فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 31، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمد حسن هادیزاده*، حمیدرضا شریفی، سید حسین ترابی صفحات 1-14
    کاربرد شخم حفاظتی با حفظ بقایا می تواند پاسخی به نگرانی اصلی در مورد از بین رفتن خاک باشد. این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر روش های مختلف خاک ورزی و میزان بقایای گیاهی، بر کارایی مبارزه شیمیایی علف های هرز، در مزرعه تحقیقاتی جلگه رخ (خراسان رضوی) طی سال های زراعی 95-93، در قالب طرح کرت های دوبار خردشده با سه تکرار و در تناوب چغندر قند، جو، ذرت، گندم اجرا شد. کرت های اصلی، سه روش خاک‏ورزی متداول، کم خاک ورزی و بی خاک ورزی و کرت‏های فرعی، شامل مدیریت بدون بقایا، حفظ 30 درصد و حفظ 60 درصد بقایای محصول بود. مهار شیمیایی، مهار دستی و تیمار بدون مهار علف های هرز، در کرت های فرعی دوم قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کاربرد علف کش های چغندرقند، باعث کاهش معنی دار تراکم (31 درصد) و وزن خشک (57 درصد) علف های هرز و افزایش معنی دار عملکرد (64 درصد)، نسبت به شاهد شد اما نتوانست از کاهش معنی دار عملکرد ریشه چغندرقند در دو نظام حفاظتی در مقایسه با نظام رایج جلوگیری کند. اثر خاک ورزی، بقایا و مبارزه شیمیایی بر عملکرد جو معنی دار نشد و از این نظر، گیاه زراعی جو، در نظام حفاظتی، مطلوب ارزیابی شد.  خاک ورزی رایج در ذرت، موجب کاهش معنی دار علف های هرز (83 درصد نسبت به بی خاک ورزی) شد. عملکرد دانه ذرت در نظام خاک ورزی رایج و کم خاک ورزی (به ترتیب 53/3 و 33/4 تن در هکتار)، نسبت به نظام بی خاک ورزی (14/3 تن در هکتار)، به طور معنی داری افزایش یافت. مبارزه شیمیایی با علف های هرز، موجب افزایش معنی دار عملکرد ذرت (23 درصد نسبت به شاهد بدون وجین)، هم سطح با وجین دستی شد. در گندم، بهترین عملکرد دانه در نظام کم خاک ورزی، وجود 30 درصد بقایا و مبارزه شیمیایی با علف های هرز به دست آمد.
    کلیدواژگان: بی خاک ورزی، تراکم، عملکرد، کم خاک ورزی، وزن خشک
  • بهروز خلیل طهماسبی، محمد تقی آل ابراهیم، اسکندر زند، حمیدرضا ساسان فر*، رافائل دپرادو صفحات 15-28
    بید علفی (Epilobium ciliatum Raf.) علف هرزی رایج در مزارع و باغات می باشد. این گونه اغلب توسط علف کش های دایکوات، پاراکوات (گروه دی) و گلایفوسیت (گروه جی) کنترل می شود. اما گزارشها حاکی از وقوع مقاومت در این گونه به هر دو گروه از علف کش های نام برده می باشد. بدین منظور آزمایشی در سال 2017 با کاربرد چهار گروه از علف کش ها شامل گلوفوسینیت (بازدارنده گلوتامین سینتتاز)، ام سی پی آ و فلورکسی پیر (شبه اکسین)، فلازاسولفورن (بازدارنده های استولاکتات سینتاز) و پری فلوفن-اتیل وکارفن ترازون (بازدارنده های پروتوپرفیرینوژن اکسیداز) در دانشگاه کوردوبا (اسپانیا) به منظور کنترل این گونه صورت گرفت. بررسی کارایی علف کش های مذکور بر توده های حساس و مقاوم بید علفی با کاربرد هشت دز از هر علف کش در هشت تکرار صورت گرفت. 21 روز پس از تیمار علف کش ها، دز کاهش دهنده تعداد بوته (LD50) و کاهش وزن تر (GR50) تا 50 درصد اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که درجات مختلفی از مقاومت (FR) بین دو بیوتیپ حساس و مقاوم بید علفی از نظر وزن تر و تعداد بوته های زنده مانده پس از کاربرد تمام علف کش ها وجود داشت. اگرچه نتایج نشان داد که بجز فلورکسی پیر که برای کنترل بیوتیپ مقاوم به دز (05/363 گرم در هکتار) بیشتر از دز توصیه شده (300 گرم در هکتار) نیاز داشت، تمام علف کش ها توانستند در مقدار کمتر از دز توصیه شده هر دو بیوتیپ مقاوم و حساس را به خوبی کنترل نمایند. اما نتایج نشان می دهد که گونه ی مقاوم به علف کش بیشتری نیاز داشت، برای همین امر توصیه می شود با احتیاط بیشتر می توان از همه ی علف کش های مورد مطالعه به منظور مدیریت مناسب این علف هرز استفاده نمود.
    کلیدواژگان: دز پاسخ، علف کش، مقاومت، LD50، GR50
  • بهناز پورمراد کلیبر، حسن علیزاده*، مصطفی اویسی صفحات 29-41
    به منظور ارزیابی کارایی مقادیر مختلف مخلوط علف کش نیکوسولفورون و بروموکسینیل+ام سی پی ای در زمان های مختلف کاربرد در کنترل علف های هرز ذرت (Zea mays) در سال 1396 در منطقه کرج، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده (اسپلیت پلات) با سه تکرار انجام شد. کرت های اصلی شامل چهار زمان کاربرد (مراحل رشدی مختلف ذرت: دو تا سه، سه تا چهار، چهار تا شش و شش تا هشت برگی) و کرت های فرعی شامل دزهای 0، 25، 50، 75 و 100 درصد دز توصیه شده مخلوط علف کش بودند. ارتباط بین دز علف کش و وزن خشک علف های هرز در زمان های مختلف کاربرد، با استفاده از مدل دز-پاسخ توصیف شد. برآورد پارامترها نشان داد که پارامتر ED50 (دز علف کش مورد نیاز برای کاهش 50 درصد وزن خشک علف های هرز)، تحت تاثیر زمان کاربرد مخلوط علف کش قرار گرفت و با به تاخیر انداختن آن، میزان آن از شش به 54 درصد دز توصیه شده افزایش یافت. به طورکلی، برآوردهای به دست آمده از برازش مدل دز-پاسخ به گونه های علف هرز غالب مزرعه نشان داد که علف هرز سلمه تره در مقایسه با دو گونه تاج ریزی و تاج خروس خوابیده، نسبت به مخلوط علف کش نیکوسولفورون و بروموکسینیل+ ام سی پی ای حساس تر بود. برای بررسی ارتباط بین عملکرد و یا وزن خشک ذرت با دز علف کش ها در زمان های مختلف کاربرد، از مدل خطی استفاده شد. نرخ افزایش عملکرد و وزن خشک کل ذرت، به ازای هر درصد افزایش در میزان علف کش های مصرفی (پارامتر b1)، با تاخیر در کاربرد آن ها، کاهش یافت. به عنوان مثال در مورد عملکرد علوفه ذرت، از 45/0 در زمان کاربرد دو تا سه برگی ذرت، به 15/0 در زمان شش تا هشت برگی رسید. در مجموع، با به تاخیر انداختن زمان کاربرد مخلوط علف کش تا مرحله شش تا هشت برگی ذرت، کارایی آن ها در کنترل علف های هرز کاهش یافت و برای رسیدن به عملکرد مطلوب، به مقادیر بیشتری از علف کش نیاز بود.
    کلیدواژگان: بروموکسینیل+ ام سی پی ای، دز-پاسخ، عملکرد دانه، نیکوسولفورون، وزن خشک
  • عادل مدحج*، مجتبی سالم نژاد صفحات 43-54
    به منظور بررسی اثر تراکم بوته بر قدرت رقابت ارقام گندم و علف هرز پنیرک (Malva rotundifolia) در شرایط محیطی استان بوشهر، تحقیقی در سال زراعی 93-1392 و در دو آزمایش مجزا (رقابت و عدم رقابت با علف هرز)، هر یک بصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل چهار رقم گندم (چمران، یاواروس، کوهدشت و زاگرس) و چهار تراکم بوته گندم بودند.  هر کرت فرعی به صورت فرضی، به دو بخش مساوی عاری از علف هرز و با علف هرز تقسیم شد. نتایج نشان داد که با افزایش تراکم بوته گندم، عملکرد دانه، تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبله در متر مربع به طور معنی داری افزایش یافت. در شرایط بدون رقابت، بیشترین و کمترین میانگین عملکرد دانه، به ترتیب به رقم چمران (7/3721 کیلوگرم در هکتار) و زاگرس (3/3040 کیلوگرم در هکتار) اختصاص داشت. در شرایط رقابت با پنیرک، بیشترین میانگین عملکرد دانه در رقم یاواروس مشاهده شد که با چمران تفاوت معنی داری نداشت. یاواروس دارای بیشترین شاخص رقابت با پنیرک (AWC) بود. افزایش تراکم تا 500 بوته، باعث افزایش توان رقابت گندم شد، به طوری که کاهش میانگین عملکرد دانه ارقام گندم در رقابت با پنیرک در تراکم های 350 و 500 بوته در مترمربع، به ترتیب 18 و 5/8 درصد بود. تفاوت زیست توده علف هرز پنیرک در میان ارقام و تراکم بوته گندم در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. بیشترین و کمترین زیست توده پنیرک، به ترتیب در رقابت با ارقام زاگرس و یاواروس مشاهده شد. به طور کلی، نتایج نشان داد که توان ارقام گندم در پایداری عملکرد و رقابت با پنیرک متفاوت است و با افزایش تراکم تا 500 بوته در مترمربع، قدرت رقابت ارقام گندم با پنیرک را افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: ارتفاع بوته، شاخص رقابت، علف هرز، گندم
  • فرامرز رفیعی سربیژن نسب*، حمیدرضا دوست چمن آباد، احمد آئین، محمدتقی آل ابراهیم، علی اصغری صفحات 55-63
    اویارسلام ارغوانی، یکی از مشکل سازترین علف های هرز مزارع پیاز است. با هدف بررسی روش های مختلف مدیریتی این علف هرز، آزمایشی در سال زراعی 97-1396، در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی جنوب کرمان، به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دوبار دیسک سنگین+ گلیفوسیت، شخم سنگین+ دیسک، متریبوزین، پندیمتالین (استامپ)، وجین دستی، آفتاب دهی خاک، آفتاب دهی خاک+ گلیفوسیت، عدم کنترل علف های هرز، پندیمتالین (پرول)، سه بار شخم و دوبار دیسک سنگین+ دوبارگلیفوسیت بودند. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای مختلف بر وزن خشک اندام هوایی، زیرزمینی و تراکم اویارسلام ارغوانی، قطر گردن، تعداد برگ و عملکرد پیاز معنی دار بود به طوری که تیمار تلفیق دوبار دیسک + دوبار گلیفوسیت،  تراکم و وزن خشک اندام زیرزمینی و هوایی اویارسلام ارغوانی را به ترتیب 86، 87 و 2/87 درصد کاهش داد و عملکرد پیاز را 83 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. بنابراین، تلفیق دیسک و گلیفوسیت بر کنترل اویارسلام ارغوانی مطلوب و قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: دیسک، شخم، علفکش، عملکرد
  • پرویز شریفی زیوه*، احمد توبه، عبدالقیوم قلی پوری، محمدتقی آل ابراهیم، بتول صمدانی صفحات 65-77
    کاشت گیاهان پوششی قبل از گیاه اصلی همراه با خاک ورزی حفاظتی، یکی از روش های موثر در کنترل علف های هرز و رسیدن به کشاورزی پایدار است. به این منظور، آزمایشی در سال زراعی 95-1394، با انتخاب شش تیمار جو پاییزه (Hordeum vulgare)، چاودار پاییزه (Secale cereal)، کلزا (Brassica napus)، ماشک گل خوشه ای (Vicia villosa)، شبدر کریمسون (Trifolium incarnatum) و تیمار شاهد در یک سیستم بی خاک ورزی در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان)، در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. اثر تیمارها بر تراکم کل علف های هرز، معنی دار بود. کاهش تراکم کل علف های هرز زمستانه و بهاره در تیمارهای جو پاییزه، چاودار پاییزه، کلزا، ماشک گل خوشه ای و شبدر لاکی، به ترتیب 5/83، 25/77، 25/66، 51 و 25/26 درصد نسبت به شاهد به دست آمد. کاهش تراکم علف های هرز با افزایش میزان پوشش سطح خاک و زیست توده توسط گیاهان پوششی همراه بود. بیشترین زیست توده، به ترتیب در تیمارهای جو پاییزه، چاودار پاییزه، کلزا، ماشک گل خوشه ای و شبدر لاکی به دست آمد. اثر گیاهان پوششی بر عملکرد دانه ذرت معنی دار بود و عملکرد دانه ذرت در تیمارهای جو پاییزه، چاودار، کلزا، ماشک گل خوشه ای، شبدر لاکی و شاهد بدون گیاه پوششی، به ترتیب 12/9، 45/8، 92/7، 93/6، 52/6 و 31/6 تن بر هکتار بود. با توجه به نتایج این آزمایش، می توان غلات را در تلفیق با خاک ورزی حفاظتی به کار برد تا ضمن کنترل پایدار علف های هرز و کاهش نهاده های شیمیایی، در نهایت به عملکرد مطلوبی دست یافت.
    کلیدواژگان: تراکم علف های هرز، چاودار، خاکورزی حفاظتی، زیست توده، شبدر لاکی، علف هرز
  • ساناز حنیفه زاده اردی*، محمدتقی آل ابراهیم، رقیه مجد، الهام صمدی کلخوران صفحات 79-92
    به منظور بررسی اثر اختلاط علف کش های ریم سولفورون و اگزادیارژیل و همچنین ریم سولفورون و متری بوزین بر زیست توده علف های هرز و عملکرد غده سیب زمینی، آزمایش در مزرعه تحقیقاتی بابلان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1395 و به صورت فاکتوریل، در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل نسبت اختلاط علف کش های مذکور (100 به صفر ، 75:25، 50:50، 25:75 و صفر به 100)، زمان های مصرف علف کش در مراحل پیش کاشت و سبز شدن سیب زمینی و اختلاط علف کش های ریم سولفورون با اگزادیارژیل و ریم سولفورون با متری بوزین بود. همچنین تیمار بدون وجین (با علف هرز)، به صورت نیمه شاهد متناظر در هر کرت و یک تیمار وجین کامل (بدون علف هرز)، به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین درصد کاهش وزن خشک کل علف های هرز در نسبت اختلاط 25 درصد اگزادیارژیل + 75 درصد ریم سولفورون و 25 درصد متری بوزین + 75 درصد ریم سولفورون در مرحله سبز شدن سیب زمینی بدست آمد. همچنین بعد از تیمار وجین کامل که نسبت به اختلاط علف کش ها، عملکرد کل غده سیب زمینی را 33/1 برابر افزایش داد، بیشترین عملکرد کل غده سیب زمینی (با 16/69 درصد افزایش عملکرد کل غده سیب زمینی نسبت به شاهد)، در نسبت اختلاط 25 درصد اگزادیارژیل + 75 درصد ریم سولفورون در مرحله پیش از کاشت سیب زمینی به دست آمد.
    کلیدواژگان: پیش کاشت، ترکیب علف کش ها، سبزشدن، کنترل علف های هرز
  • عبدالحسین دشتی، مصطفی اویسی*، حمید رحیمیان، حسن علیزاده صفحات 93-107
    علف های هرز به صورت لکه ای در مزرعه سبز می شوند. سمپاشی لکه ای علف های هرز، موجب کاهش مصرف علف کش ها، هزینه و آلودگی محیط زیست می شودد. برای تصمیم گیری در زمینه کنترل توسط فن آوری بینایی ماشین که در سمپاشی لکه ای به کار می رود، به تصویر و پردازش آن نیاز است. شناسایی درست علف های هرز و طبقه بندی آن ها، کلید اتخاذ تصمیمات کنترلی و اجرای عملیات سمپاشی است. در این تحقیق، روشی مبتنی بر ترکیب پردازش تصویر،  برای جداسازی علف های هرز از سایر اجزای تصویر و شبکه عصبی مصنوعی برای طبقه بندی پیشنهاد شده است. علف های هرز شامل تاج خروس ریشه قرمز،سلمه تره، آفتاب پرست، تاج خروسخوابیده ، تاج ریزی، سوروف و گاورس بودند. نتایج نشان داد که این الگوریتم، با دقت قابل قبولی علف های هرزرا از خاک جداسازی کرد. در گام بعد، ویژگی های مرتبط با رنگ و شکل، از علف های هرز استخراج شدند. سرانجام، به منظور طبقه بندی هفت کلاس علف هرز، از روش شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون، با ساختار 7 -15-15-43  و میانگین دقت کل 71/88 درصد استفاده شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سامانه پیشنهادی، توانایی تشخیص علف های هرز با دقت مناسب را دارد. کاربرد چنین سامانه هایی می تواند با تشخیص به موقع علف های هرز و کاهش مصرف علف کش ها، بروز پدیده مقاومت علف های هرز به علف کش ها را به تاخیر اندازد و آلودگی های زیست محیطی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: بینایی ماشین، سمپاشی لکه ای، علف هرز، کاربرد علف کش، کشاورزی دقیق
  • سیروس حسن نژاد*، سهیلا پورحیدر غفاربی صفحات 109-121
    با هدف مطالعه اثر اختلاطی روغن کرچک با دزهای مختلف علف کش لوماکس (مزوتریون + اس- متالاکلر + تربوتیلازین) بر صفات فیزیولوژیکی توق (Xanthium strumarium L.)، آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز در سال 1396 اجرا شد. نتایج نشان داد که با افزایش دز علف کش، مساحت منحنی بین حداقل و حداکثر فلورسانس، فلورسانس حداکثر، فلورسانس متغیر، حداکثر کارآیی کوانتومی فتوسیستم دو (Fv/Fm)، فعالیت کمپلکس تجزیه کننده آب در بخش الکترون دهنده فتوسیستم دو و جریان انتقال الکترون در هر مرکز واکنش، به ترتیب 35، 6/15، 6/23، 11، 43 و 83 درصد کاهش یافت درحالی که فلورسانس حداقل و تغییر در هدررفت گرمایی در گیرنده های فتوسیستم دو، به ترتیب 14 و 4/60 درصد افزایش یافت. روغن کرچک، اثر سینرژیستی روی لوماکس داشت و باعث افزایش کارایی آن روی توق شد. در این تحقیق، رابطه خوبی بین پارامتر Fv/Fm ارزیابی شده در دو روز بعد از سمپاشی، با وزن خشک محاسبه شده در 28 روز بعد از سمپاشی مشاهده شد. یافته های این آزمایش نشان داد که ارزیابی فلورسانس کلروفیل a، روشی مناسب، غیرتخریبی و سریع، برای بررسی اثر لوماکس، کمی بعد از سمپاشی و قبل از مشاهده علایم ظاهری در گونه علف هرز تیمار شده است.
    کلیدواژگان: انتقال الکترون، تجزیه آب، فتوشیمیائی، کارایی کوانتومی، هدررفت گرمائی
  • حسین توکلی، فاطمه بناء کاشانی*، الیاس سلطانی، مجید قربانی جاوید صفحات 123-138
    به منظور بررسی اثر گیاهان پوششی جو (Hordeum vulgare) و شبدر برسیم (Trifolium alexandrium)  بر کنترل علف های هرز سیاه دانه (Nigella sativa) و همچنین بررسی بهترین زمان کف بر نمودن گیاهان پوششی، آزمایشی در سال زراعی 96-95 در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل شاهد بدون گیاه پوششی و وجین کامل (T1)، شاهد بدون گیاه پوششی بدون وجین (T2)، جو کف بر اول (T3)، جو کف بر دوم (T4)، شبدر کف بر اول (T5) و شبدر کف بر دوم (T6) بود. کف بر اول، پس از استقرار سیاه دانه و کف بر دوم، قبل از به گل رفتن گیاه پوششی انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین وزن خشک کل علف های هرز به میزان 444 گرم در مترمربع، مربوط به تیمار شاهد بدون گیاه پوششی بدون وجین (T2) در زمان نمونه برداری دوم و کمترین وزن خشک کل علف های هرز به میزان 28 گرم در مترمربع، مربوط به تیمار شبدر کف بر اول (T5) در زمان نمونه برداری اول بود. بیشترین عملکرد دانه در تیمار (T5) و تیمار شاهد (T1) به ترتیب با میانگین 527 و 446 کیلوگرم در هکتار و کمترین عملکرد، مربوط به تیمار شاهد (T2) با میانگین 100 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. نتایج کلی نشان داد که تیمار (T5) توانست در زمان نمونه برداری دوم، زیست توده علف های هرز را به میزان 4/90 درصد نسبت به شاهد بدون وجین علف هرز کاهش دهد. همچنین گیاه پوششی شبدربرسیم، نه تنها با سیاه دانه رقابت نکرد بلکه توانست عملکرد را نسبت به شاهد بدون گیاه پوششی و وجین کامل (T1)، افزایش دهد.
    کلیدواژگان: تاج خروس وحشی، تراکم بوته، خرفه، زیست توده، گیاه دارویی
|
  • Mohammad Hassan Hadizadeh *, Hamidreza Sharifi, Seyed Hossein Torabi Pages 1-14
    Conservation agricultural systems may considred as a solution to loosing arable soil in conventional system. We studied the effects of conservative agricultural systems compared to conventional systems on chemical weed control efficacy at the farm of Jolgeh-Rokh research station, Khorasan Razavi province, during 2014-2017. Crop rotaton was sugarbeet-barley-corn-wheat. The experimental designe was randomized complete block design aggranged in split-split plot with three replacations. Treatments were three types of tillage (conventional, reduced and no-tillage) as main plot; crop residue percentage (left on the ground from previous crop in rotation; 0, 30 and 60 percent) as sub plot and methods of weed control (hand weeding, recommended herbicide and check plots) as sub-sub plot. The results showed that application of herbicides significantly decreased weed dry matter (57%) and weed density (31%) and increased sugar beet root yield (64%) compare to the weedy check; however, weed reduction was not enough to prevent root yield loss in conservational tillage systems. Residue levels showed no significant effects on root yield of sugarbeet. The effects of tillage systems, levels of residues and even chemical control did not affect the grain yield of barley, despite the effects on weeds. Tillage in corn significantly decreased the weeds (83% to no-tillage); as a result, corn grain yield increased significantly in conventional and reduced tillage systems (3.53-ton ha-1 and 4.33-ton ha-1, respectively) compared to the no-tillage system (3.14-ton ha-1). Different levels of plant residues had no effect on corn yield, but chemically weed control caused a significant increase of yield (23%) as much as manual weeding treatment. Reduced tillage system with 30 percent of the residues and the chemical control of weeds was the best treatment for grain yield of wheat.
    Keywords: Density, Dry weight, Minimum Tillage, No tillage, yield
  • Bhroz Khalil Tahmasbi, Mohammad Taghi Alebrahim, Eskandar Zand, Hamidreza Sasanfar *, Rafael De Prado Pages 15-28
    Willowherb (Epilobium ciliatum), a common weed in fields and gardens, is often controlled by diquat, paraquat and glyphosate herbicides, but reports showed appearance of resistance in this species to both groups of above herbicides. Due to this purpose, an experiment was performed in the University of Cordoba ,2017, as an alternative to control this weed using four groups of herbicides including glufosinate (GS inhibitor), MCPA and Fluroxypyr (synthetic auxin), flazasulfuron (ALS inhibitor) and pyraflufen-ethyl and Carfentrazone (PPO inhibitor). To investigate the effect of the mentioned herbicides, each herbicide used at eight doses and eight replicates. Finally, the lethal dose (LD50) and dry weight loss (GR50) were measured 21 days after treatments. The results showed the different degree of resistance between sensitive and resistant biotypes of willowherb in terms of the fresh weight and number of survivals after treatment with each herbicide. Also the except for fluroxypyr which needed 365.05 gr h-1 higher dose than the recommended dose (300 gr h-1) to control resistant biotype, the rest of the herbicides controlled both the resistant and sensitive biotypes well at lower doses than recommended ones. As a result, the resistant species needed more herbicides, therefore, all studied herbicides could be used with more caution in the proper management of this herb.
    Keywords: Dose response, GR50, herbicide, LD50, resistance
  • Behnaz Pourmorad Kaleibar, Hassan Alizadeh *, Mostafa Oveisi Pages 29-41
    A split-plot experiment was conducted during 2016 with 3 replications to determine the optimum time and dose of tank mixture of Nicosulfuron and Bromoxynil+MCPA for weed control in maize (Zea mays) in Karaj. Main plots were four application times (different maize growth stages: 2-3, 3-4, 4-6, and 6-8 leaves) and subplots were five doses of herbicide mixture (0, 25, 50, 75, and 100 % of the recommended dose). Doses of herbicides and weed biomass relations were described with the standard dose-response model at each application time. Parameter estimates suggested that delaying in herbicides application increased ED 50 parameter (herbicide dose required for 50 percent reduction in weed biomass) from 6 to 54. In general, parameter estimates showed that Chenopodium album was more sensitive to herbicide mixture compared to Solanum nigrum and Amaranthus blitoides. Relationship between the doses of herbicide mixture and maize yield and total dry matter were described with a linear model. Delaying in herbicides application decreased the effect of each percent of the recommended dose of herbicide mixture on increasing maize yield and total dry matter (parameter b 1 ). For example, in the case of maize forage yield, it was 0.45 at first application time and reached 0.15 at the last application time. In general delaying herbicide mixture application time to 6-8 leaf stage of maize reduced herbicide efficacy for weed control and there was a need for higher doses to achieve an acceptable yield.
    Keywords: biomass, bromoxynil+MCPA, dose-response, Grain yield, nicosulfuron
  • Adel Modhej *, Moojtaba Salemnejad Pages 43-54
    The effects of crop seed densities on mallow weed (Malva rotundifolia) suppression and grain yield of wheat cultivars was investigated at two separate (weedy and weed free conditions) factorial experiments with randomized complete block design with four replications. Four spring wheat cultivars (Atila 5, Yavaros, Zagros and Koohdasht) were sown at four densities. Mallow weed was sown at constant density of 10 m-2. Increasing wheat density significantly increased the grain yield, kernel per spike, spike number per m-2 and plant height. Under weed free conditions, the highest and the lowest grain yield belonged to Atila5 (3721.7 kg ha-1) and Zagros (3040.3 kg ha-1) cultivars, respectively. Yavaros cultivar had the highest ability to withstand competition (AWC) and competition index (CI). Increasing wheat density up to 500 plant m-2 reduced 8.5% of grain yield in competition with mallow compared to 18% in 350 plant m-2. Individual weed biomass was differed among wheat cultivars and crop densities. Mallow had higher and lower biomass when compete with Yavaros and Zagros cultivars, respectively. In general, the results showed that the wheat cultivars were different in yield stability and competition with the mallow and increasing the crop density up to 500 plants m-2, increased the competitiveness of wheat cultivars with mallow.
    Keywords: Competition indices, stem height, Wheat, weed
  • Faramarz Rafiee Sarbijan Nasab *, Hamid Reza Mohammaddoust Chamanabad, Ahmad Aein, Mohammad Taghi Alebrahim, Ali Asgheri Pages 55-63
    Purple nutsedge is one of the most problematic weeds of onion fields. To investigate the management practices of this weed, an experiment was conducted in the Agricultural and Natural Resources Center in Southern Kerman in 2017-2018 as a randomized complete block design with three replications. Treatments included twice disk + glyphosate, heavy plow + disk, metribiuzin, pendimethalin (Stomp), hand weeding, soil solarization, soil solarization + glyphosate, Control (no control), pendimethalin (Prowl), three times plowing, and twice disk + two times glyphosate. The results showed that the effect of different treatments was significant on shoot and underground dry weight and density, neck diameter, number of leaves and yield of onion. Twice disk + twice glyphosate decreased shoot and underground dry weight and density by 86, 87, and 87.2 %, respectively, and yield of onion increased 83 %. Therefore, combination of disk and glyphosate was desired in purple nutsedge control and this treatment is recommended.
    Keywords: disk, herbicide, plowing, yield
  • Parviz Sharifiziveh *, Ahmad Tobeh, Abdolghaum Gholipouri, Mohammadtagh Alebrahim, Batoul Samdani Pages 65-77
    The use of cover crops before planting the main plant along with selecting the type of tillage can be considered as one of the effective methods in sustainable agriculture. In order to show the efficacy of this system, an experiment was conducted in a no-tillage system and with six treatments, barely (Hordeum vulgare L.), rye (Secale cereal L.), rape (Brassica napus L.), vetch (Vicia villosa L.), crimson clover (Trifolium incarnatum L.) and control, in a randomized complete block design with three replications, at the farms of agriculture and education research center and natural resources of Ardabil Province (Moghan) during the 2015-2017. Variance analysis showed that the effect of the treatments on the total weed density was significant. On average, in four sampling stages, total control of winter and spring weed at barley, rye, rape, vetch and clover treatments were 83.5,77.25,66,25,51, and 26.25 respectively. The results also showed that the soil cover percentage was significantly
    Keywords: crimson clover, conservative tillage system, Rye, Weed Density, Weed Biomass
  • Sanaz Hanifezade Erdi *, Sanaz Hanifezade Erdi, Roghaye Majd, Elham Samadi Kalkhoran Pages 79-92
    To evaluate the effect of rimsulfuron and oxadiargil and also rimsulfuron and metribuzin combinations on weed biomass and tuber yield of potato, a factorial experiment based on a randomized complete block design with 3 replications performed in 2016. Factors consisted of herbicide mixture ratio (0:100, 25:75, 50:50, 75:25 and 100:0), herbicides time of applications (pre-plant and potato emergence stages) and herbicide mixture of rimsulfuron and oxadiargyl and also rimsulfuron and metribuzin. In all treatments, a weedy plot as semi control and a weed free plot as control were considered. Results showed that the maximum reduction percentage of total dry weight of weeds obtained in 25% oxadiargyl + 75% rimsulfuron and also 25% metribuzin + 75% rimsulruron at potato emerge stage. Also, after weed free treatment which increased total potato tuber yield compared to herbicide mixtures by 1.33%, the maximum total potato tuber yield obtained from 25% oxadiargyl + 75% rimsulfuron at pre-plant stage witch increased 69/16% total tuber yield of potato compared to weedy control.
    Keywords: Emerge, Herbicides combination, pre-plant, weed control
  • Abdol- Hossein Dashti, Mostafa Oveisi *, Hamid Rahimian, Hassan Alizadeh Pages 93-107
    Weeds normally grow as patches and spatially distributed in field. Patch spraying to control weeds has advantages such as cost reduction, herbicide saving and reduction of environmental pollution. Machine vision system should obtain and process digital images to make control decisions. Proper identification and classification of weeds are the key steps to make control decisions and use of any spraying operation performed. In this study, a robust method based on image processing and computational intelligence was developed for segmentation from other parts of image and classification of weeds. Large crabgrass, common lamb’s quarter, velvetleaf, common barnyard grass, European black nightshade, red-rooted pigweed and European heliotrope were the weeds in the experiment. Results showed that this algorithm was precisely separated weeds from the soil. In the next step, the feature vector, which includes shape features and color features, was composed. Finally, classification of seven classes of weeds was carried out by artificial neural network (ANN). Among different ANN structures, the most optimum classifier was the 43-15-15-7 topology with accuracy 88/71 %. The results of this research indicate that the proposed system has the ability to accurately detection of weeds.
    Keywords: : Herbicide application, Machine vision, Patch spraying, Precision agriculture, weed
  • Sirus Hasannejad *, Soheila Porheidar Ghafarbi Pages 109-121
    To study the effect of castor oil combination with different doses of Lumax (mesotrion + s-metolacholor + terbuthylazine) on physiological behavior of common cocklebure (Xanthium strumarium L.), a greenhouse factorial experiment was conducted in randomized complete block design with 3 replications in Agricultural Faculty of University of Tabriz in 2017. Results showed that by increasing the herbicide doses, area above the OJIP curve between minimum and maximum fluorescence, maximum Fluorescence, variable fluorescence, maximum quantum yield of photochemistry (Fv/Fm), water-splitting complex on the donor side of PSII and maximum electron transport flux per PSII reaction center, decreased 35, 15/6, 23/6, 11, 43 and 83%, respectively and minimum fluorescence and thermal dissipation quantum yield increased 14 and 60%, respectively. Castor oil had synergistic effect on Lomax and enhanced its efficacy on X. strumarium. A good relationship was observed between Fv/Fm parameter evaluated 2 days after herbicide spraying (DAHS) and dry weight measured 28 DAHS. The finding of this study showed that evaluating chlorophyll a fluorescence is a good, non-destructive and fast to survey the effect of Lomax, soon after spraying and before the visual symptoms appear in treated weed species.
    Keywords: Electron flow, Photochemistry, Quantum yield, thermal dissipation, water-splitting
  • Hossein Tavakoli, Fatemaeh Benakashani *, Elias Soltani, Majid Ghorbani Javid Pages 123-138
    A field experiment was conducted to evaluate the effect of barley (Hordeum vulgare) and berseem clover (Trifolium alexandrinum) cover crops, and their cutting time on black seed (Nigella sativa) weed management in 2016-2017 at research field of the College of Aburaihan, University of Tehran. The experiment designe was randomized complete block design with 3 replications. Treatments were: T1, no cover plant-weed free; T2, no cover plant- weed infest; T3, barley-first cutting; T4, barley-second cutting; T5, clover-first cutting and T6, clover-second cutting. The first and the second cutting were done after Black seed establishment and before flowering stage of cover crops, respectively. Results showed that the highest weed biomass was 444 gr.m-2 obtained from T2 treatment at t the second sampling time and the lowest weed biomass was 28 gr m-2, related to first cutting clover treatment (T5), at the first sampling time. The highest grain yields were 527 and 446 kg.ha-1, observed in treatment (T5) and control treatment (T1) respectively and the lowest yield was obtained from control (T2) with a mean of 100 (kg ha-1). Overall, results showed that T5 treatment at the second sampling time reduced weed biomass 90.4% compared to without weeding control. In addition, the berseem clover plant not only did not compete with black seed, but also increased yield compared to the without cover plant control (T1).
    Keywords: biomass, Common purslane, medicinal plant, plant density, redroot pigweed