فهرست مطالب

مطالعات زن و خانواده - سال هفتم شماره 2 (پاییز 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • شکوه افطاری*، فرشاد محسن زاده، کیانوش زهراکار صفحات 9-30
    ناباروری، رویدادی ناگوار و دور از انتظاری است که می تواند استرس زیادی را بر افراد درگیر تحمیل کند. با توجه به مسیله ناباروری در کشور، شناسایی راهبردهای مقابله ای و تخفیف استرس افراد نابارور به خصوص زنان که طبق پژوهش-های انجام شده، سطح سازگازی پایین تری را نشان می دهند ضروری است. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای مقابله ای زنان درگیر با مشکل ناباروری (زنان ناباورور و زنان دارای همسر نابارور) و سپس معرفی مدل مناسب مشاوره ناباروری همسو با یافته ها بود. این مطالعه بخشی از مطالعه بزرگتر با عنوان "مطالعه پدیدارشناختی چالش های زنان درگیر با مشکل ناباروری" است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. نمونه مورد مطالعه، 33 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری بیمارستان های اکبرآبادی، فیروزگر و امام حسین تهران در خرداد ماه 1394 بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده های مربوط به راهبردهای مقابله ای به پدیدایی هشت زیر مضمون منجر شد که عبارتند از: تمرکز بر جنبه های مثبت رابطه زناشویی، تمرکز بر جنبه های مثبت ناباروری، تخفیف اهمیت فرزند، اجتناب، توجیه معنوی (موهبت انگاری، امتحان الهی)، پنهان کاری (حفظ جایگاه مرد، رهایی از ترحم، نامشروع تصور شدن فرزند با روش های کمک باروری)، امیدوار ماندن و عمومیت بخشی. نتایج این پژوهش می تواند مشاوران را در انتخاب مناسب مدل مشاوره ناباروری یاری دهد؛ و با تمرکز بر راهبردهای مقابله ای کارآمد در جهت توانمندسازی روانی و بهبود کیفیت زندگی زوجین نابارور مداخلاتی تخصصی ارایه دهند.
    کلیدواژگان: ناباروری، زنان، راهبردهای مقابله ای، استرس، پدیدارشناسی
  • فاطمه ترابی، رضا شیدانی* صفحات 31-67
    یکی از مسایلی که در این سال ها مورد توجه قرار گرفته، گرایش به فرزندآوری کمتر است. کاهش باروری در شهرها قابل توجه می باشد. هدف تحقیق شناسایی عواملی جمعیتی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی مرتبط با "گرایش به خواست فرزندان کمتر" در شهر تهران است. داده های مورد استفاده در پاییز سال 1392 با روش پیمایش جمع آوری شد، نمونه برابر 406 نفر از زنان دارای همسر 49-15 ساله ساکن شهر تهران می باشد. نتایج نشان می دهند که از بین عوامل جمعیتی، سن بالاتر در اولین ازدواج زنان و شوهران، از بین عوامل اجتماعی، میزان تحصیلات زنان، هنجارهای کم فرزندی، فردگرایی، ناتوانی در ایجاد هماهنگی بین کارهای خانه، بچه داری و اشتغال و همچنین از بین عوامل اقتصادی فقدان درآمد کافی و ناامنی شغلی، اعتقاد به عدم ثبات اقتصادی کشور و ناتوانی تدارک مسکن، با گرایش به فرزندآوری رابطه معناداری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان می دهد تعداد فرزندان زنده مانده، گرایش به فرزندآوری را افزایش می دهد و در مقابل، اهمیت دادن به آزادی های فردی و استقلال طلبی گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. ناتوانی در تلفیق کارهای خانه و بچه داری و نیز عدم هماهنگی بین بچه داری و اشتغال یا تحصیلات گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. در نتیجه می توان گفت که باروری مبتنی بر منفعت و هزینه های اجتماعی فرزندآوری می باشد.
    کلیدواژگان: باروری، تحصیلات، اشتغال، فردگرایی، شهر تهران
  • مریم احمدیه*، محمود حکمت نیا صفحات 69-88
    هرچند زندگی مشترک میان زن و مرد بر اساس علاقه و عشق آغاز می شود اما چه بسا در ادامه به خاطر وجود مشکلاتی چنین محبتی از میان رفته و حتی به نفرت تبدیل شود و به دنبال آن جدایی صورت گیرد. نظام حقوقی اسلامی با به رسمیت شناختن جدایی و پذیرش طلاق به عنوان یک نهاد امضایی تلاش کرده است جنبه های غیر انسانی و تنبیهی آن را زدوده و بر همین اساس این برهه بحرانی را مدیریت اخلاقی نماید. این تحقیق که پژوهشی توصیفی تحلیلی است و به روش کتابخانه ای صورت گرفته است، با بیان قاعده اخلاقی عمل به معروف جنبه های تکلیفی متعددی برای آن مقرر کرده است. مقاله حاضر تلاش می کند با تحلیل این امر به بررسی فقهی معروف و احسان پرداخته و ضمن تحلیل آن به عنوان ملاک تشریع برخی از احکام، وضعیت آن را در خود طلاق و رفتار مرد در هنگام طلاق بررسی کند. در همین راستا به بررسی این مطلب پرداخته است که این دو قید برای موضوع حکم بوده ویا خود حکم را مقید می کند. با چنین تحلیلی می توان ضابطه رفتاری مرد را معین کرد.
    کلیدواژگان: طلاق، معروف، احسان، شرط واجب، شرط وجوب
  • علی پروندی*، مختار عارفی صفحات 89-114
    هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی بهزیستی روان شناختی بر اساس امیدواری و حمایت اجتماعی ادراک شده در زنان سرپرست خانوار بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت حمایت کمیته امداد امام (ره) شهرستان سنقر بود که از میان آنها تعداد 150 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1995)، مقیاس امیدواری بزرگسالان اشنایدر (1991) و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، داهلم، زیمت و فارلی (1988) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده-ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که میان امیدواری و بهزیستی روان شناختی رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد (531/0r=، 01/0P<). همچنین، میان حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی روان شناختی رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد (751/0 r=، 01/0P<). تحلیل رگرسیون نیز نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده و امیدواری،60% از تغییرات بهزیستی روان شناختی را پیش بینی می کنند. براساس این یافته ها، می توان گفت که امیدواری و حمایت اجتماعی ادراک شده، فاکتورهای مهمی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی می باشند. لذا، پیشنهاد می شود در برنامه های پیشگیرانه و مداخلات درمانی، این دو فاکتور مهم مورد توجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: امیدواری، بهزیستی روان شناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده، زنان سرپرست خانوار
  • حانیه محمدی*، زهره سپهری شاملو، محمدجواد اصغری ابراهیم آباد صفحات 115-136
    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی طرحواره درمانی هیجانی گروهی بر کاهش احساس تنهایی و نشخوار فکری زنان مطلقه بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام زنان مطلقه شهر مشهد بودند که از طریق یک کلینیک مشاوره و یک مرکز بهداشت در مشهد جهت شرکت در پژوهش فراخوان شدند. روش نمونه گیری به روش هدفمند و به طور داوطلبانه بود. از میان افراد فراخوان شده، 24 نفر بر مبنای ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی بزرگسالان و پرسشنامه پاسخ های نشخواری استفاده شد. پیش از شروع درمان و در انتهای درمان، اعضای دو گروه به پرسشنامه ها پاسخ دادند. اعضای گروه آزمایش طی 8 جلسه در معرض طرحواره درمانی هیجانی گروهی قرار گرفتند و اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی گروهی باعث کاهش معنادار احساس تنهایی و نشخوار فکری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. نتایج این پژوهش گواه بر این است که طرحواره درمانی هیجانی می تواند روش مناسب و موثری در کاهش احساس تنهایی و نشخوار فکری زنان مطلقه باشد.
    کلیدواژگان: طرحواره درمانی هیجانی، احساس تنهایی، نشخوار فکری، زنان مطلقه
  • راحله مهدویان فرد*، زهره سپهری شاملو، هدی زاهد صفحات 137-155
    هدف این پژوهش، تعیین اثر درمان مرور زندگی بر احساس تنهایی و تاب آوری مادران مطلقه تک والد در سال 1395 بود. در این پژوهش از یک نمونه ی در دسترس مادران مطلقه تک والد در شهر مشهد استفاده شد که به فراخوان پژوهشگر برای درمان مرور زندگی پاسخ مثبت دادند. نمونه ی پژوهش شامل 20 نفر مادر مطلقه بود که به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 10 جلسه ی 90 دقیقه ای، تحت گروه درمانی مرور زندگی قرار گرفتند و شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت ننمودند. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش عبارت بودند از: «مقیاس بازنگری شده ی احساس تنهایی UCLA» و «مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون CD-RISC». هر دو گروه پرسشنامه ها را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون پر نمودند. نتایج نشان داد که درمان مرور زندگی به شیوه گروهی در کاهش احساس تنهایی (F=54/17,P < 0001) و افزایش میزان تاب آوری (P < 0001, F=98/29) مادران مطلقه تک والد اثربخش بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان مرور زندگی می تواند در کاهش احساس تنهایی و افزایش تاب آوری مادران مطلقه اثربخش و موفقیت آمیز بوده و به عنوان درمان کمکی برای سایر درمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درمان مرور زندگی، احساس تنهایی، تاب آوری، مادران مطلقه، تک والد
  • ندا قاسمی، میترا گودرزی، عزت اله قدم پور*، سیمین غلامرضایی صفحات 157-182
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی اثربخشی روان درمانی مثبت بر چشم انداز زمان، خوش بینی و بهزیستی هیجانی دانشجویان دارای علایم افسردگی بود.
    مواد و روش ها
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دارای علایم افسردگی دانشگاه علوم پزشکی بود. حجم نمونه پژوهش شامل 24 نفر از دانشجویان دارای علایم اختلال افسردگی بودند که بر اساس اجرای مقیاس افسردگی بک ویرایش دوم، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت مداخله آموزشی درمان مثبت نگر 6 جلسه ای به شیوه جلسات هفتگی یک ساعته قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس جشم انداز زمان (زیمباردو و بوید، 1999)، مقیاس جهت گیری زندگی (کاور و شی یر، 1985) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (کییز و مگیار مویه، 2003) بودند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین نمرات چشم انداز زمان، خوش بینی و بهزیستی هیجانی گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد. افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون نمرات بیشتری در میزان خوش بینی، بهزیستی هیجانی و چشم انداز های زمانی آینده متعالی، حال لذت نگر و گذشته مثبت نگر و نمرات کمتری در چشم انداز زمانی حال تقدیرنگر، گذشته منفی کسب کردند.
    کلیدواژگان: افسردگی، روان درمانی مثیت، چشم انداز زمان، خوش بینی، بهزیستی هیجانی
|
  • Shokouh Eftari *, Farshad Mohsenzadeh, Keyanoosh Zahrakar Pages 9-30
    The Infertility is unpleased and unexpected event that can place a lot of stress on the affected person. Regarding the issue of infertility in the country, identifying coping strategies and reducing the stress of infertile women, especially women who have shown a lower level of adjustment, are necessary. The main goal of the present study was to identify the coping strategies of women involved with infertility problem (infertile women and women with infertile wife) and then to introduce appropriate infertility counseling model in line with findings. This study is part of a larger study entitled "The Phenomenological Study of the Challenges of Women Affected by Infertility", which was conducted with a qualitative approach and a phenomenological method. The sample of this study was 33 women who referred to infertility clinics of Akbar Abadi, Firoozgar and Imam Hossein Hospitals in Tehran in May 2014. They were selected through purposive and accessible sampling and studied using semi-structured interviews. The analysis of data on coping strategies led to the emergence of eight sub-themes: focusing on the positive aspects of marital relationship, focusing on the positive aspects of infertility, reducing the importance of the child, avoiding, spiritual justification (gifting, divine test), Secrecy (maintaining a man's position, freeing from pity, illegitimate childhood imagery through methods of fertility), hope and generalization. The results of this research can help counselors in the proper selection of infertility counseling strategies and focus on effective coping strategies in order to empower and improve the quality of life of infertile couples.
    Keywords: Infertility, Women, coping strategies, stress, Phenomenology
  • Fatemeh Torabi, Reza Sheidani * Pages 31-67
    One of the issues which has been taken into consideration in these years, is tending to less childbearing. Consequently, fertility rate decrease in cities is remarkable. The goal of this study is exploring demographic, socio-cultural, and economic factors which are related to "tend to wanting fewer children" in Tehran city. Data were collected by survey method in fall, 2013. Samples were 406 married women, who have 15-49 years old, and they reside in Tehran city. The factors which have a significant relation with tendency to fewer childbearing have been found. They are demographic factors: older age at first marriage of wives and husbands; social factors: women's education level, norms of having few children, individualism, and inability to create a harmony among housework, parenting, and occupation; and economic factors: lack of sufficient income, job insecurity, belief to the country's economic instability, and inability to provide house. Regression analysis shows that in one hand the number of survived children increases the tendency to childbearing, and on the other hand importance to individual freedoms, and independence decrease the tendency to childbearing. In addition, inability to incorporating housework and parenting, and also lack of coordination between parenting and occupation or education decrease the tendency to childbearing, as well. As a result it can be said that the fertility is based on benefits and social costs of childbearing.
    Keywords: fertility, education, occupation, individualism, Tehran city
  • Maryam Ahmadieh *, Mahmood Hekmatnia Pages 69-88
    Although the marriage between man and woman is based on love and affection, but after some time due to problems, such love may become hatred and then lead to divorce. By accepting divorce, the Islamic legal system has attempted to eliminate its inhumane features and managing it ethically. This research, which is a descriptive-analytical research, was done in a library method. This study has set many different aspects for divorce by expressing the ethical principle of "doing what is well-known". The present article attempts to analyze this issue by examining the "well-known" and "beneficence" according to jurisprudence analyzing these two components as a criterion for elaborating some sentences and examining its status in the behavior of men during divorce. To this purpose, it has examined whether these two components are bound to the subject of the commandment or to the commandment itself. Such an analysis can determine a man's code of behavior.
    Keywords: divorce, famous, ehsan, conditional sentence, obligatory condition
  • Ali Parvandi *, Mokhtar Arefi Pages 89-114
    The purpose of this study was prediction of psychological well-being based on hope and perceived social support among women-headed household. The research method, was descriptive and correlative. The statistical population consisted of all women-headed household that are under support of the Imam Khomeini Relief Foundation songhor city. From among those, 150 patients were selected with available sampling. Participants completed Psychological Well-Being Scale (Ryff, 1995); Adult Hope Scale (Schneider, 1991) and Multidimensional Scale of Perceived Social Support (Zimet et al, 1988). For analyze the data, Pearson correlation and multiple regressions were used. The results showed that there is a positive and significant relationship between hope and psychological well-being (R= 0.531, P <0.01). Also, there is a positive and significant relationship between perceived social support and psychological well-being (R= 0.751, P<0.01). Regression analysis showed that hope and perceived social support, predict %60 of psychological well-being variance. Based on the findings, it can be concluded that hope and perceived social support are important factors in prediction of psychological well-being. Therefore, it is suggested that pay attention to these factors in preventive and therapeutic interventions.
    Keywords: hope, psychological well-being, Perceived Social Support, women-headed household
  • Haniye Mohammadi *, Zohre Sepehri Shamlou, Mohammad Javad Asghari Ebrahim Abad Pages 115-136
    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of group emotional schema therapy on reducing loneliness and rumination of divorced women. This quasi-experimental study was pre-test and post-test with control group. The statistical population of the present study was all divorced women in Mashhad who were called through a consulting clinic and a health center in Mashhad to participate in the research. Sampling method was purposive sampling and voluntarily. Among those who referred, 24 people were selected based on the criteria for entering the research and randomly assigned to two groups of experimental and control. In order to measure the variables of the research, the Social and Emotional Loneliness Scale for Adalts Scale and the Rominative Response Scale were used. Before the treatment and at the end of the treatment, the two groups responded to the questionnaires. participants in experimental group were exposed to the group emotional schema therapy during 8 sessions and the control group did not receive any treatment. Covariance analysis was used to analyze the data. The results showed that group emotional schema therapy significantly decreased loneliness and rumination in the experimental group compared to the control group. The results of this research showed that emotional schema therapy can be an effective way to reduce the loneliness and rumination of divorced women.
    Keywords: Emotional Schema Therapy, Loneliness, rumination, divorced women
  • Rahele Mahdavianfard *, Zohre Sepehri Shamlou, Hoda Zahed Pages 137-155
    The aim of this research was to determine the effectiveness of life review therapy on loneliness and resilience in divorced single parent mothers in 2016. In this research was used of an accessible sample of divorced single parent mothers in Mashhad city that they replied to the researcher`s evocative. The sample of research included 20 divorced mothers that by randomly method assigned to experimental group (10 person) and control group (10 person). The participants of experimental group 10 sessions of 90 minutes educated by group life review therapy and participants of control group did not perceived any treatment. This research was a quasi-experimental of type a design pre-test post-test with control group. The instrument in this current study were loneliness questionnaire loneliness (UCLA) and Connor Davidson Resilience Scale. Both groups completed questionnaires as pre-test and post-test. The results showed that group life review therapy was effective on reducing the loneliness (F=54/17,P
    Keywords: life review therapy, Loneliness, resilience, divorced mothers, single parent
  • Neda Ghasemi, MITRA GOUDARZI, EZATOLLAH GHADAMPOUR *, SIMIN GHOLAMREZAIE Pages 157-182
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of Positive Psychotherapy on Time Perspective, Emotional Well-being and Optimism in students with Depression disorder symptoms. This research was a semi-experimental study with pre-test and post-test design with the control group. The statistical population of the study included all female students with Depression disorder symptoms in medical Isfahan University. The sample size of the study consisted of 24 students with Depression disorder symptoms, who were selected by purposeful sampling method on the basis of a Beck depression inventory (BDI-II). They were randomly divided into two groups experimental and control. Then, the participations of the two groups were evaluated using the Life Orientation questionnaire of Scheier and Carver (1985), Time Perspective (Zimbardo, 1999), Subjective well-being (Keyes, Magyar-Moe, 2003). The experimental group received group Positive Psychotherapy intervention (6 sessions of 90 minutes) while the control group received no training at all. The results of covariance analysis indicated that there was a significant difference between the scores of Time Perspective, Emotional Well-being and Optimism in the experimental and control groups in the post-test. Experts in the experimental group, in comparison with the control group, received higher scores in Emotional Well-being and Optimism. Based on the findings, it can be concluded that Positive Psychotherapy intervention is an important factor in increasing Emotional Well-being and Optimism and moderation Time Perspective of students with symptoms of depression disorder.
    Keywords: Depression, Positive Psychotherapy, Time Perspective, Emotional Well-being, Optimism