فهرست مطالب

  • پیاپی 18 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/23
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اثربخشی آموزش مهارت های عصب روان شناختی بر بریل نویسی و بریل خوانی (مطالعه ی موردی: دانش-آموزان با نقص بینایی دوره ابتدایی شهر یاسوج)
    فاطمه نجفی، سالار فرامرزی*، مختار ملک پور صفحات 9-26
    مقدمه

    در پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت های عصب روان شناختی بر بریل نویسی و بریل خوانی دانش-آموزان با نقص بینایی دوره ابتدایی مدرسه شقایق شهر یاسوج مورد بررسی قرار گرفت.

    روش

    طرح پژوهش نیمه-آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان با نقص بینایی پایه اول تا ششم ابتدایی است. نمونه پژوهش نیز شامل 24 نفر دانش آموز با نقص بینایی (12 نفر مورد آموزش عصب روان شناختی قرار گرفتند و 12 نفر دانش آموز که هیچ مداخله ای روی آن ها صورت نگرفت) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش آموزش مداخلات عصب روان شناختی و آزمون محقق ساخته بریل نویسی و بریل خوانی بود. داده ها با نرم افزار SPSS21و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. 

    یافته ها:

    نتایج نشان داد نمرات مولفه های سرعت نوشتن، سرعت خواندن، درک خواندن و درست خوانی دانش آموزان نابینایی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آن هایی که در گروه کنترل جایگزین شده بودند افزایش معناداری دارد (001/0 ≥ P). اما نمرات مولفه ی نادرست نویسی دانش آموزان نابینایی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آن هایی که در گروه کنترل جایگزین شده بودند کاهش معناداری دارد (001/0 ≥ P). 

    نتیجه گیری:

     آموزش مهارت های عصب روان شناختی می تواند رویکردی موثر در بریل نویسی و بریل خوانی باشد.

    کلیدواژگان: عصب روانشناختی، بریل نویسی، بریل خوانی، نقص بینایی، دانش آموزان
  • سمیرا حسن زاده پشنگ*، احمد علیپور، حسین زارع، مهدی شریف الحسینی صفحات 27-42
    مقدمه

    این پژوهش با هدف برسی اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی صورت گرفته است

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایشی با حجم نمونه 20بیمار دچار سکته مغزی نوع ایسکمیک به شیوه تصادفی انتخاب شدند و سپس     به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ارزیابی شناختی بیماران شامل ارزیابی قبل از مداخله ، بلافاصله پس از مداخله و پنج هفته بعد از مداخله با استفاده از آزمون حافظه روزمره (1983) انجام گرفت. گروه آزمایش جلسات توان بخشی شناختی را به مدت هشت هفته یک ساعته دریافت کردند ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها بااستفاده از روش واریانس با اندازه گیری مکررتحلیل شدند. 

    یافته ها:

    نتایج پژوهش نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی بر بهبود عملکرد حافظه روزمره  بیماران مبتلا به سکته مغزی درگروه آزمایش تاثیر مثبت داشته است. این نتایج در مرحله پیگیری که 6 هفته پس از مداخله شناختی بود نیز بدست آمد(05/0 p£) .

    نتیجه گیری:

    این مطالعه شواهدی برای اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی بر عملکرد  حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی نوع ایسکمیک فراهم کرده است. توان بخشی شناختی می تواند اختلالات حافظه را در این دسته از بیماران بهبود بخشد و اثر مثبت بر عملکرد حافظه بیماران بگذارد.

    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی، حافظه روزمره، بیماران مبتلا به سکته مغزی
  • هیجانات اجتماعی و شناخت: تاثیر هیجانات شرم و گناه بر حلقه واج شناختی و لوح دیداری فضایی حافظه کاری
    مجید صفاری نیا، فاطمه بزاز منصف، راهب جعفری* صفحات 43-56
    مقدمه

    ارتباط بین شناخت و هیجان همواره برای محققان جالب و مورد توجه بوده است. علیرغم اینکه هریک حوزه ای جداگانه محسوب می شوند؛ ولی با یکدیگر در تعامل اند. هدف پژوهش حاضر تاثیرهیجانات شرم و گناه بر حلقه واج شناختی و لوح دیداری فضایی حافظه کاری بود.

    روش

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 60 نفر با دامنه سنی بین 20- 26 سال به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه و بر اساس ملاک های ورود و خروج در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از آزمون وکسلر بزرگسالان (آزمون فراخنای ارقام) و بلوک های کرسی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام گرفت. 

    یافته ها:

    نتایج پژوهش نشان داد که بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون، هیجانات شرم و گناه به طور معناداری حلقه واج شناختی و لوح دیداری- فضایی حافظه کاری را تحت تاثیر قرار می دهد.

    نتیجه گیری:

    هیجانات حلقه واج شناختی و لوح دیداری- فضایی حافظه کاری را تحت تاثیر قرار می دهد و قرار گرفتن در معرض هیجانات منفی در حافظه کاری افراد تداخل ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: حافظه کاری، هیجانات اجتماعی، شناخت
  • لادن واقف، حسن بافنده قراملکی*، فاطمه سلطانی مارگانی صفحات 57-74
    مقدمه

    اختلال در کارکردهای شناختی از علائم رایج درافراد افسرده به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغزtDCS)) بر تصمیم گیری پرخطر و زمان واکنش در افراد مبتلا به  افسردگی صورت گرفته است.

    روش

    30 نفر از دانشجویان دارای اختلال افسردگی  که درسال 97 به مرکز مشاوره دانشگاه شهید مدنی آذربایجان مراجعه کرده بودند انتخاب شدند، به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند. گروه آزمایش در ناحیه DLPFC چپ، به مدت دو هفته ، هر هفته 5 روز و هرجلسه به مدت 20 دقیقه تحریک آندی tDCS دریافت نمودند. قبل ازشروع و در پایان دوره تحریک الکتریکی، تصمیم گیری پرخطر و زمان واکنش شرکت کنندگان به ترتیب توسط آزمون خطرپذیری بادکنکی بارت ، دستگاه زمان سنج واکنش مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس تحلیل گردیدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که زمان واکنش به طور معنی داری درگروه آزمایش سریع تر از گروه کنترل بود (05/0 >p).علاوه بر این، در آزمایش بارت نیز میانگین تعداد پمپ های تنظیم شده (AMP) در گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بود (05/0 >p).

    نتیجه گیری:

    براساس یافته های حاضر، تحریک آندی tDCS  موجب کاهش زمان واکنش و کاهش رفتارهای خطرساز گردید.  بنابراین تحریک الکتریکی فراجمجمه ای می تواند به عنوان یک روش غیردارویی و بی خطر برای ارتقاءکارکردهای شناختی افراد مبتلا به افسردگی مورد استفاده قرارگیرد.

    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS)، تصمیم گیری پرخطر، زمان واکنش، افسردگی
  • غلامرضا چلبیانلو*، زهرا کشتگر، فروغ فرخزاد صفحات 75-92
    مقدمه
    اختلال افسردگی اساسی یک اختلال شایع روانپزشکی است که یکی از مشخصه های اصلی آن مشکل در پردازش هیجانی است.شواهد پژوهشی نشان دهنده نقش مولفه های فعالیت الکتریکی قشری مغز در فرایند پردازش هیجانی در اختلال افسردگی است. برهمین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش هم توانی قشری در پیش بینی پردازش هیجانی است.
    روش
    تعداد 60 نفر بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی براساس معیارهای DSM-5 انتخاب شدند. فعالیت الکتریکی قشری بیماران توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی 21 کاناله ثبت شده و با استفاده از نرم افزار نوروگاید، شاخص هم توانی باندهای مختلف برای مناطق قدامی، مرکزی و خلفی در دو نیمکره محاسبه گردید. پردازش هیجانی نیز توسط تکلیف تشخیص چهره های هیجانی ویلیامز و همکاران (2008) مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل رگرسیون نشان داد که هم توانی باندهای آلفا قدامی و بتا مرکزی در نیمکره چپ و آلفا قدامی و بتا خلفی در نیمکره راست پردازش هیجانی مثبت را پیش بینی کردند. همچنین، هم توانی باندهای تتا و آلفای قدامی در نیمکره چپ به صورت مثبت و بتا مرکزی چپ و بتا خلفی راست به صورت منفی پردازش هیجانی منفی را پیش بینی نمودند.
    نتیجه گیری
    هم توانی باندهای تتا ، الفا و بتا در نواحی قدامی و خلفی نقش بارزی در پیش بینی پردازش هیجانی در بیماران مبتلا به افسردگی دارند. این یافته ها نشان می دهند که نواحی قدامی ، نوع هیجان و نواحی خلفی، شدت برانگیختگی را تعیین می کنند.
    کلیدواژگان: هم توانی قشری، پردازش هیجانی، افسردگی اساسی
  • محمد اورکی*، مریم زمانی صفحات 93-108
    مقدمه

    با توجه به مشکلات افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه در درک هیجانات و اهمیت این امر در کیفیت روابط اجتماعی پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر درمان نوروفیدبک بر بهبود تشخیص هیجانات چشم انجام شد.

    روش

    به این منظور 24 فرد بزرگسال که شامل 12 مرد و 12 زن بودند در رده سنی 19 تا 35 سال انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. این افراد با آزمون سنجش بیش فعالی بزرگسالان و مصاحبه ارزیابی و به شرط عدم وجود نشانه های دیگر اختلالات روانی که با آزمون SCL-90 سنجیده می شود وارد پژوهش شدند. از همه افراد ثبت الکتروآنسفالوگرافی به عمل آمد و همگی به آزمون تشخیص هیجانات چشم پاسخ دادند. گروه آزمایشی در 15 جلسه درمان نوروفیدبک نیز شرکت کردند و سپس هر دو گروه مجدد مورد ارزیابی قرار گرفتند. 

    یافته ها: 

    یافته ها نشان داد که افراد گروه آزمایش بعد از جلسات نوروفیدبک عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند و تفاوت میان آن ها معنی دار بود. 

    نتیجه گیری:

    با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت عملکرد افراد در تشخیص هیجانات محدود به نورون های آینه ای کلاسیک نبوده و پردازش های هیجانی در مناطقی فراتر از آنچه تحت عنوان نورون های آینه ای شناخته می شود صورت می پذیرد.

    کلیدواژگان: نورون های آینه ای، تشخیص هیجانات چشم، بیش فعالی، نوروفیدبک
  • سمیه زارع نژاد، سکینه سلطانی کوهبنانی*، حسین کارشکی صفحات 109-130
    مقدمه

    نارساخوانی به عنوان شایع ترین اختلال یادگیری یکی از حوزه های متاثر از ضعف در کارکردهای اجرایی کودکان به شمار می آید و یافتن راه های بهبود کارکردهای اجرایی می تواند از بروز و پیدایش یک چرخه منفی ناکامی جلوگیری و به موفقیت تحصیلی دانش آموزان بینجامد لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه کاری و بازداری پاسخ دانش آموزان نارساخوان است.

    روش

    پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده و جامعه آماری آن شامل همه دانش آموزان دختر پایه های چهارم و پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1398-1397 شهر مشهد با تشخیص اختلال نارساخوانی بوده که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون سیستم کارکرد اجرایی دلیس- کاپلان (D-KEFS)، آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1387)، استفاده شد. آزمودنی ها در 8 جلسه یک ساعته به صورت هفته ای  یک بارطی دو ماه تحت برنامه آموزشی قرار گرفتند ولی در گروه کنترل هیچ مداخله ای انجام نشد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد.

    یافته ها

    افراد گروه آزمایش بعد از شرکت در جلسات آموزش خودتنظیمی، در پس آزمون عملکرد بهتری داشته و نمراتشان به طور معناداری نسبت به گروه گواه افزایش یافت.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی می تواند رویکرد درمانی موثری برای بهبود حافظه کاری و بازداری پاسخ دانش آموزان نارساخوان باشد.

    کلیدواژگان: راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، حافظه کاری، بازداری پاسخ، نارساخوان
  • امیر دانا*، امیر شمس صفحات 131-140
    مقدمه

    اختلال نقص توجه و بیش فعالی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات رشدی-عصب شناختی در کودکان است. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر مداخلات شناختی مغز بر کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی است.

    روش

    روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه تجربی و از لحاظ هدف کاربردی است که با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 30 کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی در این تحقیق شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون توجه انتخابی بوسله آزمون اثراستروپ در دوره بی پاسخی روان شناختی به عمل آمد.سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه یک ساعته و در طی 4 هفته(هر هفته 3 جلسه) تحت مداخله تمرینات شناختی مغز قرار گرفت. در طی این مدت در گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. پس از پایان دوره مداخله، پس آزمون گرفته شد. داده ها با تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که مداخله شناختی مغز بر توجه انتخابی متمرکز(001/0<p) و تقسیم شده (002/0<p) تاثیر دارد.

    نتیجه گیری

    در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان کرد که ارائه مداخلات شناختی مغز می تواند موجب بهبود کارکردهای اجرایی از قبیل توجه انتخابی متمرکز و توجه انتخابی تقسیم شده در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی گردد. کلیدواژه ها: مداخلات شناختی مغز، کارکردهای اجرایی، توجه انتخابی، اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی

    کلیدواژگان: مداخلات شناختی مغز، کارکردهای اجرایی، توجه انتخابی، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی
|
  • Effectiveness of Neuropsychological Skills Training on Brail Reading and writing (Case study: Elementary Blind Students in City of Yasuj)
    Fatemeh Najafi, Salar Faramarzi *, Mokhtar Malek Poor Pages 9-26
    Aim

    In the present study, the ffectiveness of teaching neuropsychological skills on Braille writing and Braille reading of students with visual impairment in Shaghayegh elementary school of Yasuj was examined.

    Method

    The study ueses a semi-experimental design and pre-test-post-test with control group. The statistical population includes all first to the sixth grade students with visual impairment. The sample included 24 students with visual impairment (12 students recieved neuropsychological training and 12 students recieved no intervention) by available sampling method. The instrument used in this study was neuropsychological interventions and a researcher-made test of Braille writing and Braille reading. Data were analyzed using SPSS21 software and covariance analysis.

    Findings

    Results showed that the scores of experimental group students in writing speed, reading speed, reading comprehension, and accurate reading were significantly higher than those of the control group students (P ≤ 0.001). However, the scores of the experimental group students in the incorrect writing were significantly lower than those of the control group (P ≤ 0.001).

    Conclusion

    Neuropsychological skills training can be an effective approach in Braille writing and Braille reading.

    Keywords: Neuropsychological, Braille writing, Braille reading, visual impairment, students
  • Samira Hassanzadeh *, Ahmad Alipoor, Hossein Zare, Mahdi Sharif Alhoseyni Pages 27-42
    Aim

    The aim of this study was the effectiveness of cognitive rehabilitation on Improvementeveryday memory of patients with ischemic stroke.

    Method

    This study was quassi experimental one with pre-test and post- test. The sample included 20patients with ischemic stroke who were randomly selected.They hadnot significant difference in terms of the duration of the disease, the type of stroke and Neurological problems, then they Were assigned randomly into two experimental and control groups.Cognitive assessment of patients including pre-intervention, evaluation immediately after intervention and five weeks after intervention using Sunderland everyday memory Questionnaire (1983) was done.The experimental group received cognitive rehabilitation program as one-hour weekly sessions for eight weeks and the control group did not receive any intervention.Data were analyzed by Repeated Measure.

    Findings

    Results indicated that cognitive rehabilitation had a positive effect onimproving the everyday memoryfunction of patients with ischemic stroke in the experimental group(p

    Conclusion

    according to the resultthere is evidence for the effectiveness of cognitive rehabilitation program in the everyday memory in patients with stroke. Cognitive rehabilitation can improve memory disorders, and have a positive effect on memory performance in these patients.

    Keywords: cognitive rehabilitation, everyday memory. patients with stroke
  • Social Emotions and Cognition: The Influence of Shame and Guilt Emotions on the Phonological Ring and Spatial Working Memory Tablet
    Majid Safarinia, Fatemeh Bazaz Monsef, Raheb Jafari * Pages 43-56
    Introduction

    The relationship between cognition and emotion has always been interesting for researchers. Although they are separate domains, they interact with each other. The purpose of this study was to investigate the effect of shame and guilt emotions on phonological ring and visual working memory disk.

    Method

    The research design was quasi-experimental with pretest-posttest with control group. The statistical population of this study consisted of all female and man students of Shahid Madani University of Azarbaijan in the academic year of 2018-2019 were affected. Adult Wechsler test (Figures Frequency Test) and seat blocks were used for data collection. Data were analyzed using covariance analysis.

    Results

    The results showed that after adjustment for pre-test scores, shame and guilt emotions significantly affected phonological loop and visual-spatial working memory.

    Conclusion

    Emotions of the phonological ring and the visual-spatial tablet affect tablet affect working memory and interfere with negative emotions in working memory.emotions in working memory.

    Keywords: Working memory, social emotions, cognition
  • Ladan Vaghef, Hasan Bafandeh Gharamaleki *, Fatemeh Soltani Margani Pages 57-74
    Aim

    The impairment in Cognitive functions is common symptoms of Depression. The purpose of this research is investigation of the effect of transcranial direct current stimulation (tDCS) on risky Decision-Making and reaction times (RT) in patients with Depression.

    Methods

    Thirty university students with depressive symptoms who were referred to the Counseling Center of Azarbaijan Shahid Madani University were selected and randomly divided into two groups : experimental and control groups (n=15 per group). The experimental group received anodal-tDCS stimulation over the left DLPFC for two weeks, 5 days a week and each session for 20 minutes. Risky decision making and reaction time were assessed by Balloon Analogue Risk Task (BART) and reaction timer apparatus, respectively. The obtained data were analyzed using covariance analysis and paired t-test.

    Findings

    The Results showed that the reaction times of both hands and feet was significantly faster in experimental group than sham group (p <0.05). Moreover, adjusted mean number of pumps (AMP) was lower in the experimental group than in the control group, during the BART task.

    Conclusion

    according to our result, anodal tDCS stimulation reduced reaction time and decreased risk-taking behaviors.Therefore,transcranial electrical stimulation can be usedas a non-pharmacological and safe intervention to improve cognitive impairment to enhance the cognitive functions in people with depression.

    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS), Reaction Time, risky Decision-Making, Depression
  • Gholamreza Chalabianloo *, Zahra Keshtgar, Forough Farrokhzad Pages 75-92
    Aim
    Major depressive disorder is a prevalent psychiatric disorder in which an emotional processing problem is one of the main characteristics of the disorder. Research demonstrates the role of cortical electrical activity components in emotional processing in depression disorder. So the aim of the study is to determine the role of cortical coherence in predicting emotional processing in patients with major depressive disorder.
    Method
    60 patients with major depressive mood disorder selected based on DSM-5. Cortical electrical activities of patients recorded by 21 channels EEG  & coherence of different bands for anterior, central & posterior regions in two hemispheres calculated by neuro guide software. Emotion processing evaluated by Williams et al (2008) emotional faces detection task.
    Findings
    Regression analysis indicated that coherence of alpha in anterior, beta in central regions of the left hemisphere, and alpha in anterior & beta in posterior regions in right hemisphere predicted positive emotion processing. Also, Coherence of theta & alpha bands in anterior regions in the left hemisphere positively, and left central & right posterior beta bands negatively predicted negative emotion processing.
    Conclusion
    The coherence of theta, alpha & beta bands in anterior & posterior regions play a key role in predicting emotional processing in depressive patients. The results indicated that the anterior regions detect the type of emotion & posterior regions detect arousal severity.
    Keywords: cortical coherence, Emotional Processing, major depression
  • Mohammad Oraki *, Maryam Zamani Pages 93-108
    Aim

    Regarding the problems of people with ADHD and attention deficit hyperactivity disorder and its importance in the quality of social relationships, the present study was conducted to investigate the effect of neurofeedback therapy on improvement of eye emotion recognition.

    Method

    For this purpose, 24 adults including 12 males and 12 females between the ages of 19 to 25 years were selected and divided into experimental and control groups. The subjects were evaluated by an adult ADHD test and interview, and provided that no other symptoms of mental disorders were measured by the SCL-90 test. All subjects were recorded electroencephalographically and all responded to eye emotion recognition test. The experimental group also participated in 15 sessions of neurofeedback treatment and then both groups were re-evaluated.

    Results

    The results showed that the experimental group performed better than the control group after the neurofeedback sessions and the difference between them was significant.

    Conclusion

    According to the findings of this study, it can be concluded that individuals' performance in emotion recognition is not limited to classical mirror neurons and emotional processing takes place in areas beyond what is known as mirror neurons.

    Keywords: Mirror neurons, Eye emotion recognition, Hyperactivity, Neurofeedback
  • Somaye Zarenezhad, Sakineh Soltanikouhbanani *, HOSSEIN KARSHKI Pages 109-130
    Aim

    A high percentage of children with learning disabilities, the most common of which is disordered reading or dyslexia, and one of the areas affected by poor performance, finding ways to improve performance can lead to academic achievement and preventing a student from preventing failureThe purpose of this study was to determine the effect of teaching self-regulation learning strategies on memory and inhibition of dyslexic students. Metod: The design of this semi-experimental study was a trial and control group in which 30 dyslexic students of elementary school students were selected through a sampling method. The statistical population of the elementary school students was dyslexic Education in Mashhad in the academic year of 97-96. Subjects were trained in eight 90-minute sessions once a week.

    Findings

    The results of the research showed that training of self-regulation learning strategies on working memory and inhibition of dyslexic students' response was effective in collecting data.

    Conclusion

    Based on this, it can be concluded that self-regulation learning on the components of executive function can be an effective therapeutic approach for dysfunctional students.

    Keywords: self-regulation learning, Working memory, inhibition of response, dyslexia
  • Amir Dana *, Amir Shams Pages 131-140
    Aim

    Attention deficit hyperactivity disorder is one of the most common neurodevelopmental disorders in children. The aim of this study was The Effect of Brain cognitive interventions on executive functions in children with attention deficit hyperactivity disorder.

    Method

    The method of this research was semi-experimental and applied in terms of its purpose, which was done using a pre-test-post-test design with control group.30 children with attention deficit hyperactivity disorder participated in this study. At the pretest stage, Selected Attention Test was taken by Strop Effect on Psychological Refractory Period test. The participants were randomly divided into experimental and control groups of 15.The experimental group received Brain cognitive interventions for 12 sessions per hour and for 4 weeks (3 sessions per week).During this period, no intervention was performed in the control group. After the end of the intervention period, a post-test was taken. Data were analyzed by covariance analysis using SPSS_22 software.

    Results

    The results showed that Brain cognitive interventions is affected by focused Selective Attention (P <0.001) and divided (P <0.002).

    Conclusion

    In a general conclusion, it can be argued that presentation of Brain cognitive interventions could improve executive functions such as focused selective attention and divided selected attention in children with attention deficit hyperactivity disorder.

    Keywords: Brain cognitive interventions, Executive Functions, selected attention, Attention deficit hyperactivity disorder