فهرست مطالب

محیط زیست جانوری - سال یازدهم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال یازدهم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 55
|
  • سامان فلاحتی، کامران شایسته*، پیمان کرمی صفحات 1-8

    منطقه حفاظت شده قلاجه به عنوان یکی از مهم ترین زیستگاه های جنگلی زاگرس در استان کرمانشاه برای بزرگ ترین گوشت خوار ایران شناخته می شود. این مطالعه باهدف مدل سازی پراکنش خرس قهوه ای (Ursus arctos) با روش حداکثر آنتروپی (مکسنت) در منطقه حفاظت شده قلاجه انجام گرفت. به این منظور 168 نقطه حضور در بازه یک ساله (96-97) برای مطالعه زیستگاه گونه جمع آوری شدند. تعداد 13 متغیر محیط زیستی شامل جهت شیب، رطوبت، ارتفاع، فاصله از نقاط حضور عشایر، فاصله از آبراهه، فاصله از باغ، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، فاصله از روستا، اکوتون، شاخص بار گرمایی، شاخص تراکم پوشش گیاهی و شیب به عنوان متغیر اکولوژیک تاثیرگذار بر روی گونه استفاده شدند. اعتبار مدل از سطح زیر منحنی (AUC) اندازه گیری شد که مقدار آن برابر 0/86 محاسبه گردید که نشان دهنده قابلیت بالای مدل در تفکیک زیستگاه مطلوب و نامطلوب از یکدیگر است، هم چنین نتایج حاصل از بررسی اهمیت متغیرهای زیستگاهی با استفاده از تحلیل جک نایف نشان داد که مهم ترین متغیر ها در انتخاب زیستگاه خرس قهوه ای در منطقه حفاظت شده قلاجه به ترتیب فاصله از رودخانه، فاصله از باغ و شاخص تراکم پوشش گیاهی هستند.

    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، منطقه حفاظت شده، قلاجه، مطلوبیت زیستگاه، کرمانشاه
  • رقیه کوهسار*، حسین وارسته مرادی، حمیدرضا رضایی صفحات 9-14

    شناخت عادات غذایی حیوانات برای درک اکولوژی گونه ها امر مهمی است. توزیع، در دسترس بودن و کیفیت منابع غذایی بر موفقیت تولیدمثلی خرس قهوه ای اثرگذار است. هم چنین، تخریب زیستگاه و محدودیت های زیستی متعاقب آن (ازجمله کاهش جمعیت طعمه و کاهش امنیت زیستگاه) باعث شده است که جمعیت خرس قهوه ای کاهش یابد. هدف از این پژوهش، بررسی رژیم غذایی بهاره خرس قهوه ای در پارک ملی گلستان بود. در جریان عملیات صحرائی و پیدا کردن مکان های مدفوع خرس قهوه ای، نمونه های جمع آوری شده به آزمایشگاه منتقل و کدگذاری شدند. سپس، مدفوع با خیساندن از هم باز شده و بقایای طعمه موجود در آن ها تفکیک و شناسایی شد. درصد حضور هر ماده غذایی در میان کل مدفوع مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در فصل بهار بیش ترین وزن خشک ماده غذایی در مدفوع خرس قهوه ای متعلق به گیاهان علفی بود. هم چنین، خرس ها در اوایل این فصل از حشرات و در طول فصل بهار نیز از مهره داران مختلف تغذیه کردند. با توجه به نتایج، گیاهان علفی در این فصل بیش ترین فراوانی را در بین مواد غذایی مصرفی خرس داشتند (60%). در بین مهره داران مصرفی خرس نیز مو مرال، مو کل و بز و مو خرگوش دارای درصد وقوع مشابهی بودند (5/17%). نکته قابل توجه در این فصل وجود مو الاغ در موادغذایی مصرفی خرس قهوه ای بود که از طریق لاشه خواری یا شکار به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که خرس قهوه ای در پارک ملی گلستان منابع غذایی متفاوتی دارد به طوری که می تواند درصورتی که فعالیت های بشری زیستگاه این جانور را تخریب نکند، جمعیت خود را ارتقاء بخشد.

    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، پارک ملی گلستان، عادات غذایی
  • رمضان جمشیدی، جلیل ایمانی هرسینی*، مهدی رمضانی، برهان ریاضی صفحات 15-22
    مدل سازی زیستگاه، به عنوان ابزار پشتیبان تصمیم گیری در مدیریت گونه ها سبب می شود تا بتوان علاوه بر آگاهی از عوامل زیست محیطی تاثیرگذار بر مطلوبیت زیستگاه یک گونه و ترتیب اهمیت آن ها، زیستگاه های مطلوب برای گونه را در سطح مناطق تحت حفاظت مشخص نموده، نسبت به اتخاذ اقدامات مدیریتی مناسب اقدام نمود. در این مطالعه بررسی مطلوبیت زیستگاه و تعیین مهم ترین عوامل موثر بر حضور جبیر در پارک ملی کویر با استفاده از الگوریتم حداکثر آنتروپی مورد بررسی قرار گفت. مدل سازی براساس 78 نقطه حضور جبیر در پارک ملی کویر و چهار گروه متغیر محیطی شامل متغیرهای فیزیوگرافی، پوشش اراضی، انسانی و اقلیمی با کارایی پیش بینی عالی و مقدار AUC برابر با 0/992 انجام شد. براساس نتایج مساحت زیستگاه های با مطلوبیت بالا و متوسط برای جمعیت های جبیر در پارک ملی کویر به ترتیب در حدود 456/65 و 679/05 کیلومترمربع برآورد شد. تاثیرگذارترین متغیر در توسعه مدل پراکنش جمعیت های جبیر در پارک ملی کویر، مربوط به متغیر فاصله از منابع آبی (چشمه ها و آبشخورها) شناسایی شد و براساس حساسیت سنجی انجام شده تیپ پوشش گیاهی، فاصله تا پاسگاه های محیط بانی، تنوع ناهمواری ها، محدوده سالانه دما و پوشش اراضی ازجمله متغیرهای مهم دیگر در ساخت مدل پراکنش جبیر بودند.
    کلیدواژگان: مطلوبیت زیستگاه، حداکثر آنتروپی، پارک ملی کویر، جبیر (Gazella bennettii)
  • سید سجاد دانشی، فرنگیس سخنگو*، بهروز بهروزی راد صفحات 23-32
    در این مطالعه، هدف بررسی مطلوبیت زیستگاه گونه کل و بز در فصل زادآوری در منطقه حفاظت شده سولک، در استان کهگیلویه و بویر احمد، شهرستان بهمئی، با استفاده از روش هپ بوده است. در حال حاضر بیش  ترین تخریب های زیستگاهی متوجه پستانداران بزرگ جثه به خصوص علف خوارانی مانند کل و بز است لذا حفظ زیستگاه های زادآوری و مطالعه آن ها به خصوص زیستگاه های مطلوب گونه های کم پراکنش مثل کل و بز تاثیر به سزایی بر بقا و تولیدمثل گونه ها خواهد داشت. ارزیابی زیستگاه به عنوان یک راه حل عملی برای انجام این مهم مطرح است با ارزیابی زیستگاه می توان مطلوبیت و تعداد واحدهای زیستگاهی موجود برای زادآوری این گونه را به دست آورد. برای این کار ابتدا منطقه به دو زیستگاه شمالی و جنوبی تقسیم شد. سپس ارزیابی زیستگاه گونه کل و بز در فصل زادآوری به روش HEP و رتبه دهی به متغیرهای مختلف زیستگاهی در دو زیستگاه انجام شد. در انتها نتایج حاصل از این دو مورد مقایسه قرار گرفتند. شاخص های زیستگاهی اندازه گیری شده عبارتند از: تراکم و تنوع پوشش گیاهی، ارتفاع، شیب، جهت، دسترسی به منابع آبی، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از جاده، میزان رفت و آمد شکارچیان، شدت حضور دام در منطقه و طعمه خواری . امتیاز هر شاخص از 1 تا 5 متغیر بود. سپس براساس مطلوبیت زیستگاه، مقادیر HSI برای هریک از بخش ها محاسبه شد.
    کلیدواژگان: زیستگاه، مطلوبیت زیستگاه، منطقه حفاظت شده سولک، کل و بز، خائیز
  • زهرا رودباری، خدیجه نصیری* صفحات 33-38
    حفاظت از ذخایر ژنتیکی با آگاهی از ساختار ژنتیکی و بررسی ژنوم میتوکندری بین و درون گونه ای یک شاخص مناسب از میزان تنوع ژنتیکی جهت مطالعه ژنتیک جمعیت است. از آن جائی که که ژن های غیرکدکننده 16sRNA،12sRNA و tRNA ها عناصر تنطیمی درگیر در همانندسازی و رونویسی میتوکندری می باشند. در این پژوهش توالی های 2  rRNAو 22 tRNA موجود در ژنوم میتوکندریایی شترهای تک کوهانه و دوکوهانه مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیکی قرارگرفت. نتایج نشان دادکه در مقایسه توالی ژن های RNA غیرکدکننده شترهای تک کوهانه و دوکوهانه 46 نوکلئوتید در توالی 16sRNA، 45 نوکلئوتید در 12sRNA و 44 نوکلئوتید در tRNA ها متغیر می باشد که تنها 2 ژن rRNA و 4 ژن از tRNA ها نسبت به تست های تکامل خنثی معنی دار بودند. بررسی پیامدهای ساختاری این نوکلئوتیدهای متغیر با استفاده از مدل سازی تایید کرد که تنها نوکلئوتیدهای متغیر در حلقه D از ژن tRNA-Trp سبب تغییر شکل فضایی ساختار برگ شبدری tRNA تریپتوفان و انرژی آزاد گیبس می شود. براساس تجزیه و تحلیل های این پژوهش ژن های RNA غیرکدکننده ژنوم میتوکندری گونه های شتر حفاظت شده اند.
    کلیدواژگان: ژنوم میتوکندری، اثر انتخاب، حفاظت ژنتیکی، نواحی غیرکدکننده
  • جمیل بهرام پور*، مرتضی ستایی مختاری صفحات 39-46
    حذف گاوهای شیری از گله و جایگزینی آن ها با گاوهای جدید فرایندی پرهزینه است، بنابراین برای کاهش هزینه ها و افزایش میزان سودآوری گله، شناسایی عوامل موثر بر حذف گاوهای شیری ضروری به نظر می رسد. این پژوهش برای بررسی ارتباط بین مولفه های تولیدی و تولیدمثلی با حذف گاوهای شیری انجام شد. داده ها شامل رکوردهای زایش بین سال های 1382 تا 1391 بود. مدل رگرسیون لجستیک برای واکاوی داده ها به کار برده شد. متغیر پاسخ، حذف گاوها، و متغیر پیش بین شامل تعداد شکم زایش، تولید شیر 305 روزه، سخت زایی، سن در اولین زایش، فاصله زایش تا اولین و آخرین تلقیح و فاصله گوساله زایی بودند. نتایج نشان داد که شانس حذف با افزایش تعداد زایش دام ها به طور معنی داری افزایش یافت. هم چنین به جز گاوهایی که در درجه سخت زایی 2 بودند با افزایش درجه سخت زایی ریسک حذف به طور معنی داری افزایش یافت. نسبت شانس حذف برای گاوهایی که تولید شیر بیش تر داشتند و گاوهایی که سن اولین زایش آن ها حدود 24 ماه بود به طور معنی داری کم تر بود. نتایج هم چنین نشان داد که با افزایش فاصله گوساله زایی، روزهای زایش تا آخرین تلقیح و تعداد تلقیح به ازای آبستنی ریسک حذف به طور معنی داری افزایش یافت ولی فاصله زایش تا اولین تلقیح اثری بر حذف گاوهای شیری نداشت. نتایج نشان داد مولفه های تولیدی و تولیدمثلی بر حذف گاوهای شیری تاثیر معنی داری دارد و با مدیریت بهتر می توان ریسک حذف را کاهش سودآوری مزرعه را افزایش داد.
    کلیدواژگان: ریسک فاکتور، گاوهای هلشتاین، تولید، تولیدمثل، حذف
  • پرستو پورغفور لنگرودی* صفحات 47-52
    لپتوسپیروز یکی از شایع ترین بیماری های مشترک بین انسان و دام در سراسر دنیا محسوب می‏ شود. با توجه به گزارش فوت یک کشاورز در گرگان به علت لپتوسپیروزو تلفات غیرعادی جمعیت موش های جنگلی در علی آباد کتول، بررسی لپتوسپیروز در استان ضروری به نظر می رسید. بنابراین، در مطالعه حاضر شیوع سرمی نمونه های Leptospira Interrogans در بین گاوهای استان گلستان بررسی شد. نمونه خون از 505 راس گاو در سنین مختلف در سطح استان گلستان اخذ گردید و به روش میکروآگلوتیناسیون مورد بررسی سرولوژی قرار گرفت. میزان آلودگی گاوها به   باکتری لپتوسپیرا در سنین، جنسو فصول مختلف باروش کای مربع و با استفاده از نرم افزار SPSS بررسی شد. کل نمونه ها، 137 نمونه (27/12) دارای پاسخ سرولوژی مثبت بود که 108 (78/84 درصد)، 25 (18/25 درصد) و 4 نمونه (2/91 درصد) به ترتیب فقط با یک، دو و سه سرووار واکنش مثبت نشان دادند. در نمونه های دارای پاسخ سرولوژی مثبت، 32/75 درصد با سرووار ایکتروهموراژیه، 31/26 درصد با سرووار سرجروهاردجو، 22/22 درصد با سرووار اتومنالیس، 9/15 درصد با سرووار گریپوتیفوزا، 5/27 درصد با سرووار پومونا و 3/50 درصد با سرووار کانیکولا واکنش مثبت نشان دادند. بیش ترین فراوانی (30/99 درصد) در تیتراسیون 1:800 مشاهده گردید. بیش ترین فراوانی در سن 3-2 سالگی (52/63 درصد)، جنس ماده (27/48 درصد) و در فصل تابستان (37/93 درصد) مشاهدهگردید. اما از نظر آماری اختلاف معنی داری مشاهده نشد (0/05<P). عفونت لپتوسپیرایی در سطح استان به طور فعال وجود دارد. هم چنین مقایسه سروتیپ غالب حاکی از تغییر نوع عامل بیماری زا از گریپتوفوزا در سال 2007 به ایکتروهمراژیه در زمان تحقیق حاضر بود.
    کلیدواژگان: لپتوسپیروز، آگلوتیناسیون، گاو، گلستان، ایکتروهموراژیه
  • ربیع رهبر* صفحات 53-60
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر سن اولین زایش بر صفات تولیدی و برآورد مولفه های واریانس و روندهای ژنتیکی و فنوتیپی این صفات در کلاس های مختلف سن اولین زایش گاوهای هلشتاین استان اصفهان بود. در این تحقیق، از رکوردهای 49925 راس گاو متعلق به 64 گله که طی سال های 1385 تا 1394 زایش داشته اند، استفاده شد. سن اولین زایش گاوها که بین 20 تا 36 ماهگی بود به سه کلاس (20/5-23، 5-23/26، 26≤ ماه) تقسیم شد. آنالیز داده ها توسط رویه Mixed در نرم افزار آماریSAS9.2  انجام شد. برای برآورد مولفه های واریانس و ارزش های اصلاحی صفات تولید شیر با روش حداکثر درست نمایی محدود شده براساس مدل دام تک صفتی، از نرم افزارDMU استفاده شد.  میانگین حداقل مربعات تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین به ترتیب 38/2±10270، 1/5±249/2 و 9/4±270/1 کیلوگرم برای کلاس اول، 39/1±10179، 1/6±243/5 و 1/4±267/3 کیلوگرم برای کلاس دوم و 10017/9±44، 4/8±237/1 و 1/6±264/5 کیلوگرم برای کلاس سوم سن اولین زایش بوده و تفاوت آن ها معنی دار بود. مقدار وراثت پذیری این صفات به ترتیب 0/008±0/12، 0/008±0/34 و 0/012±0/23 برای کلاس اول، 0/005±0/14، 31/005±0/0 و 0/007±0/23 برای کلاس دوم و 0/006±0/11، 0/008±0/24 و 0/011±0/21 برای کلاس سوم برآورد شد. بیش ترین میانگین ارزش های اصلاحی صفات تولید شیر مربوط به کلاس های اول و دوم سن اولین زایش بودند که با کلاس سوم تفاوت معنی دار داشتند. نتایج تحقیق حاضر روی گاوهای هلشتاین استان اصفهان نشان داد که کاهش سن اولین زایش می تواند موجب افزایش تولید شیر، چربی و پروتئین و کاهش روند ژنتیکی این صفات گردد.
    کلیدواژگان: سن اولین زایش، ارزش اصلاحی، روند ژنتیکی و فنوتیپی، مولفه های واریانس، گاو شیری
  • مهدی خدایی مطلق*، محمدرضا بهرامی، مهدی میرزایی، محمدحسین مرادی صفحات 61-66
    این پژوهش با هدف مطالعه تاثیر منبع غلات و نسبت متفاوت علوفه به کنسانتره بر فراسنجه های خونی و عملکرد تولیدمثلی در میش های فحل هم زمان نژاد زندی بود. 80 راس میش زندی در چهار گروه مختلف جهت هم زمان سازی فحلی، سیدرگذاری شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1: نسبت بالای علوفه به کنسانتره (35: 65) همراه با جو به عنوان منبع غلات، 2: نسبت بالای علوفه به کنسانتره (35: 65) همراه با ذرت به عنوان منبع غلات، 3: نسبت پایین علوفه به کنسانتره (55: 45) همراه با جو به عنوان منبع غلات، 4: نسبت پایین علوفه به کنسانتره (55: 45) همراه با ذرت به عنوان منبع غلات. در تمام تیمارهای مدنظر هم زمان سازی فحلی انجام شد. پس از برداشت سیدر، میش ها فحل یابی شدند و با قوچ های موجود در گله جفت گیری کردند. پس از زایش فراسنجه های مدنظر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که به جز فراسنجه های BUN و پروژسترون که با تمایل به معنی داری دیده می شود در مورد آنزیم های کبدی، گلوکز و هورمون استروژن در بین تیمارها دارای اثر معنی داری نبودند. نتیجه تحقیق حاضر نشان داد که نسبت بالای علوفه به کنسانتره همراه با ذرت به عنوان منبع غلات در صفات تولیدمثلی دارای موقعیت برتر و بهتری نسبت به سایر گروه های آزمایشی بود.
    کلیدواژگان: هم زمان سازی فحلی، غله، علوفه، میش
  • علی چوری*، سید محمد حسین رضوی، مرتضی دوستی، فرزام فرزان صفحات 67-76
    یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار در ورزش، پایداری زیست محیطی است. هدف از اجرای تحقیق حاضر شناسایی عوامل زیست محیطی و مدیریتی موثر بر توسعه سوارکاری می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و رویکرد انجام تحقیق، آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی، 26 خبره در عرصه ورزش سوارکاری بود. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان (17 نفر) و تحلیل عاملی اکتشاف (0/87) قرار گرفته و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ (0/92) گزارش شد. به منظور شناسایی روندهای موثر بر سوارکاری و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار SPSS25 استفاده شد. یافته ها نشان داد که از بین 25 روندی که در قالب سه پیشران مدیرتی، محیط زیست و کالبدی به صورت طیف لیکرت در اختیار جامعه مورد نظر قرار گرفت، پنج عامل برون سپاری، ورود بخش خصوصی، توسعه گردشگری، حمایت از پرورش دهندگان داخلی و طراحی اماکن با حفظ محیط زیست در سوارکاری شناسایی گردید. مدیریت واحد و اهمیت به صنعت گردشگری اسب می تواند گامی موثر در حفظ محیط زیست با محوریت اسب و توسعه رشد اقتصادی داشته باشد.
    کلیدواژگان: اسب، ورزش سوارکاری، عوامل زیست محیطی، عوامل مدیریتی
  • علی رضا بانشی، اردوان نوروزی اصل، غلامحسین دریا*، سیده مریم موسوی صفحات 77-82
    اختلال در ترشح TSH از غده هیپوفیز همواره یکی از عوارض بحث برانگیز دیابت بوده است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر عصاره خوراکی گیاه شقایق کوهی بر هورمون TSH در موش های نر مبتلا به دیابت در مقایسه با موش های سالم می باشد. در این مطالعه تجربی، 56 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به صورت تصادفی در 7 گروه 8 تایی تقسیم شدند: شاهد، سالم تیمار با عصاره شقایق کوهی به دوزهای 250 و 500 میلی گرم بر کیلوگرم، شاهد دیابتی، دیابتی تیمار با عصاره به دوزهای 250 و 500 میلی گرم بر کیلوگرم و دیابتی تیمار با داروی گلیبن کلامید با دوز 5 میکروگرم برکیلوگرم. دیابت با تزریق تک دوز آلوکسان القاء گردید. پس از گذشت 30 روز نمونه های خون جمع آوری و غلظت TSH سرمی اندازه گیری شد و در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان می داد که میانگین گروه دیابتی+250 به طور معنی داری از گروه شاهد دیابتی بیش تر است (0/001>P)، هم چنین میانگین ها در دو گروه دیابتی+500 و دیابتی+دارو فاقد رابطه معنی دار با گروه شاهد بودند (0/05<P). جمع بندی نتایج حاکی از آن است که، عصاره شقایق کوهی احتمالا قادر به افزایش سطح TSH خون در موش های دیابتی بوده به نحوی که در دوز بیش تر خود می تواند این عارضه را تا سطح گروه شاهد بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: دیابت، شقایق کوهی، TSH، آلوکسان، موش صحرایی
  • مهسا رهاننده*، زیور صالحی، سید محسن اصغری صفحات 83-88

    سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان است و 25درصد تمام موارد سرطان را به خود اختصاص می دهد. در همه سرطان ها از جمله سرطان پستان مراحل رشد، تهاجم و متاستاز وابسته به عوامل درون سلولی متعددی است که یکی از آن ها فرایند رگ زایی (آنژیوژنز) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر پپتید های ضد رگ زایی طراحی شده بر بیان ژن کاسپاز-3 و کاسپاز-9 در موش های Balb/c بوده است. در این تحقیق از نمونه بافت آماده موش های Balb/c ماده استفاده گردید که قبلا به تومور پستان موشی مشتق از رده سلولی 4T1 مبتلا شده بودند(پس از بی هوشی با تزریق درون صفاقی (IP) به مدت 3 تا 5 هفته به پهلوی چپ آن ها پیوند زده شده بود). سپس استخراج TOTAL RNA از نمونه های توموری تحت تیمار با پپتیدهای ضد رگ زایی در غلظت های1 و 10 میکروگرم بر کیلوگرم انجام گردید. سنتز cDNA جهت پایدار کردن مولکول RNA انجام شد. پرایمرها جهت انجام Real time PCR برای هر دو ژن کاسپاز-3 و 9 طراحی و سنتز شد. اختصاصیت اتصال پرایمرها به رشته الگو تایید گردید. سپس تجزیه و تحلیل آماری با نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که اختلاف معنی داری بین تیمارهای هر گروه از پپتید های ضد رگ زایی (VEGB1,VEGB2,VEGB3) در غلظت های 1 و 10 میکروگرم بر کیلوگرم و میزان بیان ژن کاسپاز-3و9 وجود دارد (0/05>p). در واقع هر سه پپتید ضد آنژیوژنز می تواند مسیر سیگنالینگ VEGFR را از طریق تنظیم مقادیر کاسپاز-3 و کاسپاز-9 مهار کند و منجر به افزایش آپوپتوز در تومور گردد.

    کلیدواژگان: رگ زایی تومور، پپتید مهارکننده رگ زایی، کاسپاز-3، کاسپاز-9، ریل تایم
  • محمدامین شهبازی، نواب قبادی* صفحات 89-92
    برقراری مجدد جریان خون در کلیه ایسکمیک موجب آسیب بیش تر به بافت کلیه می شود به نظر می رسد که گزانتین اکسیداز، کاهش غیرقابل برگشت عملکرد میتوکندری، تخلیه انرژی (ATP) و فعال سازی آنزیم های پروتئولیتیک از عوامل تشدید کننده ایسکمی کلیه ها هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی میکروسکوپی آلوپورینول خوراکی بر نارسایی ها و ایسکمی یک طرفه کلیه چپ سگ است. در مطالعه حاضر از 18 قلاده سگ نر بومی استفاده و به طور تصادفی در سه گروه 6 تایی قرار گرفتند. گروه1: به عنوان شاهد، گروه2: ایسکمیک رپرفیوژن، گروه3: ایسکمیک رپرفیوژن با تجویز خوراکی آلوپورینول به میزان 10 میلی گرم به ازای کیلوگرم در روز تا 14 روز متوالی بود. جهت بررسی ایسکمی رپرفیوژن یک طرفه کلیه چپ از مسیر شکمی- میانی استفاده شد سپس نمونه ها از طریق بیوپسی تحت هدایت اولتراسونوگرافی به منظور ارزیابی های میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که افزایش ضخامت کپسول بومن، آسیب های شدید در سلول های اپی تلیال، بزرگ شدگی فضای لومن و بروز کست های هیالنی، نکروز سلولی و جداشدگی غشای پایه در کورتکس و مدولای خارجی، حضور سلول های التهابی در فضای میان بافتی، هموراژی و فیبروز وجود دارد. بنابراین طبق بررسی آلوپورینول به عنوان مهار کننده گزانتین اکسیداز اثر رضایت بخش محافطتی در آسیب های ناشی از ایسکمیک رپرفیوژن ندارد (0/05<P).
    کلیدواژگان: آلوپورینول، ایسکمیک رپرفیوژن کلیه، رادیکال آزاد، سگ
  • ابراهیم گلزار*، بهمن شمس اسفندآباد، جعفر مرشدی، مرتضی نادری، سید علی جوزی صفحات 93-100
    به منظور بررسی روند تغییر شاخص های تنوع گونه ای پرندگان آبزی و کنارآبزی زمستان گذران در دریاچه چغاخور، داده های سرشماری نیمه زمستانه انجام گرفته توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری در سال های 1373، 1378، 1383، 1388 و 1393 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. شاخص های تنوع شانون-وینر، سیمپسون، غنای گونه ای مارگالف و یکنواختی سیمپسون در سال های مورد مطالعه برای گونه های آبزی و کنارآبزی در دریاچه چغاخور محاسبه گردید. بیش ترین و کم ترین مقدار شاخص تنوع شانون به ترتیب در سال 1378 (4/61) و 1388 (4/39) مشخص گردید. ازنظر شاخص تنوع سیمپسون بیش ترین مقدار در سال های 1373، 1378 و 1383 (0/96) و کم ترین مقدار 1388 و 1393 (0/95) تعیین گردید. ازنظر غنای گونه ای مارگالف بیش ترین و کم ترین غنای گونه ای به ترتیب سال 2005 (2/86) و 2015 (2/23) مشخص گردید. از نظر شاخص یکنواختی سیمپسون بیش ترین و کم ترین یکنواختی در دریاچه چغاخور به ترتیب سال های 1995 و 2005 (0/89) و سال 2010 (0/86) تعیین گردید. تعداد گونه های آبزی نسبت به گونه های کنارآبزی بیش تر بود. هم چنین فراوانی پرندگان آبزی نسبت به کنارآبزی نیز بیش تر بود.
    کلیدواژگان: دریاچه چغاخور، پرندگان مهاجر، فراوانی، غنای گونه ای، تنوع گونه ای
  • مونا تاج زاده نمین، تورج ولی نسب*، احسان رمضانی فرد، فریبرز احتشامی صفحات 101-110
    عادات غذایی ماهی گوازیم دم رشته ای (Nemipterus japonicus)، در دوره زمانی 97-1396، به صورت فصلی در دریای عمان مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق محتویات معده 210 عدد ماهی گوازیم دم رشته ای (91 عدد ماده و 119 عدد نر) مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه برخی از شاخص ها مانند شاخص شدت تغذیه  (2/60 درصد)، شاخص خالی بودن معده (43/80 درصد)، میانگین سطح غذایی (4/08) و نرخ غذای مصرفی (9/00 در سال) محاسبه گردید. در مجموع  4 رده تاکسونومیک عمده در محتویات معده این گونه شناسایی و وزن شد. گروه های شناسایی شده شامل بند پایان (سخت پوستان)، سرپایان، ماهیان استخوانی و جلبک های دریایی بودند. بندپایان با 55/75 درصد فراوان ترین اقلام غذایی یافت شده در معده گوازیم دم رشته  ای بود. نتایج شاخص حضور شکار نشانداد که  خرچنگ های خانواده  Portunidae (درصد 61/19) به عنوان غذای اصلی،عقربک Squilla mantis (درصد 28/35) و ماهیان استخوانی هضم شده (20/89 درصد)به ترتیب به عنوانغذای فرعی و اتفاقی تقسیم بندی شدند بیش ترین میزان شدت تغذیه در  زمستان (50/77 درصد) و کم ترین آن در پاییز (35/20 درصد)  به دست آمد. ماهی گوازیم دم رشته ای، علاوه بر گوشت خوار بودن دارای رفتار تغذیه ای هم نوع خواری هم می باشد که در فصل زمستان (3/00 درصد) و فصل بهار (6/00 درصد) مشاهده گردید. نتایج تحقیق حاضر بر مبنایشاخص درصد حضور شکار به گوشت خوار بودن و براساس شاخص شدت تغذیه به متوسط بودن نرخ غذای مصرفی برای ماهی گوازیم دم رشته ای دلالت می نماید.
    کلیدواژگان: ماهی گوازیم دم رشته ای (Nemipterus japonicus)، سطح غذایی، نرخ غذای مصرفی، هم نوع خواری، شمال دریای عمان
  • یاسمین عمادی خراجی، شادی خاتمی*، مهناز کردگاری صفحات 111-116
    این تحقیق با هدف تعیین میزان غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در بافت های عضله و کبد ماهی سنگسر معمولی(Pomadasys kaakan) در آب های جزیره هرمز در سال 1396 انجام پذیرفت. تعداد 16 عدد ماهی سنگسر معمولی صید و به آزمایشگاه منتقل گردید. بعد از زیست سنجی نمونه ها، بافت عضله و کبد جداسازی و هضم شیمیایی انجام شد و با استفاده از دستگاه جذب اتمی مجهز به کوره گرافیتی (varian) میزان غلظت فلز سرب و کادمیوم در بافت ها با دو تکرار اندازه گیری گردید. براساس نتایج به دست آمده میانگین غلظت سرب در بافت عضله و کبد ماهی سنگسر معمولی به ترتیب 0/141 و 0/399 میلی گرم در کیلوگرم وزن خشک محاسبه شد. هم چنین براساس نتایج به دست آمده میانگین غلظت کادمیوم در بافت عضله و کبد ماهی سنگسر معمولی به ترتیب 0/055 و 0/222 میلی گرم در کیلوگرم وزن خشک محاسبه شد. نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در بافت عضله ماهی سنگسر معمولی در منطقه مورد مطالعه پایین تر از حد مجاز استانداردهای سازمان بهداشت جهانی، سازمان غذا و کشاورزی، مرکز ملی بهداشت و پزشکی استرالیا، وزارت کشاورزی شیلات و غذای انگلستان و سازمان غذا و داروی آمریکا بود. بنابراین استفاده از این گونه برای مصارف انسانی مشکلی را از دیدگاه سلامت و بهداشت عمومی ایجاد نخواهد کرد.
    کلیدواژگان: سنگسر معمولی، سرب، کادمیوم، جزیره هرمز، خلیج فارس
  • پریا هوشمند*، حسین رحمانی، سعید اسماعیل پور، سیده محدیث رکابی صفحات 117-124
    به منظور مطالعه برخی خصوصیات تغذیه ای و زیستی گونه Atherina boyeri caspia، تعداد 104 قطعه از این گونه در دو فصل تابستان و پاییز سال 1395 در سواحل شهرستان تنکابن در استان مازندران به روش ماهیگیری با قلاب صید گردید. نمونه ها در فرمالین 10 درصد تثبیت و برای انجام مطالعات مورد نظر به آزمایشگاه منتقل شدند. میانگین طول-وزن این ماهیان در فصل تابستان به ترتیب 10/33 سانتی متر و 6/76 گرم و میانگین طول-وزن در فصل پاییز به ترتیب 10/30 سانتی متر و 7/46 گرم محاسبه شد. رابطه طول-وزن گل آذین ماهی در فصل تابستان و در فصل پاییز به صورت معادله به دست آمد. نتایج حاصل از بررسی فاکتور وضعیت، حاکی از مقدار بیش تر این شاخص در فصل پاییز نسبت به فصل تابستان بود. براساس نتایج به دست آمده از بررسی الگوی رشد پائولی، گل آذین ماهیان در سواحل تنکابن در هر دو فصل تابستان و پاییز دارای رشد آلومتریک منفی بودند که نشان دهنده سرعت کم تر رشد وزن نسبت به طول در این ماهیان است. هم چنین، شاخص خالی بودن معده حاکی از پرخوری نسبی این گونه بود. بررسی شاخص طول نسبی روده حکایت از رژیم غذایی گوشت خواری این گونه داشت. هم چنین بررسی شاخص شدت تغذیه ای نشان داد که این گونه در شرایط مناسب غذایی به سر می برد. شاخص ارجحیت غذایی نشان داد که این گونه از یک غذای اصلی تغذیه نمی کند و فقط خانواده های گاماریده و بوسموریده غذای فرعی آن ها در سواحل تنکابن بودند.
    کلیدواژگان: گل آذین ماهی خزری، دریای خزر، عادات غذایی، رابطه طول-وزن
  • محمد درویشی*، محمد مومنی، سیامک بهزادی، علی سالارپوری، غلامعلی اکبرزاده صفحات 125-132
    خانواده تون ماهیان یکی از گونه های مهم آبزیان اقتصادی در آب های خلیج فارس و دریای عمان محسوب می شوند. از گونه های مهم تون ماهیان در استان هرمزگان می توان به ماهی هوور (Thunnus tonggol)، اشاره کرد. یکی از راه های برداشت مناسب از ذخایر ماهیان، داشتن اطلاعات درخصوص گروه های هم سن و بازگشت شیلاتی آن هاست. نمونه برداری تصادفی از پنج تخلیه گاه عمده صید در استان هرمزگان شامل مناطق جاسک، بندر سیریک، بندرعباس، بندرکنگ و بندر پارسیان از فروردین تا اسفند 1394انجام شد. جداسازی گروه های هم سن (با استفاده از روش باتاچاریا) و الگوی بازگشت شیلاتی با استفاده از نرم افزار FiSAT II، صورت گرفت. نتایج نشان داد که محدوده طول چنگالی نمونه ها 122-32 سانتی متر و میانگین طول ماهیان صید شده طی ماه های مختلف تفاوت معنی دار داشت. میانگین طول ماهیان هوور در طی دوره بررسی 70/87 سانتی متر طول چنگالی به دست آمد. تعداد گروه های هم سن ماهی هوور در ماه های متفاوت، بین 2 تا 6 گروه بود که بیش ترین برداشت از گروه های هم سن متفاوت صورت می گرفت. الگوی بازسازی شیلاتی در طی سال مشاهده گردید اما تنها دارای یک اوج بود. بیش ترین توان نسبی الگوی بازسازی در تیر با 16/63 و پس از آن در مرداد با 15/62 درصد مشاهده گردید. در مجموع نتایج نشان داد که بهره برداری اصولی از ذخایر این گونه صورت نمی گیرد و جهت برداشت بهینه، بازنگری در مدیریت صید این گونه لازم و ضروری است.
    کلیدواژگان: ماهی هوور، الگوی بازگشت شیلاتی، گروه های هم سن، خلیج فارس، دریای عمان
  • قاسم فرخنده شیلسر، محسن صفائی*، احسان کامرانی، تورج ولی نسب صفحات 133-138
    رژیمغذایی وتولیدمثل ماهی شوریده(Otolithes ruber) طی دوره 12 ماهه نمونه برداری، از شهریور1395 تا مرداد 1396 در صیدگاه های دریای عمان (منطقه جاسک) مورد مطالعه قرار گرفت.  در مجموع 600 عدد ماهی شوریده مورد زیست سنجی و کالبدشکافی قرار گرفت. میانگین فاکتور وضعیت و شاخص شدت تغذیه به ترتیب  1/01 و 307/66 به دست آمد و شاخص خالی بودن معده برای جنس های نر و ماده به ترتیب 45/63 و 37/64 بود. هم چنین شاخص وقوع شکار برای طعمه ماهی  75 درصد و برای طعمه اسکوئید 11/6 درصد و برای طعمه میگو 10/2 درصد برآورد شد. در بررسی اقلام غذایی موجود در معده ماهی شوریده طیف وسیعی از نمونه های ماهی استخوانی (انواعی از خانواده شوریده ماهیان، شورت ماهیان، شگ ماهیان، راشکوماهیان و بقایای اسکلت هضم شده ماهی)، سخت پوستان (میگو و مانتیس) و اسکوئید (سرپایان) ترکیبات غذایی در معده ماهی شوریده را تشکیل می دهند. هم چنین نتایج نشان داد از نظر اهمیت و فراوانی طعمه های صید شده انواع ماهی ها صید غالب ماهی شوریده می باشد. نسبت جنسی ماده به نر برای شوریده  1 به 0/72 بود که بیانگر اختلاف معنی دار است و فصل تخم ریزی آن در  بهار به دست آمد.
    کلیدواژگان: ماهی شوریده، تغذیه، تولیدمثل، دریای عمان
  • پریا اکبری*، قربان نامدارعلی صوفی صفحات 139-146
    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر سطوح مختلف عصاره گیاه سالیکورنیا (Salicornia sp) بر عملکرد رشد و ترکیبات شیمیایی ماهی کفال خاکستری (Mugil cephalus) به مدت 60 روز صورت گرفت. در این مطالعه، تعداد 240 قطعه ماهی با میانگین وزنی 0/43±8/42 گرم در یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 20 قطعه در هر تکرار) مورد آزمایش قرار گرفتند. تیمار شاهد (بدون عصاره گیاه) و تیمارهای آزمایشی 2، 3 و 4 به ترتیب دارای 500، 1000 و 1500 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره گیاه در غذا بودند. در پایان آزمایش، بالاترین وزن نهایی 2/03±26/74 گرم، میزان افزایش وزن به دست آمده 14/97±216/85 گرم، میزان رشد روزانه 0/12±0/20 درصد، نرخ رشد ویژه 0/17±1/91 درصد، میزان بقاء 1/14±93/ 60 درصد، کم ترین ضریب تبدیل غذایی 0/11±1/44 درصد، بالاترین راندمان کارایی پروتئین 1/39±9/03 درصد در تیمار حاوی 1500 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره گیاه مشاهده شد که با تیمار شاهد دارای تفاوت معنی دار بود (0/05>P). بیش ترین میزان پروتئین خام و رطوبت در تیمار حاوی 1500 میلی گرم عصاره گیاه بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. در مجموع براساس نتایج این تحقیق افزودن 1500 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره گباه سالیکورنیا به جیره غذایی ماهی کفال خاکستری به منظور بهبود رشد وکیفیت لاشه در این ماهی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: ماهی کفال خاکستری، عصاره گیاه سالیکورنیا، ترکیبات شیمبایی بدن، عملکرد رشد
  • مینا علی محمدی، تورج ولی نسب*، احسان رمضانی فرد، فریبرز احتشامی صفحات 147-154
    مطالعه رژیم غذایی گربه ماهی بزرگ (Netuma thalassina) با بررسی 198 عدد ماهی صید شده در آب های دریای عمان، به صورت فصلی انجام گرفت. در این مطالعه شاخص فراوانی وقوع شکار، شاخص شدت تغذیه، شاخص خالی بودن معده، میانگین سطح غذایی و نرخ غذای مصرفی محاسبه گردید. در مجموع 6 رده تاکسونومیک عمده در محتویات معده این گونه شناسایی شد. گروه های شناسایی شده شامل بندپایان (سخت پوستان عالی و سایرسخت پوستان)، نرم تنان (سرپایان، دوکفه ای ها و شکم پایان)، خارپوستان، نماتدها، گیاهان دریایی و ماهیان استخوانی بود. فراوان ترین ماده غذایی یافت شده در معده براساس شاخص عددی سخت پوستان با 44/71 درصد بود. با توجه به شاخص حضور شکار، ماهی های استخوانی هضم شده (55/55 درصد=FP) به عنوان غذای اصلی، خرچنگ های خانواده پورتونیده (25/64 درصد= FP) و خانواده Xanthidae  (درصد 13/67= FP)به عنوان غذای فرعی و گیش ماهیان خانواده Carangidae (درصد 8/54= FP) اتفاقی تقسیم بندی شدند. نتایج بررسی شدت تغذیه نشان داد بیش ترین میزان شدت تغذیه در بهار و کم ترین آن در پاییز می باشد. سطح غذایی گربه ماهی بزرگ در منطقه مورد مطالعه 3/61 تخمین زده شد.
    کلیدواژگان: گربه ماهی بزرگ (Netuma thalassina)، غذای مصرفی، سطح غذایی و دریای عمان
  • آزیتا کوشافر*، احمد سواری، نسرین سخایی، بیتا ارچنگی، فاطمه کریمی اورگانی صفحات 155-162
    این تحقیق با هدف ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیرسرطان زایی فلزات سنگین جیوه، کادمیوم و سرب درعضله ماهیان بیاح (Liza abu)، شانک زرد باله (Acanthopagrus latus) و شبه شوریده چشم درشت (Pennahia anea) رودخانه بهمنشیر در فصل زمستان انجام شد. 90 نمونه ماهی شبه شوریده چشم درشت، بیاح و شانک زرد باله به صورت کاملا تصادفی از 5 ایستگاه مورد مطالعه به وسیله تورهای گوشگیر رودخانه ای توسط صیادان بومی منطقه تهیه شدند. سنجش فلزات سنگین مورد مطالعه به روش جذب اتمی و سیستم کوره گرافیتی با کمک دستگاه Perkin Elmer 4100 انجام شد. به منظور تکمیل اطلاعات در بخش مخاطرات وارده بر سلامت انسانی اقدام به تکمیل پرسشنامه به صورت تصادفی گردید. حداقل و حداکثر وزن مردان و زنان مورد مطالعه 54 و 107 کیلوگرم و میانگین وزنی کیلوگرم 13/803±73/62 بود. غلظت جیوه، سرب، کادمیوم در عضله ماهی شانک زرد باله بالاتر از شبه شوریده چشم درشت و بیاح به دست آمد (0/05>P). الگوی تجمع فلزات سنگین در عضله سه گونه بیاح، شانک زرد باله و شبه شوریده چشم درشت به صورت سرب>کادمیوم>جیوه بود. در سه گونه ماهی می توان گفت که هر سه گونه نسبت به سرب سرطان زایی داشته اما نسبت به جیوه فقط گونه شانک از حد استاندارد خارج بوده است. درخصوص کادمیوم می توان گفت که هر سه گونه در محدوده معرفی شده بوده و برای مصرف انسان از نظر سرطان زایی مشکلی ایجاد نمی کنند.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، فلزات سنگین ماهی، عضله، رودخانه بهمنشیر
  • محمد لاریجانی*، غلامعلی بندانی، محمد رضا خوش قلب، سید احسان خوشقلب، طیبه عنایت غلام پور صفحات 163-170
    این پژوهش در راستای یک طرح تحقیقاتی در سواحل جنوبی خزر از سال 91-88 انجام شد. نمونه برداری از ماهیان در راستای طرح کنوانسیون بین المللی حفاظت از گونه های در معرض خطر در جهت تکثیر مصنوعی صورت گرفته که مولدین این ماهیان بعد از صید به وسیله صیادان اداری مستقر در صیدگاه ها به کارگاه شهید مرجانی انتقال یافتند. در مجموع تعداد 742 قطعه ماهی مورد مطالعه قرار گرفت که از این مجموع 416 قطعه ماده و تعداد 326 قطعه ماهی نر صید شد. در کل 17659 کیلوگرم گوشت و 2060/56 کیلوگرم خاویار به دست آمد. بیش ترین فراوانی گونه قره برون در سال 88 با 35/12 درصد و کم ترین درصد فراوانی در سال 91 با 20/17 درصد بود. نتایج نشان داد دامنه طول چنگالی تاس ماهی ایرانی 218-50 سانتی متر در سال های 1388 الی 1391 بود. متوسط طول چنگالی تاس ماهی ایرانی صید شده در حاشیه جنوبی دریای خزر از 68/18±153 سانتی متر در سال 1388 با یک روند نزولی به 1/20±123/4 سانتی متر کاهش در سال 1391 رسید. حداقل و حداکثر طول چنگالی به ترتیب با 123/44 سانتی متر و 154/35 و با میانگین (انحراف معیار) 18/8± سانتی متر و حداقل و حداکثر وزن به ترتیب با 41 و 75 کیلوگرم و با میانگین انحراف معیار 9/27± کیلوگرم بود. نسبت جنسی نر به ماده 1 به 1/3 و ماده های رسیده در مرحله 4 رسیدگی جنسی بودند و در طول چهار سال در استان گلستان مجموعا 2060/56 کیلوگرم خاویار استحصال شد و از 699/92 کیلوگرم در سال 88 به 379/59 کیلوگرم کاهش در سال 91 رسید و در سال 88 بیش از 78/51 درصد آن دان 1 و 16/29 درصد آن دان 2 و 5/18 درصد آن دان 3 و 0/8 درصد آن از نوع خاویار فشرده بودند. اما در سال 91 بیش از 66/66 درصد آن دان 1 و 23/8 درصد آن دان 2 و 9/52 درصد آن دان 3 و فاقد دان فشرده بودند. میزان صید در واحد تلاش از 0/224 کیلوگرم در سال 88 به 0/204 کیلوگرم کاهش در سال 91 رسید.
    کلیدواژگان: تاس ماهی ایرانی، زیست شناسی دریای خزر، طول چنگالی، گوشت وخاویار، جنسیت، دان، صید در واحد تلاش
  • عمار صالحی فارسانی، مهدی سلطانی، ابولقاسم کمالی*، مهدی شمسایی مهرجان صفحات 171-176
    اثرات محرک ایمنی ماکروگارد و اسپیرولینا بر برخی پارامترهای خونی ماهی ازون برون جوان در این مطالعه مورد سنجش قرار گرفت. این تحقیق با استفاده از یک طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 3 تکرار، شامل تیمار شاهد (M0S0) که واجد جیره غذایی پایه بدون افزودنی، جیره پایه مکمل شده با 0/1 درصد ماکروگارد (M1S0)، جیره پایه مکمل شده با 0/1 درصد پودر اسپیرولینا (M0S1)، جیره پایه مکمل شده با 0/1 درصد ماکروگارد به همراه 0/1 درصد پودر اسپیرولینا (M1S1) و جیره پایه مکمل شده با 0/5 درصد ماکروگارد به همراه 0/5 درصد پودر اسپیرولینا (M5S5) طراحی شد. تعداد 700 عدد ماهیان ازون برون (وزن متوسط ​​1/06±87/56 گرم) به مدت 12 هفته با جیره های آزمایشی تغذیه شد. در انتهای آزمایش، تعداد گلبول های سفید (WBC)، تعداد گلبول های قرمز (RBC)، هماتوکریت (HCT)، میزان رسوب گلبول های قرمز (ESR) و شمارش افتراقی گلبول های سفید مورد سنجش قرارگرفت. حداکثر مقادیر WBC و HCT در تیمار M5S5 بود، درحالی که حداقل مقدار ESR در این تیمار مشاهده شد (0/05>p). میزان شاخص RBC در تیمار M5S5 نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. حداکثر مقدار جمعیت لنفوسیتی (2/10±75/08 درصد) در تیمار M5S5 مشاهده شد و حداکثر مقدار نوتروفیل ها در تیمارهای M5S5 و M1S1 مشاهده شد (0/05<p). بنابراین، استفاده توام از ماکروگارد و اسپیرولینا هرکدام در سطح 0/5 درصد در جیره غذایی ماهی ازون برون به طور معنی داری سبب بهبود شاخص های خونی، جمعیت لنفوسیت ها و نوتروفیل ها می گردد.
    کلیدواژگان: ازون برون، ماکروگارد، اسپیرولینا، شاخص های خونی
  • محمدرضا ایمانپور، محمود محسنی، مصطفی کرمی نسب* صفحات 177-186
    جهت تعیین اثر آنزیم فیتاز و ‏جایگزینی پودرماهی با آرد سویا بر روند رشد، و برخیپارامترهای خونی و بیوشیمیایی سرم خون ماهی آزاد دریایخزر با میانگین وزن 13/7±140/6 ‏گرم، هفت جیره با نیتروژن و انرژی یکسان، حاوی سطوح مختلف آرد سویا (40 و 80‏ درصد) برای جایگزینی تدریجی با پودرماهی (جیره شاهد بدون آنزیم فیتاز)، هریک با سه سطح آنزیم فیتاز (صفر و 1000 ‏و 2000 ‏واحد بین المللی بر کیلوگرم) تهیه و مورد تغذیه ماهیان در شرایط یکسان پرورشی قرار گرفت. در پایان دوره 12‏ هفته ای تغذیه با جیره های آزمایشی، جایگزینی تدریجی پودر ماهی با  آرد سویا موجب کاهش معنی داری در روند رشد و کارایی غذا ماهیان گردید (0/05>P‏). در صورتی که افزودن آنزیم فیتاز موجب افزایش معنی داری در روند رشد و کارایی غذا شد و بهترین نتیجه در استفاده از 2000‏ واحد بین المللی بر کیلوگرم غذا، به دست آمد. از طرف دیگر شاخص ‏های خونی و سرم شناسی ماهیان نیز تحت تاثیر جیره های غذایی قرار گرفت. مقادیر آنزیم های کبدی با مقادیر متوسط کنجاله سویای جیره غذایی ارتباط مستقیم داشت، به طوری که بالاترین مقادیر آنزیم های آلکالین فسفاتاز، آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز در ماهیان تغذیه شده با جیره بالای درصد آرد سویا مشاهده شد. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق پیشنهاد می‏ شود که در جیره ماهی آزاد دریای خزر تا سطح 40‏ درصد پروتئین پودر ماهی با آرد سویا با 2000‏ واحد بین الملل آنزیم فیتاز بر کیلوگرم غذا جایگزین شود.
    کلیدواژگان: ماهی آزاد دریای خزر، آنزیم فیتاز، شاخص ‏های خونی، کارایی غذا، شاخص ‏های رشد
  • مجتبی علیشاهی*، مصطفی حلیمی، مسعود قربانپور نجف آبادی، احمد عرفان منش صفحات 187-196
    در این تحقیق کارایی و ایمنی زایی تجویز واکسن دو گانه استرپتوکوکوزیس/لاکتوکوکوزیس به سه روش خوراکی، تزریقی و غوطه وری در ماهی قزل آلای رنگین کمان ارزیابی گردید. به این منظور 600 قطعه ماهی قزل آلا (2/1±14گرم) به چهار تیمار، هرتیمار در سه تکرار به صورت زیر تقسیم گردیدند: تیمار واکسن خوراکی که با خوراک حاوی 108 به مدت دو هفته تغذیه گردیدند، تیمار واکسن تزریقی که با 0/1 میلی لیتر از باکترین دو باکتری به میزان 109 به روش داخل صفاقی تزریق گردید و در تیمار غوطه وری ماهی ها به مدت دو دقیقه در سوسپانسیون واکسنی 109 غوطه ور گردیدند و تیمار شاهد بدون تجویز واکسن. ماهی ها به مدت دو ماه تغذیه و نگه داری شدند و در روزهای صفر، 20، 40 و 60 شاخص  های ایمنی شامل: عیار آنتی بادی، فعالیت لایزوزیم، کمپلمان و باکتری کشی سرم و نیز میزان پروتئین و گلوبولین سرم بین تیمارها مقایسه گردید. سپس تیمارها با هر دو باکتری به طور جداگانه چالش داده شدند و تلفات بین  تیمارها مقایسه گردید. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که علی رغم این که تیمار واکسن تزریقی بالاترین میزان کارایی و ایمنی زایی را نشان داد، ولی تجویز خوراکی و غوطه وری نیز باعث ایجاد محافظت نسبی در ماهی قزل آلا گردید و با توجه به ارجحیت های روش غوطه وری و خوراکی نسبت به تزریقی انجام تحقیق در بهبود کارایی این روش ها توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: واکسن دوگانه استرپتوکوکوزیس، لاکتوکوکوزیس، روش تجویز، خوراکی، تزریقی، ماهی قزل آلای رنگین کمان
  • فاطمه حسنعلی زاده چاری، رضا اکرمی*، افشین قلیچی، پونه ابراهیمی صفحات 197-206
    به منظور بررسی اثر اسانس اسطوخودوس  (Lavandula officinalis) بر شاخص های رشد، فاکتورهای خونی، و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی با چهار تیمار در سه تکرار انجام شد. تیمار آزمایشی شامل اسانس اسطوخودوس 0/5، 1 و 2 میلی لیتر در یک کیلوگرم از جیره بود. تیمار شاهد نیز بدون استفاده از اسانس گیاهی و با شرایط یکسان با دیگر تیمارها درنظر گرفته شد. مطابق نتایج، بیش ترین درصد افزایش وزن، طول، ضریب رشد ویژه، درصد بازماندگی و تولید خالص ماهی در تیمارهای 1 و 2 میلی لیتر اسانس در یک کیلوگرم جیره مشاهده شد. ضریب تبدیل غذایی با افزایش مقادیر اسانس، به طور معنی داری کاهش نشان داد. بالاترین میزان گلبول های قرمز، گلبول های سفید، غلظت متوسط هموگلوبین و نوتروفیل مربوط به 2 میلی لیتر اسانس در جیره بود. میزان هموگلوبین، میانگین حجم متوسط گلبولی، هموگلوبین متوسط گلبولی، مونوسیت و ائوزینوفیل تحت تاثیر تیمارهای مختلف اسانس در مقایسه با شاهد قرار نگرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که سیستم ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان نظیر فعالیت کمپلمان پلاسما، آنزیم های لیزوزیم، آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، ایمونوگلوبولین M سرم خون و ایمنوگلبولین تام سرم با افزایش مقادیر اسانس افزایش یافت. در مجموع افزودن اسانس اسطوخودوس به ویژه 1 و 2 میلی لیتر به جیره ماهی قزل آلای رنگین کمان موجب تاثیر مثبت و معنی دار بر برخی از شاخص های رشد، فاکتورهای خونی و سیستم ایمنی آن ها شد. این امر احتمالا به دلیل وجود ترکیباتی نظیر فنل ها، تانن ها و مونوترپن ها موجود در اسانس اسطوخودوس می باشد. لذا استفاده از آن به عنوان مکمل غذایی در جیره پایه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اسانس اسطوخودوس، شاخص های رشد، فاکتورهای خونی و ایمنی، ماهی قزل آلای رنگین کمان
  • حبیب الله گندمکار*، ابوالحسن راستیان نسب، جواد مهدوی جهان آباد، حامد کریمی صفحات 207-212

    پرورش متراکم ماهی قزل آلای رنگین کمان به روش های گوناگونی صورت می پذیرد. هدف از اجرای این تحقیق، مقایسه شاخص های رشد و سلامت ماهی در طراحی جدید از استخرهای بیضی شکل با جریان دورانی و استخرهای دراز در شرایط یکسان می باشد. در این تحقیق از هر یک از دو نوع استخر سه نمونه ساخته شد. استخرها با ماهیان قزل آلای رنگین کمان با وزن متوسط 5±40 گرم ماهی دار شدند. تراکم ذخیره سازی 120 قطعه ماهی در مترمکعب درنظر گرفته شد. در طول دوره مطالعه، تغذیه ماهیان با استفاده از غذای تجاری چینه به مدت 10 ماه با درنظر گرفتن دمای آب و وزن ماهی به میزان 1/3 درصد زی توده انجام شد. براساس نتایج، طی دوره آزمایش بازماندگی ماهیان در هر دو سیستم استخرهای فاستر لوکاس و استخرهای دراز و به ترتیب 98/05 و 97/39 بود. هیچ گونه اختلاف معنی داری در پارامترهای رشد بین دو سیستم پرورشی مشاهده نشد (0/05≤P). با این وجود، میزان افزایش رشد در استخرهای بیضی شکل با جریان دورانی اندکی بیش تر از استخرهای دراز بود (0/05≤P). میانگین فاکتورهای کیفی آب از جمله اکسیژن محلول و پی اچ در استخرهای بیضی شکل با جریان دورانی در دامنه مطلوب جهت پرورش ماهی قزل آلا بوده و فاقد تفاوت معنی دار (0/05≤P)  با میانگین فاکتورهای مذکور در استخرهای دراز بود. نتایج تاییدکننده این مطلب هستند که در صورت حفظ شرایط کیفی آب در محدوده مناسب، استخرهای بیضی شکل با جریان دورانی می تواند به عنوان جایگزین استخرهای دراز جهت پرورش متراکم ماهی قزل آلای رنگین کمان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، پرورش ماهی، استخر فاستر لوکاس، استخر بیضی شکل با جریان دورانی، استخر دراز
  • فاطمه زهرا کیانی، مهدی محمد علیخانی* صفحات 213-222
    استفاده از گلایفوزیت جهت کنترل آفات نباتی در بسیاری از مزارع کشاورزی که در مجاورت منابع آب شیرین واقع شده اند بسیار رایج می باشد. از این رو این تحقیق به منظور شناسائی تاثیرات فیزیولوژیک گلایفوزیت که یکی از علف کش های پر مصرف ایران است بر روی ماهی مولد قزل آلا پرداخته شده است. این تحقیق در پاییز 1390 در مرکز تحقیقات علوم شیلاتی و فنون دریایی دکتر کیوان به منظور تعیین تاثیر علف کش گلایفوزیت بر روی برخی از فاکتورهای خونی و بافت ماهی قزل آلا با وزن 200-150 گرم در تحت شرایط کیفی آب ثابت صورت پذیرفت، ماهیان در قالب 4 گروه 30 تایی (سه گروه آزمایشی و یک گروه شاهد با سه تکرار) با غلظت های 5، 10 و 15 (میلی گرم/لیتر) معادل 25، 50 و 75 درصد از Lc5096h مورد استفاده قرار گرفتند. در طول آزمایشات عواملی شامل: pH، سختی، دما و اکسیژن محلول در آب مورد سنجش قرار گرفتند که به ترتیب برابر 7 تا 8/4، 250 میلی گرم در لیتر، 1±22 و اکسیژن  بالای ppm 8 اندازه گیری شدند. مدت انجام آزمایش ده روز در نظر گرفته شد و نمونه گیری از گروه ها هر 5 روز یک بار انجام گردید. نتایج حاصله از نظر آسیب شناسی بافتی نیز نشان داد که قرار گرفتن کبد و آبشش در مجاورت سم گلایفوزیت منجر به بروز پدیده هایی مانند پرخونی، آتروفی سلولی، رکورد صفراوی، نکروز، تورم ابری و فضای سینوزوئیدی در کبد و پرخونی، هیپرپلازی، نکروز، چسبندگی رشته های اولیه و ثانویه، چماخی شدن، گرزی شدن، کوتاه شدن تیغه های آبششی ثانویه در بافت آبشش می  گردد که با گذشت زمان شدت این علائم افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: علف کش، گلایفوزیت، قزل آلا، بافت شناسی، Lc5096h
  • نیلوفر ملایی قاسمی، علی شعبانی*، رقیه صفری صفحات 223-228
    این تحقیق با هدف بررسی تاثیر سطوح مختلف نمک سوربات پتاسیم در جیره بر بیان ژن های مرتبط با رشد بچه ماهیان کپور معمولی صورت پذیرفت. بدین منظور تعداد 168 قطعه ماهی کپور با میانگین وزنی 2/6±15/2 گرم به مدت 8 هفته، در چهار تیمار و سه تکرار با جیره های آزمایشی حاوی سطوح مختلف صفر (شاهد)، 0/5، 1 و 2 درصد سوربات پتاسیم تغذیه شدند. در پایان دوره از کبد و مغز نمونه برداری، استخراج RNA انجام و برای سنتز cDNA از کیت SuPrime Script RTase استفاده شد.cDNA  حاصله با استفاده از پرایمرهای ژن های مرتبط با رشد (IGF1 و GH) و ژن بتا اکتین به عنوان ژن رفرنس در Real Time PCR استفاده شد. بیان هر دوژن در تیمارهای تغذیه شده نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. اختلاف معنی داری در میزان بیان ژن GH در تیمارهای تغذیه شده با 1 و 2 درصد نسبت به تیمار 0/5 درصد مشاهده شد (0/05>P). بیان ژن IGF-1 فقط در تیمار 1 درصد اختلاف معنی دار با تیمار 0/5 درصد نشان داد (0/05>P). نتایج نشان داد که بهترین عملکرد بیان ژن رشد مربوط به تیمارهای تغذیه شده با جیره حاوی 1 درصد سوربات پتاسیم می باشد و می تواند به عنوان محرک رشد در جیره غذایی آبزیان استفاده شود.
    کلیدواژگان: رشد، کپور معمولی، سوربات پتاسیم، بیان ژن
  • معصومه بحرکاظمی*، کاظم معماریان، جابر نیک بخش صفحات 229-236
    این پژوهش به منظور مقایسه اثرات استفاده متوالی و متناوب از 0/2 درصد پربیوتیک میتودر غذای کپورمعمولی بر شاخص ‏های رشد، ترکیب لاشه و شاخص‏ های خون شناسی انجام شد. تعداد 180 قطعه بچه ماهی با میانگین وزن 0/05±6/00 گرم به مدت 60 روز تحت آزمایش قرار گرفتند. آزمایش شامل 3 تیمار بود. تیمار 1 به مدت 60 روز غذای حاوی 2 گرم پربیوتیک میتو در کیلوگرم غذا دریافت کرد. درحالی که تیمارهای 2 و3 همین غذا را به ترتیب با فواصل 3 و 7 روزه دریافت کردند. براساس نتایج، بیش ترین وزن نهایی، درصد افزایش وزن ،ضریب رشد ویژه و تولید خالص ماهی در تیمار 1 به دست آمد که با تیمار 2 تفاوت معنی ‏دار نداشت (0/05<P). بیش ترین فاکتور وضعیت مربوط به تیمار 1 بود که با دو تیمار دیگر تفاوت معنی ‏دار داشت (0/05>P). در کل دوره پرورش تلفاتی در بین تیمارها مشاهده نشد. حداکثر میزان غذای خورده شده و شاخص کارایی پروتئین و کم ترین ضریب تبدیل غذایی با تفاوت معنی ‏دار با سایر تیمارها نیز در تیمار 1 اندازه گیری شد. هم چنین تفاوت معنی ‏داری از نظر ارزش غذایی لاشه بین سه تیمار مشاهده نشد. تیمار1 دارای بیش ترین تعداد گلبول قرمز و گلبول سفید و بیش ترین مقدار هموگلوبین و هماتوکریت بود که با تیمار 2 تفاوت معنی ‏دار نداشت. بنابراین تغذیه متناوب با پربیوتیک میتو با فواصل 3 روزه، می‏ تواند به جای تغذیه مستمر با پربیوتیک میتو در کپورمعمولی استفاده شود.
    کلیدواژگان: کپورمعمولی، پربیوتیک میتو، فاکتورهای خونی، ترکیب لاشه
  • زهرا نیکی ملکی، علی شعبانی*، رقیه صفری صفحات 237-242
    در این آزمایش اثر پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی (Lactobacillus casei)، پربیوتیک AMAX و تلفیق پروبیوتیک و پربیوتیک بر بیان ژن هورمون رشد (GH) و فاکتور رشد شبه انسولینی (IGFI) درماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور تعداد 180 قطعه ماهی کپور با میانگین وزنی 0/35±23/7 گرم به مدت 8 هفته با جیره های آزمایشی حاوی CFU/gr 107 (لاکتوباسیلوس کازئی)، 0/1 % پربیوتیک AMAX و ترکیب پروبیوتیک و پربیوتیک و جیره شاهد تغذیه شدند. در پایان دوره، از بافت کبد و مغز نمونه برداری شد و استخراج RNA انجام گرفت، برای سنتز  cDNA از کیت Suprime Script RTase استفاده شد و بیان ژن های مذکور با استفاده از Real time PCR مورد بررسی قرار گرفت.نتایج نشان داد در گروه های تغذیه شده با پروبیوتیک، پربیوتیک و تلفیق پروبیوتیک وپربیوتیک میزان بیان ژن IGF1 به ترتیب 5/94، 5/68، 7/87 برابر گروه شاهد بود. هم چنین بیان ژنGH به ترتیب 9/25، 8/88، 17/35 برابر گروه شاهد بود. اختلاف معنی داری در هر دو ژن تغذیه شده با تلفیق پروبیوتیک وپربیوتیک با تیمارهای مجزای پروبیوتیک و پربیوتیک مشاهده شد (0/05>P).نتایج این مطالعه نشان دهنده اثرات مفید لاکتوباسیلوس کازئی و پربیوتیک AMAX به ویژه به صورت تلفیقی بر شاخص های رشد ماهی کپور می باشد (0/05>P).
    کلیدواژگان: ماهی کپور، لاکتوباسیلوس کازئی، پربیوتیک AMAX، IGF1، gh، رشد
  • محمد کاظمیان*، مرجان بخشی صفحات 243-248
    کاربردهای صنعتی پیشرفته نانوذرات (NPs) موجب افزایش احتمال انحلال آن ها در اکوسیستم های آبی شده و از سویی مصرف آن ها توسط موجودات آبزی، قبل ازبین رفتن این ذرات، باعث تهدید زندگی آبزیان شده است. از آن جا که نانوذرات ها پس از ورورد باعث تغییر مکانیسم های طبیعی فیزیولوژیک ماهیان می شود، لذا هدف این تحقیق، تاثیر نانوذرات اکسید روی (0، 1، 2، 4 و 8 میلی گرم بر لیتر) به روش ساکن بر آنزیم های آنتی اکسیدانی کبد در ماهی کوی(Cyprinus Carpio) در یک دوره 2 و 10 روزه بود. ذرات نانواکسید روی موجب تغییرات معنی دار قابل توجهی در آنزیم های کبدی شدند  (0/05>p). این تغییرات آنزیم های کبدی در پایان روز دهم شامل کاهش سطوح سوپراکسید دسموتاز  SOD) 0/13±92)، گلوتاتیون پراکسیداز GSH-Px)0/27±19/14)، کاتالاز CAT) 0/23±36/21) (نانو مول بر میلی گرم پروتئین) و افزایش سطح مالون دی آلدئید MDA) 0/97±50/18) (نانو مول بر میلی گرم پروتئین) نسبت به گروه شاهد بود که این تغییرات وابسته به میزان دوز و مدت زمان در معرض قرار گرفتن ماهیان به نانوذرات بود. این نتایج حاکی از آن است که نانوذرات روی در محیط های آبی با غلظت های مورد مطالعه باعث افزایش استرس اکسیداتیو و اثرات نامناسبی بر آنزیم های کبدی داشته و این پارامترها را دچار تغییرات شدید می نماید.
    کلیدواژگان: نانوذرات اکسید روی، آنزیم های آنتی اکسیدانی کبد، ماهی کوی
  • شیما هاتفی، محمد سوداگر*، عباسعلی حاجی بگلو، محمد هرسیج صفحات 249-256
    هدف از این آزمایش بررسی اثر شوک گرمایی روی القای تریپلوئیدی در ماهی کوی (Cyprinus carpio) بود. 3 دمای شوک (38، 40 و 42 درجه سانتی گراد)، 5 مدت زمان آغاز شوک (1، 2، 4، 6 و 8 دقیقه پس از لقاح) و 3 مدت زمان شوک (1، 2 و 3 دقیقه) مورد آزمایش قرار گرفتند. گروهی از تخم ها به عنوان گروه شاهد درنظر گرفته شد. تعداد تیمارها به همراه گروه شاهد 46 تیمار بود. نتایج آزمایش نشان داد بیش ترین میزان تفریخ (59/49 درصد) در تیمارهای 19 (دمای 38 درجه سانتی گراد، 4 دقیقه پس از لقاح، مدت زمان 1 دقیقه)، 10 (دمای 38 درجه سانتی گراد، 2 دقیقه پس از لقاح، مدت زمان 1 دقیقه) و 28 (دمای 38 درجه سانتی گراد، 6 دقیقه پس از لقاح، مدت زمان 1 دقیقه) به دست آمد، در حالی که بین این تیمارها و گروه شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت (0/05<P). هم چنین میزان بقاء لاروها با افزایش دمای شوک و مدت زمان شوک به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>P). بیش ترین میزان تریپلوئیدی (65/95 درصد) و بازده تریپلوئیدی (63/75 درصد) در دمای 40 درجه سانتی گراد، 6 دقیقه پس از لقاح و مدت زمان 2 دقیقه (تیمار 32) مشاهده شد. نسبت حجم گلبول قرمز و هسته آن در ماهیان تریپلوئید به ترتیب 2/74 و 1/92 برابر ماهیان دیپلوئید بود. با توجه به نتایج به نظر می رسد استفاده از شوک گرمایی با دمای 40 درجه سانتی گراد، 6 دقیقه پس از لقاح و مدت زمان 2 دقیقه می تواند بیش ترین تاثیر را در القای تریپلوئیدی در ماهی کوی داشته باشد.
    کلیدواژگان: ماهی کوی، تریپلوئیدی، شوک گرمایی
  • مهدی رضایی سیاهکوچه، ژاله خوشخو، نرگس مورکی* صفحات 257-264
    کاربرد موثرتر پروتئین نظیر استفاده از هیدرولیز پروتئینی به  عنوان جزئی از جیره می تواند سبب بهبود کارائی جیره و بهبود شاخص های رشد شود. تحقیق حاضر باهدف تغذیه دو گونه  ماهی زینتی Pterophyllum scalareو Symphysodon aequifasciatus با هیدرولیز پروتئینی بافت ماهی  کولی با استفاده از عصاره آناناس و پوشش دهی آن با استفاده از آلژینات سدیم 3  درصد و افزودن به میزان 1/5 و 3 درصد به جیره و ارزیابی شاخص های رشد و تغذیه در طی 60 روز انجام شد. برای تعیین سطح بهینه عصاره برای هیدرولیز مقایسه با آنزیم پروتئیناز K مقایسه صورت گرفت و با استفاده از روش بردفورد و SDS PAGE میزان پروتئین هیدرولیز شده بررسی گردید. هیدرولیز تهیه شده با استفاده از آلژینات سدیم پوشش  دهی گردید و به جیره فرمول شده با نرم افزاز Winfeed اضافه و استفاده شد. نتایج نشان داد پروتئیناز سیستئین موجود در عصاره توانایی بالایی در هیدرولیز پروتئین، معادل 45 درصد دارد. نتایج ارزیابی کپسولاسیون با آلژینات سدیم نیز مشخص کرد که 70 درصد هیدرولیز تولید شده پوشش دهی شده است، در بررسی به  روش بردفورد میزان جذب قرائت شده معادل 0/649 و غلظت پروتئین معادل 141/64 میکروگرم بر میلی لیتر ثبت شد. بیش  ترین میزان نرخ رشد ویژه (SGR) در رابطه با ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی 3 درصد میکروکپسول به ترتیب معادل 2/28 و 2/71 گرم برای آنجل و دیسکس مشاهده شد و این تیمار با سایر گروه های آزمایشی دارای اختلاف معنی داری بود (0/05>P). هم چنین کم  ترین میزان ضریب تبدیل غذایی نیز در این گروه به ترتیب معادل 0/94 و 1/1 درصد محاسبه شد.
    کلیدواژگان: هیدرولیز پروتئینی، ماهیان زینتی، Pterophyllum scalare، Symphysodon aequifasciatus، جاذب تغذیه ای
  • محمدرضا ایمانپور، مریم موسوی* صفحات 265-270
    کلرپیریفوس یک آفت کش ارگانوفسفره است که به عنوان کنترل کننده آفات در مزارع کشاورزی استفاده می شود. در این تحقیق اثرات این سم رایج (امولسیون 40/2) در کشاورزی بر ماهی قرمز مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان 50 LC در 96 ساعت برابر با 83/2 میلی گرم در لیتر بود و با توجه به این شاخص، تیمارهایی با غلظت های 0، 0/25، 0/50 و 0/75 میلی گرم بر لیتر دورسبان  (هر کدام با 3 تکرار) و به مدت 60 روز تحت تاثیر غلظت های فوق قرار گرفتند. سپس تاثیر آن بر هورمون های جنسی و کیفیت گنادی ماهی قرمز نر بررسی شد. میزان هورمون تستوسترون و 17-بتا استرادیول در تیمارهای مختلف سرم خون ماهی قرمز تحت تاثیر سم دورسبان به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (0/05>P). حجم اسپرم دهی، طول دوره تحرک اسپرم، درصد تحرک اسپرم، تراکم اسپرم، اسپرماتوکریت در تیمارهایی که سم دریافت کردند نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>P). هم چنین میزان شاخص گنادوسوماتیک در تیمارهایی که سم دریافت کردند نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>P). میزان هپاتوسوماتیک در تیمارهای محتوی سم نسبت به گروه شاهد نیز به طور معنی داری افزایش یافت (0/05>P). به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که افزایش میزان سمیت دورسبان باعث کاهش هورمون های جنسی و کیفیت گنادی در ماهی قرمز نر می شود و بیش ترین تاثیر مربوط به تیمار 0/75 میلی گرم بر لیتر بود.
    کلیدواژگان: سم کلرپیریفوس (دورسبان)، هورمون های جنسی، ماهی قرمز
  • علی جهانی، سجاد حسین زاده منفرد*، میثم قاسمی، انوشیروان شیروانی صفحات 271-280

    گونه حرا (Avicennia marina) یکی از مهم  ترین گونه های مانگرو است که در کرانه جنوبی ایران، اجتماعات گسترده ای را در پهنه های گلی بین جزر و مدی سواحل کم شیب تشکیل داده است. بنابراین تحقیق حاضر جهت به دام اندازی حشرات و آفات موجود در جنگل های حرا و شناسایی آن ها در شهرستان میناب انجام شد. تله های مورد استفاده شامل تله استوانه ای، سطلی-رنگی و کارت زرد چسبی بود. نصب تله ها در چهار ایستگاه شامل مناطق کرگان، کولغان، تیاب و خور نمکی انجام شد و دوره نمونه برداری از اردیبهشت تا اواخر شهریور سال 1396 بود. کل حشرات به دام افتاده درون تله ها 483 عدد بود که توسط متخصصین حشره شناس موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور شناسایی شدند. گونه های مورد نظر شامل: Apis mellifera L. (Hym.: Apidae),Muscina prolapsa Fallen (Dip.: Muscidae),Oria musculosa (Hubner) (Lep.: Noctuidae),Agrotis daedalus (Lep.: Noctuidae),Lygephila sp. (Lep.: Erebidae), Helicoverpa armigera (Hubner) (Lep.: Noctuidae),Xylocopa latipes (Hym.: Apidae), Hypaetha schmidti (Col.: Carabidae),Mylabris variabilis (Col.: Meloidae), Polistes carolina (Hym.: Vespidae)  بودند. لازم به ذکر است که این 10 گونه برای اولین بار از جنگل های حرا جنوب کشور گزارش می شوند. هم چنین نتایج بررسی تله ها نشان داد که در مجموع بین تله سطلی-رنگی (میانگین شکار 1/9 حشره)، کارت زرد چسبی (میانگین شکار 1/38 حشره) و تله استوانه ای (میانگین شکار 2/55 حشره) در ایستگاه های مختلف، تفاوت معنی داری در جلب حشرات موجود در جنگل های حرا وجود ندارد. هم چنین رنگ های سفید و نارنجی استفاده شده در تله های سطلی-رنگی دارای بالاترین کارایی برای جلب حشرات موجود در جنگل های حرا هستند.

    کلیدواژگان: حرا، میناب، تله استوانه ای، تله سطلی-رنگی، کارت زرد چسبی
  • شیما شهرابی، ثمین صدیق*، بیتا سودایی صفحات 281-288
    موزه ها به عنوان محل امنی برای نگه داری آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگ های ملی و قومی، از مهم ترین منابع اطلاعات فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی جوامع به شمار می آیند و لذا حفظ و نگه داری از آن ها از اهمیت به سزایی برخودار است. انهدام و فساد اشیاء موزه ای می تواند ناشی از عوامل فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و یا تحت تاثیر عوامل بیرونی باشد که اثرات مخربی بر این آثار برجا می گذارند. در این میان حشرات انباری از اهمیت به سزایی برخوردارند. متاسفانه اگر اشیای تاریخی به آفات انباری مبتلا شوند، شانس دوباره ای برای خلق شدن ندارند و هر خسارت و صدمه ای به آن ها برگشت ناپذیر است. بنابراین مطالعه و بررسی عوامل خسارت زا بر اموال و اقلام موجود در موزه ها جزء جدانشدنی از مبحث آفات موزه ای است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی آفاتی که به کلکسیون های موزه آسیب وارد می کنند، در کاخ موزه نیاوران در شهر تهران انجام شد. حشرات موجود در سه مجموعه کاخ موزه نیاوران شامل کتابخانه سلطنتی فرح پهلوی، کوشک احمد شاهی و کاخ صاحبقرانیه مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. حشرات به دقت از روی کلیه وجوه اجناس موجود در ساختمان ها و همین طور از سطح زمین با استفاده از قلم مو، آسپیراتور، کارت های چسبنده و تله های فرومونی جمع آوری شدند. حشرات جمع آوری شده جهت شناسایی به آزمایشگاه حشره شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین پیشوا منتقل شدند. اغلب نمونه ها متعلق به سوسک های خانواده های Bostrychidae، Dermestidae و Ptinidae و پروانه های خانواده Tineidae بودند. سوسک های Gibbium psylloides (Czempinski, 1778)، خانواده Bostrychidae و پروانه های Tineola bisselliellaبرای اولین بار از کاج موزه نیاوران گزارش شدند.
    کلیدواژگان: آفات موزه، کاخ موزه نیاوران، Dermestidae، Ptinidae، Tineola bisselliella، Gibbium psylloides
  • آناهیتا یزدان پاک، هادی استوان*، شهرام حسامی، مهدی غیبی صفحات 289-296

    امروزه با توجه به روند صعودی افزایش جمعیت و بحث امنیت غذایی، توسعه و ترویج محصولات گلخانه ای از اولویت های اجرایی وزارت جهاد کشاورزی محسوب می شود که اجرای این امر با افزایش بی رویه مصرف نهاده های شیمیایی مواجه شده است و با توجه به اهمیت محصولات خام کشاورزی به خصوص گوجه فرنگی که یکی از اصلی ترین محصول سبد خانوار ایرانی محسوب شده و به طور عمومی مصرف تازه خوری دارد،  اهمیت توجه به میزان باقی مانده آفت کش ها در محصولاتخام کشاورزی را صد چندان می کند چرا که در بسیاری موارد عدم استفاده از آفت کش های بیولوژیک و کم خطر، عدم رعایت دوره کارنس آفت کش هاو مصرف بی رویه و غیراصولی آن ها باعث بروز اثرات زیان بار آفت کش ها شده و خطرات زیست محیطی را به همراه دارد. از آن جایی که در گلخانه ها جهت مبارزه با آفات،حشره کش های دیازینون (EC 60%)، ایمیداکلوپرید (SC 35%)، پریمیکارب (WP 50%) و استامی پراید (SP 20%) مورد استفاده قرار می گیرند. در این تحقیق میزان باقی مانده سموم ذکر شده در محصول گوجه فرنگی (Solanum lycopersicum) واریته ازمیر، در روزهای مختلف پس از استفاده، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق نمونه برداری محصول تحت اثر آفت کش های استامی پراید، دیازینون، ایمیداکلوپرید، پریمیکارب قرار گرفته بود، انجام پذیرفت. در این مرحله برای تعیین روند کاهش سم در روزهای مختلف پس از سم پاشی، نمونه برداری در بازه های زمانی 2، 5، 7، 10، 14، 17 و 21 روز پس از سم پاشی صورت گرفت. استخراج باقی مانده سموم از نمونه ها توسط حلال استونیتریل صورت گرفت و پس از خالص سازی ماده استخراج شده، میزان آفت کش با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارائی بالا مجهز به آشکارساز فرا بنفش و مرئی (HPLC-DAD) مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان دادند که میزان باقی مانده آفت کش های استامی پراید، دیازینون، ایمیداکلوپرید، پریمیکارب در گوجه فرنگی با نزدیک شدن به دوره کارنس سیر نزولی دارد.

    کلیدواژگان: استامی پراید، ایمیداکلوپرید، باقیمانده آفت کش، پریمیکارب، دیازینون، کروماتوگرافی مایع با کارائی بالا
  • حسین محب الدینی*، عاطفه مقصودلو صفحات 297-304
    از میان محصولات مختلف گیاهی، محصولات زراعی و باغی مانند دانه های گرده به طور عمده به عنوان مواد دارویی و مکمل های غذایی به علت وجود مواد مغذی ضروری مثل اسیدآمینه، پروتئین، فلاونوئیدها و آلکالوئیدها به طور گسترده ای استفاده می شود. اسیدآمینه های ژله رویال طیف گسترده ای از عملکردهای دارویی و سلامت بخشی را در انسان دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین اسیدآمینه های آزاد ژله رویال، گرده زنبور عسل و گرده زنبور هیدرولیز شده می باشد. نتایج نشان داد که پرولین، لیزین، آسپارتیک اسید، گلوتامیک اسید، سرین و بتاآلانین اسیدآمینه های آزاد عمده در ژله رویال بودند.در این آزمایش مشخص شد که اسیدآمینه های آزاد آسپارتیک اسید، گلوتامیک اسید، آلانین، پرولین، تایروزین، متیونین، لوسین و ایزولوسین در گرده زنبورعسل وجود داشتند. مشخص شد که سه اسیدآمینه آزاد، آسپارتیک اسید، گلوتامیک اسید و پرولین در تمام نمونه های مورد مطالعه وجود داشتند. در این آزمایش گرده زنبورعسل هیدرولیز شده با آنزیم آلکالاز دارای بیش ترین تعداد آمینواسید آزاد (22 اسیدآمینه) بود. علاوه بر اسیدآمینه های آزاد موجود در ژله رویال، گرده و گرده هیدرولیز شده زنبورعسل اسیدآمینه های آزاد دیگری نیز در کروماتوگرام ها وجود داشتند که نمی توان با اسید آمینه های استاندارد شناسایی کرد و به عنوان اسیدآمینه های آزاد ناشناخته درنظر گرفته شدند.
    کلیدواژگان: اسیدآمینه آزاد، ژله رویال، گرده، هیدرولیز
  • نرجس اکاتی*، ملیحه امینی، هانا اعتمادی صفحات 305-312
    این تحقیق با هدف تعیین غلظت فلزات کادمیوم، سرب و نیکل در بافت عضله خرچنگ شناگر آبی (Portunus pelagicus) سواحل خلیج فارس، طی دو فصل زمستان و تابستان در شهرهای بندرعباس و بوشهر انجام گرفت. به طورکلی تعداد 130 نمونه خرچنگ شناگر آبی به صورت کاملا تصادفی نمونه برداری شد. پس از جداسازی بافت عضله نمونه ها، هضم شیمیایی نمونه ها صورت گرفت و تعیین غلظت فلزات با استفاده از دستگاه جذب اتمی انجام گردید. توالی غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت عضله خرچنگ شناگر آبی در فصول زمستان و تابستان در شهرها به صورت  Pb>Ni>Cd به دست آمد. در فصل زمستان، هر سه فلز و در فصل تابستان کادمیوم و نیکل در بافت عضله خرچنگ شناگر آبیتفاوت معنی داری را در بین شهرهای مورد مطالعه نشان داد. گر چه میزان سرب در بافت عضله خرچنگ شناگر آبی در شهر بوشهر بیش تر از شهر بندرعباس به دست آمد، اما این تفاوت معنی دار نبود. در هر دو شهر، میانگین غلظت فلزات کادمیوم و نیکل در خرچنگ شناگر آبی در فصل تابستان به طور معنی داری نسبت به فصل زمستان بالاتر بود. هم چنین میانگین غلظت سرب در بافت عضله گونه خرچنگ شناگر آبی بندرعباس در فصل تابستان نسبت به زمستان به طور معنی داری بالاتر به دست آمد (0/01=p)، اما در بوشهر این تفاوت معنی دار نبود. میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت عضله خرچنگ شناگر آبی در فصول تابستان و زمستان در مقایسه با استانداردهای WHO، FAO وUS FDA پایین تر بودند.
    کلیدواژگان: تجمع زیستی، خرچنگ شناگر آبی (Portunus pelagicus)، فلزات سنگین، خلیج فارس، بندرعباس، بوشهر
  • بهرنگ دانشخواه *، محمد سوداگر، ناصر آق، گیلبرت ون استپن صفحات 313-320

    این آزمایش در یک سیستم مداربسته انجام شد. بیوفلاک در یک مخزن 7 لیتری تولید شده و توسط پمپ به مقدار مساوی به سه مخزن مجزا پمپ و سه مخزن پرورش به عنوان سه تکرار درنظر گرفته و آزمایش تغذیه ای آرتمیا با 3 تیمار تحت عنوان تیمارهای غذای زیر به مدت 21 روز انجام گرفت. تیمار 1: بیوفلاک ایجاد شده با ملاس+جلبک دونالیلا (%5 نیاز غذایی آرتمیا)، تیمار 2: بیوفلاک ایجاد شده با رافینات+جلبک دونالیلا (%5 نیاز غذایی آرتمیا)، تیمار3: (شاهد): تغذیه با سبوس برنج و مخمر+جلبک دونالیلا. در این آزمایش حجم فلاک، شمارش بار باکتریایی، رشد آرتمیا ، بقا و تولیدمثل آرتمیا در تیمارهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج، رافینات توانست در طول دوره آزمایشی به طور معنی داری روند تولید بیوفلاک را نسبت به تیمار ملاس افزایش دهد، ملاس به طور معنی داری باعث افزایش تعداد باکتری های هتروتروفیک و افزایش بار قارچی سیستم شد، رشد در تیمارهای تغذیه شده نسبت به شاهد، کاهش معنی دار داشت (0/05>P)، هم  آوری نیز در تیمار ملاس نسبت به گروه شاهد کاهش معنی دار داشت. با توجه به نتایج حاصله ملاس و رافینات به عنوان منبع کربن می توانند باعث تولید آرتمیا با کیفیت قابل قیاس با آرتمیای پرورش یافته با غذای تجاری را با هزینه کم تر تولید کنند، البته طبق یافته های تحقیق رافینات به دلیل نسبت کربن به ازت کم نمی تواند پیشنهاد خوبی جهت استفاده به عنوان تنها منبع کربن باشد.

    کلیدواژگان: بایوفلاک، آرتمیا، رافینات، ملاس، بار باکتریایی آب
  • علی مهدی آبکنار *، مازیار یحیوی، امیر هوشنگ بحری، محمدرضا بیواره صفحات 321-330

    مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین سرب، مس، کادمیوم و جیوه در بافت عضله اویستر صخره‌ای و میگوی سفید هندی در مناطق نوزادگاهی سواحل شمالی دریای عمان در دو بازه زمانی قبل و بعد از بروز مانسون به ترتیب در بهار و پاییز سال 1396 انجام شد. 50 نمونه‌ از 5  ایستگاه های بندر جاسک، صیدگاه درک، بندر پزم، خلیج چابهار و بندر گواتر تهیه شد. استخراج فلزات با استفاده از روش هضم مرطوب و تعیین غلظت آن‌ها با دستگاه جذب اتمی انجام شد. نتایج به‌ دست‌ آمده اختلاف معنی داری در میزان تجمع فلزات سنگین در بافت عضله هر دو گونه بین ایستگاه‌های مختلف نشان داد (0/05>p). هم چنین مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین قبل و بعد از مانسون نیز اختلاف معنی‌ داری در میزان تجمع  فلز کادمیوم در بافت اویستر صخره‌ای و میزان تجمع فلز مس در بافت میگوی سفید هندی نشان داد (0/05>p). مقایسه نتایج به‌ دست‌ آمده با آستانه استانداردهای جهانی نشان داد که غلظت سرب در بافت عضله اویستر صخره ای در مقایسه با آستانه استاندارد جهانی WHO بالاتر بود. مقدار مس نیز در بافت عضله اویستر صخره ای و میگوی سفید هندی در مقایسه با آستانه استانداردهای جهانی WHO و NHMRC بالاتر بود. غلظت کادمیوم از حدود آستانه استاندارد جهانی  NHMRC و سازمان استاندارد ملی ایران و غلظت جیوه از حدود آستانه استاندارد جهانی WHO بالاتر بود. در مجموع نتایج این تحقیق نیاز به رویکرد اکوسیستمی در جهت مدیریت پایدار مناطق نوزادگاهی سواحل شمالی دریای عمان را نشان می دهد. این امر آلودگی آبزیان را محدود می کند که یک تهدید کننده سلامت برای افرادی است که از منابع آبزی آلوده به فلزات سنگین را مصرف می کنند.

    کلیدواژگان: اویستر صخره ای، میگوی سفید هندی، عضله، فلزات سنگین، دریای عمان
  • بهزاد طعنه *، مرتضی یوسف زاده، سیدعلی اکبر هدایتی، نرگس امرالهی صفحات 331-336

    در این مطالعه میزان جذب مستقم آلودگی نانوذرات نقره توسط دوکفه ای D. polymorpha  در دوره بلندمدت 8 و 16 روز بررسی گردید. تعداد مورد نیاز دوکفه ای D. polymorpha با دامنه طولی 0/8±2/53 سانتی متر از محیط طبیعی استحصال گردید. نانوذرات با استفاده از دستگاه التراسونیک با 400 دور دقیقه در استوک آب مقطر پخش شد. جهت یک فاز شدن آب مخازن با محلول نانوذره از دستگاه هموژنایزر با 14000 دور در دقیقه استفاده شد و تیمارها با غلظت های 2/5، 25 و 50 ppm تهیه گردید. انباشت نانوذرات در توده بافتی دوکفه ای با دستگاه ICP ساده و نحوه توزیع نانوذرات در مخازن دوکفه ای با تست DLS سنجیده شد. نتایج مربوط به ICP  نشان داد بیش ترین میزان انباشت نانوذرات در توده بافتی دوکفه ای ها در بالاترین غلظت مواجهه (0/05>P) می باشد و کم ترین میزان جذب در پایین ترین غلظت مواجهه به صورت معنی داری (0/05>P) نسبت به سایر تیمارها مشاهده شد. هم چنین نتایج تست DLS نشان داد که ذرات از لحاظ اندازه بین 100-10 نانومتر بوده اند که موید عدم ترسیب و هموژن بودن نانوذرات در مخازن حاوی دوکفه ای ها بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده دوکفه ای D. polymorpha به عنوان شاخصی Dreissena polymorphaبسیار مناسب جهت پایش اثرات نانو ذرات نقره در محیط های آبی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: نانوذرات نقره، جذب زیستی، Dreissena polymorpha
  • مرضیه نوری، پریسا امیری، ابوالفضل ناجی * صفحات 337-344

    میکروپلاستیک‏ ها تکه ‏های کوچکی از زباله‏ های پلاستیکی (کم تر از 5 میلی متر)، هستند که در سواحل، سطح دریا و بستردریا وجود دارد. مطالعه حاضر فراوانی، توزیع و انواع میکروپلاستیک‏ ها را در توده احشایی دوکفه ‏ای Pinctada radiata  و رسوبات نمونه برداری شده در سواحل بندرلنگه مورد بررسی قرار داده است. جداسازی میکروپلاستیک‌ها به روش اختلاف چگالی و روش هضم برای دوکفه‏ ای انجام گرفت. اسپکتروفتومتری، FT-IR و SEM-ED جهت شناسایی جنس پلیمر به کار گرفته شد. میکروپلاستیک‏ های یافت شده دارای رنگ های متنوعی از جمله سیاه، سفید، شفاف، قرمز، صورتی و سبز بودند. با استفاده از اطلاعات به دست آمده، در ایستگاه‏ های بندرلنگه، میانگین تعداد کل میکروپلاستیک ‏های استخراج شده از توده احشایی P. radiata برحسب گرم 0/03±0/15 تعداد/گرم و بر حسب فرد 1/13±3/94 تعداد/فرد، تعداد میکروپلاستیک ‏ها در رسوبات بندرلنگه 0/71±34/5 در کیلوگرم رسوب اندازه گیری شد. شایع‏ ترین پلیمر‏های یافت شده، پلی‏اتیلن (PE)، پلی‏اتیلن ترفتالات (PET) و نایلون بودند. فراوان‏ ترین نوع میکروپلاستیک‏ های جدا شده از دوکفه ای P. radiata میکروفیبرها و قطعات بودند. فراوان ترین اشکال میکروپلاستیک استخراج شده در رسوبات فیبر و فیلم بودند. مطالعه حاضر می‌تواند اطلاعات مفیدی را برای تحقیقات بیش تر و هم چنین پیش‌ زمینه‌ ای جهت کنترل و پایش این آلاینده در محیط دریایی خلیج فارس فراهم نماید.

    کلیدواژگان: میکروپلاستیک، زباله ‏های دریایی، خلیج فارس، بوم سامانه دریایی
  • سمانه امینی، مژگان احمدی ندوشن* صفحات 345-350

    تالاب ها از مهم ترین منابع حیات بخش در اکوسیستم ها هستند و با تامین آب شیرین و سایر خدمات مستقیم و غیر مستقیم، به پایداری جوامع زیستی کمک می کنند. تالاب ها اکوسیستم های حساس و آسیب پذیری هستند، از این رو مدیریت و حفاظت آن ها دارای اهمیت است. این مطالعه با استفاده از شاخص تروفی TSI کارلسون به منظور ارزیابی وضعیت تروفی تالاب بین المللی امیرکلایه واقع دراستان گیلان انجام گرفت. نمونه برداری آب از 5 ایستگاه به صورت ماهانه از فروردین تا شهریور 1397 طی دو فصل انجام شد و پارامترهای مورد استفاده برای ارزیابی کیفیت آب و وضعیت تروفی شامل فسفات کل (TP)، نیتروژن کل (TN) و کلروفیل آ (chl-a) بود. نتایج نشان دهنده وضعیت مزوتروفیک تالاب، با مقدار 41 شاخص کالرسون، درطی مدت پژوهش بود که دلیل آن را می توان ورود مواد آلی و معدنی حاصل از رواناب های کشاورزی و مسکونی اطراف، به تالاب دانست. بنابراین می توان به نقش کاهش سطح دسترسی و حفظ کاربری‌ های اراضی طبیعی و مدیریت و کاهش استفاده از کودهای کشاورزی به منظور مدیریت و احیای تالاب، اشاره کرد.

    کلیدواژگان: وضعیت تروفی، شاخص TSI، کیفیت آب، تالاب امیرکلایه
  • حسن محمدخانی*، طیبه عنایت غلام پور صفحات 351-358

    خلیج گرگان از اکوسیستم  های نادر کشور است که از نظر اکولوژیک و اقتصادی واجد ارزش های ویژه ای در مقایسه با سایر منابع آبی کشور است. نمونه  گیری و آنالیز ماهانه پارامترهای کیفی آب خلیج شامل نیترات، نیتریت، قلیائیت، آمونیاک، شوری، pH، اکسیژن محلول و دمای آب از 19 نقطه مختلف خلیج گرگان برای توزیع مکانی پارامترهای کیفی آب خلیج انجام شد. نمونه  برداری به صورت ماهانه در سال 1390 صورت گرفت. سپس داده های ماهانه با استفاده از نرم افزار 9.0 Surfer  مورد درون یابی توسط روش های درون یابی مختلف (کریجینگ، عکس فاصله، رگرسیون چند جمله ای، چند جمله ای موضعی و اسپلاین) قرار گرفتند. روش های ذکر شده با به کارگیری روش اعتبارسنجی متقابل براساس معیار ارزیابی جذر میانگین مجموع مربعات خطا مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج، برتری روش رگرسیون چند جمله ای را نسبت به سایر روش ها نشان داد. بنابراین توزیع مکانی ماهانه پارامترهای مورد مطالعه خلیج با استفاده از این روش و نرم افزارهای 7.10 MATLAB  و 9.0 Surfer استخراج و میانگین پارامترهای نیترات، نیتریت، قلیائیت، آمونیاک، شوری، pH، DO و دمای آب در خلیج محاسبه شدند. برطبق نتایج تحقیق حاضر، حداکثر مقادیر پارامتر دما 30 درجه ساتی گراد، پی اچ 8/88، اکسیژن محلول 16/07، شوری 17، قلیائیت 400، نیترت 3/96، نیتریت 0/19 و آونیاک 1/5 اندازه گیری شد. مقایسه بین میانگین این پارامترها در خلیج گرگان و استانداردهای موجود نشان می دهد که خلیج گرگان مکان مناسبی برای پرورش گونه هایی مانند کپور، قزل آلا و فیل ماهی می باشد.

    کلیدواژگان: خلیج گرگان، توزیع مکانی، قلیائیت، شوری، اکسیژن محلول، پی اچ
  • نازنین فیروزشاهیان، خوشناز پاینده *، سیما سبزعلیپور صفحات 359-368

    این تحقیق در سال 1397 با هدف بررسی فلزات سنگین کادمیوم، نیکل و وانادیوم در آب و رسوبات تالاب هورالعظیم در استان خوزستان انجام شد. نمونه برداری بر اساس استاندارد متد  (Standard Method)  شماره 3030 A و American Society for Testing and Materials شماره D2488 از 3 ایستگاه تالاب با 9 تکرار انجام شد. جهت سنجش عناصر سنگین از روش طیف‌ سنجی پلاسما جفت ‌شده القایی (ICP) و ترکیب آن با طیف‌ سنجی جرمی  (ICP-MS) به کمک دستگاه ICP-OES مدل Varian 710-ES ساخت کشور آمریکا استفاده گردید. بالاترین میزان فلزات کادمیوم، نیکل و وانادیوم در آب تالاب هورالعظیم به ترتیب 0/496، 4/350 و 0/796 میلی گرم در لیتر در ایستگاه دوم و در رسوبات تالاب هورالعظیم به ترتیب 0/073، 203/64 و 80/35 میلی گرم در کیلوگرم در ایستگاه دوم به دست آمد. میانگین میزان فلزات سنگین کادمیوم، نیکل و وانادیوم در آب و رسوبات تالاب هورالعظیم در ایستگاه دوم بالاتر از ایستگاه های اول و سوم به دست آمد. فاکتور آلودگی فلزات کادمیوم و وانادیوم در هر 3 ایستگاه مورد مطالعه در رده آلودگی کم قرار داشتند، اما فلز نیکل در رده آلودگی متوسط تا زیاد بود. درجه آلودگی در 3 ایستگاه مورد مطالعه درمورد فلزات سنگین کادمیوم، نیکل و وانادیوم در رده آلودگی کم قرار دارند. ارزیابی خطر اکولوژیک فلزات کادمیوم و نیکل در رسوبات تالاب هورالعظیم و شاخص پتانسیل ریسک اکولوژیکی در کلاس و رده خطر اکولوژیکی و زیستی کم قرار گرفتند. میزان فلزات سنگین کادمیوم و نیکل در آب تالاب هورالعظیم بالاتر از حد مجاز استانداردهای ملی و جهانی به دست آمد. میزان کادمیوم و وانادیوم در رسوبات تالاب هورالعظیم پایین تر مجاز استانداردهای ملی و جهانی بود، اما میزان نیکل در رسوبات بالاتر از حد آستانه استانداردهای ملی و جهانی به دست آمد.

    کلیدواژگان: آلودگی، استان خوزستان، تالاب هورالعظیم، رسوبات، فلزات سنگین
  • مریم شهبازی، ایمان سوری نژاد *، سعید گرگین، گیتی میرمحمد صادقی، مرتضی یوسف زادی صفحات 369-376

    شناسایی ماکروفولینگ ها اولین قدم در کنترل این موجودات مزاحم چسبنده بر روی ساختارهای موجود در دریاها می باشد. طی چهار مرحله نمونه برداری از تیر 1394 تا خرداد 1395 از قفس های صیادی بندر لنگه، 8 گونه/جنس متعلق به 8 خانواده ماکروفولینگ شناسایی و طبقه بندی شدند. پارامترهای آب شامل دما، شوری، اکسیژن محلول و pH در هر چهار فصل اندازه گیری شدند و به منظور بررسی تنوع زیستی از آنالیز تحلیل کاهشی استفاده شد. ماکروفولینگ غالب در این مطالعه بارناکل Amphibalanus sp. بود که در تمامی فصول مشاهده شد. بیش ترین میانگین زی توده (39/4±214/62 گرم/سانتی مترمربع) در ماکروفولینگ ها متعلق به آب پاش دریایی Perophora sp. در فصل پاییز بود. اختلاف معنی داری بین میانگین وزن ماکروفولینگ ها در فصول مختلف و هم چنین بین میانگین پارامترهای آب در چهار فصل مشاهده گردید   (0/05>p). نتایج حاصل از آنالیز تحلیل کاهشی و همبستگی پیرسون نشان داد که دما و اکسیژن محلول آب دو پارامتر محیطی موثر بر تنوع و زی توده بیوفولینگ ها در بندر لنگه بودند.

    کلیدواژگان: ماکروفولینگ، دما، قفس صیادی، بندر لنگه
  • مهسا علی دوست سلیمی، پرگل قوام مصطفوی *، گرتا ابی، سید محمدرضا فاطمی صفحات 377-380

    آبسنگ های مرجانی جزو متنوع ترین و پرتولید ترین اکوسیستم های دریایی می باشند که فاکتورهای زیستی و غیر زیستی مختلفی سلامت و حیات این اکوسیستم ها را تهدید می کنند. یکی از فاکتورهای زیستی موثر در تخریب مرجان ها، حضور موجوداتی است که بر روی کلنی های مرجان، توانایی زندگی و رشد دارند. Clathria sp نوعی اسفنج قشری است که توانایی رشد روی سطح کلنی های زنده مرجان را دارد و به نظر می رسد با تولید ترکیبات سمی می تواند منجر به مرگ مرجان ها شود. در رابطه با حضور این نوع اسفنج روی اجتماعات مرجانی خلیج فارس اطلاعاتی در دسترس نیست و هدف از مطالعه حاضر بررسی حضور آن روی کلنی های زنده مرجان های جزیره کیش می باشد. به این منظور، 4 ایستگاه در بخش های شرق تا جنوب شرقی جزیره کیش تعیین شد و در هر ایستگاه، در طول ترانسکت هایی به طول 20 متر، کلنی های مرجان به صورت مستقیم و تک به تک مورد بررسی بصری قرار گرفت. بر اساس نتایج اسفنج Clathria sp روی 18 درصد (9±) از کلنی هایPorites sp جزیره کیش حضور داشتند.

    کلیدواژگان: Clathria sp، اسفنج های قشری، آبسنگ های مرجای . Porites sp .جزیره کیش . خلیج فارس
  • ریحانه دهقان، علی اکبر کریمیان، سمیه قاسمی، ملیحه امینی * صفحات 381-388

    یکی از راهکارهای افزایش قابلیت جذب عناصر کم‌ مصرف در خاک‌های آهکی، استفاده از مواد اصلاح کننده است. در این پژوهش به بررسی تاثیر سطوح مختلف گوگرد و ماده آلی بر قابلیت جذب عناصر و هم چنین برخی ویژگی های شیمیایی خاک غنی از عناصر کم مصرف پرداخته شده است. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل با سه تکرار انجام گردید. تیمارها شامل دو سطح گوگرد (صفر و 250 کیلوگرم در هکتار) و دو نوع ماده آلی کود گوسفندی و بقایای کاج (20درصد حجمی خاک) به همراه شاهد (بدون اضافه کردن ماده آلی و گوگرد) بودند. نتایج نشان داد افزودن کود دامی و بقایای کاج به خاک باعث افزایش معنی دار کربن آلی، نیتروژن کل و هم چنین افزایش معنی دار غلظت منگنز خاک می گردد. تاثیر کاربرد گوگرد نیز بر غلظت آهن و منگنز قابل جذب در تیمارهای حاوی گوگرد به طور معنی داری بیش تر از تیمار شاهد گزارش گردید. براساس نتایج این مطالعه، کاربرد گوگرد و کودهای آلی می تواند از طریق افزایش عملکرد باکتری تیوباسلوس در خاک و بهبود برخی از ویژگی های شیمیایی خاک چون کربن آلی و نیتروژن کل بر افزایش قابلیت جذب عناصر کم مصرف در خاک موثر باشد.

    کلیدواژگان: عناصر کم مصرف، گوگرد، کود دامی، بقایای کاج، باکتری تیوباسیلوس
  • سید داود حسینی*، مرضیه حصاری صفحات 389-396
    پروتئازها پرمصرف ترین آنزیم های صنعتی هستند که کاربردهای زیادی در زیست فناوری دارند. به طوری که حدود 60 درصد از بازار جهانی آنزیم های صنعتی را به خود اختصاص داده اند. میکروب ها به دلیل رشد سریع، سهولت کشت، دستکاری ژنتیکی در جهت تولید بهینه آنزیم، از منابع عمده تولید پروتئازها به شمار می روند. این مطالعه با هدف جداسازی گونه های باسیلوس گرمادوست مولد آنزیم پروتئاز از چشمه های آب گرم محلات واقع در استان مرکزی و ارزیابی قابلیت تولید آنزیم پروتئاز در این گونه ها انجام شده است. به منظور جداسازی و شناسایی اولیه میکروارگانیسم های دارای فعالیت پروتئولیتیک از محیط کشت Skim milk agar همراه با آزمون های بیوشیمیایی استفاده شد. وجود ژن پروتئاز در گونه های باکتریایی با روش PCR بررسی گردید و جهت تشخیص گونه های باکتریایی ژن 16 SrRNA به روش PCR تکثیر و تعیین توالی گردید. سنجش فعالیت پروتئاز به روش لوری صورت گرفت و بهترین گونه باسیلوس ازنظر فعالیت پروتئاز شناسایی گردید. 9 گونه باکتریایی توسط تست های بیوشیمیایی به عنوان گونه های برتر مولد آنزیم پروتئاز جداسازی شدند. در بررسی بیان ژن پروتئاز و توالی یابی ژن 16 SrRNA، 7 گونه باکتریایی بیش ترین قرابت را با گونه های باسیلوس نشان دادند. در سنجش فعالیت آنزیم به ترتیب سه گونه باکتریایی DA3، DA2 و BN2 در دمای 47 درجه سانتی گراد و در pH معادل 8 بیش ترین فعالیت را داشتند. با توجه به کاربردهای فراوان آنزیم پروتئاز در صنعت به نظر می رسد استفاده از سویه های محلی می تواند در دستیابی به تولید بالای آنزیم پروتئاز و بی نیازی کشور به واردات این محصول مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: آنزیم پروتئاز، پروتئولایتیک، باسیلوس، مقاومت گرمایی، جداسازی
  • شهره محمدی، مریم مهرابی* صفحات 397-408
    هدف در این پژوهش بهینه سازی تولید آنزیم پروتئاز قلیادوست مقاوم به حلال آلی از یک سویه باسیلوس و تعیین خصوصیات آنزیم می باشد. در این پژوهش یک سویه باسیلوس از چشمه آب گرم جداسازی شد و در محیط غنی شده با سیکلوهگزان (30%) و تولوئن (10%) رشد یافت. باکتری های تولیدکننده پروتئاز با استفاده از کلنی های رشد یافته روی پلیت های اسکیم میلک آگار (SMA) جداسازی شدند. آنزیم پروتئاز در روش دو مرحله ای شامل رسوب دهی با سولفات آمونیوم و کروماتوگرافی تعویض آنیونی DEAE- سفارز به شکل جزیی تخلیص شد. در نهایت یکی از کلنی ها به عنوان بهترین سویه با فعالیت پروتئازی معرفی شد. برای بهینه سازی محیط کشت باکتری برای تولید حداکثر پروتئاز فاکتورهای مختلف ازجمله زمان گرماگذاری، دما، اسیدیته، منابع کربن و منابع نیتروژن آزمایش شد. بیش ترین بازده رشد باکتریایی و تولید پروتئاز پس از 72 ساعت گرماگذاری در دمای37 درجه سانتی گراد و  اسیدیته 7 زمانی که محیط کشت توسط منبع کربنی سوکروز و منبع نیتروژن عصاره مخمر 5 درصد غنی شده بود، مشاهده شد. این پروتئاز بیش ترین فعالیت را در دمای 50 درجه سانتی گراد و اسیدیته 10 نشان داد و توسط اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA) مهار شد، اما توسط مهارکننده های سرین پروتئاز تحت تاثیر قرار نگرفت که پیشنهاد می کند این آنزیم یک متالوپروتئاز است. فعالیت آنزیم در حضور غلظت 10% (v/v)از تولوئن، متانول، اتانول و دی اتیل اتر افزایش یافت. بنابراین، آنزیم می تواند به عنوان یک بیوکاتالیست قوی در صنایع و بیوتکنولوژی به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: پروتئاز، باسیلوس، حلال آلی، تخلیص
  • وحیده تقدسی، حسن شریفی یزدی *، حمیدرضا کربلائی حیدری صفحات 409-418

    هیستامین یک آمین زیستی است که در بیماری‌های مختلف مانند رینیت آلرژیک، التهاب ملتحمه، کهیر و درماتیت آتوپیک و هم چنین در ایجاد بیماری‌های  آنافیلاکسی قلبی و آسم‌های آلرژیک نقش دارد. گیاهان دارویی از دیر باز در درمان بیماری‌های مختلف استفاده ‌شده‌ اند. به دلیل کاربردهای وسیع آنزیم هیستامیناز در درمان بیماری‌ های با منشا هیستامین در انسان و دام، در این مطالعه شناسایی و هم سان سازی ژن آنزیم هیستامیناز (DAO) از گیاه خلر (Lathyrus sativus) بومی صورت گرفت. به این منظور استخراج mRNA از جوانه خلر بومی استان فارس و به دنبال آن سنتز cDNA به منظور تکثیر ژن هیستامیناز با پرایمرهای طراحی شده انجام شد، سپس همسان سازی ژن پس از برش آنزیمی در ژن و وکتور pQE-80L انجام گردید، در نهایت انتقال وکتور نوترکیب به باکتری Escherichia coli سویه‌ XL1-Blue صورت گرفت. صحت کلونینگ نیز با هضم آنزیمی و توالی یابی تایید شد. پس از توالی یابی نوکلئوتیدی، ترادف mRNA ژن مربوط به طول 1995جفت باز در بانک ژن امریکا به شماره دسترسی KR063661 ثبت گردید، توالی پروتئینی آن نیز در بانک ژن به شماره ALE71304  ثبت شد. ارزیابی ساختار سه بعدی آنزیم هیستامیناز بومی و مطالعه فیلوژنتیک آن نیز براساس ترادف‌های شناخته شده در این مطالعه انجام گرفت که نشان‌ دهنده بیش ترین شباهت ژنتیکی (94 %) و پروتئینی (% 96) به گونه‌ نخود (Pisium sativum) است. پلاسمید نوترکیب تولید شده در آینده می‌ تواند در سیستم‌های بیانی استفاده شود و منجر به تولید انبوه آنزیم برای استفاده از خصوصیات درمانی این آنزیم منحصر به فرد گردد.

    کلیدواژگان: آنزیم هیستامیناز، رینیت، دی آمین اکسیداز، کلونینگ، PQE-80L
  • مریم صاحب خانی، علیرضا شهاب لواسانی*، سارا موحد صفحات 419-428

    در این پژوهش تاثیر افزایش پالپ توت فرنگی در طول نگه  داری بر رشد لاکتوباسیلوس کازئی، خواص فیزیکوشیمیایی، حسی و آنتی ‎اکسیدانی ماست توت فرنگی مورد بررسی قرار گرفت. مقدار پالپ توت فرنگی به میزان (صفر، 1 ، 2، 3 و 4 درصد) و زمان نگه داری در محدوده 22-1 روز و دمای نگه داری  4 درجه سانتی گراد بود. نتایج حاصل نشان داد با افزایش مقدار پالپ توت فرنگی و گذشت زمان تعداد کلنی لاکتوباسیلوس کازئی کاهش یافت. نوع تیمار و زمان نگه داری و اثر متقابل آن ها بر زنده مانی باکتری لاکتوباسیلوس کازئی در ماست میوه ‎ای پروبیوتیک معنی دار بود (0/05>p). اثر نوع تیمار و زمان نگه داری و اثر توام زمان و نوع نمونه بر روی تغییرات pH ماست میوه ‎ای پروبیوتیک معنی دار بود (0/05>p) و با گذشت زمان pH کاهش یافت. اثر نوع تیمار و زمان نگه داری و اثر توام زمان و نوع نمونه بر روی تغییرات اسیدیته، ماده خشک و خصوصیات آنتی ‎اکسیدانی ماست میوه ای پروبیوتیک معنی ‎دار بود (0/05>p). به موازات pH، درصد اسیدیته نمونه ها افزایش یافت. درصد چربی نمونه ها تا روز دوازدهم نگه داری افزایش و تا پایان مدت ماندگاری ثابت باقی ماند. نوع تیمار اثر معنی داری بر درصد چربی ماست میوه ای پروبیوتیک داشت (0/05>p) و زمان و اثر متقابل تیمار و زمان نگه داری اثر معنی ‎داری بر درصد چربی ماست پروبیوتیک میوه ای نداشت (0/05<p). درصد پروتئین تمامی تیمارها تا پایان دوره نگه  داری بدون تغییر باقی ماند. اثر نوع تیمار، زمان نگه داری و اثر متقابل تیمار و زمان نگه داری بر پذیرش کلی، احساس دهانی، طعم و رنگ معنی دار نبود (0/05<p). اثر زمان بر امتیاز حسی آب اندازی ماست حاوی درصدهای متفاوت پالپ توت فرنگی کاملا معنی ‎دار بود (0/05>p). ولی اثر نوع تیمار، اثر متقابل تیمار و زمان نگه داری بر آب اندازی ماست معنی دار نبود (0/05<p).

    کلیدواژگان: ماست پروبیوت، پالپ توت فرنگی، لاکتوباسیلوس کازئی
|
  • Saman Falahati, Kamran Shayesteh *, Peyman Karami Pages 1-8

    Ghalajeh Protected area as one of the most important Forest habitats in Zagros Mountains is located in Kermanshah province and is known for the Greatest Carnivorous. The aim of this study was modeling the Distribution of brown bear (Ursus arctos) using Maximum Entropy method. For this purpose, 168 Presence Points were collected in the annual period (2017-2018) for studying the habitat of species. 13 environmental variables including slope direction, Compound Topographic Index, elevation, distance from the points of presence of the tribes, distance from the stream, distance from the garden, distance from the river, distance from the road, distance from the village, ecotone, Heat Load Index, Normalized difference vegetation index and slope index were used as effective ecological variables on the species. The validity of the model was measured from the surface below the curve or AUC, which was calculated as 0.86, which indicates the high model's ability to distinguish between suitable and unsuitable habitats. Also, the results of the studying the importance of habitat variables were Jackknife analysis showed that the most important variables in the selection of brown bear habitat in Ghalajeh protected area are distance from the river, distance from the garden and Normalized difference vegetation index.

    Keywords: Brown bear, Protected area, Ghalajeh, Habitat suitability, Kermanshah
  • Roghayeh Kohsar *, Hossein Varasteh Moradi, Hamid Reza Rezaei Pages 9-14

    Understanding of food habits of animals is an important issue to perceive the ecology of species. Distribution, availability and quality of food sources affect the reproduction success of Brown bears. Habitat destruction and consequent biological constraints (including decrease of the prey population and reducing the security of habitats) has reduced the population of this species. The purpose of this study was to study the spring dietary habits of the Brown bear (Ursus arctos) in Golestan National Park. During field activities and finding the places of the brown bear scats, the samples were transferred to laboratory and were coded. Then, the scats were separated by soaking and the residues of the preys in the scats were separated and identified. In the next step, the percentage of any food was calculated within the whole scats. According to the results in spring, the highest dry weight of food item in brown bear scats was belonging to plants. Brown bears had also used insects in the beginning of spring and continued to use different vertebrates during the spring season. According to the results, herbaceous plants in this season had the highest frequency among consumed bears (60%).Among the vertebrates consumed by bears, the hair ibex, the hair wild goat and the hair rabbit had similar incidence rates (5.17).A striking feature of this season is the presence of hair donkey in the brown bear consumable food that was obtained through carcasses or hunting. The results of this study revealed that Brown bears in the Golestan National Park had a variety of food sources and so that could improve their population while human activities did not destroy the habitat of this animal.

    Keywords: Brown bear, Golestan National Park, Food Habits
  • Ramezan Jamshidi, Jalil Imani Harsini *, Mahdi Ramezani, Borhan Riazi Pages 15-22
    Habitat modeling as a decision support tool in wildlife management has caused to identify the effective environmental factors and the order of their importance and also the suitable habitats for the species at the level of protected areas; therefor appropriate management actions for these areas will be possible. In this study, Chinkara habitat suitability evaluation and determination of the most important factors affecting the presence of this species were investigated using maximum entropy algorithm in Kavir National Park. Modeling was performed based on 78 points of Chinkara presence and four environmental variables including physiographic, landcover, human and climatic variables in Kavir National Park with excellent predictive efficiency and the acceptable rate of AUC (0.992). The results showed that the areas with high and average level of habitat suitability for Chinkara populations in Kavir National Park are about 456.65 and 679.55 km2, respectively. The variable of distance from water resources (springs and sprinklers) was identified as the most effective variable in Chinkara's population distribution model in Kavir National Park. Based on the sensitivity analysis Vegetation type, distance to the environmental management stations, topographic diversity, annual range of temperature and land cover were identified as other important variables in the development of Chinkara's distribution model.
    Keywords: Habitat suitability, Maximum Entropy, Kavir National Park, Chinkara (Gazella bennettii)
  • Seyed Sajad Daneshi, Farangis Sokhango *, Behrouz Behrouzirad Pages 23-32
    In this study, the aim of studying the desirability of the habitat of the whole and Capra aegagrus species in the regeneration season in the protected area of ​​Sulak, Kohgiluyeh and Boyerahmad province, Bahmei, was using the Hep method. Currently, most of the habitat degradation is to large mammals, especially herbivores such as whole and goats. Therefore, the maintenance of regeneration habitats and their study especially favorable habitats of low-yielding species such as whole and goat has a significant effect on survival and production and the like. There will be species. Habitat assessment is a practical solution for this important issue. By assessing the habitat, the desirability and number of habitat units available for regeneration of this species can be obtained. To do this, the region was first divided into two northern and southern habitats. Then, assessment of the habitat of whole and goat species in the regeneration season by HEP method and ranking of different habitat variables in two habitats. At the end, the results of the two cases were compared. The measured habitat indicators are density and diversity of vegetation, elevation, slope, direction, access to water resources, distance from residential areas, distance from the road, trapping rate of predators, trapping intensity in the area and predation. The score for each index varied from 1 to 5. Then, based on the habitability utility, the HSI values ​​for each section were calculated.
    Keywords: Habitat, Habitat suitability, Tang Sułak, Goats
  • Zahra Roudbari, Khadijeh Nasiri * Pages 33-38
    The conservation of genetic resources using knowledge of the genetic structure and the study of mitochondrial genome between and within species is an appropriate indicator of genetic diversityfor population genetic study and Non-coding genes of 16sRNA, 12sRNA, and tRNAs are regulatory elements involved in mitochondrial replication and transcription. For these reasons, in the current research, sequences of 2 rRNAs and 22 tRNAs were compared and analyzed with bioinformatics analysis of the mitochondrial genome in one humped camel and two-humped camel. The results showed that 6 nucleotides of 16sRNA sequence, 45 nucleotides of 12sRNA and 44 nucleotides of tRNAs were varied in comparing the sequences of non-coding RNA genes of one-humped and two-humped camels, which only two genes of rRNA and four genes from tRNAs were significant for Neutrality tests. Investigating the structural implications of these variable nucleotides using modeling confirmed that only the variable nucleotides in the D ring of the tRNA-Trp gene caused the spatial deformation of the cloverleaf form of tryptophan tRNA and Gibbs' free energy. Based on the results of this research, non-coding RNA genes of mitochondrial genome of camel species are conserved.
    Keywords: Mitochondrial genome, Selection effect, Genetic protection, Non-coding regions
  • Jamil Bahrampour *, Morteza Sataei Mokhtari Pages 39-46
    Culling of dairy cows causes financial losses and a higher cost of replacing the culled cows, therefore quantification of the association between risk factors and culling is useful for Reduce costs and increase profitability. The present study was conducted to evaluate the association between productive and reproductive risk factors which may affect culling of the dairy cows. The data were collected from2003 to 2012.The Logistic regression model was applied to investigate the associations between the response variable, the risk of culling, and predictor variables including parity, calving ease, standardized 305-d milk yield, age at the first calving, calving interval, day to first and last service and numbers of inseminations per conception. The risk of culling increased (P< 0.001) with parity. The odds ratio (OR) increased with increasing in calving difficulty score except for the farmer- assisted cows. Risk of culling (P< 0.001) decreased with increases in the standardized 305d milk yield. Cows that calved first at about 24 months of age had a lower risk of culling. The ORs were 1.28, 1.67 and 2.21 for cows with 349 to 385, 385 to 442 and ≥442 (d) calving intervals, and the risk of culling was increased with increases in the day to last service and insemination but days to first service had no significant effects on culling of dairy cow. Results showed that the studied risk factors significantly affected the culling rate in cows, and can be used as management tools for decreasing the risk of culling and increasing the profitability of the enterprise.
    Keywords: risk factors, Holstein Cows, Productive, Fertility, Culling
  • Parastoo Poorghafoor Langroodi * Pages 47-52
    Leptospirosis is one of the most common diseases between animal and human around the world. Regarding to the death report of a farmer in Gorgan because of leptospirosis and abnormal mortalities in forest mice in Aliabad-e-Katul,it had seemed to be necessary to investigate Leptospirosis Golestan province. Therefore, this study was considered the prevalence of Leptospira interrogans in serum samples of Golestan province cattle. Blood samples were collected from 505 cattle with different ages at Golestan province and were examined by microagglutination method. The incidence of leptospirosis was investigated at different ages, sex, and seasons using chi-square method and SPSS. The results showed that from the total samples, 137 (%27.22) samples had positive serologic response, of which 108 (%78.84), 25 (%18.25), and 4 (%2.91) of samples had one, two and three positive reaction serotype, respectively. Among samples with positive serologic response, %32.75, %26.31, %22.22, %9.15, %5.27 and %3.50 showed a positive reaction on icterohaemorrajiae, serjerohardjo, automnalis, gripotyphosa, Pomona and canicola, respectively. The highest frequency (%30.99) was observed in the 1: 800 Titration. The highest frequency was observed at age of 2 to 3 years old (%52.63), female (%27.48) and in summer (%37.93), which was not statistically significant (P> 0.05).Leptospirosis infection is actively present at the province. Comparison of the dominant serotype indicated a change in the pathogenic variant from Gripofoza in 2007 to ectoharmasia at the time of the present study.
    Keywords: Leptospirosis, agglutination, Cattle, Golestan, Icterohaemorrajiae
  • Rabie Rahbar * Pages 53-60
    The objectives of present research were investigating the effect of AFC on production traits, estimation of variance components and genetic and phenotypic trends of these traits in different classes of AFC of Holstein cows in Isfahan province. The records of 49925 cows related to 64 herds, had calved during years 2006 to 2015, were used in this study. AFC that was between 20 to 36 months was divided to 3 classes (20-23.5, 23.5-26, 26≤). The analysis of data was performed using Mixed procedure of statistical in software SAS9.2. DMU package was used for estimation of variance components and breeding values of milk production traits with REML based on univariate animal model. Least squares mean of milk production, fat and protein yield was 10270±38.2, 249.2±1.5 and 270.9±1.4 kg for the first class, 10179±39.1, 243.5±1.6 and 267.3±1.4 kg for the second class and 10017±44.9, 237.4±1.8 and 264.5±1.6 kg for the third class of AFC, respectively, and their differences were significant (P<0.01). The correspondeing heritabilities were estimated 0.12±0.008, 0.34±0.008 and 0.23±0.012 for the first class, 0.14±0.005, 0.31±0.005 and 0.23±0.007 for the second class and 0.11±0.006, 0.24±0.008 and 0.21±0.011 for third class, respectively. The highest breeding values mean of milk production traits was for the first and second classes of AFC that they had significant difference with the third class (P<0.01). The results of present study on Holstein cows in Isfahan province showed that cows calving at a young age can increase milk, fat and protein yield but can decrease genetic trend for these traits.
    Keywords: Age at first calving, Breeding value, Genetic, phenotypic trends, Variance components, dairy cow
  • Mahdi Khodaei Motlagh *, Mohammad Reza Bahrami, Mahdi Mirzaei, Mohamad Hosein Moradi Pages 61-66
    The aim of this study was to investigate the effect of grain source and different ratio of forage to concentrate on blood parameters and reproductive performance in Zandi ewes. Eighty ewes of Zandi ewes were divided in four different groups to synchronize estrus. Experimental treatments included: 1: high ratio of forage to concentrate (35: 65) with barley as a source of grain, 2: high ratio of forage to concentrate (35: 65) with corn as a source of grain, 3: low ratio of forage to concentrate ( 55: 45) with barley as a source of grain, 4: low ratio of forage to concentrate (55: 45) with corn as a source of grain. Estrus synchronization was performed in all treatments. After the cider removal, the ewes were estrus detection and mated with the rams in the herd. After lambing, the parameters were evaluated. The results showed that except the BUN and progesterone parameters, which showed a significant tendency, for liver enzymes, glucose and estrogen had no significant effect among treatments. The results of the present study showed that the high ratio of forage to concentrate combined with maize as a source of grain was better in reproductive traits than other experimental groups.
    Keywords: Estrus synchronization, Cereals, forage, Ewes
  • Ali Chori *, Seyed Mohammad Hossein Razavoi, Morteza Dosti, Farzam Farzan Pages 67-76
    Sustaining environment is one of the pillars of sustained development in sport. The purpose of the current study is to identify environmental and managerial factors affecting in equitation development. The design of research was descriptive-survey and the approach to its implementation was mixed-exploratory. The population in qualitative phase was 26 experts in equitation. Validity of the questionnaire was checked by a panel of 17 experts, exploratory factor analysis is yielded to be .87, and reliability is reported to be .92 via running Cronbach’s Alpha. SPSS 25 software was employed for the purpose of identifying the procedures affecting on equitation as well as analyzing the data via running exploratory factor analysis. The findings indicated that among 25 procedures which were given to the population in three form of managerial, environment, and somatic in Likert continuum, 5 factors such as outsourcing, private sector entry, tourism development, supporting internal breeders, and designing places by protecting environment in equitation were identified. Integrated management and giving value on horse tourism industry can be efficacious in environment protection through focusing on horse and economic growth development.
    Keywords: horse, Equestrian, Environment Factors, management factors
  • Ali Reza Baneshi, Ardavan Nowroozi Asl, Gholam Hossein Darya *, Seyyedeh Maryam Mosavi Pages 77-82
    Disordered TSH secretion from pituitary gland has always been one of the controversial complications of diabetes. This study was conducted to evaluate the effect of oral administration of G. flavum on serum level of TSH in healthy and diabetic male rats. In this experimental study, 56 adult male Wistar rats were randomly divided into 7 groups of 8 including: healthy control, healthy treated with 250 and 500 mg/kg of G. flavum extract, diabetic control, diabetic treated with 250 and 500 mg/kg of the extract, and 5 µg/kg doses of Glibenclamide. Diabetes was induced by single injection of Alloxan. After 30 days, blood samples were collected and TSH levels were measured. Finally, the data were analyzed using one-way ANOVA. Results declare that, the mean of diabetic+250 group was significantly higher than diabetic control group (P<0.001); Also, the mean in diabetic+500 and diabetic+drug groups did not have a significant different with control group (P>0.05). In conclusion, The G. flavum extract have been able to increase the level of TSH in diabetic rats, somehow that the higher dose can improve the complication, as equal as healthy control group.
    Keywords: Diabetes Mellitus, Glaucium flavum, TSH, alloxan, Rat
  • Mahsa Rahanandeh *, Zevar Salehi, Seyed Mohsan Asghari Pages 83-88

    Breast cancer is the most important cancer in the world today, and accounts for 25% of all cases of cancer. In all cancers, including breast cancer, the stages of growth, invasion and metastasis are dependent on several intracellular agents, one of which is the angiogenesis process. The aim of this study was to evaluate the effect of anti-angiogenesis peptides designed to express the Caspase-3 gene and Caspase-9 in Balb / c mice. In this method, the tissue samples of Balb / c mice were previously used, which were previously infected with 4T1 cell-derived mammary tumors (after anesthesia by intraperitoneal injection (IP) for 3 to 5 weeks, their left side adjacent graft was struck). Extraction of TOTAL RNA from tumor samples treated with anti-angiogenesis peptides was performed at concentrations of 1 μg and 10 μg. Synthesis of cDNA was performed to stabilize the RNA molecule. Primers for Real time PCR were designed and synthesized for both Caspase-3 and 9 genes. The primer binding specificity has been confirmed to the pattern string. Statistical analysis was performed using SPSS software. The results of this study showed that there was a significant difference between the treatments of each group of anti-angiogenesis peptides (VEGB1, VEGB2, VEGB3) at concentrations of 1 μg/kg and 10 μg/kg in expression of caspase-3 gene expression (p<0.05). All three anti-angiogenesis peptides can inhibit the VEGFR signaling pathway by regulating caspase-3 and caspase-9 levels, leading to an increase in apoptosis in the tumor.

    Keywords: Angiogenesis, Angiogenesis inhibitor peptide, caspase-3, Caspase-9, Real time
  • Mohammad Amin Shahbazi, Navab Ghobadi * Pages 89-92
    Re-establish blood flow to the kidney caused further damage to the kidney tissue.It seems that xanthine oxidase irreversibledecrease mitochondrial function and energy depletion.Activation of proteolytic enzymes are all factors which cause ischemia. The aim of this study Microscopic examination of oral allopurinol in renal failure and ischemia, a left-sided. In this study, 18 male dog native were selected and randomaly divided in to three groups (n=6). G1 : control.G2: Ischemic Reperfusion (n=6) . G3:IschemicReperfusion with oral administration of allopurinol (10 mg/kg)until 14days (n=6).For evaluation of renal ischemia-reperfusion a left-sideVentral-medialApproachwas used. Then samples for microscopic evaluation by ultrasonography-guided biopsy were evaluated.The results showed that increasing the thickness of Bowman's capsule, severe damage in epithelial cells, enlargement of the lumen and hyaline casts, cell necrosis and detachment basement membrane outer cortex and medulla, the presence of inflammatory cells in the interstitial hemorrhage and fibrosis are has it. According to the xanthine oxidase inhibitor allopurinol so as damage caused by ischemic reperfusion protective effect is not satisfactory(p≥0/05).
    Keywords: Allopurinol, Renal ischemic reperfusion, Free radical, Dog
  • Ebrahim Golzar *, Bahman Shams Esfandabad, Jafar Morshedi, Morteza Naderi, Seyed Ali Jozi Pages 93-100
    To investigate the changing trend of diversity indicators of aquatic and waterfowl overwintering birds in Choghakhor Wetland, the half-winter data are done by Environmental Protection Department of Chaharmahal and Bakhtiari province in 1995, 2000,2005,2010, and 2015 and are investigated. Shannon-Weiner, Simpson, Margalef species richness, and Simpson uniformity indicators for aquatic and waterfowl species in Choghakhor wetland have been investigated during studied years. The maximum and minimum values of the Shannon Diversity Index were obtained 4.61(2005) and 4.39 (2010), respectively. According to the Simpson Diversity Index, the maximum values were obtained in years1995, 2000, and 2005 (0.96) and the minimum values were obtained in year2010 and 2015 (0.95). In terms of Margalef species richness, the maximum and minimum species richness were determined in 2005(2.86) and 2015(2.23), respectively. Based on Simpson's uniformity index, the maximum and minimum uniformity in Choghakhor Wetland were determined in995, 2005 (0.89), and 2010 (0.86). The numbers of aquatic species were more than other species. Also, the aquatic birds were more than other species. It seems that the Chaghkhor wetland had better ability to provide nutrition resources for aquatic species and this problem has been highlighted by observing more aquatic birds than species.
    Keywords: Wetland, Migrating Birds, Abundance, Species Richness, Species diversity
  • Mona Tajzadeh Namin, Tooraj Valinassab *, Ehsan Ramezani Fard, Faribourz Ehteshamei Pages 101-110
    In order to increase the knowledge of Nemipterus japonicus biology and ecology, an investigation of food habits of this species was surveyed seasonally from October 2017 to August 2018 in Oman Sea. In this survey, stomach contents fishes 210 were studied (91 female and 119 male). According, some indexes such as; the feeding intensity index (2.60%), the index is empty stomachs (43.80%), the mean Trophic levels (4.08), and the rate of food consumption (9 per year) was calculated. Total four major taxonomic categories were identified in the stomach contents of this species and were weighted including arthropods (Crustaceans), Cephalopods, Teleostei and Sea weeds and the results show that Arthropods with an abundance of 55.75% was the most abundant prey item. According to the Prey Occurrence Index, the Portunidae (61.19%), Squilla mantis (28.35%) and digested bone fish (20.89%), were divided as the main, the incidental and occasional food, respectively. The results showed that the highest intensity of feeding occurs in winter (50.77%) and the lowest in fall (35.20%). Also N. japonicus shows cannibalistic behavior in ecosystem in winter (3.00%) and in spring (6.00%) respectively. According to the results of this research that has been done for the first time in the northern of Oman Sea, the results of frequency of occurrence of prey showed that N. japonicus is carnivore and also on the basis of the index empty stomachs is the average rate of food consumption this species of fish.
    Keywords: Nemipterus japonicus, Cannibalistic, Consumption, Trophic level, Oman Sea
  • Yasamin Emadi, Shadi Khatami *, Mahnaz Kerdegari Pages 111-116
    This research was carried to determine the concentration of heavy metals (Pb and Cd) in the muscle and liver tissues of  javelin grunter (Pomadasys kaakan) in the Hormuz Island waters in 2017. Fish samples were  collected from local fishermen catches. Samples were frozen and transferred to the laboratory for further analysis. A total of sixteen specimens  were biometrics and muscle and liver tissues were separated. Then concentration of heavy metals were determined following wet digestion using Flame Atomic Absorption Spectrophotometry. The results indicated that the average lead concentration in muscle and liver tissues are 0.141 mg/kg and 0.399 mg/kg respectively. The average cadmium in muscle and liver tissues are 0.055 mg/kg and 0.222 mg/kg respectively. These values were compared with the WHO, Food and Drug Administration, Nation Health and Medical Research Council and UK (MAFF) safety standards regarding the amount of the above mentioned heavy metals in fish tissues. According to the results, the average concentrations of cadmium and lead in muscle tissue proved to be lower than international standards. Therefore this species is healthy for eating by people in terms of health.
    Keywords: Javelin grunter, Lead, Cadmium, Hormuz Island, Persian Gulf
  • Paria Houshmand *, Hossein Rahmani, Saeid Esmaeilpour, Seyedeh Mahdis Rekabi Pages 117-124
    In this study, 104 specimens of sand melt caught in the Tonekabon County coasts in summer and autumn seasons (2015). The samples were fixed in 10% formalin and transferred to the laboratory for more studies. The length and weight average of A. boyeri caspia were obtained 10.33 cm and 6.76 g in summer and 10.30 cm and 7.46 g, respectively. The length-weight relationship of this species in summer and autumn is  and , respectively. Moreover, the results indicated a higher condition factor in autumn than summer. Pauly method was used to survey the growth pattern in this species. Based on result, the Sand Melt in the Tonekabon coast had a negative allometric growth in both summer and autumn, indicating a lower growth rate of weight than length in this species. In addition, the empty stomach index (CV) showed a relative overeating. The survey of the relative length of gut indicated carnivorous diet of A. boyeri caspia. Also, the study of fullness index showed that this species is in a good nutritional condition. The Food Preference Index showed that this species doesn’t have the main food, and only the Gammaridae and Bosminidae were their sub food.
    Keywords: Atherina boyeri caspia, Caspian Sea, Feeding habits, Length-weight relationship
  • Mohammad Darvishi *, Mohammad Momeni, Siamak Behzadi, Ali Salarpouri, Gholam Ali Akbarzadeh Pages 125-132
    Scombridae and Thunnus tonggol is one of the most commercial family species in the Persian Gulf and Oman Sea. In order to come up with the responsible fishing pattern, there was a need information about cohort and recruitment pattern data were collected simple randomly from five major artisanal fish-landing sites included, Bandar Jask, Bandar Sirik, Bandar Abbas, Bandar Kong and Bandar Parsian, from April 2015 to March 2016. Cohorts (based on Bhattacharya's method), and recruitment pattern were determined by using FiSAT II software. The fork length individuals ranged from 22 to 132 cm. There was a significant difference among  monthly averages of lengths  fish caught. The mean of individuals in period of study was 70.87 cm. Fishes were separated in 2 to 6 class during the year. Recruitment pattern were seen in all month of year but with only peak. The maximum recruitment pattern were in July then August with 16.6 and 15.62% respectively. The rercorded results showed that the responsible fishing pattern, there was a need to fishing manage  of this species.
    Keywords: Thunnus tonggol, Recruitment pattern, cohort, Persian Gulf, Oman Sea
  • Ghasem Farkhondeh Shilsar, Mohsen Safaie *, Ehsan Kamrani, Tooraj Valinassab Pages 133-138
    The diet and reproduction of tigertooth croaker (Otolithes ruber) during the 12-month sampling period were studied from August2016 to July 2017in the shores of the Oman Sea (Jask area). A total of 600 fishes were biosensor and autopsy. The mean of conditional factors and severity of nutrition index were 1.01 and 307.66 respectively. The gastric stomach index for males and females was 45.63 and 37.64, respectively. Also, the hunting indexes for the fish bait,  squid baits and the shrimp bait were  75% ,11.6% , 10.2% respectively. In the study of food items found in the stomach, the diet of the fishes is a wide range of bony fish (a variety of Sciaenidae, Sillaginidae, Clupeidae, Threadfin fishes and skeletons of fish), mollusca (shrimp and Mantis), and Squids were formed. Also, the results showed that fish catches are the dominant source of fish in terms of the importance and prevalence of caught prey. Sex ratio of female to male was 1 to 0.72 and the oviposition period (oviposition season) was observed for this species in spring.
    Keywords: Tiger tooth croaker, Diet, Reproduction, Oman Sea
  • Paria Akbary *, Gorban Namdar Ali Sofi Pages 139-146
    This experiment was conducted to evaluate the effect of different levels ofSalicorniasp plant extracton growth performance and body chemical compositions of grey mullet, Mugilcephalusfor 60 days. The experiment was conducted in a completely randomized design with 240 of grey mullet (with average weight of 8.42±0.43g) in 4 treatments and 3 replicates (n=20 in each replicate) and included: control group without using plant extract,  another groups (treatment 2,3and 4) the amounts of this extract were 50,1000 and 1500mg/kg food. The results showed that at the end of experiment, the highest FW (26.74±2.03g), WG (216.78±14.97%), DGR (0.20±0.12%), SGR (1.91± 0.17), survival (93.60± 1.14%), the lowest FCR (1.44±0.11 %), the highest PER (9.03±1.39) were observed in the diet containing 1500mg /kg plant extract in all of these parameters and showed a significant difference compared with control treatment (P<0.05). The highest crude protein and moisture were observed in the diet containing 1500mg /kg plant extract. Finally, the present results suggest that diet containing 1500 mg/kgSalicorniasp extractcould improve growth performances and carcass quality in M. cephalus.
    Keywords: Grey mullet, Salicornia plant extract, Body chemical composition, growth performance
  • Mina Alimohammadi, Tooraj Valinassab *, Ehsan Ramezani Fard, Fariborz Ehteshamei Pages 147-154
    Due to study the food regime of Giant Catfish (Netuma thalassina), a total of 198 specimens were collected seasonally from February to October 2017 in the Omen sea waters. In this study the frequency of occurrence of prey, feeding intensity index, Vacant stomach index (VI), the mean Trophic levels and the rate of food consumption were calculated. Total six major taxonomic categories were identified in the stomach contents of this species and were weighted including Arthropods (Crustaceans, higher Crustaceans), Mollusks (Cephalopods), Echinoderms, Nematods, Sea plants (Sea weeds) and Teleostei. Crustaceans were estimated as the most abundant prey item (%44.71). Teleostei (FP=%55.55) was constituated as the main and Portunidae (FP=%25.64) and Xanthidae(FP=%13.67) as the secondary foods. Carangidae family (FP=%8.54) was the random food.  The results showed that the highest intensity of feeding occurs in Spring and lowest in fall. The mean trophic level for Giant Catfish in the studied area was estimated 3.61.
    Keywords: Netuma thalassina, Consumption, Trophic level, Omen sea
  • Azita Koshafar *, Ahmad Savari, Nasrin Sakhaei, Bita Archangi, Fatemeh Karimi Organi Pages 155-162
    The aim of this study was to evaluate the risk of carcinogenesis and non-carcinogenicity of heavy metals of mercury, cadmium and lead in the muscle of Liza abu, Acanthopagrus latus and Pennahia anea in the winter from Bahmanshir River. 90 specimens of pseudo-sharked, coarse, dark-skinned, and yellow-white-skinned specimens were prepared completely randomly from 5 stations studied by river snail runners by native fishermen. The heavy metals were studied by atomic absorption and graphite furnace systems with the aid of Perkin Elmer 4100. In order to complete the information in the section on human health risks, the questionnaire was completed randomly. The minimum and maximum weight of men and women were 54 and 107 kg and weight was 73.80±13.803. The concentrations of mercury, lead, cadmium in the muscle of, Acanthopagrus latus was higher than more Liza abu and Pennahia anea (P<0.05). The pattern of heavy metals accumulation in the three species of muscle, the Liza abu, Acanthopagrus latus and Pennahia anea were lead> cadmium> mercury. In three species of fish, it can be said that all three species were carcinogenic to lead, but only the species of shank was outside the standard standard for mercury. Regarding cadmium, it can be said that all three species are in the range and are not a problem for human consumption for carcinogenesis.
    Keywords: Risk Assessment, Heavy Metal Fish, Muscle, Bahmanshir river
  • Mohamad Larijany *, Gholam Ali Bandani, Mohamad Reza Khoshghalb, Seyed Ehsan Hoseini, Tayebeh Enayat Gholampour Pages 163-170
    This research was carried out at the southern part of the the Caspian Sea coast from 2009 to 2012. Samples collected at the same time with wild broodstocks transferring from fishing station to the Shahid Marjani sturgeon hatchery in order to artificial propagation and stocks restoration activities. A total of 742 fish were studied which 416 numbers were female and 326 of male. From theses fish, 17659 kg meat and 562057 kg caviar produced. The highest and lowest frequency distrbution of fish in 2009 and in 2012 was 35.12% and 20.17% repespctively. The results showed that fork length ranges from of 50 to 218 cm during 2009-2011. The mean fork length of the Persian sturgeon caught on the southern coast of the Caspian Sea was 153.7±18.8 cm in 2009, 123.4±20.1 cm in 2012 where a decreasing trend observed. Minimum and maximum fork length was 123.44 cm and 154.35 cm respectively with a mean standard division ±18.8 and also minimum and maximum weight were respectively, 41 and 75 kg, with mean standard division ± 9.27 kg. The ratio of male to female was 1 to 1.3 and the matured females were in the fourth stage of sexual maturity. During the four years, a total of 2060.56 kg of caviar was produced in the Golestan province and this amount reached from 699.92 kg in 2009 to 379.59 kg in year 2012. In 2009, more than 78.51% of caviar graded as grade 1 and 16.29% as grade 2 caviar and also 5.18 % of them as grade 3 and compress caviar. But in 2012, more than 66.66% of them graded as grade 1 caviar, 23.8% grade 2 and 9.52% as grade 3.
    Keywords: Persian sturgeon Caspian Sea, Fork Length, Meat, caviar
  • Ammar Salehi Farsani, Mehdi Soltani, Abolghasem Kamali *, Mehdi Shamsaie Mehrgan Pages 171-176
    This study was carried out to evaluate the effects of Macrogard and Spirulina on some hematological parameters of juvenile farm-raised stellate sturgeon. This study was designed using a completely random plan containing 0% (control), 0.1% Spirulina (M0S1), 0.1% Macrogard (M1S0), 0.1% Macrogard and 0.1% Spirulina (M1S1) and 0.5% Macrogard and 0.5% Spirulina (M5S5) in 5 treatments with 3 repetitions. A total number of 700 stellate sturgeon fish (average weight of 87.56±1.06 g) were fed during 12 weeks. At the end of trial, the blood samples were collected and haematological parameters including leucocyte count (WBC), erythrocyte count (RBC), haematocrit (HCT), erythrocyte sedimentation rate (ESR) and the white blood cell differential were measured. The maximum level of WBC and HCT were observed in M5S5, while the lowest level of ESR was seen in M5S5 (p<0.05). The population size of RBC was significantly higher than control group. The highest population size of lymphocyte (75.08+2.10%) was measured in M5S5 and the also highest population size of neutrophil was observed in M1S1 and M5S5 (p<0.05). Therefore, using Macrogard and spirulina, each at 0.5% in stellate sturgeon diet, significantly hematological indices, population size lymphocytes and neutrophils.
    Keywords: Stellate sturgeon, Spirulina, Macrogard, Hematological indices
  • Mohammad Reza Imanpoor, Mahmoud Mohseni, Mostafa Karaminasab * Pages 177-186
    To determine the effect of phytase enzyme and replacement of fish flour with soy flour on growth process, and some blood and blood biochemical parameters of Caspian Sea fish with an average weight of 140.6 ± 13.7 gr, Seven diets with nitrogen and the same energy, containing different levels of soy flour (40 and 80%) for gradual replacement of fish powder (control diet without phytase enzyme), each with three levels of phytase enzyme (0, 1000 and 2000 International unit per kilogram) was prepared and fed to fish under the same conditions. At the end of the 12-week period of diet with experimental diets, gradual replacement of fish powder with soybean meal significantly reduced the growth and efficiency of fish food (P> 0.05). In addition, the addition of phytase enzyme significantly increased the growth and efficiency of food and the best result was obtained from the use of 2000 international units per kilogram of food. On the other hand, blood indices and serology of fish were also affected by diets. The amounts of liver enzymes with intermediate amounts of soybean meal had a direct relationship with the highest levels of alkaline phosphatase, alanine aminotransferase and aspartate aminotransferase in fish fed with high rations.. According to the results of this research, it is suggested that in the Caspian Sea salmon ration to be replaced by 40% of the protein content of fish flour with soy flour with 2000 units of phytase enzyme international unit per kg of food.
    Keywords: Salmo trutta caspius, Phytase enzyme, Blood indices, Food efficiency, Growth indices
  • Mojtaba Alishahi *, Mostafa Halimi, Masoud Ghorbanpoor Najaf Abadi, Ahmad Erfanmanesh Pages 187-196
    In this study  efficacy and immunogenicity of Streptococosis/lactococosis vaccine administrated via oral, bath and i.p routs were investigated. 600 fish (14±2.1g) were randomly divided i 4 similar groups in triplicate as follows: group1 was orally vaccinated with 108 cfu/g food for two weeks. Group2: were injected with 0.1ml of 109  cfu/ml bacterins. Group 3 was vaccinated via immersion rout for 2 minutes in 109  cfu/ml. Group 4: none immunized group without vaccination. Fishes were reared for 2 month in similar situation and blood samples were taken from each group at days zero, 20, 40 and 60 of experiment. Immunological parameters including: antibody titer, serum lysozyme, complement, bactericidal activity and hematological parameters were compared among the groups. Fishes were challenged with S.iniae and L.garviae separately in the end of experiment and rate of mortality compared among the groups. Result showed that rate of mortality in challenged fish with S.iniae in injection, oral, immersion and unvaccinated routs were 20±10,  56.3±10, 50±5.67 and 90± 3.67 whereas in challenged fish with L.garviae were 26.67±5.77, 57.7±10, 43.33±5.67 and 90± 4.63 respectively. Immunological parameters were increased significantly just in injection vaccine treatment increased in sampling periods (P<0.05).  it can be concluded that Although injection rout cause the best protection and immunogenicity, oral and immersion routs induce relative protection without notable immunogenicity in rainbow trout and each rout can be used based on farm situation.
    Keywords: Streptococosis, lactococosis vaccine, Efficacy, [Oral, injection, immunogenicity, rainbow trout
  • Fatemeh Hassanalizadeh Chari, Reza Akrami *, Afshin Ghlichi, Pooneh Ebrahimi Pages 197-206
    To study the effect of Lavandula officinalis essence on growth indices and the blood and immunology parameters of Oncorhynchus mykiss, an experiment was conducted as compeletly randomized block design with four treatments in 3 replications. Experimental treatments included 0.5, 1 and 2 ml essence in 1 Kg of diet. Control treatment also was kept without the use of essence and with the same condition compared other treatments. According to the results, the highest percentage increase in weight, length, Special Growth Rate, Survival Percent and Fish Net Production were observed under treatments of 1 and 2 ml essence in 1 Kg of diet. Diatary Conversion Ratio significantly was decreased with an increase of essence values. The highest RBC, WBC, MCHC and Neutrophilis were observed in 2 ml essence in diet. Amount of HB, MCV, MCH, Monocytes and Eosinophils were not affected under different treatments of essence comparison with control. The results showed that immunology system of O. mykiss such as Lysosomal enzymes, SOD, IgM and Total Immunoglobulin of Serum were increased with an increase of essence amounts. Overall, addition of L. officinalis essence especially 1 and 2 ml in O. mykiss diet caused positive and significant effect on some growth indices and the blood and immunology parameters of O. mykiss. This is probably due to the compounds such as phenols, tannins and monoterepen which are present in the L. officinalis essence. Therefore, it is recommended as a dietary supplement in the basal diet.
    Keywords: Lavandula officinalis essence, Growth indices, Blood, immunology parameters, Oncorhynchus mykiss
  • Habib Allah Gandomkar *, Abolhassan Rastiannasab, Javad Mahdave Jehanabad, Hamed Karimi Pages 207-212

    Intensive culture of  rainbow trout is usually conducted in a variety of culture systems. The objective of this study, was to compare the performance of fish growth and welfare in a new design of elliptic ponds with circular flow; Foster-locas ponds (FLPs) and raceway ponds (RPs) under field conditions. The experiment was designed in two treatments with three repeats. For this purpose, three FLPs and three RPs were constructed. Each pond was randomly stocked by rainbow trout fish with initial average weight of approximately 40±5 g. Stocking density was 120 fish/m3 during study. Fish fed commercial diet (Chineh Company). Feeding operation conducted according to the manual by consideration of water temperature and fish weight at amount of 1.3 percent of biomass. Based on results, the fish survival rate in FLPs and RPs were  high (98.05% and 97.39% respectively). No significant difference in growth parameters were observed between RPs and FLPs, but fish growth rate in FLP was higher than RP (P> 0.05). Mean water quality factors (dissolved oxygen and PH) were favorite in FLP for culture of  rainbow trout and don,t have significant difference with those in RP (P> 0.05). The results confirmed when water quality is maintained in safe level ranges, FLPs can be used as a substitute of RP for intense rainbow trout culture.

    Keywords: Rainbow trout (mykiss Oncorhynchus), Fish culture, Foster-lucas pond, Elliptic pond with circular flow, Raceway pond
  • Fatemehzahra Kiyani, Mehdi Mohammadalikahni * Pages 213-222
    In this study, for determining the effects of Glyphosate (Roundup) herbicide on certainsanguine factor of Salmon weighing 150-200 grams under qualitative stable conditions of water, in 4 treatments of 30 (three experimental group and one control treatment with three replicates) in a concentration of 25, 50and 75 percent LC50 96h have used. Over the experiments some factors like:  pH, hardness, water temperature and dissolved oxygen which were measured respectively between 7-8.4 mg/l, 22±1 degree centigrade, above 7 PPM. The experiment duration was for 10 days and every 5 day sampling applied. Results from histological pathology It also showed that the liver and gills were in the presence of glyphosate poison It leads to symptoms such as hyperemia, cellular atrophy, bile duct, necrosis, Cloudy swelling and sinusoidal space in the liver and hyperemia, hyperplasia, necrosis, Primary and secondary filament adhesion, cramping, wailing, The shortening of the secondary gill blades in the gill tissue Over time, these symptoms increase.
    Keywords: Herbicide, Roundup, Oncorhynchus mykiss, histology, Lc5096h
  • Niloofar Molaee Ghasemi, Ali Shabany *, Roghieh Safari Pages 223-228
    The present study was performed to investigate the effect of different levels of Potassium Sorbateon expression of genes related to growth (GH and IGF1) in Cyprinus carpio. For this purpose, 168 fish with average weight of 15.2 ± 2.6 g were fed on diets supplemented with 0%, 0.5%, 1% and 2% Potassium Sorbate(PS) for 8 weeks. At the end of feeding trial, RNA extracted from liver and brain, cDNA syntesised with SuPrime Script RTase and Real-time PCR analysis performed by using primers relate to GH and IGF1, and Beta-actin as housekeeping genes. Expression of both growth genes increased in fish fed supplemented diet compare to control. Significant differences (P<0.05) were observed in expression of GH in fish fed 1% and 2% PS when compared to 0.5% and control. The expression of IGF1 gene showed significant difference in 1% PS treatment compared 0.5% (P<0.05). These results revealed beneficial effects of 1% dietary PS on growth related genes expression in Common carp and can be used as a growth stimulant in aquatic diets.
    Keywords: growth, Common carp, Potassium sorbate, Gene expression
  • Masoumeh Bahrekazemi *, Kazem Memarian, Jaber Nikbakhsh Pages 229-236
    This study aimed to compare the effects of continuous and intermittent nutrition of 0.2 percent prebiotic Mito on growth, carcass composition and hematological parameters in common carp. 180 fingerling with the mean weight of 6 ± 0.05 g were experienced for 60 days. The experiment was designed as 3 treatments. Treatment 1 received 2 g of Mito prebiotic per kg of food for 60 days, while treatment 2 and 3 received the same food at 3 and 7 day intervals, respectively. Based on the results, the highest final weight gain, the percentage of weight gain, specific growth rate and net production of fish were obtained in treatment 1, which did not have significant difference with treatment 2 (P>0.05).The highest condition factor was related to treatment 1, which had a significant difference with the other two treatments (P<0.05). No mortality was observed among treatments during the whole period of study. Also, the maximum amount of food consumed and the protein efficiency index and the lowest feed conversion ratio were measured in treatment 1 which were significantly different with other treatments. There was no significant difference between the three treatments in terms of carcass composition. Treatment 1 had the highest numbers of red blood cells and white blood cells and the highest amounts of hemoglobin and hematocrit, which did not have significant difference with treatment 2. So, intermittent feeding with Mito prebiotic in 3-day intervals, can be used instead of continues oral administration of Mito in common carp.
    Keywords: Common carp, Mito prebiotic, hematological parameters, Carcass composition
  • Zahra Niki Maleki, Ali Shabany *, Roghaye Safari Pages 237-242
    The aim of the present study was to investigate the effects of prebiotic AMAX, probiotic Lactobacillus casei and combined AMAX and Lactobacillus casei on growth hormone (GH) and Insulin like Growth Factor (IGF1) genes expression in common carp. For this purpose, 180 fish with average weight of 23.7+0.35 gr fed on diet supplemented with 0.1 % prebiotic, CFU/g Lactobacillus casei , the mix of AMAX and Lactobacillus casei  for 8 weeks. At the end of feeding trial, RNA extracted from liver and brain, cDNA synthesised using SuprimeScript RTase and growth genes expression were assessed using Real Time PCR. Result showed that expression of IGF1and GH was (5.94, 5.68 and 7.87) and (9.25, 8.8 and 17.35) fold of control group. There was significant differences in both studied gene in fish fed combined pro and pre with singular AMAX and Lactobacillus casei (p<0.05). Overall result showed suitable effect of prebiotic AMAX and probiotic Lactobacillus casei specially their combination on growth indices in common carp.
    Keywords: Cyprimus carpio, lactobacillus casei, Amax, gh, IGF1, growth
  • Mohammad Kazemian *, Marjan Bakhshi Pages 243-248
    Advanced industrial applications of nanoparticles (NPs) increase the likelihood of their dissolution in aquatic ecosystems, and on the other hand, their use by aquatic organisms, before the disappearance of these particles, have been threaten the life of aquatic animals. Since the nanoparticles after induction change the physiological mechanisms of fish, the aim of this study was to investigate the effect of zinc oxide nanoparticles (0,1,2,4,8 mg/l) on the antioxidant enzymes of the liver in Koi (Cyprinus Carpio) in a period of 2 and 10 days and was based on static method. ZnO nanoparticles caused significant changes in hepatic enzymes(p<0.05). These changes in hepatic enzymes at the end of the 10th day included a decrease in superoxide dismutase levels (SOD) 92± 0.13, glutathione peroxidase (GSH-Px) 19.14 ± 27, catalase (CAT) 36.21± 0.23 (nmol/Min/mg prot-1) and an increase Malondialdehyde level (MDA) was 50.18± 0.97 (nmol mg prot-1) compared to the control group, which depended on the dose level and duration of exposure to the nanoparticles.These results indicate that zinc nanoparticles in the aqueous media with the studied concentrations increase oxidative stress and have inappropriate effects on the hepatic enzymes, and these parameters are subject to severe changes.
    Keywords: Nano Zinc Oxide Particles, Hepatic antioxidant enzymes, Koi Fish
  • Shima Hatefi, Mohammad Sudagar *, Abasali Hajibeglou, Mohammad Harsij Pages 249-256
    This study was carried out in order to assess the effect of thermal shock on induction of triploidy in Koi carp (Cyprinus carpio koi). Three shock temperatures (38, 40 and 42 °C), five time of initiation of shock (1, 2, 4, 6 and 8 min after fertilization) and three shock durations (1, 2 and 3 min) were tested. A sample of eggs was collected as a control group. There were 46 experimental groups, including 45 treatments and 1 control.The results showed that the highest hatching rate (59.49 %) was obtained in treatments 19 (4 min after fertilization for 1 min at 38 °C), 10 (2 min after fertilization for 1 min at 38 °C) and 28 (6 min after fertilization for 1 min at 38 °C), while there were no significant differences between these treatments and the control (p > 0.05). Also, there was a significant decrease of larvaesurvival rate with increased shock temperature and shock duration (P < 0.05). The best triploidy rate (65.95 %) and triploid yield (63.75 %) were obtained in treatment of 40 ºC for 2 min at 6 min after fertilization (treatment 32). Ratio of erythrocytes and nuclei volume in triploids to diploids was 2.74 and 1.92, respectively. According to the results, it seems that the use of heat shock of 40 ºC, 6 min after fertilization for 2 min can be most effective treatment for induction of triploidy in Koi carp.
    Keywords: koi carp, Triploidy, Thermal shock
  • Mahdi Rezaei Siyahkoche, Zhaleh Khoshkhoo, Nargess Mooraki * Pages 257-264
    One of the main aspects of fish rearing is nutrition goals. In this regard,use of protein hydrolyse as of the ingredients compare to the composition of ordinary diets could be effective. The aim of the present study were evaluating the growth performance of two ornamental fish species Pterophyllum Scalare and Symphysodon Aequifasciatus, fed by Vimba vimba tissue hydrolyse, by use of pineapple extract,covered by sodium alginate and add at 1.5 and 3 percent of the diet for 60 days. For modelling the optimum level of pineapple extract for hydrolyzing process, comparison was done by proteinase K activity; qualitative and quantitative evaluations were done through SDS PAGE and Bradford method, respectively. The prepared hydrolyzate covered by 3% sodium alginate and added to formulated diet by WinFeed software. The results reveald that pineapple extract due to protease cysteine content has a significant potential in hydrolyzing, 45% of the protein were hydrolyzed. The results were also shown that 70% of the HP covered by alginate, and Bradford results announced the absorption and protein concentration values equal to 0.649 and 141.64 μg/ml, respectively. The highest SGR and the lowest FCR were computed for groups fed by diet containing 3% of covered HP which were equal to 2.28 and 2.71g and 0.94 and 1.1 for Angel and Discus, respectively(P<0.05).
    Keywords: Protein hydrolyze, Ornamental fish, Pterophyllum scalare, Symphysodon aequifasciatus, feed attractant
  • Mohammad Reza Imanpoor, Maryam Moosavi * Pages 265-270
    Chlorpyrifos (CPF) is an organophosphorus insecticide which be used to control pests in agricultural fields. In this investigation, the impression of this common poison (emulsion 40.2). The rate of LC50 at 96 hours was equal to 83.2 milligram per liter and according to determined densities, it was considered some treatments with 0, 0.25, 0.50, 0.75 milligrams per liter of doresban (each with 3 repetitions) and the fish were subjected to direct densities of agricultural toxicants injections for 60 days. Then, its effect on sex hormones and gonadal quality of goldfish was investigated. Testosterone and 17-beta-estradiol levels decreased significantly in the serum of red blood cells under the influence of doresban poison significantly (P <0.05). Sperm volume, duration of sperm motility, sperm motility, sperm density, spermatocrit in treated treatments significantly decreased compared to the control group (P <0.05). Also, the gonadosomatic index in treated treatments significantly decreased compared to the control group (P <0.05). The hepatotoxicity in treated venom increased significantly compared to the control group (P <0.05). Generally, conclusions of this investigation show that increasing the amount of Doresban toxicity cause sexual hormones and gonadal quality reduction in male Carassius auratus and the most impact was related to the 0.75 ml treatment.
    Keywords: Chlopyrifos (Doresban) poison, sex hormones, Carassius auratus
  • Ali Jahani, Sajad Hosseinzadeh Monfared *, Meysam Ghasemi, Anoushirvan Shirvany Pages 271-280

    Avicennia marina is one of the most important species of mangrove in the southern coast of Iran which has built up massive communities on the low slopes of muddy tidal waters shores. Therefore, the research was conducted to catch insects and pests in mangroves to identify them in Minab city. Traps used in this research included cylindrical trap, yellow sticky trap and bucket-color trap. The installation of traps was carried out at four stations including Khergan, Kulaghan, Tiab and Khor Namaki areas in early May 2017. The total number of trapped insects was 483, identified by experts from the plant health research institute. Species included:Apis mellifera L. (Hym.: Apidae)، Muscina prolapsa Fallen (Dip.: Muscidae)، Oria musculosa (Hubner) (Lep.: Noctuidae)، Agrotis daedalus (Lep.: Noctuidae)، Lygephila sp. (Lep.: Erebidae)، Helicoverpa armigera (Hubner) (Lep.: Noctuidae)، Xylocopa latipes (Hym.: Apidae) ،Hypaetha schmidti (Col.: Carabidae), Mylabris variabilis (Col.: Meloidae), Polistes carolina (Hym.: Vespidae). These 10 species are reported for the first time from mangroves in the southern of Iran. Also, the results of the traps' survey indicated no significant difference between bucket color trap (mean 1.9), yellow sticky trap (mean 1.38) and cylindrical trap (mean 2.55) in pest's absorption at different stations. Also white and orange colors have the highest efficiency in capturing insects in mangroves.

    Keywords: Avicennia marina, Minab, Cylindrical trap, Bucket-color trap, Yellow sticky trap
  • Shima Shahrabi, Samin Seddigh *, Bita Sodaie Pages 281-288
    Museums are considered to be the most important sources of cultural, scientific, political, economic, and historical information in the communities for the preservation of historical, natural and national and ethnic cultures, and therefore preserving them is of great importance. The destruction and corruption of museum objects can be due to physical, chemical, biological or external factors that have a damaging effect on these objects. In the meantime, insect storage is of great importance. Unfortunately, if historical objects are infected by pest infestations, they have no chance of being created again, and any damage is irreversible to them. Therefore, the study of damaging factors on properties and items in museums is an integral part of the museum pest. The present study was conducted at the Niavaran Palace Complex, Tehran, Iran, with the aim of identifying pests which damage the museum collections. The insect pests in the three buildings including the private library of Farah Pahlavi, Ahmad Shahi Pavilion and the Sahebqaraniyeh Palace, were studied. Insects were carefully collected from all items in the buildings as well as from the ground using brushes, aspirators, sticky cards and pheromone traps.  The collected insects were transferred to the Entomology Laboratory of Islamic Azad University, Varamin- Pishva branch. Most of the samples belonged to the beetles of the families Bostrychidae, Dermestidae and Ptinidae, and the family of Tineidae. Beetles of Gibbium psylloides, Bostrychidae family and Tineola bisseliella butterflies were first reported from the Niavaran palace complex.
    Keywords: Museum pests, Niavaran Palace Complex, Dermestidae, Ptinidae, Tineola bisselliella, Gibbium psylloides
  • Anahita Yazdanpak, Hadi Ostovan *, Shahram Hesami, Mehdi Gheibi Pages 289-296

    Considering the importance of agricultural raw materials, especially tomatoes, which are considered as one of the main products of Iranian household basket and commonly used freshly, it is important to pay attention to the amount of pesticide residues in agricultural raw materials. In greenhouse for the control of pests, diazinon (60% EC), imidacloprid (35% SC), primicarb (50% WP) and acetamiprid (20% SP) are used. The aim of the present study was to assess the residual contents of four pesticides: diazinon, imidacloprid, primicarb and acetamiprid in greenhouse tomato (Solanum lycopersicum ) var.Izmir .The pesticides were applied on the above yields in a setting stage. Samples were taken daily, acetonitrile extracted, cleaned up using a silica gel column and residual contents of diazinon, imidacloprid, primicarb and acetamiprid were analyzed using a Liquid chromatography it an DAD detector (HPLC-DAD). The present results indicated that: imidacloprid and pirimicarb were found to be more persistent in greenhouse tomato (Solanum lycopersicum ) var.Izmir compared to other two tested pesticides; data also reported that the lowest residue level of <0.05 mg.kg-1 in in (Solanum lycopersicum ) var.Izmir was detected Investigation of the concentration of fluids two days after spraying showed the highest residue of primicarb pesticide at 10.90 mg / kg and then the acetamidprid dose of 9.6 mg / kg which after 5 to 7 days Less than half reduced, while the lowest remaining in the two premicarb and diazinon after 10 days is 0.81 and 0.09 mg / kg, respectively. According to the results of the research. Which indicates that compliance with the PHI (Per Harvest Interval) reduce the risks of residual pesticides

    Keywords: Acetamiprid, Diazinon, High pressure liquid chromatography (HPLC), Imidacloprid Pesticide residue, Primicarb
  • Hossein Mohebodini *, Atefe Maqsoudlou Pages 297-304
    Among different plants products, apicultural products such as pollen grains are widely used as medicines and dietary supplements due to the presence of essential nutrients like amino acids, proteins, flavonoids and alkaloids. The amino acids in royal jelly (RJ) have a wide range of pharmacological and health-promoting functions in humans. The present study focuses on the determination of free amino acids (FAAs) in royal jelly, bee pollen and hydrolyzed bee pollen. The results obtained show that proline, lysine, aspartic acid, glutamic acid, serine and β-Alanine were major free amino acids (FAAs) in RJ. It was found that eight free amino acids, aspartic acid, glutamic acid, Alanine, proline, tyrosine, methionine, leucine and isoleucine were present in bee pollen. It was found that three free amino acids, aspartic acid, glutamic acid and proline were present in all samples studied. Among all samples, it was observed that bee pollen of hydrolyzed with alcalase had maximum number (22) of free amino acids. Apart from these, certain other amino acids were also present in the royal jelly, bee pollen and hydrolyzed bee pollen samples, which could not be identified from the standard amino acids and were categorized as unknown.
    Keywords: Free amino acids, Royal Jelly, Pollen, Hydrolysis
  • Narjes Okati *, Malihe Amini, Hana Etemadi Pages 305-312
    This study done with the aim to determine the Cd, Pb and Ni concentrations in the muscle tissue of blue swimming crab (Portunus pelagicus) of the Persian Gulf coasts in winter and summer seasons in Bandar Abbas and Bushehr cities. Generally, 130 samples of blue swimming crab were randomly selected. After separation of the muscle tissue of samples, chemical digestion of the samples was carried out and determination of the concentration of metals was performed by atomic absorption Spectrophotometer. The succession of studied metals in the muscle tissue of blue swimming crab in the winter and summer seasons in cities was obtained as follows: Pb> Ni> Cd. In winter, all three metals, and in summer Cd and Ni in the muscle tissue of blue swimming crab showed a significant difference between the studied cities. Although the concentration of Pb in the muscle tissue of blue swimming crab in Bushehr was higher than the Bandar Abbas, but this difference was not significant. In both cities, mean concentration of Cd and Ni in blue swimming crab in the summer was significantly higher than winter. Also, the mean concentration of Pb in muscle tissue of blue swimming crab in Bandar Abbas in summer was significantly higher (p = 0.01) than winter, but in Bushehr this difference was not significant. The mean concentration of metals studied in the muscle tissue of blue swimming crab in the Sumer and winter seasons was lower than the WHO, FAO and US FDA standards.
    Keywords: bioaccumulation, Blue Swimming Crab (Portunus pelagicus), heavy metals, Persian Gulf, Bandar Abbas, Bushehr
  • Behrang Daneshkhah *, Mohammad Sudagar, Naser Agh, Gilbert Van Stappen Pages 313-320

    The aim of this study was to evaluate the effects of molasses and raffinate as carbon source on quantity of biofloc, in this study Molasses and Rafinat were used as carbon sources of the biofloc system, also a diet contains rice bran and yeast set as control. Bioflocs were grown in 7 L reactors for 22 days on the following carbonaceous substrates: molasses and rafinat, and the produced biofloc was used in artemia diet in three nutritional treatments for 21 day, Treatment1: Biofloc produced by molsses+Dunaliella  (% 5 of nutritional requirement of Artemia),Treatment2: Biofloc produced by rafinat+Dunaliella (% 5 of nutritional requirement of Artemia),Treatment3: Rice bran and yeast+Dunaliella; some parameters like biofloc volume growth and survival indices and reproductive performance of Artemia and microbial load of water was measured. According to obtained results, raffinate could significantly enhance floc volume during the experimental period, molasses significantly increase the dominance of heterotrophic bacteria and fungi, the obtained result has shown that the molasses and rafinat can enhance physicochemical parameters of water, and that can use to produce artemia with the comparability quality with artemia cultured with commercial food, and molasses and raffinate can use as carbon sources in the biofloc system to reach cheaper products, anyway we cant recommend raffinate as individual carbon source in biofloc system to enhance water quality due to the low C:N ratio.

    Keywords: Biofloc, Molasses, Raffinate, Artemia, Bacterial community, Microbial load
  • Ali Mahdiabkenar *, Maziar Yahyavi, Aimirhoshang Bahri, Mohammadreza Bivareh Pages 321-330

    This study was conducted to compare heavy metal concentrations including: Pb, Cu, Cd and Hg in the muscle tissues of Spiny Oyster (Saccostrea cucullata) and Indian white prawn (Penaeus indicus) in the northern coasts of the Oman Sea in the pre (autumn) and post (spring)  Monsoon 2017, respectively. 96 samples from the aforementioned fishes were taken from 5 different station including: Jask port, Darak port, Pozm port, Chabahar Golf and Goatre port. Wet Digestion method is applied to extract the considered metals from the tissues, and the concentrations of the heavy metals were measured by atomic absorption spectrometer. Results showed that there are statistically significant differences between concentrations of Pb, Cu, Cd and Hg the metlas of both species among different stations (p<0.05). Comparison of heavy metal accumulation in the pre and post monsoon condition also, showed a significant difference in the cadmium concentration in the mussel of Spiny Oyster and copper concentration in the  muscle of Indian white prawn (p<0.05). The comparison of results of heavy metal concentrations with international standards including WHO, FDA, NHMRC and National Iranian Standards Organization demonstrated that amount of lead in the Oyster muscle was higher than the determined proportions WHO. The amount ofcopper concentration in the muscle of spiny Oyster and Indian white prawn was higher than the determined proportions of WHO and NHMRC. Cadmium concentration in the both species was higher than amounts of reported by NHMRC and the National Iranian Standards Organization and mercury concentration was higher than the determined proportions of WHO. Results from this study demonstrate the need for an ecosystem approach towards sustainable management of reservoirs. This will curb aquatic pollution which is a health risk to people consuming aquatic resources contaminated with heavy metals.

    Keywords: Saccostrea cucullata, Penaeus indicus, Muscle, Heavy metals, Oman Sea
  • Behzad Taneh *, Morteza Yousozadeh, Seyed Aali Akbar Hedayti, Narges Amroulahi Pages 331-336

    In this study, the direct absorption of silver nanoparticles by D. poly morpha was studied in a long period of 8 and 16 days. The required number of D. polymorpha with a range of 0.25 ± 0.8 cm was obtained from the natural environment. Nanoparticles were dispersed in a stoked water using an ultrasonic with 400 rpm. For a homogeny of water reservoirs with a nanolattices solution, a homogenizer with 14000 rpm was used and the treatments were prepared at concentrations of 25.25 and ppm50. The accumulation of nanoparticles in tissue mass measured by ICP device and the distribution of nanoparticles in bivalve reservoirs were measured by DLS. The results of ICP showed that the highest accumulation of nanoparticles was in the highest concentration of bivalves in the highest concentration of exposure (P<0.05) and the lowest amount of adsorption at the lowest concentration of exposure was significantly (P<0.05) than other Treatments were observed. Also, the results of the DLS test showed that the particles were in the size range of 10 to 10 nm, indicating that the nanoparticles were not cured and homogeneous in the bivalve tanks. D. polymorpha is recommended as a suitable indicator for monitoring the effects of silver nanoparticles in aquatic Eco system.

    Keywords: Dreissena polymorpha, Bio absorption, Silver nanoparticles
  • Marzieh Nouri, Parisa Amiri, Abolfazl Naji * Pages 337-344

    Microplastics are small pieces of plastic waste (less than 5 mm), which are found along the coast, the sea level and the bedding. The present study examines the frequency, distribution, and forms of microplastics in bivalve tissues and sediments sampled on the coast of Bandar Lengeh. Microplastic separation was performed by spectral density and spectrophotometric (FT-IR) and (SEM-ED) methods for polymer detection. The microplastics found were varied colors including black, white, transparent, red, pink and green. Using the obtained data, at the Lengeh port stations, the average total number of extracted microplasms per shell was 3.93 and the number of microplastics in Bandar-Lengeh sediments was 34.5 ± 0.17. The most commonly found polymers were polyethylene (PE), polyethylene terephthalate (PET) and nylon. The most abundant type of micro-plastics isolated from Pinctada radiata, microfibers and fragments were extracted from fiber and film sediments. The present study can provide useful information for further research as well as forensic monitoring and monitoring of this contaminant in the Persian Gulf marine environment.

    Keywords: Microplastic, Marine Garbage, persian Gulf, Marine Ecosystem
  • *Samaneh Amini, Mozhgan Ahmadi Nadoushan Pages 345-350

    Wetlands are one of the most important sources of life in ecosystems, as they contribute to the development and sustainability of organisms in ecosystems by providing fresh water and other direct and indirect services. Wetlands are vulnerable ecosystem, so management and conservation of them is a vital task. Considering the importance of protecting the wetlands, this study aimed to investigate the status of Amirklayeh wetland located in Gilan province based on Carlson's Trophic State Index. Sampling was done monthly from 5 stations from April to September of 2018 and the parameters measured for assessing the trophic state of wetland were Total phosphorus (TP), Total Nitrogen (TN) and Chlorophyll a (chl-a). The results indicate that the status of Amirklayeh wetland during the research period, with the Carlson index of 41 was due to the entry of organic and inorganic materials from the drainage of sewage and runoff from the surrounding area to the wetland. Therefore, the role of management and protection of the wetland is proved by decreasing the level of access and maintaining the use of natural lands, in order to maintain the livelihood of the wetland and restore it.

    Keywords: Trophic state, TSI index, water quality, Amirklayeh wetland
  • Hassan Mohamadkhani *, Tayebeh Enayat Gholampour Pages 351-358

    Gorgan Gulf is one of the rare ecosystems in the country that has ecological and economic features that have special values in comparison with other water resources of the country. monthly in-situ water sampling and analysis of water quality parameters include of Nitrate, Nitrite, Alkalinity, pH, Do, NH3, Salinity and Temperature, in 19 different points in Gorgan Gulf was performed. Monthly water sampling was performed during April, 2011 to March, 2012. Next, water quality data were interpolated by different interpolation techniques (Kriging, Invers distance, Polynomial regression, Local polynomial and Thin Plate Smooth Splines) using Surfer 9.0. These methods were compared using cross validation technique based on Root Mean Square Error (RMSE) evaluation index. The results showed that the Polynomial regression method is better than the other studied methods.  Hence, monthly maps of spatial distribution of water quality parameters were generated using Surfer 9.0 and MATLAB7.10 by Polynomial regression method and consequently, the average of Nitrate, Nitrite, Alkalinity, pH, Do, NH3, Salinity and Temperature in Gorgan Gulf was determined. According to the results of this study, the maximum values of temperature was 30 ° C, pH 8.88, dissolved oxygen 16.07, salinity 17, alkalinity 400, nitrogen 3.96, nitrite 0.19 and amonia 1.5 were measured. Comparison between average of these parameters in Gulf and the standards of the studied species for these parameters indicated that Gorgan Gulf is a suitable environment for aquaculture of Carp, Salmon, Trout, and Huso huso species.

    Keywords: Gorgan Bay, Spatial distribution, Alkanity, Salinity, Oxygen dissolved, pH
  • Nazanin Firozshahian, Khoshnaz Payandeh *, Sima Sabz Alipour Pages 359-368

    This research was conducted in 2018 to investigate heavy metals of cadmium, nickel and vanadium in water and sediments of Horralzim wetland in Khuzestan province. Sampling was performed according to Standard Method No. 3030 A and American Society for Testing and Materials No. D 2488 from three stations. In order to measure heavy elements, the ICP-OES model Varian 710-ES was used to measure the induction plasma (ICP) and its composition by mass spectrometry (ICP-MS). The highest amount of cadmium, nickel and vanadium in water of Horealamim wetland was 0.496, 4.25 and 0.796 mg L-1 respectively at second station and in Hooralazim Wetland sediments, respectively, 0.073, 20.64 and 80.35 mg Kg-1 at the second station. The average amount of heavy metals of cadmium, nickel and vanadium in water and sediments of Hooralazim Wetland in the second station was obtained above the first and third stations. Contamination factor of Cadmium and Vanadium in all three stations was in low pollution, but nickel metal was in the medium to high pollution level. Degrees of contamination at the 3 stations studied are heavy contaminated cadmium, nickel and vanadium. The Ecological Risk Assessment of Cadmium and Nickel Metals in Horealamim Wetland Sediments and Ecological Risk Potential were classified into class and low ecological and biological risk categories. The amount of heavy metals of cadmium and nickel in the waters of Hooralazim wetland was higher than the national and international standards. The levels of cadmium and vanadium in the Horeal wetland sediments were lower than the national and global standards, but the amount of nickel in sediments was higher than national and global standards.

    Keywords: Pollution, Khuozestan Province, Hooralazim Wetland, Sediment, Heavy elements
  • Maryam Shahbazi, Iman Sourinejad*, Saeid Gorgin, Gity Mir Mohamad Sadeghi, Morteza Yousefzadi Pages 369-376

    Identification of macrofouling is the first step in their controlling on existing structures in the seas. During the four sampling phases from June 2015 to September 2016, eight species/genus belonging to 8 macrofouling families were identified and classified from the fish cages of Bandar Lengeh. Water physico-chemical parameters including temperature, salinity, dissolved oxygen and pH were measured in all seasons, and RDA test was used to assess biodiversity. The dominant macrofouling in this study was Amphibalanus sp. which was observed in all seasons. The highest mean biomass in macrofoulings belonged to Perophora sp.  with a mean weight of 214.39 ± 62.4 gr/cm2 in autumn. Significant differences were observed between the mean weight of macrofoulings in different seasons and also between mean water factors in four seasons (p<0.05). There was a significant difference between the mean water parameters in the four seasons (p<0.05). The results of RDA and Pearson correlation tests showed that temperature and oxygen were two environmental parameters affecting the diversity and biomass of cages biofouling in Bandar Lengeh.

    Keywords: Macrofoul, Temperature, Fish cage, Bandar Lengeh
  • Mahsa Alidoost Salimi, Pargol Ghavam Mostafavi *, Greta Aeby, Seyed Mohammad Reza Fatemi Pages 377-380

    Coral reefs are one of the most important marine ecosystems and their health and resilience have been threatened by several biotic and abiotic factors. The presence of organisms that are capable of overgrowth on living corals is known as one of the destructive biotic factor. Clathria sp. is an encrusting sponge that can overgrow on living coral colonies and it has been suggested that Clathria sp. can lead to death of corals by producing toxin substances. However, there is a lack of information about the occurrence of this sponge in the Persian Gulf. The purpose of this study is to investigate its presence in the coral communities of Kish Island. Regarding the aim, four sites were selected in the eastern and southeastern parts of the Kish Island and at each site, 20 meters long transect was laid down and coral colonies were examined directly along the transect. Based on the result, Clathria sp. was observed on 18% (9 ±) of the colonies of Porites sp. in the coral carpet of Kish Island.

    Keywords: Clathria sp, encrusting sponge, coral reefs, Porites sp, Kish Island, Persian Gulf
  • Reyhane Dehghan, Ali Akbar Karimian, Somaye Ghasemi, Malihe Amini * Pages 381-388

    One of The ways for increasing of micronutrients elements absorbable in Calcareous soil is using of amendments. In this Study the effect of different levels of sulfur and organic materials absorbable of elements, and also some chemical characteristics of soil was investigated. This experiment was done in completely randomized of factorial design with three replications. Treatments was include two levels of sulfur (zero to 250 kg / ha) and two kinds of organic materials, sheep manure and remains of pine with control (without organic material and sulfur addition). The results showed that adding manure and pine remains to the soil significantly increased soil organic carbon, total nitrogen, copper and manganese concentrations in soil. The effect of sulfur on the absorbable iron and manganese concentrations in treatments containing sulfur was significantly more than control. According to the results of the study, the use of sulfur along with organic fertilizers can increase the observation of microelements in the soil by increase in performance of Thiobacillus bacteria and improving the chemical characteristics such as organic carbon and total nitrogen.

    Keywords: Micronutrients, Sulfur Manure, emnants of pine, Thiobacillus bacteria
  • Seyed Davood Hosseini *, Marzieh Hesaree Pages 389-396
    Protease enzymes are the most commonly used industrial enzymes which have numerous applications in biotechnology. These enzymes have allocated about%60 of the world market industrial enzymes to themselves. Microbes are considered as one of the main sources for producing Protease due to their rapid growth, cultivation ease, and genetic manipulation for optimizing enzymes production. The present study aims to isolate the thermophilic species of Protease-producing Bacillus from Mahallat hot springs in Markazi province and to evaluate the capability for producing Protease enzyme in these species.The initial isolation and identification process was carried out using biochemical tests along with microorganisms with Proteolytic enzyme activity from the Skim milk agar culture. The presence of Protease gene in bacteria species was evaluated using PCR cloning and to identify bacterial species 16 SrRNA gene was amplified by PCR and sequenced. Protease activity was assessed using Lowry test. Finally, the best Bacillus species was detected in terms of Protease activity. 9 bacteria species were selected and isolated as the superior Protease-producing enzyme species using biochemical tests. The analysis of Protease gene and 16 SrRNA gene sequencing indicated that 7 bacteria species have the most proximity to Bacillus species. In enzyme activity assessment, three bacteria species including BN2, DA2, and DA3 demonstrated the highest activity at 47˚C, pH=8, respectively.Due to Protease enzyme various applications in industry, it seems that the use of local strains can help large scale production of Protease enzyme and our country’s self-sufficiency to import this product.
    Keywords: Protease Enzyme, Bacillus, Proteolytic, thermal resistance, isolation
  • Shohreh Mohamadi, Maryam Mehrabi * Pages 397-408
    The aim of this study was optimization of the bacterial growth and production of extracellular organic solvent-resistant protease enzyme secreted by Bacillus sp. and the characterization of the enzyme. In this study, a species of Bacillus was isolated from a hot spring and grown in a medium enriched with cyclohexane (30%) and toluene (10%). Protease-producing bacteria were isolated using colonies grown on Skim Milk agar (SMA) plates. The protease enzyme was purified in a two-step method including ammonium sulfate precipitation and DEAE-Sepharose anion exchange chromatography. Finally, one of the colonies was identified as the best strain with protease activity. To optimize bacterial culture medium, various factors including maximum incubation time, temperature, pH, carbon and nitrogen sources were tested. The highest bacterial growth and protease production were observed after 72 hours of incubation at 37 oC and pH 7 when the medium was supplemented with the 5% sucrose as a carbon source and yeast extract as a nitrogen source . This protease showed the highest activity at 50 ° C and pH 10. It was inhibited by ethylene diamine tetraacetic acid (EDTA), but was not affected by serine protease inhibitors, suggesting that the enzyme is a metalloprotease. Enzyme activity was increased in the presence of 10% (v / v) of toluene, methanol, ethanol and diethyl ether. Due to these properties, the enzyme can be used as a strong biocatalyst in the industrial and biotechnological applications.
    Keywords: Protease, Bacillus, organic solvent, Purification
  • Vahideh Taghadosi . Hassan Sharifiyazdi *. Hamid Reza Karbalaei, Heidari Pages 409-418

    Histamine is a biological amine that plays a role in various diseases such as allergic rhinitis, conjunctivitis, urticaria and atopic dermatitis, as well as in the development of anaphylaxis and allergic asthma. Medicinal plants have long been used in the treatment of different diseases. Due to the extensive use of this enzyme in the treatment of histamine-induced diseases in humans and animals, this study aimed at cloning and characterization of the DAO gene in this Iranian native grass pea plant (Lathyrus sativus). For this purpose, the extraction of mRNA from native seedling of Fars province done and followed by cDNA synthesis for the amplification of the histaminease gene using primers designed. Then, the cloning of the gene performed after double digestion of the gene and the pQE-80L vector. Finally, the recombinant vector transferred to Escherichia colistrain XL1-Blue. Cloning accuracy was confirmed by enzymatic digestion and sequencing. After nucleotide sequencing, the corresponding mRNA gene with 1995 bp length was deposited in GenBank database under accession number KR063661. Also, its protein sequence was registered in the GenBank under accession number ALE71304. The evaluation of the three-dimensional structure of the native histaminase enzyme and its phylogenetic study was performed based on the well-known sequences in this study Which showed the highest genetic (94%) and protein (96%) similarity to chickpea (Pisium sativum). The recombinant plasmid was produced in the future can be used in expression systems to produce mass enzymes for the therapeutic properties of this unique enzyme.

    Keywords: Histaminase enzyme, Rhinitis, Diamine oxidas, Cloning, PQE-80L
  • Maryam Sahebkhani, Alireza Shahab Lavasani *, Sara Movahed Pages 419-428

    The aim of this work was to determine physicochemical and sensory properties of probiotic yogurt incorporated with different concentration of strawberry pulp (0%, 1%, 2%, 3%, and 4%) during 22 days of storage period. Physicochemical properties as follows pH,acidity%, dry matter%, fat%, synersis% and DPPH%) and sensory evaluations was done according to five points scale including( acceptability score, mouth feeling score, flavor score and color score) and survival rate of L. casei was measured by enumation according to pour plate method. The results showed that survival of L. casei significantly decreased during 22 days of storage period with due attention to increasing of concentration of strawberry pulp (p<0.05). pH of all treatments decreased significantly (p<0.05). parallel to pH, acidity increased. Effect of treatment and time on acidity%, dry matter% and DPPH% were significant (p<0.05). Storage period did not affect fat content of all treatments (p>0.05). Acidity%, dry matter% and DPPH% of all treatments increased during storage period.the percentage of protein did not change during storage period but fat % increased until 12 days of storage and it did not change up to end of storage period. However, sensorial scores and synersis% decreased. Treatment containing 1% of pulp strawberry was the best among others with due attention to survival rate of L. casei, physicochemical and sensory properties.

    Keywords: Probiotic yogurt, Strawberry pulp, Lactobacillus casei, Physicochemical properties, Sensory properties