فهرست مطالب

برنامه ریزی فضایی (جغرافیا) - سال دهم شماره 1 (پیاپی 36، بهار 1399)
  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 36، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/06
  • تعداد عناوین: 5
|
  • علی قربانی، علی اکبر عنابستانی*، حمید شایان صفحات 1-28
    طرح مسئله

    در دو دهه اخیر بر مفهوم سرمایه اجتماعی به واسطه ارتباط آن با مولفه های بنیادین اجتماعی شامل آگاهی، مشارکت، اعتماد، انسجام و شبکه اجتماعی در راستای توسعه پایدار جوامع به ویژه جوامع روستایی تاکید شده است؛ بنابراین برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی، برخورداری از سرمایه اجتماعی از ضروریات است.

    هدف

    هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی درجه اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی و تحلیل فضایی آن در شهرستان بجنورد است.

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی است. برای گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه نمونه، 22 روستای با بیش از 20 خانوار در شهرستان بجنورد است و از مجموع 4849 خانوار ساکن در نقاط روستایی نمونه، با فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار محاسبه شد. این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی، تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS و مدل رگرسیون موزون جغرافیایی به کار رفت.

    نتایج

    با توجه به نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش بیش از 58/2 است؛ یعنی رابطه معنادار و غیرمستقیم است؛ بدین ترتیب سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی تاثیر مثبت و معناداری دارد. براساس ضرایب کل، شبکه اجتماعی با ضریب 575/0، بیشترین و انسجام اجتماعی با ضریب 046/0، کمترین تاثیر را بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی دارند. نتایج تحلیل فضایی با استفاده از مدل GWR نشان داد ضریب تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار روستایی در روستای ایزمان کم است و در میان زو در بالاترین سطح قرار دارد. درمجموع حدود 6/36درصد روستاها و 41درصد جمعیت روستایی شهرستان بجنورد ضریب تاثیری بین 871/0 تا 885/0 داشته اند.

    نوآوری

    در پژوهش حاضر برای نخستین بار بحث تحلیل فضایی اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار با رگرسیون موزون جغرافیایی بررسی شده است.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، توسعه پایدار روستایی، معادلات ساختاری، رگرسیون موزون جغرافیایی، بجنورد
  • فاطمه دادده، رئوف مصطفی زاده*، اباذر اسماعیلی عوری، اردوان قربانی صفحات 29-42

    نوسانات عنصر اقلیمی بارش ازنظر مکانی و زمانی و تغییرات شدید آن به تغییرات الگوهای جوی منجر خواهد شد؛ به همین دلیل بررسی روند بارش در مقیاس های مختلف زمانی و مکانی از موضوعات مورد علاقه در اقلیم شناسی محسوب می شود. در پژوهش حاضر، شاخص فصلی بودن بارش با استفاده از روش Markham در 28 ایستگاه باران سنجی استان اردبیل در دوره آماری 30ساله محاسبه و توزیع مقادیر بارش در ماه های مختلف ارزیابی شد. در این زمینه داده های بارندگی روزانه ایستگاه های باران سنجی وزارت نیرو در استان اردبیل به کار رفت؛ سپس براساس روش Markham برای محاسبه متوسط زمان رویداد و شاخص فصلی بودن (SI) از مولفه های S، C و مقدار  (بردار متوسط بارندگی یک ساله)، داده های بارندگی روزانه ایستگاه های باران سنجی استفاده شد. در ادامه شاخص فصلی بودن (SI) از نسبت  به مقدار کل بارندگی سالیانه به دست آمد. براساس نتایج، بیشترین مقدار شاخص فصلی بودن مربوط به ایستگاه سرعین با مقدار 39/0 است؛ در حالی که کمترین مقدار شاخص فصلی بودن مربوط به ایستگاه های سنین و شمشیرخانی با مقدار 18/0 است. همچنین مقادیر متوسط زمان رویداد ، محاسبه شد و براساس نتایج متوسط زمان رویداد، بیست ایستگاه در فصل زمستان، شش ایستگاه در فصل بهار و دو ایستگاه در فصل پاییز است. تعیین توزیع فصلی بارش و تغییرات آن، تاثیر تغییر اقلیم را بر الگوی متغیرهای هیدرواقلیمی ارزیابی و نیز توزیع زمانی بارش در ماه ها و فصول مختلف سال، امکان پیش بینی تغییر در بیلان آب، تعیین الگوی کشت و در مقیاس زمانی کوچک تر پیش بینی سیلاب و خشکسالی را فراهم می کند.

    کلیدواژگان: استان اردبیل، بارش، روش مرخم (Markham)، شاخص فصلی بودن (SI)، توزیع زمانی بارش
  • رضا مختاری*، احمد موذنی، بهنام جلیلیان صفحات 43-66
    طرح مسئله

     در سال های اخیر تلاش های گسترده ای برای شناسایی عوامل خلاقیت در شهرها صورت گرفته است؛ به نحوی که امروزه خلاقیت در شهرها به موضوعی رقابتی مبدل شده است.

    هدف

    این پژوهش با هدف تبیین، شناسایی و سنجش شاخص ها و مولفه های شهر خلاق ایرانی اسلامی در اصفهان انجام شده است.

    روش

    روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، اسنادی و با بهره گیری از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه است.

    نتایج

    داده های حاصل شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل و مناطق پانزده گانه شهر اصفهان با بهره گیری از مدل رتبه بندی ویکور در محیط GIS و با نرم افزار ARC GIS خوشه بندی شدند. 11 شاخص اصلی و 97 زیرشاخص برای سنجش روایی درونی و محتوایی (CVR و CVI) در اختیار 35 نفر از استادان، مدیران و متخصصان حوزه شهری قرار گرفت که درنهایت تعداد 13 زیرشاخص به دلیل کسب نکردن بیشترین نمره حذف شد. جامعه آماری پژوهش، 120 نفر از کارشناسان حوزه معاونت فرهنگی اجتماعی و شهرسازی مناطق پانزده گانه شهر اصفهان بوده است. پس از تحلیل های انجام شده مشخص شد تفاوت معناداری بین مناطق شمالی و جنوبی اصفهان در برخورداری از میزان خلاقیت شهری وجود دارد. همچنین منطقه 3 با نمره 0.9998، منطقه یک با نمره 0.5377، منطقه 6 با نمره 0.2429 و منطقه 5 با نمره 0.1839، به ترتیب حائز کسب رتبه های برتر در میزان خلاقیت شهری شدند.

    نوآوری

    براساس نتایج به دست آمده، خروجی های خلاقیت شهری مناطق پانزده گانه اصفهان با شاخص های ایرانی اسلامی شهر خلاق انطباق دارد.

    کلیدواژگان: شاخص های ایرانی اسلامی، شهر خلاق، ویکور، اصفهان
  • احمد اسدی*، ابراهیم اکبری، نجمه شفیعی صفحات 67-84
    رشد شهرها و تاثیرات حاصل از آن بر محیط پیرامون، پیامدهای زیان باری به دنبال دارد؛ اما با شناخت و آگاهی از نواحی، بررسی، به کارگیری و استفاده بهینه از علوم و فناوری های جدید می توان به سمت توسعه پایدار حرکت کرد؛ از سویی جغرافیا و شاخص های بسیار مهم آن به ویژه ژئومورفولوژی به مثابه علمی تخصصی و کاربردی، نقش موثری در رشد و گسترش مراکز شهری دارد. در پژوهش حاضر، وضعیت توسعه شهر و مخاطراتی بررسی شده است که بر این توسعه تاثیر می گذارد. در این پژوهش با استفاده از قابلیت تکنیک سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی، تغییرات کاربری اراضی شهر قائن به منظور تخمین افزایش سطح مجموعه شهری و میزان کاهش اراضی کشاورزی و باغی در بازه زمانی سال های 2000 تا 2017 بررسی شد؛ همچنین تاثیر آن بر مخاطرات ژئومورفولوژیکی ازجمله گسل، آبراهه و لیتولوژی در منطقه ارزیابی شد. در ادامه محدوده کاربری با الگوریتم حداکثر مشابهت، روش نظارت شده و مدل زنجیره مارکوف در افق 1404 مشخص شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد طی سال های 1379، 1389 و 1396 مساحت کاربری محدوده های ساخته شده در شهر قائن افزایش داشته و این افزایش سبب نزدیک شدن شهر به سازندهای رسی، گسل ها و آبراهه اصلی شده است؛ به طوری که مساحت اراضی ساخته شده (84/114درصد)، باغ ها و زمین های کشاورزی (1/99درصد)، زمین های بایر (71/99درصد) و مراتع (94/99درصد) تغییر خواهد کرد. تلفیق داده های متفاوت برای به دست آوردن نتایج دقیق تر و منسجم تر و همچنین آینده نگری برای شناسایی مناطق مساعد به منظور رشد و گسترش شهری در سال های آتی، نوآوری این پژوهش محسوب می شود.
    کلیدواژگان: تصاویر ماهواره ای، تغییرات کاربری اراضی، مدل زنجیره مارکوف، مخاطرات ژئومورفیک، قائن
  • مرضیه سهرابی مفرد، مسعود بختیاری کیا* صفحات 85-104
    طرح مسئله

    رشد جمعیت شهری و توسعه فیزیکی مداوم شهرها باعث تغییر پوشش طبیعی زمین می شود و آن را به پوشش مصنوعی و سطوح نفوذناپذیر تبدیل می کند. افزایش چشمگیر این سطوح به پیامدهای منفی در بسیاری از حوزه ها می انجامد؛ ازجمله افزایش رواناب سطحی و خطر سیل، کاهش میزان تغذیه آب های زیرزمینی و تشدید اثر جزیره گرمایی. به این دلایل برآورد دقیق و پایش روند تغییرات این محدوده ها ضروری است. در این زمینه داده های سنجش از دور، یک راه حل مقرون به صرفه برای تهیه سطوح نفوذناپذیر و نظارت بر آنهاست.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر، شناسایی سطوح نفوذناپذیر شهری با استفاده از تصاویر راداری است.

    روش

    در پژوهش پیش رو ویژگی های بافتی ماتریس هم رخداد سطوح خاکستری (GLCM) با استفاده از روش های طبقه بندی حداکثر احتمال، شبکه عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان روی تصویر راداری Sentinel-1 برای تعیین سطوح نفوذناپذیر شهر بندرعباس ارزیابی می شود.

    نتایج

    به منظور بررسی صحت پردازش های انجام شده با روش های به کاررفته، از روش های برآورد دقت کل و ضریب کاپا استفاده شد. صحت کلی 0/97، 14/98 و 40/98درصد و ضریب کاپا 95/0، 97/0 و 97/0 به ترتیب برای طبقه بندی بیشترین شباهت، شبکه عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان به دست آمد که نشان دهنده مناسب بودن روش های استفاده شده برای آشکارسازی سطوح نفوذناپذیر شهری است.

    نوآوری

    برای استخراج اطلاعات سطوح شهری بیشتر از الگوریتم های طبقه بندی متداول ویژگی های طیفی بهره برده می شود. این مسئله باعث می شود حجم زیادی از اطلاعات فضایی مفید مانند بافت در طبقه بندی تصاویر نادیده گرفته شود. با توجه به اینکه تصاویر SAR به مشخصات هندسی سطوح شهری حساس اند، می توان با استفاده از ویژگی های بافتی تصاویر راداری، سطوح نفوذناپذیر شهری را با دقت مناسبی آشکارسازی کرد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.

    کلیدواژگان: سطوح نفوذناپذیر، ویژگی های بافتی، بندرعباس، تصاویر راداری، سنتینل
|
  • Ali Ghorbani, Aliakbar Anabestani *, Hamid Shayan Pages 1-28

    Statement of the Problem: In the last two decades, the concept of social capital has been emphasized through its relationship to fundamental social components including awareness, participation, trust, cohesion and social networking for sustainable development of communities, particularly rural communities. Therefore, social capital is essential for achieving sustainable rural development.

    Purpose

    The purpose of this study was to evaluate the impact of social capital in sustainable development of rural settlements and its spatial analysis in Bojnourd County.

    Methodology

    The research method in this study is descriptive-analytical and its purpose is fundamental. Documentary and field methods have been used to collect the data. The sample population is 22 villages with over 20 households in Bojnourd County. From a total of 4849 households in rural areas of the sample, using Cochran formula, the sample size of 298 households were selected by random sampling. To test the conceptual model of research and to investigate the impact of social capital on sustainable development of rural settlements, partial least squares technique and Smart PLS software and Geographically Weighted Regression model were used.

    Result

    The coefficients of T among the main variables of the study were above 2.58, meaning a significant and indirect relationship; thus, social capital has a positive and significant effect on sustainable development of rural settlements. According to total coefficients, social network with coefficient of 0.575 has the highest and social cohesion with coefficient of 0.046 has the least effect on sustainable development of rural settlements. The results of spatial analysis using GWR model showed that social capital impact factor on sustainable rural development in Izman-e-Paieen and Miyanzou villages was highest and in total 36.6% of villages and 41% of rural population of Bojnourd County had an impact factor between 0.871 up to 0.885. Innovation: This study was the first attempt to discuss the spatial analysis of the impact of social capital on sustainable development through Geographically Weighted Regression.

    Keywords: Social Capital, Sustainable Rural Development, structural equations, Geographical Balance Regression, Bojnourd
  • Fatemeh Daddeh, Raoof Mostafazadeh *, Abazar Esmali Ouri, Ardavan Ghorbani Pages 29-42

    The spatial and temporal fluctuations of the climatic element of precipitation and severe changes will lead to changes in atmospheric patterns. Therefore, the study of precipitation trends in different time and space scales is considered as a topic of interest in climatology. The purpose of this study was to calculate the seasonal precipitation index, using the Markham method in 28 rain gauge stations of Ardabil province during the 30-year recorded period. In this regard, daily rainfall data were analyzed and the Markham method was used to calculate the mean time of occurrence and the seasonality index (SI) of the components S, C and PR (average annual rainfall vector). In the next step, the Seasonality Index (SI) obtained from the PR ratio to the total annual rainfall for all rain gauge stations over the study area. According to the results, the lowest amount of seasonality is related to Sanin and Shamshirkhani stations with a value of 0.18. While the highest seasonality value is calculated for the Sarein Station with a value of 0.39. Based on the seasonal pattern of monthly rainfall values, the mean occurrence time of rainfall of 20 rain gauge stations falls into winter season, and the 6 rain gauge stations experience the highest rainfall during spring season and the 2 remaining stations had a rainy autumn season. Distinguishing seasonality pattern of monthly and seasonal rainfall can be used for the prediction of water balance changes, cultivation timing, and flood/drought events in finer time scales.

    Keywords: Ardabil Province, rainfall, Markham Method, Seasonality Index (SI), Rainfall temporal distribution
  • Reza Mokhtari *, Ahmad Moazzeni, Behnam Jalilian Pages 43-66

    In recent years, extensive efforts have been made to identify creativity factors in cities, so that today's creativity in cities has become the subject of competition. This research was carried out with the aim of explaining, identifying and assessing the indices and components of the Iranian-Islamic creative city in Isfahan. The research method was applied in terms of purpose and was descriptive-analytical in terms of nature. Data collection methods were documentation with using survey method and a questionnaire tool. The obtained data were analyzed using SPSS 23 software. Fifteen regions of Isfahan were clustered using the VIKOR ranking model and ARC GIS software. To assess internal and content validity (CVR and CVI), 11 main and 97 sub-indicators were evaluated by 35 faculty members, managers and urban experts. Subsequently, 13 sub-indicators were excluded due to lack of maximum score. The statistical population of the study was 120 experts from the field of social and urban cultural affairs of the 15 zones of Isfahan. After analyzing the data, it was found that there was a significant difference between the northern and southern regions of Isfahan city in terms of urban creativity. Also, the results showed that area 3 with score 0.9998, area one with score 0.5377, area 6 with a score of 0.2429, and area 5 with a score of 0.1839 earned the highest rank in urban creativity. Based on the results, the urban creativity outcomes of the fifteen regions of Isfahan are consistent with the Iranian-Islamic Indicators of the creative city.

    Keywords: Iranian-Islamic Indices, Creative City, VIKOR, Isfahan
  • Ahmad Asadi *, Ebrahim Akbari, Najma Shafiey Pages 67-84
    The growth of cities and their impacts on the environment have disastrous consequences. But, with having the knowledge of the areas, investigation, employment, and proper use of new technologies, sustainable development can be achieved. On the other hand, geography and its most important indicators, especially geomorphology as a specialized science, can play an important role in the growth and development of urban centers. The present study examines the development status of the city and the risks that affect its development. In the present study, using the remote sensing and geographic information system of land use changes in the city of Qaen, in order to estimate the increase in the urban area and the reduction of agricultural and horticultural lands in the period from 2000 and 2017, and also its effect on the geomorphological hazards (such as fault, waterway and lithology) has been studied in the region. The area of use was characterized by maximum similarity algorithm, supervised method and Markov chain model at 1404 horizons. The results of this study show that during the years 2000, 2010 and 2017, the area of use of the boundaries built in the city of Qaen has increased and this increase has brought the city closer to the clay formations, faults and main waterways. So that constructed lands (114.84%), gardens and agricultural lands (99.1%), uncultivated lands (99.71%) and rangeland (99.94%) will change. The combination of different data to obtain more accurate and coherent outcomes as well as a vision for identification of favorable areas for urban growth and development in the coming years will be considered as the innovation of this research.
    Keywords: satellite images, land use changes, Markov chain model, geomorphic hazards, Qaen
  • Marzieh Sohrabi Mofrad, Masoud Bakhtyari Kia * Pages 85-104

    Urban population growth and the continuous physical development of cities change the natural coverage of the earth and transform it into artificial cover and impervious surfaces. The dramatic increase of these surfaces yields negative consequences in many areas such as increasing surface runoff and flood risk, decreasing groundwater recharge, or intensifying the urban heat island effect. For these reasons, accurate estimation and monitoring of the trend of changes in these ranges is necessary. In this regard, remote sensing data are a cost-effective solution for the preparation and monitoring of impervious surfaces. The purpose of this study was to identify impervious urban surfaces using radar images. In the present study, the textural properties of the Gray Level Co-occurrence Matrix (GLCM) were evaluated using maximum likelihood classification methods, artificial neural network, and support vector machine on Sentinel-1 radar image to determine impervious surfaces of Bandar Abbas city. The overall accuracy of 97.00%, 98.14%, 98.40% and Kappa coefficient of 0.95, 0.97, and 0.97, respectively, for maximum likelihood classification, artificial neural network, and support vector machine, indicated the appropriateness of the utilized methods for detecting impervious urban surfaces. For extracting urban surface information, spectral feature classification algorithms are mostly used. This causes a large amount of useful spatial information such as texture to be ignored in the classification images. Given that SAR images are sensitive to the geometrical properties of urban surfaces, impervious urban surfaces can be accurately detected by using textural properties of radar imagery, which has not been addressed so far.

    Keywords: Impervious surfaces, Textural properties, Bandar Abbas, Radar Imagery, Sentinle