فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 5 (پیاپی 106، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • هایده یعقوب زاده، سپیده مهر آور، حمیدرضا جوادی، محمدرضا معمارزاده، سیدمهدی میرهاشمی* صفحات 372-381

    زمینه:

    فشار خون بالا یکی از شایع ترین اختلالات بالینی است که میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. در برخی مطالعات به نقش استرس اکسیداتیو در پاتوژنز فشار خون و اهمیت ترکیبات آنتی اکسیدانی در کنترل آن اشاره شده است. 

    هدف :

    در این مطالعه اثر عصاره برگ زیتون بر روی پارامترهای کاردیومتابولیک و نشانگرهای استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به فشار خون اولیه بررسی شد.

    مواد و روش ها :

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور کنترل شده با دارونما، 60 بیمار مبتلا به فشار خون بالا در محدوده سنی 30 تا 60 سال در درمانگاه قلب بیمارستان بوعلی سینای قزوین سال 1396، به صورت تصادفی به دو گروه دریافت کننده عصاره برگ زیتون و دارونما تقسیم شدند (هر گروه 30 نفر) که عصاره و یا دارونما را به صورت قرص 250 میلی گرمی و دوبار در روز به مدت 12 هفته دریافت کردند. در شروع و پایان مطالعه، پارامترهای کاردیومتابولیک و استرس اکسیداتیو با استفاده از روش های آزمایشگاهی مربوطه اندازه گیری شدند. برای مقایسه متغیرها قبل و بعد از مداخله در یک گروه و همچنین بین گروه ها به ترتیب از آزمون های تی زوجی و تی مستقل استفاده شد.

    یافته ها:

     در مقایسه با دارونما، مصرف عصاره برگ زیتون منجر به کاهش معنادار فشار خون سیستولیک، سطح کلسترول سرمی و مالون دی آلدهید و افزایش معنادار فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز در بیماران هایپرتانسیون اولیه شد (P<). عصاره برگ زیتون تاثیر معنی داری روی فشار خون دیاستولیک، سایر پروفایل های لیپید و همچنین نشانگرهای استرس اکسیداتیو نداشت (05/0P>p). 

    نتیجه گیری:

     این مطالعه نشان داد مصرف عصاره برگ زیتون پس از 12 هفته در بیماران مبتلا به فشار خون بالا، اثرات مثبت بر برخی نشانگرهای کاردیومتابولیک و استرس اکسیداتیو داشت.

    کلیدواژگان: پروفایل های لیپید، فشار خون، مالون دی آلدهید، سوپر اکسید دیسموتاز، عصاره برگ زیتون
  • رضا نجفی پور، سحر مقبلی نژاد*، شکوه السادات ابوترابی، الناز ریاضی، لیلا مخبر صفحات 382-395

    زمینه:

     ژنTNF-α  یک سیتوکین را کد می کند که در التهاب سیستمیک نقش دارد. در زمینه همراهی پلی مورفیسم این ژن با ناباروری مردان، نتیجه قطعی وجود ندارد. 

    هدف: 

     هدف از این مطالعه، بررسی همراهی پلی مورفیسم 308- ژن TNF-α با پارامترهای مختلف سمن و اسپرم در مردان نابارور بود.

    مواد و روش ها:

     210 مرد با نابارور و 120 شرکت کننده بارور به عنوان کنترل در این مطالعه مورد شاهد انتخاب شدند. پلی مورفیسم با روش توالی یابی بررسی شد. به منظور بررسی شاخص های استرس اکسیداتیو و آپوپتوزیس به ترتیب از آزمون مالون دی آلدهید و کاسپاز-9 استفاده شد. همچنین میزان آسیب DNA اسپرم و آنیوپلوییدی کروموزوم های جنسی اسپرم مورد بررسی قرار گرفت. 

    یافته ها:

     در این تحقیق فراوانی بالای آلل A در این پلی مورفیسم در مردان اولیگواستنواسپرمیا مشاهده شد (0/01=P). افزایش مالون دی آلدهید و کاسپاز-9 در نمونه سمن مردان با ژنوتیپ AA مشاهده شد (P≤0/0001). همچنین میزان بالای آسیب DNA اسپرم (P≤0/0001) و دیزومی کروموزوم هایXY ی((P≤0/0001 در نمونه اسپرم مردان با ژنوتیپ AA مشاهده شد. یک ارتباط معنی دار بین آنیوپلوئیدی کروموزوم های جنسی و آسیب DNA اسپرم نیزدیده شد  (P=0/048 ، R=0/72) 

    نتیجه گیری:

     در این تحقیق یک همراهی معنی داری بین ژنوتیپ AA پلی مورفیسم 308- ژن TNF-α با کاهش پارامترهای اسپرم، افزایش میزان استرس اکسیداتیو، میزان بالای آسیب DNA اسپرم و آنیوپلوئیدی کروموزوم های جنسی مشاهده شد که می تواند بر ناباروری اثرگذار باشد.

    کلیدواژگان: ناباروری مردان، پلی مورفیسم ژن TNF-α، استرس اکسیداتیو
  • لیلی یکه فلاح، ساره محمدی*، سیامک یعقوبی، مریم مافی صفحات 396-405

    زمینه:

     آسیب های مغزی ناشی از تروما دومین علت مرگ و میر در ایران است. شناخت عوامل موثر در برایندهای بالینی این بیماران می تواند باعث بهبود نتایج درمانی شود. 

    هدف:

     این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح سرمی فسفر و منیزیم زمان پذیرش با برایندهای بالینی در بیماران ضربه به سر انجام شد. 

    مواد و روش ها:

     مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است که در سال 1397 در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید رجایی قزوین انجام شد. 70 بیمار ضربه به سر تحت تهویه مکانیکی که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به روش در دسترس انتخاب شدند. بیماران بر اساس سطح فسفر روز پذیرش به دو گروه هیپوفسفاتمی (فسفر <3 میلی گرم بر دسی لیتر) و نورموفسفاتمی (فسفر ≥3 میلی گرم بر دسی لیتر) و سطح منیزیم روز پذیرش در دو گروه هیپومنیزیمی (منیزیم <1/5 میلی گرم بر دسی لیتر) و نورمومنیزیمی (منیزیم ≥1/5 میلی گرم بر دسی لیتر) قرار گرفتند. بیماران گروه هیپومنیزیمی با گروه نورمومنیزیمی و بیماران گروه هیپوفسفاتمی با نورموفسفاتمی، با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، کای دو و فیشر از نظر برایندهای بالینی مقایسه شدند.

    یافته ها :

    دو گروه منیزیم در میزان جداسازی موفق، طول تهویه مکانیکی و میزان مرگ اختلاف معناداری داشتند (0/03= P و 0/01=P و 0/03=P) و در نتایج خروج لوله تراشه و طول مدت بستری در بیمارستان اختلاف معنادار نبود (P= 0/35 و 0/07=P). اختلاف بین دو گروه فسفر در جداسازی موفق معنادار بود (0/006=P) ولی در طول مدت تهویه مکانیکی، طول مدت بستری، نتایج خروج لوله تراشه و میزان مرگ اختلاف معنی داری وجود نداشت (0/06= P و 0/08= P و 0/13=P و 0/18=P).

    نتیجه گیری:

     سطح سرمی فسفر و منیزیم بر برایند های بالینی بیماران ضربه به سر تاثیر دارد.

    کلیدواژگان: تهویه مکانیکی، ضربه به سر، هیپوفسفاتمی، هیپومنیزیمی
  • پریسا طاهری تنجانی*، مهناز صحراکاران، کورش اعتماد صفحات 406-417

    زمینه:

     پرفشاری خون از بیماری های مزمن شایع در سالمندان است. شیوع بالای آن موجب افزایش خطر بیماری های قلبی، سکته های قلبی و مغزی، نارسایی کلیه و مرگ و میر می شود. از عوامل خطر احتمالی مرتبط با آن، سندرم پای بی قرار است که یک اختلال حسی حرکتی مزمن همراه با احساس خارش و مور مورشدن پا همراه با تمایل شدید به حرکت دادن آن ها هنگام استراحت است.

    هدف:

     این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع سندرم پای بی قرار در سالمندان مبتلا به پرفشاری خون انجام شد.

    مواد و روش ها:

     این مطالعه مقطعی توصیفی بر روی 200 سالمند مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به درمانگاه قلب بیمارستان بوعلی سینای قزوین در سال 1397 انجام شد. سالمندان دارای معیار ورود، با نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. بعد از تکمیل پرسش نامه های جمعیت شناختی، آزمون کوتاه شناختی و ابزار 15سوالی افسردگی سالمندان ، داده ها با آنالیزهای توصیفی و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها:

     میانگین سنی سالمندان مطالعه 7/19± 71/95 سال بود. میزان شیوع سندرم پای بی قرار در مردان 59 درصد و در زنان 62 درصد بود. رابطه معناداری بین سندرم با سن سالمندی، جنسیت، مدت زمان ابتلا به پرفشاری خون، دیابت، هیپرلیپیدمی، سیگارکشیدن، ابتلای همزمان به پرفشاری خون، دیابت و شاخص توده بدنی مشاهده نشد. ارتباط بین سندرم پای بی قرار با ابتلا به هیپرلیپیدمی در سالمندان معنادار بود (0/05>P). 

    نتیجه گیری:

     در این مطالعه شیوع سندرم پای بی قرار در سالمندان مبتلا به پرفشاری خون بالا بود و مطالعه های بیشتری در جهت رد یا حمایت از ارتباط میان متغیرها با سندرم در سالمندان لازم است.

    کلیدواژگان: سندرم پای بی قرار، شیوع، سالمندی، پرفشاری خون
  • معصومه حبیبیان*، عبدالوهاب رضایی موسوی صفحات 418-429

    زمینه :

    تعدیل سطوح آدیپوکین ها می تواند در جلوگیری طولانی مدت از التهاب سیستمیک مرتبط با چاقی کودکان مهم باشد.

    هدف:

     پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تاثیر تمرینات هوازی منظم بر سطوح سرمی مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن-1 (PAI-1) و آدیپونکتین در دختران چاق انجام شد.

    مواد و روش ها:

     در این پژوهش نیمه تجربی، 14 دختر چاق شهرگالیکش در سال 1393، به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه شاهد و تمرین تقسیم شدند. تمرین هوازی شامل انجام حرکات ورزشی با حداکثر ضربان قلب 50 تا 70 درصد و سه جلسه در هفته (برای هشت هفته) بود. نمونه های خون ناشتا قبل و 48 ساعت بعد از آخرین مداخله جمع آوری شد. سطوح PAI-1 و آدیپونکتین با روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی مستقل و تحلیل کوواریانس در سطح معناداری آماری 0/05>P تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها :

    نتایج نشان داد که پس از هشت هفته تمرین هوازی منظم، سطوح سرمی PAI-1 و وزن بدن دختران چاق کاهش معنی دار یافت. در حالی که سطوح سرمی آدیپونکتین با افزایش معنی دار همراه بوده است (0/01>P). 

    نتیجه گیری:

     بر اساس یافته ها، تمرین ورزشی منظم می تواند منجر به تعدیل آدیپوکاین های میانجی گر در بیماری های قلبی عروقی و التهابی از طریق افزایش سطوح آدیپونکتین و تنظیم منفی PAI-1 سرمی و افزایش سلامتی در دختران چاق شود.

    کلیدواژگان: آدیپونکتین، تمرین هوازی، مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن -1، چاقی
  • مزگان کیائی، سیده آمنه مطلبی، منیر سادات میرزاده، فاطمه محمدی* صفحات 430-439

    زمینه :

    با تغییر هرم جمعیتی ایران به سمت سالمندی و تاثیرپذیری سالمندان از شرایط محیطی، لزوم توجه به مبانی تامین کننده راحتی، امنیت و آرامش آنان بیش از همیشه احساس می شود.

    هدف :

    مطالعه حاضر با هدف ارزیابی شاخص های فضاهای باز شهری، ساختمان ها و مکان های عمومی شهر قزوین در راستای تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند بر اساس دیدگاه مدیران و سالمندان انجام گرفت.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه توصیفی تحلیلی که در سال 1396 انجام شد، 200 سالمند و 40 مدیر شهری مشارکت داشتند. سالمندان با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و مدیران بصورت در دسترس انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده ها با چک لیست جمعیت شناختی و پرسش نامه شهر دوستدار سالمند جمع آوری شد و با آمار توصیفی و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 

    یافته ها:

     میانگین سن سالمندان 48/6±32/68 و مدیران 94/5±28/40 سال بود. میانگین نمرات سالمندان و مدیران برای شاخص های ساختمان ها و مکان های عمومی به ترتیب 06/1±49/3 و 77/0±64/2 و برای فضاهای باز شهری به ترتیب 89/0±06/3 و 52/0±60/2 بود. همچنین، تفاوت معناداری بین نظرات سالمندان و مدیران در ارتباط با دو شاخص بررسی شده مشاهده شد (001/0>P).

    نتیجه گیری:

     نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شهر قزوین از نظر ساختمان ها و مکان های عمومی و فضاهای باز شهری برای سالمندان از سطح ایده آل فاصله دارد. بنابراین مدیران شهری بایستی توجه بیشتری به این شاخص ها کنند و گام های موثرتری جهت افزایش کیفیت آن ها بردارند.

    کلیدواژگان: شهر دوستدار سالمند، فضای باز، ساختمان ها، مکان های عمومی
  • آمنه باقری روچی، فاطمه محمدی، مریم مافی، سیده آمنه مطلبی* صفحات 440-451

    زمینه :

    سقوط یکی از شایع ترین حوادث منزل در سالمندان محسوب می شود. عوارض ناشی از سقوط نقش موثری در کاهش کیفیت زندگی، افزایش میزان ناتوانی و مرگ ومیر سالمندان دارد. 

    هدف:

     مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش پیش بینی کننده ایمنی منازل در سقوط سالمندان ساکن در جامعه انجام شد.

    مواد و روش ها:

     در این مطالعه توصیفی مقطعی، 300 سالمند 60 سال و بالاتر ساکن شهر قزوین که با نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند، مشارکت داشتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های جمعیت شناختی و غربالگری خود گزارشی سقوط و حوادث در منزل Home Fast-SR جمع آوری و با استفاده از مدل رگرسیون غیرخطی مورد تجزیه و تجلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

     یک سوم سالمندان سابقه سقوط در منزل را طی یک سال گذشته گزارش کردند. بیشتر سقوط ها در حیاط (22 درصد) و در شب (34 درصد) اتفاق افتاد. بیشترین عارضه گزارش شده، کبودی (30 درصد) و شکستگی (28 درصد) بود. نیمی از سالمندان دچار سقوط نیازمند بستری در بیمارستان شده و حدود یک سوم آنان (33 درصد) تحت عمل جراحی قرار گرفتند. خطرات مربوط به استفاده از توالت، حمام و باز و بسته کردن در ورودی به طور معنی داری، سقوط در منزل سالمندان را پیش بینی می کرد (05/0>P).   

    نتیجه گیری 

    نتایج نشان داد که فراوانی سقوط در منزل سالمندان نسبتا بالا بوده و عوامل خطر در منزل، 20 تا 30 درصد سقوط در منزل سالمندان را پیش بینی می کند. بنابراین، باید برنامه ریزی های مناسب جهت ایمن سازی منازل سالمندان جهت کاهش احتمال سقوط در منزل مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سقوط، سالمندی، ایمنی منازل، پیش بینی کننده ها
  • نوید محمدی، محمد علی دانش، عباس علامی* صفحات 452-483

    استافیلوکوکوس اورئوس (SA) و به ویژه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین (MRSA) یکی از عوامل اصلی عفونت های مرتبط با مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. کارکنان سلامتی ممکن است به عنوان مخزن برای گسترش MRSA به بیماران و دیگر کارکنان عمل کنند. هدف از این بررسی سیستماتیک، تعیین شیوع جدایه های SA و MRSA از بینی کارکنان سلامتی ایران است. واژه های جست جو شده «ایران» و «استافیلوکوکوس اورئوس» و «MRSA» در پابمد و گوگل اسکالر جست وجو شدند. همچنین دو پایگاه داده علمی فارسی (جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات نشریات کشور) و خلاصه مقالات کنگره های ملی اخیر مورد بررسی قرار گرفتند. در این بررسی سیستماتیک مقالات / خلاصه های بررسی شیوع SA و MRSA در ایران (از 1993 تا 2018) گنجانده شد. متاآنالیز با استفاده از نرم افزار OpenMeta[Analyst] انجام شد. طبق نتایج متاآنالیز شیوع SA بین کارکنان 26 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 19/4-32/6 درصد) و شیوع MRSA به ترتیب به نسبت ایزوله های جداشده و تعداد کل کارکنان مورد بررسی 35/4 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 29/6-41/1 درصد) و 7/6 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 6/4-8/8 درصد) است. مطالعه های قدیمی تر شیوعی بیش از مطالعه های اخیر را نشان می دهند. شیوع کلونیزاسیون بینی MRSA بین کارکنان سلامت ایران، بین شیوع کشور آمریکا و کشورهای اروپایی با کشورهای آفریقایی قرار دارد.

    کلیدواژگان: استافیلوکوک اورئوس، مقاومت به متی سیلین، متاآنالیز، کارکنان سلامت، ایران
|
  • Hayedeh Yaghoobzadeh, Sepideh Mehravar, Hamidreza Javadi, Mohammad Reza Memarzadeh, Seyyed Mehdi Mirhashemi* Pages 372-381

    Background:

     Hypertension is one of the most common clinical disorders affecting millions worldwide. Some studies have indicated the role of oxidative stress in the pathogenesis of hypertension and the importance of antioxidant compounds in their control.

    Objective :

    The aim of this study was to evaluate the effects of olive leaf extract (OLE), Olea europaea L., on cardiometabolic parameters and biomarkers of oxidative stress in patients with essential hypertension.

    Methods:

     This randomized double-blind placebo-controlled clinical trial conducted in 2017 on 60 patients with essential hypertension aged 30-60 years referred to the cardiovascular clinic of Bu-Ali Sina Hospital in Qazvin, Iran. The patients were randomly allocated into two groups of OLE (n=30; receiving OLE 250 mg capsules twice per day for 12 weeks) and placebo (n=30, receiving placebo drug for 12 weeks). Before and after intervention, cardiometabolic parameters and oxidative stress biomarkers were measured using appropriate laboratory methods. To compare variables and groups, paired-t test and independent t-test were used, respectively.

    Findings:

     The OLE intake led to a significant decrease in systolic blood pressure, serum total cholesterol, and malondialdehyde levels in hypertensive patients compared to the placebo group, but significantly increased superoxide dismutase activity (P<0.05). Moreover, the OLE intake had no significant effect on diastolic blood pressure, other lipid profiles and biomarkers of oxidative stress (P>0.05). 

    Conclusion:

     OLE intake for 12 weeks had beneficial effects on some types of cardiometabolic and oxidative stress biomarkers in hypertensive patients.

    Keywords: Lipid profiles, Blood pressure, Malondialdehyde, Superoxide dismutase, Olive leaf extract
  • Reza Najafipour, Sahar Moghbelinejad*, Shokouh Sadat Aboutorabi, Elnaz Riyazi, Leila Mokhber Pages 382-395

    Background :

    The tumor necrosis factor alpha (TNF-α) gene is a cytokine involved in systemic inflammation. Results of the association of its polymorphisms with infertility in men are controversial. 

    Objective :

    The aim of this study was to evaluate the association of -308G/A polymorphism in TNF-α gene with different parameters of semen and sperm in infertile men. 

    Methods:

     Participants were 210 men with infertility and 120 controls. The polymorphism evaluation was performed by sequencing method. In order to assess oxidative stress and apoptosis in men with -308G/A polymorphism, malondialdehyde and caspase-9 values were measured. The sperm DNA damage and sex chromosomes aneuploidy were also measured in these patients.

    Findings:

     A significant higher frequency of A allele of -308G/A polymorphism was observed in men with oligoasthenospermia (P=0.01). In semen samples of the men with AA genotype, there was significantly high level of malondialdehyde and caspase-9 (P<0.0001). We also observed higher frequency of sperm DNA damage (P=0.0001) and sex chromosome disomy type XY (P=0.0001) in sperm samples of men with AA genotype of -308G/A polymorphism. Furthermore, there was a significant correlation between sex chromosome aneuploidy and sperm DNA damage in sperms of men with this polymorphism (R=0.72, P=0.048). 

    Conclusion:

     -308G/A polymorphism of TNF-α gene has association with decreased sperm parameters, increased oxidative stress, higher sperm DNA damage and sex chromosome aneuploidy which can affect infertility.

    Keywords: Male infertility, TNF-α polymorphism, Oxidative stress, Sperm DNA damage
  • Leili Yekefallah, Sareh Mohammadi*, Siyamak Yaghoubi, Maryam Mafi Pages 396-405

    Background:

     Traumatic brain injury is the second leading cause of death in Iran. Having knowledge of the factors affecting the clinical outcomes of these patients can improve the therapeutic outcomes.

    Objective :

    The aim of this study was to determine the relationship of phosphorus (P) and magnesium (Mg) serum levels during admission with clinical outcomes of patients with head trauma.

    Methods:

     This descriptive-analytic study was conducted in the intensive care unit of Shahid Rajaei Hospital in Qazvin, Iran from March to August 2018. Participants were 70 patients with head trauma under mechanical ventilation who had inclusion criteria. They were selected using a convenience sampling technique. Based on admission P level, patients were divided into two groups of hypophosphatemia (P> 3 mg/dL) and normophosphatemia (P≥3 mg/dL); and based on admission Mg level, they were assigned into two groups of hypomagnesemia (Mg <1.5 mg/dL) and normomagnesemia (Mg ≥1.5 mg/dL). Hypomagnesemia group was compared with normomagnesemia group, and hypophosphatemia group with normophosphatemia group in terms of clinical outcomes.

    Findings:

     There was a significant difference between two Mg groups in terms of successful weaning (P=0.03), mechanical ventilation duration (P=0.01), and death rate (P=0.03), but not in terms of endotracheal extubation and length of hospital stay (P>0.5). The difference between two P groups was significant only in terms of successful weaning (P=0.006). 

    Conclusion: 

    Serum levels of phosphorus and magnesium affect the clinical outcomes of patients with head trauma.

    Keywords: Mechanical ventilation, Head trauma, Hypophosphatemia, Hypomagnesemia
  • Parisa Taheri Tanjani*, Mahnaz Sahrakaran, Korosh Etemad Pages 406-417

    Background:

     Hypertension is one of the most common chronic diseases in the elderly people. Its high prevalence increases the risk of heart disease, heart attacks and strokes , kidney failure and mortality. Restless Leg Syndrome (RLS) is one of the possible risk factors for hypertension, which is a chronic sensory-motor disorder associated with a feeling of itching or creepy crawly in the legs, characterized by a strong tendency to move the legs at rest.

    Objective :

    The present study aimed to determine the prevalence of RLS among older people with hypertension in Qazvin, Iran.

    Methods:

     This descriptive cross-sectional study was conducted on 200 elderly hypertensive patients referred to the heart clinic of Abu Ali Sina Hospital in 2017. They were recruited using a convenience sstaampling technique. After completing a demographic form, Abbreviated Mental Test, Geriatric Depression Scale, and blood pressure test, collected data were analyzed using descriptive tistics and chi-squared test.

    Findings:

     The mean age participants was 71.95±7.19 years. The RLS prevalence was 59% in men and 62% in women. There was no significant relationship between RLS prevalence and factors of hypertension, diabetes, smoking, concurrent diabetes and hypertension and body mass index. The relationship of RLS with concurrent hyperlipidemia and hypertension was significant (P<0.05), but its relationship with the duration of hyperlipidemia was not significant.

    Conclusion:

     The prevalence of RLS is high among elderly people with hypertension. More studies are required to reject or support the relationship of studied variables with RLS in these people.

    Keywords: Restless Leg Syndrome, Prevalence, Aging, Hypertension
  • Masoumeh Habibian*, Seyed Abdolvahab Rezaye Mousavi Pages 418-429
    Background

    The modification of the adipokine levels can be important for the long-term prevention of systemic inflammation related to obesity in children.

    Objective

    The current study aimed to investigate the effects of regular aerobic exercise on the serum levels of plasminogen Activator inhibitor-1(PAI-1) and Adiponectin in obese girls.

    Methods

    This semi experimental research, 14 obese girls were selected through purposeful and accessible sampling and randomly divided into as follow: control, exercise training groups. Aerobic exercise was consisted of exercise movements at 50% to 70% maximal heart rate and 3 sessions /week for 8 weeks. Fasting blood samples were collected before and 48 hour after the last intervention. PAI-1 and Adiponectin levels were measured by ELIZA method. Data were analyzed by t independent paired and one-way analysis of covariance (ANCOVA) tests. The level of statistical significance was set at P<0.05.

    Findings

    Eight weeks of aerobic exercise caused a significant decrease in PAI-1   and an increase in Adiponectin levels in obese girls (P<0.01).

    Conclusion

    These findings suggest that regular aerobic exercise can modulate the adipokine mediators in cardiovascular and inflammatory diseases by increasing levels of adiponectin and downregulation in PAI-1 and improve health in obese girls.

    Keywords: Adiponectin, Aerobic exercise, Plasminogen Activator Inhibitor-1, Obesetiy
  • Mojgan Kiaie, Seyedeh Ameneh Motalebi, Monirsadat Mirzadeh, Fatemeh Mohammadi* Pages 430-439

    Background :

    As the population pyramid in Iran shifts to aging and the influence of environmental conditions on the elderly people, The need to pay attention to the foundations of well-being, security and comfort is felt more than ever. 

    Objective:

     The present study aimed at evaluating the urban open spaces and public buildings/places of Qazvin city in Iran as indicators of an age-friendly city based on the perception of older people and managers.

    Methods:

     This is a descriptive/analytical study conducted in 2017 on 200 older people and 40 urban managers. The older people were selected by a random cluster sampling technique, and managers by a convenience sampling method. Data collection tools were a demographic form and Ageing-Friendly City Questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics and t-test.

    Findings:

     The mean age of the elderly people was 68.32±6.48 years and for the managers, it was 40.28 ± 5.94 years. The mean score of  public buildings/places was 3.49±1.06 reported by the elderly group and 2.64±0.77 by the managers. For urban open spaces, it was 3.06 ± 0.89 and 2.60 ± 0.52, respectively. There was a significant difference between the opinions of two groups regarding the two surveyed indicators (P<0.001).

    Conclusion :

    The city of Qazvin is far from ideal in terms of buildings/public places and open spaces for the elderly. Therefore, urban managers should pay more attention to these indicators and take more effective steps to increase their quality.

    Keywords: Ageing-friendly city, Open space, Buildings, Public places
  • Ameneh Bagheri Ruchi, Fatemeh Mohammadi, Maryam Mafi, Seyedeh Ameneh Motalebi* Pages 440-451

    Background:

     Falling is the most common home accidents in elderly people. The fall-related accidents can reduce the quality of life and increase the disability and mortality rates among elderly people.
    Objective The present study aimed to determine the role of home safety in home fall rate among community-dwelling older people.

    Methods:

     A total of 300 older people aged ≥60 years from Qazvin, Iran participated in this descriptive cross sectional study. They were selected using a cluster sampling method. Data were collected using demographic form, a home fall checklist, and Home Falls and Accidents Screening Tool.  Then, the collected data was analyzed using logistic regression analysis.

    Findings :

    One-third of the participants reported home fall in the past year. The most of home falls occurred in the backyard (22%) at night (34%). The most reported fall–related injuries were bruise (30%) and bone fracture (28%). Half of participants who had home fall needed to be hospitalized and about one-third of them (33%) underwent a surgery. the risks of using toilet, bath and opening and closing the entrance door predicted the home fall in older people (P<0.05).

    Conclusion:

     The incidence of home fall is rather high among older people and the home risk factors predicted 20-30% of home fall in the elderly. Therefore, the proper planning for home safety should be considered in order to reduce the prevalence of home fall among elderly people.

    Keywords: Fall, Aging, Home safety, Predictors
  • Navid Mohammadi, Mohammad Ali Danesh, Abbas Allami* Pages 452-483

    Staphylococcus aureus (SA) and especially methicillin-resistant staphylococcus aureus (MRSA) remains a major cause of healthcare-associated infections worldwide. Health care workers (HCWs) may act as reservoirs for transmission of MRSA to patients and other HCWs. The aim of this systematic review was to investigate the prevalence of SA and MRSA colonization among HCWs in Iran. The used keywords for searching were: “Iran”, “S. aureus” and “MRSA” conducted in PubMed, and Google Scholar, and two national scientific databases and proceedings of recent national conferences. The studies related to SA or MRSA prevalence in Iran published from 1993 to 2018 were included for review. Meta-analysis was performed using the Open Meta (Analyst) software. Results showed that the prevalence of SA among HCWs was 26% (95% CI=19.4-32.6%). The ratios of MRSA/total isolated SA and MRSA/total HCWs were obtained 35.4% (95% CI=29.6-41.1%) and 7.6% (95% CI= 6.4-8.8%), respectively. Older studies showed a higher prevalence compared to recent studies. The prevalence of nasal MRSA carriage among Iranian HCWs was in a range between the rates reported in the U.S/European and African countries.

    Keywords: Staphylococcus aureus, Methicillin-Resistant Staphylococcus Aureus, meta-analysis, Health care workers, Iran