فهرست مطالب

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران - سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سارا مزینانی شریعتی*، ریحانه صارمی صفحات 669-690
    در دو دهه اخیر، اعتکاف از جمله مناسک عمومی و رسمی است که عرصه ای برای بررسی رویکرد متاخر به دین در ایران به شمار می آید. در این مطالعه، با رویکرد دورکیمی- وبری و با بهره گرفتن از دیدگاه های مارسل گوشه، به تحلیل گرایش به اعتکاف پرداخته شده است. دو سنخ اصلی اعتکاف از نظر کارکردی از یکدیگر متمایز شده اند. سنخ نخست اعتکاف را بستری برای بازگشت دینی به «خود» می داند. در این وجه، اعتکاف نقشی خودسازانه و معنویت گرایانه دارد. در سنخ دوم، اعتکاف کارکردی رسانه ای و هم زمان هویت بخش برای معتکفان دارد. با بررسی اعتکاف در بستر تحقق آن در جامعه ایران پساانقلابی می توان ادعا کرد فرایند تفکیک گذاری حوزه های اجتماعی از یکدیگر، که طی سال های پس از انقلاب رخ داده است، نزد دینداران با شکاف میان ارزش های اجتماعی و ارزش های حوزه دین (به مثابه یک حوزه مجزای اجتماعی) همراه بوده است. از سوی دیگر، یکپارچگی هویتی حاصل از انقلاب و دوران جنگ هشت ساله نیز طی این دوران از میان رفته است. می توان گفت اعتکاف تلاشی است برای شکل دادن به هویتی جدید؛ خواه در قالب مطالباتی فردگرایانه یا مطالباتی اجتماعی.
    کلیدواژگان: اعتکاف، بازگشت به خود، تولد دوباره، جامعه پساانقلابی، دوگانه دینی و عرفی، مناسک، هویت جمعی دینی
  • آرش حسن پور، وحید قاسمی*، احسان آقابابایی، محمد رضایی، علی ربانی صفحات 691-716
    پیامد انقلاب اسلامی به مثابه رخدادی سیاسی، موجی از تلاش ها برای دینی سازی و اسلامی کردن زمینه های اجتماعی، فرهنگی و هنری به شمار می آید. یکی از حوزه هایی که در ساخت فرهنگی به طور کل و سراسری متحول شد و ساخت نهادی آن استحاله یافت، نهاد سینماست. در این پژوهش، در چارچوب الگوی برساختی و از منظری گفتمانی، ضمن انتخاب هدفمند 44 فیلم سینمای دینی پس از انقلاب به روش تحلیل گفتمان انواع سوژه دینی و مکانیسم های برساخت این سوژه واکاوی و تحلیل شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد مکانیسم های برساخت سوژه دینی شامل مکانیسم استعلا، مکش، پالایش و طرد است. در گفتمان سینمای دینی شاهد تکثر سوژگانی نیستیم و سوژه ها فضای محدودی برای عاملیت دارند. در این میان، نیروهای ساختاری پیوسته به عاملیت سوژه ها حمله می کنند. در سینمای دینی، از این حیث شاهد تخاصمی اساسی نیستیم، بلکه نوعی قبض و بسط گفتمانی حادث می شود؛ به این معنا که بنا به اقتضاهای سیاست گذاری و تحولات زمینه ای، برخی تفاسیر دین و برساخت مدل های دینداری مرجح شده و سوژه هایی، که طیف و تنوع آن ها بسیار محدود است، عرصه سخنگویی یافته اند، اما سوژه های برون از چارچوب ایدئولوژیک مسلط قادر به هژمونیک شدن نیستند.
    کلیدواژگان: پالایش، سوژه دینی، سینمای دینی، طرد، گفتمان، مکانیسم استعلا، مکش، نوع دینداری
  • غریب سجادی، مجتبی مقصودی* صفحات 717-744
    هدف این مقاله، بررسی روند دگرگونی فرهنگ سیاسی نسل های اجتماعی شهر سنندج است. مدل نظری و مفهومی پژوهش حاضر، بر مبنای کارهای آلموند و وربا، پای، اینگلهارت، الازار و روزنبام و تسلر و گائو ارائه شده است. همچنین این مطالعه به روش کمی صورت گرفته و داده ها با تکنیک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری شامل افراد 15-74 ساله ساکن محله های مختلف شهر اعم از زن و مرد است که 485 نفر آنان به روش های نمونه گیری ترکیبی انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد فرهنگ سیاسی نسل های اجتماعی شهر سنندج در حال دگرگونی از فرهنگ سیاسی محدود به دیگر فرهنگ های سیاسی از جمله دموکراتیک است. این روند با فرض رفع بسیاری از موانع ساختاری فراروی نسل های جوان تر و افزایش مشارکت های فعال آنان در زمینه های اجتماعی-اقتصادی و سیاسی تسریع می شود. همچنین نسل های بزرگ سال بیشتر بازنمای فرهنگ سیاسی محدود هستند، اما جوانان در کنار بازنمایی فرهنگ سیاسی دموکراتیک، بیش از نسل های میانی فرهنگ های بی اعتنا و عملگرا را بروز داده اند که مطابق با خواسته های تئوریک نیست. متغیرهای این مطالعه، دگرگونی و تفاوت فرهنگ سیاسی نسل ها را تا حد زیادی توضیح داده است. نتایج نیز پشتوانه نظری و تجربی دارد.
    کلیدواژگان: دگرگونی فرهنگ سیاسی، سنندج، فرهنگ سیاسی محدود و مشارکتی، نسل های اجتماعی
  • علی روحانی*، سعید کشاورزی، مسعود انبارلو صفحات 745-772
    نخبگان علمی یکی از ارکان توسعه کشور محسوب می شوند؛ از این رو ماندگاری یا جذب آنان از اولویت های اساسی کشور است. با این حال، آمارها نشان دهنده وضعیت به شدت نامطلوب کشور از نظر فرار نخبگان است. به فراخور اهمیت موضوع، در سال های گذشته سازمان بنیاد ملی نخبگان بر ای رسیدگی و بهبود وضعیت نخبگان تاسیس شده است. شناخت چگونگی بازنمایی این بنیاد و بوروکراسی حاکم بر آن در ذهن نخبگان می تواند به فهم جهان ذهنی نخبگان، شناخت محتوا و کیفیت اثرگذاری این بنیاد منجر شود؛ از این رو در این مطالعه تجربه نخبگان از رویارویی با بوروکراسی بنیاد کاوش شده است؛ بدین منظور، با استفاده از روش شناسی کیفی و برای ارائه نظریه زمینه ای، با یازده نفر از استعدادهای درخشان مصاحبه های عمیق انجام شد که به صورتی هدفمند و نظری انتخاب شدند. سپس کدگذاری داده های حاصل به شیوه  باز، محوری و گزینشی انجام شد. درمجموع یافته های پژوهش شامل 15 مقوله اصلی، 36 مقوله فرعی و 317 مفهوم است. درنهایت نیز مقوله هسته نهایی استخراج شد. نتایج نشان می دهد تنش های مداوم و گوناگون نخبگان در مواجهه با ساختار بوروکراتیک بوده که آن ها را از خود بیگانه کرده است. در پایان نتایج در قالب مدل پارادایمی و طرح واره نظری ارائه و مطرح شد.
    کلیدواژگان: بنیاد نخبگان ایران، توسعه علمی، ساختار بوروکراتیک، فرار مغزها، نظریه زمینه ای
  • محمدرضا طالبان* صفحات 773-792
    دو پارادایم حاکم بر جامعه شناسی دین از اواخر قرن بیستم آتش مناقشه ای داغ را برافروختند که محور آن ها، چگونگی ارتباط پلورالیسم مذهبی و مشارکت دینی بود. از یک سو، پارادایم سکولاریزاسیون استدلال کرد که قدرت و اقتدار یک دین در جامعه، در انحصاری بودن آن است و پلورالیسم مذهبی موجب فرسایش ایمان مذهبی افراد می شود و تاثیراتی سکولارکننده دارد. از سوی دیگر، پارادایم اقتصاد/ بازار دین استدلال کرد که تنوع و رقابت آزاد میان مذاهب مختلف در یک جامعه، نه تنها به سکولاریزاسیون منجر نمی شود، بلکه به افزایش مشارکت و بسیج مذهبی می انجامد. این استدلال ها برای آزمون تجربی در تحقیقات اجتماعی به دو فرضیه متضاد و مانعه الجمع منجر شد: 1. پلورالیسم مذهبی ارتباط منفی با مشارکت دینی دارد (پارادایم سکولاریزاسیون)، 2. پلورالیسم مذهبی ارتباط مثبتی با مشارکت دینی دارد (پارادایم اقتصاد/ بازار دین). با وجود این، مجموعه عظیمی از پژوهش های جامعه شناختی نتایج متعارضی به دنبال دارد. برخی یافته های تجربی از فرضیه پارادایم سکولاریزاسیون حمایت کرده و دلالت بر رد فرضیه پارادایم اقتصاد/ بازار دین داشته است. برخی دیگر، از فرضیه پارادایم اقتصاد/ بازار دین حمایت کرده اند و دلالت بر رد فرضیه پارادایم سکولاریزاسیون داشته اند. براین اساس مسئله ای کلی برای مقاله حاضر شکل گرفت، مبنی بر اینکه چرا الگوی رایج در علوم اجتماعی به طور عام و جامعه شناسی به طور خاص آن است که پژوهش های تجربی متعدد در یک موضوع واحد، نتایج متعارضی به دنبال دارند. برای پاسخ به پرسش مزبور و حل این مسئله، از استدلال های مندرج در دیدگاه رئالیسم انتقادی استفاده شد.
    کلیدواژگان: آزمون فیصله بخش، پلورالیسم مذهبی، جامعه شناسی دین، رئالیسم انتقادی، مشارکت دینی
  • جواد افشار کهن*، اسماعیل بلالی، ساجده واعظ زاده صفحات 793-818
    بررسی تغییرات آینده خانواده نیازمند مدل نظری جامعی است که بتواند پویایی و ایستایی تغییرات را دربرگیرد. این مقاله در راستای تدوین چنین مدلی ارائه شده است. روش مطالعه تحلیل نظری است که در آن با استفاده از سه رویکرد نظری فردگرایی، سرمایه اجتماعی و تکوین شکل مدلی ترکیبی ارائه شده است. براساس این مدل، تغییرات آینده خانواده نتیجه راهبردهای نسل حاضر برای سازگاری با شرایط ساختاری است. این نسل با بازاندیشی شرایط ساختاری جامعه که در سیاست زندگی و مشی تربیتی آنان تبلور می یابد، در شکل دادن به ساختارهای متفاوت در دوره بعد نقش دارد. نسل دوم متاثر از راهبردهای والدین خود عادت واره ای متفاوت دارد و انتخاب هایی در زندگی خانوادگی خود خواهد داشت که ممکن است تکمیل کننده یا بازتولیدکننده ساختارهای پیشین باشد. مدل پیشنهادی با انجام پژوهشی کیفی با 33 مشارکت کننده از میان عموم مردم و 12 مشارکت کننده از میان صاحب نظران حوزه خانواده ارزیابی شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد با استفاده از این مدل، در صورت وجود پیش بینی ها درباره وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور و تعیین سهم هریک از طبقات اجتماعی از کل جمعیت کشور، امکان پیش بینی تغییرات خانواده با طرح سناریوهای مختلف وجود دارد.
    کلیدواژگان: آینده پژوهی، بازاندیشی، تکوین شکل، تغییرات خانواده، سرمایه اجتماعی، عادت واره
  • منصوره مهدیزاده*، سید ضیا هاشمی صفحات 819-846

    مقاله حاضر به دنبال بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر تقاضای اجتماعی برای تحصیل در مقطع دکتری است. به منظور دستیابی به این هدف، از روش کمی-پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان مقطع دکتری تخصصی دانشگاه های تهران هستند که در سال تحصیلی 1394-1395 معادل 20.956 نفر بودند. بدین ترتیب 364 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری احتمالی طبقه بندی شده از دانشگاه های مختلف انتخاب شدند. یافته های مقاله نشان می دهد با اجرای آزمون رگرسیون و ضریب هم بستگی پیرسون از میان پنج فرضیه مطرح شده، چهار فرضیه تایید شد. این فرضیه ها نشان می دهد میان متغیرهای نظام ارزشی، تغییرات اجتماعی، فشار اجتماعی و انگیزه بهبود وضعیت شغلی با تقاضا برای تحصیل در مقطع دکتری رابطه مثبت معنا داری وجود دارد. همچنین با مقایسه مجذور تاثیرات خالص مشاهده شد متغیر نظام ارزشی با مجذور اثر خالص (226/0) بیشترین سهم را در تبیین تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری دارد. پس از آن از نظر داشتن بیشترین سهم در تبیین متغیر وابسته، به ترتیب متغیرهای تغییرات اجتماعی (127/0)، انگیزه بهبود وضعیت شغلی (052/0)، فشار اجتماعی (038/0) و درنهایت سیاست های انبساطی آموزش عالی (015/0)، قرار دارند. مجموع مجذور اثر خالص متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته مدل 458/0 است؛ یعنی حدود 46 درصد تغییرات تقاضای اجتماعی برای تحصیل در دوره دکتری به کمک مجموع متغیرهای مستقل پژوهش تبیین می شود.

    کلیدواژگان: انگیزه بهبود وضعیت شغلی، تغییرات اجتماعی، تقاضای اجتماعی، فشار اجتماعی و سیاست های انبساطی، مقطع دکتری، نظام ارزشی
  • محمد عباس زاده*، نسرین انصاری اوزی، علی بوداقی صفحات 847-872
    پژوهش حاضر درصدد است تا به روش شناسی کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی به فهم عمیق تجربه زیسته خرافه گرایی در میان دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز بپردازد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش دانشجویان دختر مقطع ارشد دانشگاه تبریز است که حداقل دو بار در یک سال اخیر 1394-1395 به فال بین مراجعه کرده اند. مصاحبه ها به روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است و تا جایی که از نظر پژوهشگر به اشباع نظری برسد، ادامه یافته است. اعتبار پژوهش با درنظرگرفتن مکان و زمان پژوهش و حداقل دخالت ارزشی از سوی مصاحبه گر صورت گرفته است. بعد از گردآوری داده ها و مطالعه متن مصاحبه ها، داده ها بعد از بازبینی های مکرر کدگذاری و مقوله بندی شدند. نتایج یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که پدیده خرافه گرایی به پیامدهای ذهنی منفی از جمله تقدیرگرایی، وابستگی فکری و تاثیرگذاری منفی بر ذهن آزمون شوندگان منجر می شود. همچنین از جمله متغیرهای تاثیرگذار بر خرافه گرایی در پژوهش حاضر می توان به احساس ناتوانی، پیشینه خانوادگی (تجربه آموخته شده)، نظام مردسالاری حاکم بر فضای جامعه و بی هنجاری اشاره کرد. در پایان پژوهش برآیند متغیرهای تاثیرگذار در گرایش به خرافه گرایی ماتریس شرطی «تخدیر ذهنیت» حاصل شده است.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، تخدیر ذهنیت، خرافه گرایی
  • فردین محمدی* صفحات 873-897
    پژوهشگران علوم اجتماعی هنگام بهره گیری از روش شناسی ساختارگرایی تکوینی بوردیو با ابهاماتی از قبیل چگونگی شروع پژوهش، چگونگی تحلیل عادت واره، چگونگی بررسی منطق، هدف و موضع گیری عاملان اجتماعی و چگونگی رابطه منطق تبیین و روش شناسی ساختارگرایی تکوینی مواجه می شوند. در پژوهش حاضر، با تصریح این ابهامات زمینه های ÷پوهش های بوردیویی برای پژوهشگران تا حدودی هموار شده است. اینکه پژوهشگران پژوهشات مبتنی بر روش شناسی ساختارگرایی تکوینی خود را از چه سطحی شروع کنند و چگونه به تحلیل عادت واره، منطق، هدف و موضع گیری عاملان اجتماعی می پردازند، مهم ترین سوالاتی است که پژوهش حاضر سعی دارد به آن ها پاسخ دهد. برای این منظور به آثار نظری و تجربی پی یر بوردیو و سایر اندیشمندان رجوع شد و با استناد به آن ها این ابهامات از بین رفت. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که در زمینه نقطه شروع پژوهش ابتدا باید میدان مورد نظر از نظر مولفه های میدان تحلیل شود. سپس تبیین چگونگی وضعیت میدان در ارتباط با میدان قدرت تبیین می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد تحلیل عادت واره در میدان به دو شکل «تحلیل نوع و تیپولوژی عادت واره» و «تحلیل سطح (مقدار) عادت واره» امکان پذیر است. در راستای تصریح جایگاه منطق میدان، اهداف و موضع گیری عاملان اجتماعی نتایج پژوهش بیانگر این است که بررسی موارد مذکور در پژوهش های بوردیویی ضروری است و باید در سطح دوم روش شناسی ساختارگرایی تکوینی بررسی شود. در زمینه چگونگی رابطه منطق تبیین و روش شناسی ساختارگرایی تکوینی نیز نتایج نشان می دهد منطق تبیین و روش شناسی ساختارگرایی تکوینی بر یکدیگر منطبق هستند و تنها نقطه شروع آن ها متفاوت است.
    کلیدواژگان: بوردیو، تصریح، روش شناسی ساختارگرایی تکوینی، ساختارگرایی تکوینی
  • مصطفی منتظرالمهدی*، رضا صمیم، آمنه صدیقیان بیدگلی، رضا مهدی صفحات 899-918

    سالمندان از مهم ترین اقشار جامعه هستند که در آینده ای نزدیک، جامعه با مسائل و مشکلات آن ها روبه رو خواهد شد. مطالعه کمی حاضر به بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر رضایت سالمندان از خدمات رفاهی بازنشستگان شهرداری تهران پرداخته است. داده های آن نیز با پیمایش و استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری 2255 نفر از بازنشستگان بالای 65 سال تحت پوشش سازمان بازنشستگی شهرداری تهران هستند. از این تعداد 389 نفر با استفاده از فرمول های موجود انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه شد. همچنین، در این پژوهش برای توصیف داده ها از شاخص های حد وسط، پراکندگی و توزیع و برای تجزیه و تحلیل داده ها و استنباط آماری از تحلیل چندمتغیره رگرسیون استفاده شده است. نتایج نشان می دهد میان سن و میزان رضایت بازنشستگان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین میزان رضایت پاسخگویان متاثر از پایگاه فرهنگی آن هاست، اما میان متغیر وابسته، یعنی میزان رضایت بازنشستگان و متغیرهای جنسیت، تحصیلات، طبقه اجتماعی و احساس عدالت اجتماعی ارتباط معناداری وجود ندارد. با وجود این نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد مدل رگرسیونی پیش بینی کننده متغیر وابسته پژوهش است.

    کلیدواژگان: بازنشستگی، سالمندان، شهرداری تهران، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی
|
  • Sarah Mazinani Shariati *, Reihaneh Saremi Pages 669-690
    During the past two decades there has been various public and official rituals going on in Iran and Itikaf has been one of them, where people stay in Masdjeds for at least 3 days, fasting. Therefore studying Itikaf can lead us to the recent approaches toward religion in Iran. Obtaining a Durkheimian-Weberian approach, and by applying Marcel Geuchet’s theories, the main aim of this essay is to analyze the tendency toward participating in Itikaf. Two main types of Itikaf have been derived: the first percieves Itikaf as a mean to religious “self” return. In this vision Itikaf plays a self-maintaining and spiritualistic role. The second type sees Itikaf as a media, identifying the participants in Itikaf with each other. Studying Itikaf in the context of post-revolutionary Iran, I argue that the differentiation of social fields during the years after Iranian revolution (1978) has caused a gap between social and religious values among believers. On the other hand, the identical integrity of which followed the crisis eras of revolution and war, gradually fade out. Thus considering these two main types of Itikaf and their perspectives, We can conclude that Itikaf is a way to form a new identity, though focusing on individual demands or social ones.
    Keywords: Itikaf, Social religious identity, Return to Self, reborn, post-revolutionary society
  • Arash Hasanpour, Vahid Ghasemi *, Ehsan Aghababaei, Mohammad Rezaei, Ali Rabbani Pages 691-716
    The consequence of the Islamic Revolution as a political event was a wave of efforts to Islamize social, cultural and artistic backgrounds and making them sound religious. One of the areas that has significantly changed in the creation of culture in general and its institutional construction was transformed was the phenomenon of cinema. In this study, with the study of the forty four sample of the works of religious cinema after the revolution with the method of discourse analysis and discursive semantics, it has been tried to answer the following questions: what are the discourses of religious cinema after the revolution and what they have in discourse formulation and context. The results of this study show that, after the Islamic Revolution, cinematic texts have been found in five discourses of the Islamic Revolution, Sacred Defense, escaping urbanization and favoring life in villages, individuality, tolerance, pluralism and return. These discourses have, in turn, arranged their ideal and normal object as the sacredly revolutionary subject, the place of meaning, individualist, tolerant, and responsible truthful believer.Moreover, there are some overlaps regarding common denominators between the discourses of the Islamic Revolution and the Sacred Defense, urbanization and favoring life in village as well as the return. In the discourse of religious cinema, we do not see plurality of subjects and they have a limited space for functionality.
    Keywords: discourse, religious, Cinema, Islamic, Revolutionary
  • Gharib Sajadi, Mojtaba Maghsoodi * Pages 717-744
    The aim of this study was the analysis of change trend in political culture among social generations in Sanandaj city. The theoretical and conceptual framework of research extracted based on theories of Almond and Verba, Pye, Inglehart, Elazar and Rosenboum, and especially Tessler and Gao, and hypotheses were formulated so on. This study was carried out in a quantitative method, and the data was collected by the field approach and by questionnaire technique that its validity and reliability was confirmed in the field. The population statistics consisted of all people both men and women aged 15-74 residing in different localities of the Sanandaj whom 485 persons were selected as sample and by combined methods. The results shows that the political culture of the social generations of the Sanandaj is changing from confined political culture to other political cultures, especially democratic political culture, and this trend is accelerated by assuming resolve many issues and structural barriers facing younger generations and increasing their active participation in socio-economic and political backgrounds. According to the results, the adult generation are more representative of the confined political culture, but youth generation with the representation of democratic political culture have demonstrated a mixture of indifferent and pragmatic cultures more than intermediate generations that is not consistent with theoretical expectations. Finally, the variables of study have explained the change and difference of the political culture of generations to a large extent, and the results of the study were highly enjoyed theoretical and empirical support.
    Keywords: Change in Political culture, Confined political culture, Participatory political culture, Social generations, Sanandaj
  • Ali Ruhani *, Saeed Keshavarzi, Masoud Anbarlou Pages 745-772
    Scientific elites are one of the most indispensable pillars of a country development. For this, retention or attraction of elites is considered as one of the main priorities of the country. However, the statistics show the country's highly undesirable situation in terms of emigration of elites. Due to the importance of the issue, in recent years, the Iran's National Elite Foundation (INEF) has been established to address and improve the situation of elites. Understanding the way through INEF and its bureaucracy represented in the elites' minds could lead to the understanding of their subjective world, as well as the recognition of the INEF's impacts quality. Therefore, in this study, we tried to explore the elites' experience of confronting the bureaucracy of INEF. To do so, through using qualitative methodology and grounded theory, 11 intensive interviews with elites were conducted. Participants were chosen according to the purposive and theoretical sampling, and then open, axial and selective coding was done. Findings consisted of 15 main categories, 36 subcategories and 317 concepts. Finally, the final core category was extracted. The results indicated the constant and diverse tensions originated from bureaucratic structure, have made elites alienated from INEF. Finally, the results were presented and discussed in the form of paradigmatic and the theoretical schematic model.
    Keywords: Iran's National Elites Foundation, brain drain, bureaucratic structure, ground theory, scientific development
  • Mohammadreza Taleban * Pages 773-792
    The two dominant paradigm on sociology of religion since the late 20th century sparked a hot and heated controversy around the relationship between religious pluralism and religious participation. On the one hand, the secularization paradigm argued that the power and authority of a religion in society is in its monopoly; and religious pluralism causes the erosion of religious faith, and has a secular effect. On the other hand, the economic / market of religion’s paradigm argued that the diversity and free competition among different religions in a society not only does not lead to secularization, but rather contributes to increased religious participation and mobilization. These arguments, for empirical testing in social research, lead to two contradictory hypotheses: (1) Religious pluralism has a negative relationship with religious participation (the secularization paradigm); and (2) religious pluralism has a positive relationship with religious participation (the economic / market of religion’s paradigm). Nevertheless, a large set of sociological researches has yielded conflicting results; some empirical findings support the hypothesis of the secularization paradigm and imply rejection of the hypothesis of the paradigm of the economy / market of religion, while some others have supported the hypothesis of the paradigm of the economy / market of religion and implies rejecting the hypothesis of the paradigm of secularization. On this basis, a general problem was raised for the present article about the question of why the common pattern in the social sciences in general and sociology in particular is that multiple empirical studies on a single subject, produce contradictory results? To answer this question and to solve this problem, the arguments presented in the perspective of critical realism was used.
    Keywords: Sociology of religion, Critical realism, Crucial Experiment, religious pluralism, religious participation
  • Javad Afshar Kohan *, Esmaieel Balali, Sajede Vaezzade Pages 793-818
    Research on future family changes requires a comprehensive theoretical model which embraces both the dynamism and the state of change. This article is intended to formulate such a model. The method of study is theoretical analysis. In this regard, three theoretical approaches including individualism, social capital and morfogenisis approach were selected. The theoretical model of future family change has been developed through these three approaches. Based on this model, future family changes are the result of strategies that the current generation is using to adapt to structural conditions. This generation plays a role in shaping different structures in the later period by reflexivity on the structural conditions of the society that are crystallized in their politics of life and their tranning approach towards their children. The second generation affected by their parenting strategies will have a different habit and they will make choices in their family life that may complement or reproduce previous structures. The proposed model was evaluated by conducting a qualitative research with 33 participants from the general population and 12 participants from family experts. The results showed that using this model, if there are forecasts on the economic and social status of the country and determining the share of each social class of the total population, it is possible to predict family changes with different scenarios.
    Keywords: Family changes, Futures Study, habitus, Social capital, morfogenisis
  • MANSUREH MAHDIZADEH *, Seyed Zia Hashemi Pages 819-846

    The present article seeks to explore the sociological factors affecting social demand for doctoral studies. In order to achieve this goal, a quantitative survey method and a questionnaire tool have been used. The statistical population of the study is all students of Ph.D. in Tehran, which is in the academic year 2015-2016, which is equal to 20956 people. The statistical sample was performed using a probabilistic stratified sampling method. In this way, 364 people were selected as samples from different universities. The research findings indicate that by applying the regression test and Pearson correlation coefficient among the five hypotheses, four hypotheses were confirmed. with the comparison of the part effects of squares, it was observed that the value system with part squared (0.226) had the highest share in explaining social demand for continuing postgraduate studies. Subsequently, in terms of having the largest share in the explanation of the dependent variable, the variables of social change (0.127), the motivation to improve the job status (0.052), social pressure (0.038) and ultimately extension policies for higher education (0.015) are respectively. Finally, the total squared of the part effect of the independent variables on the dependent variable of the model is 0.458, meaning that about 0.46 of the changes in social demand for studying in the PhD are explained by the set of independent variables of the research. Key Words: Social Demand, Ph.D., Value System, Social Change, Motivation for Improving Job Status, Social Pressure, and Expansion Policy.

    Keywords: social demand, Ph.D, value system, Social Change, Motivation for Improving Job Status
  • Mohammad Abbaszadeh *, Nasrin Ansariozi, Ali Boudaghi Pages 847-872
    In the era of globalization, the development of modern institutions has created fears and hopes for social actors on a global scale and regional. Because, according to the views of scholars such as Giddens, psychological sense of meaninglessness, anxiety, depression, stress, choices, ontological insecurity, etc. are unintended consequences of modernity. In the situation of postmodernism, some of the social actors to exit the challenges of late modernity and overcome the pressure and feeling of meaninglessness rather than follow over the religious values and maximum capacity of meaning-making religion in all fields, the they is sometimes superstitious scientism (the action is inherently illogical and inconsistent with religious teachings). Academic Human as well as other social actors are not excluded from it. Thus, present study aims to understanding the lived experience of superstitions among M.A. female students of Tabriz University through establishing qualitative methodology and phenomenological approach. Statistical society of present study is M.A. female students of Tabriz University who referred to soothsayer at least two times from 2015 to 2016. Interviews conducted via In-depth and semi-structured approach. Interviews has continued till reaching theoretical saturation from researcher’s perspective. Research validity measured by author regarding to time and location of study and with minimum value interface. After collecting the data, interviews’ transcripts have been studied. And after repeated reviews data was encoded and categorized. The results of present study suggested that the phenomenon of superstition leads to negative mental consequences such as Fatalism, intellectual dependence and negative impact on the minds of respondents. Also, in this study, among the affecting variables on superstitions disability in solving problem, family background (learned experience), prevailing patriarchal system in the society and Anomie could be mentioned. And at the end of study resultant of effective variables obtained for tendency to superstitions of conditional matrix of mental stupefaction. .
    Keywords: superstitions, mental stupefaction, phenomenology, fatalism, anomie
  • Fardin Mohammadi * Pages 873-897
    Social scientists, while using the methodology of Bourdieu's Genetic structuralism, are confronted with ambiguities, such as how to start a research, how to analyze habitus, how to investigate the logic, the purpose and position of social agents, and how the relationship between the logic of explanation and the methodology of Genetic structuralism. . In response to these questions, Bourdieu's theoretical and experimental works and other theorists and researchers were examined. The results indicated that in the field of the starting point of the research, the field must first be analyzed in terms of the field components, then how the field situation in relation to the field of power can be explained. In the context of the analysis of habitus, the results also showed that, based on empirical research, habitus analysis in the field can be done in two forms of “type and typology of habitus” and “the level (amount) of habitus”. In order to clarify the position of field logic, the objectives and positioning of social agents in the methodology of Genetic structuralism, the results indicate that the study of these cases is necessary in Bourdieu's research, and in the second stage, methodological analysis of the Genetic structuralism should be investigated. Comparison of the similarities and differences between the mix method research and the Genetic structuralism approach also suggested that the two are different paradigmically. The only aspect of sharing and similarities in these two approaches is in the method section. In the context of the relationship between the logic of explanation and the methodology of the Genetic structuralism, the results also showed that the logic of the explanation and methodology of the Genetic structuralism correspond to each other, only their starting point is different.
    Keywords: Pierre Bourdieu, Genetic Structuralism, methodology, Methodology of Genetic structuralism, clarifying
  • Mostafa Montazer *, Reza Samim, Amane Sedighyani, Reza Mehdi Pages 899-918

    The elderly are one of the most important strata of society that will face problems and problems in the near future.The present study aims to investigate the social and cultural factors affecting the satisfaction of the elderly with the welfare services of Tehran Municipality retirees. The method of this study is quantitative and the required data are collected through a survey and using a researcher-made questionnaire. The statistical population consists of retired persons over 65 years old covered by the Tehran Municipality Retirement Organization, which is 2,255. Of these, 389 individuals have been selected and questioned using the existing formulas. Also, in order to describe the data, the indexes of intermediate distribution, dispersion and distribution are used. For data analysis and statistical inference, multivariate regression analysis has been used. Results show that there is a significant relationship between age and satisfaction of retirees. Respondents' satisfaction is also affected by their cultural status. But there is not a meaningful relationship between the dependent variable, ie, the level of satisfaction of the retirees and the variables of gender, education, social class and sense of social justice. However, the results of multivariate regression analysis show that the regression model is the predictor of the dependent variable of the research.

    Keywords: retirement, Tehran Municipality, Social Factors, Cultural factors, Retirements