historical distance of more than a century. Considering the importance of the architecture and its decorations in these two manuscripts, we will look at the similarities and differences with the matching of the decorations related to the architecture of their drawings. The question is that what are the architectural elements in these paintings, and what are the similarities and differences with each other? What designs and drawings have been considered for decorating of buildings and what are the specifications of colors and inscriptions of these buildings? This research was conducted using descriptive-analytical and comparative method and library data collection method. Six pictures of 22 images of Shahnameh Baisnqiri and 12 images of 28 architectural images of Ibrahim Mirza's haft awrang were chosen in a selective and purposeful manner. The results show that the significance of architectural monuments is greater in the Shahnameh Baisnqiri and the entire screen is devoted to the illustration, but in images of Ibrahim Mirza's haft awrang , Is part of the picture and is formed in combination with the agents of nature. The inscriptions of Shahnameh Baisnqiri in combination with monument are more solid, rigorous and realistic. But most of the Ibrahim Mirza's haft awrang inscriptions have a simple structure and are not close to the actual inscriptions. The variety of images and colorful geometric and colorful designs appear on Ibrahim Mirza's haft awrang. The wall paintings in the Ibrahim Mirza's haft awrang are more important and include plant, animal and human designs, but in the Shahnameh Baysanqiri the painting is very faint. Shahnameh colors are rich, pure and matte, but the colors of the Ibrahim Mirza's haft awrang are pale, silky and mature colors.

    Keywords: Painting, Herat school, Mashhad school, Shahnameh Baisnqiri, Ibrahim Mirza's haft awrang, Architectural decoration
  • Comparative Analysis of Writing in aesthetic action of Cy Tombly and Fereydon Ave according to Derridas` ideas
    Farideh Afarin* Page 3

    In this research, we seek to determine the types of writing in the works of Cy Tombly and Fereydon Ave. our research based on these questions: Is the writing in their works in contrast to the image? Is the writing in their works compatible with the common relationship between text and the image? Referring to the classification of their works according to the writing`s characteristics, the common features are discussed and based on that, we discuss the aesthetic function of writing in their works. The analytical-comparative method of this research are chosen from Jacques Derrida's poststructuralism. The conceptual classification is based on writting, subjectile, trait, and body. Different function of Writings in opposition on Image, can be informative, decorative, descriptive, narrative, aesthetic and formalistic. The study of function of writing in their workes shows that they used writing as touch, trait, effect and in the threshold of design & painting as origin of painting which is anti-origin & gives way to presence & absence. Also, in their act of painting, writing correlates with the aesthetic experience. Writing is not in contrast to the image but also it`s considered in the family of images. By comparision to the usage & types of writing in their works, we can claim that Ave recently has used collage with letters and less amount of spontaneity. The types of nervous lines, interconnected lines, and the interest in support surface and making writing Under erasure are common features in their works. But their difference stem from the way of their viewing toward their cultural mythology. as a result, among types of writing & it`s function the aesthetic one is the most prominent function because of their high interest in manual activity and emphasis on touche, hand, tactility. so, there is no binary opposition between writting & image in their works, they originate from one base.

    Keywords: Writing, aesthetic action, Fereydon Ave, Cy Tombly, Jacque Derrida
  • A Comparative Study of Henri Cartier Bresson's Decisive Moment Theory with Frederic Perls's Gestalt Therapy Theory
    Mahnaz Shabani* Page 4

    This study investigates the correlation between Cartier Bresson's decisive moment theory and Gestalt therapy psychological theory formulated by Frederick Perls. They believed that each human being observes and perceives the nature of being according to his or her inner needs and from an individual point of view; therefore, in order to achieve a liberating and pure creation process, it is necessary that the mental structure, the sensory actions, and especially the seeing, align with consciousness. Focus on the current domain, so that the individual is ready to record them at all times and to be attentive and loyal to what is happening, and to be faithful to this. The purpose of this paper, which has been collected by descriptive-analytical and comparative method and its data in a documentary and library manner, is to analyze the two aspects of Gestalt Therapy and determine the moment by defining these two theories. Also, find out what factors are identifiable by the adaptable contexts of a mental health-related approach and the aesthetic perspective of visual aesthetics, and what structural similarity makes the two contexts a comparative context. Based on the results obtained, improving one's communication skills and visual acumen requires the unification of the psychic layers deeper in the human entity and the understanding of the mechanisms of the human organism in now and the present. In other words, the perception of righteousness in time, the exuberance of existential consciousness, mental readiness, constant alertness and innate honesty, in addition to explaining the hidden nature of events, reveals facts about the origin of the thoughts and desires of the actor, which not only make the human psyche in order.Organic and indigenous self-actualization bring about refinement,but due to unmatched creativity, we are less likely to see diminished and repetitive imitations in the art world

    Keywords: Decisive Moment, Gestalt Therapy, Henri Cartier Bresson, Frederick Perls
  • Comparative study of wall paintings (hunt, banquet and polo) in Ganjalikhan Caravanserai and Pirnia House
    Mahdieh Ziaadini Dashtkhaki*, Sakineh Tajeddini Page 5

    The historical evolution of Islamic monuments indicates the continuity of traditions, in a way that Iranian-Islamic architecture has been used traditions and patterns of the previous era and evolved in each era compatible with changes and needs. This research studies mural decorations in two buildings of the Safavid era, Pirnia House in Naein and Ganjalikhan Caravanserai in Kerman. As these murals are considering as the finest examples of Safavid decorations and since the time of their built was close, this question arises that whether there is a common feature in the contents of these two buildings? few number of studies have been conducted in this subject, especially GanjaliKhan building, and also deterioration of these wall paintings, show the necessity of a large-scale comparative study. The early studies revealed a lot of common points in motifs of these two buildings, so the three wall paintings of banquet, hunt and polo were selected in terms of their importance and similarities. The purpose of this research is to review and analyze these motifs based on their descriptions and their comparisons. In addition to describing the visual aspects of decorations and the principles of aesthetics, this report tries to elaborate the overall structure, descriptions and details of these wall paintings and present them in analytical and comparative tables to provide a basis for future studies. In this study, the comparative-analytical research method is used to evaluate and study these three themes of murals and collecting the information is done by field and library research method. Then, the indexes were determined for comparison, and the results were evaluated. The results show similar structure and composition of murals in both buildings and support this hypothesis that a common pattern has been used in these decorations, or design and implementation of the motifs of one of those buildings has been influenced by the other one.

    Keywords: Pirnia House, Ganjalikhan caravansary, banquet, hunt, polo, Safavid
  • Study "MirajNameh Shahrukhi" Pictures and comparison them with pictures "Holy sutra of the ten kings"
    Parisa Shad Ghazvini*, Neda Vakili Page 6

    Throughout history, the influence and the state of being influenced of cultures on each other, the reflection of the works of painting and graphic traditions of the cultures and nations are constantly seen on each other. These influences are clearly visible during the reign of Timurid and the Herat school miniatures, as the intellectual, cultural, literary and artistic structure of Iran has been affected by Central Asia. A sample of these illustrative effects can be found in the Manuscript of MirajNamehShahrukhi (840 AH) with Buddhist traditional images and paintings from the FarEast. Considering that in the version of the MirajNamehShahrukhi, the systems of verbal and non-verbal (graphic) complement each other and the verbal system adheres to numerous traditions in the story of the ascension and somehow contains the mythological concepts, these questions are arisen: 1. Which one of visual Intertextuality of other cultures did miniature artists of this edition use in combining the visual elements and visual qualitiesof the images? 2. The reflection of visual intertextuality in this version is beyond the shape and iconography; can it be followed in the structure and details of the visual elements? Especially in the infernal images of this edition which is diverse in terms of the visual, content and didactic and prohibitory effects of Islamic teachings. In this paper, which is done in a descriptive, analytical, comparative and derived from library resources, the main purpose is first to identify symbolic repetitions with a mythological approach in the pictures of MirajNamehShahrukhi'smanuscripts and images associated with a chinesesutra called "Holy book of the Ten King" From Central Asia and East Asia (China), in order to reveal the content and visual infrastructure in the images of this edition.Studies show that there is a correspondence in the elements of the torture and punishment of sinners and the similarities in the hidden myths section in the images, which can have a similar role.

    Keywords: MirajNamehShahrukhi, Holy sutra of the ten kings, comparative, Minor myth, Torment images