فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صیاد درویشی*، علیرضا جزینی، رضا خداداد صفحات 1-24
    زمینه و هدف

    در میان انواع سرقت، سرقت های خرد، از جمله جرایم مالی هستند که در مقایسه با سایر سرقت ها دارای فراوانی قابل توجهی می باشند. پلیس با بهره گیری از جدیدترین شیوه های علمی سعی در اتخاذ تدابیر پیشگیرانه موثر دارد. هدف این پژوهش، شناسایی اقدامات اجرایی پلیس در پیشگیری از سرقت خرد در استان قم می باشد.

    روش شناسی: 

    تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و به روش کیفی می باشد، که داده ها از طریق انجام مصاحبه جمع آوری و به روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری شامل نخبگان پلیس می باشد که به شیوه اشباع نظری 15 نفر به عنوان نمونه تعیین گردید. برای اطمینان از روایی از نظرات اساتید و برای پایایی از روش بازآزمون، مقایسه و تکرار پذیری استفاده گردید.   

    یافته ها

    در مجموع، تعداد 25 شاخص به عنوان اقدامات اجرایی پلیس در پیشگیری از سرقت خرد شناسایی شدند که از این تعداد،12 شاخص (15/46 درصد) از اقدامات از نوع پیشگیری اجتماعی، تعداد 8 شاخص(77/30درصد)، از نوع پیشگیری انتظامی، تعداد 4 شاخص (38/15درصد)، از نوع پیشگیری وضعی و تعداد 1 شاخص (69/7 درصد)، از نوع پیشگیری کیفری می باشد.

    نتیجه گیری:

     در حوزه پیشگیری اجتماعی مواردی مانند آگاه سازی شهروندان، در پیشگیری انتظامی شناسایی مالخرها و برخورد با آنها و آموزش مناسب و روزآمد به نیروهای گشتی؛ در پیشگیری وضعی، در دسترس قرار نگرفتن اموال و نظارت بر ساخت و ساز مناسب محیط های شهری، نصب دوربین و تجهیزات پایش تصویر و بازسازی بافت های فرسوده و در پیشگیری کیفری نیز کنترل مجرمین حرفه ای و شناسنامه دار کردن آن ها و تشدید مجازات بازدارنده مورد تاکید بوده است. پلیس قم برای پیشگیری موثر از جرائم سرقت خرد، می بایست برنامه ریزی لازم را نسبت به تقویت شاخص های شناسایی شده با تمرکز بر شاخص های اجتماعی معمول دارد.

     

    کلیدواژگان: یشگیری از جرم، سرقت خرد، اقدامات اجرایی پلیس، پیشگیری وضعی، پیشگیری اجتماعی
  • یوسف محمدی مقدم* صفحات 25-46
    زمینه و هدف

    مدیریت جهادی یک فرهنگ و ایدئولوژی مبتنی بر آموزه های دینی است. مهم ترین انگیزه در راستای زندگی سالم و بازدارنده از جرائم در سطوح جامعه، عوامل درونی است. بلوغ مدیریت جهادی درون فردی سبب می شود نیروی درونی در راستای زندگی سالم فراهم شود. با توجه به اهمیت پیشگیری از جرم در سلامت جامعه، در پژوهش حاضر به ارائه چارچوب سیستم های نرم در راستای پیشگیری از جرم با رویکرد مدیریت جهادی پرداخته است.

    روش شناسی:

     پژوهش حاضر از حیث هدف، در زمره ی پژوهش های کاربردی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. در این راستا به بهره گیری از نظرات خبرگان به اجرای گام های 7 گانه سیستم های نرم پرداخته است. در رویکرد متدولوژی سیستم های نرم به خود مسئله نپرداخته بلکه به عوامل تشکیل دهنده ی مسئله می پردازد. در این پژوهش با تعیین تعاریف ریشه ای، تدوین مدل مفهومی، مقایسه دنیای واقعی با دنیای مفهومی، و تعیین راهکارها به تدوین مدیریت جهادی با رویکرد متدولوژی سیستم های نرم برای مقابله با مسائل موجود پرداخته است.

    یافته ها:

     الگوریتم 7 گانه متدولوژی سیستم های نرم برای بهره گیری از مدیریت جهادی در راستای پیشگیری از جرم حاکی از آن است که مدیریت پیشگیری از جرم در جامعه با تعامل مردم، پلیس و سازمان های متولی با تاکید بر نهادینه کردن فرهنگ آموزش در میان اقشار مختلف، از بین بردن فرصت های ارتکاب جرم و بالابردن هزینه جرم در محیط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و قضایی از طریق ایفای نقش نیروی انتظامی و سازمان های مکلف در قانون و غلبه بر محدودیت ها امکان پذیر است.

    نتیجه گیری: 

    بهره گیری از متدلوژی سیستم های نرم سبب ارائه چارچوبی جامع در راستای مدیریت پیشگیری از جرم بارویکرد جهادی در نیروی انتظامی گردید به طوریکه مفهوم جهان بینی، مشتریان، فرایندها، مالکان و محدودیت های مشخص گردیده شد.

    کلیدواژگان: پلیس، مدیریت جهادی، پیشگیری از جرم، سیستم های نرم
  • محمد جوانمرد*، طاها عشایری، حمید هاشمی صفحات 47-68
    زمینه و هدف

    نزاع در جوامع در حال توسعه و گذر از سنتی به مدرن به دلیل جابجایی ارزش های اجتماعی و کاهش تقید به هنجارهای موجود مشاهده می شود. استان اردبیل، در طی سال های گذشته، نزاع زیادی را تجربه کرده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، تبیین شکل گیری نزاع و درگیری دسته جمعی در استان اردبیل است.

    روش

    پژوهش حاضر از نظر روش اجرا، از نوع فراتحلیل است. فراتحلیل روشی کمی در مطالعات پیمایشی برای دست یابی به یک اندازه اثر معین از طریق آزمون کوهن است. جامعه آماری پژوهش شامل 19 مطالعه پژوهشی معتبر (مقالات، رساله ها و پایان نامه ها) است که 13 نمونه بعد از ارزیابی اعتبار و روایی انتخاب شدند. بازه زمانی آن بین سال های 1392 الی 1396 بوده است.

    یافته ها: 

    نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که سطح گرایش به نزاع و درگیری در سطح بالا (34 درصد)، متوسط (37 درصد) و پایین (29 درصد) است. نزاع دسته جمعی به عنوان متغیر وابسته اصلی، تاثیرپذیر از سرمایه اجتماعی (اندازه اثر = 213/0)، کنترل اجتماعی (اندازه اثر = 194/0)، نارضایتی اجتماعی (اندازه اثر = 189/0)، تعلق ایلی (اندازه اثر = 169/0) و اختلافات اجتماعی (اندازه اثر = 274/0) است.

    نتیجه گیری:

     پدیده نزاع و درگیری در جوامع سنتی از جمله استان اردبیل، از آن دسته آسیب هایی است که متاثر از سایر عوامل اجتماعی از جمله سرمایه اجتماعی، کنترل اجتماعی و اختلافات اجتماعی است که لازم است در استان اردبیل، این عوامل مورد توجه دستگاه های اجرایی و متولی امر قرار گیرد تا بتوانند با اقدامات مناسب از جمله تقویت سرمایه اجتماعی و کنترل تعلقات سنتی و نارضایتی و اختلافات اجتماعی، از تداوم و تشدید پدیده نزاع و درگیری دسته جمعی پیشگیری کنند.

    کلیدواژگان: نزاع دسته جمعی، اختلافات اجتماعی، تعلق ایلی، سرمایه اجتماعی، استان اردبیل
  • لیلا مصلحی*، محمد سلطان حسینی، مهدی سلیمی صفحات 69-90
    زمینه و هدف

    رفتارهای خشونت آمیز بین طرفداران تیم های فوتبال از مهم ترین کج روی ها و نابهنجاری هایی بوده است که در طی سالیان گذشته تا به امروز در میادین ورزشی رخ داده است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی راهکارهای پیشگیری از جرائم ناشی از خشونت تماشاگران فوتبال بود.

    روش شناسی:

     این پژوهش از لحاظ نوع، توصیفی و از لحاظ هدف، کاربردی است. راهکارها به دو دسته کلی وضعی و اجتماعی تقسیم بندی شد. مولفه های وضعی بر اساس مدل کلارک (2005) و مولفه های اجتماعی بر اساس مدل شاو و مکی (1992) طبقه بندی و پرسشنامه پژوهش بر این اساس طراحی گردید. آلفای کرونباخ کلی پرسشنامه 90/0 بود که نشان دهنده انسجام درونی مناسب پرسشنامه است و همچنین بر اساس تحلیل عاملی تاییدی، روایی پرسشنامه نیز تعیین گردید. جامعه آماری شامل مدیران ورزشی و اساتید هیئت علمی آگاه به حیطه پژوهش بود که از تمام جامعه آماری به صورت هدفمند و موارد در دسترس برابر با 117 نفر شامل 82 مدیر ورزشی و 35 عضو هیئت علمی، استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده گردید.

    یافته ها: 

    در اولویت بندی کلی، مولفه وضعی افزایش دشواری ارتکاب جرم با میانگین رتبه 71/4 در رتبه اول، مولفه اجتماعی بهبود امکانات رفاهی با میانگین رتبه 67/4 در رتبه دوم قرار گرفت و دو مولفه وضعی افزایش خطر و عدم تحریک ارتکاب جرم به ترتیب با میانگین رتبه 26/4 و 07/4 در رتبه های سوم و چهارم قرار گرفتند.

    نتیجه گیری: 

    در جهت اجرای راهکارهای پیشگیرانه باید ترکیبی از راهکارهای وضعی و اجتماعی، با تاکید بر راهکارهای وضعی بکار گرفته شود. برای دستیابی به نتایج مطلوب در مورد راهکارهای وضعی، افزایش دشواری ارتکاب جرم و در مورد راهکارهای اجتماعی، بهبود امکانات رفاهی باید در اولویت اقدامات قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پیشگیری از جرم، خشونت، تماشاگر فوتبال، پیشگیری وضعی، پیشگیری اجتماعی
  • محمدمهدی مظفری*، مهدی همایون فر، محرمعلی بلباسی صفحات 91-114
    زمینه و هدف

    آموزش، آگاه سازی و اقناع مردم از رویکردهای نوین، مشارکت حداکثری همه عناصر اجتماعی در فرایند تولید و بازتولید امنیت می باشد، که ماموریت اساسی نیروی انتظامی تدوین و اجرای آموزش های همگانی در تمامی سطوح جامعه می باشد. هدف این پژوهش واکاوی میزان اثربخشی آموزش های معاونت اجتماعی برآگاهی اجتماعی- انتظامی دانش آموزان مقطع متوسطه (مطالعه موردی شهر قزوین) است.

    روش شناسی:

     روش پژوهش حاضر، شبه تجربی بوده که جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده اند، حجم نمونه براساس نمونه گیری خوشه ای و جدول مورگان تعداد350 نفر انتخاب شده اند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه سازمان یافته (قبل از ارائه آموزش های همگانی و بعد از آن) استفاده شده است، روایی آن از طریق پانل متخصصان و پایایی با روش آلفای کرونباخ (79/0) محاسبه شد. داده ها به دست آمده از طریق آزمون های ناپارامتریک U مال ویتنی و کروسکال - والیس، T و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شده اند.

    یافته ها: 

    نتایج آزمون T نشان می دهد که میزان اثربخشی آموزش های معاونت اجتماعی بر آگاهی انتظامی - اجتماعی دانش آموزان در ابعاد (آگاهی از ماموریت و اقدامات آموزشی ناجا (3/3)، آشنایی با خطرات و تهدیدات (مواد مخدر، نزاع و درگیری و تصادفات) (2/3)، آشنایی با قوانین و مقررات (3/2)، علاقه به همکاری با معاونت اجتماعی (4/3)، استفاده از آموزش های در موقعیت های واقعی (9/1) و مراجعه به معاونت اجتماعی برای حل مشکلات (3/3)) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس یافته های آزمون کروسکال- والیس ارائه آموزش های در مقاطع تحصیلی مختلف در میزان آگاهی انتظامی - اجتماعی دانش آموزان تاثیر ندارد. در نهایت بر اساس آزمون واریانس یک طرفه تحصیلات والدین در ارائه آموزش های، موجب افزایش آگاهی انتظامی - اجتماعی دانش آموزان می شود. بنابراین کلیه فرضیه ها تحقیق مورد تایید قرار گرفت.

    نتیجه گیری: 

    نتایج پژوهش نشان داد، بکارگیری آموزش همگانی در پیشگیری از آسیب های اجتماعی موثر است و نیروی انتظامی با کمک سازمان های مرتبط می تواند با استفاده از آموزش های همگانی تهدیدهای ناشی از آسیب های اجتماعی را  کاهش دهد.

    کلیدواژگان: آموزش، معاونت اجتماعی، ارزیابی آموزش، آگاهی انتظامی - اجتماعی
  • حسن صمدزاده*، محمد سینا شهسواری، پروین دانشور، حسن خدابندلو، آرش قربانی سپهر صفحات 115-142
    زمینه و هدف

    امروزه، یکی از اصلی ترین نیازهای شهری وجود امنیت است. نبود امنیت باعث می شود سایر برنامه ریزی ها و اقدامات نیز در شهر به نتیجه مطلوب نرسد. اکثر ساکنان محلات و شهرهای سنتی، احساس امنیت بیشتری نسبت به ساکنان بخش های جدید شهری دارند. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش و میزان تاثیرگذاری اصول نسل دوم پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی در میزان احساس امنیت بافت تاریخی شهر سبزوار تاثیرگذار بوده است.

    روش شناسی:

     این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی است. داده‎ها و اطلاعات موردنیاز، از دو روش میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. برای سنجش تاثیر مولفه های نسل دوم پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی بر احساس امنیت شهروندان از تحلیل دومتغیره و رگرسیون چندگانه و از طریق آزمون رگرسیون خطی استفاده شد.

    یافته ها:

     ارزیابی مدل تحلیل همبستگی دومتغیره نشان داد که در گروه فرهنگ جمعی، متغیر میزان تمایل برای کمک به دیگران با ضریب همبستگی (181/0) و در گروه ارتباط با خارج از محله، متغیر میزان ارتباط با افراد دیگر در خارج از محله با (172/0)، در گروه آستانه ظرفیت نیز متغیر میزان احساس آسایش و عدم شلوغی با (201/0) و در زمینه شاخص همبستگی اجتماعی، متغیر میزان احتمال کمک افراد محله به شما در مواقع خطر با ضریب همبستگی (474/0) بیشترین تاثیر مستقیم را بر افزایش احساس امنیت داشته اند. همچنین نتایج رگرسیون خطی در زمینه تعیین میزان تاثیرگذاری هریک از مولفه های نسل دوم پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی حاکی از آن است که از بین مولفه ها، شاخص همبستگی اجتماعی با ضریب بتای (447/0) و آستانه ظرفیت با ضریب بتای (240/0)، دارای بیشترین تاثیر بر افزایش احساس امنیت بوده است؛ همچنین مولفه های فرهنگ جمعی (116/0-) و ارتباط با خارج از محله (038/0-) ارتباطی معکوس و منفی با احساس امنیت داشتند.

    نتیجه گیری: 

    بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه اول (ارتباط مولفه فرهنگ جمعی با احساس امنیت)، مشخص گردید که بیشترین ضریب همبستگی منفی (130/0-) بین این دو مولفه وجود داشته است و این فرضیه تایید نگردید. همچنین فرضیه دوم (ارتباط خارج از محله با احساس امنیت) به دلیل ضریب همبستگی منفی (038/0-)، رد گردید. نتایج نشان داد که فرضیه سوم (ارتباط آستانه ظرفیت با احساس امنیت) با ضریب همبستگی (240/0) تایید شد. همچنین فرضیه چهارم نیز (ارتباط همبستگی اجتماعی با احساس امنیت) به صورت بسیار قوی با ضریب همبستگی (447/0) تایید گردید.

    کلیدواژگان: احساس امنیت، اصول نسل دوم پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، بافت تاریخی، سبزوار
  • مطهره مهدوی*، علیرضا باقری، سکینه مهدوی، محمدعلی محمودی ساداتی صفحات 143-162
    زمینه و هدف

    نهادینه سازی ادب و اخلاقیات در سطح سازمان نیروی انتظامی به عنوان راهی برای ارتقای مشارکت مردمی و موفقیت پلیس و ایجاد خلاقیت و پویایی در سطح سازمان می باشد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین اخلاق و ادب کارکنان با تکریم ارباب رجوع در نیروی انتظامی شهرستان ساری می اشد.

    روش شناسی: 

    این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق تمامی کارکنان نیروی انتظامی شهرستان ساری می باشند و از بین این افراد 260 نفر را به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آماری استنباطی استفاده شده است.

    یافته ها:

     یافته ها نشان داده است که بین مولفه های اخلاق و ادب با مولفه های تکریم ارباب رجوع ارتباطات معناداری وجود دارد (sig= 0/000). همچنین در بین شاخص های مورد بررسی بین داشتن نظم و برنامه ریزی و تکریم ارباب رجوع با 251/0 با سطح 3 درصد بالاترین همبستگی را دارد.

    نتیجه گیری:

     با توجه به نتایج پژوهش مشخص شده است در بین شاخص های اخلاق و ادب؛ خوش رفتاری، نظم و برنامه ریزی و برخورد محترمانه مرتبط بیشترین تاثیر را بر رضایت ارباب رجوع دارد

    کلیدواژگان: اخلاق، ادب، پلیس، تکریم ارباب رجوع
  • سعید گودرزی* صفحات 163-190
    زمینه و هدف

    امروزه اهمیت امنیت برای جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست. امنیت دارای دو بعد عینی و ذهنی (احساس امنیت) است. پژوهش حاضر با هدف «بررسی تاثیر متغیرهای اجتماعی مرتبط با پلیس بر احساس امنیت اجتماعی در استان همدان» انجام گرفته است.

    روش شناسی: 

    پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع همبستگی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه ساکنان استان همدان تشکیل می د هند، که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 576 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند.

    یافته ها: 

    یافته ها نشان داد که احساس امنیت اجتماعی در استان همدان با میانگین 05/3 در حد متوسط است. پاسخگویان به ترتیب دارای بیشترین احساس امنیت در ابعاد امنیت مالی (17/3)، جانی (137/3)، شغلی (008/3) و اخلاقی (784/2) بوده اند. یافته ها بیانگر رابطه بین متغیرهای پیشگیری از وقوع جرایم توسط پلیس (27/0=β)، ارایه خدمات اجتماعی توسط پلیس (12/0=β)، رضایتمندی از پلیس (15/0=β)، همکاری و مشارکت با پلیس (23/0=β)، اعتماد به پلیس (10/0=β)و احساس آنومی (22/0-=β) با احساس امنیت اجتماعی هستند.

    نتیجه گیری

    سرمایه اجتماعی پلیسوتوانمندی و فعالیت اجتماعی پلیس رابطه مستقیمی با افزایش احساس امنیت اجتماعی در میان شهروندان دارد و با افزایش این متغیرهای اجتماعی مرتبط با پلیس، احساس امنیت شهروندان افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: رضایتمندی، اعتماد، احساس آنومی، مشارکت، احساس امنیت اجتماعی
|
  • Sayyad Darvishi *, Alireza Jazini, Reza Khodadad Pages 1-24
    Background and objectives

    Among the types of thefts, petty thefts, including financial crimes, are more common than other types of theft. The police, using the latest scientific methods, are trying to take effective preventive measures. The purpose of this study is to identify the police enforcement measures to prevent petty theft in Qom province.

    Methodology

    In terms of its objectives this study is of an applied research type and in terms of its nature it is considered as a descriptive-analytic study which has been conducted in qualitative method. The statistical population includes 15police elites who were selected using theoretical saturation method. To assure the validity, the opinions of the professors were employed and to test the reliability, the test-retest, comparability and reproducibility were conducted.

    Findings

    In total, 25 indicators were identified as police enforcement measures in the prevention of petty-theft, out of which 12 indicators (46.15%) were social prevention measures, 8 (30.77%) were law enforcement preventive measures, 4 (15.38%) as situational prevention and 1 (7.69%) as criminal prevention.

    Results

    In the field of social prevention some cases like informing citizens, in law enforcement prevention the identification and treatment of malicious people and providing adequate and up-to-date training to patrols; in situational prevention inaccessibility of public properties, the installation of cameras and equipment for image monitoring and reconstruction of worn-out textures, and in criminal prevention  the identification professional offenders, identification and intensification of deterrent punishment have been emphasized. Qom police need to provide plans to strengthen identified indicators by focusing on common social indicators in order to effectively prevent petty-theft offenses.

    Keywords: Crime Prevention, Petty theft, Police enforcement measures, Situational Prevention, social prevention
  • Yousef Mohammadi Moghaddam * Pages 25-46
    Background and objectives

    Jihadi management is a culture and ideology based on religious teachings. The most important motivation for healthy life and deterrent crime at the community level is the internal factors. The maturity of intra-individual jihadi management provides the inner strength to live a healthy life. Due to the importance of crime prevention in community health, the present study has presented a framework of soft systems for crime prevention with jihadi approach.

    Methodology

    The present study is one of the descriptive-analytical researches. In this regard, using the experts' opinions, we have implemented 7 steps of soft systems. In the approach of soft systems methodology, one does not deal with the problem itself but with the constituent factors. This research, by defining the root definitions, developing a conceptual model, comparing the real world with the conceptual world, and identifying solutions is to formulate jihadi management with a soft systems methodology approach to deal with existing problems.

    Findings

    The 7-step algorithm methodology of soft systems for utilizing jihadi crime prevention management suggests that crime prevention management in society interacts with people, police, and trustee organizations, with the emphasis on institutionalizing the culture of education among different strata, eliminating opportunities for committing a crime and raising the cost of crime in the cultural, social, economic and judicial environment is possible through the role of law enforcement and law enforcement agencies and overcoming restrictions.

    Results

    Utilizing the methodology of soft systems provided a comprehensive framework for crime prevention with jihadi approach in the law enforcement, so that concepts, worldviews, customers, processes, owners and constraints were identified.

    Keywords: Police, Jihadi management, Crime Prevention, Soft Systems
  • Mohammad Javanmard *, Taha Ashayeri, Hamid Hashemi Pages 47-68
    Background and objectives

    Conflicts in developing societies and evolving from the traditional to the modern societies are observed because of the shifting social values and the decline of the existing norms. Ardabil province has experienced many conflicts over the past years. Accordingly, the main purpose of this research is to explain the formation of collective strife and conflict in Ardabil province.

    Methodology

    The present study is a meta-analysis in terms of its methodology. Meta-analysis is a quantitative method in survey studies to achieve a certain effect size through the Cohen test. The statistical population of the study consisted of 19 authoritative research studies (articles, dissertations and theses) and 13 samples were selected after validity and reliability assessment. Its time span ranged from 2013 to 2017.

    Findings

    The findings show that the level of tendency to strife and conflict is high (34%), moderate (37%) and low (29%). Collective strife, as the main dependent variable, is influenced by social capital (effect size = 0.291), social control (effect size = 0.194), social dissatisfaction (effect size = 0.189), tribal attachment (effect size = / 169). 0) and social differences (effect size = 0.274).

    Results

    In the traditional societies such as Ardabil province, the strife and conflict is one of those damages that is influenced by other social factors such as social capital, social control and social disputes that are needed to be taken into considerations by the administrative and enforcement agencies to prevent the continuation and intensification of the phenomenon of collective strife using appropriate measures such as strengthening social capital and controlling traditional attachments and dissatisfaction and social differences.

    Keywords: Collective strife, Social disputes, Tribal attachment, social capital, Ardabil Province
  • Leila Moslehi *, Mohammad Soltanhoseini, Mahdi Salimi Pages 69-90
    Background and objectives

    Violent behaviors among football fans have been one of the most important aberrations and abnormalities that have occurred in sports fields over the past years. The purpose of the present study was to identify and prioritize strategies for preventing crimes caused by football fans' violence.

    Methodology

    This study is descriptive in terms of type and in terms of its objectives it is of an applied research. The solutions were divided into two general statuses of situational and social categories. Situational components were classified according to Clark (2005) model and social components based on Shaw and Mackie (1992) model and research questionnaire was designed accordingly. Cronbach's alpha for the questionnaire was 0.90, indicating appropriate internal consistency of the questionnaire and validity of the questionnaire was also determined based on confirmatory factor analysis. The statistical population consisted of sport managers and faculty members who were aware of the field of study. The samples were selected using purposive and convenient sampling method; 117 individuals, including 82 sport managers and 35 faculty members. One-sample t-test and Friedman test were used for data analysis.

    Findings

    In the overall ranking, the social component of increasing the difficulty of committing a crime with an average rating of 4.71 was ranked first; the social component of improving amenities with a mean rating of 4.67 was ranked second; and the two situational components of increasing the risk and not stimulating to committing a crime were ranked third and fourth with average rating of 4.26 and 4.07, respectively.

    Results

    In order to implement preventive strategies, a combination of situational and social strategies should be applied, with emphasis on situational strategies. To achieve optimal outcomes for situational remedies, increasing the difficulty of committing crimes, and for social remedies, improving the facilities must be taken into account as the priority measures.

    Keywords: Crime Prevention, Violence, Football spectator, Situational Prevention, social prevention
  • Mohammad Mahdi Mozaffari *, Mahdi Homayounfar, Moharramali Balbasi Pages 91-114
    Background and objectives

    Teaching, informing, and persuading people of new approaches are the maximum participation of all social elements in the process of production and reproduction of security, which is the primary mission of the law enforcement force in the formulation and implementation of public education at all levels of society. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of social deputy's education on social-law enforcement awareness of high school students (case study of Qazvin).

    Methodology

    The research method was quasi-experimental in which the statistical population of the study consisted of all the secondary school students who were studying in the academic year of 2016-2017. The sample size was 350 individuals based on cluster sampling method and Morgan table. A researcher-made questionnaire and a structured interview (before and after public education) were used for data collection. Its validity was calculated through a panel of experts and reliability was calculated using Cronbach's alpha (0.79). The data were analyzed by nonparametric U-Whitney and Kruskal-Wallis tests, T-test and one-way ANOVA.

    Findings

    The results of T-test show that there is a positive and significant relationship regarding the effectiveness of social support deputy teachings on the social-law enforcement awareness of students (awareness of the mission and educational measures of the I.R.I. Police (3.3), familiarity with the dangers and threats (drugs, conflict and strife and accidents) (2/3), familiarity with rules and regulations (2/3), interest in working with social support deputy (4/3), use of teachings in real situations (9/9) and referring to social support deputy for problem solving (3/3). Also, according to the results of Kruskal-Wallis test, providing teaching at different educational levels has no effect on students' socio-law enforcement awareness. Finally, based on the one-way ANOVA test of parental education, it increases students' socio-law enforcement awareness. Therefore, all the hypotheses of the study were confirmed.

    Results

    The results showed that the use of public education is effective in preventing social harm and law enforcement with the help of relevant organizations can reduce the threat of social harm by using public education.

    Keywords: Teaching, Social support deputy, Education Evaluation, Social-law enforcement awareness
  • Hassan Samadzadeh *, Mohammadsina Shahsavari, Parvin Daneshvar, Hassan Khodabandlou, Arash Ghorbani Sepehr Pages 115-142
    Background and objectives

    Today, one of the main urban needs is security. Lack of security causes other planning and actions in the city to fail. Most residents of traditional neighborhoods and cities feel more secure than residents of new urban areas. The purpose of this study was to investigate the role and extent of second generation crime prevention through environmental design in influencing the sense of security in the historical textures of Sabzevar.

    Methodology

    In terms of its objectives this study is of an applied research type and in terms of methodology it is considered as a descriptive-analytical study. The required data and information were collected using both field studies and documentary method. Bivariate analysis and multiple regression were used to assess the impact of second generation crime prevention through environmental design on citizens' sense of security through linear regression test.

    Findings

    Evaluation of Bivariate Correlation Analysis Model showed that in the collective culture group, the level of willingness to help others with the correlation coefficient of 0.181 and in the out-of-neighborhood communication group, the variable of the rate of out-of-neighborhood communication with 0.172, in the capacity threshold group, the variable of level of comfort and dissatisfaction with 0.020, and in the context of social solidarity index, the variable of the probability of helping people in times of danger with the correlation coefficient of 0.474 had the highest and direct impact on increasing the sense of security. Also the results of linear regression in determining the amount of impact of each of the second generation components of crime prevention through environmental design indicate that among the components, social correlation index with beta coefficient of 0.447 and capacity threshold with beta coefficient of 0.240 had the greatest effect on increasing the sense of security; also the components of collective culture (-0.06) and out-of-neighborhood communication (-0.038) had a negative and reverse relationship with sense of security.

    Results

    Based on the results of the first hypothesis test (the relationship between the component of collective culture with the sense of security), it was found that the highest negative correlation coefficient (-0.130) existed between the two components and this hypothesis was not confirmed. Also, the second hypothesis (out-of-neighborhood communication with a sense of security) was rejected because of the negative correlation coefficient (-0.038). The results showed that the third hypothesis (relation of capacity threshold with sense of security) with the correlation coefficient of 0.240 was confirmed. Also, the fourth hypothesis (correlation of social solidarity with sense of security) was very strongly confirmed with the correlation coefficient of 0.447.

    Keywords: sense of security, Second Generation Crime Prevention Principles through Environmental Design, Historical textures, Sabzevar
  • Motahareh Mahdavi *, Alireza Bagheri, Sakineh Mahdavi, Mohammad Ali Mahmoudi Sadati Pages 143-162
    Background and objectives

    Institutionalizing courtesy and ethics at the police force is a way to promote public participation and police success and to create creativity and dynamism at the organization level. The purpose of this study was to investigate the relationship between ethics and courtesy of staff members with clients honor in Sari police force.

    Methodology

    In terms of its objectives this study is of an applied research type and in terms of methodology it is considered as a descriptive-survey study. The statistical population of the study consisted of all law enforcement personnel of Sari city and 260 of them were selected as sample. Inferential statistical method was used for data analysis.

    Findings

    The findings showed that there was a significant relationship between ethics and courtesy with the client's honor (sig = 0.000). Also among the studied indices, the highest correlation (0.225 with 3% level) is between the order and planning and clients' honor.

    Results

    According to the results of the research, it has been found that among ethics and courtesy indices; good behavior, order and planning and respectful attitude have the most influence on clients' satisfaction.

    Keywords: Ethics, Courtesy, Police, Clients' honor
  • Saeid Goudarzi * Pages 163-190
    Background and objectives

    Today, the importance of security for society is not hidden from anyone. Security has two objective and subjective dimensions (sense of security). The purpose of this study was to investigate the effect of social variables related to police on sense of social security in Hamadan province.

    Methodology

    The research method was correlational and data collection tool was a researcher-made questionnaire. The statistical population of this study consisted of all residents of Hamadan province. 576 individuals were selected using cluster sampling method.

    Findings

    The findings showed that the sense of social security in Hamadan province was at an average level with the mean value of 3.05. Respondents had the highest sense of security in terms of finance (3.17), life (3.137), occupation (3.008) and ethics (2.784), respectively. Findings showed the relationship between the variables of crime prevention by police (β = 0.27), police social services (β = 0.12), satisfaction with police (β = 0.15), police cooperation and participation (β = 0.23), trust in police (β = 0.10), and sense of anomie (β = -0.22) with a sense of social security. In multivariate analysis, the studied variables explained 47% of the variance in the sense of social security (  = 0.47).

    Results

    Police social capital and police empowerment and social activity are directly correlated with increased sense of social security among citizens, and as these social variables related to police increase, citizens' sense of security increases.

    Keywords: satisfaction, Trust, Anomie, Participation, Sense of Social Security