فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 17
|
  • یوسف ارشد، مهدی زهراوی*، علی سلطانی صفحات 1-23
    سابقه و هدف

    شوری یکی از مهمترین تنش های محیطی است که رشد و عملکرد گیاهان زارعی را کاهش می دهد. اصلاح ژنتیکی و تولید ارقام متحمل، موثرترین راه مقابله با تنش شوری می باشد. بهبود تحمل به شوری در گیاهان زراعی نیازمند وجود منابع ژنتیکی متنوع است. تنوع ژنتیکی برای تحمل به شوری در گندم مشاهده شده است. ذخایر ژنتیکی گندم منابع با ارزشی برای تحمل به تنش های غیرزیستی از جمله تنش شوری محسوب می شوند. این تحقیق با هدف غربال و گزینش ژنوتیپ های متحمل به شوری در ژرم پلاسم گندم انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    تعداد 97 ژنوتیپ گندم نان گزینش یافته از تحقیقات قبلی به همراه ارقام متحمل شاهد کویر، روشن و ماهوتی درمزارع پژوهشی کرج (شرایط نرمال) و میبد (شرایط خاک و آب آبیاری شور با هدایت الکتریکی به ترتیب 55/6 و 61/5 دسی زیمنس برمتر) درقالب طرح لاتیس 10×10 درسه تکرارکشت گردیده و صفات زراعی مطابق با توصیف نامه بین المللی ارزیابی شدند. شاخص های تحمل به تنش محاسبه گردید و ژنوتیپ های برتر با استفاده از تجزیه به مولفه های اصلی و تجزیه خوشه ای، متمایز شدند. به منظور شناسایی صفات موثر در تغییرات شاخص های تحمل به تنش، از تجزیه رگرسیون مرحله ای استفاده شد.

    یافته ها

    از بین ارقام شاهد، عملکرد دانه رقم کویر در شرایط تنش بیشتر از ارقام روشن و ماهوتی بود. تعداد نه ژنوتیپ عملکرد دانه بیشتری نسبت به رقم شاهد برتر در شرایط تنش داشتند. ژنوتیپ 4419KC. دارای بیشترین مقدار عملکرد دانه در شرایط نرمال (67/966 گرم در کرت)، و بیشترین مقدار تحمل به تنش شوری برای شاخص های STI، GMP، HM و MP بود. شاخص های STI، GMP و MP همبستگی بالایی با هر دو صفت عملکرد دانه در شرایط نرمال و تنش داشتند. ژنوتیپ های مورد مطالعه در چهار ناحیه بای پلات مبتنی بر عملکرد دانه در شرایط نرمال و تنش از یکدیگر تفکیک شدند و تعداد 38 ژنوتیپ به همراه هر سه رقم شاهد در گروه A با عملکرد دانه بالاتر در شرایط نرمال و تنش قرار گرفتند. در تجزیه به مولفه های اصلی براساس صفات ارزیابی شده به همراه شاخص STI، سه مولفه اصلی اول در مجموع 79/74 درصد از واریانس داده ها را شامل شدند. مولفه اصلی اول بر افزایش عملکرد دانه در شرایط تنش از طریق افزایش طول دوره پرشدن دانه و تولید دانه های درشت تر و مولفه اصلی دوم بر تجمع ماده خشک در اندام های رویشی تاکید داشت. نتایج تجزیه رگرسیون مرحله ای برای شاخص STI نشان داد که صفت شاخص برداشت در هر دو مدل رگرسیون مربوط به شرایط نرمال و تنش شوری و صفت ارتفاع بوته بطور اختصاصی وارد مدل رگرسیون مربوط به تنش شد.

    نتیجه گیری

    ژنوتیپ‏های 1514KC.، 4382KC.، 4419 KC.و 4407 KC. (از اصفهان)، 142KC. (از خوی)، 3100 KC. (از مشهد)، 1143KC. و 388 KC. (از ایران با منشاء داخلی ناشناخته) و 7106 KC. (از ایالات متحده آمریکا) با عملکرد دانه برتر در شرایط تنش نسبت به ارقام شاهد مورد انتخاب قرار گرفتند. با توجه به همبستگی بالای شاخص های STI، GMP و MP با صفات عملکرد دانه در شرایط نرمال و تنش، این شاخص ها به عنوان مناسب ترین معیارهای گزینش برای ژنوتیپ های گندم نان متحمل به تنش شوری شناسایی شدند.

    کلیدواژگان: ذخایر ژنتیکی، خزانه ژنی، ژنوتیپ های بومی گندم نان، شوری
  • حسن حسین آبادی، علی عبادی، موسی رسولی*، محمد علی نجاتیان، احمد ارشادی صفحات 25-40
    سابقه و هدف
    بدلیل وابستگی زیاد باغداران نسبت به درآمد حاصل از تولید انگور در بسیاری از مناطق کشور، وقوع سرمای بهاره در بعضی سالها خسارات قابل توجه به معیشت سالیانه آنان وارد می نماید. به دلیل توسعه باغات انگور در مناطق سرد، بسیاری از باغداران این مناطق برای مصون ماندن تاک ها نسبت به سرمای پاییز، زمستان و اوایل بهار، تاک های تربیت یافته در سیستم تربیت خزنده را در فصل پاییز زیر خاک می نمایند. هدف از این آزمایش تعیین بهترین زمان خارج سازی بوته های انگور رقم بیدانه سفید از خاک طی دوره زمانی اواخر زمستان تا اوایل بهار بود تا جوانه ها کمترین خسارت احتمالی در مقابل سرماهای زودرس بهاره را داشته باشند.
    مواد و روش ها
    آزمایش در طی دو سال (از اسفند 1393 تا اردیبهشت 1395)در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 6 تکرار و 3 تیمار در تاکستانهای شهرستان شازند استان مرکزی به انجام رسید. تیمارها شامل: :T1 خارج سازی بوته ها در 25 اسفند T2: خارج سازی بوته ها در 15 فروردین و T3: خارج سازی بوته ها در 4 اردیبهشت (شاهد1) بود که با دو سرمای طبیعی در تاریخ های 6/2/1394 و 15/1/1395 مواجه شدند. علاوه برآن بعد از هر مرحله خارج سازی تاک از زیر خاک دو مرحله سرمای مصنوعی بر روی جوانه شاخه های یکساله با دماهای 0، 4-، 8- و 12- درجه سانتی گراد اعمال شد.
    یافته ها
    بر طبق نتایج بدست آمده، تیمار زمانی پانزدهم فروردین بعد از اعمال سرمای مصنوعی کمترین نشت الکترولیت را در دماهای صفر تا 8 درجه سانتی گراد نشان داد. درصد جوانه های سبز شده در بین تیمارها بعد از مواجه شدن با سرما زدگی طبیعی بهاره تفاوت معنی داری نداشت. علاوه بر این در سال اول درصد جوانه های بارده در تیمار زمانی 25 اسفند (به مقدار 29 درصد) در مقایسه با تیمارهای زمانی 15 فروردین و 6 اردیبهشت (شاهد) بیشترین بود. همچنین مقادیر کربوهیدرات های محلول به ترتیب زمان خارج سازی بوته ها کاهش و بالعکس مقادیر پرولین و درصد محتوی آب جوانه ها افزایش داشت. در سال دوم مقادیر کربوهیدرات محلول تیمارها که در زمانی واحد اندازه گیری شد، تیمار 15 فروردین بیشترین مقدار را داشت و درصد مواد جامد محلول میوه در تیمار مذکور نسبت به سایر تیمارها افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که بهترین زمان خارج سازی تاک از خاک پانزدهم فروردین است و این زمان با توجه به تغییرات دما در دو سال آزمایش برای رشد بهتر و درصد بالای جوانه های بارده مناسب تر است. ضمن آنکه درصد مواد جامد محلول میوه در این تاریخ تفاوت معنی دار نسبت به دو تیمار دیگر داشت و میوه ها در این تیمار زمانی PH بیشتر و درصد اسید آلی کمتر داشتند.
    کلیدواژگان: انگور رقم بیدانه سفید، زیرخاک نمودن تاک، سیستم تربیت خزنده، نشت الکترولیت، درصد جوانه های سبز شده
  • پرویز رضوانی مقدم*، قربانعلی اسدی، بهاره بیچرانلو صفحات 41-60
    سابقه و هدف

    کشت گیاهان دارویی و معطر به دلیل تنوع شرایط آب و هوایی ایران و قدمت استفاده از گیاهان دارویی از دیرباز از جایگاه ویژه ای در نظام های سنتی کشاورزی ایران برخوردار بوده و این نظام ها از نظر ایجاد تنوع و پایداری نقش مهمی ایفا کرده اند. در همین راستا این مطالعه به منظور بررسی تاثیر استفاده از دو گیاه جاذب حشرات بابونه و زنیان در کشت مخلوط با پیاز بذری روی بهبود گرده افشانی و عملکرد بذر پیاز در مزرعه ای واقع در 10 کیلومتری غرب شهرستان شیروان واقع در خراسان شمالی اجرا شد.

    مواد و روش

    آزمایش بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 10 تیمار و سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل کشت خالص زنیان، کشت مخلوط با نسبت های 1:1، 2:2، 3:3 زنیان و پیاز، کشت خالص بابونه، الگوهای کشت مخلوط 1:1، 2:2، 3:3 بابونه و پیاز، کشت خالص پیاز در داخل تور و کشت خالص پیاز بدون تور بودند. صفات مورد اندازه گیری برای پیاز ارتفاع بوته، تعداد چتر در متر مربع، تعداد کپسول بارور در چتر، تعداد کپسول نابارور، تعداد دانه در کپسول، تعداد ساقه گل دهنده، وزن هزار دانه، عملکرد دانه در هکتار و شاخص برداشت بود و بذر گیری از پیاز به صورت دستی انجام شد. برای زنیان صفاتی از قبیل ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، عملکرد بذر در هکتار، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت و برای بابونه، صفاتی از قبیل ارتفاع گیاه، عملکرد گل خشک شده در هکتار، عملکرد بیولوژیک در هکتار و شاخص برداشت اندازه گیری شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بیشترین تعداد گل آذین در متر مربع (46/32)، بیشترین عملکرد دانه پیاز (462 کیلوگرم در هکتار)، بیشترین عملکرد بیولوژیکی (9973 کیلوگرم در هکتار) در کشت خالص بدون تور و بیشترین شاخص برداشت دانه (001/7) و سوخ پیاز (31/95) در کشت خالص پیاز دارای تور مشاهده شد. از طرفی، بیشترین تعداد کپسول بارور در گل آذین پیاز در کشت مخلوط سه ردیفه با زنیان و بابونه (57/151 و 36/154) و بیشترین وزن هزار دانه پیاز (82/4 گرم) در کشت مخلوط سه ردیفه پیاز با بابونه بدست آمد. بیشترین وزن هزار دانه زنیان (33/1 گرم) در کشت مخلوط سه ردیفه با پیاز و بیشترین عملکرد دانه (2001 کیلوگرم در هکتار) و بیشترین عملکرد بیولوژیک (2915 کیاوگرم در هکتار) در کشت خالص زنیان بدست آمد. در خصوص گیاه بابونه، بیشترین وزن خشک گیاه، وزن خشک گل و شاخص برداشت (به ترتیب 6/358، 164 و 84/45) در کشت خالص بابونه و سپس کشت مخلوط سه ردیفه با پیاز مشاهده شد. بیشترین نسبت برابری زمین در کشت مخلوط سه ردیفه با زنیان و سه ردیفه با بابونه (به ترتیب 16/1 و 15/1) مشاهده شد که نشان دهنده برتری این الگوهای کشت بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که کشت مخلوط سه ردیفی پیاز با بابونه و زنیان، با داشتن تراکم مناسبی از هر گیاه، امکان استفاده بهتر گیاهان از منابع محیطی را فراهم ساخته و با جذب بهتر حشرات، سبب بهبود گرده افشانی پیاز و افزایش عملکرد هر سه گونه می شود.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی، حشرات، گرده افشانی، گیاهان دارویی
  • فائزه زعفریان*، هما کریمی، مصطفی عمادی صفحات 61-77
    سابقه و هدف

    کشاورزی پایدار با رعایت اصول بوم شناختی می تواند ضمن ایجاد توازن در محیط زیست، کارایی استفاده از منابع را افزایش دهد و زمینه بهره وری طولانی تر را برای انسان فراهم آورد (43). کاربرد کودهای آلی با هدف جایگزینی یا کاهش قابل ملاحظه در مصرف کودهای شیمیایی، موجب افزایش کیفیت و عملکرد در تولید پایدار گیاهان می شود. کنجد یکی از گیاهان دانه روغنی و دارویی مهم در کشاورزی نواحی گرم به شمار می رود که به دلیل داشتن درصد روغن و پروتئین بالا و مواد آنتی اکسیدان در غذا، مکمل های غذایی، دارو و صنعت استفاده می شود. لذا این پژوهش به منظور ارزیابی سامانه های مختلف تغذیه آلی و زیستی بر عمکرد و اجزای عملکرد کنجد در شرایط رقابت و عدم رقابت با علف های هرز انجام شد.

    مواد و روش ها

    آزمایش حاضر در سال 1394 در مزرعه آموزشی و پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد؛ که عامل اصلی رقابت گیاه زراعی و علف های هرز (در دو سطح آلودگی علف هرز و وجین) و عامل فرعی منابع کودی شامل: کود دامی، کود کبوتر، ورمی کمپوست، کود زیستی نیتروکارا، کود دامی + کود زیستی، کود کبوتر + کود زیستی، ورمی کمپوست + کود زیستی، کود شیمیایی اوره و شاهد بودند. علف های هرز غالب شناسایی شده در مزرعه گاوپنبه (Abutilon theophrassti L.)، سوروف (Echinochloa crusgalli L.)، پنجه مرغی (Cynodon dactylon)، خربزه وحشی (Cucumis melo var. Agrestis) بودند. صفات مورد بررسی در این آزمایش شامل: عملکرد و اجزای عملکرد کنجد، تراکم و زیست توده علف های هرز و همچنین شاخص های رقابتی بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بالاترین عملکرد دانه در واحد سطح (2992 کیلوگرم در هکتار) در تیمار تلفیقی کود دامی و کود زیستی و همچنین بالاترین شاخص برداشت (44 درصد) در تیمار تلفیقی ورمی کمپوست و کود زیستی بدون رقابت با علف های هرز مشاهده شد؛ درحالیکه، کمترین عملکرد در تیمار شاهد و در شرایط رقابت با علف های هرز مشاهده گردید. همچنین تراکم و زیست توده علف های هرز تحت تاثیر منابع نیتروژن نسبت به تیمار شاهد اختلاف معنی داری را نشان داد. در بررسی توانایی تحمل رقابت (AWC) نتایج نشان داد که از نظر توانایی تحمل رقابت با علف های هرز تیمار کود کبوتری بالاترین توانایی رقابت با علف هرز را داشت. قدرت رقابتی بوته کنجدی که با کود کبوتری تغذیه شده بود نسبت به سایر تیمار ها بیشتر بوده و مشاهده شد که بعد از کود کبوتری، کاربرد تلفیقی کود ها با بالا بردن عملکرد گیاه کنجد، قدرت رقابتی را نیز افزایش داد.

    نتیجه گیری

    در نهایت با استناد به نتایج حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گرفت که به کارگیری تلفیقی کودها ضمن بالا بردن رشد کنجد و نیز نداشتن عواقب سوء زیست محیطی، با کاهش وزن خشک علف های هرز موجب کاهش خسارت علف هرز و همین طور کاهش مصرف علف کش گردیده، به همین دلیل روش مناسبی برای تولید سالم و پایدار این گونه محصولات می باشد. واژه های کلیدی: تنش رقابتی، کنجد، کود زیستی، کودآلی.

    کلیدواژگان: تنش رقابتی، کنجد، کود زیستی، کودآلی
  • طاهر سقلی، محمداسماعیل امیری*، علی ایمانی، حامد رضایی، علی مومن پور صفحات 79-95
    سابقه و هدف

    استفاده از آب های نامناسب برای آبیاری زمین های کشاورزی و ایجاد خاک های شور، تهدیدی جدی برای کشاورزی محسوب می شود. تنش شوری می تواند ویژگی های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان را تحت تاثیر قرار دهد. تحقیقات متعددی نشان داده است که آستانه تحمل اکثر درختان میوه هسته دار ازجمله بادام نسبت به تنش شوری پایین است، به طوری که در شوری 8/2، 1/4 و 7 دسی زیمنس بر متر به ترتیب 25، 50 و 100 درصد از عملکرد آن کاهش می یابد. در بادام نیز همانند سایر درختان میوه، انتخاب پایه و پیوندک های متحمل، راهبرد بسیار مناسبی به منظور کاهش عوارض ناشی از شوری به‏ویژه در نواحی خشک می باشد. هدف این تحقیق بررسی ویژگی های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی چندین ترکیب پایه و پیوندک بادام در مقایسه با خود پایه های بدون پیوند جهت یافتن متحمل ترین ترکیب پایه و پیوندک در مقایسه با پایه های بدون پیوند به تنش شوری بود.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق، اثر تنش شوری بر صفات مورفولوژیکی میزان نکروزه شدن برگ، درصد ریزش برگ، درصد برگ های سبز و مجموع تعداد برگ همچنین، در پایان آزمایش ویژگی های بیوشیمیایی شامل محتوای پرولین، فنول کل، پروتئین، مالون دی آلدئید و سایر آلدئیدها و کربوهیدرات های محلول و نامحلول در بادام رقم شاهرود 12 پیوند شده روی برخی پایه های پرونوس (پایه بذری بادام تلخ و پایه های رویشی تترا،GF677 وGN15) و در مقایسه با خود پایه ها در قالب یک آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور شامل فاکتور اول، هشت ترکیب پیوندی و پایه و فاکتور دوم، پنج سطح شوری آب آبیاری (3/0، 2، 4، 6 و 8 دسی زیمنس بر متر) در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج آزمایش نشان داد در همه تیمارها با افزایش سطح شوری از 3/0 تا هشت دسی زیمنس بر متر، میزان نکروزه برگ و درصد ریزش برگ افزایش یافته به عنوان مثال در شاهرود 12 روی پایه تترا میزان نکروزه برگ به ترتیب از 0 به 66/7 و همچنین در این ترکیب درصد ریزش برگ از صفر درصد به 3/10 درصد رسید. در سطح شوری هشت دسی زیمنس بر متر کمترین در رقم شاهرود 12 پیوند شده روی پایه GF677 به میزان 66/2 درصد و بیشترین درصد نکروزبه ترتیب در رقم شاهرود 12 پیوند شده روی پایه تترا به میزان 66/7 درصد و ، مشاهده شد. همچنین، نتایج بیشترین میزان پرولین (91/67 میکرو مول بر گرم وزن تازه) در ژنوتیپ شاهرود 12 پیوند شده روی پایه GF677 و شوری هشت دسی زیمنس بر متر به دست آمد که اختلاف معنی داری با سایر ترکیبات پیوندی (پیوند بادام شاهرود 12 بر روی سایر پایه ها) و پایه های مورد بررسی داشت. با افزایش شوری از 3/0 تا هشت دسی زیمنس بر متر، بیشترین (112 درصد) و کمترین (6/41 درصد) مقدار افزایش در میزان آلدئیدها به ترتیب در پایه بادام بذری و شاهرود 12 پیوند شده روی پایه GF677 مشاهده شد. با افزایش شوری تا چهار دسی زیمنس بر متر، مقدار فنول در همه ترکیبات پیوندی و پایه های بدون پیوند افزایش یافته و به مقدار حداکثر خود رسید اما افزایش بیشتر شوری تا هشت دسی زیمنس بر متر سبب کاهش قابل ملاحظه این ترکیبات شد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که در بین ترکیبات پیوندی و پایه های مورد بررسی، رقم شاهرود 12 پیوند شده روی پایه GF677 متحمل ترین ترکیب پیوندی به تنش شوری و همان رقم پیوند شده روی پایه بادام بذری حساس ترین ترکیب پیوندی بود.

    کلیدواژگان: فنول، کربوهیدرات، ژنوتیپ، پروتئین، مالون آلدئید
  • سمیه ابراهیم نیا، اسماعیل سیفی*، خدایار همتی، حسین فریدونی صفحات 97-113
    سابقه و هدف

    ژنوتیپهای محلی و گونه های وحشی به عنوان ذخایر ژنتیکی گیاهان در هر کشور، ثروت ملی تلقی شده وباید در جهت حفظ و جلوگیری از انقراض آنها کوشش فراوانی به خرج داد. با توجه به اینکه ایران یکی از خاستگاه های زیتون در جهان است، شناسایی و حفاظت از ذخایر ژنتیکی زیتون کشور، شناسایی باغ های قدیمی و سازماندهی ژنوتیپ های موجود از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش، مشخصات 32 ژنوتیپ با استفاده از شاخص های ریخت شناختی و مطابق با روش های استاندارد شورای بین المللی زیتون، که مورد تایید موسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال نیز می باشد، صورت گرفت. این دستورالعمل شامل 33 صفت ریخت شناختی در مورد برگ، هسته و میوه است. در این میان 11 صفت کمی و 22 صفت کیفی مطالعه شدند. صفات با اندازه گیری شاخص مورد نظر در 30 میوه و هسته و 15 برگ تعیین شدند و سپس تجزیه خوشه ای، گروه بندی، تحلیل عاملی و تجزیه به مولفه اصلی در آنها انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ های مورد مطالعه از نظر وزن، طول، قطر و نسبت طول به قطر میوه و درصد گوشت و وزن، طول، قطر و نسبت طول به قطر هسته اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1/0 درصد وجود داشت. بیشترین وزن میوه به ژنوتیپ I7 (88/3 گرم) و بیشترین طول میوه به ژنوتیپ های B13 (28/25 میلی متر) و F1 (15/25 میلی متر) تعلق داشتند. بیشترین قطر میوه در ژنوتیپ I7 (84/16 میلی متر) مشاهده شد. بیشترین وزن هسته مربوط به ژنوتیپ G4 (95/0 گرم) و بیشترین طول هسته مربوط به ژنوتیپ F1 (55/21 میلی متر) بود. ژنوتیپ F12 بیشترین طول برگ (66/65 میلی متر) را داشت که البته اختلاف معنی داری با ژنوتیپ D2، F9، D10، A12 و A10 نداشت. ژنوتیپ F12 بیشترین عرض برگ (77/14 میلی متر) را نشان داد. در بررسی صفات کیفی میوه اکثر ژنوتیپ ها دارای شکل متقارن و حدود یک سوم ژنوتیپ ها تا حدی قرینه بودند، این درحالی بود که شکل نامتقارن در بین ژنوتیپ ها وجود نداشت. تجزیه همبستگی نشان داد که بین اکثر صفات اندازه گیری شده همبستگی معنی داری وجود داشت. طبق نتایج بیشترین همبستگی بین وزن هسته و قطر هسته (86/0= r) مشاهده شد. در تجزیه خوشه ای، 32 ژنوتیپ مورد مطالعه در فاصله 68/0 به شش خوشه اصلی تقسیم شدند. بر اساس تحلیل عاملی داده های تحقیق حاضر دارای چهار عامل اصلی بودند که در مجموع حدود 91 درصد از واریانس کل را توجیه کرد. تجزیه به مولفه اصلی، وجود تنوع ریخت شناختی بین ژنوتیپ های مورد مطالعه را تایید کرد.

    نتیجه گیری

    طبق نتایج این بررسی، بین ژنوتیپ های زیتون واقع در مجموعه هاشم آباد گرگان تنوع ریخت شناختی و به طبع آن تنوع ژنتیکی بالایی وجود داشت و می توان از آنها به عنوان ژنوتیپ های امیدبخش در برنامه های تکثیر، بهنژادی و توسعه باغات تجاری زیتون و همچنین انتخاب رقم در استان گلستان بهره گرفت.

    کلیدواژگان: تجزیه به مولفه اصلی، تجزیه خوشه ای، تحلیل عاملی، زیتون، نشانگر های ریخت شناختی
  • آرزو احمدزاده چالشتری، ابراهیم پناهپور*، رامین ایرانی پور، عبدالامیر معزی صفحات 115-130
    سابقه و هدف

    بادام یکی از محصولات باغی استان چهارمحال و بختیاری است که بیش ترین تولید آن در شهرستان سامان می باشد. تغذیه صحیح بادام و وجود تعادل بین عناصر غذایی، عامل مهمی در افزایش عملکرد و بهبود کیفی محصول بادام می باشد. با توجه به سبک بودن بافت خاک در باغات بادام منطقه و همچنین افزایش بارندگی، آبشویی و خارج شدن عناصر غذایی از اطراف ریشه یکی از مشکلات باغات این منطقه می باشد. خارج شدن عناصر غذایی از منطقه ریشه باعث ایجاد کمبود در گیاه و کاهش رشد و عملکرد گیاه می شود. مدیریت صحیح مصرف کودها یکی از عواملی است که می تواند در افزایش کمیت و بهبود کیفیت میوه بادام نقش موثری داشته باشد.

    مواد و روش ها

    برای تعیین وضعیت تعادل عناصر غذایی در درختان بادام با روش دریس ، آزمایشی به مدت 2 سال در تعداد 36 باغ از باغات حاشیه زاینده رود که دارای شرایط نمونه برداری بودند در مسیری به طول 60 کیلومتر اجرا گردید و بانک اطلاعاتی داده های مربوط به تجزیه خاک و گیاه تهیه شد. در هر واحد نمونه برداری سن، پایه و رقم درختان یکسان بوده و برگ ها از سرشاخه های غیر بارده همان سال همراه دمبرگ تهیه شد. نمونه های برگ پس از شستشو و خشک شدن، با آسیاب خرد شده و برای تجزیه های آزمایشگاهی آماده شد. کل نمونه های مورد مطالعه بر اساس وضعیت ظاهری رشد گیاه و عملکرد محصول، به 2 گروه دارای عملکرد زیاد و کم تقسیم شد. انتخاب باغات با عملکرد زیاد بر اساس عملکرد های حداکثر به دست آمده از باغات نمونه برداری شده در پایان فصل رشد و در نظر گرفتن 30 درصد باغات نمونه برداری شده به عنوان باغات پرمحصول بود. شاخص دریس برای عناصر مختلف و برای باغ های با عملکرد کم محاسبه گردید.

    یافته ها

    بر اساس نتایج به دست آمده متوسط ترتیب نیاز غذایی در بادام بر اساس شاخص دریس به صورتZn>Cu>Mn>S>Cl>Ca>B>N>P>Fe>Mg>K>Mo به دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده مشخص شد که عنصر روی دارای بیش ترین کمبود در درختان بادام مورد مطالعه می باشد. پس از آن به ترتیب عناصر مس، منگنز، گوگرد، کلر، کلسیم، بور، نیتروژن، فسفر، آهن، منیزیم و پتاسیم قرار می گیرند. به عبارت دیگر زیادترین بیش بود به ترتیب برای عناصر مولیبدن، پتاسیم، منیزیم، آهن، فسفر، نیتروژن، بور، کلسیم، کلر، منگنز، مس و روی به دست آمد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده از روش دریس و شاخص تعادل، باغ های بادام مورد مطالعه در این تحقیق از نظر وضعیت غذایی متعادل نبودند. در بین عناصرغذایی، عناصر ریزمغذی به دلیل کمتر مصرف کردن کودهای حاوی آن عناصر و عواملی مانند شیب تند اراضی، سبک بودن بافت خاک ها و آهکی بودن آن ها، دارای کمبود می باشند و لازم است به منظور تامین نمودن نیاز غذایی درختان بادام در این منطقه تمهیدات لازم اندیشیده و بکار گرفته شود. این اعمال شامل: کاربرد کودهای حیوانی، استفاده از انواع کودهای حاوی ریزمغزی، استفاده از مواد اسیدی همراه با آب آبیاری و ترجیحا آبیاری به روش قطره ای به منظور اصلاح خاصیت آهکی خاک ها و به دنبال آن بالا رفتن قابلیت جذب عناصر ریزمغذی می باشند. در نهایت می توان گفت روش دریس به عنوان روشی کارآمد در تعیین نیاز غذایی باغ های بادام در این مناطق بوده و قابلیت کاربرد دارد.

    کلیدواژگان: بادام، تعادل تغذیه ای، دریس
  • شاهین جهانگیرزاده خیاوی*، کوروش فلک رو، صنم صفایی چایی کار، سمر رمزی، احسان کهنه صفحات 131-147
    سابقه و هدف

    چای (Camellia sinensis (L.) O. Kuntze) یکی از مهمترین محصولات منطقه شمال ایران می باشد. امروزه بسیاری از بوته های چای به دلایل مختلف در معرض از بین رفتن قرار دارند، بنابراین داشتن اطلاعات درباره ژنتیک آن برای طراحی برنامه های اصلاحی جهت دست یابی به گیاهان مناسب و با اهداف خاص کمک شایانی است. بنابراین در این تحقیق، تنوع ژنتیکی برخی از ژنوتیپ های چای در مناطق عمده کشت این محصول در شمال ایران با مقایسه با هشت کلون وارداتی شناسایی شد.

    مواد و روش ها

    در این بررسی 42 درختچه چای با استفاده از دو نشانگر مورفولوژی و ISSR مورد بررسی تنوع ژنتیکی فرار گرفتند. بررسی مورفولوژی توسط توصیف نامه ثبت شده برای چای انجام گرفت و 31 صفت بررسی شد. پس از نمونه برداری از برگ های جوان و کاملا توسعه یافته،DNA ژنومی آنها استخراج شد و از 10 عدد نشانگرISSR برای بررسی روابط ژنتیکی 42 ژنوتیپ چای استفاده شد. داده های بدشت آمده توسط ضریب فاصله اقلیدسی برای نشانگرهای مورفولوژی و ضریب تشابه ساده برای ISSR استفاده شد و کلاستر بر اساس الگوریتم UPGMA طراحی گشت. آنالیز PCA توسط نرم افزار SPSS انجام گرفت.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل 31 ویژگی مورفولوژیکی در ژنوتایپ ها و کلون های چای نشان دهنده تغییرات ملایم بود و دامنه باریک را نشان دادند. در تجزیه خوشه ای در سطح تفاوت 6/6، نمونه ها به شش گروه تقسیم شدند گروه اصلی تشکیل شده گروه ششم بود که 88% نمونه ها را در خود جای داده بود. نتایج آزمون PCA در خصوص ویژگی های مورفولوژیکی نشان داد که پنج مولفه اصلی اول 21/54%، از واریانس کل را نشان می دهند. کاربرد 10 آغازگر ISSR تولید 92 نوار نمود که 72 نوار حالت چندشکلی نشان دادند (26/78 درصد). آزمون PIC دامنه 43/0 تا 50/0 را نشان داد. نتایج آزمون کوفنتیک نشان داد که ضریب تشابه SM و الگوریتم UPGMA برای تجزیه کلاستر مناسب ترین است. بر اساس داده های ISSR دامنه تشابه در محدوده 28/0 الی 93/0 بدست آمد. در تجزیه کلاستر نمونه ها در سطح تشابه 55/0 به چهار گروه تقسیم شدند که گروه چهارم بزرگترین گروه تشکیل شده با پوشش 66/66% کل نمونه ها بود. آزمون PCA نیز نشان داد که پنج مولفه اصلی اول 98/72% تفاوت ها ایجاد می نمایند.

    نتیجه گیری

    در ژنوتیپ های چای انتخاب شده در سطوح مورفولوژیکی و مولکولی، تغییرات قابل توجهی مشاهده شد. بررسی مورفولوژی نشان داد که این توزیع گیاه چای در گذشته هر چند بر اساس ویژگی های مطلوب بوده است اما با توجه به محدود بودن منبع اولیه وارداتی این گیاه تنوع چندانی در بین ژنوتیپ های مناطق دیده نمی شود. در ارتباط با نشانگر ISSR نیز درصد چندشکلی و محتوای اطلاعات چندشکلی قابل توجه حاصل از آغازگری بکار رفته در این پژوهش بیانگر توانمندی این نشانگرها در تفکیک ژنوتیپ های چای است. از این نتایج می توان درک کرد که این سری از صفات و آغازگرها می توانند تفاوت های ژنتیکی را بسیار خوب تشخیص دهند. با استفاده از این نشانگرها تنوع ژنتیکی بین ژنوتیپ های چای مشاهده شد اما این تنوع به گونه ای نبود که قادر باشد ژنوتیپ های مناطق مختلف را از هم منفک نماید. به نظر می رسد شاید با افزایش تعداد آغازگرهای مورد استفاده و استفاده از سایر نشانگرها همانند SSR، SNP و غیره بتوان به این تفکیک دست یافت. همچنین نتایج این بررسی نشان داد که ژنوتیپ های چای ایران به دلیل آنکه اکثرا به صورت جنسی تکثیر شده اند دارای تنوع ژنتیکی بالایی می باشند.

    کلیدواژگان: Camelia، پرایمر، محتوای اطلاعات چند شکلی، تجزیه خوشه ای، تنوع ژنتیکی
  • مجید عباس پور* صفحات 149-162
    سابقه و هدف

    گسترش پدیده خشکسالی و شوری در کشور و تحمل ارزن به شرایط خشک و شور سبب گسترش کشت ارزن شده است. علف های هرز یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد ارزن هستند. بنابراین مدیریت مناسب علف های هرز باعث بهبود عملکرد محصول و افزایش کارآیی نهاده های مصرفی در آن می شود. کنترل شیمیایی علف های هرز از نظر سهولت در کاربرد و کاهش هزینه های کارگری همواره مورد توجه بوده است. از سوی دیگر تاکنون تحقیق جامعی در مورد امکان استفاده از علف کش ها در کنترل علف های هرز مزارع ارزن (دم روباهی) کشور انجام نشده است. بنابراین هدف از انجام این تحقیق، بررسی کارآیی چند علف کش دو منظوره و باریک برگ کش با نحوه عمل متفاوت بر روی علف های هرز مزارع ارزن بود تا علف کش های قابل استفاده در این محصول معرفی و توصیه شوند.

    مواد و روش ها

    به منظور بررسی امکان مصرف پس رویشی علف کش های مت سولفورون متیل+ سولفوسولفورون (توتال® WG) 32 گرم در هکتار، سولفوسولفورون (آپیروس® WG) 95/19 گرم در هکتار، مزوسولفورون+ یدوسولفورون (آتلانتیس® OD) 18 گرم در هکتار، ایزوپروتون+ دیفلوفنیکان (پنتر®SC) 1100 گرم در هکتار، آنیلوفوس+ اتوکسی سولفورون (سان رایس پلاس® EC) 945 گرم در هکتار، اگزادیارژیل (تاپ استار® SC 400) 1200 گرم در هکتار، اگزادیازون (رونستار® EC 25) 1000 گرم در هکتار و باریک برگ کش های فنوکساپروپ پی اتیل (پوماسوپر® EW%5/7) 2/55 گرم در هکتار، دیکلوفوپ متیل (ایلوکسان®EC) 5/867 گرم در هکتار، پینوکسادن (آکسیال® EC 100) 150 گرم در هکتار، کلودینافوپ (تاپیک® EC 240) 192 گرم در هکتار و پینوکسادن+ کلودینافوپ (تراکسوس® EC) 300 گرم در هکتار (دز علف کش ها بر اساس ماده موثره ذکر شده است) در کنترل علف های هرز در ارزن دم روباهی رقم باستان، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی در ایستگاه تحقیقات طرق مشهد در تابستان سال زراعی 1391 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد علف های هرز پهن برگ غالب مزرعه ارزن شامل تاج خروس (Amaranthus retroflexus L.)، سلمه (Chenopodium album L.) و خرفه (Portulaca oleracea L.) بودند و علف های هرز باریک برگ غالب مزرعه شامل چسبک (Setaria viridis (L.) P.Beauv.) و سوروف (Echinocloa crus-galli (L.) P.Beauv.) بودند. تمامی علف کش های دو منظوره و باریک برگ کش ها، باعث کنترل مناسب علف های هرز و کاهش معنی دار تراکم و وزن خشک علف های هرز پهن برگ و باریک برگ نسبت به شاهد بدون مبارزه شدند. مصرف فنوکساپروپ پی اتیل، دیکلوفوپ متیل، پینوکسادن، کلودینافوپ، پینوکسادن+ کلودینافوپ، مت سولفورون متیل+ سولفوسولفورون، سولفوسولفورون و مزو سولفورون+ یدوسولفورون به دلیل ایجاد خسارت شدید و کاهش معنی دار عملکرد ارزن توصیه نمی شوند.

    نتیجه گیری

    مصرف علف کش های دو منظوره آنیلوفوس+ اتوکسی سولفورون، ایزوپروتون+ دیفلوفنیکان، اگزادیارژیل و اگزادیازون ضمن کنترل مناسب علف های هرز، باعث افزایش معنی دار عملکرد نسبت به شاهد بدون مبارزه شدند و بنابراین به نظر می رسد مصرف آنها در ارزن قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: افت عملکرد، اگزادیارژیل، اگزادیازون، علف کش ها، گیاه سوزی
  • مصطفی قاسمی*، شیوا قاسمی، فاطمه سادات حسینی نسب، نجمه رضایی صفحات 163-176
    سابقه و هدف

    به لیمو با نام علمی citriodora Lippia درختچه ای از خانواده ی شاهپسند (Verbenaceae) می باشد که به دلیل اهمیت فراوان اقتصادی، امروزه در صنایع غذایی و عطرسازی در اکثر کشورها کشت و کار می شود. برگ های این گیاه که بخش های قابل استفاده این گیاه هستند دارای اسانس معطر و ترکیبات ارزشمندی هستند که به صورت دمنوش مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از مشکلات خاک های ایران، شوری آن می باشد که یکی از عوامل مهم محدود کننده تولید محصولات کشاورزی می باشد. با توجه به اهمیت اقتصادی گیاه به لیمو و مشکل شوری که می تواند سبب محدودیت در کشت این گیاه شود این پژوهش صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش اثر غلظت های مختلف سالیسیلک اسید بر تحمل به شوری دانهال های گیاه دارویی به لیمو در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی بود. فاکتورها شامل شوری در چهار سطح (0، 50 و 100 و 150 میلی مولار کلرید سدیم) و سالیسیلیک اسید در سه سطح (0، 5/0، 1 میلی مولار) با 3 تکرار بودند. پارامترهای وزن خشک برگ، ارتفاع ساقه، محتوای آب نسبی برگ، نشت یونی، میزان کلروفیل، کربوهیدرات کل، پرولین، آنزیم های آنتی اکسیدان و درصد اسانس در گیاهان اندازه گیری شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که اثر شوری بر همه پارامترها به جز محتوای نسبی آب برگ معنی دار بود (01/0 ≥P). اثر سالیسیلیک اسید نیز بر همه پارامترها به جز وزن خشک برگ، محتوای نسبی آب برگ و میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز معنی دار بود. در شرایط تنش شوری وزن خشک برگ، ارتفاع ساقه، میزان کلروفیل کاهش یافتند. درصد کاهش وزن خشک برگ در مقایسه با تیمار عدم شوری در تیمارهای 50، 100 و 150 میلی مولار به ترتیب 3/10، 4/24 و 1/30 درصد بودند. بیشترین مقدار تجمع پرولین، کربوهیدرات، آنزیم های آنتی اکسیدان و نشت یونی در تیمار شوری 150 میلی مولار مشاهده شد. به طوری که بالاترین میزان نشت یونی (77/78 درصد) متعلق به سطح شوری 150 میلی مولار و کمترین مقدار (5/52 درصد) در شرایط عدم شوری بدست آمد. کاربرد سالیسیلیک اسید 1 میلی مولار سبب افزایش ارتفاع ساقه، افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان، کلروفیل، کربوهیدرات، پرولین و درصد اسانس شد. غلظت 1 میلی-مولار سالیسیلیک اسید به طور معنی داری سبب افزایش ارتفاع ساقه، افزایش قندهای محلول، افزایش میزان کلروفیل و پرولین و کاهش میزان نشت یونی برگ دانهال های به لیمو در مقایسه با عدم محلول پاشی گردید. بیشترین میزان فعالیت کاتالاز (u/mg.fw-1 1/95) و پراکسیداز (u/mg.fw-1 4/26) نیز در شوری 150 میلی مولار و غلظت سالیسیلیک اسید 1 میلی مولار مشاهده شد. از نظر درصد اسانس نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری تا 100 میلی مولار درصد اسانس 25 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت و از نظر آماری اختلاف معنی دار بود.

    نتیجه گیری

    به طورکلی محلول پاشی سالیسیلیک اسید به ویژه غلظت 1 میلی مولار توانست تاثیر سوء تنش شوری بر دانهال های به لیمو را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: به لیمو، نشت یونی، پرولین، آنزیم های آنتی اکسیدان
  • صدیقه پرون*، غلامرضا یاوری، مریم رضازاده صفحات 177-189
    سابقه و هدف

    بخش کشاورزی، تاثیر پذیرترین زیر مجموعه ی اقتصاد نسبت به نوسانات اقلیمی است. تغییر اقلیم از عوامل ناپایدار موثر بر عملکرد محصولات کشاورزی است. بنابراین شناخت پارامترهای آب و هوایی و اثر آن ها روی گیاهان زراعی یکی از مهمترین عوامل موثر در افزایش عملکرد و به تبع آن بالا بردن تولید می باشد. تولید سبزیجات در سطح جهان به عنوان حرفه ای درآمدزا، در بهبود سطح اقتصاد عمومی کشورها بسیار موثر است. عدم استفاده مناسب از امکانات بالقوه اقلیمی سبب تخریب منابع طبیعی و هدر رفتن سرمایه های ملی می گردد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی عملکرد و تولید دو محصول پیاز و گوجه فرنگی در اثر تغییر اقلیم در استان هرمزگان و پیش بینی آن ها برای سال های 2025 تا 2100 می باشد.

    مواد و روش ها

    به این منظور برای برآورد دقیق تر تابع واکنش عملکرد سبزیجات به مولفه های اقلیمی، با استفاده از شاخص های اقلیمی استان هرمزگان به دو منطقه اقلیمی، منطقه(1) شامل شهرستان های میناب، حاجی آباد و رودان و منطقه (2) شامل شهرستان های بندرلنگه، بندعباس، قشم و جاسک پهنه بندی شد. تابع واکنش عملکرد دو محصول پیاز و گوجه فرنگی در دو منطقه مورد مطالعه به کمک روش داده های تابلویی با استفاده از نرم افزار Eviews برآورد گردید سپس با استفاده از سناریوهای پیش بینی آب و هوا، عملکرد و تولید سبزیجات (پیاز و گوجه فرنگی) یرای سال های 2025 تا 2100 پیش بینی شد. داده های کشاورزی و آب و هوا طی سال های 1382- 1396 جمع آوری گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که عامل دما تاثیر عکس و عامل بارندگی و رطوبت تاثیر مستقیم بر عملکرد محصول پیاز و گوجه فرنگی دارد. مهمترین عامل تاثیر گذار بر محصول پیاز در هر دو منطقه (1) و (2) مورد مطالعه دما و بر محصول گوجه فرنگی در منطقه (1) رطوبت و در منطقه (2) عامل دما و رطوبت از نظر شدت تاثیرگذاری تقریبا یکسان با این تفاوت که دما اثر منفی و بارندگی اثر مثبت بر عملکرد دارد. اثر منفی دما بر عملکرد محصول پیاز بالاتر از محصول گوجه فرنگی بدست آمد. اثر منفی دما بر محصول پیاز در منطقه (2) از شدت بالاتری نسبت به منطقه (1) برخوردار است. پیش بینی عملکرد تا سال 2100 نشان داد که محصول پیاز از شدت کاهش عملکرد بالاتری نسبت به محصول گوجه فرنگی برخوردار است. در دو منطقه مورد مطالعه کاهش عملکرد در منطقه (2) بالاتر از منطقه (1) می باشد. در مقابل محصول گوجه فرنگی عملکرد در منطقه (1) بالاتر از منطقه (2) است. متناسب با کاهش عملکرد دو محصول، کاهش تولید را در دو منطقه برای هر دو محصول تا سال 2100 پیش بینی گردید.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثرات منفی تغییر اقلیم بر محصولات مورد مطالعه، می بایست جهت جلوگیری از این اثرات زیان بار راهکارهایی برای سازگاری با شرایط اقلیمی مانند تغییر الگوی کشت منطقه، مدیریت بهینه منابع و تولید یا معرفی ارقام مقاوم به تغییر اقلیم ارائه گردد. بنابراین می توان بیان نمود که منطقه (1) در تولید محصول پیاز و منطقه (2) در تولید محصول گوجه فرنگی دارای مزیت نسبی هستند.

    کلیدواژگان: مولفه های اقلیمی، تابع واکنش عملکرد، داده های تابلویی، سناریوی پیش بینی آب و هوا
  • ساناز رجبی خمسه*، عبدالرزاق دانش شهرکی صفحات 191-207
    سابقه و هدف

    کتان روغنی گیاهی است که از روغن آن در صنایع مختلف استفاده می گردد. دانه های کتان دارای ترکیبات و اجزای فعال زیستی می باشند که سبب کاهش تشکیل کلون های سرطانی می گردند. خشکی یکی از عوامل کاهنده تولید محصول در بسیاری از نقاط دنیا می باشد. امروزه از تکنیک های فراوانی جهت افزایش تحمل گیاهان به خشکی استفاده می شود. یکی از این روش ها پیش تیمار بذور با باکتری های محرک رشد گیاه است. این باکتری ها از طریق مکانیسم هایی از جمله انحلال فسفات و پتاسیم، تثبیت نیتروژن، تولید سیدروفور و تنظیم کننده های رشد، تولید آنزیم های هیدرولیتیک و اگزو پلی ساکاریدها سبب افزایش تحمل و همچنین تولید گیاهان تحت شرایط تنش زا می گردند. از آنجا که تنش کم آبی یکی از موانع اصلی کاهش تولید در ایران محسوب می شود و از سویی دیگر استفاده از کودهای شیمیایی سبب آلودگی های زیست محیطی فراوانی می گردد، تحقیق فوق با هدف کاربرد و بررسی تاثیر کودهای بیولوژیک تحت کاربرد باکتری های محرک رشد بر تولید گیاه دانه روغنی کتان تحت تنش کمبود آب اجرا گردید.

    مواد و روش ها

    آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح (آبیاری کامل، 75 و 50 درصد آبیاری کامل) و باکتری های محرک رشد در 7 سطح (عدم تلقیح باکتریایی، تلقیح با Bacillus amyloliquefaciens ، Bacillus sp strain1 ، Bacillus sp strain2، Azotobacter chroococcum، Pseudomonas putida و Azospirillium lipoferum) بودند. اعمال تنش ها از زمان شروع رشد طولی ساقه شروع شد. در مرحله رسیدگی عملکرد دانه و میزان عناصر فسفر، آهن و روی در بذر اندازه گیری شد. پس از برداشت محصول هدایت الکتریکی و اسیدیته خاک و میزان عناصر فسفر، آهن و روی در خاک نیز اندازه گیری گردید. تجزیه واریانس نتایج و همبستگی بین صفات با استفاده از نرم افزارSAS ، مقایسه میانگین ها به روش LSD و مقایسه میانگین برهمکنش ها از روش برش دهی اثرات متقابل انجام شد.

    یافته ها

    طبق نتایج حاصل برهمکنش آبیاری و تلقیح باکتریایی بر عملکرد دانه، درصد فسفر و غلظت آهن و روی در دانه و هدایت الکتریکی خاک معنی دار بود. تیمارهای باکتریایی در هر سه سطح آبیاری از بیشترین میزان عملکرد دانه، درصد فسفر دانه، غلظت آهن و روی در دانه و هدایت الکتریکی خاک برخوردار بودند در صورتیکه تیمارهای شاهد کمترین مقادیر را نشان دادند. در بررسی اثرات اصلی تنش بر میزان عناصر در خاک، با افزایش خشکی میزان عناصر موجود در خاک از روند افزایشی برخوردار بودند. تیمارهای باکتریایی نیز عناصر کمتری نسبت به تیمارهای شاهد داشتند. در بین تیمارهای باکتریایی، تیمارهای Bacillus sp strain1 ، Bacillus amyloliquefaciens و Azotobacter chroococcum، تاثیر بیشتری بر افزایش عملکرد و عناصر دانه داشند. همبستگی منفی ولی معنی داری بین درصد فسفر و غلظت آهن و منگنز در دانه با غلظت عناصر فسفر، آهن و روی در خاک مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    استفاده از باکتری های محرک رشد گیاه با افزایش جذب عناصر غذایی از خاک می توانند در افزایش عملکرد دانه موثر باشند. در واقع باکتری های محرک رشد با جذب عناصر خاک و کمک به جذب آن توسط گیاه ممکن است سبب کاهش میزان عناصر در خاک شده و در نهایت در افزایش عملکرد موثر باشند.

    کلیدواژگان: باکتری های محرکرشد گیاه، تولید، روغن، عناصر غذایی، میکروارگانیسم
  • قاسم اقلیما، محسن ثانی خانی*، عزیزاله خیری، جواد هادیان، میترا اعلائی صفحات 209-226
    سابقه و هدف

    شیرین بیان گیاهی چند ساله و از خانواده Fabaceae است که بومی نواحی مدیترانه، جنوب روسیه و آسیا بوده ولی امروزه در سراسر اروپا، خاورمیانه و آسیا کشت می شود. این گیاه در مناطق مختلف ایران رویش دارد. هر چند از شمال تا جنوب ایران گیاه شیرین بیان به صورت خودرو می روید، ولی از آنجا که این گیاه را با ریشه از زمین بیرون می آورند، بتدریج از میزان آن در طبیعت کاسته می شود، به طوریکه در استان های جنوبی کشور به ویژه استان های فارس و کرمان این گیاه در خطر انقراض قرار دارد بنابراین توجه خاص و روزافزون به حفظ ذخایر ژنتیکی این گیاه بیش از پیش احساس می شود. تلاش در جهت حفظ رویشگاه ها و به ویژه منابع ژنتیک گیاهی موجود در آنها از طریق شناسایی، محافظت دائمی، احیاء و تکثیر منابع تجدید شونده گیاهی گامی موثر در جهت حفظ و بقاء گونه مورد نظر و در نهایت حفاظت رویشگاه طبیعی آن است. بررسی ویژگی های کمی و کیفی این گیاه در رویشگاه های طبیعی موجود در مناطق مختلف کشور نقش بسزایی در شناسایی اکوتیپ های برتر جهت کشت و اهلی سازی این گیاه با ارزش دارویی دارد.

    مواد و روش ها

    به منظور بررسی تنوع صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی جمعیت های مختلف در شرایط اقلیمی زنجان، پس از جمع آوری جمعیت ها در فصل پاییز، ریزوم های با قطر دو و طول 15 سانتی متر در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 5 تکرار با فاصله بین ردیف 60 و روی ردیف 40 سانتی متر کشت شدند. صفات مورفولوژیکی و عملکردی جمعیت ها مختلف در اواخر فصل رشد مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات ارتفاع بوته، عرض بوته، طول برگ، عرض برگ، تعداد برگچه، طول برگچه، عرض برگچه، تعداد شاخه جانبی، قطر ساقه اصلی، وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی و وزن خشک ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی، عملکرد اندام هوای در مترمربع، عملکرد ریشه در مترمربع، فنل کل، فلاونوئید کل و اسیدگلیسیریزیک بررسی شدند. داده ها با استفاده از نرم‎افزار آماری SAS و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به منظور گروه بندی جمعیت ها تجزیه خوشه ای به روش وارد و تجزیه به عامل ها با استفاده از روش چرخش وریماکس انجام شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که در بین 22 جمعیت شیرین بیان از نظر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد اختلاف معنی داری وجود داشت. بیشترین میزان ارتفاع بوته در جمعیت AH (cm 99) بیشترین عرض بوته در جمعیت E (cm 6/86)، بیشترین وزن تر اندام هوایی در جمعیت D (gr/plant4/400)، بیشترین وزن تر ریشه در جمعیت E (gr/plant 2/365)، بیشترین عملکرد اندام هوایی در جمعیت D (gr/m275/643) ، بیشترین عملکرد ریشه در جمعیت E (gr/m25/692) و بیشترین درصد اسیدگلیسیریزیک در جمعیت D (3/8 %) بودند. صفت عملکرد ریشه با صفات ارتفاع بوته، عرض بوته، قطر ساقه اصلی، طول برگچه، تعداد شاخه جانبی، وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، عملکرد اندام هوایی، فنل کل، فلاونوئید کل و اسیدگلیسیریزیک همبستگی مثبت و معنی دار در سطح یک درصد و با صفت نسبت وزن خشک ریشه به اندام هوایی همبستگی مثبت و معنی داری در سطح پنج درصد است ولی با صفات طول برگ، عرض برگ، تعداد برگچه و عرض برگچه همبستگی معنی داری ندارد. براساس نتایج حاصل از تجزیه کلاستر، 22 جمعیت شیرین بیان در چهار گروه اصلی قرار گرفتند. تجزیه به عامل ها نشان داد که چهار عامل اول توانستند 841/84 درصد از کل واریانس را توجیه نمایند.

    نتیجه گیری

    نتایج کلی این پژوهش نشان داد که تنوع زیادی در بین جمعیت های مورد بررسی براساس صفات مورفولوژیکی و عملکردی وجود دارد که نشان دهنده پتانسیل ژنتیکی بالا در بین جمعیت های مختلف می باشد.

    کلیدواژگان: شیرین بیان، تنوع مورفولوژیکی، تجزیه خوشه ای، تجزیه با عامل ها
  • زینب محمدی، پژمان آزادی، مرضیه قنبری جهرمی*، سعید غالبی صفحات 227-243
    سابقه و هدف

    با توجه به کمبود آب در مناطق مختلف ایران معرفی و استفاده از گونه های بومی با ویژگی های ارزشمند زینتی مانند گل ماهور از اهمیت زیادی برخوردار است.گل ماهور (Verbascum thapsus) گیاهی چندساله و همیشه سبز متعلق به خانواده گل میمون است که مانند سایر گیاهان زینتی می تواند تحت تاثیر تنش خشکی در فضای سبز قرار گیرد. خشکی یکی از تنش های محیطی بوده که روی اکثر مراحل رشد، ساختار و فعالیت های گیاهی آثار مخرب و زیان آوری وارد می سازد. پاسخ گیاهان به تنش های محیطی در سطوح مورفولوژی، سلولی و مولکولی متفاوت است. بنابراین تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر تنش خشکی در بر خصوصیات موفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گل ماهور طی دو مرحله رشد رویشی و زایشی انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق واکنش گل ماهور به شدت تنش و تاثیر آن بر مراحل رشد رویشی و زایشی گیاه مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش حاضر به صورت فاکتوریل با دو فاکتور تنش خشکی در 5 سطح دور آبیاری بر اساس تخلیه رطوبت خاک در مکش-های مختلف (شاهد (3/0)، 2، 5، 10 و 15 اتمسفر) و مراحل رشد گیاه در دو سطح (رویشی و زایشی) در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط گلدانی انجام شد. برای این منظور، صفات وزن تر شاخساره و ریشه، وضعیت سوختگی و پژمردگی گیاه، کلروفیل برگ، فعالیت آنزیم ها آنتی اکسیدانی و پرولین اندازه گیری شد.

    یافته ها

    بیشترین و کمترین دور آبیاری در دو مرحله رویشی و زایشی به ترتیب در تیمارهای 15 اتمسفر و شاهد مشاهده شد. همچنین مقدار آب مصرفی در دوره زایشی بیشتر از دوره رویشی بود. وزن تر شاخساره و ریشه در دوره زایشی بیشتر از رویشی بدست آمد. بیشترین وزن تر شاخساره تحت تنش خشکی در تیمار شاهد و 2 اتمسفر و کمترین مقدار در تیمار 15 اتمسفر گزارش شد، اما بیشترین وزن تر ریشه در تیمار 5 اتمسفر مشاهده شد. بیشترین درصد سوختگی و پژمردگی برگ در تیمار 15 اتمسفر×مرحله زایشی و کمترین مقدار آن در تیمارهای شاهد×مرحله رویشی و شاهد×مرحله زایشی مشاهده شد. کلروفیل کل در دوره زایشی بیشتر از دوره رویشی بدست آمد. همچنین بیشترین کلروفیل کل تحت تنش خشکی در تیمارهای شاهد و 2 اتمسفر و کمترین مقدار آن در 15 اتمسفر مشاهده شد. بیشترین فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز در تیمار 15 اتمسفر×مرحله زایشی و کمترین مقدار آن در تیمار شاهد×مرحله رویشی مشاهده شد. پرولین در دوره زایشی بیشتر از دوره رویشی بود. بیشترین و کمترین مقدار این صفت تحت تنش خشکی به ترتیب در تیمار 15 اتمسفر و شاهد مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج کلی تحقیق نشان داد که اعمال تنش تا 5 اتمسفر سبب تغییرات معنی داری در صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی نمی شود، اما افزایش شدت تنش در 5 اتمسفر به 10 اتمسفر سبب تغییرات منفی در اکثر صفات در گیاه می شود. بنابرابن با اعمال برنامه مدیریتی در مصرف آب می توان مقدار آب را از 570 سانتی متر مکعب (شاهد) به 130 متر سانتی متر مکعب (5 اتمسفر) در طی دوره رویشی و همچنن از 500 تا 140 سانتی متر مکعب در طی دوره زایشی کاهش داد.

    کلیدواژگان: گل ماهور، مراحل رشد، تنش خشکی، آنزیم های آنتی اکسیدان
  • حسین شریف زادگان*، منصور غلامی، محمد رضا نائینی صفحات 245-261
    سابقه و هدف

    شوری خاک ناشی از کلرید سدیم یکی از مشکلات مناطق پسته کاری کشور می باشد و این مشکل با کمبود منابع آبی در حال تشدید است، در این حالت به کارگیری پایه مناسب و تغذیه صحیح نقش مهمی ایفا می کند. نقش تغذیه با ترکیبات حاوی روی در کم کردن صدمه اکسیداتیو در تنش شوری در گیاهان به طور روشن درک نشده است. اثر تغذیه ای ترکیبات حاوی روی بر میزان رشد برخی گونه های باغی در معرض شوری توسط محققان گزارش می شود اما اطلاعات کمی در خصوص اثر آن بر ویژگی-های مختلف پایه های پسته در دسترس می باشد. مطالعه حاضر به بررسی اثر تیمار سولفات روی بر برخی ویژگی های فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و رشد دو پایه پسته تحت تنش شوری می پردازد و هدف آن کاهش اثرات زیان بار تنش شوری در خاک است.

    مواد و روش ها

    آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار درگلخانه تحقیقاتی سازمان پارک های شهرداری قم طی سال های 97-1396 انجام گرفت. تعداد 1512 عدد بذر دو پایه پسته بادامی زرند و قزوینی از موسسه تحقیقات پسته کشور تهیه و تحت تیمارهای جوانه زنی قرار گرفتند. جهت پایش دقیق تغذیه با سولفات روی دانهال ها با محلول 50 درصدی هوگلند در شرایط گلخانه ای و کشت هیدروپونیک تا رسیدن به ارتفاع و رشد مورد نظر تغذیه شدند، دانهال های رشد کرده در معرض چهارسطح شوری شامل صفر(شاهد)، پنج، 10، 15 دسیزیمنس بر متر کلرید سدیم و سه سطح روی از منبع سولفات روی آبدار(ZnSO4.7H2O) شامل صفر(شاهد)، یک و پنج میکرومولار قرار گرفتند. دانهال ها جهت بررسی صفات مورد نظر به آزمایشگاه گروه باغبانی دانشگاه بوعلی سینا منتقل شدند. صفت های ارتفاع نهال، وزن تر برگ، کسر مولی کلسیم در ریشه، گروه های سولفوهیدریل ریشه، نفوذپذیری غشاء ریشه، نشت یونی روی و میزان مالون دی آلدئید در برگ مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    افزایش غلظت کلرید سدیم تا 15 دسیزیمنس بر متر بدون کاربرد سولفات روی سبب کاهش صفات ارتفاع دانهال (بادامی زرند 2/64 درصد، قزوینی 3/53 درصد)، وزن تر برگ (بادامی زرند 7/64 درصد، قزوینی 5/55 درصد)، کسر مولی کلسیم در ریشه (بادامی زرند 5/54 درصد، قزوینی 50 درصد) و گروه های سولفوهیدریل ریشه (بادامی زرند 6/29 درصد، قزوینی 3/14 درصد) نسبت به تیمار شاهد گردید با افزایش سطح شوری تا سطح 15 دسیزیمنس بر متر نفوذپذیری غشاء ریشه، نشت یونی روی و میزان مالون دی آلدئید در برگ افزایش یافت. مصرف سولفات روی سبب افزایش وزن تر برگ، ارتفاع نهال، کسر مولی کلسیم در ریشه و غلظت گروه های سولفوهیدریل در ریشه گردید. مصرف سولفات روی منجر به کمترین میزان نفوذپذیری غشاء ریشه بین تمامی تیمار ها در پایه قزوینی (53 درصد) شد، اثر متقابل تیمار سولفات روی یک میکرومولار و تنش شوری پنج دسیزیمنس بر متر سبب کاهش نشت یونی روی (بادامی زرند 3/14 درصد، قزوینی 2/2 درصد) نسبت به تیمار شاهد گردید. بیشترین میزان مالون دی آلدئیدDW) molgr-1µ 5/2) در تیمار شوری 15 دسیزیمنس بر متر بدون کاربرد سولفات روی در پایه بادامی زرند نسبت به تمامی تیمارها مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج بیانگر اثر مثبت روی در افزایش مقاومت گیاه و مهار بهتر رادیکال های آزاد تولید شده در شرایط تنش شوری ناشی از کلرید سدیم به خصوص در سطوح 10 و 15 دسیزیمنس بر متر است. بافت ریشه پایه قزوینی در مقایسه با پایه بادامی زرند غلظت گروه های سولفوهیدریل بیشتر (بادامی زرند 33/113 درصد، قزوینی 83/191 درصد) و نشت یونی روی کمتری (بادامی زرند 87/15 µg.g-1 root4h-1، قزوینی 61/4 µg.g-1 root4h-1) دارد، بر همین اساس پایه قزوینی در مقایسه با پایه بادامی زرند که بالاترین میزان مالون دی آلدئید برگ را دارد در برابر تنش کلرید سدیم مقاوم تر است و پایه قزوینی می تواند با توجه به شرایط اقلیمی هر منطقه به عنوان پایه پایدارتر به تنش شوری معرفی گردد.

    کلیدواژگان: روی، تنش شوری، کلرید سدیم
  • وحید اکبرپور*، کامران قاسمی، مهدی محمدی ازنی صفحات 263-281
    سابقه و هدف

    سیر یکی از گیاهان دارویی مطلوبی است که از هزاران سال پیش مورد استفاده قرار می گرفت. این گیاه علاوه بر وجود اسانس و مواد موثره ارزشمند، دارای عناصری مانند گوگرد و سیلیسیوم می باشد. این عناصر علاوه بر ایجاد خواص دارویی مطلوب، سبب مقاومت گیاه در برابر تنش های زیستی و غیرزیستی می گردند. بنابراین استفاده از این عناصر می تواند اثرات مفیدی در عملکرد و خواص دارویی این گیاه داشته باشد. در پژوهش حاضر، اثر گوگرد و سیلیسیوم بر عملکرد، اجزای عملکرد، پارامترهای فتوسنتزی، عناصر غذایی و برخی از پارامترهای فیتوشیمایی گیاه سیر مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    این آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با دو فاکتور گوگرد (در سه سطح صفر (S0)، 15 (S15) و 30 (S30) لیتر در هکتار) و سیلیسیوم (در سه سطح صفر (Si0)، 2 (Si2)و 4 (Si4) لیتر در هکتار) با سه تکرار اجرا شد. تیمارها به صورت کودآبیاری و در سه نوبت به فاصله هر هفت روز اعمال گردید. در انتهای آزمایش، صفاتی از قبیل عملکرد، وزن تک سیر، وزن سیرچه، طول و عرض سیر و سیرچه، تعداد سیرچه، پارامترهای فتوسنتزی (شامل درصد رطوبت نسبی برگ، سرعت تعرق، هدایت روزنه ای، رسانایی روزنه نسبت به بخار آب، نرخ جذب دی اکسیدکربن، تابش فعال فتوسنتزی بالای برگ، تابش فعال فتوسنتزی پایین برگ و تابش فعال فتوسنتزی محیط) اندازه گیری شد. همچنین خصوصیات فیتوشیمیایی (شامل میزان فعالیت آنتی اکسیدانی، فنل کل، فلاونوئید کل و اسید کافئیک) مورد ارزیابی قرار گرفت. آنالیز داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SAS و مقایسه میانگین ها از طریق آزمون چند دامنه دانکن در سطح احتمال یک و پنج درصد انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که استفاده از تیمارهای کودی (گوگرد و سیلیسیوم) نسبت به شاهد (عدم مصرف کود) در همه صفات مورد بررسی، افزایش داشت. در بررسی شاخص های مربوط به عملکرد و اجزای عملکرد، کاربرد تیمار S15Si0 دارای برتری می باشد و یا تفاوت معنی داری را با تیمارهایی که از غلظت بالاتر گوگرد و سیلیسیوم برخوردار بودند، نشان نداد. بالاترین میزان تابش فعال فتوسنتزی پایین برگ، تابش فعال فتوسنتزی محیط و تابش فعال فتوسنتزی بالای برگ در تیمار S15Si4 به دست آمد. نرخ جذب دی اکسید کربن در تیمار S15Si0 دارای بیشترین مقدار بود که با تیمار S30Si2 از نظر آماری در یک سطح قرار داشت. بالاترین میزان سرعت تعرق با کاربرد تیمار S30Si2 حاصل شد. همچنین استفاده از تیمار S30Si4 سبب افزایش میزان رسانایی نسبت به بخار آب و نیز رطوبت نسبی گیاه گردید. در مورد عناصر غذایی نیز می توان بیان کرد که بالاترین میزان نیتروژن از تیمار S30Si2، بیشترین میزان فسفر، پتاسیم و کلسیم با کاربرد تیمار S0Si4 و بیشترین تجمع گوگرد و سیلیسیوم در گیاه با استفاده از تیمار S0Si2 به دست آمد. همچنین کاربرد تیمار S15Si4 سبب تولید بیشترین مقدار منیزیم گردید که با تیمارهای S0Si4، S15Si0 و S30Si2 در یک سطح آماری قرار داشت. بالاترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی مربوط به تیمار S15Si2 بود. همچنین بیشترین میزان فنل کل نیز در اثر کاربرد تیمار S0Si2 به دست آمد. حداکثر فلاونوئید کل نیز در تیمار S30Si2 مشاهده شد. بالاترین مقدار اسید کافئیک در تیمار S0Si0، S15Si0 و S30Si0 به ترتیب با عدد 9/20 ، 2/20 و 2/20 میلیگرم در کیلوگرم وزن خشک بدست آمد که اختلاف معنی داری با تیمار S0Si4 و S30Si2 نداشت.

    نتیجه گیری

    برای تولید بیشترین میزان ماده خشک و نیز تولید بالاترین کیفیت گیاه سیر از نظر مقدار ماده موثره در صنایع داروسازی، استفاده از عناصری نظیر گوگرد و سیلیسیوم می تواند بسیار حائز اهمیت باشد، به طوری که عدم مصرف این عناصر سبب کاهش خصوصیات کمی و کیفی این گیاه خواهد شد.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، سیر، اسید کافئیک، فلاونوئید
  • اختر یوسفی، ناصر قادری، جلال خورشیدی* صفحات 283-298
    سابقه و هدف

    اغلب مناطق ایران خشک و نیمه خشک بوده و آب آبیاری در این مناطق دارای هدایت الکتریکی بالا بوده و اکثرا شور می باشند. اصلاح آب و خاک های شور فرآیندی هزینه بر و زمان بر بوده و عملا امکان پذیر نیست. بنابراین ارزیابی میزان تحمل گونه ها و ارقام مختلف گیاهی به شوری جهت کشت در این مناطق امری ضروری است. توت فرنگی (Fragaria ananassa Dusch.) از ریز میوه هایی است که بواسطه ی ترکیبات مغذی فراوان و طعم و مزه ی مطلوبی که دارد، تقاضای بالایی در بازار دارد. این ریزمیوه دارای ارقام مختلف با میزان عملکرد و حساسیت های متفاوت به تنش ها می باشد. لذا در این پژوهش میزان حساسیت توت-فرنگی رقم آروماس به سطوح مختلف هدایت الکتریکی محلول غذایی مورد ارزیابی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    به منظور ارزیابی تاثیر سطوح مختلف هدایت الکتریکی محلول غذایی بر عملکرد و خصوصیات رویشی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی توت فرنگی رقم آروماس، آزمایشی بصورت گلدانی در قالب طرح کاملا تصادفی در مرکز پژوهشی به نژادی و به زراعی توت فرنگی دانشگاه کردستان اجرا گردید. بستر کشت کوکوپیت و پرلیت با نسبت مساوی و محلول غذایی مورد استفاده، هوگلند تغییر یافته بود. سطوح مختلف هدایت الکتریکی محلول غذایی (7/0، 2، 3، 4 و 5 دسی زیمنس بر متر) با اضافه کردن کلرید سدیم به آن آماده گردید. برای ارزیابی های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی از نمونه های برگی فریز شده استفاده گردید. سپس در انتهای دوره آزمایش خصوصیات عملکردی بوته ها اندازه گیری شد و داده های بدست توسط نرم افزار SAS آنالیز شده و مقایسه میانگین ها به روش LSD انجام شد.

    یافته ها

    نتایج تجزیه واریانس بیانگر تاثیر معنی دار هدایت الکتریکی محلول غذایی بر تمام صفات اندازه گیری شده بود. بیشترین میانگین تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ، حجم ریشه، وزن خشک ریشه، تعداد طوقه، وزن خشک طوقه، وزن خشک کل بوته، تعداد میوه، وزن تک میوه و عملکرد کل میوه متعلق به بوته های آبیاری شده با محلول غذایی با هدایت الکتریکی 7/0 دسی زیمنس بر متر بود و با افزایش هدایت الکتریکی محلول غذایی، از میزان صفات یاد شده کاسته شد. همچنین بیشترین محتوی نسبی آب برگ، شاخص پایداری غشاء سلولی، پروتئین های محلول کل، کلروفیل و کاروتنوئید و پتاسیم برگ متعلق به بوته های تیمار 7/0 دسی زیمنس بر متر بود. در حالیکه بیشترین میزان کربوهیدرات های محلول کل، پرولین، پراکسید هیدروژن، میزان فعالیت آنزیم های پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز، مالون دی آلدهید و سدیم برگ در بوته هایی مشاهده شد که محلول غذایی با هدایت الکتریکی 5 دسی زیمنس بر متر را دریافت نموده بودند. شیب کاهش عملکرد، 02/49 به ازای افزایش هر واحد هدایت الکتریکی محلول غذایی بدست آمد و آستانه ی تحمل به شوری این رقم بر اساس عملکرد میوه و ماده خشک کل، کمتر از 2 دسی زیمنس بر متر بود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های تحقیق حاضر، توت فرنگی رقم آروماس به شدت تحت تاثیر هدایت الکتریکی محلول غذایی قرار گرفت و خصوصیات مورفولوژیک، فیزیولوژیک، بیوشیمیایی و عملکردی آن بطور معنی داری تغییر یافتند. براساس مشاهدات، به نظر می رسد رقم آروماس توانایی تحمل هدایت الکتریکی بالای محلول غذایی را نداشته و بایستی برای دست یابی به عملکرد مطلوب این رقم، از محلول های غذایی با هدایت الکتریکی کمتر از 2 دسی زیمنس بر متر استفاده گردد.

    کلیدواژگان: پراکسیداز، پرولین، شوری، کربوهیدرات، وزن میوه
|
  • Yousef Arshad, Mehdi Zahravi *, Ali Soltani Pages 1-23
    Background and objectives

    Salinity is one of the most important environmental stress which limits growth and yield of crops. Breeding and development of tolerant varieties is the most effective approach to confront salinity. Improvement of tolerance to salinity in crops necessitates existence of diverse genetic resources. Genetic variability for salinity tolerance has been reported. Wheat germplasm is a valuable genetic resource for tolerance to abiotic stresses including salinity. This research was performed with the objective of screening and selecting salinity tolerant genotypes in wheat germplasm.

    Materials and methods

    A total of 97 bread wheat genotypes selected from previous studies along with three tolerant check cultivars of Kavir, Roshan and Mahooti were planted in research filed of Karaj (normal condition) and Meybod (saline soil and irrigation water, EC=6.55 ds/m and 5.61 ds/m, respectively) in lattice statistical design with three replications. Agronomical traits were evaluated according to international descriptor. Stress tolerances indices were calculated and the superior genotypes were distinguished by analyses of cluster and principal components. Stepwise regression was used in order to identify effective trits in tolerance to stress.

    Results

    Grain yield of the check cultivar Kavir was higher than Roshan and Mahooti in stress condition. A total of nine genotypes had higher grain yield in stress condition than Kavir. Genotype KC.4419 had the highest amount of grain yield in normal condition (966.67 g/plot) and the highest values for the indices STI, GMP, HM and HM. The indices STI, GMP and MP had high correlations with grain yield in both normal and stress conditions. The studied genotypes were separated in the biplot of grain yield in normal and salinity stress conditions. A total of 38 genotypes along with all three check cultivars having higher grain yield in normal and salinity stress conditions were located in Region A of biplot. The results of principal component analysis based on the evaluated traits along with STI indicated that three PCs comprised 74.79% of the total variation. While the first PC emphasized on obtaining higher grain yield in stress condition through increasing grain filling period and producing larger seeds, the second PC highlighted the accumulation of dry matter in vegetative tissues. The results of stepwise regression for STI showed that harvest index entered in both models of normal and salinity stress conditions. The trait appeared specifically in regression model of stress condition.

    Conclusion

    The genotypes KC.1514, KC.4382, KC.4419 and KC.4407 (from Esfahan), KC.142 (from Khoy), KC.3100 (from Mashhad), KC.1143 and KC.388 (from Iran with unknown province) and KC.106 (from USA) with higher grain yield in stress condition than check cultivars were selected as tolerant genotypes. STI, GMP and MP were suggested as the most suitable criteria for selecting superior genotypes in salinity stress condition due to their high correlations with grain yield in both normal and stress conditions.

    Keywords: Genetic resources, Gene pool, Wheat landraces, Salinity
  • Hassan Hosein Abadi, Ali Ebadi, Mousa Rasouli *, Mohammad Ali Nejatiyan, Ahmad Ershadi Pages 25-40
    Background and objectives
    According to the high dependence of the proceeds from the production of grape growers in many parts of the Iran, the occurrence of spring frosts can sometimes cause considerable losses in their annual livelihoods. Due to the development of grape vines in cold regions, many farmers use ‘Kazandeh’ training system, to protect the trunks and canes from freezing damage by the soil in the fall and winter seasons. The purpose of this investigation was to determine the best time for bringing out vines ‘BidaneSefid’ cultivar, from the subsoil from late winter to early spring. In addatin the buds have the least possible damage against the early spring frostbite.
    Materials and methods
    The experiment was conducted in two years (from March 2014 to April 2016) with Randomized Complete Block Design (RCBD) with 5 replications and 3 tratments in Khosbijan, Shazand, Iran. The treatments consist of removing out trunks and canes from the soil at three times included T1:16th March T2: 4th April T3: 24th April (as control). In the two years of the experiment occourred spring frostbite in dates of 26th April 2015 and 3th April 2016. In addition two artificial cold stages were applied on the buds of canes at temperatures of 0, -4, -8 and -12 ° C.
    Results
    In this research, Treatment T2 showed the lowest electrolyte leakage at artificial temperatures 0 to - 8 °C and percentage of sprouted buds was not significantly different between treatments after occourred spring frostbite. Furthermore in first year fruiting buds percent was higher in the treatment T1 compared to other treatments and in the order of time, the removal soil of vines, the soluble carbohydrates decreased, proline and the percentage of water content of the buds increased respectively. In second year buds soluble carbohydrate had the highest amount in treatment 2 when was measured at one time. In addition, soluble solid of fruit in this treatment was significantly higher than other treatments.
    Conclusion
    Generally the best time to remove vines from under the soil was 4th April. This date, with regard to the process of temperature variation in two-year experiment coincided with the appropriate time for growth and a good percentage of fetal buds. Meanwhile, percentage soluble solids (TSS) in fruit at this date were significantly better from the other two treatments and fruits in this treatment had lower pH content and lower organic matter percentages. Generally the best time to remove vines from under the soil was 4th April. This date, with regard to the process of temperature variation in two-year experiment coincided with the appropriate time for growth and a good percentage of fetal buds. Meanwhile, percentage soluble solids (TSS) in fruit at this date were significantly better from the other two treatments and fruits in this treatment had lower pH content and lower organic matter percentages.
    Keywords: Grape ‘BidanehSefide’ cultivar, Buried vines, Electrolyte leakage, ‘Kazandeh’ training system, Sprouted buds Percent
  • Parviz Rezvani Moghaddam *, Ghorbanali Asadi, Bahareh Bicharanlou Pages 41-60
    Background and objectives

    The cultivation of medicinal and aromatic plants has a special status in Iranian traditional agricultural system due to the different weather conditions and the history of the use of medicinal herbs. These systems play an important role in creating diversity and stability. In this regard, this study was carried out to investigate the effect of ajwain and chamomile as two insect attractive plants on improvement the yield of onion seed production under intercropping systems. The experiment was conducted on a field located in 10 kilometers west of Shirvan, North Khorasan province, Iran.

    Materials and methods

    The experiment was conducted in a randomized complete block design with ten treatments in three replications. Treatments were including of sole sowing of ajwain, one row intercropping of onion and ajwain, two row intercropping of onion and ajwain, three row intercropping of onion and ajwain, sole sowing of chamomile, one row intercropping of onion and chamomile, two row intercropping of onion and chamomile, three row intercropping of onion and chamomile, sole sowing of onion by free pollination and sole sowing of onion under cage. The measured criteria for onions were plant height, number of umbrellas per square meter, number of fertilized capsules in umbrella, number of infertile capsules, number of seeds per capsule, number of flowering stems, 1000 seed weight, seed yield per hectare and harvest index. The onion seeds were harvested manually. Characteristics such as plant height, 1000 seed weight, seed yield per hectare, biological yield and harvest index were recorded for ajwain, and for chamomile, traits such as plant height, dry inflorescence yield per hectare, biological yield per hectare and harvest index were measured

    Results

    The results showed that the maximum number of inflorescence 32.46 per m2), seed yield of onion 462kg/ha) and biological yield 9973 kg/ha) were obtained in sole sowing of onion by free pollination and the maximum harvest index for seed 7.001) and bulb 95.31) were observed in sole sowing of onion by self-pollination. However, the maximum number of fertile capsules in onion inflorescence was obtained in three row intercropping of onion with ajwain and chamomile 151.57 and 154.36, respectively) and thousand seed weight of onion 4.82 g) was observed in three row intercropping of onion and chamomile. The highest thousand seed weight of ajwain 1.33 g) was obtained from three row intercropping by onion while the highest seed yield 2001 kg/ha) and biological yield 2915 kg/ha) were obtained in sole sowing of ajwain. We observed the highest chamomile dry weight of plant, dry flower and harvest index 358.6, 164 and 45.84, respectively) in sole sowing and then in three row intercropping by onion. The maximum amount of LER was obtained in three row intercropping of onion by ajwain and chamomile 1.16 and 1.15, respectively) that it shows this pattern of intercropping superiority to sole sowing.

    Conclusion

    According to the results, it can be concluded that the combination of three rows of onions with chamomile and ajwain, having the proper density of each plant, provides better use of plants from environmental resources and improves the attraction of insects, improves pollination of onions flower and increase the yield of all three plants.

    Keywords: Biodiversity, insects, Medicinal plants, pollination
  • Faezeh Zaefarian *, Homa Karimi, Mostafa Emadi Pages 61-77
    Background and objectives

    Sustainable agriculture, with respecting ecological principles, can increase the efficiency of resources use and provide a longer-term benefit to humans, while providing a balance in the environment. The application of organic fertilizers with a view of replacing or significantly reducing the use of chemical fertilizers increases the quality and quantity of plants yield. Sesame is one of the most important oily and pharmaceutic seeds in agricultural areas, which is due to its high oil and protein content and antioxidant content in food, food supplements, medicine and industry. Therefore, this study was conducted to evaluate the various organic and biological nutrient systems on yield and yield components of sesame under competition and non-competition with weeds.

    Materials and method

    This experiment was conducted as a split plot in a randomized complete block design in three replications in Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2015. The treatments consisted of: competition between plants and weeds (weedy and weed free) as a main factor, and sub factor was fertilizer sources include sheep manure, pigeon manure, vermicompost fertilizer, bio-fertilizer (Nytrukara), sheep manure + biofertilizers, pigeon manure + biofertilizers, vermicompost + biofertilizer, urea fertilizer and control (no fertilizer). Dominant weeds were identified in the field as velvetleaf (Abutilon theophrassti L.), barnyardgrass (Echinochloa crusgalli L.), bermuda grass (Cynodon dactylon) and wild melon (Cucumis melo var. Agrestis).The studied traits included yield and yield components of sesame, weed density and weed biomass and competitive indices.

    Results

    The results showed that the highest yield per unit area (2992 kg ha-1) was observed in the integrated treatment of sheep manure and Nytrvkara and the maximum harvest index (44 percent) was in integrated treatment of vermicompost and Nytrvkara in weed free condition, while, the lowest ones was at control in weed infestation. Also, nitrogen sources showed significant differences in weed density and biomass compared to control. In examining the ability to withstand competition (AWC), the results showed that the ability to compete with weeds tolerant, pigeon manure treatment had the highest ability to compete with weeds, while, after a pigeon manure, integrated managements enhance performance, as well as increased competitiveness.

    Conclusion

    Finally, based on the results of this study, it can be concluded that the combined use of fertilizers, with increasing sesame growth and no environmental side effect, reduces dry weight of weeds, reduces weed damage and also reduces the use of herbicides. So, it is a suitable method for the healthy and sustainable production of these products.

    Keywords: Biofertilizer, Competitive stress, Fertilizers organic, Sesame
  • Taher Saghali, Mohammad Esmaeil Amiri *, Ali Imani, Hamed Rezaei, Ali Momen Pour Pages 79-95
    Background

    The use of unsuitable water for irrigation of agricultural land and the formation of salt soils is a serious threat to agriculture. Salinity stress can affect the morphological and biochemical properties of plants. Several studies have shown that the tolerance threshold for most of the stone fruits, including almond, is low in salinity stress, so that in salinity of 2.8, 4.1 and 7 dS/m, respectively, 25, 50 and 100 percent of its yield decreases. In almond, as with other fruit trees, the choice of tolerant rootstock and scions is a very suitable strategy to reduce the effects of salinity, especially in the arid areas. The aim of this study was to investigate the morphological and biochemical characteristics of several rootstock and scions in comparison with the without rootstocks to find the most tolerance rootstock and scions combination in comparison with the without rootstocks to salinity stress.

    Materials and methods

    In this research, the effects of salinity stress on the biochemical properties of almond (Shahrood 12) grafted on some of the prnnus rootstocks (Bitter Almond, Tetra, GF677 and GN15) and non-grafted rootstocks under salt stress. Experiment was carried out in a factorial experiment based on a completely randomized design with two factors of 8 rootstocks and scion compositions and non-grafted rootstocks and 5 levels of salinity were performed in three replications.

    Results

    The results showed that increasing the salinity level from zero to eight dS.m-1, the studied morphological traits also increased to their maximum level. At the salinity level of 8 dS.m-1, the lowest (2.66%.) and the highest (7.66%) of necrosis was observed in Shahrood 12 grafted on GF677 and Shahrood 12 graft on Tetra, respectively. The results also showed that biochemical traits were affected by salinity stress, so that the highest amount of proline (67.91 μmol.g-1 fresh weight) was obtained in Shahrood 12 grafted on GF677 at 8 dS.m-1 salinity, which was significantly different with other rootstock/scion composition (almond shahrood 12 on other rootstocks) and the studied rootstocks. With increasing salinity from 0 to 8 ds.m-1, the highest (112%) and lowest (41.6%) aldehyde was observed in the Bitter Almond Seedlings and shahrood 12 grafted on GF677 respectively. With an increase in salinity up to 4 dS.m-1, the amount of phenol in all grafted and non-grafted plant was increased and reached to the maximum level, but farther increase in salinity level (up to 8 dS.m-1) significantly reduced their phenol amount.

    Conclusion

    Based on the results, it can be concluded that among the rootstock/scion compositions and the studied rootstocks, Shahrood 12 cultivar grafted on GF677 rootstock was the most susceptible compound to salinity stress and the same cultivar, which was grafted to the Bitter Almond Seedlings, was the most sensitive combination.

    Keywords: Carbohydrate, Genotype, malondialdehyde, Phenol, Protein
  • Somayeh Ebrahimnia, Esmaeil Seifi *, Khodayar Hemmati, Hosein Fereidooni Pages 97-113
    Background and objectives

    Local genotypes and wild species are regarded as national genetic resources of plants in each country and much effort should be made to preserve and prevent their extinction. Given that Iran is one of the origin area of olive in the world, identifying and protecting the olive resources, identifying the old orchards and organizing the genotypes have special importance.

    Materials and Methods

    In this study, 32 genotypes were evaluated using morphological markers according to the standard methods of the International Olive Council, which was approved by the Seed and Plant Registration and Certification Institute. This method comprises 33 morphological traits for leaf, stone and fruit. Of these, 11 quantitative traits and 22 qualitative attributes were studied. Quantitative traits were determined in 30 fruits and stones and 15 leaves. The cluster analysis, grouping and factor analysis and principle component analysis were performed.

    Results

    The results showed that there were some significant differences at 0.1% probability level among the genotypes studied in terms of fruit weight, fruit length, fruit diameter, fruit length to diameter ratio and flesh percentage and stone weight, stone length, stone diameter, and stone length to diameter ratio.. The highest fruit weight was observed in genotype I7 (3.88 g). The highest fruit lengths were in genotypes B13 (25.28 mm) and F1 (25.15 mm). The highest fruit diameter was in genotype I7 (16.48 mm). The highest stone weight was seen in genotypes G4 (0.95 g) and the highest stone length was related to F1 (21.55 mm). The genotype F12 had the highest leaf length (65.66 mm), but did not have any significant difference with genotype D2, F9, D10, A12 and A10. The genotype F12 had the highest leaf width (14.77 mm). In evaluating the qualitative traits of fruit, most genotypes had symmetrical shape and about one third of genotypes were partly symmetric, while there was not seen any asymmetric shape among genotypes. Correlation analysis showed that there is a significant correlation between the majorities of measured traits. According to the results, the highest correlation was observed between stone weight and stone diameter (r = 0.86). In cluster analysis, 32 genotypes were divided into six main clusters in the distance of 0.68. Based on the factor analysis, the data of this study have four main factors, in which justified about 91% of the total variance. Analysis of the principle component confirmed the existence of high morphological variability among the genotypes.

    Conclusion

    According to the results of this study, there was a highly genetic diversity among olive genotypes located in Hashemabad Gorgan, therefore they could be promising genotypes in propagation programs, breeding, and development of olive commercial orchards and cultivar selection in Golestan province.

    Keywords: Cluster analysis, Factor Analysis, Morphological markers, Olive, Principal component
  • Arezoo Ahmadzadeh Chaleshtori, Ebrahim Panahpour *, Ramin Iranipour, Abdolamir Moezzi Pages 115-130
    History and objective

    Almond is one of the most important orchards products of Chaharmahal va Bakhtiari Province that the most production is in saman area. The objective of this research was nutritional evaluation of almond gardens using DRIS (Diagnostic Recommendation Integrated System) method. Accurate and balance nutrition of almond are the important factors that improve quality and quantity of yield. Regarding sand texture of soil in almond gardens of region and abound average of rainfall, leaching of nutrients around the root, is one of orchards problem in this province. Proper management of fertilizers is one of the factors that can increase the quantity and quality of almond fruit be effective.

    Material and Methods

    In order to evaluation of almond nutritional requirements an experiment was conducted using of Diagnostic Recommendation Integrated System (DRIS) method in the gardens of zayandeh roud river in a length of 60 kilometers and a data bank was provided. In current research 36 gardens were selected and the leaf samples were prepared. The selected leaf samples were washed and grinded for laboratory analysis. The high yield gardens were selected for preparing reference values at the end of growth season and in this case 30 percents of high yield gardens were chooses. The Diagnostic Recommendation Integrated System (DRIS) indexes were estimated and the nutritional requirement orders were determined.

    Results

    The results showed that the order of nutritional requirements of the trees was in the following order: Zn>CU>Mn>S>Cl>Ca>B>N>P>Fe>Mg>K>Mo. According to the results, zinc has the most deficiency in almond trees studied. Then there are copper, manganese, sulfur, chlorine, calcium, boron, nitrogen, phosphorus, iron, magnesium and potassium elements, respectively. In other words, the highest amount was obtained for molybdenum, potassium, magnesium, iron, phosphorus, nitrogen, boron, calcium, chlorine, manganese, copper and zinc respectively.

    Conclusion

    According to the results of the DRIS method and the balance index, the almond gardens studied were not balanced in terms of nutritional status in this study. Among nutrients, micronutrients are scarce due to less use of fertilizers containing it and factors such as steep slope, lightness of soil texture and calcareous of them. And it is necessary to consider and apply necessary measures in order to nutrition needs of almond trees in this area. these actions include: the application of animal fertilizers, the use of a variety of micro-nutrient fertilizers, the use of acidic substances with irrigation water, preferably drip irrigation to improve the calcareous properties of soils and consequently, to increase the absorption capacity of micronutrients.Finally, it can be said that the DRIS method is an effective method for determining the nutritional needs of almond gardens in these areas and is applicable.

    Keywords: Almond, Nutritional balance, DRIS
  • Shahin Jahangirzadeh Khiavi *, Korosh Falakro, Sanam Safaei Chaei Kar, Samar Ramzi, Ehsan Kahneh Pages 131-147
    Background and objectives

    Tea (Camellia sinensis (L.) O. Kuntze) is one of the most important crops in nourth of Iran. Todays, many tea plants are being destroyed for various reasons, so having information about their genetics is helpful in designing breeding programs to reach appropriate plants for specific purposes. Therefore, in this research, the genetic diversity of some tea genotypes were identified in major cultivation regions of this crop in nourth of Iran with comparison by eight imported clones.

    Materials and methods

    In this study genetic diversity of 42 tea plants were investigated by useing of two morphological and ISSR markers. Morphological study was performed by descriptor that registered form for tea and 31 traits were checked out. After selecting young and well expanded leaves, their genomic DNA were extracted and 10 ISSR primer were used for investigation of genetic relationships between 42 tea genotypes. Collected data was analysed by Euclidean distances for Morphological markers and SM similarity coefficient for ISSR and clusters were designed based on UPGMA algorithm. PCA anayesd were done by SPSS.

    Results

    Comparative analysis on 31 morphological characteristics in tea genotypes and clone showed moderate variations and showed a narrow range. In cluster analysis at a difference of 6.6, the samples were divided into six groups; the main group consisted of the sixth group, which contained 88% of the samples. The results of PCA on morphological characters showed that the first, five principal components accounted for 54.21% of the total variance. Used of 10 ISSR primers produced 92 scorable bands that 72 of them were showed polymorphism pattern (78.26%). The PIC analysis showed ranging from 0.43 to 0.50. cophenetic test showed that SM similarity coefficient and UPGMA algorithm was the best for cluster analyses. According to ISSR data calculated similarity were range between 0.28- 0.93. In cluster analyses, samples at similarity 0.55 divided to four group that fourth group was the main created group and coverd 66.66% of samples. The results of PCA on ISSR data showed that the first, five principal components accounted for 72.98% of the total variance.

    Conclusion

    A significant variability was observed in the selected tea genotypes at morphological and molecular levels. Morphological study showed that distribution of tea plant in the past, although based on desirable characteristics, but due to the limited initial source of this plant, there is little variation among the genotypes of the regions. In relation to the ISSR marker, the polymorphism percentage and t polymorphic information content from the primers used in this study indicate the ability of these markers to differentiate the tea genotypes. From these results it could be understood that these series of characters and primers can distinguish genetic differences very well. Using these markers, genetic variation was observed between the genotypes of tea, but this diversity was not such as to be able to disrupt the genotypes of different regions. It seems that this separation could be achieved by increasing the number of primer combinations and using other markers such as SSR and SNP. Also, the results of this study showed that Iranian tea genotypes have high genetic variation because they are mostly reproduced sexually.

    Keywords: Camelia, Primer, Polymorphic Information Content (PIC), Cluster analysis, genetic diversity
  • Majid Abbaspoor * Pages 149-162
    Background and objectives

    Foxtail millet (Setaria italica L.) is cultivated world wide for human and animal consumption. Because of drought and salt tolerance, millets can be cultivated in the areas affected by drought and salt stress conditions in the country. Weeds are the major obstacles in increasing the productivity of millets. Since now, there has been no remarkable research and suitable herbicides available for weed control in foxtail millet fields during the post-emergence stage. In the present study, we investigated the efficacy of some herbicides on weeds grown in the field and their safety on foxtail millet simultanously.

    Materials and methods

    A field study was conducted to evaluate the efficacy of herbicides for weed control in foxtail millet (Setaria italica L.) in Agricultural and Natural Resources Research and Education Center of Khorasan Razavi Province, in Mashhad in 2012 growing season. The experiment was conducted in a completely randomized block design with four replications. Treatments were consisted of the post emergence application of dual purpose herbicides including: metsulfuron-methyl+ sulfosulfuron (Total® WG) 32 g active ingredient (a i) ha-1, sulfosulfuron (Apirus® WG) 19.95 g a i ha-1, oxadiazon (Ronstar® SC) 1000 g a i ha-1, mesosulfuron+ idosulfuron (Atlantis® OD) l8 g a i ha-1, isoprotron+ diflophenican (Panther® SC) 1100 g a i ha-1, anilofus+ ethoxysulfuron (Sunrice Plus® EC) 945 g a i ha-1, oxadiargyl (Topstar® 30 EC) 1200 g a i ha-1, and grass killers including: fenoxaprop-p-ethyl (Puma Super®) 55.2 g a i ha-1, diclofop-methyl (Illoxan® EC) 867.5 g a i ha-1, pinoxaden (Axial® 100 EC) l50 g a i ha-1, clodinafop (Topik® 240 EC) 192 g a i ha-1, pinoxaden+ clodinafop (Traxos® EC) 300 g a i ha-1 plus hand weeding and weedy checks.

    Results

    Results showed Amaranthus retroflexus (L.) Chenopodium album (L.), Portulaca oleracea (L.) were dominant broadleaved weed species and Echinocloa crus-galli (L.) P.Beauv. and Setaria viridis (L.) P.Beauv. were dominant narrowleaved weed species in the field. Density and dry matter of dominant weed species were significantly decreased by dual purpose and grass killer herbicides. Because of severe damage on foxtail millet, application of fenoxaprop-p-ethyl, diclofop-methyl, pinoxaden, clodinafop, pinoxaden+ clodinafop, metsulfuron-methyl+ sulfosulfuron, sulfosulfuron, mesosulfuron+ idosulfuron are not recommended to be used for weed control in foxtail millet fields.

    Conclusion

    Application of oxadiargyl, oxadiazon, isoprotron+ diflophenican, and anilofus+ ethoxysulfuron showed suitable weed control and caused no adverse effect on biological and grain yield of foxtail millet and therefore can be recommended to be used for weed control in foxtail millet fields.

    Keywords: Crop injury, Herbicides, Oxadiargyl, Oxadiazon, yield loss
  • Mostafa Ghasemi *, Shiva Ghasemi, Fatemeh Alsadat Hosseini Nasab, Najmeh Rezaei Pages 163-176
    Background and objectives

    The citriodora Lippia is a shrub of the Verbenaceae family which cultivated in many countries due to its high economic importance. The leaves of this plant as usable part of the plant have essential oils.This essential oil is very valuable in the perfume industry. In addition, the dry leaves of this plant are used as a herbal tea. One of the problems in Iran's soils is the presence of salt stress, which is one of the major limiting factors for agricultural production. Due to the economic significance of Lemon verbena, and the salinity problem that could restrict the cultivation of this plant, this study was conducted.

    Materials and methods

    In this study, the effect of different concentrations of salicylic acid on salinity tolerance Lemon verbena were investigated. Factors included salinity in four levels (0, 50, 100 and 150 mM sodium chloride) and salicylic acid at three levels (0, 0.5, 1 mM) with 3 replications.

    Results

    The results showed that salinity effect on all parameters was significant except for the relative water content of leaves. The effect of salicylic acid on all parameters except leaf dry weight, leaf relative water content and activity of peroxidase enzyme was significant. In salinity stress conditions, leaf dry weight, stem height, chlorophyll content decreased significantly. The percentage of weight loss in treatments 50, 100 and 150 mM was 10.36, 24.4 and 30.12%, respectively. The highest amount of proline, carbohydrate, antioxidant enzymes and ion leakage was observed in severe stress treatments. So that the highest ion leakage (78.77%) belonged to salinity 150 mM and the lowest amount (52.55%) was obtained in no salinity conditions. The difference between treatments of salinity of 50 and 100 mM was not statistically significant. Application of salicylic acid increased stem height, activity of antioxidant enzymes, chlorophyll, carbohydrate, proline and essential oil percentage. The concentration of 1 mM salicylic acid significantly increased stem height, soluble sugars, chlorophyll content and proline and reduced the amount of ion leakage of seedlings in Lemon verbena compared to non-foliar application. The highest activity of catalase (95.09 u / mg.fw-1) and peroxidase (26.47 u / mg.fw-1) was observed in salinity of 150 mM and concentration of 1 mM salicylic acid. In terms of essential oil content, the results showed that with increasing salinity up to 100 mM, the percentage of essential oil increased. That is, salinity up to 100 mM concentration did not have a negative effect on the essential oil content and even increased it. But with increasing salinity to 150 mM, essential oil content decreased.In general, salicylic acid spraying, especially concentration of 1 mM, could reduce the effect of salinity stress on Lemon verbena seedlings.

    Conclusion

    In general, salicylic acid spraying, especially concentration of 1 mM, could reduce the effect of salinity stress on Lemon verbena seedlings.

    Keywords: Lemon Verbena, Electrolyte leakage, Proline, Antioxidant enzymes
  • Sedighe Paroon *, Gholamreza Yavari, Maryam Rezazadeh Pages 177-189
    Background and objectives

    The agriculture section as a subsection of our economy receives the most impact under the climate fluctuations. Climate change is an unsustainable factor affecting the yield of agricultural crops. Therefore, recognition of climate parameters and their effect on crops is one of the most important factors in increasing yield. Vegetable production globally, as a wage-earning profession, is very effective in improving the general public's economy. The inadequate use of potential climatic facilities causes the destruction of natural resources and the wasting of the national capital. The purpose of this study was to evaluate the yield and production of onion and tomato products due to climate change and its prediction for 2025-2100 in Hormozgan province.

    Materials and methods

    In order to more accurately estimate the function of the reaction of the yield of horticultural products to the climatic components, the climatic indices of Hormozgan province were divided into two climatic regions. Region (1) includes Minab, Hajiabad, Rudan and region (2) includes Bandarlenghe, Band-Abbas, Qeshm and Jask. The yield function of two products, onion and tomato, in the two regions under study was estimated using panel data and Eviews software. Then, using the weather forecasting scenarios, the yield and production of vegetables (onion and tomato) for the years 2025 to 2100 were predicted. Agricultural and climatic data were collected during the years 2003- 2017.

    Results

    Results showed that the temperature has an opposite effect and rainfall and humidity has a direct effect on the yield of onion and tomato. The most important factor affecting onion production in both regions is the temperature. On the tomato production, the humidity factor in the region (1) and the factor of temperature and humidity in the region (2) are almost the same in terms of effect level. The difference is that the temperature has a negative effect and the humidity has a positive effect on the performance. The negative effect of temperature on the onion yield was higher than that of tomato. The negative effect of temperature on onion production in the region (2) has a higher intensity than the region (1). Performance prediction up to 2100 showed that yield of onion reduce more than yield of tomato. the yield reduction in the region (2) is higher than the region (1). In contrast, the tomato production in the region (1) is higher than the region (2). According to the decline in the yield of two products, the production cuts for both products has been predicted in both regions until the year 2100.

    Conclusion

    According to the negative effects of climate change on the products under study, we should provide solutions to avoid the harmful effects and to adapt to the climatic conditions. This includes changing the region's cultivation pattern, managing optimal resources and producing climate change resistant seeds. Therefore, it can be stated that the region (1) has a comparative advantage in the production of onion and the region (2) in the production of tomato.

    Keywords: Climate factors, Functional Reaction Function, Panel Data, Climate Prediction Scenario
  • Sanaz Rajabi Khamseh *, Abdolrazagh Danesh Shahraki Pages 191-207
    Background and objectives

    Oil of linseed are used in various industries. linseed seeds contain bioactive components which reduce formation of cancerous colonies. Drought is one of the factors that reduces the crop production in most part of the world. These days several techniques are used in order to increasing plants tolerance to drought. One of these methods is seed pretreatment with plant growth promoting bacteria. These bacteria through mechanisms such as phosphate and potassium dissolution, nitrogen fixation, production of siderophore and growth regulators, production of hydrolytic enzymes and exopolysacharides increase tolerance and yield of crops under stressful conditions. Since water deficit is one of the main limiting factor of production in Iran and the use of chemical fertilizers caused much environmental pollution, so this study was conducted to investigate the effect of bio fertilizers as plant growth promoting bacteria on linseed under water deficit condition.

    Material and methods

    This study was carried out in split plot experiment based on randomized complete block design with three replications in 2015 at the research farm of Shahrekord university. Factors were irrigation in three levels (full irrigation, 75 and 50 percentage of full irrigation) and bacteria in seven levels (control, Bacillus sp strain1, Bacillus sp strain2, Bacillus amyloliquefaciens, Azotobacter Chroococcum, Pseudomonas putida and Azospirillium lipoferum). Applying of stress began from stem elongation. In ripening stage, grain yield and amount of P, Fe and Zn nutrients in grain were measured. After crop harvesting EC, pH, P, Fe and Zn of soil also were measured. Analysis of variance and correlation between traits used by SAS software, means comparison by LSD and interaction were carried out by slicing.

    Results

    Interaction of irrigation and bacterial inoculation on grain yield, P percentage and concentrations of Fe and Zn in grain and soil EC were significant. Bacterial treatments in three irrigation levels showed the highest grain yield, P percentage in grain, concentrations of Fe and Zn in grain and soil EC while control treatments showed the lowest amount. Amount of nutrients in soil increased by increasing stress levels. Also, bacterial treatments had the lowest nutrients of soil in comparison with control treatment. Among bacterial treatments Bacillus sp strain1, Bacillus amyloliquefaciens and Azotobacter Chroococcum were more effective while Azospirillium lipoferum was not. Significant negative correlation between P percentage in grain and concentrations of Fe and Zn in grain with concentrations of P, Fe and Zn in soil was observed.

    Conclusion

    The use of plant growth promoting bacteria by increasing nutrients absorption from soil can increase grain yield. In fact, growth promoting bacteria by absorbing soil nutrients and contributing their absorption by plant may reduce the amount of soil nutrients.

    Keywords: Microorganisms, Nutrient elements, Oil, PGPR, production
  • Ghasem Eghlima, Mohsen Sanikhani *, Azizollah Kheiry, Javad Hadian, Mitra Aelaei Pages 209-226
    Background and objectives

    The licorice is a perennial herb of the Fabaceae family, which is native to the Mediterranean, south of Russia and Asia, but is now cultivated throughout Europe, the Middle East and Asia. This plant grows in different regions of Iran. Although, from north to south of Iran, licorice carcasses come to the car, but since this plant is extracted from the ground, it gradually decreases in nature, so that in southern provinces of the country, especially the provinces of Fars and Kerman, this plant danger of extinction, so special attention is increasingly given to maintaining the heritable reserves of this plant more and more. quantitative and qualitative study of this plant in the natural habitats of different regions of the country has a significant role in identifying the best ecotypes for cultivation and domestication of this medicinal plant.

    Materials and methods

    In order to study the diversity of morphological and functional traits of different populations in Zanjan climate, after collecting populations in autumn, they were cultivated in a randomized complete block design with 5 replications. Morphological and functional traits of different populations were evaluated late in the growing season. Plant height, plant width, leaf length, leaf width, leaf number, leaf length, leaflet width, lateral branch, main stem diameter, fresh shoot weight, root fresh weight, shoot dry weight and root dry weight, ratio Root to shoot, shoots yield, root yield, total phenol, total flavonoid and Glycyrrhizic acid were investigated. Data were analyzed using SAS and SPSS software. For cluster analysis, the cluster analysis was performed by input method and factor analysis was done using the Variomax rotation method.

    Results

    The results of analysis of variance showed that there was a significant difference among 22 licorice populations for all studied traits at 1% level. The highest plant height in population AH (9 cm) was the highest plant width in population E (86.6 cm), the highest fresh weight in the population D (400.4 gr / plant), the highest root fresh weight in population E (356.2 gr / Plant) had the highest shoots yield in the population D (643.75 gr / m2) and the highest root yield in population E (692.25 gr / m2) and the highest percentage of Glycyrrhizic acid in population D (8.3%). The root yield was significantly correlated with plant height, plant height, main stem diameter, leaflet length, lateral branch number, fresh weight of shoot, root fresh weight, dry shoot weight, root dry weight, shoot yield, total phenol, total flavonoid and glycyrrhizic acid. There was a positive and significant correlation between dry weight ratio of root and shoot in 5%, but no significant correlation was observed between leaf length, leaf width, leaf number and leaf width. Based on the results of cluster analysis, 22 populations were divided into four main groups. Factor analysis showed that the first four factors were able to justify 84.184 percent of the total variance.

    Conclusion

    The overall results of this study showed that there is a great diversity among the studied populations on the basis of morphological and functional traits. According to the results of D, E, MS, SH, SP, and TF populations, they have desirable traits and proper yields and were identified as the most desirable populations in this research, which indicates high genetic potential among different populations and which can be considered as superior populations in breeding projects in order to create high quality and desirable food industries and the medicine was used.

    Keywords: Glycyrrhiza glabra L, Morphological diversity, Cluster analysis, Principle coordinate analysis
  • Zeinab Mohammadi, Pejman Azadi, Marzieh Ghanbari Jahromi *, Saeed Ghalebi Pages 227-243
    Background and purposes

    Due to the lack of water in different regions of Iran, the introduction and use of indigenous species with valuable ornamental features such as mullein (Verbascum thapsus) is very important. V. thapsus is a perennial and evergreen herb belonging to the Scrophulariaceae family, which like other ornamental plants, can be affected by drought stress in the green space. Drought is an environmental stress that induces adverse effects on most stages of growth, structure and activities of plants. The response of plants to environmental stresses is different in morphological, cellular and molecular levels. Therefore, the present study was conducted to investigate the effect of drought stress on morphological, physiological and biochemical characteristics of V. thapsus during two stages of vegetative and reproductive growth.

    Materials and Methods

    In the present study, the reaction of V. thapsus to drought stress and its effect on vegetative and reproductive stages were investigated. The experiment was carried out as factorial in a completely randomized design with two factors as drought stress in 5 levels (control (0.3), 2, 5, 10 and 15 bar) and plant growth stages at two levels (vegetative and reproductive). For this purpose, shoot and root fresh weight, burn and wilt condition, leaf chlorophyll, activity of antioxidant enzymes and proline were measured.

    Results

    The highest and lowest irrigation interval in both vegetative and reproductive stages was respectively found in 15 bar and control. The water volume used in vegetative stage was higher than reproductive stage. Shoot and root fresh weight in was reproductive stage was more than vegetative stage. The highest fresh weight of shoots was reported under drought stress in control and 2 bar and the lowest amount was observed in 15 bar, but the highest root fresh weight was observed in 5 bar. The highest percentage of leaf burns and wilt was observed in treatment of 15 bar × reproductive stage and its lowest in the treatments of control × vegetative stage and control × reproductive stage. Total chlorophyll in reproductive stage was more than vegetative stage. Also, the highest total chlorophyll was observed under drought stress in control and 2 bar and the lowest was found in 15 bar. The highest activity of superoxide dismutase and catalase was observed in 15 bar × reproductive stage and its lowest value was recorded in control × vegetative stage. Proline in reproductive stage was greater than the vegetative stage. The highest and lowest amount of peoline was observed in 15 bar and control, respectively.

    Conclusion

    The results of the research showed that the drought stress up to 5 bar did not cause significant changes in the plant, but increasing the intensity of drought stress from 5 bar to 10 bar induces the significant change of most traits in the plant. Therefore, with applying an appropriate plan, we can reduce the water use from 570 m3 (control) to 130 m3 (5 bar) during the vegetative stage and 500 m3 to 140 m3 for reproductive stage.

    Keywords: Verbascum thapsus, Growth stages, Drought stress, Antioxidant enzymes
  • Hossein Sharifzadegan *, Mansour Gholami, Mohammad Reza Naeini Pages 245-261
    Background and objectives

    Soil salinity due to sodium chloride is one of the problems in pistachios in the country And this problem whit The shortage of water supplies is intensifying. in this case Using the Resistant Rootstosk and proper nutrition plays an important role. The role of nutrition with zinc compounds in reducing oxidative damage in salinity stress in plants is not clearly understood. The nutritional effects of zinc containing compounds on the growth rate of some Plant species exposed to salinity are reported by various researchers. But little information is available on its effect on the various characteristics of pistachio Rootstosks. The present study aimed to investigate the effect of zinc sulfate treatment on some physiological, biochemical and pistachio growth factors under salinity stress and its goal is to reduce the harmful effects of salinity stress in the soil. Materials and Methods The experiment was conducted as a factorial With three replications in the Research greenhouse of The park organization of Qom municipality in 2017-2018. Number of 1512 pistachio seeds of Badamimi Zarand and Qazvini from Pistachio Research Institute of Iran were prepared And germinated. For accurate monitoring, Nutrition with zinc sulfate on seedlings was fed with Hooglund's 50 percent solution in greenhouse conditions and hydroponic culture until it reached height and growth. Grown seedlings were exposed to four levels of salinity including zero (control), five, 10, 15 (ds/m) sodium chloride and three levels of zinc sulfate from the source of ZnSO4.7H2O containing zero (control), one and five mM. The seedlings were transferred to Bu-Ali Sina University's Department of Horticulture .Seedlings height, leaf fresh weight, calcium molar fraction in root, root sulfohedril groups, root membrane permeability, zinc ion leakage and malondialdehyde levels in leaf were evaluated.

    Results

    Increased sodium chloride concentration up to 15 (ds/m)No application of zinc sulfate Reduced traits of seedlings height ( Badami Zarand, 64.2%, Qazvini 53.3%), The fresh weight of leaf (Badami Zarand 64.7%, Qazvini 55.5%), Fraction of calcium molar in the root (Badami Zarand 54.5%, Qazvini 50%), And roots of sulfohydryl root (Badami Zarand 29.6%, Qazvini 14.3%) Compared to control treatment. With increasing salinity levels up to 15 dS / m Permeability of root membran, zinc Ion leakage and the level of malondialdehyde increased in the leaf. The consumption of zinc sulfate increases the fresh weight of the leaf, Seedlings height, Calcium molar fraction in the root, and concentration of sulfohedril groups in the roots. The application of zinc sulfate resulted in the lowest permeability of root membrane among all treatments in Qazvin (53%). The interaction of zinc sulfate treatment 1 mM and salinity stress of five (ds/m) would reduce zinc ion leakage (Badami Zarand 14.3%, Qazvini 2.2%) Compared to control treatment. The highest amount of malondialdehyde (DW) molg-1μ 5/2) In salinity treatment, 15 (ds/m) No application of zinc sulfate In the rootstock of Badami Zarand, all treatments were observed.

    Conclusion

    The results indicated a positive effect of zinc on increasing plant resistance and better control of free radicals in salinity stress Particularly at levels of 10 and 15 (ds/m). The rootstock texture of Qazvin compared to the Badami Zarand has a higher concentrations of sulfohedril groups (Bdami zarand 11.33%, Qazvini 191.83%).And the ionic leakage is lower (Zarand 87/15 μg.g-1 root4h-1, Qazvini, 61/4 μg.g-1 root4h-1). Accordingly, Qazvini rootstosk is more stable than the Badami Zarand rootstok Because it has the highest level of malondialdehyde in leaves, it is more resistant to sodium chloride stress And Qazvini rootstock can be introduced to the salt stress according to the climatic conditions of each region as a stable base.

    Keywords: Zinc, salinity stress, sodium chloride
  • Vahid Akbarpour *, Kamran Ghasemi, Mehdi Mohammadi Azni Pages 263-281
    Background and objectives

    Garlic is one of the excellent medicinal plants, used thousands of years ago. In addition to essential oils and valuable secondary metabolites, this plant contains elements such as sulphur and silicon. These elements, in addition to creating favorable drug properties, cause the plant to resist biological and non-biological stresses. Therefore, the use of these elements can have beneficial effects on the yield and medicinal properties of this plant. In the present study, the effect of sulphur and silicon on yield, yield components, photosynthetic parameters, nutritional elements and some phytochemical parameters of garlic plant were investigated.

    Materials and methods

    This experiment was conducted as factorial based on randomized complete block design with two factors of sulphur (at three levels of zero (S0), 15 (S15) and 30 (S30) liters per hectare) and silicon (at three levels of zero (Si0), 2 (Si2) and 4 (Si4) liters per hectare) with three replications. The treatments were applied as fertigation with intervals of 7-day, three times. At the end of experiment, traits such as yield, single garlic bulb weight, clove weight, length and width of bulb and clove, number of cloves, photosynthetic parameters (includes percentage of leaf relative humidity, transpiration velocity, stomatal conductance, stomatal conductance versus water vapor, carbon dioxide uptake ratio, photosynthetic active radiation of below and above the leaf, and photosynthetic active radiation of the environment) were recorded. Also, phytochemical properties (including antioxidant activity, total phenol, total flavonoid and caffeic acid) were evaluated. Data analysis was performed using SAS software and mean comparisons were done through Duncan's multiple range test at 1 and 5 percent probability level.

    Results

    The results showed that the use of fertilizer treatments (sulphur and silicon) in comparison to control (non-fertilizer application) increased in all studied traits. Application of S15Si0 treatment had a superiority in evaluating yield and yield components, or didn’t show significant differences with treatments having higher sulphur and silicon content. The highest amount of photosynthetic active radiation of the below the leaf, environment and above the leaf were obtained in S15Si4 treatment. The rate of carbon dioxide absorption in the S15Si0 treatment was highest, and at the same level with S30Si2, statistically. The highest rate of transpiration was achieved with application of S30Si2 treatment. Also, the use of S30Si4 treatment increased the amount of water vapor and relative humidity of the plant. In the case of nutrition elements, it can be concluded that the highest amount of nitrogen were obtained from S30Si2 treatment, the highest amount of phosphorus, potassium and calcium were obtained from S0Si4 treatment and the highest Sulphur and silicon concentrations in S0Si2. The application of S15Si4 treatment also resulted in the highest amounts of magnesium production, which was at a statistical level with S0Si4, S15Si0 and S30Si2 treatments. The highest level of antioxidant activity was related to S15Si2 treatment. Also, the highest total phenol was obtained by S0Si2 treatment. Maximum content of total flavonoid was observed in S30Si2 treatment. The highest amount of caffeic acid was obtained in S0Si0, S15Si0 and S30Si0 treatments with 20.9, 20.2 and 20.2 mg / kg dry weight, respectively; which had no significant difference with S0Si4 and S30Si2 treatments.

    Conclusion

    In order to produce the highest amount of dry matter, as well as producing the highest quality of garlic in terms of the amount of active substances in the pharmaceutical industry, the application of elements such as sulphur and silicon can be very important; so that the lack of these elements will reduce the qualitative and quantitative characteristics of this plant.

    Keywords: Antioxidants, Caffeic acid, Flavonoid, Garlic
  • Akhtar Yousefi, Nasser Ghaderi, Jalal Khorshidi * Pages 283-298
    Background and objectives

    The most regions of Iran are arid and semi-arid and electrical conductivity of irrigation water in these regions is high and often is salty. The improvement of saline water and soils is costly and time-consuming and it is practically impossible. Therefore, it is necessary to evaluate the tolerance of various plant species and cultivars to salinity for cultivation in these areas. Strawberry is one of the small fruits which has a high demand in the market due to high nutritional value and favorable taste. Strawberry has various cultivars with different yield and sensitivity to stress. Therefore, this research evaluated the sensitivity of "Aromas" cultivar to different levels of electrical conductivity of the nutrient solution.

    Materials and methods

    In order to evaluate the effect of different levels of electrical conductivity of nutrient solution on morphological, yield, physiological and biochemical characteristics of "Aromas" cultivar of strawberry, an experiment was performed as pot based on the completely randomized design in the Research Center of Strawberry Breeding and Improvement of the University of Kurdistan. The culture media was cocopeat perlite with equal ratio and the nutrient solution was modified Hoagland. Different levels of electrical conductivity of a nutrient solution (0.7, 2, 3, 4 and 5 dS/m) were prepared by adding sodium chloride. Frozen leaf samples were used for physiological and biochemical evaluations. Then, at the end of the experiment period, the functional characteristics of plants were measured and the obtained data were analyzed by SAS software and mean comparison was done by the LSD method.

    Results

    The results of variance analysis showed that the electrical conductivity of the nutrient solution had a significant effect on all of the measured traits. The highest mean number of leaf, leaf area, leaf dry weight, root volume, root dry weight, number of crown, crown dry weight, dry weight of whole plant, number of fruit, single fruit weight and total fruit yield belonged to control plants (irrigated with nutrient solution with electrical conductivity of 0.7 dS/m) and with increasing electrical conductivity of nutrient solution, the amount of mentioned factors decreased. Moreover, the highest relative water content of leaf, membrane stability index, total soluble proteins, chlorophyll, carotenoids and potassium of leaf belonged to 0.7 dS/m treatment. While the highest total soluble carbohydrates, proline, hydrogen peroxide, the activity of peroxidase and superoxide dismutase enzymes, malondialdehyde and sodium of leaf were observed in plants that received a nutrient solution with electrical conductivity of 5 dS/m. The slope of yield loss was 49.02 for each unit of electrical conductivity of nutrient solution and the salt tolerance threshold of this cultivar was less than 2 dS/m based on total fruit yield and biomass.

    Conclusion

    Overall, based on the findings of this research, the "Aromas" cultivar was strongly influenced by the electrical conductivity of the nutrient solution and its morphological, physiological, biochemical and yield properties changed significantly. Based on the observations, it seems that Aromas cultivar is not able to withstand high electrical conductivity of the nutrient solution and to achieve optimal performance of this cultivar, nutrient solutions with electrical conductivity of less than 2 dS/m should be used.

    Keywords: Peroxidase, Proline, Salinity, Carbohydrate, Fruit weight