فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • امین صادقی*، یعقوب دین پژوه صفحات 239-250

    در این پژوهش، پیش‏نمایی بارش در سه دوره آتی 2040-2021، 2060-2041 و 2080-2061 با استفاده از ریزمقیاس نمایی آماری LARS-WG6 انجام شد. بدین منظور از دو سناریوی RCP4.5 (انتشار پایین گازهای گلخانه‏ای) و RCP8.5 (انتشار بالای گازهای گلخانه‏ای) و مدل گردش عمومی جو MPI-ESM-MRکه یکی از مدل‏های جفت شده CMIP5 است، استفاده شد. روند تغییرات بارش به صورت سالانه و فصلی در دوره پایه و دوره آتی 2080-2021 با روش من-کندال تحلیل شد. شیب خط روند با روش تخمین‏گر سن به دست آمد. نتایج نشان داد که در فصل زمستان در هر سه دوره آتی طبق هر دو سناریو، بارش افزایش خواهد یافت. همچنین در فصل بهار و پاییز، طبق سناریوی RCP8.5در تمام دوره‏ها، بارش کاهش خواهد یافت. ماه‏های دسامبر و ژانویه در هر سه دوره طبق هر دو سناریو افزایش بارش خواهند داشت. برعکس، ماه‏های مارس، ژوئیه، سپتامبر و اکتبر نیز در هر سه دوره آتی طبق هر دو سناریو کاهش در میزان بارش را تجربه خواهند کرد. میانگین بارش سالانه در دوره 2080-2061 بر اساس هر دو سناریو کاهش و بیش ترین کاهش در میانگین بارش سالانه در دوره 2080-2061 بر اساس سناریوی RCP8.5به میزان 4/10% خواهد بود. همچنین بیش ترین افزایش در میانگین بارش سالانه در دوره 2060-2041 بر اساس سناریوی RCP4.5به میزان 1/8 % مشاهده شد. در هیچ یک از دوره‏ها در سطح 5% روند معنی‏داری مشاهده نشد. در تمام فصول شیب خط روند در دوره پایه و دوره آتی بر اساس سناریوی RCP8.5منفی و بر اساس سناریوی RCP4.5 مثبت گزارش شد.

    کلیدواژگان: بارش، تبریز، تغییر اقلیم، سناریو RCP، LARS-WG6
  • فاطمه درگاهیان*، مهدی دوستکامیان، مراد طاهریان صفحات 276-291
    بررسی سازوکار دما و فرارفت دمایی همراه با لایه ضخامتی جو و تاثیر آن بر میزان بارش های یک منطقه و شناخت مولفه های چرخه آب بر روی آن، از موضوعات مورد توجه علوم جوی می باشد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه فرارفت دمایی و شناخت لایه ضخامتی جو در ارتباط با بارش های بهاره ایران انجام شد. برای این منظور از پایگاه داده روزانه بارش با تفکیک مکانی km2 15×15 در دوره آماری 1340-1392 استفاده شد. پس از استخراج روزهای بارش فراگیر، داده های فشار متناظر، با استفاده از امکانات برنامه نویسی در محیط نرم افزار گردس (Grads) استخراج و به کمک تحلیل خوشه ای روزهای نماینده و الگوهای بارشی بهاره ایران در محیط نرم افزار متلب شناسایی شدند. به منظور تعیین روز بارشی سه معیار بارش روزانه mm 1 و بیش تر، حداقل تداوم دو روزه و حداقل 50% پوشش در نظر گرفته شد. نقشه های فشار تراز دریا، 700 و hPa 500 به همراه فرارفت دمایی و لایه ضخامت جو استخراج شد. نتایج نشان داد که ساز وکار بارش های فراگیر بهاره ایران متاثر از پنج الگوی جوی می باشد. شدیدترین مقدار فرارفت دمایی ناشی از پرفشار سیبری و در نواحی شرقی و شمال شرق کشور رخ داد و به سمت غرب و جنوب از شدت آن کاسته شد. به طورکلی از شرق به غرب و از شمال به جنوب به هنگام ریزش های جوی بهاره ایران، فرارفت دمایی ملایم تری در منطقه موردمطالعه وجود داشت. علاوه بر این شدیدترین فرارفت های دمایی در تراز دریا و به واسطه سامانه های پرفشار حرارتی رخ داده است. در ارتفاعات و ترازهای بالاتر که وضعیت فرارفت دمایی تحت تاثیر وضعیت دینامیکی جو به خصوص سامانه بلاکینگ، فرودهای عمیق و گرمایی مدیترانه قرار داشت، نسبت به تراز دریا وضعیت ملایم تری داشته و از شدت فرارفت های دمایی کاسته شد.
    کلیدواژگان: الگوهای گردشی، بارش های بهاره، بلاکینگ، ضخامت جو، همبستگی لوند
  • یاسر سبزواری*، آرین حیدری مطلق، علی حیدر نصرالهی صفحات 293-303

    گسترش شهرنشینی و فعالیت های صنعتی و کشاورزی در حاشیه رودخانه الشتر و به دنبال آن تخلیه پساب ها به منابع آب باعث آلودگی آب به وسیله آلاینده های مختلف شده است. در این پژوهش به ارزیابی روند تغییرات بلندمدت کیفیت آب رودخانه الشتر به صورت فصلی و سالانه پرداخته شد. برای انجام این پژوهش، از داده های ثبت شده کیفیت آب در ایستگاه هیدرومتری سراب صید علی واقع در خروجی حوضه رودخانه الشتر از سال 1348 تا 1397 استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل، 11 متغیر کیفی آب انتخاب شد. برای بررسی روند تغییرات از آزمون من-کندال استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی تغییرات پارامترها در مقیاس های سالانه و فصلی مشابه هم بوده است، طوری که غلظت پارامترهای HCO3، Na، pH و SAR کاهش و غلظت عناصر Mg، Ca، TH، TDS،EC ،Cl  و SO4 افزایش داشت. در دوره ی سالانه، روند تغییرات تمامی پارامترهای کیفی به جز Na در سطح آماری 99% معنی دار بوده است. در فصول تابستان روند های افزایشی شدید تر و روند های کاهشی ملایم تر رخ داد؛ به طوری که شدید ترین افزایش غلظت در این فصل اتفاق افتاده است. این در حالی است که در فصل زمستان نتایج بر خلاف تابستان رخ داده است. در فصل بهار نسبت به فصل پائیز در اغلب پارامتر های کیفی، روند های کاهشی بیش تر و افزایشی کم تر بوده است. دلیل این امر این است که در این منطقه در فصل بهار، ذوب برف های زمستانه از ارتفاعات اتفاق می افتد و باعث افزایش جریانات سطحی و کاهش نسبی غلظت ها می شود.

    کلیدواژگان: الشتر، رودخانه، روند، کیفیت، منکندال
  • لیلا رحیم وند*، نوشین سجادی صفحات 304-314

    فاضلاب های بیمارستانی یکی از عفونی ترین و خطرناک ترین فاضلاب ها می باشند که ممکن است حاوی مقدار زیادی خرده زیستمندهای بیماری زا  و آلاینده های خطرناک باشند. بیش از 80 نوع مختلف مواد داروئی در آن پیداشده است که این مواد در فرآیندهای تصفیه بیولوژیکی به صورت کامل حذف نمی شوند و به آب های پذیرنده می رسند. در این پژوهش یکی از بیمارستان های مهم شهر تهران در یک منطقه پرازدحام و با حجم بالای مراجعه کننده، موردبررسی قرار گرفت. هدف از این مطالعه بررسی وجود ترکیبات دارویی به ویژه آرام بخش ها در پساب تصفیه شده بیمارستانی از طریق 3 مرتبه نمونه برداری به روش نمونه برداری لحظه ای است. نمومه ها از خروجی تصفیه خانه فاضلاب بیمارستان و نمونه های مذکور با استفاده از روش استخراج فاز جامد SPE آماده شدند. مواد استخراج شده به وسیله دستگاه HPLC با آشکارساز UV و FLD اندازه گیری و موجب شناسایی انواع مختلف آرام بخش ها ازجمله Diazepam، Oxazepam، Lorazepam، Alprazolam Clonazepam، Chlordiazepoxide و Bromazepam شد. میانگین غلظت آرام بخش های به دست آمده در نمونه برداری دی ماه، بیش ترین غلظت مربوط به Lorazepam با میانگین ng/l 15/0 و کم ترین آن ها Chlordiazepoxide با میانگین ng/l 02/0 مشاهده شد. در نمونه برداری بهمن ماه بیش ترین غلظت آرام بخش Lorazepam با میانگین ng/l 15/0 و کم ترین آن ها Chlordiazepoxide با میانگین ng/l 02/0 اندازه گیری شد.

    کلیدواژگان: آرام بخش، ترکیبات دارویی، تصفیه خانه فاضلاب، فاضلاب بیمارستانی، نمونه برداری لحظه ای
  • سیدمحمدعلی مسعودی*، جواد سرگلزائی، فاطمه ثابتی دهکردی، وحید زینلی صفحات 315-327

    در این مطالعه، عملکرد راکتور ناپیوسته متوالی بستر متحرک با استراتژی هوادهی تناوبی طی فرآیند شوره سازی-شوره زدایی به طور هم زمان (SND) برای تصفیه فاضلاب دامداری ارزیابی شد. آنالیز و طراحی آماری برای بهینه سازی متغیرهای مستقل مانند زمان ماند لجن، دما و سرعت هوادهی با استفاده از روش سطح پاسخ و طراحی باکس-بنکن انجام شد. اثر متغیرها بر روی حذف اکسیژن موردنیاز شیمیایی و راندمان ESND موردبررسی قرار گرفت. از آنالیز واریانس برای تایید مناسب و مهم بودن مدل های درجه دوم استفاده شد. بر اساس نتایج، ضریب رگرسیونی بسیار بالا بین متغیرها و پاسخ ها که برای حذف COD و راندمان فرآیند SND به ترتیب 9788/0 =  R2و 9600/0 = R2 بودند، نشان از برآورد مناسب داده های آزمایش به وسیله مدل های رگرسیونی چندجمله ای می باشد.زمان ماند لجنطولانی اثر منفی دمای پایین را کاسته ولی حذف COD و ESND در دمای بالا را کاهش می داد.علاوه بر این، سرعت هوادهی مناسب عاملی حیاتی برای فرآیند SND بود تا تعادل بین فرآیندهای شوره سازی و شوره زدایی ایجاد شود. در شرایط بهینه به دست آمده از مدل ها، در زمان ماند لجن 20 روز، دمای°C16/19 و سرعت هوادهی m3/h 1/0 حذف COD وESND به ترتیب 9/92% و 3/91% نتیجه شدند. مشخص شد که شرایط بی هوازی/هوازی تناوبی باحالت پر کردن مرحله ای یک استراتژی موثر، اقتصادی و دوستدار محیط زیست جهت تصفیه بیولوژیکی فاضلاب دامداری در راکتور ناپیوسته متوالی بستر متحرک می باشد.

    کلیدواژگان: حذف COD، راکتور بستر متحرک، فاضلاب دامداری، شوره سازی-شوره زدایی، هوادهی تناوبی
  • امیر مرادی نژاد*، داود داود مقامی، مجتبی مرادی صفحات 328-338
    برآورد بار رسوب رودخانه ها از مسائل مهم و کاربردی در مطالعات و طراحی پروژه های مهندسی آب و رودخانه می باشد. لذا شناسایی و پیشنهاد روش های مناسب جهت برآورد بار معلق رسوب باید بر اساس پژوهش های مرتبط انجام شود. از جمله این روش ها مدل های شبکه عصبی مصنوعی، نروفازی، منحنی سنجه رسوب و همچنین مدل رگرسیونی چند متغیره می باشد. در این پژوهش کارایی این روش ها در پیش بینی میزان دبی رسوبات معلق حوزه آبخیز رودخانه قره چای موردبررسی قرار گرفت. همچنین، از سری زمانی روزانه داده های اندازه گیری شده دبی جریان و رسوب ایستگاه پل دوآب رودخانه قره چای استفاده شد. طول دوره آماری استفاده شده در این مدل دو سال آبی (1395-1396) بود. متغیرهای مستقل مورداستفاده برای ورود به شبکه شامل رواناب و بار معلق ایستگاه پل دوآب رودخانه قره چای بود. متغیر وابسته که همان خروجی شبکه است، بار معلق بود. پس از انجام مدل سازی با هر یک از ترکیب ها و محاسبه مقادیر RMSEو R2، بهترین ترکیب انتخاب شد. نتایج نشان داد که روش نروفازی بر اساس ورودی های دبی و رسوب و مدل های شبکه عصبی مصنوعی بر اساس ورودی های دبی، نسبت به رگرسیون چند متغیره و منحنی سنجه رسوب، دارای دقت مطلوب تری بود. برای مقادیر بالاتر از میانگین درازمدت سری آماری، مقادیر شبیه سازی شده با مدل شبکه عصبی مصنوعی و برای مقادیر پایین تر از میانگین و بار رسوب سالانه هم برآورد نروفازی نسبت به مقادیر مشاهداتی نزدیک تر بود. درحالی که برای مقادیر حدی بیشینه، تفاوت معنی داری بین مدل های شبکه عصبی مصنوعی، نروفازی و رگرسیون خطی مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: پل دوآب، نروفازی، رسوبات معلق، شبکه عصبی مصنوعی، منحنی سنجه
  • فرشید امیرسالاری*، حنیف کازرونی، حامد حسنلو، رامیار علی رمایی صفحات 351-358
    تجزیه وتحلیل سیاست های مدیریت خشک سالی موجود در بعضی از کشورها از جمله ایران نشان می دهد که تصمیم گیرندگان به جای توسعه سیاست های جامع و بلند مدت، عمدتا از طریق رویکرد مدیریت بحران در برابر خشک سالی واکنش نشان می دهند. یکی از برنامه های جامع، مدل مدیریت ریسک خشک سالی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا است که بر مبنای دستورالعمل چارچوبی آب اتحادیه اروپا (WFD) صورت می پذیرد. در پژوهش حاضر سند مذکور به همراه تجربیات موفق کشورهای مختلف در مواجهه با بحران خشک سالی به منظور تهیه طرحی پیشنهادی جهت مدیریت خشک سالی کشور، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. مطالعه حاضر از منظر هدف، پژوهشی کاربردی است. پژوهش به روش مطالعات کتابخانه ای و به استناد منابع و مقالات معتبر علمی و بین المللی صورت پذیرفت. نتایج نشان داد جهت مدیریت خشک سالی، ایجاد ظرفیت سازمانی جهت ارزیابی خشک سالی و اثرات مختلف آن بر جامعه عاملی اصلی است. این مهم جز با تشکیل کمیته مستقل خشک سالی میسر نخواهد بود. از سوی دیگر، مدیریت خشک سالی باید به صورت یک فرآیند مدیریت ریسک باشد که تاکید بر نظارت دائم منابع دارد و تغییرات اقلیمی منطقه تحت نظر را به طور منظم رصد نماید. نه این که با شروع فاجعه و به صورت مدیریت بحران باشد. در مجامع بین المللی، مدیریت خشک سالی از دیدگاه مدیریت ریسک به جای مدیریت بحران پذیرفته شده است. طرح پیشنهادی ارائه شده در پژوهش حاضر نیز بر مبنای مدیریت فعال خشک سالی (مدیریت ریسک) بوده که با ارائه برنامه ریزی های دراز مدت و پیش بینی، طرح های مناسب و آمادگی های لازم برای مقابله با خشک سالی را فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: بحران، تجربیات، ریسک، خشک سالی، مدیریت
|
  • Amin Sadeqi *, Yagob Dinpashoh Pages 239-250

    In this research, projection of precipitation in the three distinct 20-years future periods (i.e. 2021-2040, 2041-2060, and 2061-2080) was performed using the LARS-WG6 statistical downscaling model. For this purpose, two scenarios of the IPCC fifth assessment report (namely RCP4.5 and RCP8.5) and MPI-ESM-MR general circulation model, which is known to be a CMIP5 coupled models were utilized. The precipitation trends were analyzed in the base and future periods using the Mann-Kendall method for both seasonal and annual time scales. Sen’s estimator method was used to estimate the slopes of trend lines. The results showed that winter precipitation will be increased during the three considered future periods. Moreover, in the spring and autumn, according to the RCP8.5 scenario, precipitation will be decreased in all future periods. The precipitation in December and January would be increased in all three future periods using both scenarios. March, July, September, and October will also experience a decline in precipitation in the three future periods, according to both scenarios. The mean annual precipitation in the future period of 2061-2080 would be decreased based on both scenarios. The highest reduction in precipitation would occur in the period 2061-2080 belonged to the RCP8.5 scenario in which the amount of reduction in mean annual precipitation is equal to 10.4%. In addition, based on the RCP4.5 scenario, the highest increase in the average annual precipitation during the future period of 2041-2060 was equal to 8.1%. There was no significant trend in precipitation series at 5% level. The slope of the trend lines in the base period and the future periods, based on the scenario RCP8.5, was found to be negative in all seasons. While in the future period, based on the RCP4.5 scenario, the trend line slope was positive for in all seasons.

    Keywords: Climate change, LARS-WG6, Precipitation, RCP Scenarios, Tabriz
  • Fatemeh Dargahian *, Mehdi Doostlamian, Morad Taherian Pages 276-291
    The study of the temperature mechanism and temperature advection along with the thickness layer and its effect on the rainfall level of an area is one of the most important subjects in the field of atmospheric science. The present study was carried out with the aim of studying the temperature advection and recognition of thickness layer in relation to spring rainfall in Iran. For this purpose, a daily rainfall database with a spatial resolution of 15 × 15 km2 was used in the period 1961–2013. After extraction of precipitation days, the corresponding pressure data was extracted using the programming capabilities in the Grades environment, and with the help of cluster analysis, representative days and spring weather patterns were identified in the Matlab environment. To determine the day of precipitation, three criteria of daily rainfall of 1 mm or more, minimum two-day continuity, and minimum 50% coverage were considered. Sea level pressure maps of 700 and 500 hPa were extracted along with temperature advection and thickness of the atmosphere. The results showed that five effective patterns were identified on Iran's spring general rainfall mechanism. The strongest amount of temperature advection from the Siberian high pressure occurred in the eastern and north-eastern parts of the country and reduced to the west and south of its intensity. Generally, from the east to the west and from the north to the south, there was a milder temperature advection during spring rainfalls in Iran. In addition, the most severe temperature advection occurred at sea level due to high-pressure thermal systems. At higher altitudes and higher levels, the temperature advection had a milder state than the sea level, and reduced the severity of the temperature advection due to the dynamic situation of the atmosphere, especially the blocking systemand Mediterranean deep trough.
    Keywords: atmospheric thickness, blocking, circulation patterns, Lund correlation, spring rainfall
  • Yaser Sabzevari *, Aryan Heidari Motlgh, Aliheidar Nasrolahi Pages 293-303

    The expansion of urbanization along with industrial and agricultural activities on the banks of the Alshar River and subsequent discharge of wastewater into water sources have caused water contamination by various pollutants. In this study, seasonal and annual changes in the long-term water quality changes in the Alshar River were evaluated. For this purpose, water quality data used were recorded at the Sarab Sayyed Ali hydrometric station located at the outlet of the Alshar River from 1970 to 2018. For analysis, 11 water quality variables were selected. Man-Kendall test was used to examine the trend of changes. The results showed that the patterns were similar for changes in parameters at both annual and seasonal scales, with decreasing concentrations of HCO3, Na, pH and SAR and increasing concentrations of Mg, Ca, TH, TDS, EC, Cl, and SO4. In the annual period, the trend of change of all qualitative parameters except Na was statistically significant at 99% level. During the summer seasons, there were more intense upward and slower downward trends, with the strongest increase in concentration during this season. However, in the winter, the results were in contrary with the summer. In most of the qualitative parameters, the decreasing and increasing trends were higher in spring than in autumn. The reason for this could be attributed to the fact that winter snow melting from the altitudes occurs in the spring, causing increased surface currents and a relative decrease in concentrations.

    Keywords: Aleshtar, Man-Kendall, Quality, River, Trend
  • Leila Rahimvand *, Nooshin Sadjadi Pages 304-314

    Hospital wastewater is one of the most infectious and dangerous wastewaters that may contain large amounts of pathogenic microorganisms, dangerous pollutants of various hormones. More than 80 different types of drugs have been found that are not completely eliminated in biological processes and reach the receiving water. In this study, one of the important hospitals of Tehran, in a crowded area with high volume of referrals, was investigated. The purpose of this study was to investigate the possibility of drugs, especially sedative drug compounds, in hospital treated wastewater. For this purpose, instant sampling was carried out three times from the effluent of the hospital wastewater treatment plant and the samples were conditioned using solid phase extraction (SPE) method. The extracted materials were measured by HPLC equipped with UV and FLD detectors, resulting in the identification of various sedatives (including Diazepam, Oxazepam, Lorazepam, Alprazolam Clonazepam, Chlordiazepoxide, and Bromazepam). The mean concentration of sedatives in the January sampling showed that the highest concentration observed for Lorasepam with a mean of 0.15 ng/l and the lowest one for Chlordiazepoxide with a mean of 0.02 ng/l. The highest and lowest concentrations measured in February were 0.15 and 0.02 ng/l for Lorasepam and Chlordiazepoxide respectively.

    Keywords: Hospital Wasteater, Instant Sampling, Pharmaceutical Compounds, sedative, Wastewater Treatment Plant
  • Seyed Mohammad Ali Masoudi *, Javad Sargolzaei, Fatemeh Sabeti Dehkordi, Vahid Zeynali Pages 315-327

    In this study, the performance of moving-bed sequencing batch reactor with intermittent aeration strategy (IA-MBSBR) was evaluated for treatment of livestock wastewater in simultaneous nitrification-denitrification process. The statistical design and analysis were employed to optimize independent variables such as sludge retention time (SRT), temperature, and aeration rate using response surface methodology (RSM) through Box-Behnken design (BBD). The effect of variables was investigated on chemical oxygen demand (COD) removal and SND efficiency ( ). The analysis of variance (ANOVA) was conducted to confirm the suitability and significance of the quadratic models. Based on the results, a very high regression coefficient was achieved between the variables and the responses: COD removal and SND efficiency were R2 = 0.9788 and R2 = 0.9600, respectively indicating an excellent evaluation of experimental data by polynomial regression model. Long SRT reduced the negative effect of low temperature, but lowered COD removal and ESNDin high temperature. Further, appropriate aeration rate was vital for the SND to reach equilibrium between the nitrification and denitrification processes. The optimal conditions obtained from the models were SRT= 20 d, temperature = 19.16 °C and aeration rate= 0.1 , which results in COD removal and ESND of 92.9 and 91.3%, respectively. It was found that an alternating anaerobic/aerobic conditions with step-filling mode is an effective, economic, and environmentally-friendly strategy for the biological treatment of livestock wastewater in the moving-bed sequencing batch reactor.

    Keywords: COD removal, Intermittent aeration, Livestock wastewater, Moving-bed reactor, Simultaneous nitrification, denitrification
  • Amir Moradinejad *, Davod Davod Maghami, Mojtaba Moradi Pages 328-338
    Estimation of sediment load in rivers is one of the most important and applicable issues in studies and design of river and water engineering projects. Therefore, identification and suggestion of suitable methods for estimating suspended sediment load should be done based on relevant research. These methods include artificial neural network models, neurophysics, sedimentation rate curve as well as multivariate regression model. In this study, the efficiency of these methods was investigated in predicting discharge rate of suspended sediments of Gharachai River watershed. Daily time series data of measured flow discharge and sedimentation of bridge station of Gharachai River were used. The statistical period used in this model was two years (2016-2017). Independent variables used to enter the network include runoff and suspended load at the Gharachai River Doab Bridge station. The dependent variable, which is the network output, was the suspended load. After modeling with each compound and calculating RMSE and R2 values, the best combination was selected. The results showed that the neurophasic method based on discharge and sediment inputs and artificial neural network models based on discharge inputs were more accurate than multivariate regression and sedimentation rate curve. For values ​​higher the long-run mean of the statistical series, the values ​​simulated by the ANN model and for values less the mean and annual sediment load were also closer to the observed values. While for maximum values, no significant difference was found between ANN models, neurophysics, and linear regression.
    Keywords: Artificial Neural Network, Doab Bridge, Neuro-Fuzzy, Sediment rating curve, Suspended sediments
  • Farshid Amirsalari Meymani *, Hanif Kazerooni, Hamed Hasanloo, Ramyar Ali Ramaee Pages 351-358
    Analysis of existing drought management policies in some countries, including Iran, indicates that decision-makers mainly react to drought episodes through a crisis-management approach, instead of developing a comprehensive and long-term policies. One of the comprehensive programs is the drought risk management model in the member state of the European Union (EU), which is based on the EU Water Framework Directive (WFD). In the present study, the above-mentioned document along with the experiences of different countries faced with the drought crisis was analyzed in order to prepare a drought management plan for the country. This study is an applied research, which was performed through library studies based on scientific and international resources. The results showed that in the process of drought management, creation of organizational capacity is the main factor to evaluate drought and its various effects on the community. This can only be achieved through the establishment of a Drought Independent Committee. On the other hand, drought management should be seen as a risk management process that emphasizes permanent monitoring of resources and observes climate change in the monitored area, rather than the onest of disaster as a crisis management. Drought management has been accepted by the international community in terms of risk management instead of crisis management. The proposed plan presented in this study is based on active drought management (risk management) that provides appropriate plans and preparedness for drought response, by offering long-term planning and forecasting.
    Keywords: Crisis, Drought, Experiences, Management, risk