فهرست مطالب

جغرافیای اجتماعی شهری - پیاپی 15 (پاییز و زمستان 1398)
  • پیاپی 15 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمد حسین سرایی*، یحیی علیزاده شورکی صفحات 1-17
    تبیین موضوع

    رشد سریع صنعت گردشگری که ناشی از رشد شتابنده درآمد در این حوزه در دهه های اخیر از یک سو و تغییر مستمر و عدم قطعیت بالای حوادث موثر در این بخش از سوی دیگر، لزوم بهره گیری از روش های نوین آینده پژوهی و برنامه ریزی کلان و بلندمدت را بیش از پیش نمایان ساخته است. لذا هدف اصلی این پژوهش، تدوین سناریوهای آینده گردشگری میبد و آزمون پابرجایی راهبردهای گردشگری اجتماعی پایدار می باشد.

    روش

    در پژوهش حاضر، ترکیبی از روش های دلفی، پویش محیطی PEST و تحلیل اثرات متقابل استفاده شده است. پارامترهای کلیدی گردشگری اجتماعی پایدار تجمیع شده و با استفاده از پرسشنامه تحلیل اثرات متقابل با نظر خبرگان عدم قطعیت های کلیدی شناسایی شدند. سپس با استفاده از عدم قطعیت های کلیدی سه سناریو با نام های میبد طلایی (خوشبینانه)، آینده قابل پیش بینی (مناسب) و رکود (بدبینانه) تدوین گردید.

    یافته ها

    پیشینه تاریخی و جاذبه های منحصر به فرد، مدیریت تخصصی، برنامه ریزی سیستمی و سیاست خارجی و روابط بین الملل از تاثیرگذارترین پارامترها و شهر جهانی زیلو، امکانات خدماتی و رفاهی قابل رقابت، کیفیت شبکه راه های زمینی و هوایی و ارتقاء فناوری در گردشگری، از تاثیرپذیرترین پارامترها، تغییرات نرخ ارز متغیر اهرمی ثانویه، کنترل بازار وآداب و رسوم و مراسمات آیینی متغیر مستقل، سرمایه گذاری در بخش گردشگری به عنوان متغیر هدف شناخته شده است. همچنین ظرفیت سازی برای گردشگری در عصر ارتباطات و انسجام اجتماعی به عنوان متغیرهای تنظیمی در گردشگری اجتماعی پایدار میبد شمار می رود.

    نتیجه گیری

    نتایج کسب شده از تجزیه و تحلیل و ارزیابی راهبردهای گردشگری اجتماعی پایدار بیانگر این موضوع است که تعدادی از راهبردها تنها در یک یا دو سناریو، مفید و قوی ملحوظ می شوند و در بقیه دچار ضعف هستند. بنابراین لحاظ کردن راهبردهای چند وجهی که بتواند در موقعیت های متفاوت، پاسخگوی موقعیت باشند، لازم و ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: سناریونگاری، پابرجایی، تحلیل اثرات متقابل، گردشگری اجتماعی پایدار، شهر میبد
  • ابوذر پایدار* صفحات 19-38
    تبیین موضوع

     مهاجرت معکوس یا مهاجرت بازگشتی از شهر به روستا پدیده مطلوبی است که به خاطر پیامدهای مطلوب اجتماعی- اقتصادی و مکانی- فضایی آن؛ در دهه اخیر اهمیت زیادی برای برنامه ریزان یافته است. هدف تحقیق حاضر ارزیابی وضعیت مهاجرت معکوس در روستاهای پیرامون شهر زاهدان و محرکهای آن است.

    روش

    مقاله حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. برای گرداوری داده ها از روش میدانی با ابزار پرسشنامه کارشناسان استفاده شد. جامعه نمونه شامل دهیاران، معتمدین و روسای شورای روستاهاست. برای ارزیابی وضعیت مهاجرت معکوس از مدل تجزیه و تحلیل نسبت (MOORA) و برای تحلیل محرکها نیز از مدل رگرسیون و همبستگی استفاده شد.

    یافته‎ها

    یافته های حاصل از مقایسه نسبی روستاهای پیرامون شهر زاهدان از نظر وضعیت مهاجرت معکوس نشان می دهد روستای منزلاب، چانعلی، خیراباد پایین به ترتیب بهترین وضعیت را داشته اند. نتیجه مدل رگرسیون نشان داد 6 مولفه 62 درصد از تغییرات مهاجرت معکوس را پیش بینی میکنند. براساس نتایج آزمون رگرسیون، عوامل نهادی، اقتصادی و انسانی محرک های اصلی مهاجرت معکوس هستند.

    نتایج

    مهاجرت معکوس به روستاهای پیرامون زاهدان با نرخ متفاوتی در حال وقوع بوده و تداوم و تقویت این روند مستلزم برنامه ریزی مطلوب برای ارتقای کیفیت نهادی، کارایی مسئولین و تامین زیرساخت های اساسی روستاهای مذکور میباشد.

    کلیدواژگان: پراکنش فضایی، تحولات اجتماعی- اقتصادی، مهاجرت معکوس، روستاهای پیرامونی، شهر زاهدان
  • محسن احدنژاد روشتی، محمدتقی حیدری*، صادق عزیزی صفحات 39-54
    تبیین موضوع

    بی تردید فضای سبز و پارک های شهری را باید در زمره اساسی ترین عوامل پایداری جیات طبیعی و انسانی در شهرنشینی امروز به شمار آورد  که اگر به طور صحیح برنامه ریزی شوند، در سالم سازی جسم و روح انسان تاثیرات مطلوبی خواهند داشت. بر همین اساس یکی از وظایف اساسی و مهم برنامه ریزان شهری، تخصیص بهینه زمین به کاربری فضای سبز شهری است؛ که در این تحقیق رهیافت توسعه پارک های جیبی  از طریق مشارکت شهروندان به عنوان یکی از موثرترین روش ها برای جبران بخشی از کمبود فضای سبز در محلات شهری پیشنهاد شده است.

    روش

    روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر نوع کاربردی و ماهیت آن منطبق بر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات به طرق کتابخانه ای و مشاهده میدانی (مصاحبه ساختار یافته با ابزار پرسشنامه) صورت گرفته است. محدوده مکانی تحقیق شهرک زیباشهر و امیرکبیر شهر با (جمعیت13907 نفر) بوده و حجم نمونه برای کل محدوده مورد مطالعه 374 نفر می باشد. با توجه به نزدیکی جمعیت دو منطقه به یکدیگر، برای هر دو محدوده نمونه یکسان در نظر گرفته شده لذا برای هر محله 187 پرسشنامه توزیع گردید. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون تک نمونه ای T، آزمون تحلیل واریانس و روش تحلیل مسیر با کمک نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است.

    یافته‎ ها

    یافته های تحقیق نشان داد که ضریب تاثیر شاخص ها بر توسعه پارک های جیبی در محله زیباشهر برابر 26.98 و در محله امیرکبیر برابر 25.5 است. از طرفی، مطابق تحلیل مسیر، مولفه سمن ها با اثر کل 0.507 و مولفه احساس تعلق با اثر کل 0.432 بیشترین تاثیر را بر توسعه پارک های جیبی در محدوده مورد مطالعه داشته است.

    نتایج

    آنچه از نتایج پژوهش در محلات زیباشهر و امیرکبیر محرز گردید امر مشارکت در محله های زیباشهر و امیرکبیر برای توسعه چنین فضاهایی از کشش پذیری بالایی برخوردار بوده و می تواند مامنی برای بازآرایی آن در راستای خلق و توسعه پاکت پارک ها باشد.

    کلیدواژگان: پارک جیبی، مشارکت شهروندان، توسعه پایدار، شهر زنجان
  • عیسی پیری، لعیا جلیلیان، زهرا افضلی گروه*، فاطمه اللهقلی تبار نشلی صفحات 55-71
    تبیین موضوع

    در عصر حاضر که عصر فراپیچیدگی ها نام گرفته است، امنیت یکی از مسائل اساسی توسعه در جوامع انسانی محسوب می شود. به بیانی دیگر امنیت، پیش نیاز هرگونه توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی محسوب شده و با سطح پیشرفت جوامع در ارتباط است. و این امر بدان دلیل است که آگاهی از وضعیت امنیت ساکنان یک اجتماع نقش موثری در شناخت چالش ها و راهکارهای توسعه یک جامعه داشته و در جهت تقویت زیرساخت های آن عمل می نماید.

    روش

    روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است. داده های این پژوهش از طریق مطالعه اسنادی (سالنامه آماری استان یزد؛ بخش قضایی- ناحیه انتظامی استان یزد) جمع آوری گردیده است. در این پژوهش به منظور وزن دهی شاخص ها از تکنیک دلفی و به منظور تحلیل داده ها از تکنیک ARAS  و به منظور تحلیل فضایی از مدلIDW استفاده گردیده است.

    یافته ها

    پژوهش نشان می دهد شهرستان میبد با مقدار 1 در بهترین سطح و شهرستان یزد با مقدار 0.431 در بدترین وضعیت از امنیت شهروندی قرار داشته اند. به طوری که شمال غرب و جنوب منطقه مورد مطالعه از احساس امنیت نسبتا متعادلی برخوردار است و بخش مرکزی استان یعنی یزد؛ تفت و بافق نسبت به دیگر شهرستان ها از تراکم کمتری برخوردار است.

    نتایج

    پراکنش فضایی احساس امنیت شهروندی در سطح استان یزد از متغیرهای همچون میزان جمعیت، تراکم های اداری - نظامی و وسعت پیروی نمی کند به طوری که قرار گرفتن شهر یزد در رتبه دهم از سطح بندی با بیشترین جمعیت و تراکم اداری- نظامی و واقع شدن به عنوان مرکزیت شهری استان یزد روشن کننده این امر است.

    کلیدواژگان: درک فضایی، احساس امنیت، شهروند، استان یزد
  • عباسعلی ولی*، سید حجت موسوی، هاجر عباسی صفحات 73-86
    تبیین موضوع

    توزیع فضایی مطلوب کاربری ها، در برنامه ریزی و مدیریت استفاده از زمین، یکی از پارامترهای بنیادین تحقق توسعه پایدار است. در عصر حاضر نیز به واسطه افزایش جمعیت و پیشرفت تکنولوژی، پدیده تخریب سرزمین در قالب تبدیل بخش وسیعی از اراضی جنگلی و مرتعی به مسکونی و صنعتی، در حال گسترش است. لذا پژوهش حاضر از طریق داده های دورسنجی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، به پایش تغییر کاربری اراضی مبارکه در بازه ی 30 ساله (1985-2015) پرداخته است.

    روش

    جهت دستیابی به اهداف از تصاویر ماهواره ای لندست، سنجنده های MSS (1985) و OLI (2015) استفاده شد. بدین ترتیب که پس از انجام مراحل پیش پردازش شامل رفع خطاهای رادیومتریک و اتمسفری، چینش باندها، موزاییک تصاویر و جداسازی منطقه مطالعاتی؛ تصاویر به روش حداکثر احتمال طبقه بندی، و نقشه کاربری اراضی در دو مقطع زمانی تهیه گردید. سپس با استفاده از روش تفاضل تصاویر میزان و مساحت تغییرات هر کاربری برآورد شد.

    یافته‎ها

    نتایج نشان داد در سال 1985 مساحت اراضی صنعتی 16/9 کیلومترمربع بوده که در سال 2015 به 33/20 کیلومترمربع گسترش یافته است. در این دوره وسعت زمین های کشاورزی، مراتع و جنگل به ترتیب 75/38، 18 و 45/1 کیلومترمربع (09/5، 37/2 و 19/0 درصد) کاهش داشته و در مقابل وسعت اراضی صنعتی، شهری، رها شده و بایر به ترتیب 17/11، 46/9، 14/16 و 1/7 کیلومترمربع (47/1، 24/1، 12/2 و 93/0 درصد) افزایش یافته است.

    نتایج

    تغییر کاربری از مرتع و کشاورزی به صنعت و مسکونی به میزان 46/7 درصد در طول سه دهه از 1985 تا 2015 منجر به بهره برداری شدیدتر از منابع اکوسیستمی و نهایتا باعث ناپایداری در منطقه شده است. بنابراین جهت اعمال مدیریت صحیح محیط، لازم است هرگونه اقدام اعم از تغییر کاربری اراضی مهار گردد تا منجر به تخریب شدیدتر اکوسیستم نشود.

    کلیدواژگان: کاربری اراضی، عوامل تکنوژنیک، دورسنجی، توسعه پایدار، مبارکه
  • محمدرضا پورجعفر، مجتبی رفیعیان، محمد قضائی* صفحات 87-108
    تبیین موضوع

     همبستگی اجتماعی و عدم تمایز میان افراد بر اساس ویژگی های اقتصادی - اجتماعی شان از جمله مهمترین اهداف اسلام است که امروزه تحت عناوینی همچون جوامع مختلط و تنوع در محیط های شهری، نمود پیدا کرده است. علی رغم اهمیت این موضوع، جوامع شهری هم اکنون با پدیده جدایی جغرافیایی و جامعه شناختی بین گروه های مختلف ساکن در شهر و پیامدهای ناشی از آن از جمله فقر، محرومیت، فاصله اجتماعی، فردگرایی، بی هویتی، بی کاری، بدنام سازی و کاهش تعامل های بین گروهی و افزایش تعامل های درون گروهی مواجه هستند؛ لذا شناسایی دلایل عدم شکل گیری جوامع مختلط در شهرهای کشور، می تواند ضمن تحقق انگاره اسلام، زمینه های لازم برای شکل گیری این جوامع که به عنوان سیاست ضدجداافتادگی شناخته می شوند را فراهم سازد.

    روش

    پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوا کمی و با استناد به نتایج مستخرج از 37 پژوهش که در میان سال های 1372-1395 انجام شده اند دلایل عدم شکل گیری جوامع مختلط را در شهرهای ایران مورد بررسی قرار دهد.

    یافته ‎ها

    یافته ها نشان می دهند که به صورت کلی چهار عامل اقتصادی -اجتماعی، ترجیحات شخصی، بازار زمین و مداخلات و تصمیمات دولتی در عدم شکل گیری جوامع مختلط و بروز جداافتادگی های جغرافیایی و جامعه شناختی دخیل هستند که سهم عوامل اقتصادی - اجتماعی و مداخلات دولتی بیشتر از سایرین است. همچنین با بررسی رابطه همبستگی بین عوامل چهارگانه مشاهده می شود که این مداخلات و سیاست های دولتی است که با تاثیراتی که بر زندگی مردم دارند آنها را به جدایی بر اساس ویژگی های اقتصادی و اجتماعی شان مجبور می کنند. توزیع نامتعادل کالاها و خدمات، سیاست های تبعیضی و عدم رسیدگی به روستاها و بروز پدیده مهاجرت از جمله مهمترین عوامل بروز جداافتادگی هستند که می توان نقش دولت را در آنها دید.

    نتایج

    بنابراین مهمترین چالش پیش روی شکل گیری جوامع مختلط در شهرهای ایران را می توان مداخلات و تصمیمات دولتی ای دانست که ضمن اثرگذاری بر عوامل اقتصادی - اجتماعی و بازار زمین و مسکن، شهرها و شهروندان را نیز تحت تاثیر خود قرار داده اند.

    کلیدواژگان: جوامع مختلط، جداافتادگی شهری، عامل اقتصادی - اجتماعی، مداخلات دولتی، تحلیل محتوا
  • سعید زنگنه شهرکی*، محمد سینا شهسواری، عباس امینی زاده صفحات 109-127
    تبیین موضوع

    امروزه مناطق ساحلی و شهرهای واقع در آن به عنوان مهم ترین اجزا و عناصر تشکیل دهنده نظام شهری محسوب می گردند. شهرهای ساحلی همواره در معرض آسیب های ناشی از مخاطرات محیطی و انسانی قرار دارند و بی توجهی به آن ها، مشکل ساز خواهد بود.

    روش

    تحقیق حاضر از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است که مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای و آماری انجام گرفته است. ابتدا عوامل موثر بر میزان آسیب پذیری اجتماعی شهرها مشخص گردید و سپس تمام شهرهای مورد در گروه های همگن طبقه بندی شدند و  از طریق مدل GWR مورد ارزیابی فضایی قرار گرفتند.

    یافته‎ها

    نتایج نشان داد که به ترتیب عوامل عدم دسترسی به منابع انرژی و سوخت، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی، جمعیت وابسته، عدم دسترسی به منابع آب آشامیدنی سالم و شناوری جمعیت دارای بیشترین تاثیر بر آسیب پذیری اجتماعی شهرهای مورد مطالعه بودند. همچنین نتایج مدل تحلیل خوشه ای مشخص نمود که شهرها در پنج خوشه طبقه بندی می شوند.

    نتایج

    می توان گفت که عوامل به دست آمده تقریبا تمام دلایل زیربنایی آسیب پذیری اجتماعی را پوشش می دهد. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده باید بیشترین سرمایه گذاری برای رفع مشکل آسیب پذیری در زمینه عدم دسترسی به انرژی و منابع سوخت صورت پذیرد، زیرا آسیب پذیری خانوارها بیشتر در این زمینه است. همچنین به دلیل وضعیت اجتماعی - اقتصادی مشابه خانوارهای شهرهای استان بوشهر، میزان آسیب پذیری اجتماعی اکثر شهرهای این استان نزدیک به هم می باشد. در نهایت می توان این گونه نتیجه گیری کرد به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی خانوارهای ساکن در شهرهای ساحلی و همچنین وقوع مخاطرات طبیعی پر تعداد در این ناحیه، افراد ساکن این شهرها آسیب پذیری اجتماعی زیادی دارند.

    کلیدواژگان: آسیب پذیری اجتماعی، شهرهای بالای 10 هزار نفر، مدل تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی، تحلیل عاملی، بوشهر
  • محمد حاصل نژاد، علی شمس الدینی*، محمد رضا رضایی صفحات 129-144
    تبیین موضوع

     امنیت یکی از ارکان اساسی دست یابی به یک جامعه سالم و داشتن شهرهای پایدار می باشد. از جمله تبعات فضاهای فرسوده در شهرها، کاهش امنیت و مهم تر از آن کاهش احساس امنیت در بین شهروندان می باشد، بررسی این فضاها و ارزیابی اثرات آنان بر احساس امنیت شهروندان ضروری است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل موثر در ایجاد احساس امنیت در بافت محلات فرسوده شهر دوگنبدان می باشد.

    روش

    نوع تحقیق، کاربردی و توصیفی تحلیلی است. شیوه جمع آوری اطلاعات نیز اسنادی پیمایشی است. حجم نمونه شهروندان بر اساس جدول کرجشس و مورگان 389 نفر بدست آمده است و برای جامعه کارمندان ادارات 120 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های مورد نیاز به شیوه پیمایشی بااستفاده از پرسش نامه جمع آوری و با روش های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون تی) با بهره گیری از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.

    یافته‎ها

    نتایج حاصل از داده های بدست آمده از جامعه آماری کارمندان حاکی از  نقش برجسته عامل مدیریت شهری که بالاترین میزان میانگین 4.54  را به خود اختصاص داده و کمترین میزان میانگین 4 و 4.20  که به ترتیب متعلق به ضعف عدالت اجتماعی و قوانین موجود در جامعه می باشند. همچنین اطلاعات بدست آمده از شهروندان در این منطقه حاکی از نقش موثر عامل ضعف عدالت اجتماعی دارای بالاترین میزان میانگین 4.14 و در رتبه بعدی نقاط کور و غیرقابل تردد با امتیاز 4.07 و کمترین میزان میانگین 3.45 که متعلق به قوانین موحود در جامعه می باشند.

    نتایج

    مقایسه بین پژوهش های گذشته و پژوهش حاضر نشان می دهد که، از بین پژوهش های صورت گرفته درباره موضوع امنیت اجتماعی در فضاهای شهری، نتایج پژوهش کیانی و همکاران (1392) که تحلیل و اولویت بندی راهبردهای امنیت محیطی فضاهای شهر زابل می باشد هم راستا می باشد. بیشترین و بالاترین اولویت جهت توجه به مسائل امنیت محیطی فضاهای شهر زابل مربوط به کارکرد فرهنگی اجتماعی (با امتیاز نرمال شده 0.539 در خوشه عملکردی / کارکردی موثر بر امنیت فضاهای شهری) فشردگی بافت با امتیاز نرمال شده 0.353 در هر خوشه می باشد.

    کلیدواژگان: فضای شهری، بافت فرسوده، امنیت اجتماعی، شهر دوگنبدان
  • جهان بین میرزایی، یعقوب پیوسته گر*، حسین کلانتری صفحات 145-167
    تبیین موضوع

     ارزیابی کاربری اراضی شهری منعکس کننده تصویری گویا از منظر و سیمای شهر و همچنین چگونگی تخصیص فضای شهری به کاربری های موردنیاز شهر در طی زمان و در جهت رسیدن به اهداف توسعه شهر می باشد. هدف اصلی این مقاله ارزیابی تحقق پذیری کاربری های خدماتی شهر شیراز در طرح جامع و تفصیلی و بررسی عوامل موثر در تحقق و عدم تحقق آن می باشد.

    روش

    روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. بدین صورت که ابتدا با بهره گیری از منابع اسنادی- کتابخانه ای، مفاهیم مرتبط با کاربری اراضی مورد بررسی و سپس با استفاده از روش های آماری میزان تحقق پذیری کاربری های خدماتی طرح تفصیلی در مناطق شهر شیراز تجزیه و تحلیل شده است. جهت دستیابی به اهداف تحقیق در این پژوهش از نرم افزار GIS و EXCEL، روش آنتروپی و  بهره گرفته شده است. در نهایت با استفاده از رتبه بندی مناطق از لحاظ  تحقق پذیری سرانه کاربری های خدماتی مناطق نسبت به سرانه پیشنهادی طرح جامع1368، صورت گرفته است.

    یافته‎ ها

    نتایج نشان می دهد که سرانه کاربری های خدماتی طرح جامع شهر شیراز پس از گدشت بیش از دو دهه تحقق پیدا نکرده است و تحلیل مدل وزنی گویای این است که مناطق 4،2،6 بیشترین پایداری محیطی و مناطق 1و7و5 کمترین آن را داشته اند که این امر بیانگر پراکنش فضایی نامناسب و ناعادلانه کاربری های خدماتی در سظح مناطق شهر شیراز است.

    نتایج

    تحلیل کاربری ها با شاخص های ظرفیت و عدالت اجتماعی حاکی از آشفتگی کمی و کیفی در کاربری های نواحی نه گانه شهر شیراز است.

    کلیدواژگان: تحقق پذیری، کاربری های خدماتی، روش آنتروپی، مدل جمع وزنی، شهر شیراز
  • رحیم جافری، میرنجف موسوی*، علی مصیب زاده صفحات 169-186
    تبیین موضوع

    مسکن مهر، بزرگترین طرح دولتی برای تامین مسکن بوده، و با توجه بر نقش تعیین کننده قیمت زمین در قیمت مسکن، این طرح اقدام برای حذف این متغیر نموده تا از این طریق علاوه بر کنترل قیمت مسکن باعث تسهیل دسترسی اقشار آسیب پذیر به مسکن مناسب شود.

    روش

    هدف از پژوهش حاضر، سنجش عوامل موثر بر رضایت مندی از مساکن گروه های کم درآمد شهری که به صورت موردی در مساکن مهر شهرضا انجام شده، است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی ساکنان مساکن مهر شهرضا می باشد (2400 = N). با استفاده از جدول بارتلت و همکاران (2001)، 145 خانوار (سرپرست خانوار) به روش نمونه گیری تصادفی از بین خانوارهای ساکن در مساکن مهر مورد نظر انتخاب شد. . ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته ای است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  SPSS  و Smart PLS  انجام شده است.

    یافته‎ ها

    مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد، مولفه های سیاست و برنامه ریزی (701/0= γ، 15/14 = t)، اصول طراحی (421/0= γ، 26/6 = t)، تعامل همسایگان (282/0= γ، 05/3 = t) تبیین کننده ی 66 درصد از تغییرات واریانس رضایتمندی از مساکن مهر شهرضا هستند.

    نتایج

    جهت انجام اقدامات لازمه به منظور افزایش رضایت مندی اقشار کم درآمد شهری از مساکن مهر لازم است به مواردی مانند سیاست و برنامه ریزی در این زمینه، اصول طراحی و موارد مربوط به تعاملات با همسایگان توجه نمود.

    کلیدواژگان: رضایت مندی، مسکن، گروه های کم درآمد شهری، مسکن مهر، شهرضا
  • یونس غلامی*، فرشاد فلاحتی صفحات 187-204
    تبیین موضوع

     امروزه بحث مهاجرت و مسائل مربوط به آن از اهمیت زیادی در برنامه ربزی شهری برخوردار است، یکی از مسائلی که مهاجران با آن مواجه هستند تحرک اجتماعی می باشد، هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت تحرک اجتماعی بین نسلی مهاجرین افغانستانی در شهر کاشان است.

    روش

    روش پژوهش- توصیفی تحلیلی می باشد، حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power با سطح اطمینان 95 درصد و خطای احتمالی 5 درصد 150 نفر نمونه از جمعیت 20هزار نفری مهاجران افغانستانی شهر کاشان محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از آزمون آماری  T-Test در نرم افزار SPSS و جهت تبیین و مدل سازی اثرات نیز از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده گردید.

    یافته‎ها

    نتایج حاصل از آزمون T نشانگر معنی دار بودن شاخص های تقدیرگرایی، اعتماد اجتماعی و سرمایه فرهنگی در تحرک اجتماعی می باشد. تحلیل یافته های منتج از مدل سازی معادلات ساختاری بیانگر این است که از بین شاخص های موردسنجش، شاخص سرمایه فرهنگی ذهنی اکتسابی بیشترین بار عاملی را با وزن 0.98 در رتبه اول به خود اختصاص داده است. عامل سرمایه فرهنگی ذهنی پس از ذهنی اکتسابی با بار عاملی 0.85 در رتبه دوم قرارگرفته است. عامل های سرمایه فرهنگی عینی، تقدیرگرایی و اعتماد اجتماعی نیز با بارهای عاملی 0.82، 0.26- و 0.22- در مرتبه های بعدی قرارگرفته اند.

    نتایج

    بنابراین پس از تحلیل جزئی تر شاخص های مذکور میزان اعتماد به خویشاوندان، میزان مطالعه کتاب، میزان آشنایی با زبان های خارجی ،ورزش کردن، تلاش کردن هرکس برای رسیدن به آنچه می خواهد در تحرک  بین نسلی مهاجرین افغانستانی در شهر کاشان تشخیص داده شد.

    کلیدواژگان: مهاجرین افغانستانی، تحرک اجتماعی بین نسلی، مدل سازی ساختاری، شهر کاشان
  • صادق کریمی*، محبوبه اسلامی زاده، سکینه تاج الدینی صفحات 205-234
    تبیین موضوع

    فضاهای باز شهری یکی از عوامل هویت بخش ساختار محلات تاریخی شهرها محسوب می شوند که در بسیاری از موارد، نادیده گرفته شدن ارزش های ساختاری و معنایی آنها باعث از هم گسیختگی بافت تاریخی در پی طرحهای توسعه ای شده است و این امر به وضوح در مرکز تاریخی شهر کرمان مشاهده می شود. از آنجا که مطالعات مدون و مستندی پیرامون فضاهای باز و عمومی در قلمرو پژوهش (بافت قاجاری شهر کرمان) صورت نگرفته و خطر تخریب و دگرگونی تمامیت بافت تاریخی و از جمله فضاهای باز را تحت تاثیر قرار داده، شناخت و مستندنگاری روند و علل تغییرات اکولوژیکی طبیعی و انسانی در این فضاها ضروری به نظر می رسد.

    روش

    نوشتار حاضر پژوهشی کیفی با راهبرد تاریخی- تفسیری است که با روش توصیفی-تاریخی، تحلیلی با کمک اسناد مکتوب، پیمایش میدانی و تبدیل عکس های هوایی دهه های مختلف به نقشه های متریک درصدد این مهم برآمده است.

    یافته‎ ها

    یافته ها حاکی از این است که حضور کاربری های مذهبی (مسجد و به خصوص حسینیه) در پویایی و مانایی فضاهای باز شهری کرمان نقش تعیین کننده دارند و هندسه و نحوه شکل گیری غالب در این فضاها هندسه منظم ارگانیک است که مرکزیت فضایی آنها در بافت همجوار کاملا مشهود می باشد. در بررسی تحولات نیز نقش عوامل طبعی و انسانی به چشم می خورد. 

    نتایج

    با توجه به سرعت روند تخریب و از هم گسستگی در بافت تاریخی شهر کرمان و حذف یکایک فضاهای باز شهری (و نقش غیرقابل انکار عوامل انسانی)، بازبینی سیاست های توسعه ای و تعریف پروژه های تخصصی مستندنگاری در بافت تاریخی، جهت اتصال گذشته ارزشمند به آیندهای با هویت و پویا ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: فضای باز شهری، شهر کرمان، بافت تاریخی، مستندنگاری، اکولوژی طبیعی و انسانی
  • آرام ابراهیمی*، مرتضی توکلی، عبدالرضا رکن الدین افتخاری صفحات 235-253
    تبیین موضوع

    یکی از چالش هایی که بسیاری از شهر ها در نتیجه افزایش جمعیت و مصرف زمین، با آن مواجه اند، از بین رفتن سیستم پشتیبان حیات یا شبکه ی زیرساخت سبز است. حضور زیرساخت های سبز به اندازه زیرساخت های مصنوع برای جوامع مدرن ضروری است و از دست رفتن آن ها هزینه های پنهانی برای جامعه به دنبال دارد. از آنجا که زیرساخت ها سبز ارائه دهنده خدمات اکولوژیک متعددی برای سکونتگاه ها هستند، امروزه اهمیت بسیاری دارند.

    روش

    در روش شناسی این پژوهش ابتدا به مطالعه و بررسی اسناد و مدارک علمی مرتبط با بنیان نظری و همچنین اسناد فرادست و همتراز و موضوعی منطقه مذکور پرداخته و سپس با استفاده از تصاویر ماهواره ای از محصولات سری ماهواره ای Cartosat-1/IRS-P5 در بازه زمانی 2008 تا 2015 به مطالعه زیرساخت سبز پرداخته شده است.

    یافته ‎ها

    اصول و مراحل صحت تطبیقی مطالعات در حوزه طبقه بندی اراضی و... جهت تایید مراحل بکار رفته است، بعد از آن آشکار سازی تغییرات با مدل، انجام شده است. در گام بعدی نیز مولفه های آمایش سرزمین که شامل پراکنش فضایی، گسترش، همجواری و کفایت بوده اند، با استفاده از تکنیک های آمار فضایی درمحیط ArcMap  مورد تحلیل قرار گرفته اند.

    نتایج

    نتایج بدست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که تغییرات و گسترش زیرساخت های سبز در بازه زمانی و مکانی مورد نظر از اصول آمایش سرزمین تبعیت نمی کند، و پراکنش فضایی نامتعادل، گسترش ناهمسو، سازگاری متوسط و کفایت نامطلوب را در زیرساخت های سبز نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اصول آمایش سرزمین، زیرساخت های سبز، تحلیل فضایی کاربری اراضی، RS - GIS، منطقه 22 تهران
  • سعید امانپور*، سعید ملکی، مسعود صفایی پور، محمدرضا امیری فهلیانی صفحات 255-273
    تبیین موضوع

     پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تدوین سناریوهای تاثیرگذار در آینده تاب آوری اجتماعی و ارائه راهبردهای موثر در این زمینه خواهد پرداخت.

    روش

    این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی و پیمایشی و از نظر ماهیت، بر اساس روش جدید علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش برای آینده نگری تاب آوری شهری تعداد 45 نفر از متخصصین  حوزه شهری است که از آن ها پرسش گری به عمل آمد و نتایج حاصل از بررسی آنان برای شناسایی عوامل کلیدی بر شکل دهی تاب آوری اجتماعی در آینده مورد استفاده قرار گرفت. نیروهای پیشران با روش دلفی مشخص، و سپس این عوامل براساس میزان اهمیت و عدم قطعیت، اولویت بندی شده و حیاتی ترین عوامل مشخص، و برای نوشتن سناریوهای محتمل از نرم افزار آینده پژوهی استفاده شده است.

    یافته ها

    در نمودار پراکندگی متغیرها وضعیت ناپایداری سیستم بر تاب آوری اجتماعی کلان شهر اهواز حاکم است.

    نتایج

    از میان 54 عامل یاد شده پس از بررسی میزان و چگونگی تاثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر وضعیت آینده این سکونتگاه ها در خروجی نرم افزار میک مک ده عامل کلیدی با بیشترین میزان تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر آینده تاب آوری اجتماعی کلان شهر اهواز مشخص شد: وضعیت درآمد، تحریم، فقر، ضعف مدیریت شهری، افزایش مهاجرت، مشوق های مالی، بیکاری، کم شدن صادرات نفت، بافت فرسوده، ضعف نهادها که بیشترین نقش رادروضعیت آینده تاب آوری اجتماعی در کلان شهر اهواز ایفا می کنند.

    کلیدواژگان: تاب آوری اجتماعی، مطالعات آینده پژوهی، برنامه ریزی سناریو، برنامه ریزی راهبردی، کلانشهر اهواز
|
  • Mohammad Hossein Saraie *, Yahya Alizadeh Shoraki Pages 1-17
    Objective

    The rapid growth of the tourism industry due to the accelerated growth of revenue in this field in recent decades, and the constant change and uncertainty of high impact events in this sector, on the other hand, the necessity of using new methods of future research and Long and long-term planning has made it more visible. Therefore, the main purpose of this study is to formulate future tourism scenarios and test the viability of sustainable social tourism strategies.

    Methods

    In the present study, a combination of Delphi methods, PEST environmental scanning and interaction effects was used. Key parameters of sustainable social tourism were integrated and identified by key expert uncertainties using Interaction Analysis Questionnaire. Then, using the key uncertainties of the three scenarios, namely golden (optimistic), predictable (appropriate) and recessionary (pessimistic) future.

    Results

    Unique historical background and attractions, specialized management, system planning and foreign policy and international relations of the most influential parameters and the world city of Zilo, competitive services and amenities, quality of land and air network network and promotion Technology in tourism has been identified as one of the most influential parameters, secondary lever exchange rate variations, market control of water and customs, and independent variable rituals. Capacity building for tourism in the age of communication and social cohesion is also considered as regulatory variables in sustainable social tourism.

    Conclusions

    The results obtained from the analysis and evaluation of sustainable social tourism strategies indicate that some strategies are useful and robust in only one or two scenarios and weak in others. Therefore, it is necessary to consider multifaceted strategies that can respond to situations in different situations

    Keywords: Perspectives, Sovereignty, Interaction analysis, Sustainable social tourism, Meybod
  • Aboozar Payedar * Pages 19-38
    Objective

    return migration is a desirable phenomenon that has been of great importance to planners in recent decades, due to its favorable socio-economic and spatial-spatial consequences. The purpose of this study is evaluate the status of return migration in rural areas around Zahedan.

    Methods

    The present paper is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. For data gathering, field method was used by expert’s questionnaire. The sample community includes trustees, and village councilors. Return migration status evaluate by MOORA, regression and correlation model.

    Results

    The results of the relative comparison of the villages around Zahedan in terms of return migration show that the village of Manzalab, Chanali, Khirabad low respectively. They had the best reverse immigration situation. The result of regression model showed that 6 components predict 62% of reverse migration changes. According to the results of the regression, the institutional and then economic and human factors are the main drivers of migration. indicators such as preparation, implementation, deprivation and employment plans by rural authorities, relative value of rural consumer inputs, quality of virtual communications. And ease of access to information, efficiency of local authorities in attracting public funding and development of rural infrastructure, and cost-benefit had the highest Beta coefficient.

    Conclusion

    Reverse migration to villages around Zahedan is happening at a different rate and the continuation and reinforcement of this process requires good planning to improve the institutional quality, efficiency of the authorities and to provide the basic infrastructure of the villages.

    Keywords: Spatial distribution, Socio-Economic Developments, Return Migration, Surrounding Villages, Zahedan City
  • Mohsen Ahadnejad R, Mohamad Taghi Heydari *, Sadegh Azizi Pages 39-54
    Objective

    Green spaces and parks should certainly be considered as one of the most fundamental factors in sustainability of natural and human life; if properly planned, they will have a beneficial impact on health of human body and soul. However, the optimal allocation of land to green space in cities is one of the most important tasks of urban planners. This study proposed the approach of developing pocket parks through citizen participation as one of the most effective ways to compensate for the lack of green space in urban areas.

    Methods

    This was applied descriptive-analytical study. The library study and field observation (structured interview using questionnaire) was conducted for collecting the data. The study was conducted in Zibashahr and Amir Kabir (population= 13907). The sample size was determined to be 374 people. Due to similar population at two regions, 187 questionnaires were distributed at each region. Using SPSS software, the one sample t-test, ANOVA, and path analysis method were used for analyzing the data.

    Results

    The findings showed that the impact coefficient of indices on development of pocket parks in Zabashahr and Amir Kabir neighborhoods is equal to 26.98 and 25.5, respectively. On the other hand, according to path analysis, the NGO component (total effect= 0.507) and sense of belonging (total effect= 0.432) had the highest impact on development of pocket parks in study area.

    Conclusion

    The findings showed that the contribution in development of Zibashahr and Amir Kabir areas may be a source of reassurance for development of pocket parks.

    Keywords: Pocket Park, Citizen participation, Sustainable Development, Zanjan City
  • Isa Piri, Laiia Jalilian, Zahra Afzali Goruh *, Fatemeh Alahgholitabar Nesheli Pages 55-71
    Objective

    Current century is named extra complexities age and security is one of the Substantial factors of development in human societies. The other meaning, security is prerequisite for social, economic, cultural and political development and associates to development levels of each society and for this reason, awareness of a society security statue has impressive role in problems cognition and their infrastructure enhancement.

    Methods

    These research data are obtained through predicative studying (statistic annals of Yazd). In this research for weighting indexes, we use Delphi technique and for data analyzing ARAS technique and for spatial analyzing IDW model.

    Results

    The research conclusions show that Meybod town has the best quality with score:1 and Yazd town has the worst condition with score:0.431 in citizenship security. Northwest and south from  yazd are rather balanced in security sense and central districts of Yazd (Taft and Bafgh) have the less density than other places

    Conclusion

    Spatial Distribution of Citizenship Sense of Security in Yazd Province does not follow variables such as population size, bureaucratic congestion and extent. The ranking of Yazd city with the highest population density and administrative-military density and being the urban center of Yazd province illustrates this.

    Keywords: Special reception, security feeling, citizen, Yazd province
  • Abbas Ali Vali *, Seyed Hojjat Mousavi, Hajar Abbasi Pages 73-86
    Objective

    Desirable spatial distribution of landuses, in the planning and management of landuse, is one of the fundamental parameters for the realization of sustainable development. In present era, due to population growth and technological advancement, the phenomenon of land degradation is taking place and expanding in form of conversion a large part of land with use of forest and pasture land to residential and industrial areas. Therefore, present study uses remote sensing and GIS data to monitor landuse change in Mobarakeh during the period of 30 years (1985-2015).

    Methods

    To achieve goals, Landsat satellite images, MSS and OLI sensors from 1985 and 2015 were used. Thus, after preprocessing steps including the radiometric and atmospheric correction, band stack, mosaic images and separating the study area, the images were classified using maximum likelihood method and landuse map was prepared at two time intervals. Then, variation type of each landuse was estimated using image difference method over the period 1985 to 2015 and their area was calculated.

    Results

    Results showed that area of industrial land which was 9.16 km2 in 1985, was increased to 20.33 km2 in 2015. During this period, area of agriculture, range and forest lands have been reduced 38.75, 18 and 1.45 km2 (5.09, 2.37 and 0.19%) respectively, and extent of industrial, urban, degraded and barren lands have been expanded 11.17, 9.46, 16.14 and 7.1 km2 (1.47, 1.24, 2.12 and 0.93%) respectively.

    Conclusion

    landuse changes from agriculture and rangeland to industryial and residential lands at the 7.46% during the three decades from 1985 to 2015 has led to more intense exploitation from ecosystem resources and ultimately caused instability in Mobarakeh. Therefore, in order to apply correct environment management in this area, it is necessary to restrict any action, such as landuse change, so that it does not result to more severe ecosystem degradation.

    Keywords: Landuse, Technogenic Factors, Remote Sensing, Sustainable Development, Mobarakeh
  • Mohammadreza Pourjafar, Mojtaba Rafieian, Mohammad Ghazaie * Pages 87-108
    Objective

    Social cohesion and lack of distinction among individuals based on their socioeconomic features are considered among the most critical goals of Islam, which are called mix communities or diversity in the urban environments these days. Despite the importance of forming mix communities, nowadays cities are encountered with geographical and societal segregation and its consequences such as poverty, deprivation, social distance, individualism and lack of identity, joblessness, stigmatisation and the loss of out-group interactions. Thus, identifying the factors involved in the non-formation of mix communities in cities can contribute to the implementation of Islam's idea and planners to support mix communities as an anti-segregation policy.

    Methods

    Therefore, barriers to the formation of mixed communities were identified through conducting a content analysis in studies dedicated to urban segregation in Iranian cities. Hence, 37 studies which were conducted between  1993-2016, were recognised and considered as data fo the current research.

    Results

    Results suggested that socioeconomic and governmental interventions factors play more critical roles than other factors in the emergence of urban segregation, either geographical or sociological. The Kramer correlation among these factors also indicated that government interventions have a strong association with socioeconomic and land market factors. Therefore, It can be concluded that governmental decisions and interventions are the primary sources of individuals segregation which hinder mixed communities from shaping. Uneven distribution of goods and services, discriminatory policies and ignoring rural-urban areas are among the most prominent factors led to segregation which are caused by the government. 

    Conclusion

    Therefore, the most significant challenge which hinders mixed communities from forming is a governmental intervention which not only affected socioeconomic and lands market factors but affected cities and citizens too.

    Keywords: Mixed Communities, Urban Segregation, Socioeconomic Factor, Government intervention, Content-Analysis
  • Saeed Zanganeh Shahraki *, Mohammad Sina Shahsavari, Abbas Amini Zadeh Pages 109-127
    Objective

    Nowadays, coastal areas and the cities in it are considered as the most important components and elements of the urban system. Coastal cities are always vulnerable to damages from the environmental hazards and ignoring them will be problematic.

    Methods

    This is a applied research and it is done by descriptive-analytical method that is based on library and statistics information. At first, factors affecting the social vulnerability of cities were identified and then all cities were classified in homogeneous groups and then were evaluated by GWR model.

    Results

    The results showed that factors of lack of access to energy and fuel resources, social, physical, economic, dependent population, lack of access to healthy drinking water sources and population flotation had the most impact on social vulnerability of the studied cities. Also, the results of the cluster analysis model revealed that cities are classified in five clusters.

    Conclusion

    It can be said that the resulting factorscovers almost all the underlying causes of social vulnerability. Also, according to the results, the most investment is needed to address the vulnerability of the lack of access to energy and fuel resources, as the vulnerability of households is more in this area. Also, due to the similar socioeconomic status of households in the cities of Bushehr province, the social vulnerability of most cities in this province is close to each other. Finally, it can be concluded that due to the inappropriate economic and social conditions of households who are living in coastal cities as well as the occurrence of natural hazards in the area, people living in these cities have a high social vulnerability.

    Keywords: Social vulnerability, Cities with More than 10000 Population, Hierarchical cluster analysis model, Factor Analysis, Bushehr
  • Mohammad Haselnejad, Ali Shamsoddini *, Mohammadreza Rezayi Pages 129-144
    Objective

    Security is one of the cornerstones of reaching a healthy society and having sustainable cities. One of the consequences of the worn out textures in cities is the reduction of security and, more importantly, the decrease in the sense of security among citizens, therefore, it is necessary to examine these spaces and assess their impact on citizens' sense of security. The main objective of this research is to identify and analyze the factors affecting the creation of security feeling in the context of the worn-out neighborhoods of Dongonbadan.

    Methods

    The type of research in this study is applied and analytical descriptive. The method of collecting information is also documentation-based. The sample size of the citizens was 389 people based on the Karajes and Morgan tables and for the community of employees of the offices 120 people were selected by random sampling method. Data were analyzed using SPSS software.

    Results

    The results of the data obtained from the statistical population of the employees indicate that the role of the urban management agent with the highest average of 4.54 and the lowest mean of 4 and 4.20, respectively, are due to the weakness of social justice and existing laws in the community. Also, information obtained from citizens in this area indicates the effective role of the weakness of social justice, with the highest mean of 4.14, and the next, blind and inactive points with a score of 4.07 and the lowest average of 3.45 that are in the rules of the community.

    Conclusion

    Comparison between past and present research shows that, among the studies on social security in urban spaces, the results of Kiani et al. (2013) analysis and prioritization of environmental security strategies in Zabol city spaces is almost aligned.

    Keywords: Urban space, worn out texture, social security, Dogonbadan City
  • Jahanbin Mirzaei, Yaghob Peyvastegar *, Hossein Kalantari Pages 145-167
    Objective

    The evaluation of urban land use reflects a clear picture of the city's perspective and how to allocate urban space to the needs of the city over time and in order to achieve the city's development goals. The main objective of this paper is to evaluate the feasibility of service utilities in Shiraz in a comprehensive and detailed plan and to examine the effective factors in its realization and non-fulfillment.

    Methods

    The research method is descriptive-analytic. First, using library-related resources, the concepts related to the use of lands were investigated and then, using statistical methods, the level of feasibility of service utilization of the detailed plan was analyzed in Shiraz areas. Is. In order to achieve the research objectives in this study, the GIS and EXCEL software has been utilized by entropy method. Finally, using the ranking of the regions in terms of per capita utilization of service utilities in the regions relative to the proposed per capita of the master plan in 1368, has taken place.

    Results

    The results show that the utilization rate of utilities for the comprehensive plan of Shiraz after more than two decades has not been realized. The analysis of the weighted model indicates that the 4,2,6 regions have the highest environmental sustainability and the lowest 1, 7, and 5 regions.

    Conclusion

    This suggests that the spatial distribution of inappropriate and unfair service utilities in the area of the Shiraz area is inadequate, and analysis of the use of indicators of capacity and social justice indicates a quantitative and qualitative turmoil in the use of nine areas of Shiraz.

    Keywords: Feasibility, Service Uses, Entropy Method, Weighting Model, Shiraz City
  • Rahim Jafri, Mirnajaf Mousavi *, Ali Mosayyebzadeh Pages 169-186
    Objective

    Mehr Housing is the largest government-funded housing project. The plan is to remove the decisive role of land prices in housing prices in order to facilitate access to affordable housing in addition to controlling housing prices.

    Methods

    The present study is an applied type that is conducted by descriptive and analytical method. A questionnaire was used to collect information. The statistical population of the study included all residents of Mehr Reza housing (N = 2400). Using the Bartlett et al. (2001) table, 145 households (head of households) were selected from households residing in the Mehr housing in question by random sampling. The tool used in this study was a researcher-made questionnaire. Data analysis was done through correlation analysis and structural equation modeling using SPSS and Smart PLS software.

    Results

    structural equation modeling showed, policy and planning components (γ = 0.701, t = 14.15), design principles (γ = 0.421, t = 6.26), neighborhood interaction (γ = 0.2282, t = 3.05), are explaining 66% of the variance of satisfaction with the Shahreza Mehr housing.

    Conclusion

    In order to increase the satisfaction of low-income urban segments of Mehr housing, it is necessary to take into account such issues as policy and planning in this area, design principles and interactions with neighbors.

    Keywords: Satisfaction, Housing, Urban Low Income Groups, Mehr Housing, Shahreza
  • Yones Gholami *, Farshad Falahat Pages 187-204
    Objective

    Nowadays immigration and issues about it are significantly important for urban planning. One of the issue that immigrants will face it is social mobility. The aim of this research is evaluating the condition that intergenerational social mobility of Afghan immigrants have in kashan.

    Methods

    The current research is a kind of analytical-descriptive research. All the information gathered by field study, questionary instrument, and distribuing randomly among 150 out of 20 Thousands afghan people in kashan. This case study calculated by sample power software: confidence level: 95 percent ,Probably error: 5 percent We use stastical test (T-test)in spss software inorder to describe analysis and elicit the information,on the other hand We utilize structural equation in Amos software to describe the modeling effects.

    Results

    Reults of The test (T)shows that indexes such as appreciation, social confidence and cultural capital are meaningful in social mobility. Besides, derived analysis and information of structural equation modeling shows that among all calculated indexes, The index of acquisitive-intellectual-cultural capital allocated the most bar (0/98 weight, first rank) to itself. And more than other factor has effect on intergenerational Mobility of Afghan people in kashan. The factor of intellectual-cultural after than acquisitive-intellectual placed in the 2nd rank with bar 0/85. Respectively, Other facters are :Tangable cultural capital= 0/82, Appreciation: -0/26, Social confidence: -0/22.

    Conclusion

    After detailed analysis of mentioned indexes, the percent of confidence to relatives, study of book, being familiar with foreign language(English), exercising and individual attempt to get what he/she wants about intergenerational mobility Afghan people in kashan were identified.

    Keywords: Afghan Immigrants, intergenerational social mobility, structural modeling, Kashan City
  • Sadegh Karimi *, Mahboubeh Eslamizadeh, Sakineh Tajaddini Pages 205-234
    Objective

    Urban open spaces are one of the factors which give identity to the structure of historic neighborhoods in cities, and in many cases disregarding to their structural and semantic values has disrupted the historical sites by developmental projects. And this can be clearly seen in the historic center of Kerman. Since there are no documented and compiled studies on open and public spaces in the research area (sites belong to Qajar era in Kerman) and has affected the risk of destruction and alteration of historical sites integrity including open spaces, the recognition and documentation of human and natural ecological trends and causes in these spaces seems to be necessary.

    Methods

    The present paper is a qualitative research with historical interpretative strategy that has been accomplished by a descriptive historical analysis method through the study of written documents, field survey and converting aerial photographs of different decades into metric maps.

    Results

    The findings indicate that the presence of religious uses (mosque and especially Hosseiniyeh) play a key role in the mobility and durability of Kerman's open spaces, and the geometry and formation of these spaces is a regular organic geometry which spatial centrality is quite evident in the neighboring sites. The role of the human factor in investigating the evolution is much more than the natural factors.

    Conclusion

    Due to the rapid demolition process in historical sites of Kerman and the elimination of open urban spaces one by one (and the undeniable role of human factors), revising the development policies and defining the specialized documentation projects in historical sites in order to connect the valuable past to the dynamic future with identity, seems to be necessary.

    Keywords: Urban Open Space, Kerman City, Historical Site, Documentation, Natural, Human Ecology
  • Aram Ebrahimi *, Morteza Tavakoly, Abdolreza Rokoldin Eftekhari Pages 235-253
    Objective

    The destruction of the life support system, also known as the green infrastructures, is one of the challenges posed by population growth and increased land consumption. Green infrastructures are as essential to modern societies as conventional forms of infrastructures and their loss imposes hidden costs on the community. Green infrastructures are of the utmost importance today since they provide various ecological services to settlements.

    Methods

    We first review the theoretical foundation as well as the available thematic documents of the district. We then study the green infrastructures of the district using Cartosat-1(IRS-P5) satellite imagery from 2008 to 2015.

    Results

    we apply the principles of the comparative validity of research in the area of ​​settlement classification to validate the future stages of the research. We have then attempted to detect variations using the model. In the next step, spatial planning factors including spatial distribution, expansion, neighborhood, and sufficiency have been analyzed using spatial statistics techniques in ArcMap.                                            

    Conclusion

    The results of this study indicate that the transformation and expansion of green infrastructures do not conform to the principles of spatial planning, which points to unbalanced spatial distribution, inconsistency, moderate adaptability, and the inadequacy of green infrastructures.

    Keywords: Principles of spatial planning, Green Infrastructures, Spatial Analysis of Land Use, RS & GIS, District 22
  • Saeed Amanpour *, Saeed Maleki, Masoud Safaeepour, Mohammad Reza Amiri Fahlyiani Pages 255-273
    Objective

    The present study, with a futuristic approach, will elaborate effective scenarios in the future of social resilience and provide effective strategies in this field.  This research is applied in terms of its purpose and in terms of a combination of documentary and

    Methods

    survey methods and in terms of its nature, based on the new method of futuristic, analytic and exploratory science that has been carried out using a combination of quantitative and qualitative models. The statistical population of this research for the urban resilience Future Studies is of 45 urban experts who have been questioned and the results of their review have been used to identify the key factors for shaping social resilience in the future. Deployed forces are characterized by a Delphi method, and then these factors are prioritized and the most crucial determinants are determined by importance and uncertainty, and for future scenarios, the Micmac software has been used.

    Results

    The results show in the resilience scatter diagram status variable and unstable social system prevailing Ahwaz social resilience. Finally, out of the 54 factors mentioned above, after examining the extent and which these factors affect each other and on the future status of these settlements in the output of Micmac software.

    Conclusion

    Theten key factors with the highest direct and indirect impact on the future of Ahwaz's social resilience were identified: Income status, boycott, poverty, urban management weakness, increased migration, financial incentives, unemployment, reduced oil exports, worn out texture, weak institutions that play the most role in the future of social resilience in the Ahwaz metropolitan.

    Keywords: social resilience, Future Studies, scenario planning, Strategic Planning, metropolis of Ahvaz