فهرست مطالب

تولید و فرآوری محصولات زراعی و باغی - سال نهم شماره 4 (پیاپی 84، زمستان 1398)
  • سال نهم شماره 4 (پیاپی 84، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 15
|
  • میثم کرمی، سیدعبدالرضا کاظمینی*، مهدی زارعی، مژگان علی نیا صفحات 1-15

    مدیریت عناصر خاک با استفاده از کودهای بیولوژیک از ارکان کشاورزی پایدار محسوب می شود. به منظور بررسی اثر برهم کنش قارچ ریشه آربوسکولار و علف هرز تاج خروس ریشه قرمز بر رشد و عملکرد آفتابگردان در شرایط تنش آبی، آزمایشی به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز انجام شد. تیمارها شامل آبیاری در سه سطح به عنوان فاکتور اصلی (100، 80 و 60 درصد ظرفیت مزرعه ای) و فاکتورهای فرعی شامل قارچ ریشه در دو سطح (با قارچ و بدون قارچ) و وجین و حضور علف هرز تاج خروس بود. نتایج نشان داد که علف هرز، عملکرد دانه را در شرایط آبیاری نرمال تا 42 درصد کاهش داد و کاربرد قارچ توانست افت عملکرد ایجاد شده را تا 29 درصد جبران کند. حضور علف هرز در شرایط تنش آبی ملایم و شدید به ترتیب باعث کاهش 35 و 52 درصدی عملکرد دانه آفتابگردان شد و کاربرد قارچ ریشه قادر به جبران افت عملکرد دانه تا حدود 4 و 51 درصد شد. نتایج برهم کنش تنش آبی شدید و حضور علف هرز نشان دادکه عملکرد روغن، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت تا 57، 36 و 25 درصد کاهش یافت و کاربرد قارچ ریشه، افت ایجادشده را به ترتیب تا 63، 25 و 20 درصد جبران کرد. به نظر می رسد که کاربرد قارچ ریشه می تواند باعث کاهش اثرات سوء تنش آبی و علف هرز و بهبود ویژگی های رشد و عملکرد آفتابگردان شود.

    کلیدواژگان: ظرفیت مزرعه ای، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، عملکرد روغن
  • یاسر اسماعیلیان* صفحات 17-32

    بررسی واکنش محصول به عملیات کم آبیاری و ارزیابی اثر تنش خشکی بر گیاه از مهم ترین موضوعات تولید گیاهان زراعی است. کاربرد کودهای آلی در این شرایط می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد. بدین منظور، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مجتمع آموزش عالی گناباد اجرا شد. عامل اصلی شامل سطوح: آبیاری کامل، قطع موقت آبیاری در مرحله گل دهی و قطع موقت آبیاری در مرحله پر شدن دانه و سطوح عامل فرعی شامل: شاهد، کود شیمیایی، کود دامی، کمپوست و ورمی کمپوست بود. بر اساس نتایج به دست آمده، تنش خشکی موجب افت عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی ارزن شد. در حالی که بهترین عملکردها از مصرف کود ورمی کمپوست در شرایط آبیاری کامل در طول دوره رشد به دست آمد. صفات عملکرد علوفه، ارتفاع گیاه، تعداد برگ در ساقه اصلی، تعداد پنجه و وزن هزار دانه اختلاف معنی داری در بین تیمارهای تنش خشکی نشان ندادند. عملکرد علوفه، بیولوژیکی و دانه درنتیجه مصرف ورمی کمپوست بیشترین افزایش را نشان داد. درحالی که ارتفاع بوته و شاخص برداشت در اثر مصرف کود دامی بیشترین افزایش را داشت. کود شیمیایی فقط صفت تعداد پنجه در واحد سطح را نسبت به سایر تیمارها به میزان بیشتری افزایش داد. گیاهانی که در مرحله پر شدن دانه در معرض تنش خشکی قرار گرفته بودند شاخص برداشت پایین تری را نشان دادند. کارایی مصرف آب گیاهانی که در معرض تنش خشکی در مرحله گل دهی قرار داشتند افزایش و آنهایی که تحت تنش خشکی در مرحله پر شدن دانه قرار داشتند، کاهش یافت. ورمی کمپوست و کمپوست بیشترین تاثیر را بر بهبود این صفت داشتند. به طور کلی، هرچند بالاترین عملکردها از اعمال آبیاری کامل به دست آمد، اما با عملیات کم آبیاری در مرحله گل دهی ارزن می توان کارایی مصرف آب و شاخص برداشت این گیاه را بهبود داد. همچنین نتایج به دست آمده نشان دهنده اثرات مثبت تغذیه آلی نسبت به شیمیایی در زراعت ارزن است.

    کلیدواژگان: آبیاری، عملکرد، کارایی مصرف آب، کمپوست، کود شیمیایی، ورمی کمپوست
  • محمد ربیعی*، محمود خدامباشی صفحات 33-45

    در این پژوهش پایداری 10 ژنوتیپ لوبیا در دو محیط تنش و نرمال، سه تاریخ کاشت (15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت و 15 خرداد) و دو سال زراعی (1393 و 1395) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد بررسی شد. تجزیه پایداری با استفاده از برخی روش های یک متغیره و روش چندمتغیره امی (AMMI) انجام پذیرفت. نتایج تجزیه واریانس روی عملکرد دانه بیانگر معنی دار بودن اثر متقابل ژنوتیپ و محیط و لزوم انجام تجزیه های آماری تکمیلی برای بررسی پایداری ارقام بود. مقایسه روش های یک متغیره و چندمتغیره پایداری نشان داد که روش امی به دلیل بررسی همزمان گرافیکی ارقام و محیط ها از طریق نمودارهای بای پلات، موثرتر و کاربردی تر از روش های یک متغیره است. ژنوتیپ چیتی کاردینال با توجه به دارا بودن حداقل مقدار مولفه اول و دوم تجزیه امی و نیز مقدار حداقل پارامترهای پایداری EV4 و SIPC4 و همچنین متوسط عملکرد بالاتر از بقیه ارقام، به عنوان ژنوتیپ دارای پایداری عمومی معرفی می شود. رقم قرمز اختر با دارا بودن عملکرد بالا، دور از محور IPC1 اما نزدیک محور IPC2 قرار گرفت به همین دلیل به عنوان ژنوتیپ با پایداری خصوصی معرفی می شود. بر اساس نتایج حاصل از بای پلات، از نظر شرایط محیطی نیز سال تاثیر مستقیم و موثری بر ایجاد اثرات متقابل نداشته است. در تاریخ کاشت دوم، ژنوتیپ ها شرایط پایدارتری را نشان دادند ولی در شرایط تنش رطوبتی، پاسخ های متفاوتی مشاهده شد. به طور کلی می توان کشت ژنوتیپ چیتی کاردینال را در تاریخ کاشت دوم (30 اردیبهشت) و در شرایط رطوبتی مناسب توصیه کرد.

    کلیدواژگان: امی، بای پلات، تاریخ کاشت، تنش رطوبتی، پایداری
  • محمد حقانی نیا، عبدالله جوانمرد*، سارا ملاعلی عباسیان صفحات 47-64

    به منظور ارزیابی کیفیت علوفه در کشت مخلوط جو و خلر با کاربرد قارچ Glomus intraradices، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با 10 تیمار و سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه در سال 1396 اجرا شد. تیمارها شامل الگوهای مختلف کشت (کشت خالص جو، کشت خالص خلر، 75 درصد خلر+ 25 درصد جو، 50 درصد خلر+ 50 درصد جو و 25 درصد خلر+ 75 درصد جو) در حالت تلقیح و عدم تلقیح با قارچ بودند. نتایج نشان داد بیشترین میزان کربوهیدرات محلول در آب (WSC) و فیبرخام (CF) علوفه در الگوهای کشت خالص جو تلقیح شده، خالص جو تلقیح نشده و الگوی 25 درصد خلر + 75 درصد جو تلقیح نشده به دست آمد. همچنین بالاترین میزان دیواره سلولی بدون همی سلولز (ADF) و دیواره سلولی (NDF) به کشت های خالص جو تلقیح نشده و جو تلقیح شده تعلق داشت. اما کمترین میزان ADF و NDF به کشت های خالص خلر تلقیح شده و خلر تلقیح نشده مربوط بود. بنابراین بالاترین میزان ماده خشک مصرفی (DMI)، کل ماده مغذی قابل هضم (TDN)، قابلیت هضم ماده خشک (DDM)، انرژی ویژه شیردهی (NEL) و ارزش نسبی تغذیه ای (RFV) در کشت خالص خلر تلقیح شده به دست آمد. علاوه بر این، تلقیح با قارچ مایکوریزا کیفیت علوفه را از طریق کاهش NDF و ADF و افزایش DMI، TDN، NEL، DDM و RFV بهبود بخشید. به طور کلی، بر اساس شاخص های کیفی، علوفه حاصل از کشت خالص خلر تلقیح شده با قارچ به عنوان علوفه ممتاز (Prime) در نظر گرفته شد.

    کلیدواژگان: انرژی ویژه شیردهی، کشاورزی پایدار، کربوهیدرات محلول در آب، دیواره سلولی، ماده خشک مصرفی
  • محمد حسین شمشیری*، واحد باقری، حسین علایی، حسن صالحی صفحات 65-81

    این آزمایش به منظور بررسی اثر سه ایزوله شناسایی شده از قارچ‎های ریشه ای آربسکولار بر رشد، فعالیت اسید فسفاتاز و ترکیبات فنلی (فنل، فلاونوئیدها و آنتوسیانین) گیاه آهار در شرایط تنش خشکی انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل (دو فاکتور) بر اساس طرح کاملا تصادفی با شش تکرار در سال 1396 و در گلخانه دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان، طراحی شد. فاکتورها شامل پنج سطح قارچ ریشه آربسکولار (بدون مایکوریزا به عنوان شاهد، Rhizophagus irregularis، Rhizophagus intraradisces، Funneliformis mosseae و ترکیب سه ایزوله) و چهار سطح تنش خشکی (آبیاری بر اساس100 درصد ظرفیت مزرعه به عنوان شاهد، 80، 60 و 40 درصد ظرفیت مزرعه) بود. دانهال ها در مرحله چهار برگی به گلدان های پلاستیکی 2/1 کیلو گرمی انتقال داده شدند و بلافاصله با گونه های مایکوریزا تلقیح شدند. گیاهان به مدت 50 روز با آب مقطر آبیاری شدند و پس از اطمینان از میزان آلودگی، چهار سطح تنش خشکی به مدت چهار هفته دریافت کردند. بر اساس نتایج به دست آمده، ویژگی های رویشی (تعداد برگ، قطر دمگل، طول گلبرگ، وزن خشک شاخساره و ریشه) با افزایش خشکی به طور معنی داری کاهش یافت. همچنین تنش خشکی موجب کاهش شاخص سبزینگی و ترکیبات فنلی شد. کاربرد مایکوریزا به طور چشمگیری رشد رویشی، فعالیت اسید فسفاتاز، شاخص سبزینگی و ترکیبات فنلی را در تنش خشکی بهبود بخشید به طوری که ایزوله های R. irregularis، R. intraradisces، F. mosseae و ترکیب آنها فعالیت اسید فسفاتاز ریشه را در سطح 40 درصد ظرفیت مزرعه به ترتیب 58، 52، 61، 53 درصد نسبت به گیاهان فاقد مایکوریزا افزایش داد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان می دهد که تلقیح گیاه آهار با قارچ های مایکوریزا سبب افزایش مقاومت به خشکی در آنها می شود که حداقل بخشی از آن به افزایش در جذب برخی از یون های معدنی کم تحرک مانند فسفر مربوط است.

    کلیدواژگان: تنش خشکی، مایکوریزا، آنزیم، فسفر
  • محمد امیری، امیرحسین شیرانی راد، سید علیرضا ولدآبادی، جهانفر دانشیان*، حمیدرضا ذاکرین صفحات 83-95

    به منظور بررسی اثر هیومیک اسید در پایداری عملکرد دانه ارقام کلزا در تراکم های بوته مختلف، آزمایشی به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت دو سال زراعی (1395-1393) در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد که در آن تراکم بوته در سه سطح شامل (40، 60 و 80 بوته در متر مربع)، هیومیک اسید در دو سطح شامل عدم کاربرد (محلول پاشی با آب خالص) و کاربرد هیومیک اسید (با غلظت سه در هزار در دو مرحله شش برگی و غنچه دهی) به صورت فاکتوریل در کرت های اصلی و شش رقم بهاره کلزا شامل RGS003، Zafar، Julius، Jerry، Zabol10 وHyola4815 درکرت های فرعی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد که اثر برهم کنش تراکم بوته × هیومیک اسید × رقم بر صفات عملکرد دانه، عملکرد روغن دانه، تعداد دانه در خوررجین، تعداد خورجین در بوته، عملکرد بیولوژیکی، شاخص برداشت و اثر متقابل دوگانه تراکم بوته × رقم بر صفات درصد روغن دانه، وزن هزار دانه، کلروفیل a، b و کل در سطح یک درصد معنی دار شد. به طور کلی افزایش تراکم بوته به دلیل رقابت شدید بین بوته ها سبب تاثیر سوء بیشتر بر صفات مورد آزمون شد. به طوری که در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاربرد هیومیک اسید، رقم Jerry بالاترین تعداد دانه در خورجین و تعداد خورجین در بوته را به ترتیب با میانگین 6/24 و 7/200 عدد و بیشترین وزن هزار دانه با میانگین 9/4 گرم را داشت. علاوه بر این، رقم Jerry در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاربرد هیومیک اسید با میانگین 5412 و 2196 کیلوگرم در هکتار، به ترتیب بیشترین عملکرد دانه و عملکرد روغن دانه را به خود اختصاص داد. بر این اساس ارقام مورد آزمون، پاسخ مثبتی به کاربرد هیومیک اسید در تراکم های مختلف بوته، به ویژه در تراکم 40 بوته در متر مربع نشان دادند. همچنین رقم Jerry در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاربرد هیومیک اسید، بالاترین عملکرد دانه و عملکرد روغن دانه را به خود اختصاص داد

    کلیدواژگان: کلزا، هیومیک اسید، پایداری، عملکرد دانه، عملکرد روغن دانه، کلروفیل
  • حمید محمد زاده، جعفر اصغری*، هوشنگ فرجی، علی مرادی، مجید مجیدیان صفحات 97-112

    به منظور بررسی اثر تاریخ و روش کاشت بر عملکرد بلال، کارایی مصرف آب و برخی صفات فیزیولوژیک ذرت شیرین، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در یاسوج در سال 1395 اجرا شد. عامل اصلی آزمایش شامل تاریخ کاشت در پنج سطح (15 اردیبهشت ماه، 30 اردیبهشت ماه، 15 خردادماه، 30 خردادماه و 15 تیرماه) و عامل فرعی شامل روش کاشت در سه سطح (کاشت بذر به روش متداول، کاشت نشا 15 روزه (مرحله سه برگی) و کاشت نشا 20 روزه (مرحله چهاربرگی) بودند. نتایج نشان داد که برهم کنش تاریخ و روش کاشت بر عملکرد بلال و کارایی مصرف آب معنی دار بود. کاشت نشای 15 روزه در تاریخ 15 اردیبهشت ماه، دارای بیشترین عملکرد بلال (16000 کیلوگرم بر هکتار) و نشای 20 روزه در تاریخ کاشت 15 تیرماه، دارای کمترین عملکرد بلال (8000 کیلوگرم بر هکتار) بود. بالاترین کارایی مصرف آب معادل 93/2 کیلوگرم بر متر مکعب در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت ماه و نشای سه برگی حاصل شد که نسبت به نشای چهاربرگی در تاریخ کاشت 15 تیرماه، 66 درصد بیشتر بود. اثر تاریخ و روش کاشت بر درصد پروتئین دانه معنی دار شد. با تاخیر در کاشت، درصد پروتئین دانه افزایش یافت؛ به طوری که بیشترین درصد پروتئین (7/8) در تاریخ کاشت 15 تیرماه و کمترین آن (0/8) در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت ماه به دست آمد و درصد پروتئین تیمارهای نشایی کمتر از پروتئین دانه تیمار بذری بود. تنش دمایی در تاریخ کاشت های 30 اردیبهشت تا 30 خردادماه، میزان قند دانه را کاهش داد. کشت نشایی نیز منجر به تغییر در میزان کل قند و افزایش آن نسبت به کشت بذر شد. در مجموع می توان بیان کرد که بهترین تیمار این پژوهش، تاریخ کاشت تاریخ 15 اردیبهشت ماه و نشای سه برگی بود.

    کلیدواژگان: عملکرد، محتوای رطوبت نسبی برگ، میزان قند دانه، نشا
  • زهرا قشلاقی، رضا خراسانی*، محمد کافی، امیر فتوت صفحات 113-128

    کاهش حلالیت آهن در خاک های آهکی منجر به بروز علائم زرد برگی در گیاه می شود. به منظور بررسی پاسخ گیاه یونجه یک ساله به کمبود مستقیم و غیر مستقیم آهن، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل سه سطح آهک (صفر، چهار و هشت درصد) و پنج سطح آهن (صفر، 5 و 10 میلی گرم آهن بر کیلوگرم خاک و صفر و 1/2 میکرومولار آهن به صورت محلول پاشی) بود. دو غلظت صفر آهن در روش مصرف خاکی و محلول پاشی آهن به ترتیب به عنوان کنترل خاکی و محلول پاشی درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که افزودن هشت درصد آهک به خاک در تیمارهای کنترل موجب بروز علائم زردبرگی، کاهش غلظت کلروفیل، آهن کل و فعال برگ، پروتئین، محتوای نسبی آب برگ، شاخص پایداری غشا و افزایش غلظت ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی برگ نسبت به سطح صفر درصد آهک شد؛ درحالی که کاربرد خاکی و محلول پاشی آهن موجب بهبود علائم زرد برگی، افزایش غلظت کلروفیل، آهن و پروتئین برگ شد که با کاهش معنی دار غلظت ترکیبات فنولیک در هر سه سطح آهک همراه بود. کاربرد محلول پاشی برگی در سه سطح آهک، موجب افزایش در جذب آهن کل و فعال برگ نسبت به دو تیمار مصرف خاکی شد. درحالی که محلول پاشی آهن در دو سطح چهار و هشت درصد آهک، موجب کاهش معنی داری در غلظت ترکیبات فنولیک نسبت به دو تیمار مصرف خاکی شد. بیشترین غلظت کلروفیل برگی در بالاترین سطح آهک، در دو تیمار 10 میلی گرم آهن بر کیلوگرم خاک و محلول پاشی آهن مشاهده شد. با توجه به نتایج حاصل، استفاده از روش محلول پاشی آهن در خاک های آهکی برای کاهش اثرات زرد برگی ناشی از آهک توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی، زرد برگی، کربنات کلسیم، Fe-EDDHA
  • مهدیه خرازی*، علی تهرانی فر، احمد شریفی، حسین نعمتی، عبدالرضا باقری صفحات 129-144

    گیاه نسرین (آماریلیس) یکی از گیاهان پیازی ارزشمند است. سرعت تکثیر این گیاه در شرایط طبیعی پایین است. بنابراین کاربرد روش های نوین مانند کشت بافت راهکاری مناسب برای افزایش ضریب تکثیر این گیاه زینتی است. در این پژوهش به منظور بررسی اثر نوع ریزنمونه، نوع و غلظت تنظیم کننده رشد سیتوکنین بر میزان باززایی ریزنمونه های گیاه آماریلیس، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. ریزنمونه ها شامل فلس جفتی همراه با صفحه پایگاهی، فلس تکی همراه با صفحه پایگاهی و فلس تکی بدون صفحه پایگاهی بودند. ریزنمونه ها در محیط کشت MS حاوی غلظت های مختلف بنزیل آدنین و یا تیدیازورون (صفر، 5/0، 1 و 2 میلی گرم در لیتر) همراه با 1/0 میلی گرم در لیتر NAA، 30 گرم در لیتر ساکارز و هشت گرم در لیتر آگار کشت شدند. نتایج نشان داد ریزنمونه های فلس جفتی همراه با صفحه پایگاهی در مقایسه با سایر ریزنمونه ها، ریزنمونه های مناسب تری برای تکثیر گیاه آماریلیس در شرایط درون شیشه ای هستند و پیازچه های قطورتری را تولید می کنند. از سوی دیگر در ریزنمونه های فلس تکی هیچ گونه پیازچه ای باززایی نشد و به مرور زمان، ریزنمونه ها قهوه ای رنگ شدند. همچنین نوع تنظیم کننده رشد سیتوکنین تاثیر معنی داری بر قطر پیازچه های باززایی شده نداشت ولی در محیط کشت حاوی تنظیم کننده رشد BA، تعداد پیازچه بیشتری در مقایسه با محیط کشت حاوی تنظیم کننده رشد TDZ باززایی شدند. محیط کشت فاقد تنظیم کننده رشد، پیازچه های کمتر و قطورتری در مقایسه با سایر تیمارها ایجاد کرد. با در نظر گرفتن صفات قطر و تعداد پیازچه، کاربرد ریزنمونه های فلس جفتی و استفاده از محیط کشت MS حاوی 5/0 میلی گرم در لیتر تنظیم کننده رشد BA در ترکیب با 1/0 میلی گرم در لیتر تنظیم کننده رشد NAA برای تکثیر درون شیشه ای گیاه آماریلیس توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آماریلیس، پیازچه، تکثیر، سیتوکنین، فلس جفتی
  • حمید حسن پور*، سامان فیروز باراندوزی صفحات 145-158

    توت سفید درختی چندساله با نام علمی Morus alba از خانواده Moraceae است. در این پژوهش به ارزیابی برخی از مهم ترین ویژگی های فیزیکی و رنگ میوه توت سفید بومی استان آذربایجان غربی پرداخته شده است. میوه های 20 ژنوتیپ توت سفید از پنج منطقه استان آذربایجان غربی (ارومیه، خوی، میاندوآب، مهاباد و اشنویه) جمع آوری شدند و پس از انتقال به آزمایشگاه صفاتی از قبیل وزن میوه، طول و عرض میوه و برگ، پارامترهای رنگ میوه، حجم و pH میوه اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که بالاترین مقدار درصد تنوع در صفات Hue و شاخصa*  (قرمزی) رنگ میوه بود که بیانگر بیشترین میزان تنوع این صفات بین نژادگان های مورد مطالعه است. بیشترین و کمترین وزن میوه به ترتیب در نژادگان Kh3 (24/4 گرم) و O3 (71/0گرم) مشاهده شد. صفت طول میوه با عرض، ضخامت، حجم و وزن میوه همبستگی معنی دار مثبت داشت. پنج عامل اصلی بر پایه تجزیه به عامل ها، نزدیک به 86/83 درصد از واریانس کل را توجیه کردند. در تجزیه خوشه ای به روش وارد، نژادگان های توت سفید به پنج گروه اصلی تقسیم شدند. بر اساس نتایج حاصل، به طور کلی صفات فیزیکی میوه می تواند برای ارزیابی و شناسایی تنوع موجود در ژرم پلاسم توت سفید مفید باشد. این نتایج می تواند در برنامه های اصلاحی و همچنین در طراحی مدل ها و روش های بسته بندی مناسب میوه توت سفید ارزشمند و کاربردی باشد.

    کلیدواژگان: تجزیه کلاستر، حجم میوه، صفات مورفولوژیکی، همبستگی
  • زهرا علی محمدی، سینا فلاح*، ظهراب اداوی، مجتبی کریمی صفحات 159-170

    این پژوهش با هدف بررسی اثر آبشویی بر کاهش دگرآسیبی بقایای سویا (Glycin max)، سیاهدانه (Nigella sativa)، شوید (Anethum graveolens) و بادرشبو (Dracocephalum moldavica) در کشت گندم (Triticum aestivum) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانهای در سال 1396 انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل بقایای چهار نوع گیاه (سویا، سیاهدانه، بادرشبو و شوید) و سه سطح آبشویی (بدون آبشویی، یک بار آبشویی و دوبار آبشویی) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که بقایای گیاه پیش کاشت و سطوح آبشویی بر میزان سبزشدن گندم اثر معنی داری نداشتند. آبشویی موجب کاهش اثرات بازدارندگی بقایای گیاهان پیش کاشت گندم شد. بیشترین سرعت سبزشدن گندم در خاک های دارای بقایای شوید و بادرشبو (73/1 گیاهچه بر روز)، بیشترین طول ریشه گندم در خاک دارای بقایای بادرشبو (7/24 سانتی متر) و بیشترین سطح برگ، میزان کلروفیل a و کلروفیل b مربوط به گندم کشت شده در خاک دارای بقایای سویا با یک مرتبه آبشویی بودند. به طور کلی نتیجه گیری می شود که در اکوسیستم های زراعی که گندم پاییزه در تناوب زراعی است بایستی در شرایط وجود بقایای گیاه سویا، سیاهدانه، بادرشبو و شوید از کشت گندم خودداری کرد و یا برای کاهش اثرات بازدارندگی این گیاهان یک مرحله آبشویی قبل از کشت گندم انجام گیرد.

    کلیدواژگان: دگرآسیبی، تناوب زراعی، آبشویی، رنگدانه فتوسنتزی
  • فاطمه گیوی، مهدیه غلامی* صفحات 171-185

    تمایل جهان به سمت استفاده کمتر از آفت کش های مصنوعی در کشاورزی و به ویژه پس از برداشت است. در حال حاضر علاقه رو به رشدی در استفاده از ترکیبات ضدقارچی طبیعی مانند عصاره گیاهان برای حفاظت از مواد غذایی وجود دارد. به منظور توسعه تولید قارچ کش هایی با منشا طبیعی، این مطالعه فعالیت ضدقارچی عصاره پوست انار (.Punica granatum L) رقم شیرین شهوار در برابر Penicillium italicum و P. digitatum را بررسی کرد. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار روی میوه نارنگی ساتسوما با دو متغیر غلظت های عصاره الکلی (صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد حجمی) و زمان کاربرد عصاره (قبل و بعد از آلودگی) انجام شد. میوه ها از چهار طرف با سوراخی به قطر و عمق یک و دو میلی متر زخمی شدند. تیمار کنترل با غوطه وری میوه ها در غلظت های مشخص از عصاره و سپس با 20 میکرولیتر سوسپانسیون اسپور قارچ با غلظت 106 اسپور در هر میلی لیتر آب هر یک از کپک های سبز و آبی تلقیح انجام شد. در تیمار درمان پس از تلقیح با اسپور قارچ به همان میزان که در بالا اشاره شد، غوطه وری در غلظت های مشخص از عصاره انجام گرفت. نتایج نشان داد که عصاره 75 و 100 درصد روی نارنگی ساتسوما اثر ضدمیکروبی داشت و باعث کاهش قطر مسیلیوم و اسپور، شدت پوسیدگی و شاخص آلودگی و افزایش زمان اسپوردهی شد که می تواند به دلیل غلظت بالای ترکیبات فنولی در عصاره خالص پوست انار باشد. تیمار عصاره 100 درصد به طور معنی دار درصد میوه های سالم را در هر دو آزمایش کنترل و درمان کپک آبی و کپک سبز افزایش و درصد کاهش وزن را کاهش داد. نتایج به دست آمده نشان داد که عصاره انار می تواند برای کنترل و درمان موثر پوسیدگی ناشی از کپک سبز و آبی در نارنگی پیشنهاد شود.

    کلیدواژگان: ترکیبات شیمیایی فعال، تنش زنده، قارچ کش، مرکبات
  • علی غلامی زالی، یعقوب خانی کریم آبادی، پرویز احسان زاده*، جمشید رزمجو صفحات 187-201

    به منظور بررسی اثر پرایمینگ بذر بر تعدیل اثرات تنش شوری، آزمایشی گلدانی (هوای آزاد) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی چاه اناری دانشگاه صنعتی اصفهان روی رقم آرمان نخود (Cicer arietinum) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار سطح شوری (صفر، 25، 50 و 75 میلی مولار نمک کلرور سدیم) و چهار سطح پرایمینگ بذر (بدون پرایم، مانیتول پنج درصد، نمک 0/5 درصد کلرور سدیم و نمک 0/5 درصد کلرور پتاسیم) بود. نتایج آزمایش نشان داد به موازات افزایش شدت شوری تجمع سدیم و پتاسیم و نسبت سدیم به پتاسیم افزایش و تجمع کلسیم، روز تا رسیدگی فیزیولوژیک و عملکرد و اجزای عملکرد (ارتفاع بوته، تعداد نیام بارور، تعداد دانه در نیام، وزن ماده خشک و شاخص برداشت) کاهش یافت. پرایمینگ بذور با کلرور سدیم و کلرور پتاسیم در مقایسه با مانیتول و سطح بدون پرایم به واسطه کاهش تجمع یون سدیم منجر به افزایش عملکرد و اجزای عملکرد این رقم نخود شد. اثر پرایمینگ بذر بر غلظت سدیم و کلسیم، تعداد نیام بارور، تعداد دانه در نیام، وزن دانه تک بوته و شاخص برداشت بسته به سطح شوری متفاوت بود. در سطح سوم شوری (50 میلی مولار نمک) تمام بذرهایی که پرایم شده بودند برخلاف گیاهان بدون پرایم، نیام بارور تولید کردند که می تواند ناشی از مقاومت به شوری باشد که احتمالا پرایمینگ به وجود آورده است. نتایج این آزمایش نشان داد که اگرچه برهم خوردن تعادل یونی (به ویژه افزایش سدیم) و کاهش عملکرد و اجزای آن حتی در غلظت 50 میلی مولار نمک در گونه حساس نخود دور از انتظار نیست، اما پرایمینگ بذور آن با کلرور سدیم و کلرور پتاسیم می تواند در تعدیل اثرات شوری موثر باشد.

    کلیدواژگان: اسموپرایمینگ (کلرور سدیم و پتاسیم)، هالوپرایمینگ (مانیتول)، وزن دانه تک بوته
  • شکوفه سپهوند، احمد کوچک زاده*، علی مشتطی، عبدالرضا سیاهپوش صفحات 203-214

    در بین عوامل خاکی و زراعی موثر بر رشد و نمو، تغذیه و تراکم بوته اثر زیادی بر رشد و عملکرد گیاهان زراعی از جمله بزرک (.Linum usitatissimum L) دارند. به منظور بررسی واکنش عملکرد دانه و روغن بزرک به سطوح مختلف نیتروژن و تراکم بوته در اهواز، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل چهار سطح نیتروژن (صفر، 75، 150 و 225 کیلوگرم در هکتار) در کرت های اصلی و چهار تراکم بوته (50، 100، 150 و 200 بوته در متر مربع) در کرت های فرعی بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر نیتروژن و تراکم و همچنین اثر متقابل آنها بر صفات اندازه گیری شده معنی دار بود. مقایسه میانگین اثر متقابل نیتروژن و تراکم نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (1348 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (394 کیلوگرم در هکتار) در مصرف 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن و تراکم 200 بوته در مترمربع و کمترین عملکرد دانه (570 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (188 کیلوگرم در هکتار) در سطح شاهد نیتروژن و تراکم 150 بوته در مترمربع به دست آمد.

    کلیدواژگان: کپسول، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، درصد روغن
  • هنا عبوده، محمدرضا مرادی تلاوت*، علی مشتظی، سیدهاشم موسوی صفحات 215-227

    به منظور مطالعه واکنش مورفولوژی، عملکرد و اجزای عملکرد ارقام گلرنگ (.Carthamus tinctorius L) بهاره به تاریخ های کاشت، آزمایشی به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال زراعی 96-1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل چهار تاریخ کاشت (20آبان، 11آذر، 15دی و 14بهمن) در کرت های اصلی و پنج رقم گلرنگ (سینا، گلدشت، صفه، محلی اصفهان (کوسه) و فرامان) در کرت های فرعی بودند. تجزیه واریانس نشان داد که اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم بر تمام صفات مورد بررسی به جز ارتفاع بوته و درصد روغن دانه معنی دار شد. مقایسه میانگین صفات تحت اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (3722 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (837 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت 20 آبان و رقم گلدشت و کمترین عملکرد دانه (351 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (71 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت 14 بهمن و رقم فرامان حاصل شد. به طور کلی بیشترین میزان صفات مورد بررسی در تاریخ کاشت اول به دست آمد و با تاخیر کاشت و مواجهه مراحل آخر رشد و نمو ارقام به دماهای بالا، عملکرد دانه و عملکرد روغن کاهش یافتند.

    کلیدواژگان: تنش گرمای آخر فصل، رقم، درصد روغن، گلرنگ
|
  • Meysam Karami, Seyed Abdolreza Kazemeini*, Mehdi Zarei, Mozhgan Alinia Pages 1-15

    The management of soil elements by biological fertilizers is considered as an important attribute of sustainable agriculture. In order to evaluate the interaction effects of Arbuscular mycorrhizal fungi and redroot pigweed (Amaranthus retroflexus L.) on growth and yield of sunflower (Helianthus annuus L.) under water stress conditions, a field study was conducted in 2015 at School of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran. Water stress at three levels (60, 80 and 100% FC) as main factor, mycorrhizal fungi at two levels (with and without fungi) and redroot pigweed at two levels (weedy and weed free) were used in three replications based on factorial in sub plots. Results showed that seed yield reduced the by 42% under weedy conditions and applying mycorrhizal fungi compensated the grain yield decrease by 29%. Weed in moderate and severe water stress conditions caused seed yield reductions of 35 and 52%, and applying mycorrhizal fungi compensated grain yield loss by 4 and 51%, respectively. Mean comparisons for severe water stress and weedy treatment interaction showed oil yield, biological yield and harvest index reduced by 57, 36 and 25% and applying mycorrhizal fungi compensated oil yield, biological yield and harvest index decreases by 63, 25 and 20%, respectively. In general, it seems that the application of mycorrhiza can improve growth and yield characteristics of sunflower under water stress and weedy conditions.

    Keywords: Biological yield, Field capacity, Grain yield, Harvest index, Oil yield
  • Yaser Esmaeilian* Pages 17-32

    Investigating the crop response to the deficit irrigation and evaluating the effect of drought stress on plant is one of the most important issues in crop production. In these circumstances, the use of organic fertilizers can play a mitigative role. Hence, an experiment was laid out as split plot based on randomized complete blocks design with three replications in Research Farm of University of Gonabad, Gonabad, east of Iran. The main factor comprised of full irrigation, temporary interruption of irrigation in the flowering stage, and temporary interruption of irrigation in the seed filling stage, and subfactor levels included of control, chemical fertilizer, manure, compost, and vermicompost. Drought stress led to decreases in grain and biological yield of the millet, and the highest yields were achieved by vermicompost application under full irrigation during the growth period. The forage yield, plant height, leaf number in the main stem, tiller number, and 1000 grain weight were not significantly affected by the drought stress. The forage, biological and grain yield showed the highest increase due to applying vermicompost, while the plant height and harvest index showed the highest increase when exposed to manure. Chemical fertilizer enhanced the tiller number to a greater value as compared to other treatments. The plants that were exposed to drought stress in the grain filling stage showed notable decreases in the harvest index. The water use efficiency of the plants exposed to drought stress in the flowering stage was increased, whereas in those exposed to drought stress in the grain filling stage it was decreased. Vermicompost and compost had the greatest positive influence on the water use efficiency. In general, even though the highest yields were obtained from full irrigation, with utilizing deficit irrigation operation in the flowering stage of millet we can improve the water use efficiency and the harvest index of this crop. In addition, the findings showed the positive effects of organic amendment in comparison with chemical amendment for millet cultivation.

    Keywords: Chemical fertilizer, Compost, Irrigation, Vermicompost, Water use efficiency, Yield
  • M. Rabiei*, M. Khodambashi Pages 33-45

    Stability and adaptability of ten common bean cultivars were studied in water stressed and normal conditions, three planting dates (including 5 May, 20 May and 5 June), and two years (2014 and 2016) in Shahrekord, Iran. Combined analysis of variance for yield indicated that the effect of genotype by environment interaction was significant; therefore, more accurate statistical analyses were required to evaluate yield stability of each cultivar. Stability analysis was performed using some univariate methods and a multivariate method (AMMI model). Comparison of univariate and multivariate stability parameters showed that AMMI model is more effective and practical than univariate methods. In AMMI model, graphical discrimination of the genotypes and the environments facilitated the identification of stable and high yielding genotypes. In this regard, Chiti cardinal genotype had high yield and wide adaptability to diverse environments. This genotype had the minimum amount of the first and the second interaction principal components scores (IPC1 and IPC2) in the AMMI model as well as the minimum value of AMMI stability parameters including EV4 and SIPC4; hence this genotype is introduced as a genotype having general stability. In contrast, genotype Akhtar had a high yield potential; however, in biplot graph this genotype was located close to IPC1 and away from IPC2, which implies that Akhtar has specific adaptability to some environments. Biplot graph also showed that among the different environments which were involved in this experiment, year had not fundamental effect on various performance of genotypes. In the second planting date, the genotypes performances were more consistent than the first planting date; moreover, the genotypes responses under moisture stressed conditions were different and unpredictable. In conclusion, sowing of Cardinal genotype in second planting date (20 May) under well-irrigated conditions is recommended for the Shahrekord in central west of Iran.

    Keywords: AMMI, Biplot, Planting date, Moisture stress, Stability
  • M. Haghaninia, A. Javanmard*, S. Mollaaliabasiyan Pages 47-64

    In order to evaluate the forage quality in grass pea (Lathyrus sativus L.) barley (Hordeum vulgare L.) intercropping with application of mycorrhiza fungus (Glomus intraradices), a field experiment was carried out as a randomized complete blocks design (RCBD) with 10 treatments and 3 replications at the Faculty of Agriculture, University of Maragheh, Iran during 2017 growing season. Treatments included planting patterns (sole planting of grass pea and barley, 75% grass pea+ 25% barley, 50% grass pea+ 50% barley, 25% grass pea+ 75% barley) with and without mycorrhiza inoculation. The highest water soluble carbohydrate (WSC) and crude fiber (CF) were achieved in monoculture of inoculated and no-inoculated barley and 25% grass pea+ 75% barley planting patterns. Also, the highest neutral detergent fiber (NDF) and acid detergent fiber (ADF) belonged to monocultures of barley, while the lowest NDF and ADF related to grass pea sole cropping. Thus, the highest total digestible nutrients (TDN), dry matter intake (DMI), digestible dry matter (DDM) and net energy for lactation (NEL) were obtained in monoculture of inoculated grass pea. In addition, inoculation with Glomus intraradices improved the mixture forage quality by reducing the concentration of ADF and ADF, while DDM, DMI, TDN and RFV were increased. Overall, based on the examined quality indices, inoculated grass pea was found potent to produce a good-quality forage.

    Keywords: Dry matter intake (DMI), Neutral detergent fiber (NDF), Net energy for lactation (NEL), Sustainable agriculture, Water soluble carbohydrate (WSC)
  • M. H. Shamshiri*, V. Bagheri, H. Alaei, H. Salehi Pages 65-81

    This experiment was conducted to study the effects of three identified isolates of Arbuscular mycorrhizal fungi (AMF) on growth, acid phosphatase enzyme activity and phenolic compounds (phenol, flavonoid and anthocyanin) of zinnia plants (Zinnia elegans L.var. Magellan Red) under water stress conditions. A factorial (two factors) experiment was planned based on a completely randomized design (CRD) with six replications at the greenhouse of Vali-e Asr University of Rafsanan, Rafsanjan, Iran. The factors included five AMF inoculation (no mycorrhizae as control, Rhizophagus irregularis, Rhizophagus intraradisces, Funneliformis mosseae, mixture of three species) and four irrigation levels (100% FC as control, 80% FC, 60% FC and 40% FC). Seedlings with four true leaves were transplanted into 1.2 L pots and immediately inoculated with each of the above symbionts. The plans were irrigated with distilled water for 50 days to obtain certain amount of infection, then four irrigation regimes were achieved for four weeks. Vegetative growth traits (leaf number, peduncle diameter, petal length, shoot and root dry weight) were reduced significantly with increasing drought stress level. Drought stress reduced chlorophyll index (SPAD) and phenolic compounds concentration. Inoculation with AMF prominently improved growth, acid phosphatase enzyme activity, chlorophyll index and phenolic compounds under drought stress, so that  under  40% FC,  R. irregularis, R. intraradisces, F. mosseae, and a mixture of them  increased acid phosphatase enzyme activity by 58, 52, 61, 53 percent, respectively, compared to the control. In conclusion, it is suggested that AMF inoculation improves drought tolerance of zinnia plants at least in part through the enhanced uptake of slowly diffusing mineral ions such as phosphorus.

    Keywords: Drought Stress, Mycorrhiza, Enzyme, Phosphorus
  • M. Amiri, A. H. Shirani Rad, S. A. R. Valad Abadi, J. Daneshian*, H. R. Zakerin Pages 83-95

    To investigate the effect of humic acid application on agronomic characteristics of canola (Brassica napus L.) genotypes in different plant densities, a factorial split-plot experiment was performed using a randomized complete block design with three replications in the Seed and Plant Improvement Institute, Karaj, Iran. Plant density at three levels of 40, 60 and 80 plants/m2 and humic acid at two levels of 0 (non-application) and application of 0.3% were considered the main plots and canola genotypes including RGS003, Zafar, Julius, Jerry, Zabol10 and Hyola4815 were the sub-plots. The interaction effect of plant density × humic acid × cultivar was statistically significant for seed yield, oil yield, number of seeds per pod, number of pods per plant, biological yield and harvest index. Moreover, the interaction effect of plant density × cultivar was significant for oil percentage, 1000 seed weight, chlorophyll a, chlorophyll b and total chlorophyll. Generally, increased competition at the highest plant density caused an adverse effect on the tested traits of the canola cultivars. The Jerry cultivar with 40 plants/m2 (lowest density) and application of humic acid had the highest numbers of seeds per pod and pods per plant (with an average of 24.6 and 200.7, respectively) and 1000 seed weight (with the average of 4.9 g). Moreover, in the lowest plant density (40 plants/m2) and application of humic acid, the Jerry cultivar had the highest amounts of seed and oil yields (with an average of 5412 and 2196 kg ha-1, respectively). Accordingly, the examined canola cultivars had a positive reaction to the application of humic acid in different plant densities in particular at 40 plants/m2. Jerry cultivar had the maximum seed and oil yield under humic acid application condition when sown at 40 plants/m2.

    Keywords: Canola, Humic acid, Stability, Seed yield, Oil yield, Chlorophyll
  • H. Mohamad Zade, J. Asghari*, H. Farajee, A. Moradi, M. Majidian Pages 97-112

    In order to investigate the effect of planting date and sowing method on ear yield, water use efficiency and some physiological characteristics of sweet corn, an experiment was carried out as a split plot based on a randomized complete block design with three replications in Yasouj, south-west of Iran. Planting date consisted of five levels (4 May, 19 May, 4 June, 19 June, 5 July) and considered as the main plots and three levels of planting methods (seed cultivation, transplanting cultivation [15-days after planting (3-leaf stage)] and [20-days after planting (4-leaf stage)] were assigned to the sub-plots. Planting date and sowing method interaction effects were significant on ear yield and water use efficiency. Transplanting at 3-leaf stage on the 4th of May had the maximum ear yield (16000 kg ha-1) and at 4-leaf stage on the 5th of July had the minimum ear yield (8000 kg ha-1). The highest water use efficiency (2.93 kg m-3) was obtained by transplanting on the 4th of May and 3-leaf stage, which was 66% higher than the water use efficiency of those transplanted on the 5th of July and at 4-leaf stage. The effects of planting date and sowing method were significant on grain protein content. With a delayed planting, the grain protein content was increased so that the maximum of grain protein content (8.7%) was obtained in the 5th of July and the lowest (8%) in the 4th of May transplanting. The grain protein concentration of the transplanting treatments was less than the grain protein of the seed cultivation treatment. The high temperature stress experienced by sowing at the 19th of May until the 19th of June decreased the grain sugar content. Transplanting cultivation led to increase in the amount of total sugar compared to seed cultivation. The best treatment in this study was found to be transplanting at 3-leaf stage on the 4th of May.

    Keywords: Grain Sugar Content, Relative Water Content, Transplanting, Yield
  • Z. Gheshlaghi, R. Khorassani*, M. Kafi, A. Fotovat Pages 113-128

    Reducing iron solubility in calcareous soils causes iron chlorosis symptoms in the plant. In order to investigate the response of M. scutellata to direct and indirect iron deficiency, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design with three replications. The experimental factors included three levels of lime (0, 4 and 8%) and five levels of Fe (0, 5 and 10 mg Fe Kg soil-1 as soil application and 0 and 2.1 µM Fe as foliar spray). Zero Fe concentrations in soil and foliar Fe fertilization was considered as control-S and control-F treatment, respectively. The results showed that the amendment of 8% CaCO3 in control treatments caused typical Fe deficiency symptoms, including decreases in chlorophyll, total and extractable leaf Fe concentration, protein, leaf relative water content, membrane stability index and increases in leaf total phenolic and flavonoid concentration when compared to 0% lime. The soil and foliar Fe fertilisation led to the improvement of Fe chlorosis, increases in chlorophyll, Fe, protein, and decreases in concentration of phenolic compounds in three levels of lime. The foliar Fe fertilization in three levels of lime increased total and extractable leaf Fe content, compared to two soil Fe treatments, but foliar Fe fertilization (in 4 and 8% of lime) yielded progressively lower leaf phenolic compounds. The highest leaf chl concentration in 8% lime was observed in 10 mg Fe Kg soil-1 and foliar Fe fertilization. The presented data indicate that the use of foliar application of Fe (Fe- EDDHA) is potent to reduce the effects of lime induced chlorosis in plants in calcareous soils.

    Keywords: Calcium carbonate, Chlorosis, Fe-EDDHA, Phenolic, Flavonoids Compounds
  • M. Kharrazi*, A. Tehranifar, A. Sharifi, H. Nemati, A. Bagheri Pages 129-144

    Nasrin plant (Amaryllis) is considered as a valuable bulbous plant. The propagation rate of this ornamental plant in natural condition is low. Therefore, application of modern techniques such as tissue culture is an appropriate way to increase the propagation rate of this ornamental plant. In order to study the effect of explant kind, type and concentration of cytokinin on scale explant regeneration of amaryllis, afctorial experiment was done based on a completely randomized design with 4 replications. Different explants including twin scale with basal plate, single scale with basal plate and single scale without basal plate was used. Explants were cultured on MS basal medium supplemented with different concentration of BA or TDZ (0, 0.5, 1 and 2 mg/l) and 0.1 mg/l NAA, 30 g/l sucrose and 8 g/l agar. Results showed that twin scale explants with basal plate were the best explants for in vitro propagation of amaryllis and produced thicker bulblets. On the other hand, no bulblets were regenerated from single scale without basal plate and these explants became brown over the time. Also cytokinin type had no significant effect on the diameter of regenerated bulblets but in medium containing BA more bulblets were regenerated in comparison to medium supplemented with TDZ. Medium without any hormones produced less and thicker bulblets compared with other treatments. By considering the diameter and number of bulblets, application of twin scale and use of MS medium containing 0.5 mg/l BA in combination with 0.1 mg/l NAA is recommended for in vitro propagation of amaryllis

    Keywords: Amaryllis, Bulblet, Propagation, Cytokinin, Twin scale
  • H. Hassanpour*, S. Firooz Barandoozi Pages 145-158

    White mulberry (Morus alba) belongs to the Moraceae family. The aim of this study is to evaluate some important physicochemical characteristics and fruit color of white mulberry grown in West Azarbaijan province of Iran. White mulberry fruits collected from five regions (Urmia, KHoy, Mahabad, Miyandoab and Oshnaviyeh) in West Azarbaijan province, were transferred to the laboratory and some properties such as fruit weight, fruit and leaf length and width, fruit color parameters, fruit volume and pH were measured. The results showed that the highest percentage of variation was observed in Hue and a* traits, hence these traits had the highest diversity among the studied genotypes. The maximum and minimum fruit weight was observed in genotypes kh3 (4.24 g) and O3 (0.71 g), respectively. The fruit length had significant positive correlation with fruit thickness, volume and weight. The five main factors explained 83.86 % of the total variance. Based on the cluster analysis, genotypes were divided into five main groups. In general, the results showed that physical properties of the fruit could be helpful for evaluation and identification of variation in white mulberry germplasm. These results could be valuable and practical in breeding programs and also designing appropriate models and packaging methods for white mulberry fruits.

    Keywords: Cluster analysis, Correlation, Fruit Volume, Morphological properties
  • Z. Alimohammadi, S. Fallah*, Z. Adavi, M. Karimi Pages 159-170

    The aim of this study was to investigate the effect of leaching on the reduction of soybean (Glycin max), black cumin (Nigella sativa), dill (Anethum graveolens) and dragonhead (Dracocephalum moldavica) residues allelopathy in wheat (Triticum aestivum) cropping. The experiment was conducted in a completely randomized design with three replications in 2017. The factors consisted of four types of previous plants (soybean, black cumin, dragonhead and dill) and three levels of leaching (without leaching, once leaching and twice leaching). The results showed that the previous plant type and leaching levels had no significant effect on wheat emergence. Leaching reduced the effects of deterioration of soybean, black cumin, dragonhead and dill. The highest rate of emergence was observed with 1.73 seedlings per day for wheat cultivated in soil with dill and dragonhead residues plus once leaching. The greatest root length (24.7 cm) was associated with wheat grown in soils with dragonhead residues plus once leaching. The highest leaf area and chlorophyll a and chlorophyll b content observed in the wheat grown in the soil with soybean residues plus once leaching. It was concluded that in agroecosystems where autumn wheat is in rotation, it is necessary to avoid wheat cultivation in the presence of soybean, black cumin, and dragonhead and dill residues and to reduce the inhibitory effects of these plants, one stage of leaching must be done before the cultivation of wheat.

    Keywords: Allelopathy, crop rotation, leaching, photosynthetic pigment
  • F. Givi, M. Gholami* Pages 171-185

    The global trend has shifted towards the reduction of synthetic pesticide application in agriculture in general and in postharvest in particular. Currently there is a growing interest in using natural antifungal compounds, like plant extracts for the preservation of foods. In order to develop fungicide formulation of natural origin as postharvest treatments, this study was conducted on the antifungal activity of pomegranate (Punica granatum L.) extract against Penicillium italicum and P. digitatum. The experiment was set up according to a completely randomized design with 4 replications using ‘Satsuma’ mandarin. The experimental factors included extract concentration (0, 25%, 50%, 75% or 100%) and the effect of treatments (preventive or curative). The fruits were wounded on the outer surface on four locations to a depth of 2 mm and a diameter of 1 mm. Preventive treatments were carried out by dipping wounded fruit into the formulations of extract and thereafter, each wound site was infected by inoculating 20 μL of the inoculum of P. italicum or P. digitatum. For curative treatments, fruits were wounded as above, and then inoculated with P. italicum or P. digitatum (20 μL of inoculum per wound site). The results showed that the 75% or 100% pomegranate extract applied to ʻSatsuma mandarin produced a significant antimicrobal effect, reduced spore or mycelium diameter, decay severity and infection index and increased sporing time and healthly fruit percentage. Our study showed that 100% pomegranate peel extract application could decrease weight loss rate during storage of “Satsuma” mandarin fruit inoculated with spores of P. digitatum or P. italicum. The obtained results showed that the tested pomegranate extract can be effectively utilized for controlling and curing infections caused by P. italicum and P. digitatum.

    Keywords: Bioactive compounds, Biotic stress, Fungicide, Citrus
  • A. Gholami Zali, Y. Khani Karimabadi, P. Ehsanzadeh*, J. Razmjoo Pages 187-201

    In order to unravel the potential mitigating effects of seed priming on salt-stressed chickpea (Cicer arietinum), a
    4-replicate factorial out-door completely random design pot experiment was conducted on Arman cultivar of chickpea at the research field of the Isfahan University of Technology, Isfahan (Latitude of 32° 38' North, Longitude of 51° 39' East, and an Altitude of 1620 m above sea level), Iran. Irrigation water salinity at four levels (0, 25, 50, and 75 mM NaCl) and seed priming at four levels, including control (non-priming), priming with mannitol (5%), NaCl (0.5%) and KCl (0.5%) were tested. Na+ and K+ concentrations and Na+/K+ were increased, but Ca+2 concentration, days to physiological maturity, seed yield, fertile pods/plant, seeds/pod, above-ground dry mass, and harvest index were decreased with aggravation of salinity. Chickpea seed priming by NaCl and KCl led to increase in yield components and hence seed yield of the salt-stricken plants, compared to non-primed and mannitol-primed plants due, seemingly, to decrease in tissue Na+ concentration. Albeit, priming-associated modifications in Na+ and Ca+2 concentrations, fertile pods/plant, seeds/pod, seed yield, and harvest index varied with the level of salinity. In contrary to the non-primed chickpea, plants receiving priming were able to produce fertile pods, due perhaps to the mitigative effects of the priming on salt-stricken plants. All results, taken together, confirm that the salt-sensitive legume chickpea may be harmed by 50 mM salinity of irrigation water but seed priming by NaCl and KCl may suppress the harmful effects.

    Keywords: Halopriming (NaCl, KCl) Osmopriming (mannitol), Seed weight, plant
  • Sh. Sepahvand, A. Koochekzadeh*, A. Moshatati, A. Siahpoosh Pages 203-214

    Among soil and agronomic factors affecting growth, nutrition and plant density have a great effect on the growth and yield of crops such as Flax (Linum usitatissimum L.). In order to study the effect of different levels of nitrogen and plant density on yield and yield components, oil percentage and yield of Flax, a split plot experiment was conducted in a randomized complete block design with four replicates at the Research Farm of Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khuzestan, Iran in 2016-2017. Experimental factors included different levels of nitrogen (0, 75, 150 and 225 kg/ha) in main plots and four plant densities (50, 100, 150 and 200 plants/m2) in sub plots. Analysis of variance showed that nitrogen, plant density and their interaction effect was significant on all measured traits. The highest grain and oil yields were obtained in 150 kg/ha nitrogen level and the density of 200 plants/m2. The mean comparison of interaction effect showed that the highest grain yield (1348 kg/ha) and oil yield (349 kg/ha) were achieved in 150 kg/ha nitrogen level and the density of 200 plants/m2. The lowest grain yield (570 kg/ha) and oil yields (188 kg/ha) were observed in 0 kg/ha nitrogen level and the density of 150 plants/m2.

    Keywords: Capsule, Biological yield, Harvest index, Oil percent
  • H. Aboodeh, M .R. Moradi Telavat*, A. Moshattati, S .H. Mousavi Pages 215-227

    In order to study the response of morphology, yield and yield components of spring safflower (Carthamus tinctorious L.) cultivars to different sowing dates, an experiment was carried out using a split-plot design on the basis of a randomized complete block design with four replications, in Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khouzestan, south-west of Iran at 2016-2017. Experimental factors were four sowing dates (11 November, 2 December, 5 January and 3 February) in main plots and five safflower cultivars (Sina, Goldasht, Soffeh, local Esfahan (Kooseh) and Faraman) in sub plots. The analysis of variance showed that the interaction effect of sowing date and cultivar was significant on all measured traits except plant height and grain oil percent. The mean comparisons showed that the highest grain yield (3722 kg/ha) and oil yield (837 kg/ha) were produced in sowing date of 11 November by Goldasht cultivar, and the lowest grain yield (351 kg/ha) and oil yield (71 kg/ha) were observed in sowing date of 3 February by Faraman cultivar. The highest amount of measured traits were achieved in the first sowing date (November 11) and  delays in sowing date and, hence, occurrence of a terminal heat stress in flowering and grain filling phase decreased the grain yield and oil yield

    Keywords: Late season heat stress, Cultivar, Oil percent, Safflower