فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسنعلی مطیعی*، محمد محمد رضایی، علی الله بداشتی صفحات 1-22

    تاویل از جمله مهم ترین واژه هایی است که شیعه و معتزله از ابتدا تاکنون، برای فهم آیات الهی به آن توجه کرده اند. اهل حدیث، همواره به تاویل نگاهی منفی داشته اند و گاهی آن را بدعت پنداشته اند و مفسران آنها از تاویل اجتناب کرده اند و دور بودن از آن را درست دانسته اند. در عصر کنونی ابوزید از متفکران معتزلی، راهکار فهم درست قرآن را تاویل می داند؛ وی بر این اعتقاد است که با تاویل می توان امروز با قرآن ارتباط برقرار کرد و زندگی قرآنی داشت و در جهان امروز به قرآن حیات مجددی داد. در این نوشته با روش توصیفی - تطبیقی دیدگاه ابوزید درباره تاویل را بر اساس نظر علامه گزارش و نقد می کنیم. نتایج نشان داد آنچه او تاویل می خواند، با آنچه طباطبایی تاویل می داند به لحاظ معنا و مفهوم اختلاف شگرفی دارد. طباطبایی «تاویل» را تلاشی برای دستیابی به معارف عمیق قرآن می داند که الفاظ را یارای بیان آن نیست؛ ولی ابوزید تاویل را عصری کردن فهم قرآن می داند. البته شاید بتوان وجه جمعی برای آن دو پیدا کرد و آن اینکه با فهم عمیق قرآن، می توان مسائل امروز و فردای بشر را حل کرد.

    کلیدواژگان: تاویل، علامه طباطبایی، محکم، متشابه، نصر حامد ابوزید
  • اکبر فلاح نژاد*، سید عبدالرحیم حسینی، علی محمد فلاح زاده صفحات 23-48
    نظریه حق طبیعی، به مثابه قاعده ای حاکم در حوزه فلسفه حقوق و زیربنای مقررات و اعتبارات عقلایی و قانونی، مورد توجه فیلسوفان مسلمان است، در این میان فارابی نخستین متفکری بود که در این زمینه از یک سو با توجه به مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی و از دیگر سو با در نظر گرفتن رابطه و نسبت حقوق اعتباری با جهان تکوین نظریه پردازی کرده و با تاکید مبانی فلسفه مدنی و انسان شناسی به تحلیل و تبیین پایه ای ترین امتیازات بشر در زندگی فردی و مدنی پرداخته است که امروزه به عنوان زیرساخت های دیگر حقوق عمومی و اجتماعی به شمار می آیند، نگاه وی به این مهم از روزنه مطالعه در زوایا و ساحت های مختلف مدینه فاضله صورت می پذیرد که بدون در نظر گرفتن حقوق و عدالت بنیادین منظومه معرفتی این نوع مدینه ناتمام است.و برای تحقق این مهم سزاوار است مبانی تکوینی، تعلقات و وابستگی های حق به عرصه ها و زمینه های مختلف را ملاحظه کرد و در راستای دستیابی به ساختار نظریه فارابی از حق و نیز رابطه آن با عالم تکوین و طبیعت، بررسی درباره مفهوم حق طبیعی، جایگاه عدالت بنیادین، نسبیت برخی حقوق و منطق شناخت حق از باطل ضروری است.
    کلیدواژگان: اعتبار، حق طبیعی، فطرت، عدالت، قانون
  • احمد آکوچکیان، مرضیه فرجیان شوشتری* صفحات 49-71
    پس از عصر بعثت و حضور معصومین و در عصر تفکر اجتهادی، در عرصه قرآن پژوهی و نظام جامع تفسیر، همچنان الگوی پژوهش تفسیری و سازوکار ترکیبی دو الگوی ترتیبی و تنزیلی و برآیندیابی در رویکرد تفسیر موضوعی، سامانی بایسته در عرصه اندیشه پردازی پیشرفت و نظام مدیریت راهبردی نیافته و نظام تنزیلی قرآن کریم به مثابه الگوی مرجع و معیار آینده نگاری راهبردی پیشرفت، دیده نشده است. از منظر روش شناسی پردازش اندیشه و مدیریت راهبردی تغییر، ماهیت و نقش نظام تنزیلی در پردازش مدل عملیاتی الگوی دین شناخت رشد توسعه ای و در نظام آینده نگار راهبردی جامعه و تمدن هدف چیست؟ در پژوهش حاضر با بازتحلیل ادبیات آینده نگاری راهبردی و سازوکارهای الگوی پیشرفت و با اشاره به جایگاه الگوی دین شناخت پیشرفت، دریافتیم که نظام تنزیلی، منطق مبنا و حاکم بسط زمان مند مدل مفهومی الگوی رشد و نظام و سازوکار (فرایند و روش) مرجع الگوپردازی آینده نگار راهبردی است که در ذیل الگوی کلان راهبری تحول برای گذار به انسان، جامعه و تمدن آرمانی همواره تازه شونده، در جامعه هدف جریان می یابد.
    کلیدواژگان: آینده نگاری راهبردی تحول، الگوی پیشرفت، نظام تنزیلی قرآن، الگوی راهبری تحول، روش شناسی تفسیر
  • فریده لازمی*، سید مصطفی شهرآیینی صفحات 73-93
    با نگاهی به اخلاق شناسی در فلسفه جدید، شاهد دو دیدگاه استقلال گرایی اخلاق نسبت به دین و تحویل گرایی اخلاق نسبت به دین در طیف های مختلف آن هستیم. بلندپروازی هیوم برای تثبیت علم اخلاق، در جدال بین جاه طلبی های طبیعت گرایانه و داوری های شکاکانه وی، اخلاق را نه تنها مستقل از دین نشان می دهد، بلکه دین را مخرب اخلاق نیز معرفی می کند. در این مقاله، با توجه به دیدگاه های متعدد موجود در باب نسبت دین و اخلاق در فلسفه هیوم، در پی یافتن موضع شفاف و منسجمی بر اساس آثار اصلی خود هیوم، مدافعان و منتقدان او خواهیم بود. یافته های ما، با تکیه بر دیدگاه معتدل هیوم درباب اخلاق عقل گرایانه و خداباوری نهان وی، حاکی از آن است که اخلاق در نظام فکری و فلسفی هیوم، در نهایت چیزی مستقل از دین و خدا نیست. به عبارت بهتر، هیوم کل دین را به ترکیب اخلاق و فلسفه فرومی کاهد و از جنبه های اخلاقی و عقلانی دین دفاع می کند و وجود سایر جنبه ها و ابعاد را زائد می داند. براساس شواهد نشان داده شده در این مقاله، بهتر آن است که هیوم را در ردیف قائلان به دیدگاه تحویل گرایی اخلاق به دین، آن هم در مرتبه و طیف خاصی از آن قرار دهیم.
    کلیدواژگان: اخلاق، اخلاق عقل گرایانه، خداباوری ظریف نهان، دین، هیوم
  • زینب سادات موسوی*، نرگس نظرنژاد صفحات 95-113
    ریچارد داوکینز، یکی از ملحدان عصر حاضر و بسیار متاثر از داروینیسم است و به عنوان زیست شناس تکاملی با رویکرد طبیعت گرایانه خویش سعی در تبیین تمامی پیچیدگی های جهان دارد و همچنین با استفاده از اخلاق تکاملی، پیوند میان دین و اخلاق را انکار می کند ودر نهایت در تلاش است که فرضیه خداوند را به عنوان طراح و ذهن کیهانی کنار گذارد. اما نکته شایان توجه این است که با وجود وارد آمدن نقدهای جدی بر نظریه تکامل داروین، این نظریه همچنان اهمیت زیادی دارد و به نظر می رسد تعارض های بسیاری را میان باورهای دینی و علم موجب شده است. در نظر بسیاری از افراد، معارضه ای که متوجه دین است، ناشی از تعارض میان محتوای علم و دین نیست، بلکه از مسلم انگاشتن این فرض است که روش های علمی، تنها راه رسیدن به شناخت و کشف واقعیت هستند. در پژوهش حاضر برآنیم که با بررسی نقادانه برخی رویکردهای طبیعت گرایانه داوکینز از منظر آلوین پلنتینگا و دیگران، از این نتیجه دفاع کنیم که می توان با تفسیر درست از نظریه های مطرح در علوم تجربی و توجه به مسائل روش شناختی در حوزه های علمی، میان علم و دین توافقی حقیقی یافت و در نهایت روش های علمی برای شناخت جهان را به عنوان شیوه های تدبیر و فاعلیت الهی برشمرد.
    کلیدواژگان: اخلاق تکاملی، داوکینز، داروینیسم، ذهن کیهانی، طبیعت گرایی
  • سیدشهاب الدین حسینی* صفحات 115-136
    یکی از اموری که خاستگاه الحاد در جهان غرب شده و از دغدغه های ادیان و مکاتب فلسفی بوده، پاسخ به پرسش شر است. اصلی ترین پرسش این است که آیا شرور در مکتب فلسفی حکیم سبزواری و مکتب عرفانی مولوی امری وجودی است یا عدمی؟ اگر امری وجودی است، با خیر محض بودن خداوند و با قدرت و علم الهی حتی با مسئله سنخیت بین علت و معلول چگونه سازگار است؟ حکیم سبزواری، شرور را امر عدمی، ولی مولوی شرور را امر وجودی و عینی (objective) می داند و برای تبیین دیدگاه خود، ابتدا شرور را نسبی می داند نه مطلق، و وجود موجود، به خدا نسبت داده می شود و شرور با واسطه به خدا منتسب هستند، زیرا لازمه محدودیت و ماده است، چون موجود وقتی تنزل کند، وجود تنزل یافته، محدودیت دارد و محدودیت و مادیت این تصادم ها را دارد و گریزی از آن نیست، آنگاه از توصیف به تجویز می پردازد و پذیرش رنج ها را برای تکامل آدمی لازم می داند، نگارنده ابتدا دیدگاه این دو حکیم و عارف را تبیین کرده و به مقایسه و بررسی دیدگاه ها پرداخته است و در نهایت نگاه عرفانی مولوی را واقع بینانه تر و به سلامت روان نزدیک می داند.
    کلیدواژگان: حکیم سبزواری، شر، شر عدمی، مولوی، وجودی بودن شر
  • مسعود فیاضی* صفحات 137-162
    یکی از ادعاهای اصلی هرمنوتیک فلسفی گادامر، نسبی گرا نبودن آن است. اما این هرمنوتیک در سه ساحت به نسبی گرایی دچار خواهد بود. اولین ساحت، مربوط به حقیقت و واقعیت بوده که به دلیل تعریف پدیدارشناختی گادامر از حقیقت، این هرمنوتیک گرفتار نسبی گرایی در واقعیت است. دومین و سومین ساحت، به معنا و فهم مربوطند که به این ترتیب هرمنوتیک فلسفی او گرفتار نسبی گرایی معناشناختی و نسبی گرایی فهم شناختی هم هست. گادامر تلاش کرده است که با مبنا قرار دادن سنت و زبان که به هم مربوطند، بر اساس مبنای عمومیت گرایی، از نسبیت تخلص یابد، ولی با شرایطی که برای زبان و سنت برشمرده و آنها را متغیر دانسته است و تاثیر آن بر افق هر مفسر را نیز متفاوت می داند، در عمل نتوانسته است مبنای مناسبی برای مطلق گرا شدن هرمنوتیک خود فراهم کند.
    کلیدواژگان: گادامر، نسبی گرایی، نسبی گرایی فهم شناختی، نسبی گرایی معناشناختی، هرمنوتیک فلسفی
  • حسین صابری ورزنه*، اصغر زارع کهنمویی صفحات 163-187
    اسپینوزا فیلسوف عقلگرای سده هفدهم، قائل است که فلسفه و علم باید در جهت کمال انسان به کار گرفته شوند. از این جهت، هم خود را صرف تدوین نظامی فکری می کند که غایت آن را سعادت می داند، سعادتی که مبتنی بر زیست فضیلت مندانه است. با توجه به این نظرگاه، در این مقاله در پی فهم حقیقت فضیلت و مبانی متافیزیکی و انسان شناختی آن در اندیشه اسپینوزا هستیم. این تحقیق مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی است و رویکرد فلسفی را در تبیین مسئله مورد نظر به کار می گیرد. به اختصار می توان گفت که اسپینوزا فهم خود از فضیلت را بر مبنای دیدگاه وحدت جوهر، این همانی جوهر/ خدا و قدرت نامتناهی، سنخیت علی و معلولی، طبیعت گرایی، توازی ذهن و بدن و عقلگرایی قرار می دهد و با تلفیق وجوهی از فلسفه های اخلاق افلاطونی، ارسطویی، لذت گرا، فایده باور، رواقی و هابزی، در نهایت، فضیلت اعلی را معادل قدرت، فعالیت و عقلانیت می داند و شناخت عقلی خداوند و عشق عقلانی به او را، در اعلی مرتبه آن قرار می دهد. بر اساس چنین شناختی است که انسان از نظر عاطفی نیز بر انفعالات خویش فائق می آید و به ثبات می رسد.
    کلیدواژگان: اسپینوزا، انسان، فضیلت، قدرت، کوناتوس
|
  • Hasan Ali Motiee *, Mohammad Mohammad Rezaei, Ali Allahbedashti Pages 1-22

    Ta’wil (esoteric interpretation) is one of the main concepts taken into consideration for long by the Shī‘a and Mu‘tazila for the understanding of the divine verses. The Traditionists have always had a negative view to esoteric interpretation and their exegetes have avoided this concept and have taken this avoidance to be the correct practice. In the modern times, Abu Zayd – a Mu‘tazila thinker – deems esoteric interpretation as the true understanding of the Qur’ān. He believes that today we can connect with the Qur’ān and have a qur’ānic life through esoteric interpretation. He also believes that this type of interpretation revives the Qur’ān in the modern time. The article at hand uses a descriptive-comparative method to report and criticize the viewpoint of Abu Zayd toward esoteric interpretation based on the viewpoints of Allama Tabataba’i. The findings reveal that what he labels as esoteric interpretation is semantically and conceptually different from what Allama Tabataba’i calls esoteric interpretation. Allama Tabataba’i takes esoteric interpretation an effort to attain the profound knowledge of the Qur’ān which cannot be expressed merely by the words, while Abu Zayd considers esoteric interpretation as era-bound understanding of the Qur’ān. Of course, there might be a common point between the two stances: the deep understanding of the Qur’ān can help solve the present-day and future problems of the human.

    Keywords: ta’wil, Allama Tabataba’i, Nasr Hamid Abu Zayd, Muhkam, mutashabih
  • Akbar Fallah Nejad *, Seyed Abdolrahim Hoseini, Ali Mohammad Fallahzade Pages 23-48
    The theory of natural law has been considered by the Muslim philosophers as the dominant principle in the philosophy of law and the basis of the intellectual and legal rules and conventions. Among these philosophers, Farabi is the first thinker who has theorized in this regard on the one hand based on the epistemological and ontological principles, and on the other hand, through the consideration of the relationship between the arbitrary rights and the existential world. Emphasizing the principles of civil philosophy and anthropology, he has analyzed and explained the most fundamental privileges of the human in his individual and social life, which are currently regarded as the cornerstones of other public and social rights. His view to this issue is formed through the analysis of the various aspects and domains of utopia. For him, this utopia is incomplete if the fundamental rights and justice of this epistemic system are not taken into account. In order to fulfill this, it is necessary to observe the existential principles and the attachments of the right to various domains and contexts. Moreover, in order to achieve the structure of Farabi’s theory about the right and its relationship with the existential and natural world, it is necessary to examine the concept of natural right, the position of fundamental justice, the relativity of some rights, and the logic used to discern the right from the wrong.
    Keywords: natural right, inward, Justice, law, credibility
  • Ahmad Akoochekian, Marzieh Farajian * Pages 49-71
    After the era of the Prophet and the presence of the Infallible Imams (a) and in the era of deductive thinking, in the field of Qur'anic studies and the comprehensive system of exegesis, the Quranic research model, the combined method of sequential and revealed models, the thematic interpretation based on them in conceptualizing progress, and the strategic management system have not been properly organized, and the revealed system of the Qur'an as a reference model and criterion for strategic futurology of development has not been considered properly. What is the nature and role of the revealed system in processing the operational model of religion-based model of developmental progress in the strategic futurologist system of the target society and civilization from the perspective of thought processing methodology and strategic management of change? Re-analyzing the literature of strategic futurology and the mechanisms of development model and via pointing to the significance of the religion-based model of development, the present study seeks to prove that the revealed system is the basic rationale behind the time-based expansion of the conceptual model of the development model and the system (process and method) of strategic futurologist modeling reference that can be employed under the general model of evolution leadership for the ever-changing ideal human, society and civilization in the target society.
    Keywords: development model, Revealed system of the Qur’ān, Evolution leadership model, Interpretation methodology, Strategic futurology of evolution
  • Farideh Lazemi *, Seyyed Mostafa Shahraeini Pages 73-93
    In the ethical view of modern philosophy, there can be seen two aspects of morality; religion-free morality and religion-sensitive morality. Despite the disagreement between his naturalist ambitions and his extreme skeptical principles, Hume’s aspiration to stabilize moral science tends to show that morality is not only independent of religion, but also is destructed by it. The main objective of this paper is to unmask the relationship between religion and morality based on the works of Hume, his critics, and his supporters. The findings of this paper, based on Hume's moderate view of commonsense morality and his undercover belief in God, indicate that morality for Hume is not ultimately independent of religion and God. In other words, Hume reduces the whole religion to a combination of morality and philosophy, defends the morality and rational aspects of religion, and deems other aspects and dimensions as unnecessary. Finally, according to the evidences used in this article, it is better to put Hume in a specific rank of the religion-sensitive moral philosophers.
    Keywords: Common-sense morality, Delicate undercover belief in God, Morality, Religion, David Hume
  • Zeinab Sadat Mousavi *, Narges Nazarnejad Pages 95-113
    Richard Dawkins is one of the contemporary atheists greatly affected by Darwinism. As an evolutionary biologist, he has tried to justify all the complex phenomena of the world through his Naturalistic approach. He denies the relationship between ethics and religion following evolutionary ethics and strives to overrule the hypothesis of God as the Designer and Cosmic Mind. But the important thing is that despite the serious criticisms of Darwin's theory of evolution, it still holds great significance and appears to have caused many conflicts between religious beliefs and science. To many, the conflict with religion is not due to the conflict between the content of science and religion but to the assumption that scientific methods are the only way to know and discover reality. In the present research, we intend to defend this stance – through a critical investigation of some of Dawkins’ Naturalistic approaches from the viewpoint of Alvin Plantinga and others – that a true agreement between science and religion can be found via a true interpretation of experimental science theories and attention to methodological issues in science, and finally can use the scientific methods for recognizing the world as ways of divine management and action.
    Keywords: Dawkins, Darwinism, Evolutionary ethics, Naturalism, Cosmic Mind
  • Seyyed Shahaboddin Hosaini * Pages 115-136
    An issue which has turned to be the origin of atheism in the western world and one of the concerns of religions and philosophical schools is the discussion on evil. The main question is whether evil in the philosophical school of Hakim Sabziwari and the theosophical school of Rumi is an existential or non-existential matter? If it is existential, how is it compatible with the absolute goodness of God and with his power and divine knowledge – or even with the similarity of the cause and the effect? Hakim Sabziwari considers evils as non-existential but Mawlawi considers them as existential and objective. To explain his point of view, Mawalwi deems evils as relative rather than absolute, and the existence of a being is attributed to God. Therefore, evils are said to be attributed to God indirectly because matter is what inflicts limitation on the being. The reason for this is that when a being is degraded, it suffers from limitation, and the problems that ensue are the inevitable results of limitation and materialness. Then, Mawlawi moves from description to prescription and asserts that the acceptance of pains is necessary for the human perfection. The author has first explained the viewpoint of these two wise and mystic philosophers and then has compared and examined the two viewpoints. Finally, he has found that Rumi's mystical stance is more realistic and is closer to mental health.
    Keywords: evil, Hakim Hakim Sabziwari, Mawlawi, Non-existential evil, Existential evil
  • Masoud Fayyazi * Pages 137-162
    One of the main claims of Gadamer’s hermeneutic philosophy is that it is not relativistic. But it seems that this hermeneutics is afflicted by relativism in three respects. The first is the truth and reality where this hermeneutics suffers from relativism associated with reality due to Gadamer's phenomenological definition of the truth. The second and third areas are related to meaning and understanding, where his hermeneutic philosophy suffers from semantic and conceptual relativism, respectively. Gadamer has tried to use a universal basis formed through interrelating tradition and language to get rid of relativism and thereby consolidate the basis of absolutism in his own hermeneutics. But the conditions he has envisaged for language and tradition as changing phenomena and their effect on the idiosyncratic horizons of every interpreter have practically rendered null his efforts to provide a basis for the absolutization of his hermeneutics.
    Keywords: Gadamer, Philosophical Hermeneutics, Relativism, Semantic relativism, Conceptual relativism
  • Hossein Saberi Varzaneh *, Asghar Zare‘ Kahnamuyi Pages 163-187
    Spinoza, the rationalist philosopher of the 17th century, believed that philosophy and science must be used to attain human perfection. As a result, he focused on making an intellectual system the ultimate goal of which for him was bliss, one which was based on the virtuous life. In this article, we try to understand the reality of virtue and its metaphysical and anthropological foundations in Spinoza’s philosophy. This study is based on the descriptive-analytical method and uses the philosophical approach for the specification of the question at hand. In brief, the study shows that Spinoza’s understanding of virtue is based on the unity of substance, the identity of substance/God and infinite power, the similarity between cause and effect, naturalism, parallelism of mind and body, and rationalism. He synthesizes some aspects of platonic, Aristotelian, hedonistic, utilitarian, stoic, and Hobbesian views and identifies true virtue with power (conatus), activity and rationality. He puts the rational knowledge about God and rational love to Him at the core of his theory. It is on the basis of this understanding that the human being can overcome his emotional passions and achieve stability.
    Keywords: Spinoza, Virtue, power, Human, Conatus